بررسی قصص قرآنی با توجه به قاعده سیاق (دیدگاه عابد الجابری و علامه طباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
195 - 225
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی «قصص قرآنی» با تمرکز بر قاعده محوری «سیاق»، بر اساس آراء عابد الجابری و علامه طباطبایی می پردازد. هدف این پژوهش، توصیف ماهیت و کارکرد قصص قرآنی و همچنین تبیین ویژگی های داستان های قرآنی از منظر جابری و ارزیابی آن ها در مقایسه با دیدگاه علامه طباطبایی است. پرسش اصلی این است که تمایز رویکرد این دو متفکر در فهم قصص قرآنی با اتکا به قاعده سیاق چیست؟ و کدام رویکرد بازنمایی دقیق تری از واقع نمایی قصص قرآنی ارائه می دهد؟ روش تحقیق در این مطالعه، توصیفی-تحلیلی بوده و با تکیه بر آثار تفسیری هر دو متفکر، وجوه تمایز و نقاط قوت و ضعف دیدگاه هایشان آشکار شده است. مهم ترین یافته ها نشان می دهد که هر دو مفسر بر نقش تعیین کننده سیاق در درک پیام قصص قرآنی اتفاق نظر دارند. جابری قصه ها را برهان و دلیل در بستر سیاق مرتبط می بیند که نقشی اقناعی و هدایت گر بر پایه آگاهی های تاریخی و فرهنگی مخاطب زمان نزول، دارند. او بر این اساس پنج ویژگی برای قصص قرآنی برمی شمرد: ضرب المثل بودن، اکتفا بر جوهر و محتوا، حقیقت تاریخی، بررسی بر حسب ترتیب نزول و گروه بندی و مرحله بندی. در مقابل، علامه طباطبایی نیز با تأکید بر اتصال قصص به موضوع و سیاق آیات، آن ها را در خدمت موعظه و تنزیل آموزه های الهی و مرتبط با مضمون کلی آیات می داند.