ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۱۸۱.

کارکرد حافظه جمعی در رمان پسااستعماری أولاد الغیتو اسمی آدم اثر الیاس خوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۱
حافظه جمعی، حاصل تعامل فرآیند یادآوری و فراموشی جمعی است و مقصود از کارکرد حافظه جمعی، نقشی است که حافظه در شکل دهی، حفظ، انتقال و بازتعریف شناخت ما از گذشته و حال ایفا می کند. از آنجا که در جوامع پسااستعماری، استعمارگر در پی حذف و دستکاری حافظه جمعی بومیان است، پرداختن به کارکردهای حافظه به عنوان کنشی مقاومتی ضرورت پیدا کرده است. پژوهش حاضر با بررسی رمان أولاد الغیتو-اسمی آدم اثر الیاس خوری به نقش حافظه جمعی در بازسازی هویت و احیای تاریخ و صدای به حاشیه رانده شده استعمارزده می پردازد؛ چراکه این رمان به عنوان آرشیوی جایگزین، شکاف میان تاریخ رسمی و حافظه استعمارزده را آشکار می کند. نگارندگان این پژوهش با تکیه بر نظریات مطرح در حوزه حافظه جمعی و بررسی رمان به شیوه توصیفی-تحلیلی دریافتند که شخصیت اصلی داستان با ثبت تجارب گذشتگان از خاطرات اسارت در گتو می کوشد با زیر سؤال بردن تاریخ رسمی، روایت های به حاشیه رانده شده را احیا کند. استعمارگر نیز در مقابل برای سرکوب حافظه جمعی استعمارزده شگردهای گوناگونی به کار می گیرد؛ مانند: همگون سازی فرهنگی، بی اعتبار تلقی کردن روایت استعمارزده از تاریخ، سرقت فرهنگی، تحمیل حافظه جمعی فرمایشی، استفاده از ظرفیت هنرهای تصویری مانند فیلم سازی.
۱۱۸۲.

بازتاب و کارکرد مضامین شعری در رساله خزانیه ادریس بدلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۳
در میان آثار ادریس بدلیسی رساله کوتاهی با عنوان رساله الخزانیه موجود است که تاکنون معرفی و تصحیح نشده است. مؤلف در این رساله به تناسب موضوع، اشعاری آورده است که به لحاظ کارکرد قابل تأمل و بررسی است. این پژوهش که به شیوه کتابخانه ای و براساس تحلیل و تبیین اشعار این رساله به انجام رسیده، در صدد پاسخ به این پرسش هاست که با توجه به مضمون تاریخی این رساله و حجم کم آن (7 برگ)، مؤلف با چه انگیزه و هدفی ابیات قابل توجهی را از خود یا شاعران نامدار دیگر آورده است؟ و دیگر، اشعار مندرج در این رساله چه کارکردی را در متن به خود اختصاص داده است و بیشترین بسامد به کدام یک از کارکردها تعلق دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد، آموخته های بدلیسی و تبحرش در ادبیات و انشاپردازی که منصب منشی گری مخصوص دربار آق قویونلوها را برایش به ارمغان آورده بود همچنین علاقه بسیارش به شعر نقش به سزایی در آوردن این اشعار داشته است. او متن خود را چنان با اشعار و فنون ادبی درهم آمیخته که حاصل آن به لحاظ محتوایی، تاریخی و ساختاری ادبی شده است. بدلیسی به پیروی از شیوه پیشینیان در کنار ثبت تاریخ، اثر فاخری خلق کرده که در آن به جنبه زیبا شناسی نیز توجه داشته است. او در این اثر از کارکردهای مختلف شعری بهره جسته، اما کارکرد ادبی آرایه ای و استدلالی در آن با بسامد بالا سهم بیشتری را نسبت به کارکردهای دیگر به خود اختصاص داده است.
۱۱۸۳.

از معنی بیگانه تا استعاره بعید: مطالعه تطبیقی سبک هندی ایرانی و شعر متافیزیکی انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۹
این پژوهش تطبیقی با بررسی سبک هندی در شعر فارسی و جنبش شعر متافیزیک در ادبیات انگلیسی قرن هفدهم، نشان می دهد که دو سنت ادبی مستقل، علی رغم تفاوت های زبانی و فرهنگی و نبود ارتباط مستقیم، در واکنش به شرایط مشابه تاریخی فرهنگی به نوآوری های موازی دست یافته اند. تحلیل متنی چهار محور اصلی این همگرایی را آشکار می سازد: مضمون سازی نو (از «معنی بیگانه» تا «استعاره بعید») به عنوان ابزار آشنایی زدایی؛ پارادوکس به مثابه شیوه ای معرفت شناختی؛ اغراق هنری با منطق درونی و کارکرد کشف گرانه؛ و ویژگی های باروک شامل پیچیدگی ساختاری، تضاد دراماتیک و شدت عاطفی. یافته ها، با تبیین نقش انقلاب علمی، تحولات مذهبی و تغییرات اجتماعی در شکل گیری این شباهت ها، نظریه ی «همگرایی موازی» را تأیید کرده و نشان می دهد که مدرنیته ادبی پدیده ای صرفاً غربی نیست. سبک هندی، به عنوان نمونه ای از «مدرنیته شرقی»، امکان صورت بندی اصول زیباشناختی فراملی همچون بیگانه سازی، پیچیدگی هنری و نوآوری استعاری را فراهم می آورد و چشم اندازی تازه برای تاریخ ادبیات جهانی با رویکردی شبکه ای ارائه می دهد.
۱۱۸۴.

رباط سعدی؛ آگاهی های تازه از ساخت و تعمیر آن، به همراه تصحیحی نو از رساله در سؤال صاحب دیوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
می دانیم که شیخ اجل سعدی به طریقت جوانمردی، علی الخصوص جماعت سقّایان، تعلّق و دلبستگی داشته است. او در سال های پایانی زندگی، در بیرون شهر شیراز، به هزینه شمس الدّین محمّد صاحب دیوان رباطی بر پا کرد و بعد از وفات، در صفّه همانجا به خاک سپرده شد. رباط سعدی در طول قرون متمادی، زیارتگاه فقیر و غنی بود و بسته به اوضاع زمانه، گاه در رونق بود و گاه رو به افول داشت. اخبار و روایاتی که درباره این رباط از روزگار نزدیک به حیات سعدی به دست ما رسیده اندک است. در مقاله حاضر دو روایت کهن از بنیاد نهادن رباط سعدی معرّفی شده و فواید تاریخی حاصل از آن مورد بحث قرار گرفته است. روایت قدیم تر تکمله ای است که میان سال های ۷۲۱ تا ۷۴۲ق به پایان رساله «سؤال صاحب دیوان» که در جزو رسائل ششگانه کلّیات سعدی مضبوط است الحاق شده. از این تکمله واضح می گردد که تاریخ بنای رباط سال 679ق بوده و درست سی سال بعد از وفات سعدی، یعنی به سال 721ق، علاءالدّین محمّد بن عمادالدّین محمّد فریومدی، از وزرای مقتدر و هنرپرور سلطان ابوسعید بهادرخان ایلخانی، در عمارت و احیای آن بذل توجّه و مال کرده است. روایت دوم قطعه شعری است از جلال طبیب شیرازی (درگذشت پیش از 785ق) در وصف رباط سعدی که در دیوان چاپی شاعر نیست و ناظر به ارتباط سعدی و رباط او با مسئله آب و سقایت است.
۱۱۸۵.

جلوه های نمادین رنگ سرخ درادبیات عرفانی با محوریت کتاب کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۴
در طول تاریخ بشر، رنگ ها اهمیت و تأثیر مهمی بر زندگی انسان ها داشته اند ، توجه به رنگ های گوناگون در طبیعت از سفارشات قرآن کریم و نشانه قدرت الهی است که در چندین آیه صریحا به آنها اشاره شده، هرچند هر رنگی در فرهنگ های مختلف، معنای خاص و متفاوت و کاربردهای مختلفی دارند. به هرحال در علوم گوناگون بخصوص در ادبیات عرفانی جلوه ای ویژه ای یافته اند، زیرا سالکان راه حق در سیر و سلوک معنوی خود، مراحلی را می گذرانند که در هر مرحله نور و رنگ خاصی را مشاهده می کنند که نشانگر احوال درونی آنهاست و هر تغییر در حالات معنوی آنها در قالب رنگی خاص آشکار می شود.به همین دلیل عرفای بزرگی چون نجم الدین کبری، علاءالدین سمنانی، مولوی و... از جمله کسانی بودند که در این زمینه صاحب نظر بوده و تأمّلات دقیقی در باره رنگ ها داشته اند .این بزرگان از طریق بیان رنگ ها و تعمیم معانی آنها، مراحل سیروسلوک و حتی کشف و شهودهای معنوی خود را به صورت نمادین و با زبانی ادبی و فاخر برای صاحب نظران و مریدان خود بیان کرده اند و آثار ارزشمندی در این زمینه نگاشته اند که از گنجینه های درخشان ادبیات عرفانی است. یکی از شاخص ترین نمودهای رنگ، بخصوص رنگ سرخ در تصویرسازی از جهان ماوراء و حالات درونی، در اندیشه و آثار شیخ روزبهان بقلی است که ما در این مقاله با روش تحلیلی - توصیفی و ابزار کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار او با محوریت کتاب «کشف الاسرار و مکاشفات الانوار» در این زمینه می پردازیم.
۱۱۸۶.

مطالعه تطبیقی متن و تصویر در روایت خسرو و شیرین بر اساس ریخت شناسی ولادیمیر پراپ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۲
ریخت شناسی از مباحث اساسی در نقد ادبی است که به بررسی ساختار درونی داستان ها و کشف کنش ها و خویشکاری های موجود در داستان می پردازد. پراپ نخستین بار به ریخت شناسی داستان ها پرداخت و قصه های عامیانه روس را بر این مبنا تجزیه و تحلیل کرد. او روایت را به عملکردها و شخصیت های متفاوت تقسیم کرد. این شاخصه ها را می توان در روایت های ایرانی نیز مشاهده کرد. با توجه به همگامی ادبیات با نگارگری ایرانی، الگوی ریخت شناسی پراپ در نگاره های ایرانی نیز قابلیت شناسایی و بررسی دارد. پژوهش حاضر به هدف شناسایی و تطبیق داستان و نگاره های روایت خسرو و شیرین براساس الگوی ریخت شناسی پراپ و در پاسخ به این پرسش هاست که کدام یک از عملکردها و شخصیت های ارائه شده در الگوی ریخت شناسی پراپ در نگاره ها و روایت خسرو و شیرین مشاهده می شود؟ بر اساس الگوی ریخت شناسی پراپ متن و نگاره های روایت خسرو و شیرین چه شباهت ها و تفاوت هایی با هم دارند؟ روش انجام پژوهش توصیفی–تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. به همین منظور 12 تصویر بر اساس سیر داستان خسرو و شیرین از مکتب هرات انتخاب و بر اساس متن داستان با نظریه پراپ مطابقت داده شدند. نتایج به دست آمده نشان می دهد 30 عملکرد از الگوی ارائه شده پراپ در روایت و 19 عملکرد در نگاره های خسرو و شیرین دیده می شود. همه انواع شخصیت ها در نگاره ها قابل شناسایی است که برخی دارای چندین عملکرد هستند. همچنین انواع وضعیت ها، گره افکنی ها و موانعی که باعث کشش و جذابیت داستان شده است در نگاره ها نیز وجود دارد.
۱۱۸۷.

تحلیل معناشناختی نماد عشق در اشعار قیصر امین پور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۷۸
واژه «عشق» در شعر معاصر، مفهومی جز معنای ظاهری و یا حتی نمادین خود در ادبیات عرفانی یافته است. این واژه دیگر نه در ساحتی صریح و فردی به عواطف فردی دلالت دارد، و نه در ساحتی نمادین و عرفانی به معانی الهی و آسمانی. عشق در شعر معاصر بارها در مفهوم «آزادی» به کار رفته است. یکی از مشهورترین شاعران معاصر که همواره در اشعار خویش به مقوله آزادی توجه ویژه داشته، قیصر امین پور است. در این پژوهش بنا داریم با رویکردی معناشناسانه بر اساس نظریه لیکاف و جانسون، مصادیق استعاره مفهومی عشق را در اشعار این شاعر معاصر بررسی کنیم و با روش توصیفی-تحلیل به کمک منابع کتابخانه ای به این پرسش پاسخ دهیم که «نگاشت های استعاری و ویژگی های مشترک عشق و آزادی در اشعار قیصر امین پور کدامند؟» نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که قیصر مجموعاً سی بار از نماد عشق در مفهوم آزادی بهره یافته است. از این بسامد او پانزده نگاشت گوناگون برای این رابطه نمادین مطرح کرده است. نگاشت های استعاری عشق و آزادی در اشعار قیصر را می توان به دو دسته متداول و ابداعی تقسیم کرد، به نحوی که او از تجربه جمعی غنایی و عرفانی شعر فارسی نگاشت هایی چون: عشق آتش است، عشق جاندار است، عشق درد است را اتخاذ کرده و به منظور تبیین مفهوم تازه خود از عشق به کار می برد. از سوی دیگر بر اساس تجارب سیاسی-اجتماعی روزگار خود و نیز تجارب فردی اش از شعر و ادب فارسی، نگاشت هایی چون: عشق سنگ گور است و عشق نام است را در دلالت بر مفاهیم جنگ و شهادت و شهدای راه آزادی، و نگاشت هایی مثل: عشق دفتر است، عشق دستور زبان است، و عشق خواهر (همخون) است را بر اساس خلاقیت خود و باز هم برای تبیین عقاید و آرمان های اجتماعی و تجارب زیسته خود در روزهای انقلاب و جنگ تحمیلی ابداع می کند.
۱۱۸۸.

نقدی بر سنّت علمی جونپوری درکتاب جامع بهادرخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
قرن هفدهم تا نوزدهم در هندوستان، موج گسترده ای برای ترجمه و بازنویسی و جمع آوری متون فارسی و عربی دانشمندان دوره اسلامی آغاز شده بود. جامع بهادرخانی، نوشته غلامحسین جونپوری، بعنوان یکی از دایره المعارف های آموزشی شبه قاره در قرن نوزدهم، در حوزه حساب و هندسه و نورشناسی و نجوم، شمایی از نوع نگاه علمی حاکم بر مدارس علمی شبه قاره را به ما می دهد. با وجود آنکه در این سه قرن مذکور، استعمار بریتانیای کبیر بر تمام نهادهای علمی و آموزشی هندوستان احاطه داشته، اما آثاری همچون جامع بهادرخانی که بیشتر تحت تاثیر متون و سنت علم قدیم بوده اند تا پیشرفت های علمی جدید. تا آنجا که در جامع بهادرخانی با وجود معرفی برخی نظریه ها و اکتشافات جدید مانند نظریه حرکت تقدیمی زمین توسط نیوتن یا کشف قمر های سیاره زحل در اوایل قرن نوزدهم، اما باز پایه مطالعات نجومی جونپوری بر اساس مدل منسوخ بطلمیوسی و متون بزرگان مکتب مراغه و سمرقند است. یا در مبحث مناظر و مرایا همان مکتب اقلیدس را پیش می گیرد که در قرن نوزدهم در غرب اثری از آن در نورشناسی جدید وجود نداشت. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بررسی چگونگی و چرایی دلبستگی جونپوری در کتاب جامع بهادرخانی به سنت علم قدیم می پردازیم.
۱۱۸۹.

مقایسه آموزه های فرزندپروری مسئولانه عنصرالمعالی، خواجه نصیر طوسی، سعدی و واعظ کاشفی با سبک های فرزندپروری بامریند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
مقاله حاضر شیوه های فرزندپروری عنصرالمعالی، خواجه نصیر طوسی، سعدی و ملاحسین واعظ کاشفی را در قابوس نامه (475)، اخلاق ناصری (633)، گلستان (656) و اخلاق محسنی (900) برطبق سبک فرزندپروری مسئولانه (اسلامی) بررسی و با سبک های فرزندپروری بامریند (1927م.) مقایسه می کند. نگارنده با بررسی توصیفی- تحلیلی این موضوع در آثار این چهار متفکر مسلمانِ متعلق به دوره های مختلف تاریخی بر مبنای نظریه فرزندپروری مسئولانه اسلامی و مقایسه با نظریه بامریند با پاسخ به این پرسش ها که نویسندگان این آثار درباره فرزند پروری چه آموزه هایی را تبیین کرده اند؟ برای تعلیم این آموزه ها چه شیوه هایی را به کار گرفته اند؟ و وجوه تشابه و افتراق فرزندپروری آنها با دیدگاه های بامریند چیست؟، تبیین می کند شیوه فرزندپروری هر چهار نویسنده بر مبنای دیدگاه های اسلامی و وحیانی و از نوع مسئولانه با تکیه بر اصول اخلاق اسلامی و فطرت الهی انسان است که البته از فرهنگ و آداب و رسوم روزگار ایشان نیز اثر پذیرفته و تا اندازه ای به سبک مقتدرانه بامریند نزدیک است. عنصرالمعالی با بیان تجارب شخصی همراه با تمثیل و استشهاد و خواجه نصیر با شیوه علمی و فلسفی به شیوه مستقیم و جزئی نگر به تعلیم آموزه های فرزندپروری پرداخته اند؛ درحالی که سعدی و کاشفی از تمثیل و حکایت و شیوه غیرمستقیم و کلی نگر استفاده کرده اند و کاشفی به دلیل ماهیت سیاسی اندرزنامه اش کمتر از دیگران به این موضوع توجه کرده است.
۱۱۹۰.

The Pronunciation Presentation Pattern of Entries in Borhān-i Qāti’: Some Useful Implications(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۶۳
Among the authoritative dictionaries of Persian language, Borhān-i Qāti’ (lit. ‘Conclusive Proof’) is considered a turning point in the field of dictionary production, and it provides attractive data for applied linguistics studies in the field of lexicography. Borhān-i Qāti’, compiled in India in the 17th century by Moḥammad-Ḥosayn Khalaf Tabrīzī, is remarkable in several respects, but one of its features which does not seem to have received a proper attention, is its method of providing the pronunciation of its entries. In this reference, almost half of the entries have been given a pronunciation based on analogy, in which the entry word is echoed with a second-well known one, having the same phonotactics (distribution and arrangement of vowels and consonants), and distribution of vowels, and prosody pattern. This method was successfully practiced later on in another important but unfinished reference: Āsaf al-Loghāt (1906-1921). In This article, this pattern of presenting pronunciation is introduced and explained. Also it provides the readers with a list of the reference words which have been used to recognize the pronunciation of the other words, and the frequency of them will also be given and analyzed. The final list of this article presents those words which were believed to be “basic” or “core” by the compiler of Borhān-i Qāti’.
۱۱۹۱.

Feminine Language in the Works of Two Iranian Female Playwrights(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۴
This study deals with the analysis of the plays by ChistaYasrebi and NaghmehSamini and is trying to study the role of feminine language in the plays of these two contemporary Iranian woman playwrights. In this study, first issues of women, language, feminine language and brief introduction to the life of ChistaYasrebi and NaghmehSamini have been investigated and then the feminine language in the works of these two female playwrights has been studied, to specify the role of the female narrator in narrative and feminine writing. The result of the study is that the structure of the playsofthese two playwrightsis very influenced by the gender of the narrator in terms of Personality Science, dramatic situation, and dramatic language, and feminine language is a key element of writing.
۱۱۹۲.

بررسی رمان «طعم سیب زرد» از ناصر یوسفی از دیدگاه نقد ترومایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
پژوهش حاضررمان «طعم سیب زرد» از ناصر یوسفی (1346 ه.ش) را بر اساس تروما (روان زخم) مورد واکاوی قرار می دهد. تروما تجربه یا حادثه ای است که فرد را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و می تواند عواقب روانی، جسمی یا اجتماعی طولانی مدتی در زندگی شخص برجای بگذارد. این حادثه ممکن است به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر فرد یا اطرافیانش تأثیر بگذارد و باعث ایجاد احساساتی مانند اضطراب، ترس، غم، یا احساس ناتوانی و غیره شود. رمان طعم سیب زرد یک اثر روانشناسانه است که به شخصیت سه همکلاسی در دوران نوجوانی می پردازد. شخصیت هایی که تحت تاثیر عوامل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی نامساعد و مهاجرت قرار گرفتند و آثار مخرب آن به شکل احساس ناامنی در زندگی آن ها پدیدار شده است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی برابزار کتابخانه ای می کوشد تا به این سوال اصلی پاسخ دهد که کدام یک از اقسام تروما در رمان طعم سیب زرد نمود بیشتری دارد؟ براساس دستاورد تحقیق، در رمان ِمذکور، ترومای فردی و اثرات ناشی از آن بنیان روابط انسان ها را دگرگون کرده و هویتی برای آن ها باقی نمی گذارد. پیامدهای عینی تروما در رمان طعم سیب زرد، در قالب اضطراب، بی عاطفگی، انزوا، اختلال در رفتار، مرور خاطرات تلخ و نابودی ارتباطات انسانی تجلی یافته است.
۱۱۹۳.

بازشناختِ ماهیّت و عوامل فهم متن از دیدگاه عین القضات برپایه رویکرد هرمنوتیکیِ پل ریکور (نمونه پژوهی: نامه ها)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۶
پژوهش حاضر، به واکاوی ماهیّت و عوامل فهم متن از دیدگاه عین القضات همدانی و در چارچوب مطالعه نامه های وی بر پایه رویکرد هرمنوتیکیِ پل ریکور اختصاص دارد. نکته سنجی های عین القضات همدانی در مباحث مربوط به فهم و ادراک متن به گونه ای است که گاه با نگرش های دانشمندان هرمنوتیکی معاصر از جمله پل ریکور همسویی هایی دارد. عین القضات همدانی و پل ریکور، دو اندیشمند سده شش قمری و دوره معاصر ، به ماهیّت متن، رابطه لفظ و معنا و تمایز بین زبان گفتار و نوشتار پرداخته اند. البته برپایه دو خاستگاه سنّت و نوگرایی و در دو ساحت عرفان و حکمت ششم هجری و دیگری در عرصه هرمنوتیک معاصر. از منظر عین القضات، گفت و شنودهای حضوری نسبت به نوشتار تقدّم و ارجحیّت دارد؛ ریکور نیز بر تقدّم گفتگوی حضوری تأکید می ورزد. داده های این پژوهش که در گردآوری اطلاعات، روش کتابخانه ای، تحلیل داده ها و روش استدلالی و استقرایی است، نشان می دهد که عین القضات همدانی، در نامه ها با هدف برانگیختن و ترغیب مخاطب به فهم متون معرفتی و توحیدی و سلوک در مسیر کسب رضای پروردگار، در تلاش است تا با تبیین جنبه های نظری در باب کیفیّت فهم متن، او را با دریافت های اصولی متن آشنا کند که دریافت های پل ریکور در ساحتِ جدید هرمنوتیکی، این اندیشه ها را تأیید می کند
۱۱۹۴.

تحلیل محتوایی نماد و تمثیل های داستانی نویسندگان دوره اول بوشهر؛«علی دشتی، رکن زاده آدمیت, آیت اله بلادی و دکتر برازجانی»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۸
ادبیات داستانی بوشهر-واقع شده در جنوب غربی ایران و کناره خلیج فارس با نویسندگان نسل(دوره) اول تا چهارم خود در داستان نویسی ایران به ویژه مکتب جنوب جایگاه مهمی دارد. تمثیل به عنوان یک شگرد ادبی همواره یکی از مهم ترین محمل های بازنمایی درون مایه های مقتضای زمانه بوده است که برخی نویسندگان این دوره از توان روایی سنتی این گونه برای بیان مسائل اخلاقی، اجتماعی-سیاسی در کنار نماد بهره گرفته اند. هدف و ضرورت این مقاله؛ بیان مزایا و دگردیسی های محتوایی داستان های تمثیلی و بیان نمادین در دوره اول نویسندگی بوشهر است. از آن جا که تا کنون پژوهشی در این زمینه صورت نگرفته است، نگارندگان کوشیده اند؛ آثار تمثیلی را در سه نوع: روایت مستقل، غیر مستقل و استفاده از نمادها در فاصله سال های۱۳۳۲- ۱۳۰۴شمسی(مقارن حکومت پهلوی اول و دوره ی اول پهلوی دوم) بر پایه موضوع و درون مایه نقد و تحلیل کنند و به این پرسش اساسی پاسخ دهند که نویسندگان این دوره از کدام شیوه بیان تمثیلی و برای کدام مقاصد استفاده کرده اند. ماحصل این تحقیق به شیوه کتاب خانه ای با روی کرد پژوهشی- تحلیلی این است که؛ جز«رکن زاده» که سعی کرده است وقایع تاریخی عصر خویش را بی کم و کاست نقل کند، دیگر نویسندگان این دوره از تمثیل مستقل، در حین داستان و نماد برای روشن گری و بیان مضامین اخلاقی، سیاسی- اجتماعی بهره برده اند.
۱۱۹۵.

بررسی کاربرد استعارات عرفانی وحدت وجودی؛ گذر از لفظ به معنا در گلشن راز شبستری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۴۰
گلشن راز شبستری اشتمال بر منظومه افکاری دارد که تحت تأثیر مکتب ابن عربی و نماینده تمام عیار اندیشه شیخ اکبر در شرق اسلام است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی برآنیم تا با تکیه بر اصول نظریه زیبا شناختی شعر، گذر از مرحله لفظ به ساحت معنا را در گلشن راز بررسی کنیم تا به این سوال بنیادی پاسخ دهیم که روش کاربرد استعارات عرفانی وحدت وجودی و فرآیند گذر از لفظ به معنا در این اثر چگونه است؟ براساس نتایج تحقیق، شبستری با استعانت از رمز، شکل استعاره های مبتنی بر «تأویل عرفانی» را از عناصر وحدت وجودی مکتب ابن عربی به عاریت گرفته و فرایند گذر از لفظ به معنا را تفسیر کرده است. او تأکید دارد که قدرت تشخیص سالک منجر به معناشناسی استعاره های شعری می شود و با تکیه بر این قوه ممیزه، می تواند معانی واقعی را که در صور خیال مبتنی بر جهان مادی کشف می شود از مرحله الفاظ فراتر برده، «معانی» را بفهمد. در این مقاله، نگارندگان براساس اصول روش تحقیق ملزم به تحدید دامنه پژوهش و تمرکز روی محور بحث هستند؛
۱۱۹۶.

تأویل و تحلیلِ هوشِ مصنوعی از کاربردِ حقیقی تا رمزی و تمثیلیِ مفهومِ بروج در متونِ عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹۴
آسمان در نزد عرفا جایگاه والای معنوی دارد و سرچشمه معارف است. در فراسوی آسمانی که با چشم دیده می شود، جهان نادیدنی و ملکوت قرار دارد. آسمان مرئی در باور گذشتگان هشت فلک به شمار می آمد که هشتمین فلک، جایگاه بروج بود. این آسمان و صورت های فلکی آن، افزون بر کاربرد حقیقی که برآمده از نگاه اخترشناسی آن دوران بود در نزد پیشینیان در مواردی کاربردهای رمزی و تمثیلی نیز داشت. دریافت معنی حقیقی یا استعاری چندان دشوار نیست؛ اما کشف معانی پنهان و رمزی این کاربرد در متون عرفانی تا اندازه ای دشوار است. شناخت لایه های زیرین متن نیازمند دانش گسترده ای در ستاره شناسی کهن، آشنایی با ظرافت های ادبی و آگاهی از حکمت، فلسفه و جهان بینی گذشتگان است. باتوجه به توانمندی بسیار هوش مصنوعی در تحلیل داده ها، سنجش رویارویی این ابزار با مفاهیم پیچیده و تمثیلی متون عرفانی می تواند ما را بیش ازپیش در شناخت و شیوه بهره مندی از این ابزار یاری کند. در این پژوهش به روش توصیفی تجربی تلاش شده است تا کاربرد رمزی و تمثیلی مفاهیم آسمانی در متون عرفانی، با استفاده از هوش مصنوعی سنجیده و بررسی شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در قالب ربات چت جی پی تی به خوبی از مفاهیم تمثیلی عرفانی در پیوند با اصطلاحات نجومی آگاهی دارد و از پسِ شناخت کلی این مفاهیم در متون عرفانی برمی آید. هرچند که در این میان، گاهی تحلیل های نادرستی نیز دیده می شود. شناخت هوش مصنوعی از بیشتر اصطلاحات اخترشناسی کهن به همراه مفاهیم عرفانی و کاربرد نمادین اعداد از دیگر توانمندی های این ابزار است.
۱۱۹۷.

بازتاب آیین ها و باورهای عامه در مکتب داستانی جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۰
ادبیات عامه که شامل آیین ها، باورها و سنت های هر اقلیم است؛ یکی از سرچشمه ها و بن مایه های ادبیات هر کشوری به ویژه ادبیات داستانی آن است. ادبیات داستانی ایران با توجه به اقالیم گسترده و متنوع کشورمان، به چندین مکتب از جمله مکتب داستان نویسی جنوب تقسیم شده است. در این جستار به روش توصیفی - تحلیلی، جلوه های فرهنگ عامه؛ اعم از آیین ها، باورها و سنت های مردمی جنوب را در آثار سه تن از نویسندگان مکتب جنوب؛ احمد محمود، محمد ایوبی و قباد آذرآیین که بسامد بالایی دارند؛ مورد کنکاش قرار گرفت و ضمن بررسی و طبقه بندی آن ها این نتیجه حاصل شد که تنوع و عمق و لایه های پنهان معنایی در داستان های احمد محمود بیشتر از دو نویسنده دیگر است. رئالیسم اجتماعی همراه با تسلّط بر فضاسازی، زبان و کاربرد به جای واژگان بومی و استفاده شایسته از فرهنگ عامه در داستان از ویژگی های منحصر به فرد وی است. در داستان های محمد ایوبی؛ اشاره به مرگ، دیو، سایه و همزاد و همچنین اشعار عامیانه به ویژه به لهجه دزفولی بسامد بیشتری دارد. وی در داستان های خود یک تقابل ایجاد می کند؛ این تقابل به خواننده اجازه می دهد که بتواند دریافت های خاص خودش را داشته باشد و تأثیر محیط و شرایط اجتماعی که انتخاب می کند، قطعاً در این تقابل ها دخیل است. بسامد واژگان، اصطلاحات و زبان زدهای عامیانه در داستان های قباد آذرآیین، بیشتر و نشانه های جنوبی بودن در آثار او چشمگیرتر از دو نویسنده دیگر است؛ به ویژه فرهنگ و واژگان رایج در میان مردم بختیاری جنوب در داستان های او تبدیل به یک ویژگی اصلی شده است.
۱۱۹۸.

معالم الإسلام والتأسلم عند الإمام علی (ع)؛ دراسه تحلیلیه فی ضوء نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۸
یشکّل تمییز الإسلام الأصیل عن صوره المزیفه إحدى القضایا المحوریه التی شغلت - ولا تزال - الفکر الإسلامی ، ولکی نعرف الإسلام معرفه صحیحه، لابد من الرجوع إلى المصادر الإسلامیه الأصیله و الموثوق بها، ومنها نهج البلاغه الذی یعد أحد أبرز المدونات التی احتفظت بتعالیم الإسلام الأصیل. یحظى أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (ع)، صاحب هذا السِّفْر الجلیل، بمکانه سامیه وفریده فی التراث الإسلامی کأهم شخصیه بعد النبی المصطفی (ص)، وإنه جسّد الإسلام بصورته النقیه فی أقواله ومواقفه وحیاته، وهو ما تنعکس أنواره بوضوح فی نصوص نهج البلاغه التی تکون بمثابه مشکاه تضیء طریق الرشاد والهدایه. لذلک تهدف هذه الورقه البحثیه إلى استقراء أقوال الإمام علی (ع) فی نهج البلاغه لاستجلاء معالم الإسلام الأصیل وسمات التأسلم سعیا لخدمه الدین الحنیف وآل بیت النبوه (ع). ونحاول من خلال البحث رسم الصوره التی قدّمها الإمام (ع) للإسلام الأصیل والمزیّف، ولخصائص المسلم الحقیقی والمتأسلم فی نهج البلاغه. ونظرا لموضوع البحث والأهداف المرجوه منه، فإنه قد انتهج المنهج الاستقرائی؛ تتبعا لمادته العلمیه، والمنهج التحلیلی الذی یقوم علی فحص النصوص، واستخلاص الدلالات وعرض النتائج. وانتهی البحث إلی جمله من النتائج، محصّلها: أن الإمام (ع) قدم صوره شامله عن الإسلام والتأسلم، مع تحدید سمات المسلم الحقیقی والمزیّف. ومن أبرز معالم الإسلام الأصیل التی حددها البحث بناء على کلام الإمام (ع): قوه حجته واستدلاله، کونه مصدرا للهدایه والأمن والسلام، تفوّقه على سائر الأدیان، تمیّزه بسلطان إلهی عزیز، اصطفاؤه من قبل الله تعالى، واتصافه بالدوام والخلود. أما أبرز سمات المتأسلم والمسلم المزیّف فتمثلت فی: الطغیان، إظهار الإسلام مع إضمار الکفر، اقتراف الأفعال المناقضه لروح الإسلام وجوهره، انتهاک حرمه المسلم، وتبنی الإسلام قسرا أو لمصلحه نفعیه.
۱۱۹۹.

مقایسه تطبیقی نگرش غزالی و ابن برجان در شرح اسما الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
این پژوهش به بررسی تطبیقی دو اثر مقصدالاسنی غزالی و شرح اسماءالله الحسنی ابن برجان می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه تفاوت در روش شناسی این دو اندیشمند - غزالی با روش ایضاح، فائده و تنبیه و ابن برجان با روش تخریج لغوی، اعتبار و تعبد - به شکل گیری دو غایت معرفتی متمایز منجر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که غزالی با رویکردی اخلاقی-عرفانی، اسما الهی را نردبانی برای «تخلق به اخلاق الله» و وصول به مقام قرب می داند، درحالی که ابن برجان با رویکردی وجودشناختی-زبانی، بر «تعبد به اسماءالله» تأکید می ورزد. این تفاوت اساسی به ترسیم دو مسیر سلوکی کاملاً متمایز انجامیده است: مسیر نزولی از حق به خلق در نظام فکری غزالی با هدف پرورش «انسان متأله» و مسیر صعودی از خلق به حق در منظومه ابن برجان برای شکوفایی «انسان مُظهر». اگرچه هر دو متفکر در رد توقیفیت اسما و لزوم همکاری عقل و وحی هم نظرند، اختلاف در مبانی هستی شناختی، زبان شناختی و معرفت شناختی، به ویژه در مسئله اشتقاق اسما و حروف، نشان دهنده دو منظومه فکری کاملاً متمایز است که درنهایت به دو گونه معرفت متفاوت - معرفت اکتسابی ازطریق تزکیه نفس در اندیشه غزالی و معرفت حضوری-شهودی ناشی از تجلی بی واسطه در دیدگاه ابن برجان - منجر می شود.
۱۲۰۰.

بازتاب مسائل اجتماعی در شعر شاعران سوسیالیستی افغانستان (مطالعه موردی مجله ژوندون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
ادبیات سوسیالیستی واقع گرا در افغانستان، یکی از برجسته ترین و اثرگذارترین جریان های ادبی در تاریخ ادبیات معاصر این کشور به شمار می آید؛ جریانی که به واسطه غنای محتوایی و هنری، توانسته جایگاهی درخشان در منظومه ادبیات افغانستان به خود اختصاص دهد. این مکتب، با تأکید عمیق بر مسائلی چون عدالت اجتماعی، باورهای ایدئولوژیک و دغدغه های مردم محور، در عین حال نوآوری های ساختاری و محتوایی چشمگیری را نیز به نمایش بگذارد. بازنمایی هوشمندانه و هنرمندانه مفاهیم اجتماعی، سیاسی و طبقاتی در شعر، از ویژگی های ممیز آن است. شعر سوسیالیستی واقع گرا، نه تنها در مقام یک آفرینش ادبی، بلکه به عنوان ابزار انتقال آگاهی، بیان مقاومت، و بازتاب آرمان های جمعی، در بستر فرهنگی و اجتماعی افغانستان نقشی تعیین کننده ایفا کرده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتاب مسائل اجتماعی در شعر سوسیالیستی افغانستان، به واکاوی کیفیت بازتاب مفاهیم اجتماعی در آثار شاعران برجسته این حوزه با تکیه بر اشعار منتشرشده در نشریه معتبر ژوندون پرداخته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که مضامینی چون تمجید از نیروی کار و منزلت کارگر، تجلیل مبارزان پایبند به اندیشه های مارکسیستی، ستایش آزادی و برابری، نکوهش تبعیض های طبقاتی، تأکید بر همبستگی اجتماعی، همزیستی مسالمت آمیز و مخالفت با فقر و نابرابری، به شکل برجسته ای در اشعار نویسندگانی چون اسدالله حبیب، دستگیر پنجشیری، سلیمان لایق، رحیم الهام، نصرالله رها، شربت باقری، علی شاه ناشاد، غریب نواز، نسیم کامجو، حشمت ربی و ذکیه رستگار بازتاب یافته است؛ و این امر نشانگر پیوند وثیق میان ادبیات و ایدئولوژی در فضای فرهنگی آن دوران است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان