ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۲۲۱ تا ۵۴٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۴۲۲۱.

تحلیل مفهوم «دیگری» در خسرو و شیرین نظامی (بر اساس منطق مکالمه ای باختین)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۸
بازشناسی من و جهان ، از طریق دیگری، یکی از مفاهیم بنیادین گفتمان تق ابلی غ رب را شکل می دهد، چرا که خودی فرضیه خویشتن شناسی آدمی است و عینیت بخشیدن ب ه آن چه در درون خودی وجود دارد، با حضور دیگری تبلور می یابد. از این روست که سپهر اندیشگی «دیگر» در حوزه های جامعه شناسی ، ادبیات ، و فلسفه بسط یافته است . خسرو و شیرین نظامی از منظومه های مهم عاشقانه است که درآن عشق دوسری زن و مرد دیده می شود که می توان آن را بر اساس نظریه منطق مکالمه ای «باختین » و تبیین مفهوم دیگری مورد بررسی قرار داد. گفتگوهای زیاد در منظومه داستانی خسرو و شیرین نظامی، ما را بر آن داشت تا از چشم انداز مفهوم دیگری با روش تحلیل کیفی به این اثر بپردازیم. در این نوشتار، پس از نگاهی اجمالی به سیر فکری- تاریخی مفهوم دیگری، مؤلفه های مهم نظریه باختین شرح داده می شود. پس از آن کوشیده ایم نمودهایی از مفهوم دیگری از منظر منطق مکالمه ای باختین را با تکیه بر گفتگوهای میان شخصیت ها در منظومه خسرو و شیرین نظامی بررسی کنیم. قراین به دست آمده نشان می دهد در منظومه خسرو و شیرین، 1. مفهوم دوگانه من/ دیگری و چندصدایی در گفتگوهای میان خسرو و شیرین با یک دیگر و خسرو و شیرین با دیگر شخصیت های داستان، نمود چشمگیری دارد. 2. این منظومه، داستانی زن محور است و صدای شخصیت های زن در گفتگوها دارای هویت است. 3. هم چنین در این داستان، شاهد رابطه من برای دیگری و دیگری برای من هستیم؛ عشق میان خسرو و شیرین مایه رشد و ترقی آن ها می شود.
۵۴۲۲۲.

شگردهای روایی فراداستان تاریخی و رئالیسم جادویی (مطالعه موردی: داستان «اعتصام السلطنه» بیژن نجدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۶
این مقاله با تمرکز بر داستان «اعتصام السلطنه» اثر بیژن نجدی، به بررسی نحوه به کارگیری شگردهای فراداستان تاریخی و رئالیسم جادویی می پردازد. مسأله اصلی پژوهش آن است که نشان دهد چگونه تلفیق این دو سبک روایی، با بهره گیری از تکنیک هایی خاص، روایت تثبیت شده و اقتدارمحور تاریخ را دچار گسست کرده و امکان خوانشی چندلایه، انتقادی و بازاندیشانه از گذشته را فراهم می آورد؛ خوانشی که تاریخ را از سلطه گفتمان قدرت رها ساخته و امکان شنیدن صداهای به حاشیه رانده شده را فراهم می کند. با رویکردی روایت شناسانه، مقاله تحلیل می کند که نجدی با بهره گیری از شگردهای فراداستانی چون راوی خودآگاه، روایت غیرخطی، شخصیت بخشی به اشیاء و چهارچوب شکنی، ساختار رسمی تاریخ را به چالش می کشد. در کنار این، مؤلفه های رئالیسم جادویی مانند خواب های نمادین، زبان شاعرانه، اروتیسم استعاری و دوگانگی واقعیت و خیال، جهانی روایی خلق می کنند که در آن مرز میان حافظه، اسطوره و تاریخ به تدریج محو می شود. تلفیق این دو سبک نه تنها دریافت تاریخ را از قالب های نهادینه شده و تک صدایی خارج می سازد، بلکه جایگاه خواننده را از موقعیتی منفعل به کنشگری معناگرایانه ارتقا می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نجدی تاریخ را نه به عنوان گزارشی عینی از رویدادها، بلکه به مثابه کنشی ادبی و انتقادی بازآفرینی می کند؛ کنشی که هدف آن احیای صداهای خاموش شده در حافظه جمعی و نقد روایت های مسلط تاریخی است.
۵۴۲۲۳.

بازخوانی نقش و کارکرد بازتاب اسطوره در آثار چهار شاعر شاخص شعر رمانتیک افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
اسطوره ها، به عنوان نمادهای روایت مند و تصویرهای فرهنگی شده، منابعی سرشار از استعاره ها، الگو ها و کهن الگوهای فرهنگی اند که امکان توسعه لایه های معنایی و بلاغی آثار ادبی را فراهم می کنند و به شاعران این فرصت را می دهند تا با ایجاد پلی میان گذشته و حال، مخاطب را به سفری در زمان و فرهنگ دعوت کنند. این عناصر فرهنگی در ادوار مختلف شعر فارسی بازتابی گسترده داشته و به گونه های مختلف در تصویرسازی و مضمون پردازی شاعران نقش برجسته ایفا کرده اند. در شعر معاصر افغانستان نیز این سازه فرهنگی با نقش و کارکردهای متنوع تبارز یافته و شاعران با رویکردهای متنوع در کاربست مفاهیم مختلف از بازتولید اسطوره سوده برده اند. به همین سبب، پژوهش حاضر تلاش دارد تا برمبنای منابع کتابخانه ای و براساس روش توصیفی- تحلیلی، چگونگی بهره گیری پیشگامان شعر رمانتیک افغانستان از عناصر اسطوره ای را بررسی و تحلیل کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بازتاب اسطوره در شعر رمانتیک افغانستان، ضمن احیا و تقویت هویت ملی فرهنگی، کارکردهای الگوسازی، نقد اجتماعی سیاسی، ایجاد پیوند میان گذشته و حال، تقویت بارمعنایی و بلاغی، توصیف مفاهیم انتزاعی، بازتاب عواطف نوستالژیک، تبیین مفاهیم عرفانی و زیبایی شناختی را دربر دارد.
۵۴۲۲۴.

خوانشِ لاکانیِ «چاه بابل» و «وردی که بره ها می خوانند» از رضا قاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۲
این پژوهش با اتکا به نظریه روان کاوی ژاک لاکان (سه ساحتیِ خیالی، نمادین و واقع) به تحلیل سوژه در دو رمان چاه بابل و وردی که برّه ها می خوانند اثر رضا قاسمی می پردازد. با روش توصیفی     تحلیلی و رویکرد بینارشته ای (ادبیات     روان کاوی)، سازوکارهای شکل گیری، فروپاشی و تعلیق هویت در شخصیت های مهاجر این آثار واکاوی شده است. یافته ها نشان می دهد هر دو رمان، سوژه لاکانی را به مثابه موجودی «تقسیم شده»، «بیگانه سازی شده در زبان» و درگیر با فقدان بنیادین بازمی نمایانند. در چاه بابل ، مندو (قهرمان اصلی) از طریق ژوئیسانسِ خودویرانگرِ آواز و وابستگی به ابژه میلِ دست نیافتنی (فلیسیا)، در نظم نمادینِ جامعه ایران و پاریس (جامعه طردکننده) محبوس می شود. نابینایی نهایی او، هجوم امر واقع و فروپاشی ساحت نمادین را عینیت می بخشد. در وردی که برّه ها می خوانند راویِ مهاجر با سه گفتمان متعارض (مذهبی، ملی، استعماری) به مثابه «دیگری بزرگ» مواجه است که صداهای آن ها در قالب «گردبادی در سینه» بحران هویتی او را تشدید می کند. فانتزی بازگشت به زهدان و توهم ارباب بودن در بیمارستان، مکانیسم های دفاعی در برابر تهدیدِ امر واقع (کوری) است. پژوهش حاضر با پیوند مفاهیم کلیدی لاکان با روایت های مهاجرتی، الگویی نوین برای تحلیل ادبیات داستانی معاصر ایران ارائه می دهد و اثبات می کند بحران هویت در این آثار، صرفاً محصول مهاجرت فیزیکی نیست، بلکه پیامدِ ساختاریِ «اسارت در زبان» و تعلیقِ سوژه در شکاف های ساحت های سه گانه است.
۵۴۲۲۵.

ریخت شناسی نمادهای کهن آیین شمنیسم در افسانه عاشیقی اصلی و کرم به روایت سیروس قمری مبتنی بر انسان شناسی تفسیری میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۴۵
شَمَنیسم به عنوان یکی از آیین های دیرین در جهان، ازجمله روش های هویت شناسی دینی ملل محسوب می شود. اهمیت این کهن آیین از این روست که جسم و روح آدمی را یک جا متأثر می کند و طی فرایندی جادومآب تلاش در جهت درمانگری و حفاظت از جسم و روح را با وساطت شمن یا جادوگر به دست ارواح بر عهده دارد. تاریخ کهن زیست ترک ها با ظهور این آیین عجین بوده و به دلیل هم زیستی ترک ها و آذربایجانی ها، وارد فرهنگ اینان نیز شده است. شاخص ترین نماینده فرهنگی اجتماع  بزرگ ترک ها اوزان ها و به تعبیری آذربایجانی ها عاشیق ها هستند که به جهت کارکرد اجتماعی خویش نقشی مشابه شمن داشته و خالق، پیش برنده، راوی و قهرمان این قصص هستند. یافته ها نشان می دهد منظومه عاشیقی اَصلی و کَرَم به عنوان یکی از افسانه های آذربایجانی در ایران، مصادیق درهم تنیده از هویت قصص ایرانی همچون عشق، هجر، وصل و مرگ عاشق و معشوقه اش را در جوار موتیف های نمادین آیین شمنیسم، همچون تشرّف، عضویت، سفر، جست و جو، تأثیر عناصر طبیعی و فراطبیعی، خلسه، لباس و موسیقی را بازمی نمایاند و می تواند مواد خام مناسبی برای هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی و سینما برای تولیدات بومی دربرداشته باشد. نتایج نشان دهنده اتکا این قصه به هویت ایرانی و وجود برخی نمادهای مرتبط با کهن آیین شمنیسم را که متأثر از فرهنگ زیستی و جغرافیای ترک ها و آذربایجانی هاست نشان می دهد. این پژوهش کیفی، با رویکرد انسان شناسی تفسیری الیاده بر روایت سیروس قَمَری از افسانه اصلی و کرم و با بهره گیری از داده های کتابخانه ای انجام شده است.
۵۴۲۲۶.

معنا شناسی هم زمانی واژه های «اقرار» و «اعتراف» در کلیله ودمنه با تکیه بر تحلیل مؤلفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۳
متون ادبی کلاسیک مانند کلیله ودمنه، علاوه بر ارزش ادبی، گنجینه های اندیشه و فرهنگ گذشته هستند. تحلیل واژگان این متون برای فهم دقیق مفاهیم فرهنگی و اجتماعی نهفته در آن ها ضروری است. این مقاله با هدف بررسی و تحلیل دقیق واژه های «اعتراف» و «اقرار» در کلیله ودمنه، با بهره گیری از رویکرد معناشناسی هم زمانی و روش تحلیل مؤلفه ای انجام شده است. در این پژوهش، ابتدا به بررسی معانی لغوی این واژگان در فرهنگ های عربی و فارسی پرداخته شد؛ سپس با تحلیل هم زمان کاربرد این واژه ها در کتاب مذکور، مؤلفه های معنایی متمایز آن ها در بافت های گوناگون استخراج گردید. یافته های تحلیل مؤلفه ای نشان داد که در این کتاب، «اعتراف» از مؤلفه های [-آگاهی قبلی]، [+کسب آگاهی]، [+درونی]، [+تغییر باور] و [+بار عاطفی] برخوردار است؛ درحالی که «اقرار» دارای مؤلفه های [+آگاهی قبلی]، [+رسمیت]، [+مسئولیت حقوقی] و [-بار عاطفی] است. بررسی ها نشان می دهد که این واژه ها در کلیله ودمنه به شکلی دقیق و هدفمند برای انتقال پیام مورد نظر نویسنده به کار گرفته شده است.
۵۴۲۲۷.

بررسی تطبیقی رنج کودکان در اشعار ویلیام بلیک و نازک الملائکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
رولان بارت نظریه ای تحت عنوان رمزگان پنج گانه برای تحلیل متون ادبی ارائه کرده است که دو مورد از آنها، یعنی رمزگان کنشی و هرمنوتیک، با جنبه روایی اثر ادبی و نویسنده، و سه رمزگان دیگر، یعنی معنابُنی، نمادین و فرهنگی، با جنبه معنایی متن، سایر ابعاد آن و همچنین خواننده اثر ادبی مرتبط است. شعر «دودکش پاک کن ها» از ویلیام بلیک و «مأساه الأطفال» از نازک الملائکه در موضوع رنج کودکان، دارای شباهت هایی در ابعاد روایی و معنایی هستند و براساس نظریه بارت قابل خوانش و تحلیل اند. در این پژوهش تلاش شده است موضوع «رنج کودکان» با هدف کشف لایه های روایی و معنایی این دو قصیده و تبیین شباهت ها و تفاوت های آنها، براساس روش تحلیلی توصیفی و با تکیه بر سه رمزگان کنشی، هرمنوتیک و معنابُنی و در چارچوب مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی بررسی شود تا روشن گردد رنج کودکان چگونه در شعر این دو شاعر از دو فرهنگ متفاوت بازنمایی شده و چه شباهت ها و تفاوت هایی میان آنها وجود دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد که محوریت اشعار هر دو شاعر بازتاب دهنده حقیقتی تلخ است؛ بدین معنا که دوران کودکی به جای آنکه زمانی برای بازی و شادی باشد، آغازی برای رنج های ناتمام زندگی است و این رنج ها در هر دو شعر از طریق زنجیره ای از کنش ها، معماها و دلالت های معنایی تصویر می شود، با این تفاوت که روایت بلیک ماهیتی اجتماعی و امیدوار به رهایی دارد، در حالی که الملائکه با نگاهی فلسفی و تراژیک به سرنوشت محتوم انسان می پردازد و امیدی به رهایی باقی نمی گذارد.
۵۴۲۲۸.

تحلیل معنایی واژه کلمه و شمول معنایی آن بر مدلولات واژه «زبان» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۲
مفهوم «زبان» و «ارتباط» در قرآن کریم از طریق شبکه درهم تنیده ای از واژگان نظیر «لفظ»، «قول»، «لسان»، «بیان» و «کلمه» ترسیم شده است که هر یک بار معنایی ویژه ای دارند. تاکنون پژوهش های انجام شده در این حوزه، اغلب یا به بررسی تک واژه ای این مفاهیم پرداخته اند و یا مقایسه ی خود را به دایره محدودی از واژگان (مانند کلمه و قول) منحصر کرده اند؛ ولی در این پژوهش تلاش شده است تا با نگاهی جامع و نظام مند، میدان معنایی واژه محوری «کلمه» در کنار تمام واژگان هم حوزه (شامل لسان، لفظ، قول، بیان و لغت) واکاوی شود. اهمیت این تحقیق در عبور از تعاریف رایج نحوی و آشکارسازی لایه های عمیق وجودی زبان در منطق وحی است.این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین منطقِ گزینش های خاص واژگانی در قرآن و تعیین حدود معنایی هر واژه می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عدم به کارگیری واژه «لغت» برای مفهوم زبان در قرآن و هم ریشگی آن با «لغو» (سخن بیهوده)، نشان دهنده دقت در انتخاب واژگان جهت مند است. همچنین مشخص شد واژگانی چون «لفظ» (بعد صوتی)، «لسان» (ابزار مادی) و «قول» (گزارش گفتار)، مفاهیمی محدود هستند که در ذیل دایره ی وسیع «کلمه» تعریف می شوند. نتیجه آنکه «کلمه» در هندسه معرفتی قرآن، دارای شمول و سیطره معنایی است و حقیقت آن «ابراز مافی الضمیر» می باشد که گستره ای وسیع از «کلام مادی» تا مراتب «عقلی»، «حقایق تکوینی» و «عینی» مانند وجود عینی مسیح علیه السلام و «وحیانی» را در بر می گیرد و جامع ترین مفهوم ارتباطی در قرآن محسوب می شود؛ امری که زیربنای واژگانی لازم برای استقرار «نظریه علم الکلمه» را فراهم می آورد.
۵۴۲۲۹.

دوگانه حسرت و بقا: بررسی بازنمایی بدن زنانه در ادبیات مهاجرت فارسی و انگلیسی بر پایه دو رمان معاصر (بازگشت اثر گلی ترقی و از زنان و نمک اثر گابریلا گارسیا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
هنرمندانی که به دلایل گوناگون سرزمین خود را ترک کرده اند، با به کارگیری شگردهای متنوع، به بازنمایی تجربه مهاجرت خود پرداخته اند و اکنون ادبیات مهاجرت، به ویژه قالب رمان، از گونه های پرخواننده در جهان است. در این پژوهش به بررسی دو رمان معاصر از ادبیات مهاجرت فارسی و انگلیسی از نویسندگان زن (بازگشت اثر گلی ترقی و از زنان و نمک اثر گابریلا گارسیا) پرداخته ایم و کوشیده ایم - به روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای – چگونگی بازنمایی بدن زنانه را در فرم و محتوای آنها نشان دهیم. بدن انسان پدیده ای است برساخته و در پیوند با روابط قدرت، که از فرهنگ و جامعه تأثیر می پذیرد؛ بدن زنانه نیز به شیوه آشکارتری عرصه بازتاب گفتمان ها و کنترل فرهنگی است. خوانش تطبیقی این دو رمان نشان داد مهم ترین عامل تأثیرگذار بر تفاوت بازنمایی بدن زنانه خاستگاه نویسندگان آنها و طبقه اجتماعی شان است: در بازگشت بدن زن مهاجر مرفه در امنیت است و تنها حسرتی نوستالژیک بازنمایی می کند، اما بدن زنان مهاجر فرودست در از زنان و نمک در گریز همیشگی از ناامنی های گوناگون و تلاش برای بقاست. فرم روایی هر دو اثر نیز در هماهنگی کامل با محتوای آنهاست: روایت منسجم و تک گویی درونیِ اثر ترقی بدنی را نمایندگی می کند که متلاشی نشده و مجال مراقبت از خویش را دارد، ولی داستان پردازی گسسته و چندصداییِ اثر گارسیا نمایانگر بدن های تکه تکه و ترومای موروثی نهادینه شده در آنهاست. حذف یا به حاشیه راندن مردان در هردو روایت نیز تأکید مضاعفی است بر زنانه بودن این روایت ها، درکنار بازسازی هویت زنان و مقاومت و کنش گری ایشان.
۵۴۲۳۰.

بررسی تأثیرپذیری فرم روایی و معنا از «پیکار روایت ها» در داستان «پادشاه جهود»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۷
پیکار روایت ها که به تقابل و رویارویی چند روایت در یک متن اشاره دارد، یکی از عوامل اساسی در شکل گیری فرم داستان  و معنای آن است. این پژوهش با تأکید بر نقش پیکار روایت ها در "داستان آن پادشاه جهود که می کشت نصرانیان را از بهر تعصب" (از دفتر اول مثنوی مولوی)، می خواهد تأثیر این تقابل های روایی را بر ساختار و فرم نهایی داستان بررسی و تحلیل کند. در این داستان، کشمکش های زبانی، فکری و فیزیکی به شیوه ای پیچیده و تصاعدی جریان می یابند. در واقع، کشمکش ها نه به عنوان عنصری در کنار سایر عناصر، بلکه به عنوان نیروی محرکه اصلی در شکل دهی به ساختار روایی نقش آفرینی می کنند. این پژوهش نشان می دهد که پیکار روایت ها در کنار دیگر عوامل، همچون حذف و اضافه ها، تأخیرها، شتاب ها و خلأهای زمانی، به گسترش و پیشبرد داستان کمک می کنند و در نهایت، به شکل گیری فرم نهایی و عمق بخشیدن به معنای اثر منجر می شوند. روش تحقیق در این پژوهش، مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است و با مطالعه دقیق متن به شناسایی نقاط کلیدی پیکارهای روایی و تأثیر آن ها بر فرم پرداخته شده است. افزون بر این، نقش خواننده در فرآیندِ ادراک فرم، با تأکید بر پیکار روایت ها و انتظارات و پرسش هایی که در ذهن او شکل می گیرد، بررسی شده است. این پژوهش همچنین به تحلیل نقش فرجام یا غیاب فرجام و تأثیر آن بر انسجام و ساختار نهایی داستان پرداخته است و تأثیر این عوامل بر فرم داستان و معنای آن را آشکار می سازد و در نهایت، این نکته آشکار می گردد که چطور عناصر مختلف و گاه متضاد، تحت تأثیر انواع کشمکش ها و پیکارهای روایی، در این داستان به هم می پیوندند و روایتی یک پارچه را شکل می دهند. همچنین، در این پژوهش بر این نکته تأکید می شود که رخدادهای اصلی و فرعی داستان در جهت تقویت و پیشبرد کشمکش ها عمل می کنند.
۵۴۲۳۱.

پاراتوپی در ادبیات و سینمای دفاع مقدس: بررسی راهبردهای محیطی در هنر جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
با گذشت مدتی از شکل گیری گفتمان دفاع مقدس در ادبیات و سینمای ایران، آثار متنوعی شکل گرفته اند که لزوماً هم سو با گفتمان رسمی دفاع مقدس نیستند. این آثار غالباً در فضاهایی غیرجنگی رخ می دهند، تعداد شخصیت هایشان محدود، و محیط داستانی بسته و مرتفع است. راوی اصلی نیز اغلب دیده بان یا سربازی تنهاست که موضعی متناقض یا دست کم غیرقابل پیش بینی نسبت به جنگ دارد. چنین ویژگی هایی نشان دهنده فاصله و تنوع رویکردها در گفتمان دفاع مقدس است و ضرورت بررسی جایگاه هنرمند و تمهیدهای خلاقانه او را برجسته می کند. براساس نظریه دومینیک منگنو، گفتمان ادبی موقعیتی ممتاز برای نویسنده فراهم می کند، اما نویسنده تنها زمانی می تواند این موقعیت را به درستی اشغال کند که یک مکان خاص و یکتای داستانی (پاراتوپی) برای خود بسازد. تحقق این هدف مستلزم بهره گیری از توانایی های پاراتوپیک شخصی و هم زمان، هماهنگی آن با محدودیت های نهاد ادبی و فرهنگی زمانه است. هنرمندی که خود را فراتر از گفتمان ایدئولوژیک می بیند، نمی تواند کاملاً از جامعه و عرف های آن جدا شود و ناچار به برقراری تعادل میان استقلال خلاقانه و محدودیت های اجتماعی است. در این چارچوب، خلق فضاهای خلوت در حاشیه جنگ، یا طراحی شخصیت هایی شاعرمسلک و متفاوت در نقش دیده بان، بازتاب جایگاه دوگانه هنرمند و تلاش او برای حفظ استقلال خلاقانه در چارچوب گفتمان دفاع مقدس است. این تحلیل نشان می دهد که هنر دفاع مقدس تنها روایت مستقیم جنگ نیست، بلکه میدان برخورد میان گفتمان رسمی، تجربه فردی هنرمند و خلاقیت ادبی اوست.
۵۴۲۳۲.

نمود بعضی از پدیده های طبیعی در گاه شماری بلوچان (با تکیه بر اصالت واژگان ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
زمان رویداد بعضی از پدیده های طبیعی مانند طلوع و غروب خورشید، وزش بادها و بارش باران ها، رشد و باردهی گیاهان، زاد و ولد و رشد دام ها، در فرهنگ گاه شماری بعضی اقوام شاخص است. قوم بلوچ یکی از اقوام ایرانی است که در فرهنگ گاه شماری آن پدیده های طبیعی تا گذشته ای نه چندان دور نمود برجسته ای داشته اند. این مقاله با روشی توصیفی 69 عنوان از پدیده های طبیعی را که در فرهنگ گاه شماری مردم بلوچ، در مناطق جغرافیایی ایرانشهر، بمپور و لاشار، شاخص تر بوده اند، به نمایش گذاشته است. نتایج نشان می دهد که 85 درصد از واژه های به کار رفته در ساخت این 69 عنوان اصالت ایرانی دارند و نمود پدیده های طبیعی از طریق کشاورزی و دامداری در گاه شماری بلوچانِ مناطق مورد مطالعه چشمگیر بوده است. اما با گسترش سطح سواد، دسترسی به انواع رسانه، آشنایی و دسترسی آسان به ساعت و تقویم و تغییر مدلول بعضی کالاها، افراد نسل های جدید در چند دهه اخیر با عناوین معرفی شده آشناییِ چندانی ندارند و کم تر از آن ها استفاده می کنند. بنابراین، با هدف ترمیم بخشی از شکاف فرهنگی بین نسل ها در بلوچستان و نشان دادن تأثیر اندیشه ایرانی بر فرهنگ گاه شماری بلوچان از طریق این گونه واژه ها، ضرورت مستندسازی و انتقال این داده ها به نسل های جدید و آینده ایجاب می کند. 
۵۴۲۳۳.

معناشناسی واژه «قضا» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۰
قرآن گنجینه ای از واژگانی است که شناخت جایگاه معنایی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. معناشناسی واژگان قرآن دانشی است که به بررسی این امر در جریانِ بافت جمله می پردازد و در کشف مقصود قرآن نیز کمک می کند. راه یابی به عمقِ معنای واژگان قرآن، یکی از مطمئن ترین روش ها در شرح آیات به شمار می رود. یکی از واژگانی که در قرآن کریم در شبکه های معنایی متفاوتی به کار رفته، واژه «قضی» است. بررسی معنای واژه قضا در قرآن، مورد تأکید این پژوهش است؛ چرا که معناشناسی واژگان قرآن از منظر معناشناختی آن، از جمله مباحثی بوده که کمتر بدان توجه شده است. باید گفت که این واژه با حفظ معنای لغوی و اصطلاحی با بسیاری از مفاهیم دینی ارتباط معنایی پیدا می کند. در این جستار برآنیم با توجّه به ساختار معنایی آیات قرآن، به بررسی معانی این واژه پرداخته و شبکه های معنایی متعدد آن را از دیدگاه معناشناسی مورد واکاوی قرار دهیم. بررسی و تحلیل معناشناسانه واژه «قضا» نشان می دهد که سیر معنایی این واژه با توجه به بافت معنایی آیات قرآن، معانی متعددی چون سفارش کردن، خبر دادن، انجام دادن، به پایان رساندن، جدا کردن و... است که هر یک از این موارد در اصل به همان هسته معنای لغوی این واژه بر می گردند که فیصله دادن و تمام کردن است.
۵۴۲۳۴.

واکاوی چالش ها و معضلات برخی اتباع عثمانی در مشهد از دوره مشروطه تا پایان عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
سفر به شهر مشهد و سکونت در آن برای اتباع کشورهای دیگر از جمله اتباع عثمانی به رغم مهیا بودن جاذبه های معنوی و سیاحتی، به ویژه از دوره مشروطه تا اواخر عصر قاجار، در مواردی با معضلاتی همراه بود. این مشکلات به سبب تشدید نوسان مناسبات سیاسی مذهبی دو کشور، و وجود برخی عوامل واگرایی فرهنگی، اقتصادی و حقوقی بود. در این مقاله تلاش شده است، براساس منابع و اسناد تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی، نوع مشکلات و معضلات برخی از اتباع عثمانی مهاجر به شهر مشهد در دوره قاجار و شیوه های رویارویی آن ها برای برون رفت از این معضلات شناسایی و بررسی شود. بیشترین یافته های این پژوهش مبیّن آن است که سیاست مالیاتی برخی امرای محلی خراسان در عصر قاجار، درراه ماندگی و موانع صدور تذکره برخی از اتباع عثمانی در مسیر مشهد، دعاوی حقوقی و ملکی، موانع تجاری اتباع عثمانی و عدم تعیین تکلیف برخی از اتباع عثمانی محبوس در این شهر از جمله چالش ها و معضلاتی بوده که بخشی از اتباع عثمانی از آن مصون نبوده اند. برخی از این معضلات با تلاش های حمایتی متولّیان محلی با مساعدت ادارات مربوطه در مرکز مرتفع شده و بخشی دیگر، به سبب زیرساخت های نامناسب اقتصادیِ اواخر عصر قاجار و عدم همکاری سریع و به موقع ادارات مربوطه، ناشی از نابسامانی های دیوانی این دوره، لاینحل باقی مانده و به شکل های دیگری به دوره بعد انتقال یافته است.
۵۴۲۳۵.

بازنمایی هویت زنان در روایت عامیانه «میمون چوپان» بر اساس نظریات فمنیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۸
این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی مناسبات قدرت و هویت جنسیتی در ادبیات فولکلور ایران، به بررسی روایت زن محور «میمون چوپان» برگرفته از حافظه جمعی مردم سنقر در استان کرمانشاه می پردازد. چارچوب نظری تحقیق بر پایه نظریه های فمینیستی گیلبرت و گوبار، الین شووالتر و ژولیا کریستوا بنا شده است. این روایت با مضامین قتل مادر، تبعید، بقا، و مواجهه با قدرت مردانه، بازتابی چندلایه از خشونت ساختاری و امکان بازآفرینی هویت زنانه ارائه می دهد. شخصیت زن همسایه در قالب «زن دیوانه» گیلبرت و گوبار، عامل فروپاشی نظم مادری است؛ در حالی که تجربه دختران در بیابان و پیوند آن با بدن، طبیعت و زمین، در چارچوب نظریه شووالتر به مثابه بستری برای بازآفرینی سوژه زنانه بازخوانی می شود. کریستوا نیز با مفاهیمی چون «نیمه زبان»، «بدن ابژکت» و «بازگشت امر طردشده»، امکان خوانشی عمیق تر از دگرگونی تدریجی هویت زنانه را فراهم می آورد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت های زن داستان، از جایگاه قربانیان مطیع، به سوژه هایی کنش گر بدل می شوند که با گذار از طرد و رنج، ساختارهای پدرسالار را به چالش می کشند و درنهایت، از طریق تصاحب منابع قدرت و بازتعریف رابطه با بدن، به بازسازی هویت زنانه در بستری فرهنگی و بومی دست می یابند. پاسخ به سه پرسش کلیدی مقاله نیز در این مسیر روشن می شود: فرایند بازسازی هویت زنانه چگونه روایت می شود؟ تجربه بدن زنانه چه نقشی در بقا و معنا دارد؟ و حذف شخصیت میمون چه تأثیری در قدرت یابی زنان دارد؟ این داستان نه تنها بازتاب رنج زنان، بلکه روایتی از مقاومت، بازنویسی و شکل گیری خویشتن زنانه است.
۵۴۲۳۶.

واکاوی ساختار نحوی و کارکرد معنایی «إن» و «لو» وصلیه و تحلیل کاربست آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
یکی از ساختارهای ادبی برجسته در متون ادبی به ویژه قرآن کریم، اسلوب «إن» و «لو» وصلیه است. با توجه به اهمیت این ساختار در فهم دقیق معانی و ظرافت های ادبی متن، پژوهش پیرامون آن ضرورت دارد. نوشتار پیش رو با رویکرد توصیفی- تحلیلی به واکاوی دقیق ساختار نحوی و کارکرد معنایی این اسلوب پرداخته و کاربست آن را در قرآن کریم مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد از منظر ساختار نحوی، باقی ماندن «إن» و «لو» وصلیه در ساختار شرطی، نسبت به دیدگاه های دیگر از پذیرش بیشتری در میان نحویان برخوردار است و از منظر کارکرد معنایی، اسلوب وصلیه با هدف تاکید بر گستردگی و فراگیری حکم در همه مصادیق و حالات و جلوگیری از تردید در محدودیت آن به کار می رود. بررسی آیات قرآن کریم نشان می دهد که اگرچه «لو» وصلیه کاربرد بیشتری نسبت به «إن» وصلیه دارد، اما در تمامی موارد استفاده از ساختار وصلیه با «إن» و «لو»، تاکید بر شمول و فراگیری حکم، به روشنی بازتاب یافته است.
۵۴۲۳۷.

معناشناسی بیع در کلام امیرالمومنین (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
معناشناسی علمی است که به بررسی دقیق کالبد واژه با معنا می پردازد تا مقصود گوینده از استعمال آن روشن گردد. از این حیث معناشناسی واژه بیع در نهج البلاغه رهیافتی به تفسیر کلمات علی(ع) است.اصطلاح  بیع و مشتقات آن بیش از20بار در نهج البلاغه ذکر شده است. علی (ع) برای انتقال پیام الهی خود در ارتباط با تنظیم روابط بین انسانها با محوریت خدا، مانند آنچه که در برخی از آیات قرآن ذکر شده از واژگان بیع و تجارت استفاده کرده است. بیع دراصطلاح فقه و حقوق به طور کلی به معنی مبادله مال بمال تعبیر شده است. بیع مانند شراء از واژگان اضداد بوده هم به معنای خریدن و هم به معنای فروختن است. از طرفی حقیقت بیع حقیقت عرفی داشته و یک حکم امضایی است . در این مقاله به بررسی واژه بیع و جهان بینی حاکم بر آن در نهج البلاغه پرداخته می شود .ضمن بررسی و تطبیق اصطلاح بیع که در کلام علی (ع) به کار برده شده با تعریف قانون مدنی و سایر تعاریف فقهی و حقوقی معلوم می گردد. منظور از بیع در نهج البلاغه همان مفهوم عرفی رایج یعنی مبادله وتبادل و به مفهوم کلی معاوضه کردن می باشد. همچنین با مراجعه به کتابخانه و با شیوه تحلیلی توصیفی معلوم شده که هدف از به کارگیری این اصطلاح درنهج البلاغه، صرفا بیان این مطلب است که انسان ها علی الدوام در حال معامله ومبادله با محوریت خدا هستند. هر قدمی که بر می دارند به نوعی درحال تجارت و بیع هستند.
۵۴۲۳۸.

تحلیل روایت شناسانه مواجهه غیبی در حکایت های تذکرةالاولیا از منظر جهان های ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۶
مقاله حاضر به تحلیل روایت شناسانه مواجهه های غیبی در حکایت های تذکره الاولیا از منظر نظریه جهان های ممکن می پردازد. با استفاده از چارچوب نظری مک هیل و رایان، نشان داده می شود که روایت های عرفانی با خلق جهان های ممکن، مرزهای واقعیت و خیال را درمی نوردد. انواع مختلف جهان های ممکن در تذکره الاولیا ازجمله جهان های متکثر، حلقوی و ذهنی ناشی از رؤیاها، فرضیه ها، پیش بینی ها، فانتزی ها، آرزوها، اهداف و باورها هستند. این جهان ها چگونگی بازنمایی مواجهه های غیبی و تأثیر آن بر سلوک عرفانی را نشان می دهد. مواجهه های غیبی از طریق تکنیک هایی مانند تلفیق واقعیت و فراواقعیت، ساختارهای حلقوی تکرارشونده و ذهنیت گرایی، جهان های ممکن سیال را بازنمایی می کند. جهان های ممکن ذهنی در تذکره الاولیا نه صرفاً ابزارهایی روایی، بلکه بنیانی معرفتی برای درک تجربه عرفانی اند. در این روایت ها، مواجهه با امر غیبی از طریق زبان و تصویر به جهانی ممکن تبدیل می شود. جهانی که در آن، سلوک عرفانی با ساختارهای چرخشی، نمادین و چندسطحی روایت می شود. تکرار هدفمند الگوها در این ساختار نیز امکان های نامحدودی برای تکامل معنوی فراهم می آورد. این ساختار روایی، سیر و سلوک عرفانی را به شکلی چندلایه بازنمایی می کند. روایت ها از مسیر خطی فاصله می گیرند و به خواننده امکان می دهند تا از زوایای گوناگون با حقیقت روبه رو شود.
۵۴۲۳۹.

تحلیل بن مایه شناختی دیوان ابواسحاق حلاج اطعمه شیرازی، با تکیه بر دو مؤلفه ساختارگرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
گونه ادبی طنز از قدیم ترین میراث مکتوب ادب فارسی، هم چون سرمایه فرهنگی سرزمین های فارسی زبان و فرهنگ نوشتاری فارسی، حضوری پررنگ و کم وبیش پیوسته داشته است. این امر مطالعه و بررسی آن را با رویکردهای گوناگون ناگریز می کند. یکی از رویکردهای ممکن، یافتن بن مایگان به منزله اجزایی از ساختار متن و سپس ترسیم شبکه بن مایگانی به منزله روابط میان اجزای ساختار است. مطالعه بن مایگان، برای دست یابی به ابربن مایه ها و چیرگی آن ها، شناختی تازه را از متن میسر می کند. گستردگی و انعطاف ماهیت بن مایه ظرفیت مطلوبی برای تحلیل متن به دست می دهد. بن مایه عنصر تکرارشونده متن است، مشروط بر آن که این تکرار بسنده و نیز دلالت مند باشد. این عنصر می تواند یک واژه، نماد، تصویر، شگرد ادبی و... باشد. در این پژوهش بن مایه های حامل طنز در دیوان ابوسحاق اطعمه شیرازی استخراج، طبقه بندی و با کمک منابع اسنادی و کتاب خانه ای، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. در انتها، «بزرگ نمایی و برجسته سازی امر خوردن» به عنوان ابربن مایه حامل طنز در متن به دست آمد که بن مایگان متعددی زیرمجموعه آن قرار دارند. این بن مایگان عبارت اند از: روابط بینا متنی (نقیضه پردازی، تضمین، تلمیح)، تیپ سازی راوی، واژگان مرتبط با عشق، اصطلاحات عرفانی برای خوراکی ها، تصویرپردازی، انسان انگاری، گفتگو، مناظره، شطح بافی، حماسی جلوه دادن خوردن، نام خوراکی ها در محل ردیف، استفاده فراگیر از واژگان مرتبط، تشبه به ادبیات تعلیمی، تقدس بخشی به خوردن، نظم سلسله مراتبی خوراکی ها و عنوان های طنزآمیز. کنش این بن مایگان و تراکم آن ها در متن در نهایت منتهی به برجسته سازی مفهوم «خوردن» و مفاهیم وابسته می شود.
۵۴۲۴۰.

بازتجربه گری مخاطب مثنوی به میانجی گری روایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۵
با اهمیت یافتن «تجربه» در غرب که مرهون تغییرات پارادایمی در علم، فلسفه، الهیات و تحت تأثیر جریان هایی چون نهضت اصلاح دینی، پروتستانتیسم، رمانتیسم و الهیات مدرن بود، فردیت، سوژگی و نفی نظام سلطه-واسطه کلیسا در ارتباط با خدا و امر قدسی و به تبَعِ آن ها انواع «تجربه های زیستی، وجودی، دینی و عرفانی»، اعتباری خاص یافتند. ازاین رو «تجربه» و نسبتش با زبان، ذهن، حافظه، عواطف/احساسات، بدن، بافت/زمینه، سنت و روایت در کانون مطالعات قرار گرفت. به تدریج بحث «تنوع تجربه» ازجمله گونه های تجربه دینی (جیمز، دی ویس و… ) و عرفانی (اُتّو، اِستیس، کَتز و… ) طرح شد. درمقابلِ کسانی که بر «بلاواسطگی» تجربه های دینی و عرفانی، پافشاری می کردند، عده ای بر وجود «میانجی»ها تأکید کردند (کَتز و… ). به این معنی که هر تجربه در درون چارچوبى روى می دهد که آن تجربه را ممکن می سازد. به تعبیری تجربه عرفانی از ظرفیت میانجی زبان و دیگر میانجی ها (ازجمله روایت) در امان نیست. زبان، روایت، خیال، مفهوم و فرم، میانجی ها و واسطه هایی هستند که امور درونی، انتزاعی، ایده ها و نظریه ها را صورت بندی و منتقل می کنند. روایت به مثابه یک میانجی، صرفاً محتوا را منعکس نمی کند بلکه از محتوا جدایی ناپذیراست؛ یعنی نمی توان با کنارزدن روایت، به کمینه محتوا (در این بحث، تجربه عرفانی) دست یافت. به این معنا که نحوه روایت، کنش روایت و نوع روایتگری نیز محتواآفرین است. شیوه روایت مولوی در مثنوی و شگردهای داستان گویی او که از امور و مسائل ملموس و فراگیر انسانی و موقعیت های آشنا آغاز می کند و به تدریج به طرح دقایق وجودی و بن بست ها و شکست ها و برون رَفت ها و مَخلص ها می پردازد سبب می شود که قصه ها و استطرادهای مثنوی هم زمان دو نوع حرکت را شکل دهند و پیش برند: حرکت افقی و گسترش یابنده و حرکت عمقی و عمودی. در این شیوه خاص روایت، سطح روایت و «صورت افسانه» برای مخاطب عام، نقش می خورَد و عمق و باطن روایت، زمینه را برای فهم استعاری و تأویلی و خوانش استغراقی مخاطبان خاص و اخص فراهم می آورد. در خوانش استغراقی برای مخاطب/خواننده، فرصت بازتجربه گری (تجربه کردن تجربه اولیه) فراهم می شود. در این مقاله در ابتدا به نقش روایت در مقام یک میانجی پرداخته ایم و سپس شیوه های خاص مولوی در روایتگری و زمینه سازی برای بازتجربه گری مخاطب را نشان داده ایم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان