ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۹۸۱.

تحلیل پیکرگردانی اسطوره سیمرغ به قو در گذر از ادب غنایی به رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۷
پیکرگردانی اسطوره ها، تحت تأثیر عوامل درون متنی و برون متنی در بستر روایت ها شکل می گیرد که یکی از مهم ترین این عوامل، تغییر مکاتب ادبی است. گذار از ادب غنایی به رمانتیسم، موجب دگرگونی اسطوره ها، ازجمله اسطوره سیمرغ شده است. در این تحول، سیمرغ که در شاهنامه به عنوان رابط آسمان و زمین و در منطق الطیر به عنوان فرمانروای پرندگان، معرفی و ستایش می شود، در متون رمانتیک معاصر، به پیکره هایی چون بوف، ققنوس و قو تغییر شکل داده و با از دست دادن قدرت و قطع ارتباط با آسمان، ناتوان از تحقق آرمان های فردی، به سوی نابودی سوق می یابد. مسئله پژوهش حاضر، این است که تغییر نوع ادب غنایی به رمانتیسم، چگونه بر پیکرگردانی اسطوره سیمرغ تأثیر گذاشته و چه ویژگی های جدیدی را در آن ایجاد کرده است. بدین منظور، این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای، تغییرات اسطوره سیمرغ را از منظر پنج عنصر روایی شامل شخصیت پردازی، گفتار، کنش، زمان و نیز مکان بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که در گذر از ادب غنایی به رمانتیسم، اسطوره ها از نظر جثه، کوچک تر، از لحاظ کنش، گفتار و زمان، محدودتر، و از منظر مکان، در فاصله ای بیشتر از آسمان قرار می گیرند.
۹۸۲.

تحلیل تطبیقی دو داستان «قریهالحروف» و «درخت ستاره» بر اساس نظریه ی ریخت شناسی پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
ادبیات تطبیقی مشابهت های محتوایی و ساختاری میان آثار نویسندگانی از فرهنگ های گوناگون را بررسی می کند. این پژوهش به مقایسه ی تطبیقی داستان های «قریه الحروف» اثر محمود شقیر و «درخت ستاره» اثر قنبر شکری می پردازد و این دو داستان را با بهره گیری از نظریه ی ریخت شناسی، به صورت توصیفی تحلیلی، بر پایه ی مکتب آمریکاییِ ادبیات تطبیقی بررسی می کند. پژوهش حاضر به دنبال این است که میزان تطابق دو داستان را با نظریه ی ریخت شناسی پراپ دریابد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در خویشکاری های موجود در دو داستان، نمی توان متوجه تفاوت چشمگیری شد و تنها اختلاف موجود به صحنه ی آغازین دو داستان بازمی گردد. هم چنین بیشتر کنش ها، شکلی غیرفیزیکی و درونی دارند. بیشتر خویشکاری های یافت شده برای کودکان شکلی لطیف و فهمیدنی دارند و به نوعی به منظور رشد شخصیتی از آن ها استفاده شده است و ازاین رو می توان گفت که هر دو نویسنده موفق بوده اند. هم چنین باوجود تفاوت های فرهنگی، تقریبا به ارزش های یکسانی در این آثار توجه شده است و تفاوت فرهنگی لزوماً باعث تفاوت های چشمگیر نشده است.
۹۸۳.

سرچشمه های برخی از کلمات قِصار در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
شمس تبریزی از درویشان درس خوانده سده ششم و هفتم است. تنها اثر باقی مانده او که آن را دیگران گِردآوری کرده اند، مجموعه گفتارهایی مشهور به مقالات است. بخشی از سخنان منسوب به وی، چهل و یک گفتار کوتاه است که در شماری از دست نویس های مقالات و برخی آثار دیگر برجا مانده و مصحّحِ مقالات، آن را به عنوان «کلمات قصار»، در بخشی جداگانه آورده است. این پژوهش بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا این سخنان از خود شمس و حاصل تأملات اوست یا سخن دیگران است که به نام شمس نقل شده است. ازآنجاکه شمس به منابع سخنان خود یا گویندگان آن گفته ها اشاره ای نکرده است، بنابر بررسی های انجام شده و با تتبّع در منابع متقدّم صوفیانه و...، معلوم گردید که آن سخنان، برخلاف دیگر بخش های کتاب، برگرفته از منابع متقدّمین است و مصحِّح کتابِ مقالات تنها به دو مورد از این اقتباس ها اشاره کرده است. در این مقاله به بررسی بیست و یک مورد از گفته های شمس در بخش «کلمات قصار» پرداخته و مشخص شده که آن جملات برگرفته از احادیث قُدسی و نبوی، سخنان صوفیه و... است.
۹۸۴.

گاه​شماری زمستان در فرهنگ عامه قوم ترک بجنورد (مطالعه اسنادی بیست روستای ترک​نشین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۱
یکی از حوزه های مطالعه در فرهنگ و ادبیات عامه بررسی چگونگی گاه شماری در میان اقوام مختلف است، زیرا گاه شماری یکی از زیرشاخه های فرهنگ عامه محسوب می شود و از گذشته های بسیار دور در فرهنگ اندیشگانی ایرانیان باستان، «زمان» از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده تا حدی که برای «زمان» آیین شناخته شده ای به نام «زروانیت» در نظر داشته اند. ایرانیان در دوره های گوناگون سال را به شیوه های مختلفی تقسیم می کردند. یکی از این شیوه های تقسیم بندی توسط عامه مردم انجام می شد و با گاه شماری رسمی متفاوت بود. گاه شماری عامه بیشتر بر مبنای طبیعت استوار بوده است. در این گاه شماری، سال به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم می شد و هر فصل بر مدار دو چله استوار بود؛ پس از آن، ماه های باقی مانده را به روزهای کوچک تر تقسیم می کردند. از آنجایی که گاه شماری، بخشی از فرهنگ و دانش ملت هاست که در گذر زمان با آداب و اعتقادات عامه تلفیق شده و این آداب و اعتقادات در میان اقوام هر ملت متفاوت است؛ بنابراین، در این پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه میدانی با 28 گویشور ترک که از سن بالای شصت سال برخوردارند و همچنین در روستاهای مورد پژوهش ساکن هستند و آشنایی و درک کامل تری نسبت به این شیوه از زمان سنجی (گاه شماری عامه) دارند، بخش بندی فصل زمستان را میان قوم ترک شهرستان بجنورد، مرکز استان خراسان شمالی، بررسی می کنیم تا ضمن آشنایی با گاه شماری عامیانه معمول در میان این قوم، جلوه هایی از فرهنگ و ادبیات عامه مربوط به گاه شماری زمستان در بین قوم مذکور نیز به نمایش گذاشته شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد مناطق ترک نشین بجنورد (بیست روستای مورد پژوهش که عبارت اند از چناران شهر، اسفیدان، پیغو، صندل آباد، بازخانه، پاقلعه، اسدلی، درتوم، امام وردی، قاپاق، علی گل، گریوان ، رختیان، نیستانه، حصار، تاتار، شیخ تیمور، عرب، گلی و قره نوده) در تقسیم بندی فصل زمستان، دی و بهمن را به «چله بزرگ» چهل روزه و «چله کوچک» بیست روزه بخش می کردند و ماه اسفند را به شش بخش پنج روزه، سه قسمت ده روزه، چهار قسمت پنج روزه و یک بخش ده روزه یا دو قسمت پنج روزه و دو قسمت ده روزه تقسیم می کردند. مهم ترین بازه های این فصل با آیین های ویژه ای همچون شب چله، آتش افروزی و کوزه شکنی همراه بود. همچنین ضرب المثل، اشعار و روایاتی درمورد این تقسیم بندی شکل گرفته که در حوزه ادبیات عامه قوم ترک بجنوردی حائز اهمیت است. هر چند که گاه شماری زمستان و آیین های مربوط به آن در بین اغلب اقوام ایرانی وجود داشته و در بیشتر موارد دارای اشتراکاتی است، اما اجرای آن در میان هر قوم متفاوت بوده که درواقع از سبک زندگی و فرهنگ آن قوم ناشی می​شود.
۹۸۵.

قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی (با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۸
روایت شناسی دانش بررسی و تحلیل روایتهاست که از عناصر و اجزایی تشکیل شده است. یکی از این عناصر، قاب بندی های روایی است که خالق روایت با تکیه بر آن، موضوعات خود را در اشکال مختلف بیان می کند. قاب بندی ها، برش هایی جزئی از زمینه و پیرنگ داستان است که حضور و غیابی ایجابی خلق می کنند. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی پرداخته شده است. انواع قاب ها با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی مشخص و تفسیرشده اند.نتایج پژوهش، حاکی از آن است که:با تکیه بر این دوبخش ازشاهنامه می توان چهارنوع قاب بندی در نظر گرفت. الف)قاب بندی های تعلیمی، ب)قاب بندی به شکل براعت استهلال، پ)قاب بندی با برجسته کردن سوژه سخنگو و ت)قاب بندی به مثابه ایجاد تعادل در ترکیب بندی رخدادها. هر چهار قاب بندی، تفسیرهایی از جهان روایی به دست می دهند و فردوسی با تکیه بر این شگردها، سعی کرده است گاه، مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود را بیان کند؛ گاه با پیشواز زمانی، مخاطب را به رخدادهای آتی رهنمون شود و لزوم رخدادها را توجیه کند؛ گاه نقش خود را در مقام خالق روایت به مخاطب گوشزد کند و آنِ به تعلیق درآمده را در خدمت امکان روایی در آورد و گاه با قاب بندی رخدادها، تعادل در ترکیب بندی آن ها به وجود بیاورد.
۹۸۶.

واکاوی دلالت رنگ سبز در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور با تکیه بر رمزگان زیبایی شناختی پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۲
نشانه شناسی پی یرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانه های زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدان ها تعلق می گیرد مورد واکاوی قرار می دهد. رمزگان زیبایی شناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانه های القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به  نشانه های چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن مواجه است، چهارچوب مشخصی می دهد که در این حالت تحلیل گر با نشانه هایی روبه رو است که به شکل  نظامی در آمده اند. رنگ سبز از جمله نشانه هایی القائی و انگیخته شعری در شعر قیصرامین پور و أمل دنقل دو شاعر نامی عربی فارسی است که با خلق فضای تخیّل آمیز و ایجاد تقابل های دوگانه سبب زیبایی و تضمن معنایی وبعضا چند معنایی می شود. از این رو مقاله حاضر می کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی دلالت رنگ سبز را در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور به عنوان یک نشانه زبانی چند لایه در سایه رمزگان زیبایی شتاسی پی یر گیرو تحلیل کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که رنگ واژه سبز در آراء دو شاعر از اهمیت ویژه ای برخودار است و در مواردی از این رنگ به عنوان نماد عواطف و احساسات قلبی و همینطور عنصر معنوی و قدسی یاد می کنند. با توجه به معنای اصلی رنگ سبز به عنوان نماد طبیعت، هر دو شاعر در مقام مقایسه بین روستا و شهر، ضمن برتری دادن روستا بر شهر، آرامش و آسایش را از جمله نشانگان رنگ واژه سبز قلمداد می کنند.علاوه بر این رنگ واژه سبز درآثار مورد مطالعه نماد زندگی، امید، باروری، تازگی و زنده دلی است که هر کدام برای بیان مقاصد و افکار منحصر به فردی در قالب «خیزش و زایش»ارائه گردیده است.
۹۸۷.

سنجش و ارزیابی بافت کلامی رمان «علی مائده داعش» اثر زهراء عبدالله بر اساس رویکرد حل مسأله مایکل هوئی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۱
با پیشرفت روزافزون زبان شناسی و نقد ادبی در دوران معاصر، تحلیل آثار ادبی از سطح واژه و جمله فراتر رفته و به بررسی کلیت متن داستانی معطوف شده است. در این راستا، نظریات متعددی ارائه شده که یکی از مهم ترین و پرکاربردترین آن ها، نظریه «رویکرد حل مسئله» مایکل هوئی است که در حوزه زبان شناسی متن جای می گیرد. این نظریه شامل سه مؤلفه موقعیّت، مسئله، پاسخ و ارزیابی است. هرچند می توان آن را برای انواع متون به کار برد، اما در تحلیل رمان ها که ژانری اجتماعی دارند، کارایی بالایی دارد؛ به ویژه در رمان هایی که به مسائل اجتماعی و چالش های بنیادین جامعه می پردازند، بسیار مفید و قابل استفاده است. در این مقاله، با تکیه بر روش توصیفی–تحلیلی، رمان علی مائده داعش اثر زهراء عبدالله، نویسنده سوری، بر پایه نظریه «رویکرد حل مسئله» مایکل بررسی شده است. هدف، سنجش توانمندی رمان در طرح مسئله تعدی به زنان ایزدی توسط نیروهای داعش و نحوه پاسخ گویی آن به مخاطب در این زمینه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تجاوز به زنان ایزدی، به عنوان یکی از بزرگ ترین جنایات داعش، مسئله محوری این رمان به شمار می آید. نویسنده به تبیین هولناک موقعیّت مسأله و ابعاد وحشتناک آن و همچنین به پاسخ هایی نظیر خودکشی، فرار و غیره که اکثراً به ارزیابی منفی می انجامد پرداخته است و در هر موقعیت که در نتیجه ظهور داعش و اعمال خشونت های سیستمی آن انجام می گرفت، کنش ها یا ضد کنش هایی انجام می گرفت که می توان آن را تلاشی برای خروج از بحران یا اعمال نظر وعقیده در نظر گرفت.
۹۸۸.

Le Feu dans Thérèse Desqueyroux de François Mauriac: Une Analyse à Travers la Perspective de Gaston Bachelard(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
L’analyse proposée examine l’élément du feu dans Thérèse Desqueyroux de François Mauriac au regard de la critique thématique de Gaston Bachelard. En suivant la méthode bachelardienne — qui accorde une valeur heuristique aux images élémentaires — nous montrons que le feu fonctionne dans le roman comme un motif dialectique: il symbolise à la fois la passion et le désir d’émancipation de Thérèse, l’héroïne, tout en portant en germe la destruction, la culpabilité et l’isolement. La question problématique est la suivante: le feu traduit-il, dans la texture narrative et psychologique de l’œuvre, la tension entre la volonté de liberté et la conscience des conséquences? Nous avançons l’hypothèse que le feu articule simultanément l’activation (volonté, révolte), la purification (possibilité de renouvellement) et le danger (autodestruction, perte d’appartenance sociale). Par une lecture textuelle étayée — focalisée sur les images de braise, de flamme et sur leurs interactions avec l’eau et la terre — nous dégagerons plusieurs fonctions du feu: révélateur de désirs refoulés, agent de purification symbolique et moteur de conflit éthique. L’analyse montre aussi que les éléments complémentaires (l’eau comme miroir et apaisement, la terre comme enracinement) modulant la flamme rendent la dynamique du personnage profondément ambivalente. En conclusion, le feu chez Mauriac n’est ni une pure métaphore héroïque ni un simple symbole de condamnation: il constitue un instrument critique pour explorer les coûts moraux de la quête d’identité et invite à concevoir la liberté comme une transformation exigeant parfois des sacrifices douloureux.
۹۸۹.

ناهمترازی تشبیهات در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تأکید بر آثار مستور، پیرزاد، الراهب و بیطار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
از آغاز شکل گیری فمنیسم، به ویژه در شاخه زبانشناسی آن بر ماهیت ذاتی«زبان» و نسبت آن با جهان و گفتمان «مردسالارانه» تأکید می شود و یکی از راه های برون رفت از معضل در حاشیه بودن زنان را، فاصله گرفتن از زبان مردانه و  پایه ریزی سبک و زبان زنانه می دانند. منتقدان فمنیست، ایده تفاوت زبان زنانه از زبان مردانه را مطرح کرده اند. در این نوشتار، صحّت و سقم این ادّعا، با هدف سنجش تشبیهات نویسندگان زن و مرد در دو زبان فارسی و عربی(در داستان ها) با توجّه به عامل «جنسیّت» بررسی شده است. به این منظور، از چهار نویسنده مشهور مرد و زن ایرانی و سوری آثاری انتخاب شده و تشبیهات آن به روش توصیفی تحلیلی از منظر همگرایی و واگرایی در تناسب با جنسیت نویسنده بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد تشبیهات جنسیت زده در آثار مستور، پیرزاد و بیطار پرکاربرد است؛ به علاوه، تشبیهات همگرا با جنسیت نویسنده، درآثار مستور و پیرزاد دیده می شود. در مقابل، الراهب و بیطار در کاربرد تشبیهاتی که از زبان شخصیت مرد در داستان بیان می شود، کنشی واگرایانه داشته و از جنسیت خود فاصله گرفته اند. در مجموع در صورتی که نام پیرزاد و مستور از کتابشان حذف شود، مخاطب می تواند با تمرکز بر ساخت و کاربرد تشبیهات، جنسیت نویسندگان را حدس بزند.
۹۹۰.

محمدرستم بدخشی و نقش و جایگاه آثار او در تاریخ نویسی فارسی در شبه قاره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۵
میرزا محمد رستم حارثی بدخشی (درگذشته: 1161ق) از دولتمردان، مورخان و رجال برجسته بدخشانی تبار شبه‌قاره بود. در میان آثار او که به زبان‌های فارسی و عربی نوشته شده است، دو کتاب فارسی تاریخ محمدی و عبرت‌نامه از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. این پژوهش با هدف شناسایی چهره این مورخ کمتر شناخته شده و بررسی و تحلیل ساختار و محتوای این دو اثر معروف او و جایگاه آنها در تاریخ‌نویسی فارسی در شبه‌قاره صورت گرفته است. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که اشراف مؤلف به منابع، روش هدفمند و اصولی در تألیف، تعهد او به خلق آثاری جامع و بدون خطا، مناصب دولتی که این امکان را به او می‌داد تا از نزدیک شاهد بسیاری از رویدادهای این دوره باشد، استفاده از منابع شفاهی موثق، نگاه چند بعدی او به مسائل پیرامونش که این آثار را برای مطالعات ادبی، زبانی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و جغرافیایی نیز مفید می‌سازد و به ویژه کمبود منابع تاریخی برای این دوره از مواردی هستند که این آثار را منحصر به فرد می‌کنند. در کنار این ویژگی‌ها نثر شیوا و روان فارسی و استفاده از واژه‌های هندی، اردو، عربی و حتی ترکی نیز که بر تسلط مؤلف بر این زبان‌ها صحه می‌گذارد، نشان از تلفیق فرهنگ‌های مختلف در این دوره از تاریخ‌نویسی شبه‌قاره دارد.
۹۹۱.

غرابت زدایی و آشنازدایی در ترجمه رمان حارث المیاه از هدی برکات بر اساس نظریه لارنس ونوتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۴
امروزه به دلیل گسترش ارتباطات جوامع بشری، ترجمه از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. با وجود اینکه موضوع ترجمه سابقه ای طولانی دارد و از همان دیرباز نظریات مختلفی در باب انواع ترجمه مطرح شده اما اکنون به دلیل رویارویی فرهنگی جوامع مختلف، جایگاه متفاوتی پیدا کرده است. یکی از مهم ترین نظریات در زمینه مطالعات ترجمه، نظریه ترجمه لارنس ونوتی می باشد. او در نظریه خود دو روش را تحت عنوان ترجمه آشنا زدا و ترجمه غرابت زدا معرفی می کند. ترجمه آشنازدا به زبان مبدا و زبان نویسنده گرایش دارد اما ترجمه غرابت زدا به زبان مقصد نزدیک است و می کوشد متن ترجمه را برای خواننده، سلیس و روان سازد. نقد ایدئولوژی پنهان در ترجمه و رابطه ی قدرت و زبان، بن مایه نظریه اوست. ونوتی معتقد است غرابت زدایی یا بومی سازی ، هنجارهای زبانی و فرهنگی متن مبدأ را نادیده می گیرد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی عبارت هایی از رمان حارث المیاه اثر هدی برکات را انتخاب کرده و با ارائه هر دو روش ترجمه آشنا زدا و غرابت زدا، به مقایسه و بررسی ترجمه ها براساس این نظریه پرداخته است و نتیجه می گیرد که ترجمه آشنا زدا برای ترجمه اصطلاحات اجتماعی و فرهنگی و دینی مناسب است و ترجمه غرابت زدا برای ترجمه عناصر بیگانه با فرهنگ زبان مقصد انتخاب می شود.
۹۹۲.

بازخوانی زیست صوفیانه خاقانی بر پایه تناظر زندگی- اثر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۶
خاقانی ازجمله شاعرانی ا ست که نسبت او با تصوف همواره محل مناقشه بوده است. نبود وابستگی رسمی وی به خانقاه یا طریقت، از یک سو تردید در تصوف او را دامن زده است و ازسوی دیگر، امکان بازخوانی تازه ای از سلوک عرفانی خودبنیاد و غیرنهادی او را فراهم می سازد. مقاله حاضر به منظور بازنمایی ساحت های صوفیانه در زندگی و آثار خاقانی، بر آن است با روش توصیفی تحلیلی، از سطح مضمون گرایی فراتر رود و تصویری نظریه مند از زیست صوفیانه وی ارائه دهد. این پژوهش با تحلیل بستر تاریخی اجتماعی تصوف در قرن ششم قمری آغاز می شود و سوگیری خاقانی را در مواجهه با جریان های اصلی تصوف تبیین می کند. سپس، زندگی شخصی خاقانی در چهار منزل سلوکیِ طلب، دنیا، خلوت و شهود تحلیل می شود؛ مراحلی که با تجربه هایی همچون شاگردی، حضور در دربار، حبس و سفر حج متناظرند. بخش اصلی این پژوهش با اتکا بر تحلیل ساختاری و محتوایی آثار منظوم و منثور خاقانی نشان می دهد که سلوک وی نه تنها در مضمون، بلکه در فرم و معنای آثار او حضوری بارز دارد؛ به گونه ای که مفاهیمی مانند فقر، فنا و وحدت در منظومه ای منسجم و غیرتقلیدی از عرفان شخصی و زیسته او بازتاب یافته اند. یافته های پژوهش مؤید آن است که تصوف خاقانی را باید در قالب دو ساحت متداخل «زندگی» و «اثر» بازشناسی کرد؛ ساحاتی که تصوف را نه از رهگذر وابستگی نهادی، بلکه از یک سو در سطح تجربه شخصی و ازسوی دیگر در سطح آثار او نمایان می سازند. در پرتو این دوگانگی، خاقانی به عنوان نمونه ای از صوفی بی خانقاه و دارای طریقت خودبنیاد و غیرنهادی، شایان معرفی ا ست.
۹۹۳.

بررسی تطبیقی گدای غلامحسین ساعدی و گدای (الشّحاذ) نجیب محفوظ بر اساس دیالکتیک هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۹۷
دو نویسنده ادبیات داستانی ایران و مصر، غلامحسین ساعدی و نجیب محفوظ، در دو اثر همنام خود با عنوانِ گدا، به موضوعات اجتماعی مهمی در برخوردِ جامعه با پدیده مدرنیته پرداخته اند. پژوهش حاضر، با تکیه بر دیالکتیک هگل، به تحلیل تطبیقی این دو اثر، پرداخته و برنهاد (تز) سنت، برابرنهاد (آنتی تز) مدرنیته و هم نهاد (سنتز) پیامدهای این تعارض را در دو جامعه ایران و مصر واکاوی می کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در داستان «گدا»ی ساعدی، سنت از طریق احترام به خانواده، پایبندی به ارزش های روستایی و اعتقادات مذهبی نمایان است و مدرنیته با فروپاشی کانون خانواده، گسترش فساد اخلاقی و بی اعتنایی به دین، برابرنهاد آن را شکل می دهد. در «الشّحاذ»، سنت در وفاداری خانوادگی، نوستالژی گذشته و سادگی و صمیمیت روستایی تجلی می یابد، در حالی که مدرنیته با علم زدگی، سردی روابط اجتماعی و بی حرمتی به مقدسات در تقابل با آن، قرار می گیرد. دیالکتیک هگل نشان می دهد که این تضادها به مثابه نیروی محرکه ای در بطن تاریخ عمل کرده که نطفه های یکدیگر را در خود پرورش می دهند. پیامد این صیرورت (سنتز) در هر دو اثر، اضطراب، ترس و تنهایی است که در ارتباط با عُمر حمزاوی، شخصیت اصلی الشّحاذ، به شکلِ پوچی و گم گشتگی در معنای زندگی نیز، تجلی می یابد. جستار پیشِ رو، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، ضمن برجسته سازی جنبه های منفی مدرنیته، نشان می دهد که هر دو نویسنده با نگاهی انتقادی، گذارِ ناتمام از سنت به مدرنیته را به تصویرکشیده و عمیقاً به تبعات اجتماعی این تحول پرداخته اند.
۹۹۴.

ضحاک، روایت هفت راوی در پیچ و خم بازآفرینی ، برهم کنش تصویر و متن و حلقه ی کندوکاو فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۷
برنامه ی آموزش فلسفه به کودکان، دست خوش تحولاتی در مفاهیم، ساختار و اهداف خود شده است. چرخش از انسان گرایی به سوی پساانسان گرایی یکی از مهم ترین تحولات آن است. این تغییر در پارادایم، منابع و داستان های حلقه های کندوکاو را نیز تغییر داده است. اگر لیپمن و همکارانش رمان هایی می نوشتند که به نوعی تکرار تاریخ فلسفه ی غرب، چالش ها و پرسش هایش بود، در نسل دوم و سوم برنامه ی آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان از کتاب های تصویری داستانی و متن های ناب ادبیات کودک و نیز قصه ها و اسطوره ای فرهنگ های گوناگون نیز بهره جسته اند. به تناسب تغییر در کتاب ها، معیار انتخاب کتاب برای حلقه ی کندوکاو نیز دست خوش تغییراتی شده است. هینز و موریس برای گزینش کتاب تصویری داستانی مناسب برای حلقه ی کندوکاو با رویکردی نو به سراغ ادبیات کودک و کتاب های تصویری داستانی رفته اند. این معیارها از یک سو به زیبایی شناسی اثر و از سوی دیگر به بررسی معرفت شناسانه، اخلاقی و سیاسی آن ها توجه می کنند. در این مقاله با توجه به معیارهای هینز و موریس یکی از کتاب های تصویری داستانی بازنگاری شده از شاهنامه با روش تحلیل محتوای قیاسی و با هدف نمایان کردن ظرفیت های این کتاب بازنگاری شده برای حلقه ی کندوکاو بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان داد که در بخش زیبایی شناسی با استفاده از نشانه های تصویری، راویان گوناگون، زاویه-ی دید و گفت وگوهایی با پایان باز راه برای تفسیرها و خوانش های گوناگون خواننده باز است و از نظر معرفت-شناسانه کتاب با نقض روایت های هر یک از راویان، مخاطبان خود را به تأمل دوباره درباره ی حقیقت و ابهام در باورها فرا می خواند. از نظر اخلاقی و سیاسی، اثر به پرسش کشیدن قدرت مطلق و دعوت به تفکر انتقادی درباره روایت های پیشین را در مرکز توجه خود قرار داده است. بنابراین این کتاب تصویری می تواند بستری برای پرسش گری، معناسازی و تفکر فلسفی در حلقه های کندوکاو فراهم آورد.
۹۹۵.

شعر کودک (رده ی سنی الف و ب) و نیاز آن به فرانمایی احساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
احساس دردسترس ترین و کاربردی ترین عنصر برای برقراری ارتباط با جهان فکری و درونی کودک در عرصه ی هنر و ادبیات و سایر فعالیت های مرتبط با شناخت و اثرگذاری بر ساحت های ذهنی ادراکی کودک است. مفهوم سازی تصویر و تعبیر احساس، پیش و بیش از تعقل و ایدیولوژی، تجربیات فراگیر از جهان زیسته ی کودک و روحیه های روانی خاص کودکی را برای او تداعی می کند. ازاین رو کار با سازه های احساس برانگیز در شعر کودک، جزو اصول و مبانی پایه ای است. سؤال اصلی تحقیق حاضر بررسی اشکال، انواع، دلایل و ابزار شیوه ی فرانمایی احساس (که جهان را بیشتر از طریق عواطف و احساسات می نگرد و تأثرات شخصی از وقایع را تعبیر و تفسیر می کند) در شعر کودک بوده است. این تحقیق برمبنای نظریه ی فرانمایی احساس و به روش توصیفی تحلیلی انجام یافت و جامعه ی آماری تحقیق اشعار رحمان دوست، شعبان نژاد، شعبانی، قاسم نیا و کشاورز بوده است. نتایج حاصل از تحقیق بدین قرار است: ویژگی های اصلی هنر فرانمودی، نظیر تعریف، تفسیر و بزرگنمایی احساسات و هیجانی ترکردن تجربه های حسی، جزو ویژگی های اصلی شعر کودکانه (رده ی سنی الف و ب) است. انسانی بودن، عدول از واقع گرایی، تفرد، اعتراضی و انتقادی بودن، اضمحلال فرد در تیپ و سنخ که از مبانی نظریه ی فرانمایی است، در شعر کودک بسیار دیده می شود. همچنین در شعر کودک از انواع فرانمودهای کلامی (نام آواها، شبه جملات، قیود تأکید و هیجان، افعال مبین حرکت و هیجان، تکرار) فرانمود روانی (خواب و رویا، فراروی از واقعیت، فانتزی) و فرانمود تصویری (اغراق، استعاره، اسطوره، اعداد و وابسته های عددی مبین کثرت) به منظور فرانمایی و گزاره سازی احساس استفاده می شود .    
۹۹۶.

The Perception of Teachers and Students Towards the Benefits and Challenges of Using Idioms and Expressions in Language Acquisition and Pedagogy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۵
This study highlights the role of idioms and expressions in language acquisition and teaching as essential and basic tools for communicating in any language. Learning idioms, and their complexities and simplicity, creates a significant barrier for language learners because it involves interpretation and comprehension, as there are multi-layered meanings attached to cultural dimensions. This study investigated learners’ and teachers’ opinions on the importance of idioms and expressions in enhancing their linguistic competence and language skills, as well as the challenges faced in learning and teaching them. A qualitative approach was employed to dig into the participants’ experiences. To this end, eight teachers and twenty-seven English language learners from a private language institute were interviewed using semi-structured interviews. It was found that learners realized the importance of idioms in their journey toward fluency in the target language culture, though it was a long journey. This gives particular focus on context-enriched learning, dynamic learning, and exploring cultural studies to boost learners’ knowledge and use of idiomatic expressions. It's training meaningful images into a context for which learners construct a linguistic and cultural understanding of how to operate those images across their entire life span. This study suggests that idiomatic language be given due recognition and that processes be developed to adequately render idiomatic language relevant for improved language learning and acquisition.
۹۹۷.

نقد تطبیقی سیمای قهرمان در رمان های «همسایه ها» اثر احمد محمود و «چهره مرد هنرمند در جوانی» اثر جیمز جویس بر اساس نظریّه لارنس کلبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۱
قهرمانان از عناصر کلیدی داستان ها هستند که با رفتار خود حوادث داستان را شکل می دهند. بررسی تطبیقی سیمای قهرمانان در داستان های ملل مختلف می تواند نشانگر تفاوت های جامعه خاستگاه آنان باشد. یکی از ابزارهای مقایسه قهرمانان نظریّه های روانشناختی است. نظریّه روانشناختی معیار در این مقاله نظریّه اخلاقی کلبرگ است. در این نظریّه رشد اخلاقی افراد در سه سطح پیش قراردادی، قراردادی و فرا قراردادی مطالعه می شود. در پژوهش میان رشته ای حاضر قهرمانان در رمان «همسایه ها» و «چهره مرد هنرمند در جوانی» بر اساس نظریّه روانشناسانه اخلاقی کلبرگ بررسی و مقایسه می شوند. رمان «همسایه ها» اثر احمد محمود نویسنده ایرانی، اثری واقع گرا با لحنی برون گرایانه است؛ امّا رمان «چهره مرد هنرمند در جوانی» اثر جیمز جویس نویسنده ایرلندی تبار سبکی درونگرایانه دارد.لیکن تقارن زمانی تألیف دو کتاب و نیز سنخیّت جنسی و سنّی قهرمان دو کتاب، نقد تطبیقی را امکان پذیر می سازد. در این پژوهش تطبیقی-میان رشته ای به شیوه توصیفی تحلیلی کاربرد نظریّه روانشناسی اخلاقی کلبرگ در رفتار قهرمانان این دو رمان مطالعه و مقایسه می شود. این بررسی تأثیر دو فضای اجتماعی متفاوت را در رشد اخلاقی آن ها نشان می دهد و نیز در پی اثبات این مدّعاست که رشد اخلاقی افراد الزاماً در سطح سه متوقّف نمی شود؛ بلکه همان گونه که گاه موانع و مشکلات فردی و اجتماعی فرد را از تکامل اخلاقی باز می دارد، در شرایطی خاص فرد می تواند با تولدی دوباره، رشد اخلاقی خود را در مسیری دیگر آغاز کند.
۹۹۸.

تحلیل آرکه تایپی قصه «ملک ابراهیم و دختران پاشاه مصر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۷۱
قصه های پریان به عنوان بخش بزرگی از ادبیات روایی و شفاهی عامه، سرشار از رمز و رازهای نمادین هستند. کشف این رمز و رازها ما را به جهان بزرگ درون انسان، هدایت می کند. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، نقش ها، نشانه ها و رویدادهای نمادینِ قصه پریانِ «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» از قصه های عامه لرستان را به شیوه تحلیل آرکه تایپی یونگ، بررسی کند. ساختار کلی در ابتدای قصه، به تسلط وجه نرینه و غیبت عنصر مادینه اشاره دارد و درنهایت چگونگی ظهور مادینه غایب در پایان قصه را  نشان می دهد. چهار عملکرد روانی انسان، یعنی تفکر، احساس، دریافت حسی و شهود در قالب شخصیت های این قصه نمایان می شوند. این قصه چون دیگر قصه های پریان، بازتابی از آرکه تایپ های درونی است. مرگ شاه و جانشینی پسر کوچک، ضرورت نو شدن مداوم خویش را از طریق تماس با جریان رویدادهای روانی در ضمیر ناخودآگاه، انعکاس می دهد. آنیما نیز نقش پلی را دارد که به قصد تمامیت روان، به سوی لایه های عمیق تر ناخودآگاه و خود راه می یابد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد نقش ها، رویدادها و چهره ها در قصه پریان «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» به شکلی نمادین، نیاز ما را برای نیل به ضمیر برتر یا خویشتنی والاتر آشکار می کنند؛ امری که با آگاهی از نیروهای ناخودآگاه و آرکه تایپ ها میسر می شود.  
۹۹۹.

نقد کهن الگویی منظومه عامیانه «طالب و زهره»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۳۰۷
ادبیات، به ویژه ادبیات عامه، بستری مناسب برای ظهور انگاره های کهن الگویی به شمار می رود، زیرا قریب به اتفاق افسانه ها و داستان های عامه تا حد زیادی در فعالیت های ناخودآگاه جمعی انسان ریشه دارد. نقد کهن الگویی، رویکردی تلفیقی و میان رشته ای است که نشان دهنده چگونگی حضور ناخودآگاه جمعی یونگی در آثار ادبی است. درواقع، بشر از دیرباز تاکنون به وجود و نقش اسطوره و کهن الگو، معتقد بوده که این امر موجب شده کهن الگوها در پستوی ضمیر ناخودآگاه جای گیرند؛ از این رو آثار شکل گرفته در این حوزه، یکی از مناسب ترین تجلی گاه های کهن الگوها محسوب می شوند. همسو با این اصل، منظومه طالب و زهره، یکی از قصه های بومی برخاسته از فرهنگ عامه مازندران است که بن مایه های آن، دارای عمق تاریخی و اساطیری است. در بین مردم عامه مازندران، برخی این منظومه غنایی را سرگذشت طالب آملی، شاعر بلندآوازه سبک هندی، دانسته اند. با توجه به اشتراکاتی که میان این منظومه و کهن الگوها مشاهده می شود، در این پژوهش به بررسی آن براساس نقد کهن الگویی به روش تحلیل کمّی و کیفی و براساس آرای کارل گوستاو یونگ پرداخته شده و ضمن آوردن تعاریفی نسبتاً گویا و جامع از کهن الگوها و نمادهای کهن الگویی، میزان و چگونگی بهره گیری شاعر از کهن الگوهایی چون آنیما، نقاب، سایه، سفر و آب سنجیده شده است.
۱۰۰۰.

بررسی تحلیلی نور و ضدّنور در حدیقه الحقیقه سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۸۴
نور یکی از زیباترین شگفتی های جهان خلقت و از بحث برانگیزترین مسائل بنیادی در فلسفه و عرفان اسلامی است. از آن جا که عالمِ عرفان عرصه پیدایش اضداد است؛ توجه به ضدّنور و مصادیق آن نیز، برای تکمیل رسالت سالک در اتّحاد با نور مطلق، ضروری است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به تبیین اندیشه های دینی و اشراقی سنایی در رابطه با تقابل نور و ضدّنور، در مثنوی حدیقهالحقیقه پرداخته است. بر این اساس؛ مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که استدلال ها و تفسیرهای سنایی از نور، بیشتر ناظر بر کدام جنبه از جلوه گری نور است و موانع و اضداد نور را در مسیر سلوک چگونه می توان شناخت؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که حکیم سنایی اشراف کامل به مبحث نور، از منظر دین و عرفان داشته و در سایه مصادیق حسی و انتزاعی نور و اضداد آن، از هدایت و آگاهی با رمز نور؛ و از گمراهی و غفلت با رمز ضدّنور یاد کرده است. همچنین وی پیامبر اکرم (ص)، انبیاء، اولیاءالهی، قرآن، دل و عقل را از منابع مهم کسب نور معرفی کرده و سرمنشأ نور آن ها را ذات اقدس الهی می داند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان