ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۲٬۸۹۷ مورد.
۱۹۶۱.

صورت جوهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳۹ تعداد دانلود : ۱۱۳۴
عنوان بحث در این مقاله صورت جوهری است. این مقاله تحلیلی است مبتنی بر کتاب زتا. ارسطو این اصطلاح یعنی صورت جوهری را به کار نمی برد، اما ما آن را صورت جوهری می نامیم. بحث صورت در فلسفه ارسطو یکی از مهم ترین مباحث فلسفی به شمار می رود، زیرا موجودیت هر چیزی به صورت آن است نه هیولای اولی، زیرا هیولای اولی چیزی است بالقوه و یک شی منحاز و مستقل نیست و نمی تواند مشارالیه « این» قرار گیرد. اما صورت یک شی منحاز و مستقل است و می تواند مشارالیه «این» قرار گیرد و صورت است که به هیولای اولی تشخص می دهد. از میان اقسام جوهر، صورت مهم ترین آنها تلقی می شود، چون مرحله فعلیت است در این مقاله نیز بحث می شود که ما در مورد صورت جوهری هم واژه« this» به کار می بریم و هم واژه «such» را. این مقاله نشان می دهد که به کار بردن هر دو واژه مزبور در مورد صورت، درست است. لازم به یادآوری است که واژه « this » در مورد جزیی و واژه such در مورد کلی به کار می رود.
۱۹۶۲.

منطق پارادوکسی اندیشه ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰۰ تعداد دانلود : ۱۶۸۲
مقاله حاضر با توصیف این پیش فرض آغاز می شود که فلسفه غرب همواره با گفتمان تقابلی سخن گفته است. یعنی همواره تعاریف براساس غیاب وحضورواین که پدیده های عالم دو قطبی هستند شکل گرفته اند. در برابر، نگارنده ادعا می کند که ژاک دریدا(Jacques Derrida) فیلسوف فرانسوی(2004-1930) با به چالش گرفتن منطق کلامی فلسفه غرب از عصرافلاطون تا به امروز، منطقی نوین برای طرح مباحث فلسفی خود بر می گزیند. این منطق را منطق پارادوکسی(منطق تناقض نما) نامیده ام و در این تحقیق به تشریح آن از طریق شرح چند اصطلاح مهم درفلسفه واسازی(deconstruction) دریدا خواهم پرداخت. طرح این مسئله(این که منطق کلامی اندیشه دریدا چیست و با منطق کلامی متداول درفلسفه غرب چه تفاوتی دارد) می تواند پایه نخست و در واقع پیش نیازی برای طرح فلسفه واسازی محسوب گردد.
۱۹۶۴.

وجود فی نفسه در فلسفه سارتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۲۳
سارتر خود را نه رئالیست مى‏داند و نه ایدئالیست. او، به عنوان یک پدیدار شناس، از سویى معتقد است که واقعیتى به نام نومن در پس فنومنها یا پدیدارها قرار ندارد و از سوى دیگر پدیدارها را متکى به آگاهى یا فاعل شناسا نیز نمى‏داند. پدیدارها خود تکیه‏گاه خود هستند. بدین ترتیب، ما با دو نوع وجود مواجه مى‏شویم که یکى آگاهى و دیگرى متعلقات آگاهى یا پدیدارهاست. سارتر نوع اول را «وجود لنفسه» و نوع دوم را وجود «فى نفسه» مى‏نامد. از نظر او، وجود فى نفسه سه ویژگى اصلى دارد: 1- هست 2- در خودش است 3- هست آنچه هست. در این مقاله ابتدا رهیافت پدیدار شناسانه سارتر - که بر اساس آن وجود را به دو نوع بنیادى تقسیم مى‏کند- و بعد سه ویژگى اصلى وجود فى نفسه توضیح داده مى‏شود
۱۹۶۶.

قرارداد اجتماعی در آرای اصحاب کلاسیک و جدید آن

۱۹۶۷.

دیالکتیک در فلسفه افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶۸ تعداد دانلود : ۱۹۲۶
از مفاهیم بنیادین "نظام فلسفی" افلاطون، به معنای وسیع کلمه که شامل هستی شناسی، معرفت شناسی، اخلاق، سیاست و جز اینهاست، "دیالکتیک" است. افلاطون این مفهوم را، به عنوان یک روش، از سقراط به ارث برده و در طول پنجاه سال فعالیت فلسفی خویش تغییراتی تکاملی در محتوا و صورت آن به وجود آورده است. تنوع موضوعات بحث، در محاورات گوناگون افلاطون گاهی اجازه نمی دهد که خوانندگان آثار او به راحتی بتوانند تمامی معانی دیالکتیک را با یکدیگر وفق دهند. این مقاله معانی دیالکتیک را در بسترهای گوناگونی که افلاطون به ایراد سخن پرداخته است پیگیری میکند و به بیان ارتباط آنها با یکدیگر و با سایر قسمتهای فلسفه افلاطون می پردازد.
۱۹۷۱.

مدرنیسم ، پسا مدرنیسم و معمای هویت

۱۹۷۲.

سه الگوی هنجار دموکراسی

۱۹۷۵.

نقد مدل هرمنوتیکی مدل اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۶۳
این‌ مقاله‌ درصدد تبیین‌ و نقد نظریة‌ هرمنوتیکی‌ دیوید تریسی‌ است. تریسی‌ در مقام‌ ارائة‌ نظریة‌ خود، نگرش‌ گادامر را محور سخن‌ خود قرار داده‌ و در تکمیل‌ نقایص‌ آن‌ می‌کوشد. در جهت‌ این‌ هدف، وی‌ خوشبینی‌ بیش‌ از حد گادامر به‌ سنت‌ را مورد انتقاد قرار داده، هرمنوتیک‌ بدگمانی‌ را بر پاره‌ای‌ موارد لازم‌ شمرده‌ و عنصر (تبیین) را نیز بر آن‌ می‌افزاید. مقالة‌ حاضر در مقام‌ پاسخ‌ به‌ این‌ پرسش‌ است‌ که‌ آیا اصلاحاتی‌ که‌ تریسی‌ دربارة‌ مدل‌ هرمنوتیکی‌ گادامر انجام‌ داده‌ است‌ می‌تواند آن‌ را مدلی‌ قابل‌ قبول‌ سازد.
۱۹۷۷.

‌دیدگاه‌های‌ چارلز پیرس‌ دربارة‌ صدق‌ و اهداف‌ پژوهش‌(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) سایر جریان ها پراگماتیسم
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۶۶۳۲
بررسی‌ دست‌نوشته‌های‌ چارلز پیرس‌ نشان‌ می‌دهد پس‌ از 1870 وی‌ می‌کوشد تا در دیدگاه‌هایش‌ درباره‌ واقعیت‌ بازنگری‌ کند. او از برخی‌ مشکلات‌ آگاه‌ بود و در جستجوی‌ نظریه‌ای‌ بود تا بتواند از آنها اجتناب‌ کند. وی‌ در دو مقالة‌ معروف‌ خود که‌ در سال‌ 1877 و 1878 نگاشت‌ اظهار نمود که‌ از آرای‌ گذشته‌اش‌ ناراضی‌ است. هنگامی‌ که‌ در 1890 به‌ بازبینی‌ مسائل‌ معرفت‌شناختی‌ پرداخت‌ مبناهای‌ جدیدی‌ را برای‌ نظریه‌اش‌ درباره‌ واقعیت‌ مطرح‌ ساخت. در این‌ مقاله، دیدگاه‌های‌ متقدم‌ و متاخر پیرس‌ درباره‌ صدق‌ و واقعیت‌ بررسی‌ می‌شود. در این‌ بررسی‌ها، نظریة‌ پراگماتیستی‌ صدق‌ وی‌ نیز تبیین‌ خواهد شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان