فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۹۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
Employees' work behavior patterns are associated with their psychological status, especially in the face of work stressors. Among employees with healthy and unhealthy work behavior patterns, the present study aimed to compare psychological disorders and their symptoms in an industrial organization in Mashhad. Through convenience sampling, 144 employees were selected and responded to demographic information questionnaires, work-related behavior and experience patterns questionnaire (AVEM), and Symptom Checklist-90 (SCL-90). Data analysis was performed using a one-way analysis of variance in SPSS software version 26. The findings indicated that psychological symptoms and disorders were significantly higher in employees with unhealthy work behavior patterns, especially the burnout pattern, than in employees with healthy work behavior patterns. The findings highlight the importance of focusing on the mental health of employees who adopt unhealthy work behavior patterns in the face of occupational stressors. In line with existing research evidence, psychological intervention programs that include training in adopting healthy work behavior patterns and enhancing mental health impact employees' well-being and demand further research. Developing and implementing prevention policies and mental health programs in the workplace in favor of employees' well-being is associated with increased organizational productivity and community welfare.
The Role of Sleep Quality and Self – Efficacy in Job Burnout of Teachers
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the influence of teachers' sleep quality and self-efficacy on burnout in Iranshahr City. The statistical population for this study comprised all secondary high school teachers in Iranshahr city during the academic year 2023 – 2024. The sample consisted of 118 teachers who were chosen using the convenience sampling method. To gather the data, the job burnout questionnaires developed by Maslach, Jackson, and Leiter (1986), the Petersburg sleep quality questionnaire (1989), and the teacher self-efficacy questionnaire created by Schanen, Moran, and Woolfolk (2001) were utilized. To analyze the data, Pearson correlation and multiple regression were conducted, with all analyses carried out using SPSS software version 24. The results of the Pearson correlation coefficient indicated that emotional exhaustion and depersonalization had a negative correlation with comprehensive involvement, educational strategies, and class management (p<.01), while personal accomplishment showed a notable positive correlation with comprehensive involvement, educational strategies, class management, and sleep quality (p<.01). The overall model accounted for 24.7% of the variance in emotional exhaustion and 11% of the variance in depersonalization. Thorough involvement accounted for 14.5% of the variance in personal accomplishment, while sleep quality explained 9% of the variance in personal accomplishment.
نقش تعدیل کننده تاب آوری در رابطه بین بهزیستی روانشناختی و تعارض کار-خانواده، غنی سازی کار-خانواده و قصد ترک شغل
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کننده تاب آوری در رابطه بین بهزیستی روانشناختی با تعارض کار-خانواده، غنی سازی کار-خانواده و قصد ترک شغل بود. نمونه این پژوهش شامل 363 نفر(222 مرد و 141 زن) از کارکنان شرکت ملی حفاری ایران بود که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه های تعارض کار-خانواده، غنی سازی کار-خانواده، تاب آوری ، قصد ترک شغل، خشنودی شغلی، خشنودی خانوادگی و سلامت روان استفاده گردید. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسه مراتبی تعدیلی استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که بهزیستی روانشناختی رابطه منفی و معنی دار با تعارض کار-خانواده و قصد ترک شغل دارد و همچنین بهزیستی روانشناختی با غنی سازی کار-خانواده رابطه مثبت و معنی دار دارد. یافته های تحلیل رگرسیون تعدیلی، نقش تعدیل گر تاب آوری را در این روابط مورد تأیید قرار دادند.
تدوین الگوی ارتباطات سازمانی در جهت ارتقای رفتار سازمانی مثبت گرا در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بسیاری از سازمان های دولتی از فقدان وجود ارتباطات اثربخش در بین کارکنان در سطوح مختلف سازمانی رنج می برند و بسیاری از اقدامات و برنامه های سازمانی به همین دلیل به اهداف تعیین شده نمی رسند. رفتار سازمانی مثبت گرا یکی از زمینه هایی است که می تواند به بهبود کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند که تاکنون در تحقیقات علمی کمتر بدان پرداخته شده است. هدف تحقیق حاضر، ارائه الگوی ارتباطات سازمانی در راستای ارتقاء رفتار سازمانی مثبت گرا در سازمان های دولتی است. این تحقیق در زمره تحقیقات اکتشافی محسوب می شود. در مرحله کیفی تحقیق حاضر، از روش تحلیل تم و در مرحله کمی از روش الگو سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. در مرحله کیفی به منظور طراحی الگوی تحقیق با 24 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی که به صورت هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه شد. در مرحله کمی به منظور تأیید اعتبار مدل از 189 نفر از مدیران و خبرگان در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نظرخواهی به عمل آمد. روش نمونه گیری از نوع تصادفی ساده و ابزار گردآوری داده پرسش نامه بود. براساس یافته ها پنج بعد اخلاقی، انسانی، عملکردی، پرورشی و هیجانی برای ارتباطات سازمانی مثبت شناسایی شدند. همچنین سه دسته راهبرد شامل راهبردهای ارتباطی تسهیل گر، تعدیل گر و بسترساز برای ارتقای ارتباطات مثبت تعیین گردید. یافته های مرحله کمی نشان داد که مقادیر ضریب تعیین برای متغیر ارتباطات مثبت مقدار 524/0 و برای متغیر پیامدها 575/0 است که مقادیری مطلوب است. نتایج نشان داد بهره گیری از رفتار سازمانی مثبت گرا می تواند تأثیر قابل توجهی بر بهبود کیفیت و اثربخشی ارتباطات سازمانی داشته باشد که منجر به نتایج ارزشمندی در سطح فردی کارکنان و سازمان می شود.
تأثیر قالب های فکری جنسیتی بر عدم ارتقاء شغلی در کارکنان زن
حوزههای تخصصی:
هدف در این پژوهش بررسی تأثیر قالب های فکری جنسیتی بر عدم ارتقاء شغلی کارکنان زن است. پژوهش حاضر به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. آلفای کرونباخ محاسبه شده، بیانگر قابلیت اعتماد خوب پرسشنامه می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کارمندان زن در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران تشکیل می دهند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 149 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین عدم ارتقاء شغلی زنان و قالب های فکری جنسیتی رابطه وجود دارد. در میان متغیرهای زمینه ای، فقط سطح تحصیلات به عنوان عامل تأثیر گذار بر عدم ارتقاء شغلی زنان و قالب های فکری جنسیتی است.
The Predictive Role of Organizational Creativity Components in Job Burnout and Organizational Health of Secondary School Teachers
حوزههای تخصصی:
The creativity of employees is a key factor for achieving success in organizations and sustaining their competitive edge. Job burnout and poor organizational health are elements that can either hinder or foster organizational creativity; hence, the current study aimed to explore the predictive influence of components of organizational creativity on job burnout and the organizational health of high school educators. The study utilized a correlation-predictive research design. The study population consisted of all educators teaching in high schools in Zahedan City, Iran, during the academic year 2024-2025. From the aforementioned statistical population, a random cluster sampling method was used to select a sample of 150 teachers. To gather the data, Amabile's Organizational Creativity Questionnaire (2001), Maslach and Jackson's Burnout Questionnaire (1981), and Hoy and Feldman's Organizational Health Questionnaire (1996) were employed, and the data of this research were examined using Pearson's correlation test and stepwise regression through SPSS version 16 software. The correlation findings indicated a notable negative connection between the components of creativity (fluidity, flexibility, innovation, and expansion) and burnout, as well as a significant positive connection with organizational health (P<0.05). The regression analysis results indicated that within the organizational creativity elements, the innovation element displayed a predictive impact (Beta=-0.23) on burnout, while the expansion element exhibited a predictive influence (Beta=0.34) on organizational health (P<0.05). Consequently, due to the impact of organizational creativity on lowering burnout and enhancing organizational well-being, it is advised that practitioners focus closely on the creativity of teachers.
اثربخشی آموزش مجازی مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر تعارض کار-خانواده، سلامت عمومی، کیفیت زندگی و سلامت روان کارکنان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مجازی مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر تعارض کار-خانواده، سلامت عمومی، کیفیت زندگی و سلامت روان کارکنان انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان شرکت ذوب آهن اصفهان بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. در این پژوهش پرسشنامه های تعارض کار- خانواده، سلامت عمومی، کیفیت زندگی و سلامت روان مورد استفاده قرار گرفتند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مجازی شناختی-رفتاری بر متغیرهای تعارض کار-خانواده، سلامت عمومی، کیفیت زندگی و سلامت روان کارکنان تأثیر معنی داری داشته است. . لذا می توان نتیجه گرفت که آموزش مجازی مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری سبب کاهش تعارض کار-خانواده و افزایش سلامت عمومی، کیفیت زندگی و سلامت روان کارکنان شده است.
واکاوی نقش افسردگی بر بهزیستی این جهانی کارکنان با نقش میانجی انگیزش درونی، انگیزش بیرونی کنترل شده و بی انگیزگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به موضوعات روان شناسی و انگیزشی کارکنان یکی از موضوعات مهم در سازمان های دولتی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین افسردگی و بهزیستی این جهانی کارکنان با توجه به نقش میانجی گر سه متغیر انگیزش درونی، بیرونی کنترل شده و بی انگیزگی انجام شده است. این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی، از نوع توصیفی و با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری در این مطالعه 189 نفر از کارکنان سازمان های دولتی شهر شیراز بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها، روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS2 مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که افسردگی بر بهزیستی این جهانی کارکنان و انگیزش درونی تأثیر منفی و معنی دار، اما بر انگیزش بیرونی کنترل شده و بی انگیزگی تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین انگیزش درونی و انگیزش بیرونی کنترل شده تأثیر مثبت و معنی داری بر بهزیستی این جهانی کارکنان دارند. رابطه افسردگی بر بهزیستی این جهانی کارکنان نیز به وسیله سه متغیر میانجی انگیزش درونی، انگیزش بیرونی کنترل شده و بی انگیزگی مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به این که کارکنان در سازمان ها نیاز به توانایی روانی بالایی دارند، وجود حالت افسردگی منجر به کاهش این توانایی می گردد و از طرف دیگر احساس بهزیستی این جهانی کارکنان را کم رنگ می نماید. زمانی که شرایط لازم برای انگیزش کارکنان فراهم گردد، بهزیستی این جهانی بالاتری در آن ها به وجود خواهد آمد. این پژوهش برای اولین بار تلاش کرد افسردگی و تأثیر آن بر انگیزش درونی، انگیزش بیرونی کنترل شده، بی انگیزگی و بهزیستی این جهانی کارکنان را مورد سنجش قرار دهد.
شناسایی عوامل مؤثر بر تاب آوریِ منابع انسانی در شرایط بحران کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاب آوری مفهومی است که در سالیان اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است؛ همزمان که خطرات مختلفی در کشورها از قبیل بلایای طبیعی، بحران های اقتصادی و اخیراً بیماری همه گیر و خطرناک کووید-19 شکل گرفت. هدف این تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر بر تاب آوری منابع انسانی در شرایط بحران کووید-19 در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب است. در این تحقیق بنیادی-کاربردی از نظر هدف و توصیفی-پیمایشی از لحاظ روش، ابتدا با مروری عمیق بر پیشینه قبل و بعد از کووید-19 در زمینه تاب آوری منابع انسانی، عوامل فردی، سازمانی و محیطی موثر تاب آوری منابع انسانی به روش فراترکیب (روش هفت مرحله ای ساندولوسکی و باروسو) استخراج گردید. پس از انجام مصاحبه با خبرگان (به تعداد ۲۰ نفر از افراد آشنا به موضوع تاب آوری منابع انسانی و محیط شرکت مورد پژوهش)، نتایج مطالعات مرحله قبل، تعدیل و مدل مفهومی ارائه و سپس با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته، شاخص های استخراج شده در جامعه مورد پژوهش در شرایط بحران کووید-19 آزمون شد. پایایی پرسش نامه طراحی شده با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ و روایی محتوایی آن بر اساس نظرات تنی چند از اساتید تأیید گردید. جامعه آماری تحقیق، شامل 10000 نفر از کارکنان شرکت مورد تحقیق بوده که از میان آنها به روش نمونه گیری تصادفی ساده، مطابق جدول مورگان، حجم نمونه 373 نفر تعیین شد. بر مبنای نظرات خبرگان، 17 بُعد برای عوامل مؤثر فردی، سازمانی و محیطی برای تاب آوری منابع انسانی در شرایط بحران کووید-19 در جامعه مورد پژوهش استخراج که مبنای مدل مفهومی گردید. سپس مدل های اندازه گیری، ساختاری و کلی الگوی استخراج شده با بهره گیری از شاخص های برازش، مورد تایید قرار گرفت. ضمناً فرضیه ها با استفاده از تحلیل مسیر، مثبت و معنی دار گزارش شد. طبق نتایج حاصل، مدل به دست آمده در این پژوهش را می توان به عنوان الگویی مناسب برای بهره گیری کارکنان جامعه مورد پژوهش از تهدید کووید-19 به عنوان یک فرصت معرفی نمود.
Does Stress Coping Strategies Predict the Quality of Life and Life Satisfaction among University Employees?
حوزههای تخصصی:
The aim of the current research was to examine how stress coping strategies predict quality of life and life satisfaction among staff at Sistan and Baluchestan University. A total of 94 employees from the University of Sistan and Baluchestan, Iran were chosen using a simple sampling method. To gather data, the Coping Inventory for Stressful Situations (CISS) by Endler & Parker (1990a), Huebner's Life Satisfaction Scale (1994), and the WHOQOL BREF Quality of Life Questionnaire were utilized. The data was analyzed using Pearson and multiple stepwise regression. The findings indicated a significant negative correlation between the avoidant approach to stress management and quality of life (r=.243, p<.01), whereas the problem-focused and emotion-focused strategies did not show a significant link with quality of life and satisfaction with life. The avoidant coping style accounted for 5.9% of the variance in quality of life. The other coping styles were excluded from the regression and did not make it into the regression equation. Avoidant style (Beta=.525, p=.0001) exhibited a negative and significant relationship with quality of life. It is determined that avoidant-oriented coping was a negative unique predictor of the employees' quality of life.
اثر چابکی سازمانی بر توانمندسازی سازمانی: نقش میانجی توانمندسازی روان شناختی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر چابکی سازمانی بر توانمندسازی سازمانی با توجه به نقش میانجی توانمندسازی روان شناختی بود.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان خراسان رضوی بود که با توجه به تعداد محدود جامعه آماری، کل جامعه به عنوان نمونه آماری پژوهش (200 نفر) انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Smart PLS3 استفاده شد. یافته ها نشان داد که چابکی سازمانی اثر مثبت معنی داری بر توانمندسازی روان شناختی و توانمندسازی سازمانی دارد. همچنین، توانمندسازی روان شناختی دارای اثر مثبت معنی دار بر توانمندسازی سازمانی بود. نتایج مربوط به اثر غیرمستقیم چابکی سازمانی بر توانمندسازی سازمانی از طریق توانمدسازی روان شناختی نیز مورد تأیید قرار گرفت.
مقایسه سه مدل رابطه تجدید قوا و چهار نوع سنجش هفته ای عملکرد (تلاش، رفتار شهروندی سازمانی، کنشمندی و عملکرد وظیفه)
حوزههای تخصصی:
به تازگی اهمیت تجدید قوا و پیامد و تأثیر آن بر رفتار کاری مورد توجه قرار گرفته است. تجدید قوا فرآیندی برای ذخیره منابع از دست رفته می باشد. مطالعات قبلی به بررسی رابطه تأثیر فوری تجدید قوا بر عملکرد کارکنان در همان روز پرداخته اند. در این پژوهش اطلاعات در سه هفته از 140 کارمند در سه شرکت صنعتی جمع آوری شد. پژوهش حاضر رابطه میان میزان تجدید قوای فرد در آغاز هفته کاری و ساختار چند سطحی عملکرد یعنی کنش مندی فردی، رفتار شهروندی سازمانی ، تلاش و عملکرد وظیفه را در سطح سازمان بررسی می کند. یافته ها نشان داد کارمندانی که بخوبی تجدید قوا شده باشند، عملکرد وظیفه ای هفته ای، ابتکار شخصی (رفتار کنش مند) و رفتار شهروندی سازمانی در تمام طول هفته افزایش می یابد و اگر تجدید قوا در پایان هفته بخوبی صورت پذیرد فرد برای انجام عملکرد خود نیاز به صرف تلاش کمتری خواهد داشت. معمولاً افراد برای جلوگیری از کاهش عملکرد خود تلاش بیشتری در کار خواهند داشت و بنابراین استرس و فشار بیشتری را تجربه می کنند. هم سازمان ها و هم کارکنان در مزایای تجدید قوا سهیم هستند. به این صورت که کارکنان دیگر ناخواسته متحمل زحمت و فشار کار نمی شوند و سازمان ها نیز در عملکرد وظیفه، رفتار شهروندی سازمانی و کنش مندی فردی کارکنانشان بهبود خواهند دید.
حمایت سازمانی و سرمایه روان شناختی به عنوان پیش بین های عملکرد انطباقی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه حمایت سازمانی و سرمایه روان شناختی با عملکرد انطباقی انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان یکی از بیمارستان های خصوصی شهر اصفهان به تعداد 400 بود. از این جامعه آماری تعداد 212 نفر به شیوه در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های حمایت سازمانی، سرمایه روان شناختی و عملکرد انطباقی بودند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه (به شیوه گام به گام) تحلیل گردید. نتایج نشان داد که تنها بین سرمایه روان شناختی با عملکرد انطباقی رابطه معنی دار وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام نشان داد که سرمایه روان شناختی توانست تا 13 درصد از واریانس عملکرد انطباقی را تبیین نمایند. بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گیری نمود که از طریق بهبود و ارتقای سرمایه روان شناختی می توان عملکرد انطباقی کارکنان سازمان ها را افزایش داد.
اثربخشی آموزش هوش سازمانی بر بهره وری سازمانی و جامعه پذیری سازمانی
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش هوش سازمانی بر بهره وری سازمانی و جامعه پذیری سازمانی کارکنان دچار استرس شغلی بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش شامل 40 نفر کارکنان تحت استرس بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه گمارش شدند (20 نفر در هر گروه). ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های استرس شغلی، بهره وری و جامعه پذیری سازمانی بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش هوش سازمانی باعث افزایش بهره وری و جامعه پذیری سازمانی کارکنان تحت استرس شده است.
رابطه بین ابعاد جو کاری مشارکتی با تعهد سازمانی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر یکی از مهم ترین چالش های اساسی مدیران منابع انسانی حفظ کارکنان توانمند به منظور ایجاد موفقیت سازمان و استفاده بهینه از آن هاست؛ این پژوهش با هدف، بررسی رابطه بین جو مشارکتی با تعهد سازمانی کارکنان در یک واحد نظامی انجام شده است. جامعه آماری، کارکنان حوزه ستادی یک واحد نظامی بود که از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده، 184 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه جو مشارکتی و پرسش نامه تعهد سازمانی استفاده شد. طرح پژوهش از نوع همبستگی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) بود. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS صورت گرفت. یافته ها نشان داد که جو مشارکتی و ابعاد آن (فرهنگ مشارکت در سازمان، حمایت گروه های کاری، نگرش کارکنان و نظارت مداوم) بر تعهد سازمانی یک واحد نظامی تأثیر مثبت و معنی داری می گذارد. مطابق با یافته های پژوهش حاضر، مادام که در یک واحد نظامی فرهنگ مشارکت و کمک و همکاری حاکم باشد می توان انتظار داشت که تعهد سازمانی کارکنان افزایش یابد. هر چقدر تیم سازی و حمایت از گروه های کاری در این واحد نظامی به خوبی صورت گیرد، این فضای همکاری گروه های کاری باعث اثربخشی تعهد سازمانی در این سازمان می شود.
سنجش ادراک معلمان از سبک رهبری بصیر و اثر آن بر بهزیستی روان شناختی: نقش میانجی استحکام ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معلمان نقش مهمی در تربیت سرمایه های انسانی هر جامعه ای دارند و تربیت سرمایه انسانی از مهم ترین وظایف آن هاست، لذا پرداختن به موضوع بهزیستی روان شناختی آنان و ارتقای آن، از مسائل ضروری به حساب می آید. بنابراین، انتظار می رود که سبک رهبری مدیران در سازمان ها و مؤلفه های مربوط به آن در ارتباطات، روحیه، انگیزش، رضایت و بهزیستی روان شناختی معلمان اثرگذار باشد. لذا هدف پژوهش حاضر، سنجش ادراک معلمان از سبک رهبری بصیر و تأثیر آن بر بهزیستی روان شناختی آنان با نقش میانجی استحکام ذهنی بود. پژوهش حاضر، توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری شامل معلمان شهر کاشان در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 3252 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم 344 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از سه پرسش نامه استاندارد سبک رهبری بصیر، بهزیستی روان شناختی و استحکام ذهنی استفاده شد. پایایی پرسش نامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای رهبری بصیر 0/99، بهزیستی روانشناختی 0/82 و استحکام ذهنی 0/94 به دست آمد. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و ایموس در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام گردید. نتایج نشان داد میانگین ادراک معلمان از سبک رهبری بصیر (3/56) بالاتر از حد متوسط (3)، میانگین بهزیستی روان شناختی (82/65) بالاتر از حد متوسط (63) و میانگین استحکام ذهنی (45/93) بالاتر از حد متوسط (42) است. ضرایب تحلیل مسیر متغیرها نشان داد اثرات کل رهبری بصیر روی بهزیستی روانشناختی 0/96، رهبری بصیر روی استحکام ذهنی 0/50 و استحکام ذهنی روی بهزیستی روان شناختی 0/95 بود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، سازمان های آموزشی می توانند با توسعه سبک های رهبری و اتخاذ سبک های رهبری مناسب، مانند سبک رهبری بصیر که برای اهداف مراکز آموزشی مناسب تر است، بهزیستی روان شناختی کارکنان را بهبود بخشند.
تأثیر بیماری های اسکلتی عضلانی بر تمایل به چرخش شغل با توجه به نقش میانجی استرس شغلی و نقش تعدیل گر ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماهیت جوامع کنونی به وسیله سازمان ها به اشکال مختلف و با اهداف گوناگون تأسیس و سازماندهی می شود، اما بدون تردید همه آن ها بر پایه تلاش های جسمی و روانی منابع انسانی خود اداره و هدایت می شوند. در سازمان ها بروز بعضی عوامل مانند شرایط پراسترس محیط کاری، آسیب های جسمی و برخی عوامل دیگر باعث می شود کارکنان تصمیم به جابجایی در شغل بگیرند. هدف پژوهش حاضر بررسى تأثیر بیماری های اسکلتی عضلانی بر تمایل به چرخش شغل با توجه به نقش میانجی استرس شغلی و نقش تعدیل کنندگی ذهن آگاهی آتش نشانان اداره بنادر و دریانوردی کل کشور بود. این پژوهش توصفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه آتش نشانان اداره بنادر و دریانوردی کل کشور هستند که تعداد آن ها 598 نفر بود. روش نمونه گیری در این تحقیق از نوع نمونه گیری خوشه ای است. حداقل تعداد نمونه در این پژوهش 280 نفر تعیین شد. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسش نامه های استاندارد اسکلتی-عضلانی، ذهن آگاهی، استرس شغلی و چرخش شغل در نظر گرفته بود. برای بررسی روایی پرسش نامه ها از ضرایب روایی همگرا و واگرا استفاده شد. پایایی پرسشانامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها روش الگویابی معادلات ساختارى و نرم افزار Smart PLSمورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیماری های اسکلتی-عضلانی بر استرس شغلی تأثیر مثبت دارد، بیماری های اسکلتی-عضلانی و استرس شغلی بر چرخش شغل تأثیر مثبت دارد. بیماری های اسکلتی-عضلانی از طریق استرس شغلی بر چرخش شغل تأثیر دارد. ذهن آگاهی تأثیر بیماری های اسکلتی-عضلانی بر استرس شغلی را تعدیل می کند. لذا می توان نتیجه گیری کرد که بیماری های اسکلتی-عضلانی با توجه به نقش استرس شغلی و ذهن آگاهی در بروز تمایل فرد به چرخش شغل تأثیر می گذارد. همچنین، این مطالعه، تایید می کند که درد فیزیکی واقعی را می توان با ذهن آگاهی فرد کاهش داد.
اثر فعالیت آخر هفته بر خشنودی شغلی کارکنان با نقش میانجی استرس شغلی، بهزیستی روان شناختی و خودکارآمدی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی اثر فعالیت آخر هفته بر خشنودی شغلی با نقش میانجی استرس شغلی، بهزیستی روان شناختی و خودکارآمدی شغلی در میان پرستاران بیمارستان شهید یحیی نژاد بابل، استان مازندران بود. این تحقیق از نظر ماهیت توصیفی - پیمایشی و از نظر هدف کاربردی و روش گردآوری داده ها به روش پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پرستاران بیمارستان شهید یحیی نژاد استان مازندران به تعداد 182 نفر می باشد. روش نمونه گیری، تصادفی -طبقه ای بود؛ بدین صورت که ابتدا بخش های بیمارستان، به عنوان طبقه در نظر گرفته شد. حجم نمونه مناسب، طبق جدول مورگان 118 است اما با توجه به نسبت گیری جهت و گرد کردن به سمت بالا، تعداد کل نمونه 122 نفر شده است. داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه های فعالیت آخر هفته (2020) . Jeong et al استرس شغلی اسیپو (1987) Osipow & Spokan بهزیستی روان شناختی فرم کوتاه شده (Ryff et al. (2008 خودکارآمدی شغل (1994) Riggs & Knight و خشنودی شغلی (1969) Smith et al. جمع آوری شده است. برای ارزیابی روایی از روایی ساختاری، روایی همگرا و روایی واگرا و برای محاسبه پایایی از پایایی ترکیبی (CR) و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تأییدی و روش الگویابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد فعالیت آخر هفته بر استرس شغلی (76/30 t=، 87/0-=β)، استرس شغلی بر بهزیستی روان شناختی (02/ t=، 94/0-=β) و خودکارآمدی (36/2 t=، 44/0-=β) تأثیر دارد، بهزیستی روان شناختی بر خودکارآمدی شغلی (37/2 t=، 43/0=β) تأثیر مثبت دارد و بهزیستی روان شناختی (001/3 t=، 45/0=β) و خودکارآمدی شغلی (54/2 t=، 42/0=β) هر دو بر خشنودی شغلی کارکنان تأثیر مثبت دارند. با توجه به نتایج که نشان دهنده اهمیت فعالیت آخر هفته بر واکنش های عاطفی و رفتاری کارکنان در محیط کار می باشد ، لذا پیشنهاد می شود در راستای فراهم کردن شرایطی برای پرستاران به منظور گذراندن آخر هفته با فعالیت های متناسب با روحیه آن ها اقداماتی صورت گیرد.
ساخت و استانداردسازی مقیاس اهمال کاری سازمانی
حوزههای تخصصی:
ساخت و استانداردسازی مقیاس اهمال کاری سازمانی هدف این پژوهش بود. این مطالعه از جمله پژوهش های اکتشافی و توسعه ای-کاربردی است. داده ها از مقیاس های محقق ساخته اهمال کاری سازمانی و سهل انگاری اجتماعی در نمونه ای با حجم 503 نفر که به صورت تصادفی چندمرحله ای از بین کارکنان سازمان های استان تهران انتخاب شدند، به دست آمد و با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی بررسی شدند. ضرایب پایایی بازآزمایی و همسانی درونی کل مقیاس به ترتیب برابر با 75/0 و 89/0 بود. ضریب همبستگی نمره کل این مقیاس با مقیاس سهل انگاری اجتماعی 63/0 محاسبه شد که بیانگر روایی همگرای مناسب مقیاس محقق ساخته است. تحلیل عاملی گویه ها از نوع اکتشافی برای بررسی روایی سازه، بیان گر این بود که بیش از 47 درصد واریانس نمرات با مقیاس ساخته شده، تبیین می شود. پس از چرخش عوامل، همبستگی میان هر گویه با هر عامل در بهترین حالت مشخص شد، که بر اساس آن سه عامل نام گذاری شدند. تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل سه عاملی این مقیاس در جامعه موردنظر برازش دارد. می توان از این مقیاس معتبر و روا برای سنجش و بررسی اهمال کاری سازمانی استفاده کرد.
تحلیل تأثیر ساختار سازمانی بر بهداشت روانی کارکنان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر بهداشت روانی کارکنان آموزشکده های فنی و مهندسی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان آموزشکده فنی مهندسی کرمانشاه (125نفر) است که به صورت سرشماری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارگردآوری داده ها شامل پرسشنامه ساختار سازمانی و پرسشنامه بهداشت روانی (SCL-90- R) بود. با استفاده از ضریب همبستگی،T- test و آزمون کروسکال والیس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین ابعاد مختلف ساختار سازمانی با بهداشت روانی رابطه معنی دار وجود دارد. بین ساختار سازمانی با اضطراب، افسردگی و وسواس کارکنان همبستگی منفی معنی دار وجود دارد. لذا آموزش بکارگیری سبک های مدیریت برپایه ساختار و در نتیجه رشد و توسعه راهبری نیروی انسانی در آموزشکده فنی به منظور دستیابی به جامعه مهندسی سالم پیشنهاد می گردد.