پژوهش های معناشناختی متون ادبی

پژوهش های معناشناختی متون ادبی

پژوهش های معناشناختی متون ادبی دوره 1 بهار 1402 شماره 1 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

چگونگی مفهوم سازی «عشق» در دیوان عنترة بن شداد با رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
بر اساس نظریات لیکاف و جانسون (1980)، استعاره پدیده ای شناختی است که در نظام مفهومی بشر جای دارد و علاوه بر ادبیات در زبان روزمره نیز جاری است؛ اما زبان ادبی خصوصاً شعر بیانی متفاوت از زبان روزمره است. در حقیقت ظرافت های بیانی شعرا پرده از نوع تفکر و بینش آنان برمی دارد. عنتره بن شداد یکی از شعرای جاهلی و سراینده معلقات است که در کنار مفاهیم پرتکرار دوره جاهلی، مفهوم عشق در شعر ایشان جایگاه ویژه ای دارد. در این پژوهش تلاش شده است که با رویکرد شناختی و در چارچوب روش توصیفی _تحلیلی به چگونگی مفهوم سازی عشق در دیوان عنتره پرداخته شود. به این منظور از میان اشعار وی مفاهیمی که عشق را به ذهن متبادر می کند استخراج و تحلیل می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که استعاره های مفهومی عنتره در حوزه عشق متأثر از زندگی دوره جاهلی و زندگی شخصی اوست یعنی شاعر با تکیه به همان مبادی تجربی زیستی و محیطی جاهلی عشق را مفهوم سازی کرده است و استعاره های مفهومی حوزه عشق در شعر وی عبارت اند از عشق متحرک است، عشق مظروف چه اندامی است، عشق امر لذت بخش است، عشق آتش است، عشق قاتل است، عشق نابودی و خواری است، عشق اسارت است. در باب فراق و دوری نیز شاهد استعاره های هجران بیماری و وصال درمان است، فراق قاتل است، وصال بهشت، هجران جهنم است، هستیم.
۲.

تحلیل شناختی استعاره «عشق» در غزلیات صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
عشق مفهومی انتزاعی است که بسیاری از شعرا و عرفا از عناصر حسی و ملموس بهره برده اند تا با بیانی استعاری مفاهیم ذهنی خود را درباره آن به مخاطب منتقل نمایند. در پژوهش حاضر، استعاره عشق در چارچوب معناشناسی شناختی با روش توصیفی-تحلیلی بر بنیان نظریه «لیکاف و جانسون» بررسی شده است. مشخص ساختن پربسامدترین حوزه های مبدأ کلان استعاره «عشق» و خرداستعاره های مرتبط با آن در غزلیات صائب تبریزی، تعیین نگاشت های استعاری آن و مشخص نمودن وجوه تمایز فکری صائب از دیگر شاعران از اهداف اصلی این مطالعه است. ۲۵۰غزل از غزلیات صائب تبریزی پیکره این پژوهش را شکل می دهد. یافته های پژوهش که حاصل بررسی ۲۴۹۵ بیت از غزلیات وی است، نشان می دهد که شاعر در ۲۸۹ بیت، از قلمروهای مبدأ عینی و ملموسی برای مفهوم سازی استعاری عشق بهره گرفته است. نتایج حاصل نشان داد که حوزه های مبدأ «آتش»، «درد و بیماری» و «جاندارانگاری» پربسامدترین نام نگاشت ها در این پیکره هستند. همچنین در نظام فکری شاعر، ویژگی نابودگری، دشواری و مرارت عشق بیشتر از سایر ویژگی ها موردتوجه بوده است که عیار تفکر انتزاعی شاعر را به تصویر می کشد. صائب گرچه در غزلیاتش در مفهوم سازی عشق، تحت تاثیر سنت شعر فارسی از قلمروهای حسی منفی بهره گرفته، اما این امر موجب غلبه بار ارزشی منفی نسبت به عشق در اشعار او نشده، بلکه وجود تعابیر مثبت، عشق را به امری مثبت، تاثیرگذار، مطلوب و سازنده مبدل ساخته است. در پایان این نتیجه حاصل می آید که استخراج و بررسی این نوع استعاره ها از هر متنی سبب می شود که درک ما از جهان ذهنی گوینده دقت و عمق یابد.
۳.

بررسی إرجاع متنی به عنوان عاملی انسجام بخش در صحیفه سجّادیّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
زبان شناسی نقش گرا از رویکردهای مهمّ نظری در زبان شناسی است که در آن نقش های اجتماعی و بافتی زبان مورد تاکید قرار می گیرد.در این رویکرد،دستور نظام مند که مایکل هلیدی و رقیه حسن آن را رشد و توسعه دادند به بررسی انسجام متنی و عوامل شکل گیری آن می پردازد که در میان آنها«ارجاع»جایگاه مهمی دارد.این پژوهش می کوشد تا بر اساس زبان شناسی نقش گرا به واکاوی ارجاع و بسامد سنجی آن در دعاهای(2، 21، 25، 37، 50، 52) صحیفه سجادیه بپردازد تا زیبایی های عنصر انسجام ارجاع در کلام امام سجّاد(ع) برای مخاطبان روشن گردد.با بررسی و تحلیل این شش دعا مشخّص گردید که امام سجّاد (ع) با قدرت فصاحت و بلاغت بی بدیل و اندیشه الهی برتر خود، ارزش های اخلاقی و تعالیم اسلامی را در قالب تعبیرات و کلمات منسجم بیان کرده است. جملات صحیفه سجّادیّه توسّطِ همین ارجاعات، زنجیروار به یکدیگر مرتبط و متّصل هستند و در سایه ارجاع های موجود، متن زبور آل محمّد منسجم گشته است. بسیاری از ابزارهای انسجام متنی علی الخصوص ارجاع در این متن دینی و دعایی حضور فعّال و چشم گیری دارد و ساختار متن صحیفه سجّادیّه را متّصل، متّحد، سلیس، روان، منسجم و یکپارچه ساخته است. این پیوستگی و هماهنگی حاصل از عناصر انسجام موجب تأثیرگذاری، جذّابیّت و ماندگاری این متن شده است.
۴.

معناشناسی واژه «قضا» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
قرآن گنجینه ای از واژگانی است که شناخت جایگاه معنایی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. معناشناسی واژگان قرآن دانشی است که به بررسی این امر در جریانِ بافت جمله می پردازد و در کشف مقصود قرآن نیز کمک می کند. راه یابی به عمقِ معنای واژگان قرآن، یکی از مطمئن ترین روش ها در شرح آیات به شمار می رود. یکی از واژگانی که در قرآن کریم در شبکه های معنایی متفاوتی به کار رفته، واژه «قضی» است. بررسی معنای واژه قضا در قرآن، مورد تأکید این پژوهش است؛ چرا که معناشناسی واژگان قرآن از منظر معناشناختی آن، از جمله مباحثی بوده که کمتر بدان توجه شده است. باید گفت که این واژه با حفظ معنای لغوی و اصطلاحی با بسیاری از مفاهیم دینی ارتباط معنایی پیدا می کند. در این جستار برآنیم با توجّه به ساختار معنایی آیات قرآن، به بررسی معانی این واژه پرداخته و شبکه های معنایی متعدد آن را از دیدگاه معناشناسی مورد واکاوی قرار دهیم. بررسی و تحلیل معناشناسانه واژه «قضا» نشان می دهد که سیر معنایی این واژه با توجه به بافت معنایی آیات قرآن، معانی متعددی چون سفارش کردن، خبر دادن، انجام دادن، به پایان رساندن، جدا کردن و... است که هر یک از این موارد در اصل به همان هسته معنای لغوی این واژه بر می گردند که فیصله دادن و تمام کردن است.
۵.

آموزش دستور زبان عربی بر پایه نظریه واحدهای معنایی ایگور ملچوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۰
(واحدهای واژگانی) در برخی از نظریات زبان شناسی غربی مطرح شده است و این نظریه به عنوان راه حلی منطقی و واقعی برای بسیاری از چالش هایی است که استادان آموزش زبان با آن مواجه هستند. این پژوهش با استفاده از نظریه معروف معنی-متن و تکیه بر واحدهای واژگانی (LEXEME) در صدد ارائه راه حلی مناسب و روشی آسان برای یادگیری مکالمه عربی است. این نظریه را نخستین بار ایگور مالچوک مطرح کرد و بدین طریق توانست تا حد زیادی از مانع بزرگی به نام (کلمه) عبور و به مفهوم (معنی-متن) اشاره کند. بر اساس این پژوهش مفهوم واحدهای معنایی(LEXEME) تا حد زیادی در یادگیری و آموزش مکالمه به زبان عربی موثر است. و این مهم از طریق تسلط زبان آموز بر کوچکترین واجدهای معنایی و تشخیص دلالت های فعلی در ترکیب جملات امکان پذیر است. این پژوهش درصدد است تا با استفاده از روشی توصیفی-تحلیلی، با تکیه بر ظرافت های واژگانی-دستوری زبان عربی، ضمن رفع چالش مربوط به وجود معانی متعدد مربوط به فعل واحد، دلالت های معنایی قواعد دستور زبان عربی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
۶.

بررسی معناشناختی اسلوب کنایه در ترجمه های قرآن کریم (مطالعه موردی جزء سی ام قرآن کریم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
یکی از نکاتی که در ترجمه متون ادبی بایستی بدان توجه شود کارکرد ظرافت های بلاغی است که موجب تأثیرگذاری بر خواننده و رسایی معنا می شود. از آنجا که ادیب با برگزیدن زبان ادبی اغراضی را دنبال می کند؛ از این رو در ترجمه متون علاوه بر رعایت اصول ترجمه و برگزیدن بیان متناسب با زبان مقصد، بایستی ظرافت های به کار رفته در زبان مبدأ در ترجمه لحاظ شود. از جمله متونی که صنایع بیانی در آن به گونه ای دل نشین و هدفمند تجسم یافته، قرآن کریم است. در میان صنایع بلاغی، کنایه یکی از ظریف ترین صنایعی است که در بسیاری از آیات الهی نمود بارزی دارد. در پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی پس از بررسی عملکرد برخی مترجمان در ترجمه آیات کنایی جزء سی ام قرآن، میزان توانمندی و دقت هر یک از مترجمان در دریافت معنای کنایی و انتقال آن به زبان مقصد ارزیابی می گردد. نگاهی به ترجمه های قرآن گویای این حقیقت است که مترجمان در برخی موارد به معانی کنایی آیات به درستی دست نیافته و در ترجمه های خود، معنای تحت-اللفظی و یا خود واژه عربی را به کار برده اند که در این حالت، ترجمه آنان به ترجمه معنایی گرایش پیدا کرده است؛ از این رو در ترجمه های بررسی شده در خصوص کنایه های قرآن کریم نمی توان ترجمه ای را معرفی کرد که تمامی کنایه های مورد بحث در این پژوهش را به درستی ترجمه کرده باشد. در واقع مترجمان در ترجمه آیات کنایی تقریبا یکسان عمل نموده و در بعضی موارد به بار کنایی آیات بی توجهی کرده و به ذکر معنای اصلی واژگان اکتفا نموده اند.