ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۲۴۱ تا ۵۳٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۳۲۴۱.

تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی چکیده باورهای بلاگردانی بخش مهمی از باورهای مردم هر جامعه ای را تشکیل می دهند. این باورها در میان مردم کرد نیز جایگاه خاصی داشته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل این باورها می پردازد و می کوشد مواردی چون بلاگردانی جهت دفع بیماری، مرگ، بلایای طبیعی، جانوران خطرناک، چشم زخم، آل و جن زدگی را تجزیه و تحلیل کند. شناساندن این باورها، دلیل کاربرد و تجزیه و تحلیل آن ها از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که باورهای بلاگردانی مردم کرد مبتنی بر دو قانون هومیوپاتیک و تماس است و برخی نیز به موازات باورهای دینی شکلی نو به خود گرفته اند به گونه ای که برای اهداف متمایز به کار برده می شوند. واژه های کلیدی: باور، باور بلاگردانی، باور دینی، قانون تماس، قانون هومیوپاتیک.
۵۳۲۴۲.

بررسی و مقایسه سیمای قلندر در غزلیات سنایی، عطار، عراقی و مغربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
شعر قلندری یکی از شاخه های مهم ادبیات عرفانی است که بن مایه های آن با شعر سنایی به شعر عرفانی راه یافته است. پس از سنایی، عطار و عراقی با قلندر خواندن خود، اصول قلندری را در شعر خویش بیان کرده اند. مغربی، شاعر عارف سد ه های هشتم و اوایل نهم هجری نیز با بزرگداشت نام این سه شاعر عارف در دیوان اشعارش، بر تأثیرپذیری خود از آنان، به ویژه عراقی، صحه می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی سیمای قلندر در شعر این چهار شاعر، با روش توصیفی تحلیلی و پژوهش متنی انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قلندر و آیین قلندری در نگاه این شاعران، گاه چشم اندازی مشابه و گاه سیمایی متفاوت دارد. یافته ها نشان می دهد که قلندریات در نگاه سنایی و عطار از یک سو، و عراقی و مغربی ازسوی دیگر، در اصولی همچون «توبه شکنی سریع و مکرر» و «گریز از مظاهر صلاح به فساد» مشترک است و در مؤلفه هایی نظیر «منفور یا مقبول دیدن چهره قلندری»، «طول مسیر میان مسجد و میخانه» (به منزله پایگاه صلاح و فساد) و... با هم تفاوت دارد.
۵۳۲۴۳.

کارکرد بلاغی جواهرات در اشعار خاقانی شروانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۳
اشعار خاقانی به سبب اشتمال بر اصطلاحات علوم مختلف ، تلمیحات، استعارات و کنایات متعدد، غریب و گاه چند لایه ، دشوار و دیریاب است و در اغلب موارد نیاز است که خواننده برای دریافت معنا و ظرایف بلاغی شعر، بر موارد مذکور احاطه داشته باشد. گوهرشناسی و طب از جمله علومی است که وی در خلق بسیاری از مضامین شعری خود بدان نظر داشته است . از این رو پژوهش حاضر با توجه به نقش پررنگ گوهرها و خواص آنها در ایجاد صور خیال و آرایش کلام خاقانی به روش تحلیل محتوای کمی و کیفی به بررسی کارکرد بیانی و بدیعی این سنگ های گران بها در اشعار این شاعر پرداخته است . در بررسی کمی ، ضمن طبقه بندی و ارائه تشبیهات و استعارات طرح شده حول گوهرهای پربسامد، مشخص شد که سنگ های سرخ و به طور خاص، لعل، پرتکرارترین سنگ ها در شعر خاقانی است و به سبب قابلیت در تصویرسازی از لب معشوق و می در غنا و نیز اشک و خون در رثا و البته کوتاهی واژه، بیشترین تشبیهات و استعارات را دارد. در بخش کیفی نیز ساخت تشبیهات و استعارات چند لایه با وجه شبه رنگ و سایر خواص گوهرشناختی و طبی مورد بررسی قرار گرفت . همچنین به خلق آرایه های هنرمندانه ای چون جناس مرکب ، ایهام تبادر و انواع مختلفی از تلمیح با استفاده از نام جواهرات اشاره شد.
۵۳۲۴۴.

دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) مع مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۸۴
إن العداله الاقتصادیه باعتبارها أحد رکائز الحکم الإسلامی کانت لها أهمیهٌ خاصهٌ فی السیاسه الاقتصادیه للإمام علی (ع). وعلی هذا الأساس فإن هدف هذه المقاله هو إجراء دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ومحاوله مقارنه خصائص وأهداف نظام الضرائب فی تلک الحقبه مع المبادئ الاقتصادیه الحدیثه. تمّ إجراء هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، ولتحقیق هذه الغایه، یتمّ أولاً تقدیم مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ثم یتم تحلیل بنیه وخصائص نظام الضرائب عند الإمام علی (ع)، مثل أنواع الضرائب (الخراج، والجزیه، والزکاه) وأهدافها (التوزیع العادل لبیت المال، وتقلیل الفوارق الطبقیه). وبعد ذلک سیتم مناقشه مقارنه بین نظام الضرائب عند الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه. تتضمن هذه المقارنه دراسه وجهات التشابه والاختلاف فی المبادئ الاقتصادیه، وأنواع الضرائب، وکیفیه جمع الموارد وتوزیعها، فضلاً عن الاهتمام بالفئات الأضعف فی المجتمع. وتظهر النتائج أنه على الرغم من وجود اختلافات فی البنیه وتعقیدات التنفیذ، فإن مبادئ العداله ودعم الضعفاء والتوزیع العادل للموارد مشترکه بین النظامین. وأخیراً، یناقش هذا المقال الاستنتاجات والمقترحات لتحسین النظام الضریبی الحدیث استناداً إلى تعالیم الإمام علی (ع). وتتضمن المقترحات استخدام مبادئ العداله والإشراف الدقیق على مسؤولی الضرائب، وهو ما یمکن أن یساعد فی تحقیق العداله الاقتصادیه وتقلیص الفجوات الطبقیه والحد من التفاوت فی المجتمعات الحدیثه. ویؤکد هذا البحث على أهمیه الاهتمام بالتجارب التاریخیه للنظام الضریبی الإسلامی من أجل الارتقاء بالأنظمه الاقتصادیه المعاصره.
۵۳۲۴۵.

گستره فرهنگ در دست بافته های پرویز تناولی از فضای حقیقی تا فضای استعاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
پرویز تناولی از مهم ترین هنرمندان ایرانی و از پیشروان مکتب سقاخانه است. مهم ترین ویژگی آثار او استفاده از عناصر هنر ایرانی و شرقی در امتداد هنر جهانی است. از جمله آثار تناولی در راستای ویژگی گفته شده فرش های اوست که نشان از پژوهش از سویی و استفاده از یافته های پژوهش از سوی دیگر برای بیان هنری است. این فرش ها می توانند دو گونه فضا را برای مخاطب بازنمایی کنند: فضای حقیقی جغرافیایی که نشانگر ویژگی های فرش هر منطقه از ایران است و فضای استعاری که پیوند ژرفی با اسطوره، ادبیات و اندیشه ایرانی دارد. پرسشی که می توان در این راستا مطرح نمود این است که چگونه این دو فضای حقیقی و استعاری معناسازی می کنند و عرصه گفتگو و تعامل بینافرهنگی می گردند؟ تحلیل ما بر پایه آرای نظری یوری لوتمان، نشانه شناس روسی مکتب تارتو- مسکو است که با بهره بردن از تعریف فرهنگ، سپهر معنایی یا نشانه ای را تعریف کرده که برای توضیح کارکرد انواع زبان های کلامی و غیرکلامی ضروری به نظر می رسد. این سپهر هم شرط و هم نتیجه گسترش فرهنگ است و وابسته به درک فضاهای مختلف از جمله حقیقی و استعاری می باشد. ما نیز برای تحلیل فرش های پرویز تناولی از دیدگاه لوتمان و هم حضوری لایه های معنایی در سپهر نشانه-معنایی بهره برده ایم و به این نتیجه دست یافته ایم که فرش های تناولی سپهر معنایی جدیدی خلق کرده اند که شبکه ای از تعاملات همه جانبه بین فرهنگ و سنت و ارزش های فرهنگی-اجتماعی جامعه ایرانی از سویی و پیوند با جامعه فرهنگی-هنری جهانی از سوی دیگر است.
۵۳۲۴۶.

تحلیل گفتمان انتقادی اوصاف قیامت در قرآن با رویکرد معانی ثانوی بر اساس مدل فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۱
در قرآن حدود هزار و دویست آیه در حوزه معاد وجود دارد. تعدادی از این آیات سعی در متقاعد کردن مردم در پذیرفتن معاد دارند و چگونگی وقوع معاد را توصیف می کنند. برخی دیگر از این آیات، قیامت را گاهی به شکل صریح و گاهی با عناوین گفتمان مدار توصیف می کنند. این عناوین گفتمان مدار، قارعه، یوم التغابن، یوم التلاق، یوم الازفه، یوم الحسره، یوم التناد، یوم الفصل، و یوم عسیر و نظیر اینها هستند که در معنای ثانویشان ظاهر می شوند . در پژوهش حاضر این عناوین بر اساس نظر فرکلاف در سطح توصیف، هم از نظر معانی ثانوی و هم لغوی بررسی شد. در سطح تفسیر نیز این اوصاف با آیات صریح قرآن که آنها هم قیامت را توصیف می کردند، تفسیر گردید. . این معانی که هدف اصلی گوینده کلام وحی است؛ از طریق گفتمان کاوی و معانی ثانوی اوصاف به دست می آید. چرایی نزول این گونه توصیف ها از قیامت در سطح تبیین تحلیل شد و چنین به دست آمد که اعتقاد به معاد به تنهایی کافی نیست، بلکه برای سعادتمندی در آخرت توشه ای باید اندوخت.
۵۳۲۴۷.

تطبیق اشعار انتقادی «صائب» با نظریه «توماس اسپریگنز»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
«صائب»، یکی از برجسته ترین شاعران سبک هندی و سرآمد شاعران عصرِ صفوی و سبک هندی است. وی به عنوان یک اندیشمند و اصلاح گر اجتماعی، آسیب ها و ریشه های معضلات زمانه خویش را می بیند و از شعر به عنوان یک ابزار فرهنگی، برای بیان اندیشه های انتقادی خود بهره می برد. در این پژوهش که با روش توصیف و تحلیلِ کیفی انجام شده است، اشعار انتقادی و اصلاح گرایانه صائب، با کاربست نظریه «اسپریگنز» (مشکل شناسی، علت شناسی، آرمان شناسی و راه حل یابی)، چرایی، چگونگی، راهکار و برون رفت از مشکلات اجتماعی زمان شاعر بررسی می شود. داده های پژوهش نشان می دهد که صائب، معضلات سیاسی و اجتماعی عصر خود را در فرار مغزها، خودخواهی ، خرافه پرستی، ریاکاری و تظاهر، فقر و روحیه تسلیم می بیند. او همچنین علّت را در وضعیت خاص حاکمیّت و ایدئولوژی سیاسی و مذهبی، تحقیر و به حاشیه رانده شدنِ اهل هنر و آزاداندیشان، تقدّس سازی و تقدیرگرایی، استبداد، تنگ مشربی حاکمان، توسعه شهری و تبعات ناشی از آن می داند. صائب، جامعه آرمانی را در هند با شهروندان و حاکمانی وسیع مشرب، آزاداندیش، دگراندیش و هنردوست می یابد. او در نهایت راه حل را در اخلاق گرایی، انتقادپذیری و مدارا، عشق و خردگرایی و پرهیز از تملق می داند.
۵۳۲۴۸.

مقایسه عناصر غنایی در خسرو و شیرین، لیلی و مجنون نظامی گنجوی با همای و همایون و گل و نوروز خواجوی کرمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۳۸
در این مقاله به بررسی و مقایسه عناصر ادب غنایی به کار رفته در مثنوی های خسرو و شیرین، لیلی و مجنون نظامی گنجوی با همای و همایون و گل و نوروز خواجوی می پردازیم. مواردی از قبیل عناصر محتوایی و عاشقانه، ترکیبات و تعبیرات غنایی، توصیفات نرم و لطیف، فضای غم آلود و انزواطلبانه، وصل و هجران، عاشق و معشوق، تصاویر و عناصر صوری، ذهن و زبان، زاویه دید، شخصیت های منظومه ها به تحلیل و مقایسه پرداخته شده است. این که خواجو به چه میزان تحت تأثیر نظامی بوده، یا ابتکار عمل و نوآوری هایی از خود نشان داده است، مورد تحلیل قرار می گیرد. بخش فراگیری از موضوعات غنایی و عشقی در هر منظومه غنایی با ذهنیات، احساسات و عواطف درونی، روزگار حال و گذشته شاعر عجین شده است. یافتن و الفت برقرارکردن بین مناسبات غنایی هر دو شاعر، به این پرسش پاسخ می دهد که در آثارشان به چه نوع مؤلفه هایی در بیان عناصر غنایی اهمیت بیشتری داده شده که در آثار دیگری مشاهده نمی شود؟ هدف کلی مقاله، مقایسه و تبیین نوع بیان عناصر غنایی در مورد پژوهش است. خواجوی کرمانی همچون نظامی گنجوی، با نرم سرایی و ساده سازی مفاهیم شعری را به ادبیات عامیانه و مردمی نزدیک کرده است. شواهد به دست آمده در این پژوهش، بیانگر آن است که مثنوی های نظامی گنجوی و خواجوی کرمانی در تعریف ویژگی های عناصر غنایی مشابهت هایی با هم دارند و سطحی از اختلاف در شیوه بیان مؤلفه های غنایی وجود دارد که این اختلافات برجسته به نظر نمی رسد.
۵۳۲۴۹.

تفسیر و تحلیل کاربرد واژه «کافور» در آثار خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
کافور مادّه ای خوشبو با خواص دارویی بسیار است. این مادّه، در فرهنگ ایران بسیار کاربرد داشته و در پهنه ادب فارسی نیز راه یافته است. شاعران و نویسندگان با توجه به ویژگی های بی شمار و خاص این مادّه، از این واژه، در مضمون آفرینی و ابداع تصاویر هنری گوناگون بهره برده اند. در آثار خاقانی شروانی، واژه کافور دامنه تکرار بالایی دارد. خاقانی که استاد معناآفرین است، علاوه بر استفاده این واژه در معنای ظاهری، به صُوَر خیال نظر داشته و واژه کافور را در موارد زیادی، در معنای مجازی و ادبی گماشته و تصاویر هنری خیال انگیزی آفریده است. خاقانی در غالبِ موارد استفاده از واژه کافور، این واژه را با گونه های علم بیان همراه کرده و کلام خود را به این زیورهای ادبی آراسته است. تصویرهای شاعرانه ای که خاقانی با واژه کافور آفریده است، به دو دسته عناصر طبیعی و متعلّقات انسانی تقسیم می شود. وی در کاربرد واژه کافور، بیش از همه شاخه های علم بیان، به استعاره و سپس تشبیه نظر داشته است. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است؛ پژوهندگان نخست ابیات و عباراتی از آثار خاقانی را که واژه کافور در آن ها به کار رفته است، استخراج کرده و سپس با تحلیل آن ابیات و عبارات، صُوَر خیال موجود در واژه کافور را تبیین نموده و به گره گشایی شعرِ خاقانی پرداخته اند. در پایان نیز با ارائه جدول، آمار استفاده خاقانی از واژه کافور با توجه به صُوَر خیال آورده شده است.
۵۳۲۵۰.

حقوق شهروندی و آداب اجتماعی در شمس و طغرای میرزا محمدباقر خسروی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۸
حقوق شهروندی و آداب اجتماعی از جمله موضوعاتی است که با توجه به بافت آثار منثور در مضامین این نو نوشته ها قرار می گیرند. مفاهیمی چون حقوق شهروندی از مصادیق تجدد و نوگرایی در عصر حاضر محسوب می شود که بیش تر متأثر از اندیشه های غربی و به تأسی از زمینه های ذهنی، تحولات سیاسی و اجتماعی در اروپا در اندیشه و فرهنگ ایرانیان هم وارد شد و نویسندگان ایرانی از این مفهوم در آثار و نوشته های خود استفاده کردند و بیش از هر چیز در آثار منثور معاصر نمود یافت. از طرف دیگر آداب اجتماعی نیز با توجه به تعامل ادبیات با جامعه بخشی از درونمایه آثار منثور را به خود اختصاص داده اند. یکی از این نویسندگان که در این پژوهش مورد مداقّه قرار گرفته است، میرزا محمدباقر کرمانشاهی، متخلص به خسروی است. هدف از نگارش این مقاله بررسی حقوق شهروندی و آداب اجتماعی در شمس و طغرای خسروی است که به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. نتایج حاصل پژوهش نشان می دهد که خسروی در شمس و طغرا بیش تر بر جنبه واقع گرایی نوشته است و سعی داشته بیان واقعیت-های جامعه را سرلوحه کار خود قرار دهد.
۵۳۲۵۱.

تحلیل تطبیقی تصاویر داستان های بازنویسی شده شاهنامه براساس رویکرد متن و تصویر پری نودلمن (داستان های بازنویسی شده آتوسا صالحی و حسین فتاحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
کتاب های تصویری با انتقال مفاهیم از طریق تصویر، نقش مهمی در تعلیم و تربیت و همچنین شکل گیری و رشد ابعاد ذهنی و اطلاعات مخاطب کودک و نوجوان از شخصیت، محتوا، فضا و حال و هوای داستان دارند. یکی از کارکردهای مهم تصویر، انتقال فضا، لحن و محتوای داستان های کهن برای مخاطب کودک و نوجوان است. شاهنامه فردوسی یکی از متونی است که برای نوجوانان بازنویسی شده است. استفاده از عنصر تصویر در بازنویسی این اثر گران سنگ، مخاطب را در شناخت قهرمانان، اسطوره های ملی و فضای حماسی داستان آشنا می کند. هدف این جستار، بررسی و تحلیل تصاویر داستان های بازنویسی شده شاهنامه براساس مولفه-های متن و تصویر پری نودلمن است. نودلمن شش مولفه برای تصویرپردازی داستان پیشنهاد می دهد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به دنیال پاسخ گویی به این سوالات است که تصاویر داستان های بازنویسی شده تا چه اندازه با مولفه های شش گانه نودلمن درباره تصویر مطابقت دارد؟ 2. کدام مولفه از موارد شش گانه نودلمن در تصاویر داستان های بازنویسی شده دیده می شود؟ 3. تصاویر بازنویسی شده کدام روایت (صالحی یا فتاحی) با مولفه های شش گانه مطابقت بیشتری دارند؟. نتایج نشان داد که تصاویر داستان های بازنویسی شده (به روایت صالحی و فتاحی) بیشتر با مولفه های اول (ابتدایی ترین ارتباط میان متن و تصویر) و دوم (تصویر صرفاً معادل دیداری واژگان را عرضه می کند) نظریه نودلمن مطابقت دارند. مولفه سوم که مهم ترین مولفه از نظر تصویرپردازی است، در هیچ کدام از تصاویر داستان های بررسی شده، دیده نشد.
۵۳۲۵۲.

نقش ساختار زبانی در شکل گیری روایت رمان؛ بررسی مدل کنشگرانه گرماس در تعامل با نظریه سوسور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۹
از منظر ساختارگرایی شخصیت در روایت نه صرفاً عنصری داستانی، بلکه کنشگری فعال در فرایند معناپردازی و سازمان دهی روایت است. در این چارچوب نظری، مفهوم شخصیت با نقش ها و کارکردهای روایی پیوندی ناگسستنی دارد و جایگاهی فراتر از موجودیتی ایستا و منفعل می یابد. شخصیت ها در مقام کنشگران، در تعامل مستمر با سایر عناصر روایت نقشی تعیین کننده در شکل گیری حرکت داستان و انسجام درونی آن ایفا می کنند. نظریه پردازان ساختارگرا با تمرکز بر روابط میان کنشگران، تلاش می کنند سازوکارهای درونی روایت را تحلیل پذیر سازند و زبان روایت را به مثابه نظامی ساخت یافته که با رخدادها، کنش ها و کارکردهایِ نقشی در ارتباط است، بررسی نمایند. در پژوهش حاضر با تکیه بر تمایز زبان شناختی فردینان دو سوسور میان "زبان" و "گفتار"، در ابتدا مروری اجمالی بر روایت شناسی پراپ صورت گرفت و سپس به واکاوی مدل کنشگرای گرماس به منزله چارچوبی ساختاری-زبانی برای فهم نحوه سازمان یافتگی روایت پرداخته شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روایت داستانی همانند گفتار زبانی واجد ساختاری دوسویه است: نخست؛ روساختی که زنجیره ای از رخدادهای روایی را دربرمی گیرد، و دوم؛ ژرف ساختی که منطق معنایی و کارکردی کنش های شخصیت ها را بنیاد می نهد. از منظر گرماس این ژرف ساخت بر سه محور دوگانه فرستنده/گیرنده، موضوع/فاعل، و یاریگر/بازدارنده استوار است؛ محورهایی که تعامل نظام مند و پویا میان آن ها نه تنها پویایی عملکردی روایت را سامان می دهد، بلکه مسیر معنایی و جهت گیری ارتباطی آن را نیز مشخص می سازد.
۵۳۲۵۳.

