ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۰۱ تا ۲٬۶۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۶۰۱.

معرفی نسخه خطی بحرالخواص و بررسی محتوایی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: بحرالخواص اثر طبیب کرمانی از مهم ترین کتاب های طبی نگارش شده در قرن نهم هجری است که هفت دست نوشته از آن در کتابخانه های سراسر جهان موجود است. این اثر که قرابادینی در انواع داروهای گیاهی، معدنی و حیوانی و ترکیبات حاصل از آن هاست؛ از حیث درج بدل داروهای کمیاب و نام محلی ادویه ها در ایران و سایر ممالک و فراهم آوردن آرای حکیمان متعدد در کنار نظریات مؤلف، اهمیت ویژه ای دارد. تصحیح و معرفی این اثر موجب شناخت جایگاه آن در میان آثار مشابه، شناخت بدل داروها و ارائه درمان های دارویی نوین در طب سنتی خواهدشد. روش :در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی به معرفی و بررسی محتوایی بحرالخواص پرداخته شده است. یافته ها:بحرالخواص حاصل تجمیع آرای موجود در اختیارات بدیعی و نظریات، تحقیقات و مشاهدات مؤلف و بیش از 60 حکیم دیگر است که برخی از آنان ناشناس اند. ترجمه ادویه ها به پنج زبان و هفت گویش و ارائه ترکیبات دارویی جدید، بحرالخواص را به اثری قابل توجه تبدیل کرده است. نثر این اثر بینابین است؛ به طوری که دیباچه کتاب نثری مصنوع و متکلف و آراسته به آرایه های لفظی و ادامه متن نثری علمی دارد. همچنین کاربردهای کهن زبانی و نحوی، استفاده از آرایه های معنوی و انعکاس اندیشه های ذهنی مؤلف در متن اندک است.  نتایج:بحرالخواص اثر طبیب کرمانی مشتمل بر یک مقدمه، سه مقاله و یک خاتمه است و در نگارش آن به صورت مستقیم از اختیارات بدیعی و گلستان سعدی تأثیر پذیرفته شده است. درج اسامی ادویه به پنج زبان فارسی، ترکی، عربی، هندی و یونانی و هفت گویش مصری، شامی، خراسانی، کرمانی، شیرازی و کابلی بر اهمیت این اثر افزوده است. در بحرالخواص از آرای حکیمان مشهوری چون ابوعلی سینا، فخرالدین رازی، انصاری، جالینوس، دیسقوریدوس، ابن سراج الدین جوزجانی، ابن ماسویه، جاحظ، ارسطاطالیس، طبری، بقراط و ... استفاده شده است. تلخیص، تفصیل و تغییر دستورات دارویی دیگر حکیمان، نجوم پزشکی و دستورات دارویی جادویی و خرافی، ارائه بدل داروها و نقل چندین درمان برای بیماری واحد از ویژگی های دیگر بحرالخواص است. 
۲۶۰۲.

الکلمات الموسومه ودلالاتها فی قصائد ودیع سعاده و حافظ موسوى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۰
تُعرف کلمه واحده بالکلمه المرکزیّه فی جمیع اللغات، ولکن هذه الکلمه هی مصدر الکلمات الأخرى الّتی تظهر فی النص بنفس المعنى ولکنها تستند إلى وجهه نظر المتحدث/ الکاتب/ الشاعر فی إطار بارز وشکل جدید، والّتی تسمّى الکلمات الموسومه. یُعدُّ ودیع سعاده وحافظ موسوی من الشعراء الّذین تحتوی أشعارهم على عدید من المفردات الموسومه، والّتی تتشابه من حیث البنیه والمدلول لدرجه یمکن اعتبار استخدامها من الحیل الأدبیه لقصائد الشاعرین. تحاول هذه الدراسه القائمه على المنهج الوصفی التحلیلی دراسه بنیه الکلمات الموسومه فی قصائد ودیع سعاده وحافظ موسوی، والتعبیر عن أهمّ مدلولات هذه الکلمات معتمدهً فی تطبیقها على المدرسه الأمریکیّه للأدب المقارن. أظهرت دراسه قصائد الشاعرین النثریّه أنّهما، بالإضافه إلى الجمله الموسومه عرضا الکلمات الموسومه لقصائدهما فی شکل ترکیبات وصفیّه، وإضافیّه بلغه بسیطه وغیر معقده. الکلمات الموسومه فی قصائد الشاعرین إما أنّها مستخرجه من العالم وظروف المجتمع، أو أنّها متأثره  بجمال الطبیعه. لذلک، یوظف الشاعران تقنیتی  التشبیه، والاستعاره لخلق کلمات وجمل موسومه تنسب أحیاناً بعض الخصائص البشریّه إلى أشیاء وعناصر الطبیعه، وتجسد أحیاناً المستحیلات بمساعده التاریخ. وهکذا یوفران ظروفاً للتواجد الفعّال للقرّاء فی النص وتحویل نصوصهما إلى نصوص مفتوحه. إنّ تصویر معاناه الإنسان المعاصر وألمه هو المدلول السائد للکلمات الموسومه فی هذه القصائد.
۲۶۰۳.

نگاهی به تمثیل براساس گزاره های معقول و محسوس در اشعار فخرالدین عراقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۰۴
آنچه که شعر و نوشته یک هنرمند را از باقی شاعران و نویسندگان متمایز می کند و او را دارای سبک می نماید، تأکید بر نوع خاصّی از اصول بلاغت است. برای مثال شاعری چون حافظ؛ با ایهام های منحصربه-فرد خود شهره گشته و شاعری دیگر در به کار بردن تشبیه و استعاره و باقی ص ناعات ادبی. تمثیل یکی از مقوله های گسترده و پرکاربرد در اشعار شاعران دوره های مختلف است که در اکثر آثار انواع آن را م شاهده می کنیم. عراقی که یکی از شاعران بلندآوازه و صاحب سبک قرن هفتم هجری می باشد به مبحث تمثیل دیدی عمیق و ژرف داشته و از آن استفاده های منحصر به فردی در اشعارش داشته است. این مقاله با مطالعه کلّیات دیوان عراقی، سعی کرده تا تمثیل را ازطریق آوردن شاهد مثال تحلیل نماید. یافته های تحقیق نشان داده است که عراقی با بهره از آرایه های رایج عهد خود بیشترین بسامد و تنوّع مضامین و ساختار را در تمثیل داشته که ثابت می کند او در آوردن تمثیلات، علاوه بر حافظه و مطالعه، خلاقیت هم داشته؛ چراکه تنها تمثیلات مشهور را استفاده نکرده؛ بلکه تمثیلاتی خاص خود هم دارد که ازطریق گذاره های معقول و محسوس؛ پیوند شباهت، علت و اثبات دعوی را برقرار کرده است. با بررسی اشعار عراقی این حقیقت آشکار می شود که وی مانند بسیاری از شاعران عارف مسلک، بیشتر تمثیلاتش جنبه عرفانی و نظری دارد و به همین دلیل می توان وجه مشترکی بین شاعران عارف مثل: سنایی، مولوی، نظامی، عطار و حافظ با عراقی در مضامین عرفانی پیدا کرد.
۲۶۰۴.

تحلیل کمیت زمان در منظومۀ بهمن نامه بر اساس نظریات ژرار ژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۶۵
کمیت زمان یکی از مؤلفه های اساسی و بنیادی در خلق هر اثر روایی و داستانی است و بدون حضور این کمیت، شکل گیری هر روایت و رویدادی غیرممکن است. در بررسی زمان روایت با مؤلفه های تابع زمان، فشرده سازی و یا کش آمدگی روایت، مکث ها و شتاب های مثبت و منفی روبه رو می شویم. در فیزیک مدرن، درک زمان منوط به حرکت است و در نظریه نسبیت خاص انیشتین، رویدادها در وضعیتی خاص می تواند از گذشته به حال و از حال به آینده منتقل شود. در روایت شناسی، به دو نوع زمان قائل شده اند: زمان گاه شمارانه (زمان تقویمی) و زمان روایی (زمانی بدون توجه به زمان خطی و طبیعی). در منظومه بهمن نامه با بهره گیری از عناصر گاه شمارانه و زمان روایی، می توان پرسش هایی مطرح کرد، از جمله: خالق منظومه بهمن نامه چگونه از عنصر زمان برای پیشبرد روایت بهره برده است؟ سرعت نقل روایات در این منظومه چگونه است و تقدم و تأخر زمانی (زمان پریشی) در این منظومه ها چه جایگاهی دارد؟ آیا مؤلف بیشتر به آشفتگی های زمانی گذشته نگر نظر داشته یا آینده نگر؟ در این پژوهش علاوه بر پاسخ تحلیلی به پرسش های فوق، به بررسی ناهمخوانی میان زمان روایت و زمان تقویمی که باعث پیدایش ناپیوستگی و گسست های زمانی در طول داستان شده، پرداخته شده است.
۲۶۰۵.

نقاب و پرسونای انتقادی عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
بین ادبیات و شرایط اجتماعی همواره ارتباطی متقابل و تأثیرگذار وجود دارد. از آغاز شعر فارسی جوهره اعتراض و تعهد اجتماعی در آثار شاعران دیده می شود. اعتراض، مقوله ای از ادبیات است که طی آن روشن فکر به منظور بیان مشکلات جامعه و روشنگری و آگاهی بخشی، نارضایتی خود را از وضع موجود ابراز می دارد؛ از آن جمله شاعران متعهد، به واسطه رسالت و مسؤولیتی که بر دوش خود احساس می کنند، به فراخور شرایط، نسبت به ناهنجاری های گوناگونی که به ویژه در ساختار اجتماعی و سیاسی می بینند بی تفاوت نمی نشینند و واکنش نشان می دهند، در این بین گاهی شرایط جامعه زمینه پیدایش برخی از شگردهای ادبی را فراهم می سازد. از جمله این شگردها، نقاب است که شاعر از میان شخصیت های اسطوره ای و تاریخی فرهنگ خود یکی را برمی گزیند و در پس نقاب او به انتقاد از جامعه خویش می پردازد تا هم به رسالت شعری خود عمل کرده باشد و هم از آسیب در امان بماند. در این نوشتار، کوشش می شود تا با روش توصیفی تحلیلی زمینه ها و عوامل اجتماعی مؤثر در شکل گیری نقاب های شخصیتی در مثنوی های عطار و ارتباط آن با مکتب اعتراض مشخص شود و انواع نقاب های مورد استفاده عطار را بیان می کند.
۲۶۰۶.

بررسی و مقایسه فرآیندهای شادی از دیدگاه اپیکور و مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
مفهوم شادی همواره موضوع اخلاق و عرفان بوده است. این مفهوم در فلسفه درقالب دو دیدگاه لذت گرایی اپیکوری و سعادت گرایی ارسطویی بررسی شده است. اپیکورس (341- 270 ق.م) فیلسوف دوره هلنیستی یونان باستان، با تلقی لذتِ پایدار به منزله خیر نهایی انسان، شیوه ای عملی ارائه کرده است که به سعادت منتج می شود و پایدار است. در نظرگاه مولانا (604-672 ه .ق) نیز شادی پایدار است و با عوامل بیرونی و درونی زوال نمی یابد. در این مقاله سعی شده است به روش مطالعه کتابخانه ای و مقایسه و تحلیل داده ها، بررسی شود که آیا بین شادی گرایی اپیکور با شادی گرایی مولانا ارتباطی وجود دارد یا خیر. روش ارائه اطلاعات مقایسه چند مؤلفه از دیدگاه اپیکور و مولانا درباره شادی برپایه تبارشناسی تاریخی است. نتایج نشان داد که لذت از نگاه اپیکور نه تنها زودگذر نیست، بلکه او غایت را با عنوان اودیمونیا یا شادی (سعادت) بیان کرده است. هدف فلسفه او رسیدن به شادی پایدار است. بدین ترتیب که انسان با ایجاد محدودیت هایی برای لذت جویی های موقتی و ناپایدار خود، تلاش می کند به آتاراکسیا دست یابد. ازسوی دیگر، فلسفه عملی اپیکور به بیان مؤلفه هایی می پردازد که با برخی از دیدگاه های عارفان مسلمان، ازجمله مولانا، دارای وجوه اشتراک است.
۲۶۰۷.

ملاحظاتی برای تدوین دستگاه عددنویسی فارسی میانه و انعکاس آن در فارسی نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
دستگاه عددنویسی یکی از اجزای مهم و بحث انگیز سامانه های خط است که دو بُعد دارد و به سادگی به صورت نوشتاری عدد محدود نمی شود. دشواری عددنویسی ازیک سو به ماهیت عدد و نحوه موجودیت آن در هر زبان بازمی گردد که خود نتیجه نوع نگرش متفاوت هر تبار به هستی است و بُعد دومِ به نحوه نگارش موجودیت های عددی در هر زبان مربوط است؛ بنابراین، با اینکه عددنویسی پدیده ای در حوزه خط است، نمی توان آن را پدیده ای صرفاً خطی دانست، بلکه برای توصیف دستگاه عددنویسی لازم است که به نوع نگرش و بینش اقوام و ملل به هستی و مخصوصاً بنیان های اساطیری بینش هر ملت توجه شود. فارسی میانه نیز از این ره یافت مستثنی نیست و یکی از لازمه های مغفول پاسخگویی به ابهامات دستگاه عددنویسی فارسی میانه، همین توجه به نوع نگرش به هستی و مخصوصاً باورهای اساطیری ایرانیان است. در این مقاله، در ادامه تلاش هایی که تاکنون برای تدوین و توصیف دستگاه عددنویسی فارسی میانه شده است، ملاحظاتی دیگر درباره این دستگاه پیشنهاد می شود و پاسخ برخی از ابهامات در دستگاه عددنویسی فارسی میانه در خلال این ملاحظات به بحث گذاشته می شود. نیز برخی از بقایا و انعکاس های این دستگاه در زبان و خط فارسی نو پیگیری می شود که ازیک سو به تدوین دستگاه عددنویسی فارسی میانه یاری می رساند و ازسوی دیگر، درک واژه ها و متون فارسی نو را تسهیل می کند. یافته های مقاله گویای ممکن بودن توصیف دستگاه وار عددنویسی فارسی میانه است و در این کار یاری گرفتن از بنیان های اساطیری اندیشه ایرانی راهگشا و دارای اهمیت است. این مقاله درنهایت مدعی تدوین دستگاه عددنویسی فارسی میانه نیست و ملاحظات و پیشنهادهایی برای تدوین این دستگاه ارائه داده است.
۲۶۰۸.

واژه پساغند (ذخیره) در گویش بهدینان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
زبان فارسی همواره نیاز به واژه های بسیار دارد که برای رساندن معانی تازه و ضبط و انتقال مفاهیمی بسیار، کارآمد باشند و بتوان با کلمات مناسب، معانی را رسانید تا با آن ابزار، ارتباط میان گویندگان و شنوندگان، و خوانندگان متون برقرار کرد. بر چنین مبانی، و به چنین موجباتی است که زبان فارسی افزون بر ساختن واژه های جدید و فراوان، همواره به وام گرفتن لغات از زبان های دیگر پرداخته، و از دیرباز وام واژه هایی متعدد را به تصرف درآورده است. هنگامی که زبان فارسی در نوشتار و در گفتار، وام واژه از گویش های زنده و فراوان ایرانی بستاند و لغاتی را از آنها بردارد و بر گنجینه واژگانی خود بیفزاید، در واقع عملاً دستاوردی را فراهم کرده است که همان زبان و گویش وام دهنده نیز از چنین اهدایی بر خود خواهد بالید و به خود خواهد نازید که توانسته است ارمغانی پایدار و رایج به زبان میانگان و سرشار از استغنای دیرنده فارسی بدهد و بر غنای شکوهمند آن بیفزاید.
۲۶۰۹.

از قافله مقلدان نظامی: پژو هشی در احوال و آثار رشحه اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۸
نظامی گنجه ای خالق منظومه های پنجگانه موسوم به خمسه، شاعر قرن ششم هجری و استاد فن مثنوی سرایی بزمی است. تقلید از نظامی گنجه ای در تاریخ ادبیات ایران و نظیره سازی از مثنویهای او بعد از قرن ششم رواج جدی یافت. نزدیک یک صد تن از شاعران فارسی زبان در طول هشت صد سال تاریخ ادبیات پس از نظامی موفق شدند در تقلید از وی مثنویهای داستانی با درونمایه حکمی، اخلاقی، عرفانی و تاریخی خلق کنند. یکی از مقلدان نظامی، رشحه اصفهانی شاعر سده سیزدهم بوده است. رشحه اصفهانی در مثنوی نوروز و جمشید، که به تقلید از لیلی و مجنون سرود، تلاش کرد که داستانی جذاب بیافریند و در خلال این داستان تذکره ای از شاعران هم عصر خود درج کند. تذکره منظوم رشحه در تعارض با فن مثنوی سرایی و به عنوان وصله ای نامناسب در میانه داستان عاشقانه توجه احمد گلچین معانی را برانگیخت. گلچین معانی این تذکره را از دل مثنوی بیرون کشید و مستقلاً منتشر کرد. در این پژوهش، که به شیوه توصیفی- تحلیلی نوشته شده است، منظومه نوروز و جمشید نقد و بررسی، و بر اساس نظریه های علمی، دلایل عدم توفیق مقلدان نظامی به طور عام و رشحه اصفهانی به طور خاص مشخص می شود. در خلال این پژوهش با احوال و آثار رشحه به عنوان شاعری توانا در سده سیزدهم آشنا می شویم.
۲۶۱۰.

اُبژِه های فرانَسلی در ادبیاتِ تعلیمی کودک:بررسی داستان های مصوّرِ برگزیده بر پایه نظریاتِ بالِس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
کریستوفر بالس، در نظریه "ذهنیت نسلی، از ابژه های سه گانه شامل خاطره ها، باورها و رفتارهایی سخن می گوید که به نیاز نسل نو برای قرارگیری در نظم کیهانی و همبستگی با نسل های پیشین پاسخ می دهند. در داستان های مصور ادبیات تعلیمی کودک، شخصیت های اسطوره ای نهضت پایداری به مثابه ی ابژه هایی فرانسلی هستند که با گذر از مرزهای زمانی به فضای مشترک ذهنی مخاطبان خود وارد می شوند و نقشی کلیدی در آشناسازی آنان با آرمان های اسلامی دارند. در این مقاله قصد داریم که با واکاوی چهار داستان مصور برگزیده، نقش ابژه ها را در بازنمایی مکتب شهید سلیمانی و هویت بخشی به کودکان و نوجوانان مشخص سازیم. پژوهش حاضر با رویکرد بین رشته ای، به دنبال پاسخگویی به این پرسش هاست: کدام نوع از ابژه های نسلی موجود در داستان های منتخب نقش چشمگیرتری در آشناسازی نسل نو با نهضت بیداری اسلامی دارد؟
۲۶۱۱.

قراءه دلالیه لأشعار سنیه صالح فی إطار المستوى المعجمی والصوتی والبلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
تعتبر الدّلالیهُ إحدى فروع من الأبحاث اللّغویه وتَستهدِفُ تببینَ دلالات المعنى فی اللّفظ وکیفیه علاقه اللّفظ بالمعنى والکشف عن ستائر مخفیه فی خلف الألفاظ. هذه الدّراسه تحاول الإبراز والکشف عن المعنى والدّلالات الکامنه وراء ظواهر الألفاظ من خلال المستویات اللغویّه فی أشعار سنیه صالح بالمنهج الوصفی-التّحلیلی وترتکز على المستوى المعجمی والصوتی والبلاغی من بینها. یُشارُ فی المستوى المعجمی إلى الحقول الدّلالیه ودورها المهم فی تبیین المعانی والمقاصد الخاصّه للأدیبه. هنا تَستَفادُ الشاعره من هذه الحقول الدّلالیّه وتُصوِّرُ مشاعرَها وعواطفَها الدّاخلیّه بصوره عینیه ورمزیه حتّى تَضعَ المتلقیَّ فی جو ملموس تماماً لوصوله إلى المعنى المقصود. فی المستوى الصوتی تَستخدِمُ الشاعره الموسیقیّ الخاص والإیقاع الرائع للحروف والکلمات وفقاً لنوایاها ومقتضی الحال، ولهذا توظیفُ الحروف والأصوات المهموسه والرخوه فی بعض مقاطع الشعر بالإضافه إلى الموسیقی الداخلی لها، یُشیرُ إلى الحزن والأسى والحب فی نفس الشاعره وکذلک إستخدامُ الحروف والأصوات المجهوره والشدیده یدلّ على الإنفعال وإحتجاج الشاعره على مشاکل المجتمع ومفاسده بصوره رمزیّه. وأیضاً فی المستوى البلاغی، إنَّ التشبیه والمجاز والإستعاره والکنایه من أهم المحسّنات البیانیّه المستعمله لتسلیط الضوء على الکلام وإبراز المعانى المقصوده، وبهذا المنهج، تَضعُ الشاعره المفاهیم العقلیّه کالحزن والعشق والحرب وفساد المجتمع وضیاع الحقوق الإنسانیه، أمام عیون القارئ بشکل ملموس وتُزیّنُ کلامَها وتؤثّر فی المتلقیّ تأثیراً کثیراً وعمیقاً.
۲۶۱۲.

بررسی حقیقت محمدیه، پیشینه و بازتاب بارزترین ویژگی های آن در متون عرفانی قرن ششم و هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۵
انگارهاول ما خلق الله یا همان نخستین آفریده حق، انسان کاملی است که بر وجود حضرت ختمی مرتبت( ص) به عنوان مصداق اتم انسان کامل در نظام هستی منطبق است؛ این انگاره که در عرفان اسلامی از آن به نام حقیقت محمدیه یاد می شود در اندیشه شعرا و عرفا جایگاه ویژه ای دارد؛ این حقیقت، اولین تجلی و ظهور مطلق و محض خداوند به صورت عین ثابت است که در متون عرفانی و فلسفی با اسامی دیگری همچون عقل اول، صادر اول، نور محمدی و مشیّت باری از آن یاد می شود. حقیقتی غیر مادی و ازلی، منشأ خلقت، مظهر تجلی ذات حق، واسطه فیض و خلیفه حق که بسیاری از عرفای نامدار در شرح و بسط آن مسائل مهمی مطرح کرده اند. این نوشتار با روش توصیفی– تحلیلی به بازتاب مفهوم حقیقت محمدیه و بارزترین ویژگی های آن در برجسته ترین متون عرفانی قرن ششم و هفتم اختصاص دارد. بدین منظور ابتدا منابعی در زمینه پیشینه مفهوم انسان کامل و نخستین مخلوق به عنوان یکی از بارزترین مصادیق حقیقت محمدیه در آیین ها و مکاتب بازخوانی و پاره ای مؤلفه های آن را بر آثار تعیین شده عرفانی و ادبی( آواز پر جبرئیل، تمهیدات، مرصاد العباد، منطق الطیر، مصیبت نامه، مثنوی معنوی و لمعات) انطباق داده، سپس مؤلفه های مشترک و نزدیک به هم استخراج شد. یافته های پژوهش نشان می دهد صفاتی چون مظهر اسم الله، علت پیدایش عالم هستی، قدمت نورمحمدی بر کائنات و واسطه فیض از مهم ترین بن مایه های مربوط به حقیقت محمدیه در متون عرفانی قرن ششم و هفتم است.
۲۶۱۳.

نمادهای اجتماعی در شعر محمدرضا شفیعی کدکنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
نماد یا سمبل یکی از جذاب ترین حوزه های خلاقیت در ادبیات است. در برهه های خاصی از زمان که هنرمندان قادر به بیان آشکار مفاهیم مورد نظر خود نبودند، به بیان غیرمستقیم یا نمادین متوسل می شدند. نمادهای اجتماعی عموماً یکی از پرطرفدارترین زمینه های ارائه مضامینی است که با رویکرد انتقادی و گاه سیاسی خلق می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی نمادهای اجتماعی در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک) است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد که برخی از نمادهای شعر م. سرشک، ساخته و پرداخته تصورات و تخیلات شاعرانه اوست و برخی دیگر به ساختار شعر معاصر که در برگیرنده خرده نماد، کلان نماد و نمادهای ارگانیک است، برمی گردد. زبان شعری این شاعر با توجه به اوضاع نابسامان دهه های چهل و پنجاه جامعه ایران که در فقر و فساد و ظلم به سر می برد، زبانی سمبلیک و نمادین است، اما در به کارگیری نمادها افراط و تفریط نمی کند. استفاده کاربردی از صورخیالی چون نماد در کنار جنبه زیباشناختی آن، یکی از ابزارهای او برای بیداری و آگاهی مردم است. از این رو، عمده ترین نماد شعری شفیعی کدکنی، نمادهای اجتماعی است. علاوه بر رویدادهای اجتماعی، وی از طبیعت و پدیده های طبیعی به شکلی نمادین برای بیان اغراض خود بهره جسته است. لذا پس از نمادهای اجتماعی، طبیعت و عناصر آن از پربسامدترین نماد شعری وی به شمار می آیند. افزون بر موارد ذکر شده، پاره ای از نمادهای بروز یافته در شعر شفیعی کدکنی به تأسی از شاعران همشهری، هم عصر یا ماقبل خود بوده است. البته این تأثیرپذیری بیشتر مربوط به دفترهای نخست شعری شفیعی است.
۲۶۱۴.

واکاوی ترجمه رمان سقوط بر پایه سیستم تحریف متن آنتوان برمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۰۳
پژوهش پیش رو درصدد است به بررسی بخشی از ترجمه سقوط رمان فرانسوى قرن بیستم، نوشته ى آلبر کامو بپردازد. آلبر کامو یکی از نویسندگانی است که در مکتب پوچ گرایی بسیار مورد توجه قرار گرفته و این اثر چندین بار توسط مترجمان مختلف به فارسى بازگردانده شده است. ترجمه تعامل بینا فرهنگی میان ملت های مختلف را ممکن می سازد، بنابراین برای مترجمان که پیشگامان این ارتباط هستند، آشنایی با نظریه های ترجمه ضرورت دارد تا به کمک این ابزار مشکلاتی را که در روند ترجمه با آن مواجه اند، برطرف سازند. در این پژوهش با بهره گیری از نظریه گرایش های ریخت شکنانه آنتوان برمن کاربست پذیری مؤلفه های آن در فرآیند ترجمه آناهیتا تدین از رمان سقوط با روش توصیفی-تحلیلی مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت. در بررسی مقابله ای به روش برمن که نظریه پردازی مبدأگرا است، ابتدا به خوانش متن اصلی و متن ترجمه پرداخته و سپس ساختارهای زبانی در متن مقصد براساس همگرایی و واگرایی های معنایی نسبت به متن اصلی تحلیل خواهد شد. برآیند پژوهش نشان می دهد که روش برمن برخی از موارد ناهمگونی میان ترجمه و متن مبدأ را در سیستم تحریف متن آشکار می سازد و در نتیجه آسیب های وارده بر بافت متن ترجمه شده مشخص می گردد. در مجموع مترجم این اثر رویکردی مبدأ گرا داشته و در انتقال صحیح مفاهیم و پیام نویسنده موفق بوده است.
۲۶۱۵.

حافظه تاریخی شهر در رمان سماء قریبه من بیتنا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۵
حافظه جان مایه هنر و ادبیات است. نویسندگان و هنرمندان با استفاده از زبان، ذهنیت متخیل خویش را برای مخاطبانشان بازنمایی یا به عبارتی ترجمه می کنند و مخاطبان در فرایند خوانش، دائما در حال بازتولید دنیای ذهنی نویسنده و هنرمند در ذهن و خیال خویش اند. بدین ترتیب می توان ادعا کرد که آثار هنری و ادبی چیزی جز بازآفرینی مکرر حافظه نیست. انسجام تنگاتنگ اکنون و دیروز از طریق بازنمایی خاطرات، تکنیکی است که رمان نویس سوری، شهلا عجیلی، از آن در رمان سماء قریبه من بیتنا استفاده نمود تا جغرافیای منطقه ای را که دستخوش ویرانی گسترده شد، احیا کند. عجیلی در این رمان تصویری روشن از سوریه در دوران پیش و پس از جنگ ارائه نموده است. رمان اشارات تاریخی زیادی دارد و تلفیقی میان تاریخ و جغرافی، مردمشناسی و در جاهایی روانشناسی است و خردهداستان های فراوانی درباره مکانها، شخصیتها و خانوادههای سرشناس این شهر دارد. پژوهش حاضر با استفاده از اندیشه های والتر بنیامین، که شهر را به مثابه متنی بی آغاز و بی پایان می بیند که فرد می تواند در هر جایی از آن متن قرار گیرد، به این نتیجه رسیده است که راوی/نویسنده همان سوژه پرسه زنِ بنیامین است که با بازآفرینیِ شهر تاریخی جنگ زده اش از لابه لای تخیلاتی مبتنی بر واقعیت؛ خواننده را به سطحی از ادراک درباره تجربه زیسته خود در شهر رسانده است که آن را نه صرفا محلی برای سکونت شخصیت ها و مکانی برای وقوع رخدادها که کالبدی زنده و پویا و شخصیتی پایدار بداند که همواره در ذهن مردمان آن ماندگار خواهد بود.
۲۶۱۶.

مطالعه تطبیقی عناصر فرمی قالی طرح هزارگل گورکانیان هند و ناظم قشقایی فارس در راستای روابط میان فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۱۷۵
هنر فرش، از عرصه های ظهور روابط میان فرهنگی در دوره صفوی و گورکانیان هند بوده است که طرح های هزارگل و ناظم، این روابط عمیق را به خوبی نشان می دهند. هدف پژوهش حاضر، شناخت و دستیابی به ویژگی های سبکی طرح هزارگل و ناظم در دو نمونه منتخب قالی های گورکانی و صفوی است که این مهم با شناسایی تفاوت ها و اشتراکات در عناصر فرمی (طرح، نقش، رنگ و ترکیب بندی) دو نمونه مربوط به دو پیکره مطالعاتی صورت پذیرفته است. در راستای این هدف، این پرسش اصلی مطرح می شود که تأثیر روابط میان فرهنگی در ساحت دو طرح ناظم ایران و هزارگل هند چگونه به بیانی مشترک در زمینه تمهیدات فرمی انجامیده است. دو نمونه انتخابی این پژوهش به روش هدفمند نمونه شاخص، انتخاب و به روش کیفی، تحلیل شده اند و داده های گردآوری شده اسنادی این پژوهش به روش تطبیقی-تحلیلی از نوع مجزاسازی بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که گونه های مختلف روابط میان فرهنگی در شکل گیری تشابهات فرمی فرش های دو منطقه، تأثیرات قابل توجهی داشته است و درضمن ویژگی های سبکی خاص هر منطقه وجه تمایز و تفاوت نقوش و طرح های قالی های مورد مطالعه است. به کارگیری نقوش مشابه، استفاده از رنگ های روناسی در متن و سرمه ای در زمینه حاشیه، از وجوه بارز اشتراکات هستند. باوجود وجوه اشتراک، افتراقات چشمگیری نیز مانند ظرافت نقوش، تنوع رنگی و خطوط دورگیری دیده می شود؛ درنتیجه ویژگی های سبکی متفاوت، دو فرهنگ فرش بافی متفاوت را به وجود آورده است.
۲۶۱۷.

تحلیل سبک شناختی نثر فارسی در دوره رشد و تکوین برمبنای فرایند خروج سازه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۱۵
پژوهش حاضر با بررسی ماهیت اختیاری خروج سازه هایی چون بند موصولی و گروه حرف اضافه ای که در نقش توصیف کننده هسته اسمی ظاهر می شوند، به مطالعه این عوامل در دوره رشد و تکوین زبان فارسی و تأثیر آن بر زبان ادبی آثار این دوره پرداخته است. به این منظور، با نمونه گیری تصادفی نظام مند از ۱۲ اثر این دوره، بخش هایی به تعداد ۱۲۰,۰۰۰ واژه بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که بیش ترین سازه خروج یافته در دوره رشد و تکوین فارسی نو متعلق به بند موصولی است، بعد از آن گروه حرف اضافه ای قرار دارد. هم چنین با تقسیم این دوره از حیات زبان فارسی به دو زیربخش سبک شناختی نثر مُرسل و نثر فنی، مشاهده شد که تفاوت معناداری میان فراوانی و وزن دستوری سازه های خروج یافته در این دو دوره وجود دارد. فراوانی خروج سازه در دوره نثر مرسل بیشتر و در دوره نثر فنی به شکل معناداری کمتر است. براساس تحلیل های سبک شناختی در نثر مرسل که نثری ساده، نزدیک به زبان روایی با جملاتی کوتاه و پردازش آسان است، میزان خروج سازه که پردازش متن را تسهیل می کند، بالاتر بوده است. در مقابل، نثر فنی که پیچیده و دیریاب، با جملات بلند و درهم تنیده است، میزان خروج سازه های کمتری دارد. ازاین رو، همسویی معنادار فراوانی خروج سازه ها با مطالعات سبک شناسی پیشین، نشان دهنده آن است که معیار نحوی خروج سازه ها می تواند شاخصی باشد در کنار سایر معیارهای معمول، و در مطالعات سبک شناسی نثر فارسی به کار گرفته شود.
۲۶۱۸.

بازخوانی غزلی از حافظ بر پایه رویدادهای مقطعی از زندگی شاعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۱۶۳
از آنجا که بسیاری از سروده های حافظ شرایط زمانه و رویدادهای زندگی او را بازتاب می دهد؛ شناخت تاریخ عصر حافظ و آگاهی از چند و چون مناسبات وی با رجال عرصه قدرت، نقش مؤثری در فهم شعر او دارد. اساساً دریافت بخش قابل توجهی از سروده های حافظ در گرو آگاهی از شرایط روزگار و رویدادهای زندگانی اوست. غفلت از رویه تاریخی شعر حافظ، می تواند به برداشت نادرست از معنای سروده ها و مفاهیم و تعابیر مدرج در آن ها و نیز گسست پیوند منطقی ابیات بینجامد. غزلی مشهور از حافظ که با مطلع «طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف» آغاز می شود یکی از نمونه های شاخصی است که بی توجهی به رویه مذکور، فروپاشی کامل پیوند میان ابیات آن را در پی داشته و ناگزیر مفاهیم و تعابیر نهفته در آن را دچار تعلیق و درنتیجه بدفهمی کرده است. در این جستار با روش تحلیل محتوا و به شیوه توصیفی   تحلیلی، به مدد انطباق غزل مذکور بر زمینه تاریخی اش، به بازشناسی اشارات نهفته در شعر و بازنمایی پیوند منطقی میان ابیات آن می پردازیم. در پرتو توجه به دلالت های عناصر غزل مذکور، می توان درخصوص تاریخ تقریبی سروده شدن آن به گمانه زنی پرداخت.  
۲۶۱۹.

آذربایجان و ترکان در آینل سه متن از قرن هفتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۸۲
یکی از مباحث مهم تاریخی زبانی در دوره اسلامی ایران حضور ترکان در آذربایجان و رواج زبان ترکی در این بخش از ایران است. این نظریه مهم که مردم آذربایجان پیش از رواج ترکی به یکی از زبان های ایرانی شاخه شمال غربی سخن می گفته اند، امروزه به اصلی خدشه ناپذیر در تاریخ زبان های ایرانی تبدیل شده و دانشجویان این حوزه از مطالعات ایرانی آن را در آغاز کار می آموزند. بااین حال، گرچه می دانیم نخستین بار ترکان سلجوقی بودند که به شمال غرب ایران وارد شدند و اندک اندک با تشکیل گروه های جمعیتی زبان خود را نیز در آنجا درگستردند، امّا ترسیم تاریخ نفوذ تدریجی ترکان و زبان ترکی در آذربایجان از زمان ورود سلجوقیان تا تشکیل حکومت صفویّه در قرن دهم، می تواند روند تغییر زبان را در این بخش از ایران روشن تر کند. از همین روی، ما در این مقاله با تکیه بر شواهدی از سه متن فارسی در قرن هفتم هجری که دو تای آن ها از حوزه جغرافیایی آذربایجان و یکی نیز از شیراز برگزیده شده است، نشان می دهیم در این قرن نیز گرچه ترکان گروه های جمعیتی بیشتری در آذربایجان و ارّان تشکیل داده اند، امّا همچنان مردم آذربایجان در بین خودشان و ترکان هیچ پیوندی متصور نبوده اند و ترک و ترکی را بیگانه می دانسته اند.
۲۶۲۰.

بازتاب واژگان خراسانی در مثنوی معنوی (دفتر اول و دفتر دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۰۰
مثنوی معنوی که به قرآن عجم معروف است، سرشار از واژگانی است که در زبان گویشوران خراسان بزرگ به صورت زنده به کار می رود. در این پژوهش با ذکر نمونه هایی از گویش های مختلف خراسان شامل سبزواری، قاینی، مشهدی، تاتی، بیرجندی و با آوردن شواهدی از مثنوی ثابت کرده ایم، واژگانی که به نظر متروک و تاریخی می رسند هنوز در گویش های خراسان زنده و پویا هستند و زبان مبدأیی که مولوی با خود از شرق به غرب برد در کنار زبان مقصد که با آن با دیگر مردمان ارتباط برقرار می کرد، منسوخ و کم رنگ نشد، برعکسِ لغات ترکی که در آثار مولانا به ندرت به کار رفته است. به نظر می رسد، مولوی با آوردن این حد از واژگان، به شکلی خودآگاه یا ناخودآگاه می خواسته است، ضمن زنده نگه داشتن زبان مادری خویش، غربت و دوری از وطن و برخی گرایش های نهانی خود را نیز انعکاس دهد. نتیجه پژوهش نشان می دهد که مولوی علاقه خویش را به به زبان مادری خود در کاربرد معنادار واژگان بیان می کند. علاوه برآن، با تأمل بیشتر می توان دریافت که بسیاری از این واژگان با گذر زمان، رنگ کهنگی به خود نگرفته اند و در شمار میراث ماندگار و پایدار فرهنگی ما هستند و از مقوله های مناسب الگوسازی در تقویت هویّت ملی و زبان معیار هستند و نقش ب سزایی در ایجاد وحدت و یکپارچگی قومی و ملّی و نشاط فرهنگی دارند که در بافتی هدفمند به کار رفته اند. همچنین می توان با این روش واژگانی را که مخصوص به گویش های خراسانی هستند، مستند کرد و به مفهوم دقیق و درست واژگان و فهم و یادگیری مثنوی معنوی نزدیک تر شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان