فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۴۱ تا ۵٬۹۶۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مدیریت یکپارچه شهری به معنای اتخاذ یک رویکرد کل نگرانه و طراحی سازوکارهایی جهت پیگیری رویکرد مذکور در مدیریت شهر است. به منظور تحقق یکپارچگی، شناسایی عوامل موثر بر یکپارچگی و تفرق در مدیریت شهری ضروری است. در پژوهش حاضر، عوامل موثر بر یکپارچگی مدیریت شهری در سطح سیاستگذاری و تصمیم گیری در نمونه موردی شهر تهران با روش کمی شناسایی شده اند. یافته های مقاله که محصول جمع آوری نظرات 50 نفر از مدیران و کارشناسان نهاد مدیریت شهری تهران ( شامل شهرداری و شورای شهر تهران) و برخی نهادهای دولتی/ حکومتی (شامل وزارت کشور، وزارت راه و شهرسازی و مجلس شورای اسلامی) است، نشان می دهد که 3 عامل: 1- تعدد عناصر و کنشگران ذیربط و در نتیجه روابط متفرق میان سازمانی در سیاستگذاری و تصمیم گیری؛ 2- ساختار توزیع قدرت در میان عناصر ذیربط تصمیم گیری و سیاستگذاری و 3- عوامل مرتبط با منابع و ابزار قدرت و حاکمیت در موضوع تصمیم گیری و سیاستگذاری شامل قوانین و مقررات موجود شهری، زیرساخت های اطلاعاتی و ارتباطی و توانمندی مالی مدیریت شهری از جمله عوامل موثر بر عدم یکپارچگی سیاستگذاری در مدیریت شهری هستند که از این میان از نظر بیشتر پاسخ گویان در صورت اصلاح نظام و روابط قدرت میان بازیگران عرصه شهری، امکان یکپارچگی فرایند سیاستگذاری در مدیریت شهر تهران فراهم می شود.
تحلیل ساختار فرمی مسیریابی در فضاهای مجتمع های مسکونی بر اساس نظریه نحو فضا (مطالعه موردی: مجتمع مسکن مهر فاز 3 شهر پردیس تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی مسیریابی در محوطه مجتمع های مسکونی، موضوع مهمی برای طراحی معماری این گونه فضاها است. مسیری که محور دید و خوانایی بیشتری را برای انسان ایجاد نماید، می تواند مسیری بهینه باشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی ساختار فرمی مسیریابی در فضای مجتمع های مسکونی بر اساس نظریه نحو فضا است. در این پژوهش، یک توصیف ساختاری از رفتار محیطی انسان بر اساس مبانی نظری نحو فضا ارائه می شود. همچنین با استفاده از نرم افزار Depthmap X 0.50 و با استخراج روش های مبتنی بر گراف، ادراک و تفسیر مردم از مسیریابی در محوطه مجتمع مسکونی تبیین می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهند که سه نوع گردش مبتنی بر شبکه، منحنی و خطی در طراحی محوطه مجتمع های مسکونی صورت می گیرد که انسان با توجه به اهداف و منافع فردی و جمعی، می تواند یکی از این مسیرهای را برای عبور انتخاب نماید. همچنین بر اساس نتایج، مسیریابی در مسیر گردش خطی، آسان ترین مورد در جهت ادراک فضا است. همچنین مسیریابی شبکه ای به سبب خوانایی کمتر، دشوارترین مسیر جهت مسیریابی افراد می باشد. مسیریابی منحنی نیز به سبب اینکه دارای عمق فضایی کوتاه تری می باشد، دارای خوانایی مناسبی می باشد. به طورکلی یافته ها در این پژوهش نشان دادند که مسیریابی با عمق فضا و محور بصری افراد رابطه معناداری دارد.
امکان سنجی طراحی مجتمع خدمات رفاهی بین راهی با هدف توسعه گردشگری از منظر احیاء ارزش های معماری بومی سنتی
منبع:
معماری شناسی سال چهارم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
19-31
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر نیاز به سرپناه و مامن در سفر همچون گذشته از جمله دغدغه های مسافران محسوب می شود. مجموعه های بین راهی جایگزین مناسبی جهت ارایه خدمات در مبحث توریسم و سفرهای جاده ای است. کاروانسرا بخشی از بافت تاریخی شهرهای ایرانی است و از جمله ابنیه مهم شهری و غیر مذهبی بوده که معمولا مهمترین مسیرهای تجاری و زیارتی قرار دارند، کاروانسراهای تاریخی ایران از یک ساختار کلی معماری برخوردارند که به لحاظ ویژگی های فنی و اجتماعی مشترکند. کاروانسرای زعفرانیه در سبزوار یکی از نمونه کاروانسراهای تاریخی متعلق به دوره قاجار، در مسیر جاده ابریشم است که با وجود دستکاری ها و دخل و تصرفاتی که در طی سالیان متمادی متحمل شده.باز هم پتانسیل های بسیاری برای گسترش و استفاده دارد. این امر لزوم تحقیق درباره این اثر ارزشمند را می رساند. طراحی مجتمع گردشگری که بتواند با رویکر دهای علمی و کارشناسی ارتباط فضاها در جهت تبیین مولفه های موثر در معماری بومی را در این بنا و امثال آن حفظ و تقویت نماید غیر قابل اجتناب بنظر می رسد. روش این پژوهش، کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است و از نوع کاربردی است. برای جمع آوری اطلاعات از کتاب های علمی، سندها و بررسی های آزاد (دیدن و رفتن به مکان ها) بهره می گیرد.سپس، مطالعات میدانی (مشاهده و بازدید از پروژه های موجود) و برسی و تجزیه وتحلیل اطلاعات لازم به نظر می رسد.نتایج این تحقیق نشان دهنده است که کاروانسرای زعفرانیه علاوه بر اینکه ازنظر موقعیت مکانی و قرارگیری در مسیر یکی از جاده های پرتردد کشور (تهران مشهد) می باشد شاهد کمبود شدید مجتمع های گردشگری در این جاده بوده است و باوجود پتانسیل هایی که منطقه دارد می توان در احیا. و تقویت آن مثمر ثمر باشد همچنین با توجه به اهمیت درونگرایی در این منطقه طراحی پلان به زیبایی انجام شده است. با توجه به معماری سنتی در طراحی این پروژه از مصالح و متریالی همساز با اقلیم استفاده شود..
مشارکت مردمى در تهیه طرح هاى ساماندهى و توسعه محله اى، نمونه موردى: محله امیر آباد- گلها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر حاضر مى تواند نقطه عطف و آغاز دورها ى باشد که در آن مشارکت مردم در فرایند برنامه ریزى، تصمیم گیرى و آینده جامعه شهرى به سمتى سوق داده شود که در آن زمینه همیارى برنامه ریزان شهرو مردم در تهیه طرح ها و برنامه هاى توسعه شهرى فراهم آید. با توجه به این امر، در این مقاله پس از بررسى اجمالى نظریه هاى مشارکت، عملیاتى کردن آن ها از طریق معرفى تکنیک هاى رایج و روزآمد در کشورهاى پیشرو در امر مشارکت، مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا تبدیل دیدگاه ها و نظریه هاى مشارکتى در شهرسازى به روش ها و تکنیک هاى عملى، اهمیت ویژها ى دارد. تا زمانى که این نظریه ها عملیاتى نشده ا ند امکان تحقق آن ها وجود ندارد. علاوه بر این، با توجه به ملاحظات نهادى و قانونى مختلف در کشورهاى گوناگون، چگونگى استفاده از این روش ها نیز باید متناسب با ملاحظات فوق مورد توجه قرار گیرد. در ادامه، روند تهیه طرح ساماندهى بخشى از محله هشت شهردارى منطقه شش (محله امیرآباد گلها) تهران با رویکرد مشارکت به اختصار آمده است. در این طرح سعى گردیده برخى از تکنیک هاى مشارکتى معرفى شده، با توجه به شرایط زمانى، مکانى و همچنین محدودیت هاى پیش رو، در عمل به کار گرفته شود. آنچه در این طرح اهمیت بیشترى داشته، طى کردن فرایندى صحیح و مشارکتى بوده است.
سرمایه اجتماعی زنان و توسعه شهری دراستان همدان
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال دوم بهار ۱۳۹۶ شماره ۳
103 - 137
حوزههای تخصصی:
حرکت در مسیر توسعه همه جانبه، الزامات، مقدمات و بسترهای خاص خود را می طلبد. سرمایه اجتماعی بی شک به عنوان عامل تسهیل کننده همکاری و مشارکت، دستیابی به شاخص های توسعه را تسریع می کند. مطالعات چند دهه اخیر نشان می دهد که، سرمایه اجتماعی متغیر مهمی برای تبیین تفاوت های اقتصادی و اجتماعی فضایی است. نگارندگان این پژوهش کار خود را با فرضیه اصلی ارتباط سرمایه اجتماعی و میزان توسعه یافتگی شهرها، آغاز نمودند. جهت آزمون فرضیه، با تکیه بر پژوهش های انجام شده در رابطه با سطح توسعه یافتگی شهرستان های استان همدان، دو شهرستان برتر و دو شهرستان محروم تر، که به ترتیب عبارت اند از؛ همدان و تویسرکان در سطح بالای توسعه و کبودرآهنگ و فامنین در سطح پایین، گزینش شده اند. کمبود پژوهش های مختص به زنان و شهر و غفلت نسبت به این قشر به عنوان نیمی از جمعیت فعال جامعه، پژوهشگران را نسبت به تمرکز بر این قشر ترغیب نمود. درواقع این پژوهش باهدف بررسی سنجش میزان سرمایه اجتماعی زنان و ارتباط آن با سطح توسعه یافتگی شهرستان های استان همدان، انجام پذیرفته است. پژوهش مبتنی بر استراتژی کمی بوده و از نظر روش اسنادی-پیمایشی می باشد . ابزار گردآوری اطلاعات در زمینه سنجش سرمایه اجتماعی زنان، پرسشنامه ای است که سرمایه اجتماعی را در چهار بُعد شبکه روابط و پیوندهای اجتماعی، اعتماد، تعامل اجتماعی و کنش های یاریگرانه مورد سنجش قرار می دهد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران درمجموع برابر 384 به دست آمده است. نتایج پژوهش نشانگر همبستگی معنادار و مثبت سرمایه اجتماعی زنان و توسعه شهری است. در این میان همبستگی معنادار و مثبت ابعاد شبکه روابط و پیوندهای اجتماعی و کنش های یاریگرانه با رتبه بندی توسعه شهرها نیز مورد تأیید قرار گرفت. همچنین بین سرمایه اجتماعی زنان و پایگاه اجتماعی، اقتصادی و طبقه ذهنی آنان رابطه معنادار وجود دارد.
عوامل محیطی مؤثر بر طراحی فضاهای رفتارگرا؛ بررسی موردی: کانون اصلاح وتربیت کودکان تهران- ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۰
43 - 60
حوزههای تخصصی:
کانون اصلاح و تربیت مرکزی برای نگهداری، تربیت، تهذیب و اصلاح کودکان بزهکار 18-6 سال است که مرتکب انحراف های اخلاقی و اجتماعی شده اند. این مرکز در گروه ساختمان های امنیتی رده سه قرار می گیرد که در سطح بین المللی، قوانین مؤثری در حوزه ساخت و بهره برداری از چنین ساختمان هایی تدوین شده است اما با وجود توجه بسیار زیاد مسئولان مرکز، فضای معماری و خصوصاً فضاهای داخلی مجموعه فاقد کیفیت های فضایی متناسب است. هدف از اجرای این طرح، استخراج و تدوین اصول به منظور طراحی مراکز اصلاحی- تربیتی برای نگهداری و اسکان موقت کودکان بزهکار بوده است. در جستجوی الگوی طراحی مناسب، طرح «عوامل محیطی مؤثر بر طراحی فضاهای رفتارگرا» در کانون اصلاح و تربیت کودکان تهران در سال 1397 با جمع آوری اطلاعات از 99 پرسشنامه قابل قبول از کودکان بزهکار کانون اصلاح و تربیت تهران و آزمون کا- اسکوئر انجام شد. در این پژوهش ارتباط معناداری میان سن کودک-شکل انتخابی، جرم کودک-رنگ انتخابی و جرم کودک-مصالح انتخابی برای خانه یافت شد که گواه بر اثبات سه گروه از فرضیه ها بود. در نهایت، با توسعه مطالعات میدانی در حوزه های موردنظر و مشورت کارشناسان علوم رفتاری، بخش هایی از الگوهای طراحی استخراج شدند.
به کارگیری مؤلفه های بومی قلمرو در جهت افزایش تعاملات اجتماعی در مجموعه مسکونی نواب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱۳۰
35 - 44
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: از بدو پیدایش و فراگیری ساخت بلندمرتبه های مسکونی، تعاملات اجتماعی به عنوان مؤلفه ای مهم و اثرگذار مورد دقت بوده است. با این حال در بسیاری از بلندمرتبه های ارزان قیمت عدم توجه به این موضوع باعث افزایش ناهنجاری ها و نابه سامانی های اجتماعی می شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین مؤلفه های قلمروی مستخرج از محله ایرانی به عنوان سازوکاری فضامند در جهت افزایش تعاملات اجتماعی در بلندمرتبه مسکونی ارزان قیمت است. پس از آن پاسخ به این سؤال که مؤلفه های بومی قلمرو در مجتمع نواب چقدر به کار گرفته شده و چقدر برای ساکنین ترجیح داده می شود، هدف بعدی این پژوهش است. روش پژوهش: محققین فراوانی مفهوم قلمرو را متأثر از زمان و فرهنگ می دانند. پس در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به استخراج مؤلفه های قلمروی محله، به عنوان شکل فرهنگی سکونت ایرانی پرداخته می شود. در گام بعدی مؤلفه های مستخرج در قالب پرسش نامه ای از ساکنین مجتمع مسکونی نواب مورد سؤال قرار می گیرد.نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش هایی که وضعیت تعاملات اجتماعی را در نواب بررسی کرده بودند و نتایج پژوهش موجود، سطح رضایت از تعاملات اجتماعی کم تر از متوسط بیان شد. با بررسی مؤلفه های به دست آمده قلمرو درصد کمی از ساکنین از وضعیت قلمروی موجود رضایت داشته با این حال بسیاری از آن ها علاقه مند به کارگیری مؤلفه های قلمروی در فضا بوده اند. در مورد تعاملات اجتماعی نیز با این که میزان نفرات کمی از تعاملات اجتماعی موجود راضی بودند هم چنان تعداد قابل توجهی تمایل به افزایش تعاملات اجتماعی داشتند. در این میان مؤلفه مرکزیت و مالکیت دو مؤلفه ای است که برای پرسش شوندگان در فضای مجتمع نواب بسیار کم تر ملموس و مشهود قرار گرفته است.
تحلیل نشانه های سازگاری در آسایش حرارتی فضاهای باز (نمونه مورد مطالعه: محلات مسکونی منتخب شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۴ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
17 - 28
حوزههای تخصصی:
سازگاری در آسایش حرارتی، شامل تمامی فرایندهایی ست که افراد برای تطبیق و متناسب کردن محیط و نیازهایشان انجام می دهند. به عبارت دیگر، انسان ها خود به نحو ممکن در محیط حرارتی تغییر ایجاد می کنند تا به آسایش حرارتی برسند. بر این اساس، در مقاله حاضر تلاش می شود تا با تحلیل نشانه های سازگاری در آسایش حرارتی فضاهای باز محلات مسکونی، به اثبات نظریه سازگاری در شهر اصفهان پرداخته و نهایتاً معادله حرارتی جهت تعیین دمای راحتی کاربران در فضای باز محلات مسکونی ارائه شود. این مطالعه با بهره گیری از روش های پژوهش موردی و مطالعه میدانی، به برداشت متغیرهای اقلیمی و تکمیل پرسشنامه در چهار محله منتخب در دو فصل زمستان و تابستان پرداخته است. در این راستا چهار محله علی قلی آقا، جلفا، مرداویج و دشتستان مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتند. این انتخاب بر اساس معیارهای اولیه، ثانویه و نهایتاً تمایز در ساختار فضایی- کالبدی و الگوی ریخت گونه شناسی محلات صورت گرفته است. نشانه های نظریه سازگاری جهت تحلیل و اثبات، شامل تحلیل دمای خنثی، رابطه دمای خارج و دمای خنثی، متوسط دمای ماهیانه و دمای خنثی و نهایتاً مقایسه معادله به دست آمده با سایر معادله ها است. نتایج حاصل از تحلیل نشانه های فوق در محلات مورد مطالعه نشان می دهد که نظریه مذکور در شهر اصفهان اثبات شده و قابل تعمیم است.
بررسی شاخصه های مؤثر در طراحی مدارس اجتماعی روستایی با استفاده از روش های مشارکتی (مطالعه موردی: روستای زیرکن مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۷ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۶۴
۱۴۰-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
استفاده از روش های مشارکتی در طراحی مدارس در قرن حاضر مورد توجه قرارگرفته اما با وجود مطالعات مختلف در زمینه طراحی با استفاده از مشارکت کاربر، در مدارس و محیط های یادگیری کمتر از تجربه و دخالت مستقیم کاربران در طراحی استفاده گردیده و در اکثر نمونه ها به استفاده از سطوح اولیه و پایین مشارکت بسنده شده است. مشارکت طبقات پایین اجتماعی در حوزه معماری یکی از ویژگی های عمومی رویکردهای مشارکتی بوده است. بنابراین پژوهش حاضر در یک مدرسه روستایی با هدف ارتقای کیفی مدارس روستایی و تجربه سطوح بالاتری از مشارکت به دنبال ارائه راهکاری عملیاتی برای مشارکت کاربران و توجه به نیازها و خواست های آن ها در طراحی مدرسه روس تایی در یک منطقه مشخص از ایران بوده است. منطقه انتخابی روستای زیرکن در شهرستان مشهد می باشد. پژوهش از نوع کیفی و کابردی بوده و از روش تحقیق تحلیل محتوا استفاده شده است. داده های مورد نیاز از طریق برگزاری گروه های بحث و با استفاده از روش های مشارکتی به دست آمده است. در بخش سنجش و تحلیل آزمون، از تحلیل همبستگی و آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است، تحلیل نتایج نشان می دهد که کاربران در مورد غیر رسمی بودن فضای راهرو مدرسه و داشتن زمین های بازی مختلف با بالاترین امتیاز (96% ) دارای کمترین اختلاف نظر هستند و بتن با کمترین امتیاز( 44%) آخرین انتخاب آنان برای مصالح مدرسه شان است. نتایج نشان می دهد استفاده از مشارکت می تواند مزیت های مثبتی به همراه داشته باشد. روش های مشارکتی به کار رفته در این پژوهش، در جذب و مشارکت طیف های مختلفی از جامعه مدرسه کارا و موفق بوده و توانسته دیدگاه های متنوعی را مورد بررسی قرار دهد. اما الزاماً نتایج، دقت کافی را نخواهد داشت و لازم است برای رسیدن به نتایج دقیق تر و گسترده تر، متغیرهای بیشتری تحلیل شوند و از طیف وسیع تری از روش های مشارکتی و مکمل استفاده گردد.
تحلیل طراحی فضاهای شهری ایمن برای زنان براساس تعاملات اجتماعی مادر و کودک (پارک بانوان آنا در تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۳ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱۱
49 - 67
حوزههای تخصصی:
سرعت و ماهیت سریع شهرنشینی در سراسر جهان چالش های جدیدی را برای دولت ها و همچنین دانشمندان و فعالان اجتماعی ایجاد کرده است. فضاهای عمومی شهری یک فضای اجتماعی است،که به طور کلی برای همه افراد قابل دسترس است. اما اکنون برای بسیاری از زنان و کودکان همراه آنها، استفاده از فضاهای عمومی، بخصوص پارک های شهری، در سراسر جهان باعث نگرانی زیادی شده است. این فضاها باید پاسخگوی نیازها، ایمنی و حس تعلق زنان، برای استفاده از آنها باشد. روش تحقیق حاضر بصورت توصیفی و تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل زنان محله قطران تبریز می باشد. حجم نمونه شمال 380 نفر می باشد که از طریق فرمول کوکران بدست آمد، برای پایایی سوالات از آلفای کرونباخ استفاده شد. تحلیل داده ها هم از طریق تکنیک تحلیل عاملی و نرم افزار SPSS انجام شده است. هدف از این پژوهش طراحی فضاهای شهری ایمن برای زنان براساس تعاملات اجتماعی مادر و کودک در پارک بانوان می باشد. نتایج تحقیق نشان میدهد که، در پارک بانوان آنا در تبریز می توان با تغییراتی در طراحی از نظر ایمنی و نیازهای زنان امکان فعالیت همزمان مادر و کودک را فراهم کرد. همچنین محدودیت ها و فرصت هایی برای طراحی فضاهای پارک های بانوان به همین منظور وجود دارد.
فرآیند تدقیق عنوان پژوهش مسئله-محور و بوم-خاست دکتری در ایران: تعریف پژوهش پیرامون "خاطره جمعی" در شهر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوه انتخاب موضوع پژوهش دکتری تخصصی به ویژه در علوم انسانی و دانش های میان رشته ای نظیر معماری، برنامه ریزی و طراحی شهری همواره دغدغه پژوهشگران بوده است. باوجود منابع پراکنده روش شناختی، سرگردانی در طرح مسئله پژوهش به چشم می خورد و انتخاب موضوع عمدتاً با نگاه ترجمه ای به پیشینه علمی متعلق به بسترهای سرزمینی دیگر صورت می پذیرد. درنتیجه دیالکتیک عام و خاص پژوهش (آموختن علم به مفهوم جهان شمول و قرار دادن آن در ظرف محلی) و رعایت اصالت بومی در طرح موضوعات پژوهشی مورد کم توجهی قرار گرفته و اتخاذ مبنای روش شناختی که بتواند ضمن تضمین دیالکتیک عام و خاص، به شکل گیری پژوهشی بوم-خاست منجر شود، مغفول می ماند. پژوهش حاضر با هدف تبیین فرآیند تدقیق عنوان پژوهش دکتری با رویکرد مسئله-محور و با احترام به اصالت سرزمینی پژوهش انجام گردیده است. بدین منظور در این نوشتار، ضمن بررسی ماهیت پژوهش دکتری و مطالعه انواع پژوهش، به دیالکتیک عام و خاص پژوهش و ضرورت انجام پژوهش مسئله-محور و همچنین فرآیند شناسایی مسئله واجد ارزش پژوهشی پرداخته شده است. سرانجام، یک چارچوب روش شناختی پنج مرحله ای در انتخاب مسئله و تدقیق عنوان پژوهش دکتری پیشنهاد گردیده و مدل روش شناختی پیشنهادی، در انتخاب موضوع پژوهش دکتری شهرسازی پیرامون "خاطره جمعی" به کار گرفته شده است.
ارزشیابی ویژگی های محیطی فضاهای تجاری معاصر از منظر جوانان؛ موردپژوهی: مجموعه سیتی سنتر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
357 - 376
حوزههای تخصصی:
امروزه فضاهای تجاری معاصر از جمله فضاهای شبه عمومی هستند که تنها کارکرد تجاریِ خرید ندارند و با چرخشی فرهنگی به مکانی برای تفریح و فراغت جوانان و بستری اجتماعی برای شکل گیری هویت و رفتار آنان تبدیل شده اند. از این رو، جوانان یکی از گروه های با اهمیت در فضاهای عمومی و شبه عمومی هستند که باید به عنوان منبع بزرگی در برنامه ریزی ها لحاظ شوند. عدم توجه به این گروه سنی جوان می تواند پیامدهایی چون افزایش فردیت و هویت زدایی را در پی داشته باشد و حتی در مواردی، آن ها را با طرد از این گونه فضاها مواجه کند. پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به ارزشیابی ویژگی های محیطی مراکز خرید معاصر از منظر جوانان با مورد پژوهی مجموعه سیتی سنتر اصفهان است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی-ارزیابانه است. این پژوهش همچنین از پژوهش موردی و رویکرد کیفی بهره می گیرد. گردآوری داده های پژوهش در دو بخش کلی انجام شده است. در بخش اول از خودسنجی در قالب مصاحبه نیمه ساختار یافته با سؤالات باز و نمونه گیری ِهدفمند استفاده شده است. همچنین مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری، با 20 نفر از جوانان 20 تا 30 سال بازدیدکننده از مجموعه سیتی سنتر اصفهان در چند مرحله ادامه یافته است. به منظور تامین روایی و پایایی پژوهش از سه سویه سازی یعنی استفاده توامان از مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی با شیوه نقشه برداری رفتاری استفاده شده است. تحلیل داده های مصاحبه با تکنیک تحلیل مضمون و نرم افزار اطلس تی آی نسخه 8 و تحلیل داده های حاصل از مشاهدات با آمار توصیفی ساده انجام گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که چهار بعد کالبدی-فضایی، اجتماعی-فرهنگی، کارکردی-فعالیتی و بعد فردی، در چگونگی ارزشیابی جوانان از مجموعه سیتی سنتر اصفهان مؤثر است.
تحلیلی بر رابطه میان دسترسی به خدمات شهری و میزان امنیت تصرف ادراکی در سکونتگاه های غیررسمی؛ بررسی موردی: محله کشتارگاه شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجارب علمی و عملی در مورد رویکردهای ارتقای امنیت تصرف در سکونتگاه های غیررسمی در چند سال اخیر نشان داده است که فرآیند صدور و ارائه سند به علت ناتوانی مالی ساکنان منجر به عدم رغبت آنها برای کسب آن و به علت نیروهای قدرتمند و تأثیرگذار در بازار زمین، منجر به بورس بازی و احتکار زمین شده است. امروزه به جای ارتقای امنیت تصرف از طریق فاکتورهای قانونی، استفاده از ابزارهای میانجی گر نظیر ارائه خدمات شهری مرسوم گشته است. در این تحقیق تأثیر دسترسی به خدمات شهری بر میزان امنیت تصرف ادراکی ساکنان محله کشتارگاه ارومیه مورد بررسی قرار گرفته است. در پی بررسی این رابطه از 5 شاخص تبیین کننده امنیت تصرف ادارکی و 7 معیار برای سنجش میزان دسترسی به خدمات شهری استفاده شده است. روش تحقیق در این مقاله از نوع توصیفی و تحلیلی بوده و در آن از روش پیمایش و ابزار پرسش نامه و از تکنیک های تحلیل شبکه در محیط ArcGIS، تحلیل فازی و روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که با افزایش دسترسی به خدمات شهری میزان امنیت تصرف ادارکی ساکنان محله کشتارگاه ارومیه افزایش یافته است بدین صورت که حدود 60 درصد از واریانس امنیت تصرف ادارکی در این محله وابسته به دسترسی به خدمات شهری است.
تحلیل معیارهاى کیفىِ فضاهاى عمومى، در شهرهاى متوسط (نمونه موردى: بازار قیصریه لار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هفتم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۴
17 - 24
حوزههای تخصصی:
بهینه سازی نظام فضایی در طراحی پلان معماری با استفاده از الگوریتم بهینه سازی انبوه ذرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به گستردگی متغیرهای تاثیرگذار بر طراحی معماری، از کامپیوتر به عنوان ابزاری در تعامل با فرایند طراحی جهت یافتن راه حل های بهینه و با کارایی بالا استفاده می گردد. با توجه به محدودیت های موجود در استفاده از این روش ها برای طراحان و مطرح بودن طراحی نظام فضایی پلان به عنوان یکی از پرسابقه ترین پرچالش ترین مسائل طراحی از نظر تعداد پارامترهای تاثیرگذار، در این تحقیق پس از بررسی انتشاراتی که در آن ها طراحی نظام فضایی معماری با استفاده از الگوریتم های بهینه سازی انجام شده است به شیوه تحلیل محتوای متن و مقایسه دو الگوریتم ژنتیک و بهینه سازی انبوه ذرات به عنوان نمایندگان دو گروه از الگوریتم های تکاملی در یک مساله ی مبنا، الگوریتم بهینه سازی انبوه ذرات به دلیل همگرایی سریع تر و کیفیت بالاتر انتخاب گردید. پس از معرفی و بررسی امکانات، محدودیت ها و نحوه ی کاربرد آن در طراحی نظام فضایی پلان، پیاده سازی راهکار عملیاتی آن برای بهینه سازی نظام فضایی شامل 1- تعیین اهداف مساله، معیارها و محدودیت ها، 2- عددی سازی و کمی کردن معیارها و محدودیت ها و 3- تعیین تابع برازندگی و پیاده سازی آن در پلتفرم برنامه نویسی NET. و به زبان #C همراه با محیط گرافیکی به عنوان رابط کاربری جهت تسلط و درک بیشتر کاربران از فرآیند انجام گردید.
مشکلات و پیچیدگی های انتقال مفاهیم سازه ای در فرایند آموزش معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند آموزش و یادگیری زمانی مؤثر واقع می شود که آموزش مبتنی بر نظریه های علمی، روش های مناسب و به کارگیری ابزار های لازم در این مسیر باشد. آموزش معماری نیز به عنوان بخشی از آموزش عالی از این قاعده مستثنی نیست. آموزش دروس سازه ای در دانشکده های معماری داخل کشور، بیشتر تئوری بوده و فاقد هرگونه تجربه عملی و حرفه ای است، لذا حاصل این نوع آموزش در بهترین صورت، جز تربیت افرادی دارای قابلیت ذهنی بالا نبوده و امکان به اجرا درآوردن و خلاقیت در آثار حرفه ای دانش آموختگان معماری، بسیار اندک است. در این مقاله، به ارزیابی ساختار و محتوای آموزش دروس سازه ای پرداخته شده و در نهایت مشکلات و معایب موجود در این نظام آموزش استخراج و پیشنهاداتی برای رفع آنها ارائه می شود. روش تحقیق این پژوهش براساس تهیه پرسشنامه ای متناسب با آموزش دروس سازه ای در رشته معماری برای دستیابی به نتایج بهتر و مطلوب تر می باشد. پرسشنامه به صورت بسته تهیه شد که در آن برای هر پرسش، تعدادی گزینه و پاسخ انتخاب و هریک از پاسخ ها به گونه ای تنظیم شد که در عین منطقی بودن برای آن سوال، از پاسخ مربوط به دیگر سوالات مجزا باشد. با این روش، تجزیه و تحلیل و طبقه بندی پاسخ ها نیز ساده تر انجام شد.
مقایسه کیفیت کالبدی زندگی در بحران های همه گیری از نگاه ساکنان، نمونه مورد مطالعه: محله های مسکونی معاصر ایران در همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۶
63 - 77
حوزههای تخصصی:
محلات در همه گیری ویروس کرونا می توانند با بالا بردن کیفیت زندگی ساکنین نقش مهمی در مقابله با ویروس داشته باشند. از میان ابعاد مؤثر بر کیفیت زندگی در محلات، بعد کالبد به دلیل دخیل بودن در ساماندهی محیط و پاسخگویی به نیازهای ساکنین به منظور خودکفایی محلات ، جلوگیری از رفت وآمد به داخل شهرها و کاهش تراکم جمعیتی در مراکز شهری به منظور قطع زنجیره انتقال ویروس تأثیرشگرفی دارد. از همین رو پژوهش حاضر سعی دارد به مقایسه کیفیت کالبدی زندگی ساکنین محلاتِ معاصر ایران در سه مقیاس مجزا کلانشهری، شهرهای میانی و شهر کوچک بپردازد. روش پژوهش مقاله علی_ قیاسی بوده و برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و پرسشنامه اینترنتی استفاده شده است. حجم جامعه آماری بر اساس فرمول دوم کوکران که به دلیل نامشخص بودن جمعیت 90 عدد نمونه را مطرح می کند، مشخص گردید. اما برای بالا بردن اعتبار پژوهش 300 پرسشنامه با شیوه نمونه گیری طبقه بندی شده توزیع گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کروسکال_ والیس و تحلیل واریانس یک طرفه بهره گرفته شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در بین شش دسته عوامل کالبدی، در کلانشهرها طبق میانگین نظرات، سلامت روانی(29/170)، طراحی محیطی(28/159)، نورپردازی(19/178) و سکونتی(01/188) ، در شهرهای میانی بهداشت محیطی (55/171) و در شهرهای کوچک دسترسی (48/159) اولویت داشته اند. علاوه بر این دسته های بهداشت محیطی، نورپردازی، دسترسی،طراحی محیطی و سکونتی تفاوت چشمگیری بین سه گروه شهری ندارند و فقط دسته سلامت روانی با آماره خی دو (163/14) و سطح معناداری 001/ در بین سه مقیاس شهری دارای تفاوت معناداری است.
تحلیل محیط سیاست گذاری کلان طرح راهبردی-ساختاری (جامع) تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
29 - 40
حوزههای تخصصی:
درخشش و موفقیت شهرها، حاصل فرایندهای پیچیده سیاست گذاری در زمانی مشخص بوده و محیط سیاست گذاری کلان هدایت کننده طرح های توسعه شهری می تواند بستری برای این موفقیت ها فراهم کند. پژوهش حاضر بر تحلیل محیط سیاست گذاری کلان هدایت کننده طرح جامع تهران در دوره 1390 – 1376 متمرکز شده و بدین منظور مدل تحلیلی تحقیق طراحی و بر آن اساس، نمونه مطالعاتی تحلیل شده است. یافته های این پژوهش که از طریق 22 مصاحبه نیمه ساختاریافته با نخبگان حوزه مدیریت شهری گردآوری شده، نشان می دهد که محیط سیاست گذاری طرح جامع تهران در این زمان به دلایل رویه ای مختلفی چون: سازوکار قدرت نامتوازن در نهاد مشترک و در جریان تصویب طرح جامع، قدرت و خاصیت تحمیل شوندگی بالای نظام بوروکراتیک شهرسازی، تفسیرپذیری غیرمتناسب طرح جامع و به خصوص طرح های تفصیلی با شرایط اجرایی موجود، رقابت بین سازمان های دولتی و شهرداری تهران، تضعیف و انحلال نهاد مشترک، از فضای فهم مشترک نیازهای شهری میان نهادهای قدرت شهری در اواخر دهه 70 به فضای منفی رقابت های غیرشفاف و آسیب زا برای منافع شهر در نیمه دوم دهه 80 حرکت کرده است. بنابراین محیط سیاست گذاری کلان طرح جامع شهر تهران در وضعیت عدم تعادل و بی ثباتی بوده و این شرایط عدم تعادل، به تحقق پذیری اهداف طرح خدشه وارد کرده و موجب تضعیف مدیریت شهری تهران شده است.
بررسی تأثیر ویژگی های کالبدی- محیطی مسکن حمایتی پساسانحه بر زندگی زنان سرپرست خانوار از دیدگاه نظریه ناهماهنگی شناختی، مورد مطالعاتی مجتمع نرگس، پس از زلزله 1382 بم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رخداد سوانح، بر عملکرد اجتماعی-روانی جوامع تاثیر گذاشته و موجب ناهماهنگی های شناختی در ابعاد مختلف می شوند. به سبب تاثیر راهبردهای مواجهه با این پیامدها و سنجش عملکرد مسکن حمایتی بر بازتوانی بازماندگان سانحه، پژوهش به بررسی نقش ویژگی های کالبدی- محیطی مسکن حمایتی زنان سرپرست خانوار، ارائه شده توسط بنیادی خیریه، در فرایند کاهش ناهماهنگی ها و تجارب تروماتیک پس از زلزله 1382 بم، پرداخته است. پژوهش اکتشافی و از رویکردهای پژوهش-روایت و مردم نگاری با تکینک مشاهده مشارکتی با 8 خانواده بین سالهای 2016 تا 2018، با هدف بررسی تجارب بی خانمانی از زلزله تا اقامت در مجتمع؛ معانی و ادراکات؛ حوادث قابل توجه و رفتار فضایی-مکانی استفاده شد. انتخاب نمونه به صورت داوطلبانه و داده ها به روش تحلیل محتوا طبقه بندی و سازماندهی شدند. بر اساس یافته ها، تجربه مصائب و مشکلات پیش از اسکان در مسکن حمایتی سبب الزام انطباق، دلبستگی مکانی و انگیزه های استمرار سکونت شده-اند. ویژگی های کالبدی- محیطی پاسخگو و سازگار با انگیزه ها، حمایت مالی و معنوی؛ توجه به حریم و قلمرو؛ احیای سبک زندگی در خانواده گسترده؛ همسانی ظاهری(عدالت)؛ اطمینان؛ امنیت؛ نور و منظر مطلوب مسکن؛ تجهیزات و تسهیلات رفاهی؛ بهبود کیفیت زندگی؛ تعامل با محیط سبز؛ آشناییت و انس با عناصر معماری؛ سازگاری بومی و آسایش اقلیمی بوده اند.
معیارهای تحقق پذیری رویکرد بازآفرینی شهری باتاکید بر توسعه فرهنگ جامعه محلی؛ نمونه مورد مطالعه: هسته مرکزی شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
33 - 46
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی شهری یک زمینه متقاطع از سیاست های شهری و یک گزینه راهبردی مهم در ارتقای توسعه شهری در سطح جهانی است. بررسی سیر تحول تجارب بازآفرینی شهری و ارزیابی آنها نشان داده است که موفقیت در محدوده های شهری تنها با بهبود کالبدی حاصل نمی شود، بلکه از وجه اجتماعی نیز برخوردار است که بر مبنای آن مردمان ساکن نیز عملاً در فرایند باز آفرینی وارد می شوند. مؤلفه های غیرکالبدی همانند ساختار اجتماعی بافت ها، کمیت و کیفیت روابط و مشارکت ساکنان که تا پیش ازاین در برابر نگاه صرفاً کالبدی طرح ها نادیده انگاشته می شد، می تواند در قالب سرمایه های اجتماعی، ابزار و محرکی برای نوسازی مطلوب تر و مقبول تر ازنظر ساکنان بافت باشد. متأسفانه در ایران بسیاری از رهیافت های بازآفرینی شهری باهدف ساماندهی مناطق فرسوده بانگرش تک بعدی (کالبدی) و کم توجهی به نقش مردم در تصمیم گیری ها و سایر بی توجهی به ساختارهای انسانی زمینه فرسودگی بیشتر را فراهم کرده است. در شهر شهرکرد نیز عدم هماهنگی میان سازمان ها، متولیان و اجراکنندگان طرح ها و نادیده انگاشتن نظر و نیازهای ساکنان و گروه های ذی نفع در تصمیم گیری ها، هسته مرکزی شهر رابا طیف وسیعی از انواع مشکلات کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی روبه رو کرده است. این تحقیق بر آن است تا با بررسی مؤلفه های مؤثر بر توسعه فرهنگ جامعه محلی، معیارهای تحقق رویکرد بازآفرینی را در محدوده موردمطالعه معرفی و بررسی نماید. به گونه ای که متناسب با زیرساخت ها و بسترهای شهر بهره مندی از ظرفیت نهادی بخش فرهنگ محلی، زمینه های رشد اقتصادی،اجتماعی و سیاسی محقق شود. جامعه آماری این پژوهش، مردم ساکن هسته مرکزی شهرکرد و نمونه های انتخابی 16 نفرازاهالی محل هستند که به کمک روش نمونه گیری هدفمند وراهبردگلوله برفی انتخاب شده اند. رویکرد پژوهش انجام شده کیفی و باراهبردمردم نگاری است و به کمک مصاحبه های عمیق ونیمه ساختارمند و کدگذاری مفاهیم، مقولات نهایی به دست آمده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که برای تحقق موفقیت آمیز رویکرد بازآفرینی شهری، مؤلفه های مؤثر بر توسعه فرهنگ جامعه محلی شامل مؤلفه های معنایی، کالبدی، عملکردی و اجتماعی نقش مهمی در توانمندسازی ساکنان، جلب اعتماد آنان، افزایش تعلق خاطر و به طورکلی تحقق پذیری بازآفرینی شهری در هسته مرکزی شهرکرد دارند.