فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۰۱ تا ۶٬۲۲۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
The environmental concern, ensuring comfort for occupants, pushed us to search for the impact of glazed loggia on thermal comfort of adjacent space in Cons tantine climate, having s trong climatic cons traints. An experimental s tudy is undertaken and described in this paper. Analysis of the in situ results is also discussed. This work shows that in winter glazed loggia benefit largely from solar gains. In summer, it is a thermal regulating space, delaying diurnal peak of temperature towards the end of the day. Overheating can be avoided with natural ventilation and a good use of the relation glazed loggia-adjacent space. This result leads to the possibility of retrofitting glazed loggias in hard climates, such as in Constantine (Algeria). To define criteria being able to return this addition, favourable and adapted to the winter and the aestival thermal comfort of adjacent space, a simulation is carried. But the only inves tigation is discussed in this paper.
بررسی عوامل و دلایل تغییر کاربری در طرح های هادی روستاهای شهرستان تفت طی سال های 1392- 1389(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۱۵۵
۹۲-۷۷
حوزههای تخصصی:
فرآیند مطلوب زیست در جوامع روستایی، ضرورت نیاز به برنامه ریزی کاربری اراضی را مطرح می سازد، در این راستا سیاست هایی برای تنظیم تحوّلات کاربری اراضی در روستاها مدنظر قرار گرفت که یکی از مهم ترین این سیاست ها، اجرای طرح های هادی در سطح روستاها برای کنترل کاربری های موجود و پیش بینی کاربری ها آینده می باشد ولی امروزه عواملی از جمله عوامل قانونی، عوامل اقتصادی، عوامل طبیعی و عوامل جمعیتی باعث شده تغییرات گسترده ای در کاربری اراضی بر خلاف طرح های هادی در سطح روستاها انجام گیرد این تحوّلات که غالباً در اثر فعّالیتّ های انسانی روی می دهد، به دلیل نبود برنامه ی منطقی، بی توجّهی به توسعه ی پایدار ، نداشتن مدیریت یکپارچه و بدون در نظرگرفتن محدودیّت های زیست محیطی و ... به یکی از مهم ترین معضلات روستاها در فضای نوین تبدیل شده است. از این رو با توجه به حساسیت مسئله، این تحقیق بر آن است تا مشخص کند که کدام یک از عوامل مذکور بیشترین اثر را در تغییرات کاربری در سطح روستاهای شهرستان تفت دارد و میزان این اثرگذاری در چه حدّ است و آیا می توان این تغییرات را در قالب مدل های رایج مناسبات شهر و روستا تجزیه و تحلیل کرد. پژوهش پیش رو از لحاظ هدف کاربردی- توسعه-ای و از حیث شیوه روش تحقیق ترکیبی و مختلط، حاصل روش های تحلیلی – کیفی گرا (ژرفانگر) و توصیفی- کمی گرا (پهنانگر) می باشد تکنیک جمع آوری داده های توصیفی- آماری مبتنی بر روش های حضوری و کسب آمار مورد نیاز از ادارات و سازمان ها و پردازش با نرم افزار EXCEL بوده و تکنیک گردآوری اطلاعات تحلیلی بر اساس روش های اسنادی- کتابخانه ای (مقاله، کتاب، مجله، وب سایت های اینترنتی و... ) است. یافته های تحقیق نشان می دهد در این تغییر کاربری ها میزان تأثیرگذاری عوامل جمعیتی و طبیعی مهم ترین عوامل بوده و دو عامل دیگر (قانونی و اقتصادی) را تحت الشعاع قرار داده است.
نقش خاطره جمعی در باززنده سازی بافتهای شهری: ارائه راهکار در خصوص ناحیه تاریخی لاهیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیستگاه های انسانی آکنده از خاطراتی هستند که ساکنان از گذشته های خویش در ذهن دارند. این خاطرات گاه فردی و شخصی بوده و گاه از ماهیت جمعی برخوردارند. هدف از نوشتار حاضر، بررسی نقش خاطرات جمعی در باززنده سازی و احیای بافت های شهری است. در این نوشتار، ضمن اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی، کنکاشی نظری در خصوص مفاهیم خاطره جمعی و باززنده سازی شهری صورت گرفته و ایجاد یا ارتقای "حس تعلق"، "انسجام اجتماعی" و "حس مکان" به عنوان کارکردهای روانشناختی، اجتماعی و محیطی خاطره جمعی مورد اشاره قرار گرفته و در پی آن تأثیر خاطره جمعی از طریق این کارکردها بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، کالبدی-فضایی، مدیریتی و فرهنگی باززنده سازی شهری نشان داده شده است. در پایان با اتخاذ رویکرد توصیفی-تطبیقی، صحت نتایج حاصله، از طریق انطباق با یک نمونه موردی موفق (باززنده سازی محله برونزویل شیکاگو) و مقایسه آن با ناحیه تاریخی لاهیجان که به دلیل توجه مدیریت شهری به محدوده اکوتوریستی شهر رها شده و بسیاری از خاطرات در آن رنگ باخته اند و ارائه یک تحلیل تطبیقی به آزمون گذاشته می شود و سرانجام بر پایه مطالعه تجربه موفق برونزویل و چارچوب نظری ارائه شده، اقداماتی که در نتیجه سهل انگاری و کم توجهی مدیریت شهری لاهیجان صورت واقعیت به خود نگرفته اند، پیشنهاد می شوند
شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده توسعه گردشگری مذهبی شهر مهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری مذهبی می تواند تغییرات عمده ای در شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع محلی ایجاد کند. این صنعت به منزله بزرگ ترین تحرک اجتماعی با پیامدهای فرهنگی، اقتصادی و کالبدی متعدّد همواره نیازمند اثربخش کردن توسعه آن در حال و آینده است. شهر مهران به عنوان مناسب ترین گذرگاه مرزیِ بزرگ ترین رویداد مذهبی جهان؛ یعنی پیاده روی چندمیلیونی اربعین، با پذیرش تردد 70 درصدی جمعیت زائران عتبات عالیات از خود، پتانسیل بسیار بالایی برای دستیابی به آینده توسعه پایدار منطقه ای - ناحیه ای متأثر از گردشگری مذهبی را دارد. شناسایی عوامل حیاتی و پیشران های اصلی در آینده توسعه گردشگری مذهبی شهر مهران، در راستای مدیریت و طراحی سناریوهای ممکن در آینده، چارچوب سیاست گذاری و برنامه ریزی انعطاف پذیر متناسب با شرایط منطقه است. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی - تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و پایش محیطی است که با استفاده از مطالعات موجود در زمینه آینده توسعه گردشگری مذهبی، پنج شاخص (اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی، برنامه ریزی – مدیریتی، زیرساختی – کالبدی، عوامل محیطی – جغرافیایی)، انتخاب، طبقه بندی و تدوین شده است. سپس با استفاده از روش دُلفی مدیران و نخبگان، ماتریس اثرات متقاطع موّلفه ها تشکیل شد، در مرحله بعد تحلیل ماتریس با استفاده از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد انجام شده است که پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر بر وضعیت آینده توسعه گردشگری مذهبی 13 عامل کلیدی (جذب سرمایه گذار، مدیریت یکپارچه، تحریم ها، شرایط آب و هوایی، تورهای گردشگری، رفع موانع قانونی، بخش خصوصی، توسعه اقتصادی، نظارت ها، زیست محیطی، موقعیت ژئوپلیتیکی، روادید، شبکه های ارتباطی) که بیشترین نقش را در وضعیت آینده توسعه گردشگری مذهبی شهر مهران دارند، انتخاب شدند. سپس با استفاده از قابلیت های سناریو ویزارد 2 سناریوی قوی، 9999 سناریوی ضعیف و 4 سناریو باورکردنی استخراج شد.
بررسی آثار اجرای طرح های بهسازی بافت های با ارزش بر توسعه سکونتگاه های روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۵۸
۱۳۰-۱۱۷
حوزههای تخصصی:
امروزه در جریان برنامه های توسعه روستایی "حفاظت و توسعه" از موانع اساسی در راه یکدیگر می باشند. از یک سو هم باید حافظ اصالت و ارزش مکان بود و از سوی دیگر در راستای تأمین رفاه اقتصادی سکونتگاه های روستایی گام برداشت. قدر مسلم، پرداختن به احیای بافت باارزش، آثار و تبعات زیست محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی به همراه خواهد داشت. هر چند شناسایی و حفاظت از بافت باارزش روستایی در جهت حفظ میراث فرهنگی و تاریخی اهمیت دارد، چگونگی حفاظت و رسیدگی به این گونه بافت ها اهمیتی مضاعف دارد. بدین منظور هدف از این مقاله بررسی تغییرات اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی بعد از اجرای طرح های بهسازی بافت های باارزش روستایی می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی– تحلیلی و رویکرد آن، پیمایشی می باشد. داده های مورد نیاز از مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی گردآوری شده است. جامعه آماری شامل سه روستای نای بند شهرستان طبس، خور شهرستان خوسف و فورگ شهرستان در میان در استان خراسان جنوبی می باشد که طرح بهسازی بافت باارزش در آن اجرا شده است. از این میان با به کارگیری فرمول کوکران، تعداد 310 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه و مقیاس سنجش شاخص های مورد استفاده ترتیبی و ابزار سنجش، طیف لیکرت بوده است. برای تحلیل داده ها نیز از آزمون ویلکاکسون (برای متغیرهای ناپارامتریک) و T نمونه های وابسته (برای متغیرهای پارامتریک) استفاده شده است. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که بهسازی بافت باارزش با در نظر گرفتن کالبد و شرایط محیطی هر روستا و جلوگیری از ساخت و ساز غیربومی منجر به تغییرات اجتماعی، کالبدی، زیست-محیطی و اقتصادی مثبتی شده است اما وجود شرایط طبیعی نامساعد مانند بحران های طبیعی و استقرار نامناسب روستا، کیفیت طرح ها را به ویژه از بعد اقتصادی و زیست-محیطی پایین آورده است. بدین منظور جهت بهسازی و احیای بافت باارزش روستایی پیشنهادهایی در پنج مقوله شامل مرمت بافت، خدمت رسانی، گردشگرپذیری، امنیت و توسعه اجتماع محلی ارائه شده است که هر پنج مقوله به گونه ای لازم و ملزوم یکدیگرند و در راستای دست یافتن به توسعه مطلوب باید به هر پنج مقوله توجه گردد.
ویژگی مواد برای سازه های ساختمانی پرینت سه بعدی با چاپ افزودنی
حوزههای تخصصی:
امکان سنجی استقرار صنایع در شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال سوم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴
183 - 207
حوزههای تخصصی:
کاربری صنعتی از کاربری های است که جانمایی مناسب آن می تواند محیط طبیعی و انسانی را از تأثیرات منفی استقرار کاربری صنعتی مصون دارد و به تحقق توسعه پایدار با رویکرد کمترین خطرزایی و خطرپذیری کمک نماید. ازاین رو در این تحقیق با لحاظ نمودن استانداردهای حریم ها و دسترسی های معیارهای طبیعی و انسانی موجود در محدوده شهرستان اردبیل به پهنه بندی اراضی شهرستان اردبیل جهت تعیین مکان مناسب برای استقرار صنایع اقدام گردید. این تحقیق ازلحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی و تحلیلی می باشد، بدین معنی که با استفاده از استانداردهای موجود به جانمایی صنایع در محدوده موردمطالعه اقدام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اراضی کاملاً مناسب برای استقرار صنایع، 43720 هکتار از اراضی محدوده موردمطالعه را شامل می شود. با توجه به این که مدل AHp فقط توانایی شناسایی پهنه های مناسب و نامناسب برای استقرار صنایع را داراست و نمی تواند اولویت و ارجحیت استقرار صنایع، در مکان های مناسب را تحقق بخشد؛ بنابراین با استفاده از قابلیت های نرم افزار ARC MAp به شناسایی و جداسازی پهنه های کاملاً مناسب که حداقل 200 هکتار مساحت داشته باشند، اقدام گردید و با استفاده از مدل VIKOR و 8 معیار مؤثر در امر مکان یابی صنایع، به اولویت بندی پهنه های شناسایی شده اقدام شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که مکان فعلی صنایع در شهرستان اردبیل با پهنه های بهینه شناسایی شده در این تحقیق، مغایرت دارد و همچنین 6 پهنه مناسب جدید برای استقرار واحدهای صنعتی در محدوده شهرستان اردبیل شناسایی و اولویت بندی استقرار صنایع در این پهنه ها مشخص شد.
زیبایی شناسی نماهای آجرکاری مدرنِ آپارتمان های مسکونی شهر تهران طی دو دهه اخیر از منظر منطقه گرایی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
243 - 261
حوزههای تخصصی:
آپارتمان مسکونی ردیفی درحال حاضر متداول ترین گونه مسکن در تهران محسوب می شود که به صورتی یکدست و متحدالشکل در سیمای شهر تبدیل شده است. در طی دو دهه گذشته، در شهر تهران نماهای آجرکاری با طرح های غیرمتداول و الگوهایی مدرن در آپارتمان های مسکونی مشاهده می شود. پژوهش پیش رو مدعی این امر است که این گرایش واکنشی به نمای متداول آپارتمان های مسکونی بوده و تلاشی منطقه گرایانه است. ازاین رو هدف این مطالعه، شناسایی نمونه های شاخص این گرایش به نمای آجرکاری مدرن آپارتمان های مسکونی و بررسی پاسخ های آن به عواملی چون اقلیم و طبیعت محلی، معماری پایدار، میراث معماری، شرایط و محدودیت های منطقه ای است. عامل نهادی یعنی قوانین مصوب شهری نیز برای روشن تر شدن موضعِ منطقه گرایی مورد مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه توصیفی تحلیلی، چهار نمونه از بافت های شهریِ مناطق گوناگون تهران از جنوب تا شمال شهر گزینش و بررسی شده اند. ساختمان مسکونی قیطریه از دهه 1380ش و خانه چهل گره، آپارتمان های مسکونی ویلا و کهریزک از دهه 1390ش با توجه به جایگاه آن ها در معماری معاصر ایران و کیفیت زیبایی شناسانه طرح نما توصیف و تحلیل شدند. در طی دو دهه گذشته، در گرایش روبه گسترش نماهای آجرکاری مدرن تغییرات زیبایی شناختی روی می دهد که علاوه بر پیوستگی با سه بُعدی بودنِ آجرکاری مدرن تهران، در روند طراحی و اجرا نیز نسبت به نماهای رایج آپارتمان های مسکونی واکنشی انتقادی داشته اند. آجر در این بناها علاوه بر کارکرد زیبایی شناختی، عملکردی اقلیمی و فرهنگی نیز ایفا کرده است. در ساخت این آپارتمان های مسکونی با بهره گیری از فناوری پیشرفته ساخت سازه و استفاده از انواع مصالح آجر دستی و ماشینی و با توجه به زیبایی شناسی معماری روز جهان، آثار منطقه گرایانه ای شکل گرفته است. ازنظر نهادی تصویب معافیت اندک عوارض شهری بر نمای آجری و سعی بر اِعمال نفوذ بر طرح نما تا حدودی در گسترش نماهای آجرکاری در تهران اثرگذار بوده است.
برنامه فضایی خانه های سنتی یزد در نسبت با سکونت امروزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود تعداد زیادی از خانه های خالی در بافت قدیم یزد و پراکنش افقی بی رویه شهر یزد برای تامین واحدهای مسکونی، سبب شده است نوشتار حاضر از برنامه فضایی خانه های سنتی یزد در نسبت با سکونت امروزیپرسش کند. لذا با هدف شناخت زندگی دیروز و امروز، مطالعات کتابخانه ای با روش غالبِ تاریخی و توصیفی-تحلیلی در پیشینه موضوع و مشاهدات مستمر میدانی تا اشباع نظری به صورت کیفی در حیطه خانه های سنتی و امروزی انجام شده است. مطالعات نشان می دهد برنامه فضایی خانه های سنتی مشتمل بر انواع فضاهای باز، نیم باز و بسته در ارتباطات عمودی از زیرزمین تا بام است که شامل فعالیت هایی همچون زندگی در جوار خانواده، کارِ خانگی یا فراخانگی و فعالیت های اجتماعی همچون میهمانداری، همسایه داری و ارتباط با محله است. از سوی دیگر، برنامه فضایی خانه های امروزیِ اغلب آپارتمانی، یک بقچه تختِ بسته به ندرت دارای فضایِ نیم بازِ مناسب است که در نشیمن، پذیرایی، ناهارخوری، آشپزخانه باز، اتاقهای خواب، فضاهای بهداشتی، پارکینگ و انباری روی می دهد. در این نوع از سکونت؛ کارِ خانگی تقریبا فراموش شده است و فضایِ بازِ مشاع لزوما سبب تحقق پذیری مناسبات اجتماعی و طراوت زندگی خانواده نمی شود. نقاط رجحانی برای دو نوع برنامه فضایی وجود دارد که از مهمترین آن ها اهمیت و اولویت فضای باز و نیم باز در فعالیت های متنوع خانواده و کیفیت های زندگی در خانه های سنتی و از وجه دیگر؛ ایمنی، امنیت و راحتی زندگیِ محدودِ امروز در آپارتمان هاست. اما لازم است خانه مسائل مادی و معنوی را توامان پاسخ دهد. با دیدگاه اصالتِ برنامه زندگی یک خانواده ایرانی خاصه یزدی؛ جمع بندی آنست که اولویت با انتخاب ظرفیت پاسخده خانه های سنتی با لحاظ نمودنِ مناسب سازی برنامه فضایی آن ها و بافت اطرافشان برای زندگی امروز است. پس از این انتخاب، لاجرم فراهم نمودنِ مازاد دانه های مورد نیاز در بخش های جدید شهر قابل بررسی خواهد بود. تحقق به روز نمودن خانه های سنتی؛ مطالعات کاربردی دقیقی در ارتباط با حفظ بقچه بندی فضاهای باز، نیم باز و بسته در انعطاف پذیری و تطبیق پذیری آن ها با زندگی امروز طلب می کند که نیازمند احیای فرهنگ حالایی کردنِ (روزآمد نمودن) خانه ها در نزد مردم یزد است.
ارزیابی میزان رضایتمندی ساکنین روستای سرند از مساکن احداثی بعد از زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۶۰
۸۶-۷۱
حوزههای تخصصی:
روستای سرند از توابع شهرستان هریس در زلزله سال 1391 صد در صد تخریب و سپس بازسازی مساکن این روستا آغاز گردید. مقاله حاضر، درصدد ارزیابی میزان رضایت ساکنین این روستا از مساکن احداثی بعد از زلزله و ارائه راهبرد و راهکارهایی در راستای بهبود کیفی و ساختاری متناسب با آن می باشد. می توان گفت تأمین مسکن مناسب روستایی بعد از زلزله با هدف کیفیت مطلوب تر به مؤلفه هایی در سه بعد کلان (روستا و محیط آن)، میانه (واحدهای همسایگی) و خرد (واحد مسکونی) بستگی دارد، ولی در بازسازی روستای سرند هیچ اقدامی در مقیاس کلان و میانه انجام نگرفته و تنها بعد خرد، مسئله اساسی طراحی بوده است. این مقاله نیز با علم به این موضوع که تمامی سطوح فوق در بحث رضایت از مسکن روستایی تأثیرگذار است، تمرکز اصلی را بر مقیاس خرد دارد که شامل شاخصه های کالبدی- عملکردی، اجتماعی- فرهنگی، فنی- زیست محیطی، اقتصادی و بصری- ادراکی می باشد. این تحقیق به روش پیمایشی بوده و جمع آوری اطلاعات و داده ها از طریق مشاهده، پرسشنامه، مصاحبه و در قسمتی نیز بر اساس برداشت های محلی صورت گرفته و معیارهای مورد ارزیابی به وسیله طیف لیکرت ارزیابی شده است. نتایج حاصل نشان می دهد روستاییان در ساخت و سازهای جدید بعد از زلزله، به طور کلی از مؤلفه های کالبدی و عملکردی در مقیاس داخل بنا (عوامل محاطی) با امتیاز کل20 از 60، مؤلفه های کالبدی و عملکردی در مقیاس خارج بنا (عوامل محیطی) با امتیاز کل 23 از 55، مؤلفه اقتصادی با امتیاز کل 26 از 60 و مؤلفه ادارکی-بصری با امتیاز کل 25 از 65 رضایت ناچیزی دارند. همچنین از مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی با امتیاز کل 31 از 55 و فنی و زیست محیطی با امتیاز کل 35 از 60 رضایت متوسطی دارند. بدین جهت راهکارهایی جهت بهبود مشکلات موجود از طریق مصاحبه عمیق با ساکنان روستا استخراج و سپس با تحلیل محتوا بر اساس شاخص های این تحقیق سازماندهی و ارائه گردیدند.
ارزیابی الگوی تعاملات شهروندان با پروژه های اراضی عباس آباد تهران با تاکید بر رویکرد شهروندی فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دو دهه اخیر بخش عظیمی از ارتباطات انسانی از فضاهای حضوری به مجازی منتقل شده است. رویکرد شهروندی فضایی با هدف سنجش این موضوع در زمینه برنامه ریزی شهری ایران در این پژوهش بکار گرفته شده است. به همین منظور پروژه های بزرگ مقیاس شهری به عنوان یکی از عرصه های سیاست گذاری انتخاب شده است. از آن جایی که احداث پروژه های بزرگ مقیاس اراضی عباس آباد در تهران بدون مشارکت شهروندان صورت گرفته، این سوال مطرح است که آیا توسعه این اراضی با مطالبات شهروندان هم خوانی دارد؟ به منظور پاسخگویی به این سوال ژئومدیا "عباس آباد ما" به عنوان ابزار این رویکرد طراحی و بکار گرفته شد. ژئومدیا شامل دو بخش است: پیمایش آنلاین که نظر 510 کاربر ژئومدیا در خصوص پروژه ها را مورد سنجش قرار داد که با استفاده از تحلیل آمارt تک نمونه ای میزان رضایت شهروندان از پروژه های عباس آباد مثبت ارزیابی شد. در بخش دوم، 136 کاربر به صورت مشارکت فعال میزان استقبال خود را از هر پروژه نشان داده اند. نهایتا این روش ابزاری است که منجر به افزایش مشارکت و کمک به شفاف سازی اطلاعات، تسهیل در بهره وری اطلاعات در حل مسائل شهری شده است.
جایگاه مفهوم مسکن قابل استطاعت در برنامه های مسکن ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مسکن قابل استطاعت یکی از مسائل حیاتی اقتصادی و اجتماعی، این مفهوم به توانایی افراد و خانواده ها برای تأمین مسکن مناسب با در نظر گرفتن درآمد و هزینه های مسکن اشاره دارد و به طور سنتی بر اساس معیارهای اقتصادی تعریف و ارزیابی می شود.
هدف پژوهش: هدف بررسی جایگاه مسکن قابل استطاعت در برنامه های توسعه پس از انقلاب و تحلیل شاخص های مورداستفاده در سیاست های آن است.
روش شناسی: روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی است. با استفاده از مطالعات اسنادی و بررسی اسناد قانونی و برنامه های موجود، سیاست های رفاهی مسکن در دوران پس از انقلاب اسلامی در ایران بررسی و با استناد به شاخص های جهانی مسکن قابل استطاعت توصیف و تحلیل شده است.
یافته ها و بحث: سیاست های مسکن پس از انقلاب، رویکردهای مختلفی برای تأمین مسکن قابل استطاعت اتخاذ کرده، با این حال، بسیاری از این تلاش ها بر کوچک سازی متمرکز بوده اند. این امر منجر به ایجاد مسکن های کوچک و ناپایدار و حاشینه نشینی شده است که با نیازهای خانواده ها متناسب نیستند. همچنین عدم وضع مالیات های مؤثر برای کنترل سوداگری زمین و مسکن و محدودیت های توسعه شهری، از جمله عواملی است که عرضه زمین را محدود و باعث افزایش قیمت زمین و مسکن شده است.
نتیجه گیری: در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران، مسکن به عنوان مولفه ای مهم شناخته می شود که به کاهش نابرابری ها، تقویت عدالت اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و تأمین مسکن برای اقشار کم درآمد و محروم جامعه می پردازد. این برنامه ها شامل بهسازی زیرساخت های مسکن، حمایت از تولیدکنندگان واحدهای مسکونی کوچک و تضمین مسکن برای گروه های آسیب پذیر است. با این حال، به نظر می رسد که در برخی از این برنامه ها به مسکن توجه کافی نشده است، که می تواند نشان دهنده عدم هماهنگی در برنامه ریزی باشد. شفافیت، نظارت دقیق، بهسازی و تمرکز بر مسکن می تواند به عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری کمک کرده و باید در همه برنامه های توسعه در اولویت قرار گیرد.
Evaluation of the Spatial Structure Transformation in Traditional Iranian Houses, in Combination with Urban Space of Tehran's First Modern Streets(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۲ - Serial Number ۵۲, Spring ۲۰۲۴
87 - 100
حوزههای تخصصی:
Iranian traditional architecture has been changed by modernity during the era of Naser al-Din Shah Qajar. This led to a combination of residential context and the first modern streets of the capital. In addition, this development creates new residential spaces above commercial functions, challenges traditional values, and responds to residents' activities and interactions. The main goals of the research are, firstly, achieving residential patterns in combination with urban space and, secondly, changing the concept of traditional values in Iran in this era. Residential spaces in the streets of Lalezar, Ala-al-Dawa, and Sani-al-Dowleh and the passageways between them are studied. Four mansions with traditional residential patterns and six modern-style apartments were selected as deliberate case studies. The residential plans are based on field surveys and reports from the cultural heritage ministry. The connectivity, integration, and depth measurement components were conducted using quantitative analysis tools such as E-Graph and DepthMap software, which are space syntax analysis instruments. The comparative assessment led to some changes, such as omitting traditional elements like the courtyard and entrances and altering the nature of some spaces like the living room. The result of research via deductive reasoning explains changes in the qualities of some values in Iranian traditional architecture. These qualities are privacy and hierarchy. The main reasons for these changes are having the balconies in the first floor like the older model but facing the street and locating most spaces in similar depths.
تاثیر کالبد ساختاری میادین دوره صفوی در ارتقا تعاملات و پایداری اجتماعی ( نمونه موردی:میدان های تاریخی نقش جهان اصفهان و گنجعلی خان کرمان)
حوزههای تخصصی:
میدان به عنوان یک فضای شهری،یکی از مهم ترین مکان هایی است که محل برخوردهای چهره به چهره و عرصه تعاملات اجتماعی شهروندان به شمار می رود وجود بحران ترافیک وسایل نقلیه،باعث کمبود شدید فضای عمومی با قابلیت پذیرش تعاملات اجتماعی شده است این در حالیست که باتوجه به فشارهای روانی روزمره،نیاز به فضایی برای برقراری ارتباط بیشتر با طبیعت،انسان و فضای باز،بیش از پیش احساس می گردد.این میدان های پر ارزش طی دهه های گذشته دراثر بی توجهی رونق زندگی خود را از دست داده اند.هدف این پژوهش بررسی مفهوم فضای شهری،مراحل و ابعاد مختلف تجلی کالبد شهری در تعاملات اجتماعی را با مطالعه ی میدان های شهری دوره صفوی(میدان نقش جهان اصفهان و میدان گنجعلی خان کرمان)مورد بررسی قرار داده و راهکارهایی برای ارتقا این فضاهای شهری،به منظور تقویت تعاملات اجتماعی شهروندان ارائه داده است.روش پژوهش کمی و از نوع تحلیل-توصیفی بوده و برای گردآوری مطالب از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است.در ابتدا به تعریف مفاهیمی از جمله تعاملات اجتماعی و سبک اصفهانی دوره صفوی پرداخته شده سپس تحلیل و تطبیق ویژگی های نمونه های موردی(میدان نقش جهان اصفهان و میدان گنجعلی خان کرمان)صورت گرفته است.با بررسی وضع موجود دو میدان،نقاط ضعف و قوت آن ها بدست آمده و راهکارهایی جهت بهبود و ارتقای نقاط قوت و همچنین تضعیف و از بین بردن نقاط ضعف آن ها به صورت جداول sowt ارائه شده است.بررسی این جداول نشان می دهد راهکارهایی از قبیل:طراحی انعطاف پذیرو چندمنظوره ی فضای میانی میدان با رویکرد فضای تجمع،تمهید فضا جهت تشویق فعالیت های بدون فضا،ایجاد تنوع در کارکرد،فعالیت ها،زمان های استفاده از فضا و گروه های مخاطب فضا و ... در احیای تعاملات اجتماعی میدان موثر خواهند بود.
استحکام بخشی لرزه ای ابنیه خشتی روستایی (مطالعه موردی: روستای تاریخی اصفهک- طبس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶۶
۱۳۶-۱۲۳
حوزههای تخصصی:
پس از رخداد زلزله طبس در 25 شهریور 1357 بخش گسترده ای از تخریب ها مربوط به ساختمان های روستایی در اطراف این شهر (طبس) بود. با توجه به اقلیم گرم و خشک منطقه، روستاهای آسیب دیده عمدتاً دارای بافت خشتی و گلی بودند. اصفهک به عنوان نمونه ای از بافت خشتی روستایی موجود در منطقه طبس، در خلال زمین لرزه مذکور دچار آسیب ها و ویرانی های گوناگونی گردید. این بافت روستایی به عنوان نمونه ای جالب توجه از فن آوری ها و سنت های معماری اقلیمی ایران در رابطه با مسکن روستایی و بهره گیری مصالح بوم آورد، در فهرست آثار ملی ایران به شماره 31336 ثبت شده است. در طی سالیان اخیر با گرایش مردمی برای حضور و سکونت مجدد، دارای پتانسیل های بوم گردی و گردشگری گردیده که در کنار ارزش های کالبدی و فرهنگی- اجتماعی آن و با نظر به آسیب های گذشته و تهدیدهای آتی مرتبط با زلزله، حفاظت و احیای آن ضرورت می یابد. لذا این پژوهش پس از بررسی مهم ترین نقاط ضعف سازه ای بناهای خشتی آسیب دیده بر اثر زلزله، به چگونگی استحکام بخشی لرزه ای ابنیه خشتی روستای اصفهک پرداخته است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات از گونه کتابخانه ای و میدانی است. با مطالعه تجارب و پژوهش های مشابه پیشین و در نظر گرفتن ابعاد مختلف مسئله طی بازدیدهای میدانی مکرر، در رابطه با استحکام بخشی ابنیه خشتی مورد بحث سه طرح الف، ب و ج پیشنهاد گردید. طرح ها از نظر اصول نظری مرمت میراث معماری و اعتبارسنجی عملکرد لرزه ای با مدل سازی در نرم افزار ANSYS مورد سنجش و مقایسه قرار گرفته و در نهایت طرح ب (کاربست المان های چوبی و طناب های بافته شده از الیاف درخت خرما)، به دلیل داشتن بیش ترین مطابقت با سیاست ها و راهبردهای مداخله به عنوان الگوی بهینه استحکام بخشی لرزه ای ساختمان های خشتی روستای اصفهک پیشنهاد گردید. در واقع طرح مذکور در خلال اعتبارسنجی لرزه ای عملکرد مناسبی از خود نشان داده و مطابقت بیشتری با مبانی نظری مرمت دارد. همچنین اقتصادی بودن و سهولت اجرا به عنوان دو معیار مهم که زمینه جلب مشارکت مردم محلی را فراهم می کند، مورد توجه قرار گرفته اند.
راهکارهای ارتقای جایگاه طراحان شهری در نظام ساخت سازهای شهری ایران
منبع:
اندیشه راهبردی شهرسازی دوره ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
120 - 136
حوزههای تخصصی:
فرایند ساخت وساز در شهرهای ایران در وضعیت فعلی به طراحی و نظارت مهندسان عمران، معمار، تاسیسات برقی و مکانیکی محدود می شود. در این فرایند جایگاه چندانی برای رشته طراحی شهری در نظر گرفته نشده است. نابسامانی منظر شهری، فضاهای شهری آشفته یکنواختی و اغتشاش بناها و نادیده گرفته شده الگوها و زمینه های بومی و ساخت وسازهای با کیفیت پایین گواهی بر خلاء کیفیات طراحی شهری است. فعالیت مهندسان شهرساز دارای پروانه اشتغال نظام مهندسی محدود به انطباق کاربری زمین و تفکیک اراضی است. توجه صرف بر نیازها و ملاحظات فضاهای خصوصی در حداقل سطوح و کم توجهی به نیازها و ملاحظات عمومی مساله مورد تاکید این پژوهش می باشد. هدف این مقاله تبیین ضرورت ارتقای جایگاه طراحی شهری در نظام مهندسی ساختمان و ارائه راهکارهای پیشنهادی در این حوزه است که با روش تحقیق توصیفی و تحلیلی با استفاده از شیوه های مطالعه اسنادی و میدانی انجام می شود. یافته های تحقیق نشان می دهد که تدوین و تصویب قوانین و مقررات طراحی شهری می تواند با ایجاد نظم، هماهنگی و تنوع به ارتقای کیفیت های محیطی منجر شود. این قوانین می تواند در موضوعات تراکم، ارتفاع ساختمان ها، طراحی نما، لفاف حجمی ساختمان ها، طراحی فضاهای شهری و نظارت در اجرای آن، طراحی و ساماندهی منظر شهری، از طراحان شهری در نظام مهندسی ساختمان استفاده شود.
واکاوی اصول قوام بخش حاکم بر مراتب مفهوم مرکز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیمی که در مطالعات نظری معماری از آن بسیار سخن گفته شده، مفهوم «مرکز» است. در حوزه هنر و معماری، نظریه پردازانی چون کریستیان نوربرگ-شولتس، رودولف آرنهایم و کریستوفر الکساندر، همگی مفهوم «مرکز» را اساس نظریه پردازی های خویش قرار داده اند. این پژوهش در پی آن است که با مرور نظرگاه های گوناگون، منظومه معنایی جامعی برای فهم بهتر مفهوم «مرکز» پدید آورد. بدین منظور با تعمق در سخنان متفکران، انواع مختلف مراکز استخراج، نام گذاری و به صورت اجمالی شرح داده می شود. این انواع عبارتند از: مرکز حقیقی، جوهری، معنایی، عملکردی، کالبدی (شامل کالبدی مصنوع و طبیعی). پس از تبیین این انواع، روشن می شود که این مراکز مختلف ارتباطاتی درونی با یکدیگر دارند و در سایه اصولی در اثر معماری به قوام می آیند. این اصول موجب می شوند مراکز متنوع موجود در اثر، در نظامی وحدت یافته و متعادل کلیت آن را بیافرینند. برای تبیین این اصول از روش «تحلیل مضمونی» و «تعمق درونی» بهره گرفته شده است. این اصول عبارتند از: مراتب، تقارب، منظومه، تعادل و وحدت مراکز.در نهایت روشن می شود که سه اصل قوام بخش مقدماتی یعنی مراتب، تقارب و منظومه مراکز در ذیل اصول جامع تر تعادل و وحدت مراکز قرار دارند. هم چنین، کلیه اصول پنج گانه قوام بخش مراکز در حقیقت نظرگاه های مختلف نسبت به یک حقیقت واحدند که همان وحدت مراکز است. کمال اثر هنری، ماحصل تحقق جمیع اصول قوام بخش است. همچنین اصول مذکور را می توان اصول جهان بینی برای معمار دانست به طوری که تا در جان معمار محقق نشوند، نمی توانند در آثار نیز ظهور یابند. اگر معماری ایرانی- اسلامی را مبتنی بر اصول و نظام های بنیادین هستی بدانیم، این نوشتار با روشن کردن بخشی از نظم ثابت موجود در هستی به بازخوانی معماری اسلامی کمک می کند.
رویکرد طراحی مبنا سلامت ساکنان در تعامل انتخاب مصالح ساختمانی و محیط زیست سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
۱۴۸-۱۲۹
حوزههای تخصصی:
اهداف: در رویکرد جامع به «معماری سالم»، فضای داخل و خارج ساختمان به عنوان یک محیط زیست یکپارچه تحلیل می شود؛ موضوعی که با درک جامع از محیط زیست آغاز شده، به حوزه استفاده از مصالح نوین ساختمانی منتهی می شود. هدف اصلی پژوهش، معرفی الگوی «ساختمان سالم» در تعامل انتخاب مصالح ساختمانی، رایانش زیستی و محیط زیست سالم است. روش ها: روش شناسی پژوهش بر «اشباع نظری» حاصل از پیشینه پژوهش استوار شده است. برای تایید روایی و پایایی پژوهش از جمعبندی نظرات متخصصین در حوزه سلامت ساکنان در خانه و سلامت کارکنان در محل کار استفاده شده است. بر اساس چارچوب نظری پژوهش در نظریه معماری سرآمد، مقایسه «کیفیت ساختمان سالم» با سه متغیر «شیمی ساختمان»، «بیولوژی ساختمان» و «فیزیک ساختمان»؛ و «نظر ساکنان» با سه متغیر «بهره وری انرژی»، «رضایت ساکنان» و «سلامت ساکنان»؛ ارزیابی می شود. یافته ها: نتایج کمی و عددی پژوهش بر اهمیت و رابطه مفهوم «کیفیت ساختمان سالم» با مقوله «نظر ساکنان» اشاره دارد و نشان می دهد که می توان با کمک الگوهای مبتنی بر غربالگری با کارایی بالا، نسبت به کنترل مواد شیمیایی خطرناک در صنعت ساختمان، و استفاده بهینه از مصالح نوین ساختمانی در فرآیند طراحی و اجرا تاکید داشت. نتیجه گیری: دستاوردهای پژوهش مدلی یکپارچه از فرآیند طراحی و اجرای ساختمان مبتنی بر دانش شیمی ساختمان را معرفی می کنه که با تاکید بر سلامت ساکنان، کارکنان و استفاده کنندگان؛ بر اهمیت جایگاه آموزش و مدیریت محیط زیست، در انتخاب بهینه مصالح دوستدار طبیعت و رایانش زیستی مصالح نوترکیب تاکید دارد.
تبیین معیارهای کلیدی فرآیند شکل گیری هویت مکان در توسعه شهری جدید (مطالعه موردی: منطقه 22 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تبیین معیارهای کلیدی فرآیند شکل گیری هویت مکان در توسعه شهری جدید می پردازد. به همین منظور و براساس مبانی نظری شامل نظریه ها و دیدگاه های مهم و نیز پژوهش های موردی قابل توجه و شناسایی شده در چارچوب هدف مذکور، 8 معیار کلیدی «آشنایی و شناخت»، «خوانایی و تشخص»، «رضایت مندی»، «خودکارآمدی»، «تعامل اجتماعی»، «تناسب محیطی»، «دلبستگی» و «خاطره انگیزی» در زمینه شکل گیری، احراز و تشخیص هویت مکان از نقطه نظر ساکنان در توسعه شهری جدید دارای اهمیت می باشند. بررسی و تبیین بیشتر این 8 معیار، در مجموع به واسطه 29 زیرمعیار و 50 سنجه (متغیر) با استناد به انجام تحلیل عاملی تاییدی در خصوص تایید سازه های عاملی فوق به همراه روایی و پایایی در ارتباط با مطالعه موردی شامل شهرک های دهکده المپیک، چشمه، راه آهن و صدرا مورد توجه قرار گرفته است. این چنین، امکان طرح مدلی 8 عاملی در زمینه مطالعه و سنجش هویت مکان در توسعه شهری جدید فراهم شده که در عین حال، گامی اساسی در مسیر تدوین و ارائه مدلی ساختاری در سطحی فراتر است. کفایت برازندگی این مدل اندازه گیری (سنجش)، به واسطه شاخص های مختلف، گویای آن است که الگوی مورد توجه از نقطه نظر هماهنگی داده ها شامل 638 نمونه مورد توجه با ساختار عاملی آن، از برازندگی قابل قبولی برخوردار است.
اولویت بندی المان های تأسیساتی در فرایند رفع تداخل ها از منظر هزینه و زمان با استفاده از روش فازی- سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
1 - 12
حوزههای تخصصی:
در سالیان اخیر با ظهور مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM) پیشرفت های قابل ملاحظه ای در تحقق مؤلفه های اصلی مدیریت ساخت پروژه از قبیل ایمنی، هزینه و زمان به وقوع پیوسته است. از مدل های مبتنی بر BIM به صورت گسترده جهت برنامه ریزی ایمنی پروژه ها و کنترل زمان و هزینه ساخت بهره برداری می شود. استفاده از مدل سازی اطلاعات ساختمان تأثیر مثبت خود را در فرایند شناسایی و حل تداخل ها نیز نشان داده است. در طرح ها و پروژه های بزرگ به علت تعدد عوامل درگیر در طراحی ها و همچنین پیچیدگی و حجم بالای المان ها تعداد بسیار زیادی از تداخل ها بین المان های مختلف در فرایند ادغام یکپارچه طراحی ها اتفاق می افتد که بدون به کارگیری ابزارهای مدل سازی اطلاعات ساختمان شناسایی و رفع آنها بسیار وقت گیر و پیچیده می باشد. تداخل ها درصورتی که در مرحله طراحی، به دقت شناسایی و حل نشوند ضمن افزایش حجم کاری، مدیریت ایمنی، زمان و هزینه پروژه را به خطر می اندازند. در میان عناصر ساختاری مختلف، تداخل های طراحی المان های مکانیکی، تأسیسات الکتریکی و لوله کشی (MEP) به طور مرسوم فرآیند طراحی را تحت تأثیر قرار داده است که شاید به دلیل فضاهای محدود برای سیستم های MEP باشد. هدف این تحقیق گروه بندی المان های MEP، جهت تعیین اولویت آنها از منظر زمان و هزینه در فرآیند رفع تداخل ها می باشد. به همین منظور این تحقیق با استفاده از روش دلفی نسبت به گروه بندی المان های MEP اقدام و سپس روش فازی – سلسله مراتبی را جهت تعیین وزن المان های MEP به کارگیری می نماید.