تحلیل لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی بر اساس نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۶
بهرام اردبیلی در هفت سروده با عنوان هفت پیکر، از لیلی و مجنون نظامی تأثیر پذیرفته است، او از زاویه دید لیلی و مجنون ، برش هایی از این منظومه غنایی را بازخوانی کرده است، خوانشی که در آن، خواننده وجهه ای فعال به خود می گیرد، شاعر با ایجاد معناهای چندگانه و تصویری تر کردن مفاهیم، ارائه تصاویر تودرتو با نظامی، قابلیت چندمعنایی در متن ایجاد می کند که مخاطب با تأویل آن، گویی دوباره شعر را می نویسد. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی و تحلیلی، به روابط مشترک و متقابل در تصاویر و مفاهیم لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی خواهیم پرداخت، همان گونه که در نظریه بینامتنیت، روابط تقلیدی و تقابلی در ساختار دو متن، بررسی خواهد شد. اردبیلی در فرایند این تأثیرپذیری با تکیه بر شعر نظامی، شعری تصویری تر و سنّت شکنانه ارائه داده است که یادآور تفکر تصویرگرای نظامی در شعر است. همچنین، اردبیلی در دیدگاه خود در مفاهیمی چون اتحاد عاشق و معشوق، مرگ دوستی درراستای وصال با معشوق، امید به وصال و اشاره به بخش هایی از روایت اصلی لیلی و مجنون از نظامی تأثیر پذیرفته است.
۵۳۲۵۴.

بررسی کارکرد و تحول حماسه در رمان های تاریخی از 1284 تا 1332 شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
داستان ها و اندیشه های حماسی ظرفیت هایی دارد که بخشی از آن جنبش های مقاومت انقلابی و رهایی بخش را تغذیه می کند و پاره ای دیگر در خدمت نظام های ضدبشری و دیکتاتوری و انواع بنیادگرایی درمی آید. ظرفیت حماسی داستان های ایرانی، به اقتضای هردوره، گاه درقالب منظومه های حماسی، گاه در لابه لای صفحات آثار تاریخی و گاه درقالب رمان ها و داستان های تاریخی ظهور یافته است. رمان تاریخی، به مثابه یکی از انواع ادبی نو ظهور در دوره قاجار، پیوستگی عمیقی با روایات و اندیشه های حماسی دارد و نویسندگان با اهداف و شیوه های گوناگون از آن بهره برده اند؛ بنابراین، انجام پژوهشی با هدف بررسی اهداف نویسندگان، چگونگی کاربرد و حتی تحولات راه یافته به حماسه و اندیشه های حماسی در این آثار ضروری است. یافته های پژوهش حاضر، که با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی و مقایسه ای به دست آمد، به این شرح است: 1. در رمان های تاریخی دوره نخست (1300-1284)، با توجه به خطر نابودی هویت ایرانی دربرابر بیگانگان، نویسندگان با نگاهی آموزشی درپی ترویج اندیشه های حماسی برای ایجاد روحیه مقاومت، اتحاد و دفاع از سرزمین بوده اند؛ 2. در آثار دوره دوم (1320-1300)، عنصر حماسه چون ابزاری در خدمت دربار و بیان اندیشه های ملی گرایانه پهلوی اول قرار دارد؛ 3. دوره سوم (1332-1320)، تحت تأثیر ورود متفقین به ایران و تزلزل دربار، اندیشه های حماسی دچار رکود می شود و داستان ها و قهرمانان عیار جای اندیشه های حماسی و پهلوانان حماسی را می گیرند.
۵۳۲۵۵.

تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۹
شعر، به دلیل ایجاز زبانی و قابلیت های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام های زیباشناختی و فرهنگی به شمار می رود. از آنجا که در بسیاری از سنت های شعری، به ویژه در حوزه های کلاسیک، طبیعت به عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته ای دارد، مطالعه تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت های شعری مختلف می تواند به شناخت مؤلفه های فرهنگی و زیباشناختی آن ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوه بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می پردازد. انتخاب این دو شاعر به دلیل جایگاه ممتاز آن ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته است. با وجود تفاوت ها در زمینه های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص تر است، و می تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه های فردی–اجتماعی بهره می گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح  به کار می برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.  
۵۳۲۵۶.

تقابل و تعامل جمال و جلال در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۸
عرفان و تصوف در هر کجای عالم که شکل گرفته، اساساً وجهه یی دینی داشته است. امّا عارفان، برخلاف اهل شریعت، نگاهشان به دین نگاهی جمال شناسانه بوده است. اینان با تکیه بر تجربه های شخصی و ژرف نگری در شریعت و دریافت های اشراقی خویش، از دین، عادت زدایی کرده و کوشیده اند مردم را با سرچشمه باورهای دینی آشنا کنند. همین طرز تلقی از دین، به تدریج نظام عرفانی را با سازه های مختلف، پدید آورده است. در این میان بنیادی ترین عنصر، اسم یا کلمه است که تمام هستی با تجلّی آن ایجاد می گردد. هم چنان که در اسلام و عرفان اسلامی کلمه کُن، ایجادگر هستی است. در مقاله حاضر تقابل و تعامل دو کلمه یا اسم جلال و جمال، که به یک اعتبار مصدر تمام آفریده ها در دو ساحت قهر و لطف الهی و زمینه ساز حرکت و پویایی هستی است، در مثنوی مولانا، مورد بحث قرار گرفته است. تامل بر داده های تجلّی جمالی و جلالی و قلمرو گسترده آن ها، که با روش کتابخانه یی گردآوری و با روش توصیفی تحلیل شده است نشان می دهد که مولانا، ضمن توجه به تقابل این دو، همه جا جمال را بر جلال مقدم شمرده و با توجه به نگرش عاشقانه اش به هستی، جلال الهی را هم نوعی جمال یا لطف خدا به انسان در نظر گرفته است.
۵۳۲۵۷.

A Hypocrite Protagonist: Iranian Picaroon in the Alleys of Baghdad Picaresque Features of Mashala-Khan in Harun al-Rashid’s Court by Iraj Pezeshkzad(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۷۷
Though Mashala-Khan in Harun al-Rashid’s Court is a known novel in contemporary satirical Persian literature, its picaresque features have never been systematically studied. This descriptive-analytical research investigates how such features in the narrative structure and characterization of this novel have been localized and what innovations in combining those features with Persian traditional narrative style are achieved. First, the narrative and episodic structure, the satirical language, and the protagonist’s actions are classified. Then, through a thematic analysis, the function of each feature (travel, poverty, trickery, and disguise) in the socio-critical approach of the text are discussed. The theoretical framework is based on Abrams and Geoffrey (2012) and Cuddens’ (1979) definitions. The findings show the episodes contain three balanced layers of verbal, situational, and structural satire that reveal a localized background to show the social and cultural inequalities of the time. Traveling in time is a symbolic quest for social justice. Poverty and trickery become the protagonist’s motivation through which a bitter satire and popular creativity is achieved. Besides, the disguises turn the obscure identity into a device for revealing the power structure and the corrupted bureaucratic system. This study provides a model for studying contemporary Persian picaresque texts. The model helps us to recognize a combination of Western features of the genre and Persian narrative traditions.
۵۳۲۵۸.

نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر با کاربست نظریه ارتباطی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۶
رومن یاکوبسن تفاوت نقش های زبانی را حاصل برجستگی برخی از عناصر ارتباطی (فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، مجرای ارتباطی و رمزگان) دانسته و معتقد است هر پیام نقش های زبانی متعددی دارد که معمولاً یکی از آنها برجسته تر است. در متون ادبی، به دلیل پیچیدگی متن، تعدد لایه ها و سیّال بودن نشانه ها، هنرسازه ها علاوه بر ایجاد یا تقویت نقش ادبی و ارتقای فرمی متن، با دیگر نقش های زبانی نیز در تعامل اند و درصورت استفاده هوشمندانه، سبب تناسب و تطابق صورت و معنای متن می شوند. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی تحلیلی، نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر عطار تحلیل شده است. یافته ها نشان داد که عطار با آگاهی از کارکردهای گوناگون زبان، بین هنرسازه های بدیعی و محتوای اخلاقی عرفانی منطق الطیر تناسب و تعادل برقرار و هنرسازه ها را براساس جوهره و کارکرد ادبی شان، برای بیان مفاهیم خاصی استفاده کرده است؛ مثلا،ً «حسن تعلیل» را برای تبیین مسائل تعلیمی و عرفانی، «مراعات نظیر» را برای ایجاد وحدت موضوعی و انسجام متنی و «متناقض نمایی» را برای تصویرگری ماهیت متناقض تجربه های عرفانی و کشمکش های درونی و برونی عارف به کار برده است. کاربست هنرسازه ها به فراخور موضوع و محتوای حکایات منطق الطیر، زیبایی، تأثیرگذاری عمیق و تعامل و تطابق صورت و معنا را پدید آورده است.
۵۳۲۵۹.

بررسی تمثیلات آیات 275 تا 286 سوره بقره در تفسیر تبیان شیخ طوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۷
تمثیل یکی از ابزارهای بلاغی قرآن کریم است که برای انتقال مفاهیم انتزاعی و پیچیده به مخاطب استفاده می شود. این مقاله به بررسی تمثیلات در آیات 275 تا 286 سوره بقره پرداخته و نقش آن ها را در تفسیر "التبیان" شیخ طوسی مورد تحلیل قرار می دهد. در تفسیر قرآن، تمثیل ها اغلب به عنوان ابزاری برای روشن ساختن مفاهیم پیچیده و ارتباط مؤثرتر با مخاطب مطرح می شوند. اما در تفاسیر قدیمی مانند "التبیان"، بررسی دقیق تمثیلات به طور مستقیم کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این تحقیق، بررسی نحوه ی استفاده از تمثیلات در تفسیر این آیات است تا نشان دهد چگونه شیخ طوسی از آن ها برای تسهیل درک مفاهیم قرآن بهره برده است. اهمیت این تحقیق در آن است که با توجه به پیچیدگی مفاهیم قرآنی، بررسی تمثیل ها می تواند به فهم بهتر و عمیق تر از آیات قرآن کمک کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اگرچه شیخ طوسی به طور مستقیم به تمثیلات اشاره نکرده است، با تحلیل واژگان و ساختار جمله ها می توان به وجود تمثیلات تشبیهی، حکایتی و استعاری پی برد که به تبیین مفاهیم پیچیده و ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطب کمک کرده اند. این تحقیق به پژوهشگران کمک می کند تا درک بهتری از کاربرد تمثیل ها در تفسیر قرآن پیدا کنند.
۵۳۲۶۰.

خوانش تطبیقی رمان «الأسود یلیق بک» و «پاییز فصل آخر سال است» بر پایه نظریه الین شوالتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۰
امروزه نظریات و الگوهای فمینستی، ابزار مناسبی برای اثبات ادعای فمنیستی بودن اثر، نویسنده و میزان برخورداری آن از سازوکارهای فمنیستی است. در این میان، نظریه رویکردهای چهارگانه الین شوالتر، منتقد برجسته قرن بیستم آمریکایی، اعم از رویکرد زیست شناختی، فرهنگی، روانکاونه و زبانی این امکان را برای نقد زنانه اثر فراهم می کند و با تکیه بر آن می توان جایگاه زنان را در آثار ادبی چه آثار مردان و چه آثار زنان تشخیص داد. از این رو نوشتار حاضر سعی کرده تا یک رمان از نسیم مرعشی نویسنده زن ایرانی با عنوان پاییز فصل آخر سال است و یک رمان از احلام مستغانمی، نویسنده زن الجزایری با عنوان الأسود یلیق بک (سیاه برازنده توست) را برای نقد نوشتار زنانه انتخاب کند و آن را بر حسب معیارهای زنانه نویسی مورد اعتنای الین شوالتر، مورد واکاوی قرار دهد تا تصویر روشن تری از وضعیت زنان، ستم هایی که بر آنها شده و اندیشه ها و آرمان های آنها بدست آورد. مطابق با یافته های تحقیق و با توجه تعلق این دو اثر به مرحله فمینیسم از سنت نوشتاری الین شوالتر نشانه های ابعاد زنانه نویسی در دو اثر هویدا است، اما در بخش رویکرد زیست شناختی بنابر عناصر فرهنگی و نشر، پرداختن به جزئیات و مسائل شخصی کمتر دیده می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان