فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف رابطه بین آرزوها و رضایت زندگی با تأکید بر مقایسه مدل اسلامی عملکرد آرزوها و نظریه خودمختاری در زمینه آرزوها انجام شد. روش پژوهش بر پایه داده های کتابخانه ای و میدانی استوار بود و نمونه آماری آن شامل 250 دانشجو بوده، که از روش نمونه گیری در دسترس از بین دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در بخش کتابخانه ای منابع دست اول اسلامی و در بخش میدانی پرسشنامه های شاخص آرزو گروزت و همکاران (2005) و رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985) بودند. مرور منابع نشان داد که در منابع روان شناختی دست کم به سه دیدگاه درباره رابطه آرزوها و رضایت زندگی می توان دست یافت؛ وجود رابطه، عدم رابطه، و رابطه دوگانه براساس آرزوهای درونی−بیرونی. نظریه خودمختاری به تأثیر مثبت آرزوهای ذاتی بر رضایتمندی زندگی و در مقابل به تأثیر منفی آرزوهای بیرونی اذعان دارد. براساس مدل اسلامی عملکرد آرزو مشتمل بر دو خرده سیستم رویکردیِ عقل مدار و اجتنابیِ جهل مدار بوده، و به واسطه سه فرایند بسط أمل، قصر أمل و طول أمل به فعالیت می پردازد؛ رابطه آرزوها و رضایت زندگی فرایندی دوگانه دارد؛ در فرایند نخست با میانجی گری سازه عقل، آرزوها نقش افزایشی در رضایت زندگی داشته و در فرایند دوم با میانجی گری سازه جهل، آرزوها نقش کاهشی در رضایت زندگی دارد. نتایج این پژوهش در بخش میدانی، مهر تأییدی بر دیدگاه اسلام در زمینه رابطه آرزوها و رضایت زندگی است.
مدل مفهومی انسان کریم بر اساس منابع دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
کرامت مفهومی اساسی در متون دینی، اخلاقی و روانشناسی است و مبنایی تعیین کننده برای تعالی و رشد انسان به شمار می رود. هدف این پژوهش تدوین مدل مفهومی انسان کریم بر اساس منابع دینی است و در پی آن است تا ویژگی های انسان کریم را در منابع اسلامی شناسایی کند. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی و مبتنی بر روش فهم روان شناختی متون دینی است. یافته های پژوهش نشان داد که در مدل مفهومی انسان کریم دو ویژگی حیا و صبر ویژگی های زیربنایی برای رفتار کریمانه به شمار می آیند و این دو ویژگی مبنای شکل گیری رفتار فرد کریم در سه ساحت؛ مواجهه با امکانات، مواجهه با نیازها و روابط بین فردی است. بر اساس مدل پیشنهادی مشخص شد که در هر ساحت ویژگی های منشی مختلفی همچون قناعت برای ساحت مواجهه با امکانات؛ جود، احسان و ایثار برای ساحت مواجهه با نیازها؛ و حسن خلق، شکر، وفا، عفو، صفح، غفران، کظم غیظ، تغافل و انخداع برای ساحت روابط بین فردی وجود دارد که رفتار کریمانه را در همه این ساحت ها موجب می شود. نتیجه آن که وجود مجموعه این ویژگی ها و خصوصیات رفتاری، الگوی انسان سالم را از منظری روان شناختی فراهم می آورد که فرد را در مواجهه با مشکلات توانمند می سازد.
هوش معنوی و تأثیر آن بر عملکرد کارکنان پلیس (مطالعه موردی فرماندهی انتظامی شهرستان بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۱ بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۱
63 - 78
حوزههای تخصصی:
مقدمه: «هوش معنوی» یکی از مفاهیمی است که در پرتو توجه برخی از روان شناسان به حوزه معنویت مطرح شده و توسعه پیدا کرده است. از زمانی که مدیران به ضرورت القای حس هدف مندی و معنی داری در کارکنان پی بردند و برخی از مطالعات نشان داد که در اثر تقویت این هوش، می توان کیفیت انجام وظایف شغلی را بالا برد و سازمان ها را در راه رسیدن به اهدافشان یاری نمود، هوش معنوی در حوزه سازمانی نیز وارد شد. باتوجه به اهمیت و ضرورت این موضوع برای سازمان های نظامی و انتظامی، هدف اصلی این پژوهش، تبیین تأثیر هوش معنوی بر عملکرد کارکنان پلیس است. روش: تحقیق حاضر ازلحاظ روش، توصیفی و مبتنی بر پیمایش و گردآوری داده های میدانی است. جامعه آماری آن، 350 نفر از کارکنان فرماندهی انتظامی شهرستان بروجرد بودند که 182 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و ابزار گرد آوری داده ها، پرسشنامه معتبر سهرابی و ناصری (1392) بوده است. داده ها به نرم افزار spss نسخه 20 وارد شدند و تجزیه وتحلیل در دو بخش توصیفی و استنباطی ارائه شده است. نتایج: مؤلفه های «آگاهی متعالی»، «تجارب معنوی»، «صفات معنویِ بخشش و شکیبایی»، اجزای سازنده هوش معنوی هستند که براساس یافته های این تحقیق، رابطه معنی داری با عملکرد کارکنان پلیس دارند. از بین مؤلفه های مذکور، صفات معنوی «بخشش و شکیبایی»، بیشترین تأثیر را بر عملکرد کارکنان پلیس دارند و به ترتیب «تجارب معنوی» و «آگاهی متعالی» در رده های بعدی قرار دارند. بحث: باتوجه به یافته های تحقیق، می توان پذیرفت که هوش معنوی، در ارتقای عملکرد پلیس مؤثر است و کارکنان پلیس، هرقدر هوش معنوی بالاتری داشته باشند، عملکرد خدمتی آنان بالاتر می رود.
عوامل شناختی انگیزش اخلاقی قرآن کریم؛ مبتنی بر منبع انگیزش «نفی ناهماهنگی شناختی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال استخراج عوامل انگیزش اخلاقی در ساحت شناختی، مرتبط با منبع انگیزش درونی «نفی ناهماهنگی شناختی» از منظر قرآن کریم است. ساحت شناختی و منبع انگیزش مذکور به دلیل اهمیت بالای انگیزشی آن، در این پژوهش در اولویت قرار گرفت. شیوه این پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل محتوای متن است. عوامل انگیزش اخلاقی، وسیله و مسبّب عمل است. این عوامل برای به حرکت درآوردن انسان، با گرایش های درونی انسان (منابع انگیزش اخلاقی) ارتباط برقرار کرده و با تکیه بر آنها، بستر لازم برای فرایند رفتار را رقم می زنند. روش مطالعه و پژوهش در خصوص واژه روان شناختی عوامل و منابع انگیزش اخلاقی در قرآن کریم، عمدتاً بر اساس رفتارهای اخلاقی انسان در قرآن کریم بوده است. اوامر، نواهی الهی به رفتارهای اخلاقی/ ضداخلاقی دریچه ورود به بحث انگیزش اخلاقی بود و آیه مربوط از نظر ترغیب به این رفتار و یا ترک آن بررسی شد. تعقل و اندیشه ورزی، مواجه کردن انسان با علم و قطع خود، ایجاد هویت اخلاقی با پنج زیرعنوان خطابات قرآنی، نکوهش های قرآنی، مراقبت و مسئولیت انسان نسبت به خود، افزایش خودکارآمدی و حشر و بازگشت انسان به سوی خدا به عنوان منابع انگیزش اخلاقی شناختی از قرآن کریم استخراج گردید. در نهایت، فرایند نظری عوامل شناختی، در ارتباط با منبع انگیزش «نفی ناهماهنگی شناختی» در قالب یک نمودار بازنمایی شد.
The Effectiveness of Painting Therapy on Emotional-Behavioral Problems of Children with Cancer(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to determine the effectiveness of painting therapy in reducing emotional- behavioral problems (internalized problems: anxious - depressed, withdrawn-depressed, somatic complaints, and externalized problems: aggressive behavior and rule-breaking behavior) of Children with cancer. Method: The research design was quasi-experimental with a pretest-posttest and control group with follow-up. Using targeted sampling, 40children (6 to 12-year-old) with cancer, whose score on the Child Behavior Check List (CBCL) was one standard deviation above average, was selected and randomly divided into two groups of experiment (n = 20) and control (n = 20), but due to the drop in the number of subjects, it decreased to 31 (16 experimental group and 15 control group). The painting program was performed on the experimental group in the form of 8 two-hour sessions. To analyze the data, the mixed variance analysis method was used. Results: The results showed that although the overall score of the internalized and externalized problems was significantly reduced, painting therapy didn’t affect the somatic complaints (of internalized problems) and the rule-breaking behavior (of externalized problems). Conclusions: The results showed that painting therapy can be an effective way to reduce the emotional-behavioral problems of children with cancer. Therefore the findings of this study can have preventive clinical applications.
اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر همدلی و انعطاف پذیری شناختی زنان دارای همسر جانباز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: همدلی و انعطاف پذیری شناختی زﻧﺎن دارای ﻫﻤﺴﺮ ﺟﺎﻧﺒﺎز به دلیل شرایط خاص و استرس های ویژه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ با هدف ﺑﺮرﺳﯽ اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر همدلی و انعطاف پذیری شناختی زنان دارای همسر جانباز اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓت. روش: پژوﻫﺶ از ﻧﻮع نیمه آزﻣﺎﯾﺸﯽ ﺑﺎ پیش آزمون پس آزمون ﺑﺎ ﮔﺮوه گواه ﺑﻮد. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ، زﻧﺎن دارای ﻫﻤﺴﺮ ﺟﺎﻧﺒﺎز 25 ﺗﺎ 40 درﺻﺪ ﺷﻬﺮ تهران در ﺳﺎل 1396 ﺑﻮد. ﻧﻤﻮﻧه ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ 24 زن ﻫﻤﺴﺮ ﺟﺎﻧﺒﺎز ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ روش نمونه گیری دردﺳﺘﺮس انتخاب شدند و در دو ﮔﺮوه آزﻣﺎﯾﺶ (12 ﻧﻔﺮ) و ﮔﺮوه گواه (12ﻧﻔﺮ) به صورت ﺗﺼﺎدﻓﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. سپس ﺑﻪ پرسشنامه صفات همدلی باتسون (1983) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (2010) ﭘﺎﺳﺦ دادﻧﺪ. ﮔﺮوه آزﻣﺎﯾﺶ، ﺑﻪ ﻣﺪت 8 ﺟﻠﺴﻪ و ﻫﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﯾﮏ ﺟﻠﺴﻪ، ﺗﺤﺖ آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی به صورت گر
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر شفقت بر افسردگی، اضطراب، کیفیت زندگی بیماران مبتلا به لوپوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال نهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
127 - 144
حوزههای تخصصی:
مقدمه: لوپوس بیماری است که با ایجاد اضطراب در فرد باعث نگرانی و تنش در پاسخ به شرایط تهدیدکننده می گردد. این تغییر در ساختار خلقی افراد باعث ایجاد افسردگی و تغییر در کیفیت زندگی افراد می گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر شفقت برافسردگی، اضطراب، کیفیت زندگی بیماران مبتلا به لوپوس سیستمیک بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با یک گروه گواه می باشد.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به لوپوس سیستمیک تحت درمان در بیمارستان های شهر شیرازمی باشد (N=750), که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از میان جامعه آماری 80 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به چهار گروه (یک گروه گواه 20 نفره و 3 گروه آزمایش 20 نفره) تقسیم شدند. ابزارهای بکاررفته در این پژوهش شامل مقیاس افسردگی بک، اضطرابزونگ (SAS) و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی بود. یافته ها: داده های گرداوری شده با روش تحلیل کواریانس نشان داد که این درمان بر لوپوس سیستمیک در مراحل پس آزمون و پیگیری تأثیر معنادار دارد (p<0.001). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از تأثیر روش های درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، درمان مبتنی بر شفقت (CFT) بر بهبود افسردگی، اضطراب و کیفیت زندگی آزمودنی های مورد مطالعه دارد. برای تبیین می توان چنین گفت که رویکرددرمانی مبتنی بر شفقت برای افراد دارای بیماری لوپوس سیستمیک تحت درمان مناسباست چرا که با زندگی روزمره ورفتارهای آن ها درطی روز همخوانی دارد.
مؤلفه های خودنظم دهی بر اساس مفهوم «عقل» در منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی منبع اصلی خودنظم دهی، به عنوان توانش تنظیم پاسخ های خود در جهت تعقیب اهداف و برآورده ساختن معیارها و استخراج مؤلفه های آن، در منابع اسلامی بوده است. بررسی در آثار اندیشمندان اسلامی نشان می دهد که پایگاه «عقل»، منبع معرفتی انگیزشی اجرایی نفس است که تنظیم کنش های مختلف روانی انسان را بر عهده دارد. محقق با استفاده از روش های تحلیل محتوا و معناشناسی زبانی، به تحلیل گزاره های دینی در خصوص عقل پرداخت. حاصل این بررسی، تأیید فرضیه اصلی تحقیق، و استخراج 21 مؤلفه بود که در چهار ساحت شناختی (به انضمام مؤلفه های نگرشی) ، انگیزشی، عاطفی، و اجرایی سازمان داده شد. این مؤلفه ها، در اختیار ده کارشناس حوزوی قرار گرفت و روایی محتوای آنها، با استفاده از ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) بررسی شد. تمامی مؤلفه ها، به استثنای یکی از مؤلفه های نگرشی (انکسار نفس) از روایی محتوا برخوردار بودند. براین اساس، کنش های خودتأملی، خودانگیزشی، و خودتغییری که از عناصر اصلی الگوهای خودنظم دهی به شمار می روند، در ادبیات اسلامی بر اساس کارکردهای عقل قابل توجیه و تبیین می باشند.
رابطه هویت دینی و ملی با افسردگی و کیفیت زندگی در دانش آموزان مقطع متوسطه اول مدارس دولتی شهرستان بوکان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: مسئله هویت دینی و ملی جوانان با توجه به درصد بالای جمعیت و نقش سازنده آنان در سرنوشت آینده کشور، اهمیت دوچندانی دارد. مدرسه به دلیل الگوگیری دانش آموزان از دیگران، نقش بسزایی در شکل گیری هویت دارد و هویت ملی و دینی در دانش آموزان می تواند نقش مهمی در عملکرد آنان ایفا کند. هدف از این پژوهش بررسی رابطه هویت ملی و دینی با افسردگی و کیفیت زندگی در دانش آموزان بود. روش کار: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و توصیفی است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان مقطع تحصیلی متوسطه اول شهرستان بوکان بودند که به روش نمونه گیری دردسترس 525 نفر از آنان برای نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های هویت ملی و هویت دینی احدی و پرسش نامه های کیفیت زندگی و افسردگی کودک و نوجوان (CADS) جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها نیز از آمار توصیفی میانگین و انحراف استاندارد و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که هویت ملی با نمره کلی کیفیت زندگی، سلامت روانی، سلامت جسمانی و کیفیت محیط زندگی رابطه مثبت؛ و با افسردگی رابطه منفی و معنادار داشت؛ اما هویت دینی با افسردگی رابطه منفی و معنادار و با نمره کلی کیفیت زندگی و خرده مقیاس های سلامت روانی، سلامت جسمانی و روابط اجتماعی رابطه مثبت و معنادار داشت و فقط با کیفیت محیط زندگی رابطه معنادار نداشت. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که هویت ملی و دینی پیش بینی کننده های معتبری برای کیفیت زندگی و افسردگی در دانش آموزان هستند. نتیجه گیری: هویت ملی و دینی متغیّرهای مهمی برای سلامت روان و بالابردن کیفیت زندگی هستند. بنابراین لازم است صاحبان امر در آموزش و پرورش در برنامه ریزی درسی و تحصیلی آنها را مدنظر قرار دهند.
نقش خوش بینی و انطباق پذیری مسیر شغلی در موفقیت تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خوش بینی و انطباق پذیری مسیر شغلی در موفقیت تحصیلی دانشجویان انجام شد. روش تحقیق حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی بود. تعداد 445 نفر (288 زن و 157 مرد) از دانشجویان کارشناسی دانشگاه اصفهان با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی متناسب با حجم، به طور تصادفی انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه موفقیت تحصیلی، پرسشنامه انطباق پذیری مسیر شغلی و مقیاس خوش بینی مسیر شغلی را تکمیل کردند. تحلیل های همبستگی نشان دادند انطباق پذیری و خوش بینی مسیر شغلی، هر یک به ترتیب 21% و 27% از واریانس موفقیت تحصیلی دانشجویان دختر و متغیر انطباق پذیری مسیر شغلی 20% از موفقیت تحصیلی دانشجویان پسر را پیش بینی می کنند. براساس یافته های این پژوهش، دو متغیر انطباق پذیری مسیر شغلی و خوش بینی مسیر شغلی، پیش بینی کننده موفقیت تحصیلی بودند؛ این دو متغیر باید مهم ترین عوامل در نظر گرفته شده در فرایند مشاوره تحصیلی باشند؛ بنابراین، ایجاد و تقویت انطباق پذیری مسیر شغلی در دانشجویان و نیز افزایش خوش بینی مسیر شغلی در آنان پیشنهاد می شود.
تغییر نگرش در زندگی به مثابه پیشگیری و درمان اندوه؛ بررسی دیدگاه کندی، رازی و ابن حزم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۶ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
144-152
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: برخی از فیلسوفان مسلمان تلاش نموده اند با تمرکز بر مبانی عقلی راهکارهایی برای پیشگیری و درمان بنیادین اندوه یا حزن دنیوی معرفی نمایند. این مهم در اندیشه کندی که نخستین فیلسوف مسلمان است به چشم می خورد. فیلسوفان دیگر نظیر رازی و ابن حزم نیز تلاش کرده اند به صورت ژرف تری به این مسئله مهم بپردازند. به همین دلیل، هدف مؤلف در این مقاله پرداختن به راهکارهای کندی، رازی و ابن حزم برای کنترل اندوه دنیوی بود. روش کار: این پژوهش از نوع کتابخانه ای است که با روش توصیفی-تحلیلی سامان یافت و تلاش شد تا با تمرکز بر آثار کندی، رازی و ابن حزم به پیشگیری و درمان بنیادین اندوه پرداخته شود. مؤلف مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده است. یافته ها: یافته های پژوهش از وجود راه حل منطقی و البته تطبیق پذیر بر متون دینی در آثار کندی، رازی و ابن حزم حکایت داشت. بر این اساس، هر یک از کندی، رازی و ابن حزم عامل اصلی اندوه را اشتباه انسان ها در جهان بینی می دانند. به عبارتی دیگر، درگیر شدن انسان ها در مادیات موجب می شود نفس به این ویژگی متصف شود؛ در این هنگام باید نگرش به زندگی واکاوی شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، اگر انسان بتواند از زندگی مادی خود نگرش منطقی اتخاذ نماید و در رفتار به درستی گام بردارد می تواند اندوه دنیوی را کنترل؛ و سرور را جایگزین آن کند.
نقش دلبستگی به والدین در کیفیت زندگی دختران بی سرپرست یا بدسرپرست با میانجی گری شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش دلبستگی به والدین بر کیفیت زندگی ازطریق متغیر میانجی شفقت به خود در دختران بی سرپرست یا بد سرپرست بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. تعداد افراد نمونه، 241 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی از بین 450 دختر بی سرپرست یا بدسرپرست استان تهران انتخاب شدند. ابزارهای به کاررفته، پرسشنامه های کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، دلبستگی به والدین و همسالان آرمسدن و گرینبرگ و مقیاس شفقت به خود نف بودند. داده های جمع آوری شده با روش تحلیل مسیر ارزیابی شدند. براساس یافته ها اثر مستقیم دلبستگی به والدین بر کیفیت زندگی معنادار بود. اثر غیرمستقیم دلبستگی به والدین نیز ازطریق متغیر میانجی شفقت به خود معنادار بود. دلبستگی به والدین، هم به طور مستقیم و هم با میانجی گری شفقت به خود در کیفیت زندگی دختران بی سرپرست یا بدسرپرست نقش داشت؛ بنابراین، نتایج این پژوهش می تواند برای تدوین مداخلات در دختران بی سرپرست و بدسرپرست مفید باشد.
بررسی سلامت معنوی بر مبنای حیات طیّبه قرآنی مطابق دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۶ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
136-147
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: ازآنجایی که قرآن کریم کتاب زندگی است؛ مدلی از زندگی با عنوان «حیات طیّبه» به جامعه بشری معرفی نموده که در آن سلامت و بقای معنوی جامعه انسانی بر اساس اصول اخلاقی تضمین شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی مدل زندگی قرآنی و تبیین مبانی آن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی بود. روش کار: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی-تحلیلی از نوع کتابخانه ای است. داده های پژوهش با جست وجوی واژگان حیات، حیات طیّبه، مراتب حیات، سلامت معنوی و آیت الله جوادی آملی در قرآن و متون دینی جمع آوری و تحلیل شد. مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که آیت الله جوادی آملی طبق یافته های قرآنی در یک تقسیم بندی زندگی را به سه نوع حیات محسوس طبیعی (حیوانی)، حیات معقول و حیات حقیقی (حیات طیّبه) دسته بندی کرده است. وی حیات حیوانی را جزء حیات انسانی ندانسته و مرتبه اول حیات حقیقی انسان را حیات معقول و مرتبه بالاتر را همان حیات طیّبه قرآنی معرفی کرده است و جهت تحقق این مدل از زندگی، سه راهکار «تزکیه عقل»، «تزکیه روح» و «تضحیه نفس» را با استفاده از قرآن کریم و روایات اسلامی، مطرح ساخته است. نتیجه گیری: به نظر آیت الله جوادی آملی افرادی که خواهان رسیدن به آرامش و سلامت روحی، روانی و حتی جسمانی و همچنین مشتاق زندگی متعادل و رو به تعالی و در صدد دوری از اختلال های روانی مثل اضطراب و افسردگی هستند، باید در مسیر حیات طیّبه قرآنی حرکت نمایند. این حیات قرآنی با تمام مراتب آن ضمن اینکه جنبه پیش گیرانه نسبت به آسیب های روحی و روانی دارد، جنبه درمانگری و شفا بخشی نیز دارد. شاخصه اصلی این حیات پاکی روح و بازگشت به نهاد حقیقی درونی خود (فطرت) است.
مقایسه اثربخشی سه روش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان هیجان مدار و درمان تلفیقی بر بهزیستی معنوی خانواده های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ساری: مطالعه نیمه آزمایشی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۶ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
87-99
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: یافتن روش های درمانی مؤثر بر ارتقای معنویت افراد به ویژه همسران، در سازگاری و افزایش روابط صمیمانه آنان و جلوگیری از طلاق و مسائل خانواده بسیار سودمند و منطقی است. هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، درمان هیجان مدار (EFT) و درمان تلفیقی بر معنویت خانواده های متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ساری بود. روش کار: پژوهش حاضر نیمه تجربی از نوع کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش خانواده های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ساری بودند. شرایط ورود به مطالعه نداشتن اعتیاد همسران و هوش بهر بالا تر از ۸۵ بود. ابتدا افراد به پرسش نامه ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮ پاسخ دادند و از میان آنان ۵۶ زوج که نمره شان پایین تر از متوسط بود، به روش نمونه گیری دردسترس و تصادفی ساده انتخاب؛ و به طور تصادفی در چهار گروه قرار گرفتند. سپس گروه آزمایشی یک، 10 جلسه درمانی ACT؛ گروه دو، 10 جلسه درمانی EFT و گروه سه، ۱۶ جلسه آموزش تلفیقی دریافت کردند و به گروه گواه هیچ آموزشی داده نشد. در پایان، همسران با ﻣﻘﯿﺎس ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮ آزمون مجدد شدند و آزمون پیگیری بعد از گذشت یک ماه اجرا شد. داده ها به دلیل طبیعی بودن با آزمون تحلیل کوواریانس و کرویت ماچلی تحلیل شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: تحلیل های آماری نشان داد که سه روش درمان ACT، EFT و تلفیق این دو روش درمانی موجب افزایش معنی دار بهزیستی معنوی همسران متقاضی طلاق در مقایسه با گروه گواه شد، اما تفاوت معناداری بین سه روش درمان مشاهده نشد. ماندگاری اثر درمان هر سه روش نیز در پیگیری یک ماهه نشان داده شد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که معنویت تغییرپذیر است و با آموزش و درمان بهزیستی معنوی افزایش می یابد. از سوی دیگر، یافته ها گویای اصالت ACT و EFT در افزایش بهزیستی معنوی همسران متقاضی طلاق و کاهش میزان طلاق بود. بنابراین، می توان هر سه روش مذکور را برای ارتقای بهزیستی معنوی به کار برد.
ایمنی و بهداشت مواد غذایی از منظر اسلام(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۶ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
131-143
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: ارتباط غذا با سلامت روح و جسم از مسائلی است که در جهان بینی توحیدی و مکتب اسلام به آن اشاره شده است. آیه «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» مؤید اثر گذار ی آموزه های دینی در مفهوم ایمنی غذایی است. هدف این مطالعه بررسی رهنمودهای قرآنی در زمینه ایمنی و بهداشت مواد غذایی از منظر اسلام بود. روش کار: این مطالعه مروری با هدف تحقیق در نظام سلامت از طریق بررسی های کتابخانه ای منابع معتبر و آموزه های دینی، بر گزیده ای از آیات قرآنی ، احادیث معتبر معصومان (ع) ، تفاسیر قرآنی مهم و کتاب هایی در شرح احادیث و روایات مرتبط با بهداشت و ایمنی مواد غذایی در پایگاه های اطلاعاتی ملی و بین المللی؛ با اتکا بر ابزار گردآوری، مطالعه، تفحص و تعمق و با الهام گیری از آموخته های حکیمان تمدن اسلامی به رهنمودهای ایمنی و بهداشت مواد غذایی انجام شد. پس از دسته بندی، تجزیه و تحلیل و یکپارچه سازی نتایج گزارش شد. مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: حدود 250 آیه قرآنی و ده ها روایت از معصومان (ع) ب ر اهمیت غ ذا و تغذیه دلالت می کند. در قرآن کریم ۴۸ بار واژه طعام، ۱۰۷ بار واژه اکل و ۳۹ بار واژه شراب آورده شده که در آیات مرتبط با طعام، شش بار به حلال بودن غذاها اشاره؛ و در تفاسیر مختلف به اهمیت تغذیه جسم در روح تأکید شده است. نگرش به غذا به عنوان آیه ای در شناخت خدا، باورمندی به رازقیت الهی، برخورداری از نیت الهی در مصرف، ادای حقوق نیازمندان به هنگام مصرف، پاکیزگی غذا، تنوع غذایی، التزام به غذای حلال و پرهیز از غذای حرام مهم ترین راهبردهای نگرشی و رفتاری ایمنی غذایی با نگاه اسلامی است. به علاوه، از مهم ترین نتایج التزام راهبردهای ایمنی غذایی، کرامت انسان شمرده شده است. نتیجه گیری: از آنجا که در آموزه های وحیانی، تغذیه سالم شامل جنبه های جسمی، روانی، معنوی و اجتماعی است؛ ضروری است سیاست گذاران عرصه سلامت به رویکرد تغذیه ای اسلام توجه کنند تا سلامت همه جانبه واقعی یا جامع نگر در جامعه حاصل گردد.
سطح اضطراب کودکان در ارتباط با میزان آگاهی و نگرش آنها از بیماری کرونا بر اساس مدل باور سلامتی و میزان استرس، اضطراب و افسردگی مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تاثیرات مخرب شیوع بیماری های عفونی مانند کرونا و بحران اجتماعی ناشی از آن بر سلامت جسم و روان؛پژوهش حاضر بر طبق الگوی باور سلامت و با هدف بررسی رابطه بین سطح اضطراب کودکان با میزان آگاهی و نگرش آنها از بیماری کرونا و میزان استرس، اضطراب و افسردگی مادران شان در دوران قرنطینه، انجام شد. پژوهش از نوع همبستگی بر روی 260 نفر از دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی مناطق 2، 4 و 21 شهر تهران و مادران آنها در سال 1399انجام شد که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای ارزیابی متغیرهای پژوهش، از پرسشنامه میزان آگاهی و نگرش کودکان ازویروس کرونا، مقیاس اضطراب کودکان اسپنس- فرم والد وپرسشنامه اضطراب، استرس و افسردگی استفاده شد . تحلیل داده ها با استفاده ازضریب همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه معناداری بین سطح اضطراب کودکان با اضطراب (45 /0 = r )، استرس(35 /0= r )، وافسردگی مادران( 44 /0= r )، میزان آگاهی کودکان از کرونا (19 /0= r )، و سن ( 14 /0 -= r )، وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نشان داد اضطراب، افسردگی و استرس مادران و میزان آگاهی کودکان از ویروس کرونا به ترتیب پیش بینی کننده های های معنادار اضطراب کودکان نسبت به بحران ناشی از کرونا (در مجموع 34%) بودند. طبق نتایج مطالعه حاضر از اقدامات ضروری برای حفظ وارتقاء سلامت روان کودکان درشرایط بحرانی، آموزش والدین در خصوص تنظیم هیجا نهای منفی است. همچنین لازم است اطلاعات مربوط به ویروس نوپدید و بیماری ناشی از آن با توجه تحول شناختی کودکان بر مبنای الگوی باورسلامت ومتناسب با سن به آنها ارائه شود.
بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو: نقش سرسختی روانشناختی، حس انسجام و راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال نهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۴)
121 - 136
حوزههای تخصصی:
مقدمه : در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو سطح بهزیستی روانشناختی همواره پایین بوده و این خود باعث تشدید علائم در آنها می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سرسختی روانشناختی، حس انسجام و راهبردهای مقابله ای با بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. روش :در این پژوهش توصیفی- همبستگی 120 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو که در نیمه اول سال 1398 به درمانگاه دیابت بیمارستان امام خمینی اردبیل مراجعه کرده بودند، به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شده و موردبررسی قرار گرفتند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل مقیاس بهزیستی روانشناختی ( ریف، 1989)، پرسشنامه سرسختی (کوباسا، 1979)، پرسشنامه حس انسجام- فرم 13 ماده ای (آنتونووسکی، 1987) و راهبردهای مقابله ای (لازاروس و فولکمن، 1985) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان انجام شد. یافته ها : بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو با سرسختی روانشناختی (36/0= β:001/0>p)، حس انسجام (53/0= β:003/0>p) و راهبرد مقابله ی مسأله مدار (12/0= β:03/0>p) رابطه ی مثبت و معنادار و با هیجان مدار (43/0-= β:01/0>p) رابطه ی منفی و معناداری داشت. سرسختی روانشناختی، حس انسجام و راهبرد های مقابله ای 76 درصد از واریانس نمرات بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو را پیش بینی کردند (01/0>p). نتیجه گیری : بر اساس یافته ها، سرسختی روانشناختی، حس انسجام و راهبردهای مقابله ای با بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو رابطه داشته و می تواند نحوه رفتار فرد در برابر بیماری را تبیین کند. لذا آموزش بیماران جهت توانمندسازی آنها در این زمینه ها پیشنهاد می شود.
اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید تحصیلی، سرسختی تحصیلی، سازگاری تحصیلی و ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف، بررسی اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید تحصیلی، سرسختی تحصیلی، سازگاری تحصیلی و ذهن آگاهی دانش آموزان بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. از بین دانش آموزان دختر متوسطه اول سال نهم شهرستان رابرِ استان کرمان، 40 نفر آنها به عنوان نمونه به شیوه نمونه گیری دردسترس، انتخاب و سپس به روش تصادفی ساده در دو گروه 20 نفری آزمایش و 20 نفری گواه جایگزین شدند. آموزش جلسات به شیوه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات - زین و کابات - زین و هنه در هشت جلسه دو ساعته بود. برای گردآوری داده ها از مقیاس امید به تحصیل خرمایی و کمری، مقیاس سرسختی، کوباسا و همکاران و پرسشنامه سازگاری دانشجو به دانشگاه بیکر و سریاک و سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ استفاده شد. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری نشان دادند آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید تحصیلی، سرسختی تحصیلی، سازگاری تحصیلی و ذهن آگاهی تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستانی اثربخشی معناداری دارد. نتیجه گرفته می شود داشتن ذهن آگاهی در موقعیت های آموزشی سبب تغییرات مثبت در آموزش و محیط های آموزشی در سطح بهینه می شود.
رابطه دین داری، نگرش و جهت گیری مذهبی با شادکامی در جامعه ایران (مطالعه مروری)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر با افزایش جنبش های روان شناسی مثبت تلاش های فراوانی جهت شناسایی عوامل و راهکارهای افزایش شادکامی و سلامت روان صورت پذیرفته است. یکی از این موارد بررسی تأثیر دین و مذهب بر شادکامی است. پژوهش ها در این حوزه از روش ها و حتی نتایج متفاوتی برخوردار بوده اند. پژوهش حاضر در صدد بیان نتایج و جمع بندی دسته ای از پژوهش های صورت گرفته در ایران پیرامون تأثیر دین داری و جهت گیری مذهبی بر شادکامی است. در این مقاله ابتدا با استفاده از کلید واژه های مناسب و جستجو در مرورگر گوگل و سایت های magiran و iranmedexتعداد قابل توجهی پژوهش یافت شد که با مطالعه حدود 20 مورد از آنها، نهایتاً 10 مقاله که در آنها از پرسشنامه ها و روش های آماری مشابه استفاده شده بود، انتخاب شده و داده های آنها مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که همبستگی مثبت و رابطه معناداری بین دین داری، نگرش و جهت گیری مذهبی و شادکامی وجود دارد و با افزایش سطح دین داری، نگرش مذهبی و جهت گیری مذهبی درونی، شادکامی فرد افزایش می یابد. در نتیجه یکی از راه حل ها جهت افزایش شادکامی برنامه ریزی و تدوین بسته های آموزشی و فرهنگی جهت تقویت دین داری، نگرش مذهبی و جهت گیری مذهبی درونی است.
پیش بینی بخشودگی زناشویی بر اساس تنظیم هیجان، دلبستگی به خدا و راهبرد مقابله دین محور در زنان دارای تجربه خشونت خانوادگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۶ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
115-128
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: ساختار بعضی از خانواده ها شرایط را برای اعمال خشونت علیه زنان فراهم می آورد. خشونت، سلامت و امنیت خانواده را تهدید می کند. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی بخشودگی زناشویی بر اساس تنظیم هیجان، دلبستگی به خدا و راهبردهای مقابله دین محور در زنان دارای تجربه خشونت خانوادگی انجام شده است. روش کار: این پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی شهر تهران در سال 1396 بود که از بین آنان 300 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس های بخشش زناشویی، تنظیم شناختی-هیجانی، دلبستگی به خدا و مقابله مذهبی بود و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی و رگرسیون انجام شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که متغیّرهای تنظیم هیجانی (61/0=r و 05/0>P)، دلبستگی به خدا (48/0=r و 05/0>P) و راهبرد مقابله دین محور (52/0=r و 05/0>P) با بخشودگی زناشویی در زنان دارای تجربه خشونت خانگی رابطه مثبت و معناداری داشت و به صورت معناداری توانست 8/41 درصد از تغییرات مربوط به بخشودگی زناشویی را در زنان دارای تجربه خشونت خانگی پیش بینی کند (05/0>P). نتیجه گیری : با توجه به نتایج مطالعه می توان گفت راهبرد مقابله دین محور، دلبستگی ایمن نسبت به خدا و تنظیم هیجان در میزان بخشش زناشویی مؤثر است. بنابراین در برنامه ریزی های مسئولان آشناسازی زنانِ دارای تجربه خشونت خانگی با سازه های اسلامی-معنوی و مدیریت هیجان ضروری به نظر می رسد.