ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۴۱ تا ۲٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۲۶۴۱.

سنت، متن پنهان «ترجمه آستانه ای» ابوبشر متی از بوطیقای ارسطو؛ نمایش گونگی، نقطه پیوند کمدی و هجو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
پژوهشِ پیشِ رو بر پایه الگوی «تفسیر بافتمند» و با تکیه بر قاعده «سنت به مثابه بافت» به بررسی بازتاب «سنت انشاد شعر» در زبان نخستین ترجمه عربی برجای مانده از فن شعر یعنی ترجمه ابوبشر متی و مشخصاً ترجمه کمدی به هجو می پردازد. پیش فرض پژوهش این است که انشاد شعر در سنت ماهیت نمایشی داشته و ابوبشر متی به آن توجه داشته است، از این رو هنر انشاد یا برخوانی شعر را باید «بافت متنی» چیره بر ذهن و ادراک او و «متن پنهان» زبان ترجمه او از فن شعر ارسطو دانست. بررسی انجام شده نشان می دهد که برگردان کمدی به الهجا در ترجمه ابوبشر متی در دو چیز ریشه دارد: الف) پیوند کمدی و هجو در شبکه متنی مبدأ یعنی زبان و ادبیات یونانی با استناد به این واقعیت تاریخی که در کمدی های یونان باستان گاه نشانه های هجو دیده می شود، ب) نمایش گونگی انشاد هجو در شبکه متنی مقصد یعنی زبان و ادبیات عربی با استناد به گزارش های متعدد درباره الگوی نمایشی شاعران در اجرای هجو. امتیاز کار متی، روش تلفیقی او در ترجمه اصطلاحات تخصصی فن شعر و ازجمله «کمدی» است، روشی که به حفظ ماهیت نمایشی کمدی در ترجمه انجامیده است؛ برگردان کمدی به هجو، برگردانی «دورگه و آستانه ای» و به بافت زبانی ادبی مبدأ و مقصد نزدیک است؛ یعنی در زمینه های فرهنگی، ادبی و اجتماعی هر دو ریشه دارد.
۲۶۴۲.

واکاوی بنمایه های همگون ادبیاتِ اعتراض در دیوان اشعار عبدالکریم الکرمی و عارف قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۲۵
عبدالکریم الکرمی و عارف قزوینی دو شاعری هستند که با اشعار خطابی و کوبنده خود بخوبی توانستند در برابر توطئه های دشمنان بایستند و روح بیداری و اعتراض را در مردم بدمند. در این جستار ادبی با روش توصیفی- تحلیلی و تکیه بر دیوان هر دو شاعر و با اصول مکتب امریکایی، اشتراکات و افتراقات شعر الکرمی و قزوینی تطبیق شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که اشعار اعتراضی این دو شاعر غالباً در دو جهت سیاسی و اجتماعی بوده است. البته زبان انتقاد عارف از شاهان و حاکمان زمان خود صریحتر و جدی تر از زبان عبدالکریم است. شایان ذکر است برخی از درونمایه های مشترک اعتراضی بین دو شاعر، اعتراض علیه اشغالگران و استعمارگران و حاکمان، عدم اتحاد مردم و اعتراض علیه وطن فروشان است.
۲۶۴۳.

زمان رستگاری در آخرالزمانی های سنگی بر گوری و شازده احتجاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۹۳
«رستگاری» همواره دغدغه آشکار و پنهان آثار ادبی بوده است که گاه از آن به پایان خوش تعبیر شده و گاه در هیئت حیات پس از مرگ بیرون آمده است. پیگیری این مفاهیم در دو اثر سنگی بر گوری و شازده احتجاب نشان دهنده تفکیک دو مفهوم «پایان زمان» به مثابه آخرالزمان گرایی منفعل و «زمان پایان» به منزله آخرالزمان گرایی فعال است. دو رمان در میدانی سرشار از تنش میان این دو زمان شکل گرفته اند. در شازده احتجاب زمان دایره ای و تجدیدپذیر امید را در دل شخصیت اصلی می پرورد؛ حال آنکه نهایتاً جبر زمان تقویمی است که در هیئت مرگ رؤیاهای او را بر باد می دهد. در سنگی بر گوری راوی اقتدار زمان خطی را می پذیرد، اما در پی مقابله با آن به میانجی نوعی زمان دایره ای یا زمان کیفی نیست؛ بلکه رهایی و سعادت را در ایجاد رخنه در زمان خطی بازمی جوید؛ این رخنه در تمنای فرزندآوری تجلی می یابد.
۲۶۴۴.

از قافیه تا نحو حماسی در شاهنامه بر پایه قافیه های «نام» و «کام»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۴۴
شاهنامه فردوسی، یکی از برجسته ترین شاهکارهای ادب فارسی است که نگاه پژوهشگران زیادی را در حوزه های مختلف به خود جلب کرده است. شاهنامه به سبب وجوه مختلف ادبی، زبانی و بلاغیِ آن همواره فراتر از یک متن منظوم و متن های مشابه خود در همین قالب می باشد و زبان حماسی این اثر و استفاده از الگوهای مشترک نحوی در ابیات آن از مهم ترین مؤلفه های این تمایز و برجستگی محسوب می شود. جایگاه منحصربه فرد قافیه در مصراع و بیت، چه از نظر موسیقیایی و چه از جهت سبک شناسی، بررسی و تحلیل آن را در تاریخ تحولات گوناگون شعر فارسی نه تنها توجیه می کند، بلکه ضروری می نماید. با بررسی این عنصر بسیار اثرگذار در بیت، می توان به نتایج ارزشمندی در تحلیل ابیات و شیوه بیت سازی فردوسی در شاهنامه دست یافت. در تمام تحقیقاتی که در خصوص قافیه صورت پذیرفته، یکی از نکاتی که هرگز به آن توجه نشده است، این موضوع است که آیا قافیه می تواند بر الگوی نحوی بیت تأثیر عمیقی بگذارد؟ با توجه به اینکه بیت سازی فردوسی در شاهنامه بر مبنای الگوهای دستوری مشخصی صورت گرفته است، به نظر می رسد که این الگوها شیوه بیت سازی او را در این اثر معین می کند. در پژوهش پیش رو کوشیده شده است تا با بررسی و دسته بندی ابیاتی با قافیه «نام و کام» در پنج منظر معنایی، که اساس تقسیم بندی آنها بر مبنای نقش های دستوری مختلفی است که در بیت آمده، به الگوهای نحوی مشترک این ابیات دست پیدا کنیم. نتایج به دست آمده از این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده است، نشان می دهد که می توان با تقسیم بندی قافیه ها و با توجه به نقش نحوی آنها به درک درست تری نسبت به تأثیر قافیه بر نحو جمله داشت.
۲۶۴۵.

تأویل های گوناگون عطّار نیشابوری و صبغه های استعاری، مفهومی و تشبیهی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
ادب فارسی به ویژه نوع عرفانی آن با قرآن کریم و حدیث انسی دیرینه دارد. افزون بر بهره برداری متعارف از این دو منبع مهم اسلامی، گاه شاعران صرفاً عین  آیات و احادیث را نقل کرده اند، گاه دست به تأویل زده و در مواردی هم ساختارشکنی کرده اند. عطار نیشابوری از تأویل کنندگان عارف است. او با استعاره، تلمیح و تمثیل، به زبانی ساده و روان و گاه با "زبان اشارت و رمزگ تأویل کرده است. تأویل های ساختاری یا زبانی او در سه گونه واژه محور (واژگانی-استعاری)، جمله محور (انداموار و بر سیاق دو سوی تشبیه مرکب) و خوشه ای (به سان استعاره مفهومی) عرضه شده اند که با بهره گیری از عنصرهای ادبی (تلمیح، تشبیه، تمثیل، استعاره، مجاز، کنایه، نماد، رمز، اغراق، ایهام، آیرونی و حُسن تعلیل) صبغه بلاغی یافته اند. از حیث محتوا هم عطار برابر مشرب عرفانی خود تأویل هایی بدیع و ساختارشکن با درون مایه های عرفانی، اخلاقی، و اجتماعی فراروی خواننده قرار داده؛ و حتی گاه میان نمادهای اساطیری و عرفانی پیوند زده است. در این جستار که گزارشی از پژوهشی توصیفی تحلیلی است به این پرسش که «عطار نیشابوری در آثارش کدام روش بلاغی را هنگام تأویل  به کار برده است؟» پاسخ داده شد. عطار در تأویل های خود با استفاده از تلمیح، تمثیل و استعاره قراردادن عناصر متن و گاه با بیان آیرونیک، کنایی و رمزی جنبه ادبی متن را به نکات عارفانه، دینی و تعلیمی پیوند زده است تا صراحت و خشکی مباحث موجب خستگی خواننده نشود و متن ضمن داشتن نکات عرفانی، رنگ ادبی-بلاغی خود را حفظ کند.
۲۶۴۶.

آذربایجان و ترکان در آینل سه متن از قرن هفتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۸
یکی از مباحث مهم تاریخی زبانی در دوره اسلامی ایران حضور ترکان در آذربایجان و رواج زبان ترکی در این بخش از ایران است. این نظریه مهم که مردم آذربایجان پیش از رواج ترکی به یکی از زبان های ایرانی شاخه شمال غربی سخن می گفته اند، امروزه به اصلی خدشه ناپذیر در تاریخ زبان های ایرانی تبدیل شده و دانشجویان این حوزه از مطالعات ایرانی آن را در آغاز کار می آموزند. بااین حال، گرچه می دانیم نخستین بار ترکان سلجوقی بودند که به شمال غرب ایران وارد شدند و اندک اندک با تشکیل گروه های جمعیتی زبان خود را نیز در آنجا درگستردند، امّا ترسیم تاریخ نفوذ تدریجی ترکان و زبان ترکی در آذربایجان از زمان ورود سلجوقیان تا تشکیل حکومت صفویّه در قرن دهم، می تواند روند تغییر زبان را در این بخش از ایران روشن تر کند. از همین روی، ما در این مقاله با تکیه بر شواهدی از سه متن فارسی در قرن هفتم هجری که دو تای آن ها از حوزه جغرافیایی آذربایجان و یکی نیز از شیراز برگزیده شده است، نشان می دهیم در این قرن نیز گرچه ترکان گروه های جمعیتی بیشتری در آذربایجان و ارّان تشکیل داده اند، امّا همچنان مردم آذربایجان در بین خودشان و ترکان هیچ پیوندی متصور نبوده اند و ترک و ترکی را بیگانه می دانسته اند.
۲۶۴۷.

بازتاب واژگان خراسانی در مثنوی معنوی (دفتر اول و دفتر دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۷۶
مثنوی معنوی که به قرآن عجم معروف است، سرشار از واژگانی است که در زبان گویشوران خراسان بزرگ به صورت زنده به کار می رود. در این پژوهش با ذکر نمونه هایی از گویش های مختلف خراسان شامل سبزواری، قاینی، مشهدی، تاتی، بیرجندی و با آوردن شواهدی از مثنوی ثابت کرده ایم، واژگانی که به نظر متروک و تاریخی می رسند هنوز در گویش های خراسان زنده و پویا هستند و زبان مبدأیی که مولوی با خود از شرق به غرب برد در کنار زبان مقصد که با آن با دیگر مردمان ارتباط برقرار می کرد، منسوخ و کم رنگ نشد، برعکسِ لغات ترکی که در آثار مولانا به ندرت به کار رفته است. به نظر می رسد، مولوی با آوردن این حد از واژگان، به شکلی خودآگاه یا ناخودآگاه می خواسته است، ضمن زنده نگه داشتن زبان مادری خویش، غربت و دوری از وطن و برخی گرایش های نهانی خود را نیز انعکاس دهد. نتیجه پژوهش نشان می دهد که مولوی علاقه خویش را به به زبان مادری خود در کاربرد معنادار واژگان بیان می کند. علاوه برآن، با تأمل بیشتر می توان دریافت که بسیاری از این واژگان با گذر زمان، رنگ کهنگی به خود نگرفته اند و در شمار میراث ماندگار و پایدار فرهنگی ما هستند و از مقوله های مناسب الگوسازی در تقویت هویّت ملی و زبان معیار هستند و نقش ب سزایی در ایجاد وحدت و یکپارچگی قومی و ملّی و نشاط فرهنگی دارند که در بافتی هدفمند به کار رفته اند. همچنین می توان با این روش واژگانی را که مخصوص به گویش های خراسانی هستند، مستند کرد و به مفهوم دقیق و درست واژگان و فهم و یادگیری مثنوی معنوی نزدیک تر شد.
۲۶۴۸.

هارمونی وزن و عاطفه در قصاید انوری ابیوردی (با نگاهی گذرا به اشعار استاد وی، ابوالفرج رونی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۷۷
هارمونی در این مقاله با اندکی تسامح به معنای کلی سازش، هماهنگی و وحدت به کار می رود. موسیقی یکی از عناصر سازنده در شکل گیری و ساختار شعر است که کلام را برجسته می کند و رابطه ای تنگاتنگ و نزدیک با عاطفه و اغراض شاعر دارد. شاعر با گزینش موسیقی بیرونی متناسب با معنا یا همان وزن به عنوان یکی از شاخه های موسیقی ، تأثیر و ارزش هنری و ادبی شعر خود را افزایش می دهد و این امر به انتقال معنا و مفهوم و عاطفه نهفته در شعر به عنوان ژرف ساخت اثر باعث انسجام معنوی و همچنین هماهنگی آوایی در ترکیب با سایر عوامل موسیقی ساز خواهد شد. هدف این پژوهش بررسی کیفیت و کمیت انواع بحرها و اوزانشان و به طور خاص تحلیل میزان هماهنگی آنها با عاطفه و زبان دل و احساس انوری در کل قصاید می باشد که با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. در قصاید بررسی شده انوری، 9بحر و 37 وزن عروضی به کاررفته است که از این میان به ترتیب بحرهای رمل، خفیف، هزج، مضارع و مجتث و وزن های رمل مثمن مقصور/ محذوف و خفیف مسدس مخبون مقصور/ محذوف از بسامد بالا و شایان توجهی برخوردار هستند. تنوع وزنی، همنشینی هجاهایی با کیفیت خاص، یعنی توجه به نوع هجاها در ساختار سخن، همانند هجاهای بلند و کشیده یا هجاهای کوتاه و متحرک و نیز استفاده کم از ضرورات و اختیارات شاعری، سبب تناسب بسیار خوب این عوامل با عواطف و احساسات او همچون تأمل و درنگ، غم و اندوه و هیجان و نشاط شده است. توجه به این موارد و رعایت آنها، بروزعاطفه در هر دو جنبه فردی و نیز اجتماعی  را در قصاید انوری باعث شده است، امری که شعر او را از سایه تقلید و مدحِ محض بیرون کشیده و حتی از اقتدا به شاعری پیش رو در تغییر سبک چون ابوالفرج رونی که انوری خود را شاگرد وی می داند، دور و مستقل کرده است؛ زیرا افق فکری ابوالفرج فقط در حوزه مدح و کسب منفعت شخصی مجال ظهور و بروز پیدا می کند؛ اما انوری نسبت به مسائل و اتفاقات جامعه بی توجه نیست و بین وزن و عاطفه ارتباط و تناسب برقرار کرده و در این باره به استاد خود اقتدا ننموده است.
۲۶۴۹.

تحلیل تطوّر عرفانی شخصیت «ارمیا» در رمان های رضا امیرخانی با تکیه بر نقش آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۴۲
«ارمیا» شخصیتی تکراری در آثار رضا امیرخانی است که در دو رمان «ارمیا» و «بیوتن» شخصیت اصلی داستان بوده و در رمان «رهش» نیز حضوری تاثیرگذار دارد. در این مقاله که با کاربست روش توصیفی تحلیلی تدوین شده است، سیر تطور شخصیت عرفانی ارمیا مورد کندوکاو قرار گرفته و به این پرسش ها پاسخ داده می شود که شخصیت ارمیا با کدام یک از مسلک های عرفانی قابل تطبیق است؟ و آیات قرآن کریم چه تاثیری بر روند این تطور عرفانی گذاشته اند؟ بر این مبنا نخست نحوه سلوک شخصیت ارمیا در رمان های یاد شده به صورت جداگانه بررسی شده و سپس حرکت طولی این شخصیت در هر سه رمان ارزیابی می گردد. سلوک عرفانی شخصیت ارمیا با اعزام به جبهه آغاز می شود. در رمان ارمیا سنگر کارکردی همچون خانقاه دارد و فضای معنوی جبهه نردبان عروج ارمیا است. در این رمان ارتباط بین ارمیا و دوست شهیدش، رابطه شمس و مولوی را تداعی می کند. همین رابطه در بیوتن، به رابطه موسی و خضر، قابل تعمیم است. در مجموع هر سه رمان نیز، تحول روحی ارمیا حرکتی طولی دارد که آن را می توان بر اساس اسفار اربعه تطبیق داد. در تمام این موارد آیات، اشارات، معانی و مفاهیم قرآنی نقشی بسزا و کارکردی بنیادین در شکل گیری و تطوّر شخصیت عرفانی ارمیا دارند.
۲۶۵۰.

کاربست روان کاوی شخصیت یونگ در غزلیات عطار و مولانا با تکیه بر دو مقوله وصل و هجر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۳۹۰
با وجود اندیشه های مشترک شاعرانی که در مسیر عرفان گام نهاده اند، هر یک از آن ها در به تصویر کشیدن تجربیات عارفانه و شناسایی راه های سیر و سلوک، سبکی خاص داشته اند. علاوه بر ویژگی های سبکی یک اثر که در به وجود آمدن اثری متفاوت نقشی تعیین کننده دارد، خصایص روحی و ویژگی-های شخصیّتی خالق اثر نیز بر این امر اثرگذار است. در این مقاله، شخصیّت عطّار و مولانا براساس نظریه روان شناس مشهور، گوستاو یونگ از بُعد درون گرایی و برون گرایی در مواجهه با دو مقوله وصل و هجر، مورد واکاوی قرار گرفته است. با توجّه به تأثیر محیط دوران کودکی، رخدادها و رویدادهای متفاوت زندگی دو شاعر، تفاوت نگاه و روایت آن ها درباره شخصیّت عاشق که محور اصلی غزلیات عاشقانه است و حالات مربوط به آن و نیز شیوه شاعری و تیپ شخصیّتی دو شاعر، می توان چنین اذعان داشت که عطّار، شخصیّت درون گرای احساسی دارد و از هجران، بیش تر از وصال سخن گفته است و مولانا نیز با وجود توصیفات بسیار در باب هجران، وصال را دور از دسترس نمی شمارد و شخصیّت برون گرای احساسی دارد.
۲۶۵۱.

L'analyse de l'archétype du voyage du héros dans les romans de Virginie Grimaldi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۲۶
Dans cet article, nous avons examiné l'archétype du voyage du héros de Campbell dans les romans de Virginie Grimaldi, une romancière française contemporaine dont les œuvres explorent des thèmes tels que l'amour, le deuil et le renouveau. Nous avons analysé les parcours initiatiques de ses personnages féminins à travers le prisme du voyage du héros, en mettant en évidence les similitudes et les différences entre leurs expériences. Nous avons également abordé les leçons tirées de ces voyages, notamment la résilience, l'importance des relations, le pardon, l'autonomie et l'authenticité.Nous avons constaté que Grimaldi s'inspire et adapte l'archétype du voyage du héros pour créer des personnages féminins complexes et attachants, tout en mettant en lumière des enjeux sociétaux et psychologiques contemporains. Bien que les recherches universitaires sur les œuvres de Grimaldi soient encore limitées, l'analyse de l'archétype du voyage du héros dans ses romans offre des perspectives intéressantes sur la manière dont l'auteure aborde les thèmes de la transformation et de la croissance personnelle.
۲۶۵۲.

بررسی و مقایسه تجرید در شعر و معماری عربی- اسلامی (با تاکید بر دیدگاه سنت گرایان در باب هنر اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۱۲
فلاسفه سنت گرا هنر اسلامی را هنری انتزاعی، رمزگونه و معنا دار معرفی کرده اند. بر این اساس، تجرید خالص به عنوان یکی از شاخصه های مهم هنرهای اسلامی که برگرفته از اولین منبع زیباشناختی تجرید در اسلام یعنی کتاب مقدس قرآن کریم و مبتنی بر رمز و معناگرایی است، جایگاه ویژه ای در هنر معماری اسلامی ایران و جهان عرب دارد. اما این عنصر و شاخص مهم، در هنر شعر فارسی و عربی، که یکی از برجسته ترین و گسترده ترین هنرهایی است که در دوره اسلامی به هدف تجسیم و تجسید مفاهیم انتزاعی و ماورائی و مبتنی بر عقاید توحیدی و عرفانی این دو ملت، سروده شده است، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس در پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به تبیین ، بررسی و مقایسه عنصر تجرید در شعر و معماری عربی - اسلامی و ایرانی اسلامی با تاکید بر دیدگاه سنت گرایان پرداخته شده است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که ظهور تصوف و عرفان در شعر و معماری این دو ملت نقطه اوج گرایش به تجرید خالص در این هنرها بوده است. در این راستا مفاهیمی همچون، وحدت وجود، تجلی، عشق، فنا و بقا در قالب اشکال هندسی، خطوط، رنگها و کلمات و عبارات و بواسطه ابزارهای هنری مشترکی همچون ایقاع، توازن، تکرار، رمز، تشبیه و .... در شعر و معماری عربی- اسلامی و ایرانی اسلامی انعکاس یافته، بطوریکه تقریبا هرآنچه در عالم عرفان اتفاق افتاده ،با زبانی تجریدی به عرصه این دو هنر ایرانی و عربی اسلامی راه یافته است.
۲۶۵۳.

ماجرای فالوسنتریک احمد: خوانشی روان کاوانه از کتاب داستانی تصویری ماجرای احمد و ساعت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۸
  هدف این مقاله ارائه ی خوانشی روانکاوانه از کتاب تصویری ماجرای احمد و ساعت ، مبتنی بر نظریه رشد روانی جنسی زیگموند فروید است. خوانش متن اثر به یاری روانکاوی کلاسیک، نمادها و شواهدی را پیش چشم می آورند که نشان می دهند با اثری نَراَندام محور روبه روییم که در آن روند مطلوبِ اجتماعی و بهنجارشدن یک پسر بچه بازنمایی شده است. احمد، شخصیت اصلی داستان، در مرحله ی آلتی یا فالیک رشد خود قرار دارد، ولی زمان آن رسیده که تعارض های اودیپی اش حل وفصل شوند و با پذیرش اقتدارِ پدر، آماده ی ورود به مرحله ی نهفتگی رشد روانی جنسی اش شود. اعتبار و کارکرد زمان و ضرورت پایبندی به قواعد تغییرناپذیر آن یکی دیگر از یافته های دیدار نظریه و متن در این اثر است. افزون بر این، خوانشی این چنین از اثر بررسی شده نشان می دهد که چگونه برخی آثار ادبیات کودکان شکل خاصی از کودک خوب را ترویج کرده و همچنین تصویری از کودک مبتنی بر ارزش های مردمحور را بازتولید می کنند.      
۲۶۵۴.

زبان بدن در منظومه خسرو شیرین نظامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۴
خسرو و شیرین نظامی، یکی از برجسته ترین منظومه های غنایی ادبیات فارسی است. این داستان مملوء از گفت وشنودهای عاشقانه و کنش های عاشق و معشوق است. هدف از نگارش این مقاله، بررسی زبان بدن یا به عبارت دیگر کنش ها و واکنش های شخصیت های داستان در این منظومه است. روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نظامی زبان بدن را بخشی از ارتباط مؤثر می داند و معتقد است، حرکات و اشارات می توانند حاوی پیام هایی ضمنی باشند. او اعتقاد دارد که زبان بدن صادقانه تر از زبان کلامی است؛ افرادی هستند که با استفاده از کلمات و اشارات، خود را چنان نشان می دهند که نیستند و با این تظاهر سعی در فریفتن دیگران دارند و با زبان بدن می توان آن ها را شناخت. نتایج نشان می دهد که نظامی زبان بدن را به عنوان بخشی از ارتباط مؤثر می داند. او معتقد است که حرکات و اشارات می توانند پیام های ضمنی را منتقل کنند و زبان بدن به طور معمول صادقانه تر از زبان کلامی عمل می کند. رفتارهای غیرکلامی شخصیت های داستان، اغلب مفاهیمی چون عشق، آشفتگی، دلتنگی، احترام، بی تابی، حزن و اندوه، خشم، ناراحتی و حیا را القا کرده اند. در این میان غالبا بیان اندوه و غم ناشی از فراق و هجران با رفتارهای چهره به تصویر درآمده اند.
۲۶۵۵.

بررسی و تحلیل داستانِ «فارسی شکر است» از جمال زاده برمبنای سبک شناسی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۲۳۶
در این مقاله داستان کوتاه «فارسی شکر است» از مجموعه داستان «یکی بود یکی نبود» اولین اثر داستانی محمدعلی جمال زاده، با در نظر گرفتن مؤلفه های سبک شناسیِ انتقادی لسلی جفریز، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. مسأله اصلی مقاله آن است که به کمک این مؤلفه ها شناخت لایه های پنهان متن و کشف مناسبات «ایدئولوژی»، «قدرت»، «گفتمان انتقادی» با نظم و سهولت بیشتری انجام می پذیرد. مؤلفه های سبک شناسی انتقادی از دیدگاه جفریز عبارت اند از: 1-نامیدن و توصیف کردن 2-بازنمایی کنش ها، رخدادها و وضعیت ها 3-ترادف و تقابل 4-مثال آوردن و نام بردن 5-اولویت بندی 6-معانی ضمنی و فرض و دلالت 7-منفی سازی 8-فرضیه سازی 9-ارائه سخنان و افکار دیگر مشارکین 10-بازنمایی زمان، مکان و جامعه. با توجه به ساختار زبانی و تحلیل های اجتماعی و فرهنگی موجود در این داستان، مؤلفه های ده گانه جفریز در ارزیابی و تحلیل این اثر کارایی و قابلیت بسیار زیادی دارد و می تواند یافته های قابل توجهی را برای پژوهش فراهم کند.بازنمایی وضعیت ها، رخدادها و کنش ها با اختلاف چشم گیری نسبت به سایر مؤلفه ها نمود بیشتری در این داستان دارد. مؤلفه هایی مانند بازنمایی جامعه، فرضیه سازی و بیان اندیشه های دیگران، کم ترین بسامد را در این داستان دارند. روش کار این مقاله توصیفی-تحلیلی و تطبیقی با استفاده از منابع کتابخانه ای است. این پژوهش در مقایسه با پژوهش های سبک شناسی که درباره آثار جمال زاده انجام شده، واجد نوآوری ها و تازگی های بسیاری است که هم در روش بررسی و تحلیل آن دیده می شود و هم در کیفیت دست یابی به داده ها و یافته ها می توان شاهد آن بود. از مزیت های این روش، آمیختن مباحث سبک شناسی، نقد و دستور زبان است، و مبتنی بر تحلیل های فرهنگی و جامعه شناسی است که بین روساخت و ژرف ساخت زبان متن واکاوی می کند. مؤلفه های مورد نظر جفریز برای عینی کردن پژوهش و نظام مند کردن تحقیق در مقایسه با تحلیل گفتمان انتقادی و دیگر روش های مشابه مزیت بیشتری دارد.
۲۶۵۶.

منظومه حماسی «رونقِ انجمن» و تأثیرپذیری آن از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
«رونقِ انجمن» منظومه ای حماسی دینی به بحر متقارب در 2044 بیت است که شاعری با تخلّص صحبتِ لاری در دوره قاجار آن را سروده است. لاری در این منظومه، به اقتفای فردوسی رفته و در سرودن آن، علاوه بر پیروی از سنّت مختارنامه سرایی، سبک و سیاق شاهنامه را نیز سرمشق اصلی خود قرار داده است. این پژوهش در صدد آن است تا به روش تحلیلی و سندکاوی تأثیرپذیری این منظومه از شاهنامه را نشان بدهد. پژوهش حاضر، همچنین برآن است تا تأثیر شاهنامه را به لحاظ سبک شناختی، بر این مثنوی حماسی دینی، در چند بخش از قبیل زبان، ساختار، بیان و محتوا با ذکر و تحلیل شواهد بررسی کند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد لاری یکی از مختارنامه سرایان ادب فارسی است که منظومه حماسی خویش را تحت تأثیر شاهنامه سروده و در این راه –به زعم خویش- کاری برتر از فردوسی در سرودن شاهنامه انجام داده است.
۲۶۵۷.

بررسی کرونوتوپ در سه اثر شهرنوش پارسی پور (رمان طوبا و معنای شب، سگ و زمستان بلند، زنان بدون مردان) بر اساس نظریه باختین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
یکی از نظریه های مدرن امروزی، نظریه منطق گفتگویی میخاییل باختین است که فضای نوینی در حیطه ادبیات به بار آورده است. در این پژوهش به بررسی کرونوتوپ به عنوان یکی از مؤلفه های منطق گفتگویی باختین در سه اثر برتر شهرنوش پارسی پور (طوبا و معنای شب، سگ و زمستان بلند و زنان بدون مردان) به شیوه توصیفی- تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای و با هدف شناخت بیشتر انواع کرونوتوپ موجود در آثار این نویسنده پرداخته شده است. نتایج حاکی از آن است که در این آثار کرونوتوپ نمودهای بارزی دارد. بیشتر کرونوتوپ ها از نظر زمانی و مکانی و فضای رمان با یکدیگر همخوانی داشته که در بیشتر موارد فضای خیالی، همراه با رعب و وحشت را ایجاد کرده است. در رمان طوبا و معنای شب کرونوتوپ باغچه و درخت انار جلوه ای ویژه دارد. انار که در ادبیات نماد عشق، تولد و جاودانگی بوده، در این رمان، زیر درخت انار به قبرستانی مبدل شده است که جسد دختران جوان در آن جای گرفته است. کرونوتوپ اصلی در رمان طوبا و معنای شب و سگ و زمستان بلند، خانه هایی است که شخصیّت ها از آغاز زندگی تا پایان رمان در آن مکان بوده اند و رشد کرده اند و در داستان زنان بدون مردان، خانه باغ فرخ لقا یک کرونوتوپ آستانه ای جذاب و وهم انگیز به وجود آورده است. مکان زندگی در هر سه اثر یک کرونوتوپ آستانه ای است. در رمان سگ و زمستان بلند کرونوتوپ وطن، وطن پرستی و فرهنگ ایرانی بر سایر کرونوتوپ ها سایه انداخته است.
۲۶۵۸.

تأثیر الانفعالات الأولیه على بنیه الاستعارات المفهومیه فی الشعر المعاصر الفارسی والإنجلیزی؛ من الأسس العصبیه إلى التفسیر الثقافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۸
تتناول هذه الدراسه العلاقه بین الانفعالات الأولیه والاستعارات المفهومیه فی اللغتین الفارسیه والإنجلیزیه من منظور اللسانیات المعرفیه. فالاستعارات المفهومیه، بوصفها أدوات معرفیه، تلعب دورًا مهمًا فی تنظیم ومعالجه المعلومات اللغویه، کما تسهّل فهم الإنسان للمفاهیم المجرده من خلال تجاربه الحسیه. من ناحیه أخرى، تشکل الانفعالات الأولیه مثل الفرح، الحزن، الخوف والغضب – التی تنبع من البنى العصبیه المشترکه لدى البشر – أساسًا للعدید من هذه الاستعارات. وقد تم فی هذه الدراسه إجراء مقارنه بین الاستعارات الانفعالیه فی الأدب المعاصر الفارسی والإنجلیزی. وتُظهر النتائج أن کلتا اللغتین تستخدمان استعاراه متشابهه للتعبیر عن الانفعالات. فعلى سبیل المثال، یتم وصف الحب فی کلتا اللغتین من خلال استعارات الحراره، الضوء، والنار، والخوف من خلال الظلام والظل. ومع ذلک، تؤدی الاختلافات الثقافیه والتاریخیه واللغویه إلى بروز تمایزات فی نوع وکمیه استخدام هذه الاستعارات. ففی اللغه الفارسیه، غالبًا ما تُعبّر الانفعالات بصوره أکثر عمومیه من خلال مفاهیم مثل "حال جید" و"حال سیئ"، بینما تُستخدم فی اللغه الإنجلیزیه مفردات أکثر تحدیدًا ودقه لوصف الانفعالات. وتُظهر نتائج الدراسه أن الاستعارات الانفعالیه لا تعکس فقط التجارب الحیاتیه المشترکه بین البشر، بل تتأثر أیضًا بالعوامل الثقافیه والاجتماعیه، وتعمل کأداه لتنظیم ومعالجه الانفعالات على المستوى المعرفی.
۲۶۵۹.

پیوند آیه با اندیشه سیاسی در کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
کلیله ودمنه، بی هیچ تردیدی یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی است. در این متن زبان و اندیشه پابه پای هم پیش می روند و این حکایت از مهارت کم مانند نصرالله منشی دارد. مترجم کلیله ودمنه، در ترجمه آزاد خود از متن عربی ابن مقفع، تجربه های خویش از مسائل مختلف زندگی را هم مطرح کرده است. یکی از برجسته ترین تجربه های او تجربه کشورداری یا سیاست است. می توان بر آن بود که کلیه یک داستان بلند از یک دوره طولانی حکومت، با مسایل مختلف آن است. زیرا در آن تقریباً به تمام مسایل سیاسی اشاره یی شده است. اگر پیشینیان کوشیده اند اندیشه های سیاسی را به وسیله حکایت تجسم ببخشند، نصرالله منشی با ایجاد پیوند میان این اندیشه ها با کلام خدا، آن ها را تقویت و مخاطب را به پذیرش آن ها ترغیب کرده است. داده های این پژوهش کتابخانه یی است و به وسیله روش کیفی توصیف شده است. از هم آیی اندیشه های سیاسی و آیه ی قرآن، می توان دریافت که نصرالله منشی، هرجا به یکی از جنبه های حکومت داری توجه کرده، همزمان یکی از آیات قرآن را تداعی کرده است. این امر سبب شده است که اندیشه های او، هم چنان که قرآن قابلیت قرائت همه زمانی و همه مکانی دارد ، قابل تأویل برای همه ی روزگاران باشد.
۲۶۶۰.

سبک شناسی انتقادی دستور الوزارة (وزارت نامه ای از عهد اتابکان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
: اتابکان فارس، با مصالحه با مغولان، در یکی از پرآشوب ترین و خون بارترین دوره های تاریخ ایران، ملجأ امنی برای فعّالیّت اهل هنر و علم فراهم آوردند. آنان در شیوه حکومت داری و علی الخصوص استحکام بنیاد دیوان سالاری و تقویّت نهاد وزارت از سلجوقیان (که قوی ترین دستگاه دیوان سالاری و وزارت پس از ساسانی را در ایران احیا نمودند) تبعیّت کردند. دستورالوزاره، نوشته محمود بن محمد اصفهانی، که درس نامه ای برای وزیران و دیوانیان است، محصول آن امنیّت و این نظامِ دیوان سالاری است. مسئله اصلی این تحقیق شناساندن ژرف ساخت های فکری، فرهنگی و سیاسی کتاب دستورالوزاره، به عنوان یکی از نمونه های دستور/ وزارت نامه نویسی فارسی دوره اتابکان فارس، از طریق تحلیل لایه های سبکی این متن بوده است. دستاورهای حاصل از این تحقیق، که به روش ترکیبی (تحلیلی توصیفی استدلالی) انجام یافت، بدین ترتیب است: در لایه واژگانی، فراوانی رمزگان های مربوط به نهادهای اخلاق، علم و ادب و هنر و نیز مذهب بیش و پیش از رمزگان های سیاسی و حکومتی است که نشان از چربش زیربنای اخلاقی تربیّتی کتاب بر مبانی سیاسی و حتّی تاریخی آن دارد. در لایه نحوی، غلبه وجهیّت اخباری همراه با قطعیّت بسیار در شیوه روایتگری متن بیانگر صراحت و اعتقاد راسخ در مؤلّفه های گفتمانی اثر است؛ در لایه بلاغی، فراوانی و تأثیرگذاری عمده از آنِ ابزارهای بلاغی استدلالی و استشهادی گفتمانی (نظیر اقتباس، تضمین، تلمیح، تمثیل، ارسال المثل و...) است، اما تصاویر بلاغی متن بیشتر در خدمت تکلّفات مرسوم نثر مصنوع است تا منظورهای گفتمانی و ایدئولوژیکی. در لایه کاربردشناسی، کنش بیانی/ اظهاری در مرتبه نخست و کنش ترغیبی در مرتبه بعدی قرار می گیرد و نشان می دهد که نویسنده چگونه از این کنش برای رسمیّت دادن به ارزش های حاکم بر دیدگاه های ارزشی (اخلاقی/ آرمانی) خود استفاده کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان