فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۳۰۱ تا ۱۹٬۳۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
مقایسة آیرونی با صناعات بلاغی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیرونی یکی از ابزارهای برجسته سازی و آشنایی زدایی در زبان است. آیرونی ساختارهای طبیعی زبان را با تغییر در حوزة دلالت ها غیرطبیعی می سازد. آشنایی زدایی به وسیلة آیرونی از طریق دگرگونی ساختارهای شناخته شده و غافل گیری مخاطب صورت می گیرد. به این ترتیب بخشی از کلام برجسته تر از بخش های دیگر آن می گردد. در بلاغت فارسی واژة آیرونی به کار نرفته است؛ اما آن چه در تعریف آیرونی آمده در زبان فارسی کاربرد فراوان دارد، هرچند این کاربرد گاه شبیه کاربرد برخی صناعات بلاغی فارسی است، در مجموع نوعی مستقل محسوب می شود و با سایر صناعات بلاغی متفاوت است. از آن جا که تاکنون در نوشته های فارسی به طور دقیق به این تفاوت ها و شباهت ها پرداخته نشده است، در این مقاله کوشش شده شباهت ها و تفاوت های آیرونی با سایر صناعات بلاغی فارسی مشخص گردد. آیرونی را با همین عنوان می توان وارد بلاغت فارسی کرد، البته نه به عنوان آرایه ای وارداتی، زیرا شیوه و کلام آیرونیک همواره در ادبیات فارسی وجود داشته است، اما در بیشتر موارد عنوانی برای آن در نظر گرفته نشده است. به این ترتیب می توان گفت آیرونی دوگانگی لفظ و معنا یا صورت و محتوا است که برپایة تضاد یا تناقض به شکلی غیرمنتظره و گاه خنده آور بنا شده است. تنها متونی را می توان آیرونیک خواند که این ویژگی ها در آن ها به طور همزمان در کنار هم به کار رفته باشند.
سازکارهای زبانی شوخ طبعی: جناس و ابهام/ ایهام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، عدم تجانس به منزلة یکی از سازکار های زبانی شوخ طبعی بررسی می شود. پرسش اصلی این است که عوامل سرگرم کنندگی و خنده در شوخ طبعی کدامند؟ به نظر می آید عوامل بسیاری، مانند رویکردهای روانی، ادبی و زبانی در ایجاد خنده مؤثرند. در این مقاله، عدم تجانس در سطوح ساختاری و کارکردی از جمله عوامل سرگرم کنندگی معرفی می شود. پس از اشاره به پیشینة مرتبط با بحث و واژگان مرتبط با شوخ طبعی، نظریة عدم تجانس زبانی در دو سطح ساختاری و کارکردی را با نگاهی به برخی از لطایف رسالة دلگشای عبید زاکانی مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم. در سطح ساختاری به جناس و بازی های کلامی از جمله همنامی، هم آوایی، همجنسی و همشکلی و نیز انواع تجنیس در زبان فارسی اشاره می شود. در سطح کارکردی به ابهام/ ایهام و کارکرد آن در سطح معنایی اشاره می شود. نتایج بررسی نشان می دهند که عدم تجانس زبانی از رهگذر برخی مؤلفه های سطوح ساختاری مانند تجنیس و سطوح کارکردی مانند ابهام/ ایهام، از جمله علل اصلی سرگرم کنندگی متون مطایبه آمیز به شمار می آیند. البته این مقاله زمینه را برای پرداختن به سایر نظریه های شوخ طبعی نیز هموار می کند.
تغییر «سپهر گفتمان» در برگردان انگلیسی فیتزجرالد از رباعیات خیام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آنکه بیش از یک صد وشصت سال از زمان نخستین برگردان انگلیسی رباعیات خیام به قلم توانای ادوارد فیتزجرالد می گذرد، این متن ادبی زیبا نه تنها همچنان طراوت و حلاوت پیشین خود را حفظ کرده و مورد نقد و بررسی منتقدان و صاحب نظران مطالعات ترجمه قرار گرفته، که تقریبا همه مدعیان بعدی ترجمه انگلیسی رباعیات را هم از عرصه ادبیات به حاشیه رانده است. شاهد این مدعا سخن محقق برجسته ی ایرانی، سعید نفیسی، است که فقط تا سال 1925، ترجمه فیتزجرالد 139 بار به چاپ رسیده است. با همه محاسنی که اثر یاد شده داشته و همواره مورد تمجید و ستایش ادیبان و محققان ترجمه قرار گرفته است، اگر از منظر «وفاداری به اصل» و عناصری که در ادبیات امروز مطالعات ترجمه، در قلمرو «ایدئولو ژی» و «گفتمان»، به کار نقد ترجمه می آیند، به ترجمه وی نگریسته شود، پرسشهای بسیاری را برخواهد انگیخت. بدین معنی که، همچون هر ترجمه دیگری، برگردان فیتزجرالد نیز نتوانسته از چنبره ایدئولوژی و فرهنگ مقصد مصون بماند و از این پدیده بر کنار نمانده است. در این مقاله، با استناد به نوشته ها و اظهار نظرهای خود فیتزجرالد در باره ترجمه اش، نقل بعضی از نقدهایی که از سوی برخی صاحب نظران در باره ترجمه وی انجام گرفته، و نیز تحلیل دو رباعی نمونه از ترجمه وی از دیدگاه تغییر «سپهر گفتمان» (universe/domain of discourse)، متن انگلیسی رباعیات خیام از این منظر بررسی و تحلیل شده است.
تصویر متضاد زن قرون وسطی از خلال کتاب رمان گل سرخ (Concept contradictoire de la femme médiévale à travers deux volumes de Roman de la Rose)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرون وسطی دوره ای مبهم و متناقض است . در این فضای مبهم ، مفاهیم ب ه وضوح قابل تعریف نیستند، چرا که تحوّلات عظیم و تغییرات در ابعاد اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و تاریخی ، یک نوع احساس بی ثباتی در مورد مسائل مربوط زندگی انسان به وجود می آورد ، که یکی ازاین تعریف های مبهم زن و حضور او است. در تصویر شناسی از زنان و زنانگی ، به نظر می رسد به یک تصویر کاملاً بی نظم و آمیخته از هر گونه جزئیات می رسیم . در مقاله ما این ابهام را از طریق دو جلد رمان گل سرخ ، که توسط دو نویسنده با عقاید و افکار کاملا ً متفاوت نوشته شده است، بر خواهیم داشت. یکی آداب دان و عاشق و دیگری پدر روحانی سخت گیری که احترام و عشق به زن را به سخره می گیرد . در این مقاله عقیده مخالف دو نویسنده که منعکس کننده افکار جامعه آن روز است را بررسی و تحلیل می کنیم.
تاثیر قصّه گویی بر یادگیری زبان فرانسه نزد زبان آموز جوان ایرانی (L’impact de la lecture du Conte sur l’apprentissage du Français chez jeunes apprenants iraniens.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی پیشرفت زبانی از طریق قصّه به عنوان یک ابزار آموزشی می پردازد. زبان فرانسه، زبان خارجی است که دانش آموزان ایرانی در طی مراحل آموزشی خاص فرا می گیرند. روش تحقیق در مقاله حاضر، تحقیق توسعه ای و شامل سه مرحله طرح ریزی،اجرا و یاددهی می باشد. این تحقیق که متشکل از بخش های مختلف است بر روی دانش آموزان ایرانی ده الی دوازده ساله آزمایش شده است. مرحله طرح ریزی به اهداف زبانی و فراهم آوردن شرایط آموزشی می پردازد. مرحله اجرا شامل توضیح واژه ها، اصطلاحات و مطالعه تعاملی است. مرحله یاددهی، زمان بازبینی اهداف دانش آموزان از گوش دادن به قصّه ، اهداف آموزشی، یادآوری واژه ها، انجام فعالیت های کلاسی و انتقال اطلاّعات زبانی است. مقاله با چهار اصل در راستای مداخله آموزگار در موقع لزوم و نقش موثر او در رشد زبانی، اکتساب و یادگیری زبان خارجی دانش آموزان پایان می یابد.
بار درخاطرات کشیش دهکده اثر ژرژ برنانوس مضامین اندوه (Les thèmes maléfiques dans le Journal d'un curé de campagne)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادداشت های روزانهء کشیش دهکده، اثر ژرژ برنانوس، نویسندة فرانسوی است که در 1936 منتشر شد. از میان تمامی آثار برنانوس یادداشت های روزانه از همه مردمی تر و شاید در اولین برخورد، از همه متاثرکننده تر است. بافت رمان بسیار ساده است و طرح و توطئه ای در داستان آن نبوده و به صورت جملاتی قاطع و از دیدگاه کاملاً مذهبی بیان گردیده است.
کشیشی جوان که به تازگی پیش نماز ""آمبریکور"" شده است، سرشاری درونش را در یادداشت های روزانه اش بیان می کند. از آنجا که عشقش به روح انسانها و شور خارق العاده اش همواره با مانع بی تفاوتی و ابتذال برخورد میکند، در این اعتراف آرامشی می یابد. این کار در ابتدا با کمی تردید صورت می گیرد؛ اما به سبب شناخت بسیار روشنی که کشیش در پی آن از خود پیدا می کند، به امری لازم تبدیل می شود.
در این پژوهش، به تحلیل جایگاه گناه و مرگ نزد برنانوس می پردازیم و نقش مذهب را در هدایت بشریت به سمت جایگاه متعالی واکاوی می کنیم.
کریمان کیست؟ بر پایة دستنویس هفت لشکر گورانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژة «کریمان» ظاهراً در هیچ یک از داستان های مربوط به گرشاسپ در اوستا، متون پهلوی و متون فارسی زردشتی نیامده است. این واژه در دو بیت از داستان های «رستم و سهراب» و «رستم و اسفندیار» شاهنامه آمده است. فرهنگ نویسان و شاهنامه شناسان دو برداشت متفاوت از این ابیات داشته اند؛ گروهی کریمان را نام پدر نریمان و گروهی دیگر آن را واژه ای عربی و به معنای بخشنده و جوانمرد پنداشته اند. از آن جا که متون حماسی به دیگر زبان های ایرانی نیز یکی از سرچشمه های شاهنامه شناسی است، دستنویس هفت-لشکر به زبان گورانی و دیگر متون زبان و فرهنگ گورانی برای پی بردن به کاربرد واژة کریمان راه گشاست. واژة کریمان و گشتة آن یعنی «قهرمان»، بارها در این دستنویس و دیگر دستنویس ها و متون گورانی به عنوان دو شخصیت، پدر نریمان و پهلوان دوران هوشنگ و تهمورث، آمده است؛ بنابراین با توجه به این متون می توان گفت که در شاهنامه کریمان نام دو شخصیت است: 1- نام پدر نریمان در داستان رستم و سهراب؛ 2- نام فرزند هوشنگ در داستان رستم و اسفندیار و فردوسی در یادکرد واژة کریمان به سرچشمة دیگری غیر از گزارش های خدای نامه و شاهنامة ابومنصوری نظر داشته است
بررسی تحلیلی ساختار روایت در کشف المحجوب هجویری براساس الگوی نشانه شناسی روایی گرماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکایت پردازی یکی از سنت های بسیار مهم در میان صوفیان بوده است. نویسندگان صوفی، همواره از حکایت به عنوان ابزاری برای گسترش اندیشه های خود استفاده می کرده اند. هجویری یکی از کسانی است که در پروردن این حکایت ها و غنابخشیدن به آن ها، نسبت به بسیاری از نویسندگان دیگر موفق تر عمل کرده است؛ تا جایی که برخی بر این باورند که هجویری را می توان بهترین عارفانه نویس ایران دانست. حکایت ها و شبه حکایت های صوفیانه بخش مهمی از کتاب کشف المحجوب را به خود اختصاص داده اند. این حکایت ها از استحکام زیادی برخوردارند و هم از نظر ساختار و هم معنا، قابل تحلیل و بررسی هستند. هجویری این حکایت ها و شبه حکایت ها را در بخش-های گوناگون کتاب برای تأکید بر گفته های خود بهکار برده است.
حکایت های کشف المحجوب را می توان براساس نظریه های جدید ادبی
از جمله «روایت شناسی ساختارگرا» نیز بررسی کرد. از میان الگوهای
گوناگون روایت شناسی، الگوی روایت شناسی گرماس برای بررسی
حکایت های کشف المحجوب - که بسیار کوتاه و فشرده اند - مناسب تر به نظر می رسد. این الگو به طرز چشمگیری با طرح بسیاری از قصه های عامیانه سازگار است.
آژیرداس ژولین گرماس، پس از بررسی نظریة پراپ در ریخت شناسی قصه، تلاش می کرد به یک دستور زبان جهانی برای روایت دست یابد. وی در کتاب «معناشناسی ساختاری»، نظریة نشانه شناسی روایت را بنا نهاد و به این ترتیب، این برداشت که ساختار یک داستان با ساختار یک جمله همانند است، به یکی از فرضیات معیار در روایت شناسی تبدیل شد. در مقالة حاضر، ساختار روایی حکایت های کشف المحجوب هجویری بر اساس الگوی نشانه شناسی روایی گرماس و نیز چرخش ها و انعطاف پذیری این الگو در حکایت های صوفیانه بررسی شده است.
«گناه مقام توبه؛ تحلیل مقام توبه از حسنه تا سیئه، در داستان «پیر چنگی» از مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مثنوی مولانا را «قرآن عجم» نامیده اند. این اثر ارزشمند و متعالی سرشار از اندیشه ها، تعالیم و معارف عرفانی است. موضوعات مهم عرفان و تصوف مانند توکل، رضا، تسلیم، زهد، محبت، صبر، توبه، فنا و بقا و مانند آن را می توان در آن بررسی و تحلیل کرد. مولوی بسیاری از موضوعات مهم عرفانی را که در متون متصوفه نیز به آن ها پرداخته شده، در قالب داستان، به شکلی عملی و با شور و حرارتی ویژه بیان کرده و از این طریق آن ها را جذاب تر و تأثیرگذارتر ساخته است. این شیوه مخاطبان بسیاری را مجذوب خود ساخته است. یکی از این موضوعات عرفانی توبه است که به خصوص در داستان «پیر چنگی» قابل بررسی است. در میان عرفا و متصوفه دیدگاه های مختلفی درباب توبه هست. نگاه مولانا به توبه، ابتدا متناقض و دوگانه به نظر می رسد. مولانا در این داستان به تبیین توبه از بدایت بیداری دل تا نهایت استغراق و فنا پرداخته است. از دیگر عناصر مهم قابل بررسی در این داستان، خواب و رؤیا است. خواب و رؤیا در این داستان رسانة ارتباط با عالم معناست. مولانا در این داستان با کسانی موافق و همرأی است که معتقدند در عالی ترین درجات توبه، هشیاری تائبْ گناه است و او باید از هستی خود دست بکشد و از توبه نیز توبه کند.
قرائت وحدت وجودی از آینه در غزلیات بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر تبیین یکی از مفاهیم تمثیل «آینه» در غزلیات بیدل و تحلیل پیوند آن با تمثیل های به کار رفته در افکار و آراء ابن عربی است. مسأله اصلی این مقاله بررسی جایگاه آینه در غزلیات بیدل به مثابه منعکس کننده بالاترین نقطه اندیشه عرفانی ابن عربی ،یعنی وحدت وجود است. روشن نمودن این مسأله که بیدل در این چشم انداز تا چه حد، تحت تأثیر آراء و افکار ابن عربی بوده، ضرورت این بررسی را فراهم نموده است. این مقاله به روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا انجام گرفته است؛ ابن عربی نقش آدمی به عنوان مرتبه جامع را با یکی از تمثیل ها، یعنی آینه، تبیین میکند و با به کارگیری این تصویر در پی توضیح سرّ «انعکاس حقیقت در آینه خیال» برمیآید. باید توجه داشت که در این تمثیل دو عامل حضور دارد، یکی آینه و دیگری ناظر یا شاهدی که صورت خود را چون شیئ ای در آینه می بیند. در این فرایند انعکاسی، انسان هم حلقه اتصالی و هم عامل شناسایی است، پس هم نماینده آینه و هم عامل شیء مشهود است. آینه، نماد انعکاس پذیری ماهیت هستی و شیء مشهود است و شاهد هم خود الله است. از این رو، ابن عربی انسان را «عین اصل انعکاس» توصیف میکند. بیدل شاعر فارسی زبان و عارف دلباختهی اندیشه عرفانی به خصوص عرفان وحدت وجودی مکتب ابن عربی است و از پیروان و سخنگویان برجسته اندیشه ابن عربی به شمار می رود و یکی از تمثیل های مورد علاقه او نیز آینه است. نتیجه ی بررسی موتیو آینه در غزلیات بیدل، افکار عرفانی او را در مورد خدا، انسان و جهان روشن می سازد، همچنین جایگاه والای او را در میان شاعران سبک هندی و چگونگی پیوند اندیشه هایش با امکانات زبان و تجربه شاعرانه را مشخص می کند.
بهمن دژ شاهنامه از اسطوره تا واقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شاهنامه فردوسی به نام مکان هایی اشاره شده که یکی از این آن ها، دژی است اهریمنی به نام «دژ بهمن» که در اطراف اردبیل و در دوره کیانیان، وجود داشته است. نام این دژ، در داستانِ اختلافی که میان سرداران ایرانی بر سر جانشینی کاووس وجود داشته، ذکر شده که طی آن برخی از سران به جانشینی فریبرز و برخی دیگر به جانشینی کیخسرو تمایل دارند. کاووس چاره در این می بیند که از این دو نفر هر کدام که بتواند دژ جادویی بهمن را فتح نماید، جانشین وی گردد. مقاله زیر با استفاده از مطالعات باستان شناسی سعی دارد موقعیت دژ بهمن را مکان یابی نماید.
زمینه ها و نمودهای رمانتیسم در «بخارای من؛ ایل من»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، زمینه ها و نمودهای رمانتیسم در آثار داستانی محمد بهمن بیگی بررسی شده است. با وقوع تحولات اجتماعی و سیاسی در ایران و آشنایی ایرانیان با ادب و فرهنگ اروپایی، در اواخر دوره مشروطه و دوران پهلوی، زمینه برای رواج آثار رمانتیک غربی و ترجمه های آن در میان ایرانیان فراهم شد. بهمن بیگی از یک سو تحت تأثیر فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه، از دیگر سو بر اثر ویژگی های شخصیتی، تجانس روحی، نوع زندگی در میان ایل، گرفتاری های دوران تبعید و دوری از خانواده، در نوشته های خود به مکتب رمانتیسم گرایش یافت؛ امّا از جنبه های افراطی رمانتیسم پرهیخت و با تلطیف ویژگی های آن، آثاری دل انگیز و دل نشین، که در مرز میان حقیقت و خیال هستند، به وجود آورد. جنبه های تخیلی و حقیقت نمایی آثار او، چنان در هم آمیخته اند که تمییز آن ها بسی دشوار است.
تأثیر حکمت هاى نهج البلاغه در ترجمه عربى کلیله و دمنه
حوزههای تخصصی:
ابن مقفع با ترجمه کلیله و دمنه از زبان پهلوى به عربى، در سبک ادبى و شیوه هاى آن، طرحى نو در انداخت. به این سبب، کلیه و دمنه جایگاهى بس والا در ادب عربى یافت و در آثار پس از خود سخت مؤثر افتاد.
در این پژوهش، بى آنکه قصد انکار ریشه هاى ایرانى و هندى کلیله را داشته باشیم بر آنیم که نشان دهیم حکمت هاى نهج البلاغه بر ترجمه ى ابن مقفع تأثیر گذاشته است. این تأثیر، قوى و غیر قابل تردید است؛ زیرا در این اثر ماندگار، حداقل هشت عبارت و ده ها مضمون از نهج البلاغه دیده مى شود. در نتیجه باید گفت: یکى از منابع فکرى ابن مقفع در ترجمه ی کلیله، سخنان حضرت على (ع) است. همچنین با جستجو در منابع معتبر عربی نشان داده ایم که این سخنان هرچند سال ها پس از ابن مقفع در مجموعه ای به نام نهج البلاغه جمع آوری شده ولی پیش از آن نیز به نام امام علی (ع) شهرت داشته است و بسیاری از ادیبان و صاحب نظران اهل سنّت، آن ها را از امام علی(ع) دانسته اند.
تحلیل تطبیقی سیمای شرق و غرب در شعر حافظ ابراهیم واقبال لاهوری
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوع های مهمّی که در کانون توجه شاعران معاصر فارسی و عربی قرار داشته است، مسأله شرق و غرب است تا جایی که این دو اصطلاح در شعرهای بسیاری از آنها، بسآمد بالایی دارد. از جمله این شاعران، می توان به حافظ ابراهیم شاعر مصری و اقبال لاهوری پاکستانی که صاحب دیوانی به زبان فارسی است، اشاره نمود. دو شاعر یاد شده، نه تنها در کشور خود، بلکه در دیگر کشورها، به مبارزه با استعمار نامور هستند. در شعر ایشان مانندگی ها و همسان اندیشی ها و درونمایه های یکسانی در مورد شرق و غرب دیده می شود. از این رو، این نوشتار می کوشد تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و تکیه بر دیدگاه مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی که شرط مقایسه بین دو شاعر را صرفا وجود زمینه های تأثیر وتأثّر نمی داند، به بررسی سیمای شرق و غرب در شعر دو شاعر یاد شده بپردازد.
قرائتی برمبنای نظریة نقد نو از شعر دود، فقط نامهای مختلفی دارد سرودة گروس عبدالملکیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقارنة بین أبی العتاهیة و ناصر خسرو فی شعر الزهد
حوزههای تخصصی:
إنّ أفضل شاعر استطاع أن یؤسّس شعر الزّهد فی الأدب العربیّ و أظهر مقدرته فی هذا الباب هو ابوالعتاهیّة الّذی یجب أن نعدّه رأس الشّعراء العرب فی هذا الغرض.
أمّا الّذی أصبح شاعر الزّهد فی الشّعر الفارسیّ و وقف قسماً کبیراً من شعره علی هذا الموضوع، بحیث یشار إلیه بالبنان بسبب نظمه القصائد الطّوال فی الزّهد و الوعظ فهو ناصر خسرو القبادیانیّ البلخیّ.
بحثنا فی هذا المقال یدور حول محورین أساسیین:
أوّلاً: مقدّمة فی تعریف شعر الزّهد و تطوّره فی أدبی العربیّ و الفارسیّ.
ثانیاً: مقارنة تطبیقیّة بین الشّاعرین، أبی العتاهیة و ناصر خسرو، فی أسباب نزعتهما الزّهدیة (النّفسیة، الاجتماعیة، ... )، ثمّ الحدیث عن المضامین و الأسالیب الشّعریّة(المتشابهة أو المتباینة) لدی کلا الشّاعرین.
و أمّا منهجنا فی هذه المقارنة، فبُنی علی أساس المدرسة الفرنسیة الّتی تؤکّد علی قضیة التّأثیر و التّأثر فی ضوء العلاقات الثاریخیة، کما نعدّ بعض أو عدّ المضامین المشترکة من باب التّناص والتّوارد إلی الأذهان أو التّجارب الشّعریة المشترکة.
بررسی تطبیقی ژرف اندیشی در شعر محمود درویش و قیصر امین پور
حوزههای تخصصی:
شعر مقاومت علاوه بر اینکه سلاحی مبارز است، گاهی رنگ نجوا یی به خود می گیرد که در قالب تأمّلات شعری به تعالی انسانی می اندیشد؛ این ژرف اندیشی ها در شعر مقاومت عربی و فارسی به خوبی جلوه گر است. با توجه به تأثیر و تأثرمتقابل دو ادبیات مقاومت فلسطین و انقلاب اسلامی ایران، مضامین تأملی همسانی را در شعر شاعرانی همچون؛ محمود درویش - شاعر مقاومت فلسطینی - و قیصر امین پور - شاعر انقلابی ایرانی - مشاهده می کنیم؛ از جمله این مضامین، پدیده مرگ و زندگی و درون اندیشی یا ذات شناسی است. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال جلوه های ژرف اندیشی در شعر این دو شاعر فارسی و عربی است.
نتیجه تحقیق حاکی از آن است که پدیده مرگ و زندگی در اشعار هردو شاعر به دو گونه پدیدار می شود: زندگی و مرگ های روزمره و همیشگی بدون هیچ فلسفه ای و دیگری مرگی که در عقیده آنها زیبا و دوست داشتنی است و دریچه ای است به سوی جهانی بدون قفس و آزاد و رسیدن به زندگی حقیقی جاودانه، و تأمّلات درونی در اشعار این دو شاعر با ویژگی انسان مداری همراه شده است که به این طریق حیرت و پرسشهای خود را درباره جایگاه انسان معاصر در جهان امروز بیان می کنند؛ دغدغه دیگر قیصر در تأمّلات درونی، بازگشت به خویشتن و دغدغه درویش، هستی شناسی است که بتواند شک وتردید خود را درباره وجود خویش، از بین برد. پرسش های حیرت انگیز و بی پاسخ درباره هستی در تأمّلات امین پور بیشتر است؛ اما در اشعار تأمّلی درویش، بیشتر شاهد زورآزمایی با مرگ و سؤال از ذات هستیم.