فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
63 - 76
حوزههای تخصصی:
شتاب مداوم روند شهرنشینی در سراسر جهان منجر به تشدید معضلات زیست محیطی شده و حفظ عرصه های طبیعی توسط مکان سازی استاندارد و باتوجه به راه حل های مبتنی بر طبیعت ضمن این که نقش مهمی در رفاه کلی جوامع شهری داشته منجر به افزایش مزایای متعددی مانند بهبود کیفیت هوا، کاهش کربن شهری و افزایش تنوع زیستی (که از عوامل اصلی کیفیت زیستگاه های شهری امروزی هستند) می گردد. این مقاله فراترکیبی از مطالعات جهانی در زمینه مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک ارائه می کند و هدف از این تحقیق، تجزیه وتحلیل و ترکیب ادبیات موجود در مکان سازی، به ویژه با تمرکز بر ادغام اصول طراحی بیوفیلیک است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با یک بررسی سیستماتیک و فراترکیب کیفی با استفاده از یک رویکرد استقرایی( همان طور که به وسیله ساندلوسکی و بوروسو پیشنهاد شده) انجام شد. ما یک جست وجوی سیستماتیک ادبیات را در دو پایگاه داده سمانتیک اسکولار و وب آف ساینس در سال های اخیر( با به روزرسانی سال 2023) انجام دادیم و نتایج هر مطالعه با استفاده از کدگذاری استقرایی در نرم افزار مکس کیودا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مطالعات صورت گرفته بین بازه زمانی 2017-2023 قرار دارند. بیشترین مطالعات منتخب این پژوهش به سال 2020 با 36 درصد تعلق می گیرد. کدهای استقرایی این پژوهش در قالب پنج مقوله اصلی زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، عملکردی و کالبدی دسته بندی شدند. باتوجه به میزان شباهت مفاهیم شناسایی شده، در قالب 12 مقوله فرعی و باتوجه به میزان شباهت مقوله های فرعی، آنها به 28 شاخص طبقه بندی شدند. نتیجه نشان داد که کیفیت مکان سازی و طراحی بیوفیلیک(گرایش ذاتی به طبیعت) می تواند با سطوح مختلف ارتباط با طبیعت و درک انسان مرتبط باشد و اگرچه ادبیات موجود ، بیوفیلیک و مکان سازی را به عنوان پدیده هایی مستقل گزارش می کنند، اما نتایج ما روایتی متفاوت را بیان می کند و نشان می دهد که آنها درهم تنیده شده اند و برای ارتقای کیفیت محیط شهری و توسعه فضای شهری بسیار ضرروری ارزیابی می شوند. این مطالعه تلاش کرده اهمیت توازن بین محیط زیست شهری و توسعه فضای شهری را از طریق این موضوع نشان داده تا پس از آن در پژوهش های آتی بتوان از رویکردی جدید با نام مکان سازی بیوفیلیک استفاده کرد.
شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد نواحی نوآوری با تأکید بر بازآفرینی محلات ناکارآمد شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
19 - 34
حوزههای تخصصی:
نحوه مواجهه با بافت های ناکارآمد شهری در ادوار مختلف بر اساس الگوهای مختلفی بوده است که متأسفانه نتیجه مطلوبی در جهت بهبود آنها به دست نیامده است، ایجاد مراکز نوآوری شهری سبب شکل گیری رویکردی نوین برای بازآفرینی بافت های ناکارآمد شده است؛ اما مسئله این است که آنها نیز نتوانسته اند تأثیر چشمگیری در این بافت ها بگذارند؛ زیرا نواحی نوآوری اعیانی سازی را تشویق می کنند و ممکن است موجب کاهش فرصت های شغلی برای افراد کم سوادتر شوند، بدین ترتیب نیاز به سیاست ها و اقداماتی مبتنی بر جامعه است که از اعیانی سازی جلوگیری کند؛ بنابراین هدف پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد نواحی نوآوری با تأکید بر بازآفرینی محلات ناکارآمد شهری است. در این پژوهش ابتدا عوامل مؤثر از طریق مرور ادبیات نظری به دست آمده و سپس برای تکمیل و غربالگری آن عوامل از روش دلفی در دو راند استفاده شده است، در نهایت ۲۸ عامل به دست آمده است که در سه بعد کالبدی و محیطی، شبکه ای و اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته اند.
تحلیل زیست پذیری شهر چابهار با تأکید بر رویکرد توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد شهرنشینی با تأکید بر رویکرد توسعه شهری نابسامانی های متعددی را به همراه آورده که موجب کاهش وضعیت زیست پذیری شهروندان در ابعاد محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی شده است. زیست پذیری شهری از مفاهیم و رویکردهای اخیر جهان در چارچوب گفتمان پایداری است که در دهه ی اخیر در قلمروی شهری و در مقیاس های مختلف ، به عنوان صفت و وضعیت مطلوب و یا رویکرد و راهکار بهبود شرایط زیست در آن ها مورد توجه قرارگرفته است. به گونه ای که هم اکنون در مطالعات شهری ایران نیز، توجه به مفهوم زیست پذیری، اصول، ابعاد و شاخص های آن، هرچند به صورت محدود، مورد توجه قرارگرفته است. سه محور مورد توجه این پژوهش شناخت وضعیت موجود زیست پذیری، ابعاد و معیارهای اثرگذار و به وجود آورنده آن و بررسی پیامدها و نتایج وضعیت کنونی زیست پذیری در شهر چابهار است. هدف پژوهش تحلیل زیست پذیری شهر چابهار با رویکرد توسعه شهری است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است.روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است.جامعه ی آماری تحقیق را 80 نفر از کارشناسان ذی ربط شهر چابهار و اساتید جغرافیا و برنامه ریزی شهری تشکیل می دهند و تکنیکی که در این راستا استفاده شده تکنیک دلفی است. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. ا بزار گردآوری داده ها پرسشنامه از نوع بسته است. برای تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که متغیر اقتصادی با 967/0 امتیاز رتبه یک و متغیر کالبدی با امتیاز 914/0 رتبه دوم را به خود اختصاص دادند و متغیرهایی هستند که بیشترین تأثیر را بر سطح زیست پذیری شهر چابهار با تأکید بر توسعه شهری گذاشتند.
Modeling Patient Satisfaction in Hospital Design Using Evidence-Based Design (Case Study: Kasra Hospital)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
69 - 78
حوزههای تخصصی:
Patient satisfaction is a key indicator in evaluating the quality of healthcare services and plays a crucial role in the healing process and patients' perception of the healthcare system. Evidence-Based Design (EBD) is a scientific approach that uses empirical data to optimize healthcare environments. The goals of this research are to promote the principles of designing healthcare centers using an evidence-based approach, thereby improving the quality of space, enhancing patient satisfaction, and accelerating the recovery process. The research method is based on patient-centered principles, aligning with analytical-descriptive research that incorporates field observations, library studies, and data collection through questionnaires from 65 patients hospitalized at Kasra Hospital. These data are analyzed to provide a suitable solution for the design. Data analysis is conducted using the regression and correlation methods. The software used is ASPECT and SPSS 26. According to the obtained results, threshold rate of 6, the average factors of views (3.646), nature and outdoors (3.472), comfort and control (3.913), Legibility of place (3.900), facilities (3.079) and staff (3.594) means that the patients in the hospital are relatively satisfied with the aforementioned factors and the average of privacy and participation (2.769) and interior design (2.896) indicating low satisfaction with the mentioned factors. This study confirms that implementing evidence-based design principles in hospital environments significantly enhances the patient experience, increases satisfaction, and accelerates the healing process.
آب محور توسعه پایدار دارالخلافه باهره، تهران عصری ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
225 - 250
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار در مفهوم عام خود، تنها رفاه و بهزیستی نیست بلکه همساز با زیست بوم (اقلیم)، رهنمای رشد یا بهبود حیات جوامع انسانی است. در این نگاه توسعه همچون شریانی حیاتی است که در استقرارگاه های انسانی همچون شهرها جاری و ساری اند و به دنبال خود بایستگی و پایایی را برای شهرها به ارمغان آورده اند. در این مفهوم، آینده، تنها در استمرار رفتار گذشتان با محیط، هستی می یابد. بدین معنا، گذشتگان آموختن تا در ذیل مفهوم توسعه پایدار، بقا و هستی خود را ضمانت کنند. جستار پیشرو، با بهره گیری از نظریه نحو فضا، به بازخوانی هویت مکانی آب در ذیل هویت تاریخی آن پرداخته است. در این پژوهش ساختار فضایی دارالخلافه تهران عصر ناصری، با تحلیل نقش آب در شهر، به وساطت حافظه تاریخی آن، مورد بازخوانی دوباره قرارگرفته است. پژوهش حاضر، از نظر هدف در زمره تحقیقات بنیادین و از نظر ماهیت و روش توصیفی–تحلیلی است. بر مبنای هدف یاد شده، پرسش پژوهش عبارتست از اینکه؛ متغیر آب (قنات)، به مثابه محرک توسعه پایدار، چه تأثیری و نقشی در تکوین و انبساط مدنیت شهری بافت تاریخی تهران عصر ناصری داشته است؟نتایج منتج از جستار حاضر حاکی از آن است، گشایش حصار کهن و برپایی حصار نو هم راستا با بافت کهن و درآمیزش با سه مؤلفه محیط طبیعی، سازه های آبی انسان ساخت و فضاهای شهری همراه بوده است. همچنین، افزایش شاخص هم پیوندی فزونی (اقتصاد حرکت)، برگرفته از پیکره بندی فضا (مسیر قنات ها) در تهران عصر ناصری در نظم نوین خیابان های شهر، راهبردی برای هم رنگ و هم سو شدن با مفهوم جدید شهرسازی (مدرنیته) در جوار بافت کهن که بر پایه توسعه پایدار بوده، شکل گرفته است. این راهبرد، بستر لازم را از برای پذیرش ماهیت محلات جدید فراهم آورده و در کنار آن اصل سازگاری محلات جدید را با ساختار محلات قدیم مبتنی بر الگو و نحوه پراکنش کاربری ارضی و هستی محلات را نیز به همراه داشته است.
تحلیلی بر نقش طراحی بیوفیلیک در خلق معماری حساس به اقلیم و متناسب با فرهنگ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
19 - 34
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: طراحی بیوفیلیک، ریشه در فرضیه بیوفیلیا داشته و باهدف ادغام هوشمندانه عناصر طبیعی در محیط های ساخته شده، به دنبال ارتقای پایداری، بهزیستی و تعامل انسان با طبیعت است. بااین حال، کاربرد گسترده این رویکرد نوآورانه در ایران، به واسطه چالش هایی همچون تراکم فزاینده شهری، روش های ساخت وساز سنتی و موانع فرهنگی و سیاستی محدود مانده است.هدف پژوهش: با تلفیق شبیه سازی های محاسباتی و مصاحبه های تخصصی با کارشناسان این حوزه، این مطالعه به ارزیابی عملکرد زیست محیطی، انرژی و فرهنگی طراحی بیوفیلیک در سه شهر نماینده مناطق اقلیمی متنوع ایران، یزد (گرم و خشک)، تبریز (سرد و نیمه خشک) و رشت (مرطوب) پرداخته است.روش پژوهش: در بخش تحلیل کمی، داده های اقلیمی دقیق از منابع معتبر همچون پایگاه داده های Meteonorm و پایگاه داده Power ناسا استخراج و با بهره گیری از نرم افزارهای پیشرفته شبیه سازی همچون Ecotect Analysis و Grasshopper-Ladybug، تحلیل و بررسی شد. در بخش کیفی نیز با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۷ نفر از خبرگان و متخصصان این حوزه که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، به بررسی چالش ها و فرصت های اجرای طراحی بیوفیلیک در ایران پرداخته شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش، گواهی بر مزایای چشمگیر اصول طراحی بیوفیلیک در بهبود عملکرد ساختمان ها و ارتقای کیفیت محیط زیست ساخته شده است. به عنوان نمونه، شهر یزد با بهره گیری هوشمندانه از روش های خنک سازی غیرفعال توانست به کاهش قابل توجه ۳۰ درصدی مصرف انرژی دست یابد. شهر تبریز نیز با بهبود عایق کاری حرارتی ساختمان ها، عملکرد انرژی خود را به میزان ۲۰ درصد ارتقا بخشید. در شهر رشت نیز، افزایش ۳۰ درصدی بهره وری آب، گامی مهم در جهت پایداری منابع آبی برداشته شد. بااین حال، گسترش کاربرد طراحی بیوفیلیک در ایران با موانعی همچون محدودیت های اقتصادی، آگاهی ناکافی عمومی و سیاست های پراکنده و ناهماهنگ مواجه است.
واکاوی نقش نفوذ پذیری فضا در افزایش تعاملات اجتماعی در مراکز فرهنگی و هنری
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از ﻃﺮاﺣﯽ نفوذپذیر، ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻗﺎﺑﻞﺗﻨﻈﯿﻢ و تنوع کارکردی متنوع، تعاملات اجتماعی در اماکن فرهنگی هنری را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. مراکز فرهنگی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮدی ﺑﺮای افراد ﻓﺮاﻫﻢ می کند ﺗﺎ در ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ، جذاب تر و نشاط آورتر ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ و مهارت های ﺧﻮد را بتواند پیدا، شکوفا و توسعه دﻫﻨﺪ. همچنین استفاده از آﯾﺘﻢﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و چندمنظوره و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪعملکردی در ﮐﻨﺎر ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺧﺎص، اﯾﻦ نفوذپذیری را ﺗﻘﻮﯾﺖ کرده و این روﯾﮑﺮد ﺑﻪ محیط های فرهنگی ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ با توجه ﺑﻪ شرایط فرهنگی، پاسخ گوی ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع افراد باشد. بهره گیری از ﺗﺠرﺑﯿﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ مراکز فرهنگی ﺟﺪﯾﺪ و ﮐﺎرﺑﺮﻣﺤﻮر باعث شده تا در ایران بسیار مورد توجه و ﻣﻔﯿﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. ﻫﺪف از اﯾﻦ پژوهش، مطالعه مؤلفه های تأثیرگذار جهت دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻪ منظور طراحی مرکز فرهنگی نفوذپذیر می باشد. این تحقیق از نوع پژوهشی –کاربردی بوده و روش تحقیق آن به صورت توصیفی و کیفی انجام شده و مطالب تحقیق بر مبنای مطالعات اسنادی، روش کتابخانه ای، مرور متون، منابع و تحلیل آن ها انجام شده. ﻣﺮور ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﻓﻖ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج از ایران ﻧﺸﺎن می دهد ﮐﻪ ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﺮم، ﺗﻮﺟﻪ، ﺣﺮﮐﺖ و ﺳﯿﺮﮐﻮﻻﺳﯿﻮن، اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط درون و ﺑﺮون، ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ تأثیرگذار در ﻃﺮاﺣﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی نفوذپذیر کمک کرده و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ، ﺧﻼﻗﯿﺖ و افزایش ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﻦ افراد، در مراکز فرهنگی هنری ﻣﯽﺷﻮد، علاوه بر این در مراکز فرهنگی موقعیت های بسیاری جهت تعاملات اجتماعی وجود دارد.
پوشش سقف در کاخ آپادانای تخت جمشید؛ نگاهی نو به فناوری های ساختمانی هخامنشیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
181 - 203
حوزههای تخصصی:
کاخ های هخامنشی جلوه ای بارز از کاربست فناوری های پیشرفته معماری در جهان باستان به شمار می آیند؛ بااین حال، تاکنون توجه علمی به شیوه های اجرایی این سازه ها محدود بوده است. پژوهش میان رشته ای حاضر با تمرکز بر نظام پوشش سقف کاخ آپادانا، به تحلیل انتقادی بازسازی های رایجی می پردازد که ریشه در نظریات معمار آلمانی فردریش کرفتر دارند. به منظور سنجش اعتبار دیدگاه غالب، این تحقیق با رویکرد ترکیبی و در بستر تاریخی، از روش های توصیفی تحلیلی و استدلال منطقی بهره می گیرد. نخست، پیشینه پژوهش، مسیر دو قرن بحث و نظریه پردازی پیرامون پوشش سقف کاخ ها را ترسیم می کند. بررسی سیر تحول تالارهای ستون دار در تمدن های باستان، وجوه اشتراک و افتراق معماری هخامنشی با دیگر فرهنگ ها را نمایش می دهد. درنهایت، شواهد سازه ای، اجرایی و باستان شناختی برای نقد کاستی های الگوی غالب بازسازی ها به کار می رود. بر پایه تحلیل معماری، اصول ساختمان سازی در دوران باستان، و داده های میدانی، این پژوهش به شناسایی فناوری مورد استفاده توسط معمار هخامنشی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که سرستون ها علاوه بر نقش تزیینی، عملکرد سازه ای داشته اند: شاه تیرها درون فضای خالی میان سرستون ها جای می گرفتند و این چیدمان از نخستین تلاش های بشر برای مهار چرخش آزادانه دو سر تیر و ایجاد اتصالات بهینه برای انتقال تنش ها بوده است. همچنین با قرارگیری چوب در میان حفره سنگی، با به کارگیری اتصالات ساده و بدون تضعیف مصالح، معمار یکپارچگی ساختاری تیرها را تأمین می کرد. در این روش، شاه تیرها ستون ها را به صورت نواری به یکدیگر متصل و تیرهای عرضی، سازه سقف را کامل می کرده اند؛ آرایشی که در یکپارچگی رفتار سازه در برابر زلزله نقشی مؤثر داشت. این نتایج دریافتی تازه از فناوری ساخت هخامنشیان ارائه می دهد و نبوغ معمار ایرانی در طراحی و اجرای وسیع ترین تالارهای تخت پوش جهان باستان را آشکار می سازد.
مقایسه تطبیقی ابعاد هویت مکانی در دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور (مطالعه موردی: توسعه های مسکونی منطقه قاسم آباد مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
293 - 316
حوزههای تخصصی:
«هویت مکانی» جزئی از هویت شخصی است که با فرایندی که در آن افراد، ازطریق تعامل با مکان، خود را متعلق به مکانی مشخص معرفی و توصیف می کنند، تعریف می شود. در چند دهه اخیر، با گسترش مجتمع های مسکونی محصور در مناطق مختلف جهان، پژوهشگران متعددی تلاش کرده اند ماهیت و ابعاد مختلف این گونه از مسکن را شناسایی و تأثیرات آن را بر کاربران ارزیابی کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی ابعاد مختلف هویت مکانی در مجتمع های مسکونی محصور و غیرمحصور، با پیکره بندی خطی، در منطقه قاسم آباد شهر مشهد طرح شده است. روش پژوهش حاضر، در بخش مبانی نظری، ادبیات پژوهی با رویکرد تحلیل مفهومی و در بخش مطالعه میدانی، روش کمّی با راهبرد پیمایش و تحلیل همبستگی است. بر این اساس، داده های آماری نمونه ای شامل 240 نفر از جامعه آماری ساکنان مجتمع های مسکونی محصور و غیرمحصور منطقه قاسم آباد، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و نمونه گیری تصادفی خوشه ای، گردآوری و با روش آزمون تی مستقل و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان دهنده تفاوت معنی دار ابعاد چهارگانه هویت مکانی (ابعاد شناختی، عاطفی، ارزیابانه و رفتاری) در دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور است. این درحالی است که مقایسه درون گروهی دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور، تفاوت معناداری را در ابعاد مختلف هویت مکانی نشان نمی دهد. به عنوان نتیجه نهاییِ پژوهش حاضر می توان گفت که با توجه به ضعیف تر بودن همه ابعاد هویت مکانی در نمونه های مسکن محصور، محصور کردن مجتمع ها در محدوده مورد مطالعه موجب کاهش احساس هویت مکانی ساکنان این مجتمع ها شده است.
بررسی پایدار شبکه هوشمند معابر شهری جهت حضور به موقع یگان ناجا بر اساس الگوریتم Dijkstra (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
89 - 101
حوزههای تخصصی:
مسئله: بزهکاری و جلوه مختلف خشونت و بی نظمی از پدیده های بسیار پیچیده اجتماعی است و در صورت وجود بستر مکانی و زمانی مساعد، زمینه بروز جرم و تکرار آن فراهم می گردد و به مرور زمان یک محیط جغرافیایی به یک کانون جرم خیز تبدیل می شود. شهر اهواز دارای محلات متعدد و مراکز فعالیتی پراکنده و فضاهای خالی ساخته نشده و فضاهای سبز همچون پارک ها، نخلستان ها و باغات در بافت های شهری می باشد که احتمال وقوع جرم را افزایش می دهد. بر این اساس طراحی شبکه هوشمند معابر در شهر اهواز جهت امداد رسانی بهتر یگان انتظامی ضرورت می یابد.
هدف: شناخت ساختارهای فضایی شبکه معابر شهر اهواز، میزان وقوع جرم، تحلیل موقعیت یگان های پلیس که نقش بسزایی در راستای خدمات رسانی بهتر یگان امداد و نجات دارد.
روش: جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزارهای ArcGIS ، EXCEL و Grafer استفاده گردیده است. همچنین از الگوریتم کوتاه ترین مسیر Dijkstra و الگوریتم اویلر جهت یافتن کوتاه ترین مسیر استفاده گردیده است.
نتایج: پژوهش حاضر نشان می دهد آنچه در بررسی کلانتری ها شهر اهواز حائز اهمیت می باشد، توزیع فضایی این مراکز از نظر دسترسی و همچنین فاصله کلانتری ها نسبت به یکدیگر می باشد. با توجه به آنالیز مسیریابی ارائه شده با GIS خیابان مقیمی زاده با فاصله 8 متر نسبت به محل جرم خیز کمترین فاصله و در مقابل بلوار پاسداران و خیابان شهید تندگویان به ترتیب با 523 متر و 653 متر بیشترین فاصله را از یگان پلیس تا محل جرم را دارند.
منظر رنج؛ مصائب توسعه دیگران در منافع جامعه محلی
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
5 - 7
حوزههای تخصصی:
مقدمه شکل گیری این پژوهش به زمستان 1403 برمی گردد که مطالعه «کمپ B» در بندر امام خمینی از سوی گروه معماری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به پژوهشکده نظر پیشنهاد شد. «کمپ B» نامی است که سازندگان ژاپنی شرکت پتروشیمی ایران-ژاپن (IJPC)، به بخشی از اقامتگاه کارگران خود در 15 کیلومتری پتروشیمی داده بودند. آن زمان، بندر ماهشهر بزرگترین منطقه سکونتی نزدیک پتروشیمی بود و در اراضی امروزین بندر امام زندگی شهری جریان نداشت. بندر امام (شاهپور) از آنرو برای احداث تأسیسات پتروشیمی انتخاب شده بود که با بهره گیری از خورهای (پیشرفت آب در خشکی) خود امکان کشتیرانی تا فاصله نزدیکتری به اهواز، مرکز لجستیک استان خوزستان را فراهم می کرد. صنایع نفتی که از اواخر قاجار در خوزستان احداث شده بود، اهواز را مرکز لجستیک خود با سرزمین اصلی قرار داد و بندر شاهپور نزدیک ترین خروجی به آب های بین المللی بود. از این رو راه آهن بندرشاهپور-اهواز با خط مستقیمی که امروزه بی اهمیت انگاشتنش هر عارضه طبیعی یا اجتماعی در پیرامون خود را با حرکت بر مدار قضیه حمار تصریح می کند، احداث شد. همان خطی که در جریان جنگ جهانی نیز متفقین با اتصال آن به بندر شاه در دریای مازندران، پل پیروزی خود را در مقابل آنها و متحدانشان ایجاد کردند. بدین ترتیب برای بندر شاهپور به مثابه نقطه آغاز دسترسی به سرزمین ایران، مزیتی ایجاد شد که در قیاس با سایر بنادر کشور در طول دوهزار کیلومتر، ساحل جنوب آن را در موقعیت برتری قرار داد. ژاپنی ها در سال 1352 ساخت پتروشیمی را در این نقطه آغاز کردند تا ارزش افزوده صنایع نفتی را با کارگر ارزان، معافیت های مالیاتی، هزینه های بالاسری اندک ناشی از قیمت زمین، زیرساخت ها و مهمتر از همه معافیت از انتقال حجم انبوه نفت خام از طریق فراوری آن در مبدآ مضاعف سازند. بدین ترتیب بندر شاهپور که پس از انقلاب اسلامی، بندر امام خمینی خوانده شد، در هیئت یکی از مهمترین بنادر کنونی کشور زاده شد.
بررسی چالش های اخلاقی سازنده در تعامل با سازمان های کلیدی نقش آفرین در صنعت ساختمان (مطالعه موردی: سازمان های بخش عمومی غیردولتی و خصوصی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
19 - 32
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مصاحبه با فعالان صنعت ساختمان نشان دهنده چالش های اخلاقی کنشگران سازنده در صنعت است. ازطرفی بخش عمومی غیردولتی کنار بخش خصوصی، دو بازیگر بزرگ صنعت ساختمان در کشور هستند. چالش های اخلاقی در نظامی متشکل از بخش خصوصی، شهرداری ها، سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور، سازمان ثبت املاک و اسناد کشور، سازمان امور مالیاتی کشور و نهاد های عمومی غیردولتی و محیط های سه عاملی به وجود می آیند و تصمیمات اخلاقی کنشگران را تحت تأثیر قرار می دهند. به نظر می رسد پژوهش های پیشین تابه حال درک کنشگران از اخلاق و پدیده، به چالش های اخلاقی به عنوان یک پدیده از منظر سازنده و به دلایل تشکیل دهنده و پیامدهای آن توجه نکرده است. هدف پژوهش: در این پژوهش به توصیف درک اخلاقی کنشگران کلیدی صنعت ساختمان از اخلاق و بررسی چالش های اخلاقی سازنده در تعامل با سازمان های کلیدی نقش آفرین در صنعت ساختمان توجه شده است. روش پژوهش: ازآنجاکه بررسی چالش های اخلاقی سازنده در صنعت ساختمان یک موضوع بدیع بوده و ویژگی های مقولات اخلاقی به زمینه و کنشگران آن وابسته است؛ در این پژوهش از روش پژوهش کیفی و از روش شناسی نظریه پردازی زمینه ای استفاده شده است.نتیجه گیری: براساس تحلیل یافته های پژوهش، درک کنشگران از اخلاق بسیار عمومی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که راهبرد اکثریت کنشگران صنعت ساختمان به اخلاق نتیجه گرا نزدیک است. میان چالش های اخلاقی سازنده در صنعت ساختمان چالش پرداخت های نامتعارف در شهرداری و پرداخت های نامتعارف درسازمان نظام مهندسی ساختمان به عنوان مهم ترین چالش ها شناسایی شده است. مهم ترین عوامل تشکیل دهنده چالش های اخلاقی، قوانین متناقض و تفسیرپذیر، سود سرشار کسب وکار ساختمان، تورم، عدم کارایی سیستم نظارتی، فساد در بدنه سازمان های کلیدی و عدم ردگیری پرداخت های نامتعارف و مهم ترین موانع بی اخلاقی، اخلاق شخصی، کارآمدی نهادهای نظارتی و همچنین اهم ساز و کار های استفاده شده کنشگران در راهبردهای غیراخلاقی استفاده از قوانین منتج به نتایج متفاوت و استفاده از توجیهات شرعی- اخلاقی است.
مکان یابی کلانتری های شهری با استفاده از مدل FAHP و با رویکرد پدافند غیر عامل به منظور توسعه گردشگری ایمن (مطالعه موردی: شهر نوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
88 - 108
حوزههای تخصصی:
در حوزه گردشگری، نقش فعال پلیس و عملکرد هوشمندانه آن در هنگام خطر، مهم ترین مؤلفه تأثیرگذار بر افزایش امنیت عمومی گردشگران است. مدیریت انتظامی در شهر نوشهر بایستی بیش تر مبتنی بر تدابیر و اقدام های کنشی (پیش جنایی) توسط پلیس باشد که با حمایت از افراد گردشگر، افزایش آگاهی های عمومی، نظارت بر اماکن گردشگری، افزایش هزینه های ارتکاب جرم و مداخله پس از وقوع جرم، درصدد پیشگیری از ارتکاب جرم در جامعه شهرهای ساحلی باشد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین مکان یابی بهینه کلانتری ها با رویکرد پدافند غیرعامل گردشگری ایمن در شهر نوشهر می باشد. بدین منظور، با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، به منظور توسعه گردشگری ایمن، مکان گزینی کلانتری ها با رویکرد پدافند غیر عامل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. معیارهای سازگار با خدمات، زیرساخت ها/ تجهیزات، اجتماعی/ فرهنگی، کالبدی/ محیطی و گردشگری، شامل 21 معیار مکانی در قالب 5 متغیر، برای مکان گزینی پهنه های مناسب ایجاد کلانتری در شهر مورد استفاده قرار گرفت. این مرحله شامل آماده سازی داده ها، نرمال سازی و همپوشانی مؤلفه های مکانی تأثیرگذار در مکان گزینی پهنه های مناسب برای ایجاد کلانتری های جدید در سطح شهر مطالعاتی بوده است که انجام آن با فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی میسر گردید. بر اساس نقشه های مکان یابی ایجاد کلانتری های جدید، در شهر نوشهر سه پهنه مناسب برای احداث کلانتری های جدید پیشنهاد داده شد.
تبیین چالش های نظری کیفیت هوای داخلی ساختمان های سبز و فرصت های بهبود آن
حوزههای تخصصی:
ساختمان های سبز که امروزه جهت بهره وری انرژی طراحی می شوند، بر کارآمدی انرژی و منابع تمرکز داشته و کمتر به کیفیت هوای محیط داخلی می پردازند؛ فقدان کیفیت مطلوب هوای داخل بسیاری از این ساختمان ها سلامت ساکنین را مختل می کند و آسیب های جبران ناپذیری در پی خواهد داشت. این مقاله با هدف کاربردیِ تبیین فرصت های بهبود کیفیت هوای داخلی به بررسی چالش های کیفیت هوای محیط داخلی در ساختمان های سبز می پردازد. در این راستا ابتدا مروری بر تعاریف ساختمان سبز و کیفیت هوای محیط داخلی می شود و نحوه پرداختن ساختمان های سبز به کیفیت هوای محیط داخلی ساختمان به روش اسنادی و کتابخانه ای بررسی خواهد شد. در ادامه به روش توصیفی تحلیلی با مقایسه کیفیت هوای محیط داخلی ساختمان های سبز و معمولی، اقدامات به اصطلاح سبزی که تاثیرات نامطلوبی روی کیفیت هوای محیط داخلی دارند شناسایی شده و با تحلیل محتوای کیفی مجموعه ای از راهکارهای بهبود کیفیت هوای محیط داخلی پیشنهاد می شود. یافته های به دست آمده نشان می دهند علی رغم اینکه عموما کیفیت هوای محیط داخلی درک شده در ساختمان های سبز، بالاتر از ساختمان های معمولی بوده، اما سبز بودنِ ساختمان، لزوماً کیفیت هوای محیط داخلی مطلوب تری را تضمین نمی کند. بر اساس جمع بندی داده های نظری، علاوه بر تهویه، باید بر راهبردهای دیگری نظیر کنترل منابع و کاهش مواجهه ساکنین با آلاینده ها تمرکز نمود. از جمله راهکارهای بهبود کیفیت هوای محیط داخلی می توان به الزام رعایت دستورالعمل های کیفیت هوای محیط داخلی برای آلاینده های کلیدی و اعطای امتیاز در گواهی ساختمان سبز برای کاهش و به حداقل رساندن آلاینده ها، توسعه شاخص ها و معیارهای کیفیت هوای محیط داخلی، اعطای امتیاز برای تست آلایندگی محصولات مورد استفاده در ساختمان، نظارت منظم بر کیفیت هوای محیط داخلی، بررسی تأثیرات متقابل راه حل ها در سایر معیارهای تولید ساختمان های سبز بر کیفیت هوای محیط داخلی اشاره کرد.
تحلیل نقش آب در ساختار و سازمان فضایی شهری ایران به کمک روش چیدمان فضا؛ (مطالعه موردی: پهنه های اقلیمی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 92
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نگاه فراکالبدی و فرهنگی به آب در همراهی با حضور فیزیکی و کارکردی، تأثیر خود را در پیدایش و توسعه تمدن ها، با گزینش مکان استقرار شهرها، چیدمان و نحوه توسعه محلات ایفا نموده و در نهایت مهر خود را بر ساختار و سازمان فضایی شهرها زده است. واکاوی نقش آب در متمایز نمودن ساختار و سازمان فضایی شهرها در اقلیم های مختلف خاستگاه پژوهش خواهد بود. هدف: بررسی تحلیلی پهنه های اقلیمی ایران و ساختار و سازمان فضایی شهرهای هر پهنه به کمک روش چیدمان فضا و ارائه راهکارهای سازمان دهی و اصلاح ساختار فضایی شهر براساس آن است. روش: پژوهش حاضر مبتنی بر بررسی تفسیری تاریخی با تکیه بر تحلیل محتوا براساس ترکیب الگوهای کمی و کیفی است. لذا آنچه در بستر زمان در ارتباط با حضور آب و تأثیراتش در شکل گیری و توسعه فضاهای شهری و ساختار و سازمان فضایی آن ها اتفاق افتاده است، در قالب روایی گزارش می گردد و در ادامه با استفاده از روش چیدمان فضا به بررسی ارتباط میان آب با ساختار و سازمان فضایی شهرها در پهنه های اقلیمی ایران پرداخته خواهد شد. یافته ها : با تأمل در ساختار و سازمان فضایی شهرها در مقیاس های کلان، میانی و خرد، می توان نقش آب را در پیدایش، مکان گزینی، شکل گیری و توسعه آتی شهرها مشاهده نمود که حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع را متأثر می نموده است. در سطح کلان، آب در هنگام مکانیابی ساختار شهر حضور داشت. در سطح میانی، نظام آب رسانی، سازمان فضایی شهرها را علی رغم ارگانیک بودن، تحت تأثیر قرار داده و به مکانیابی کاربری ها و فعالیت ها جهت می داد. در سطح خرد نیز حضور مردم در فضاهای شهری، تبیین کننده تعامل با آب و ایجاد فضاهای خاطره انگیز بود. نتیجه گیری: آسیب شناسی ساختار فضایی شهر برای سازمان دهی پیکره بندی فضایی و ایجاد یکپارچگی در کل شهر ضروری است و روش چیدمان فضا ابزاری مناسب در این زمینه است. خدمات رسانی مناسب و بهبود عملکرد شهری، بدون شناخت دقیق ساختار و سازمان فضایی شهر کارایی لازم را به همراه نخواهد داشت.
آسیب شناسی اسکان اضطراری و موقت پس از سیل ۱۳۹۸ شهرستان آق قلا بر اساس ارزیابی استفاده کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
51 - 75
حوزههای تخصصی:
رخداد سوانح با آسیب رساندن و یا تخریب محل زندگی افراد، همچنین ایجاد ناامنی نیاز به تأمین سرپناه را تا زمان اتمام بازسازی مسکن تشدید می کند. به همین ترتیب پس از سیل ۱۳۹۸ استان گلستان در شهرستان آق قلا مردم در دو مرحله اضطراری و موقت نیازمند سرپناه بودند. گروه پژوهشگران در این مقاله قصد دارند تا انواع سرپناه ارائه شده پس از سیل مذکور را معرفی کرده و به آسیب شناسی آن ها ازنقطه نظر مردم بپردازند و در نهایت راهبردهایی در راستای کاهش این آسیب ها در تجربیات آینده ارائه دهند. بدین منظور جمع آوری اطلاعات موردنیاز از طریق مرور متون تخصصی، مصاحبه های روایتی و نیمه ساختاریافته و مشاهدات میدانی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می دهند اسکان در خانه اقوام و نزدیکان، نقل مکان به خانه دوم (خارج از آق قلا)، ماندن در اسکان های تجمعی، اردوگاه های دولتی و مردمی و استفاده از بخش های تخریب نشده خانه در بازه زمانی اسکان اضطراری و بازگشت به خانه ها با فروکش کردن آب و ماندن در اردوگاه های تجمعی و سرپناه های اهدایی توسط خیرین یا مسئولان (سرپناه الگو گرفته از آلاچیق سنتی ترکمانان (اوی)) در مرحله اسکان موقت نحوه تأمین سرپناه پس از سیل ۱۳۹۸ آق قلا بوده است. هر یک از این گزینه های مطرح شده در دو مرحله تأمین سرپناه اضطراری و موقت از دید کاربران در موضوعات ایمنی و امنیت، اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی، خانوادگی، بهداشتی، روانی، اقلیمی و مکان یابی کاستی هایی داشته اند. این موضوعات با ایجاد نارضایتی در بین آن ها موجب جابه جایی و این عدم مدیریت و برنامه ریزی باعث اتلاف منابع اقتصادی و شکست برنامه تأمین سرپناه در آق قلا شده است.
مؤلفه های اثرگذار و اثرپذیر توسعه شهری و تغییرات اقلیمی، یک رابطه دو سویه در جهت انطباق پذیری با سناریوهای جهانی سیر تحول فضاهای میانی در مسکن شهر حلب از اواخر دوران عثمانی تا سال ۲۰۱۰(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
16 - 40
حوزههای تخصصی:
فضاهای میانی در مسکن، علاوه بر ایجاد ارتباط میان درون و بیرون، تأمین نور و تهویه طبیعی، فرصتی را ایجاد می کنند تا ساکنان با طبیعت و همسایگان خود ارتباط برقرار کنند. آن ها مرزهایی بین واحدهای مسکونی ایجاد می کنند که پیکره بندی واحدهای همسایگی و محله ها را شکل می دهد. فضاهای میانی ماهیتی مبهم دارند و نه به داخل و نه خارج به طور کامل تعلق ندارند. بنابراین، می توانند تنظیم کننده روابط بین بیرون و درون باشند. این مقاله درصدد شناسایی گونه های فضای میانی و سیر تحول آن در شهر حلب از مسکن سنتی تا آخرین توسعه رسمی مسکنِ پساجنگ است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و شامل این مراحل می شود: تدوین چارچوب نظری برای تعریف و بررسی فضاهای میانی در مسکن شهر حلب؛ انتخاب نمونه هایی از واحدهای همسایگی در شهر حلب از دوره های تاریخی مختلف؛ شناسایی فضاهای میانی و تحلیل و طبقه بندی آن ها بر اساس ویژگی های کالبدی،کیفیت های محیطی و مالکیت. به این ترتیب، پنج دوره ی تاریخی بررسی شده و هشت دسته مسکن بر اساس انواع فضاهای میانی معرفی شده است. گونه های فضاهای میانی بر اساس مقایسه ویژگی های کالبدی شامل شکل، موقعیت، محصوریت و کیفیت های محیطی شامل دسترسی فیزیکی، نفوذپذیری بصری، امنیت و آسایش اقلیمی و همچنین مالکیت طبقه بندی شده اند. یافته ها حاکی از وجود دو گونه فضای میانی در نقش گذر و چهار فضای میانی در نقش اتصال است. یکی از بارزترین نتایج، تبدیل فضاهای گذر از کاملاً خصوصی به نیمه عمومی و از نیمه خصوصی به عمومی و افزایش تعداد آن ها و تبدیل فضاهای اتصال از طریق نفوذ پذیری بصری به فضاهای نیمه خصوصی و نیمه عمومی علی رغم مالکیت خصوصی آن است.
شاخص های مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر شاندیز با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
63 - 81
حوزههای تخصصی:
حضور و مشارکت مردم در مداخلات صورت گرفته در بافت های فرسوده نقش اصلی را در تحقق پذیری طرح ها ایفا نموده و وجود ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی، زیست محیطی و غیره، اهمیت اتخاذ رویکردهای مرتبط با پدافندغیرعامل را ضروری می نماید. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی شاخص های مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر شاندیز با رویکرد پدافند غیرعامل با استفاده از مدل MARCOS در نرم افزار Excel می باشد. نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی می باشد و همچنین از مطالعات اسنادی و پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نمونه آماری تحقیق تعداد 28 نفر از خبرگان حوزه مورد مطالعه می باشد. در گام اول؛ 6 مؤلفه کلی شامل؛ مشارکت، شفافیت، مسئولیت پذیری، عدالت، اثربخشی-کارایی و ایمنی-امنیت در قالب 40 شاخص شناسایی، در گام دوم؛ اوزان هر کدام از شاخص ها استخراج، در گام سوم؛ رتبه بندی شاخص ها انجام گردید که نتایج تحقیق نشان می دهد به ترتیب مؤلفه مشارکت با 144/0 امتیاز، ایمنی و امنیت با 071/0، مسئولیت پذیری با 054/0، شفافیت با 049/0، اثربخشی و کارایی با 041/0 و عدالت با 037/0 بیشترین اثرگذاری را در موضوع مشارکت دارند و شاخص های صادق بودن مسئولان و مدیران شهری در ارائه برنامه ها با امتیاز 876/0، آشنایی شهروندان از مفاد برنامه و تصمیمات مسئولان در ارتباط با بافت با 818/0، مشارکت شهروندان در اجرای طرح های مرتبط با بافت با امتیاز 811/0، آگاهی شهروندان نسبت به سیاست های تشویقی نوسازی بافت فرسوده شاندیز با 796/0 دارای بیشترین اثرگذاری هستند. در پایان نیز راهکارهایی برای افزایش مشارکت ارائه گردید.
تاثیر رویکرد معماری ارگانیک بر طراحی خانه سالمندان
منبع:
مطالعات رفتار و محیط در معماری دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
103 - 119
حوزههای تخصصی:
سالمندی یک دوره بسیار حساس در زندگی افراد است که طی آن توانایی فرد کاهش مییابد و در برابر بیماری های جسمی و روانی آسیب پذیرتر میشود. فضای سبز، تاثیر به سزایی بر روح و روان انسان دارد.. هدف از طراحی خانه سالمندان با رویکرد طبیعت گرایی معرفی فضایی سرزنده است،که باعث شادابی و سرزندگی این قشر میشود. این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است که شامل مطالعات کتابخانه ای و میدانی جهت بررسی نتایج پژوهش از نرم افزار SPSS22 استفاده شده است و جهت بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و همچنین از آزمونهای t تک نمونه و فریدمن جهت بررسی عوامل پژوهش استفاده شد. نتایج حاصل منجر به شناسایی انتظارات اساسی شد. ایجاد محیط مطلوب به کمک معماری و استفاده صحیح از الگوهای معماری متناسب با کاربری آنها در جهت ایجاد فضایی سرزنده و طراحی فضایی بر پایه معماری ارگانیک.
ابعاد مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی فضای باز دانشگاهی از دیدگاه متخصصان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
77-96
حوزههای تخصصی:
دانشگاه های سراسر جهان با هدف افزایش دانشجو و تکامل ساختارهای آموزشی خود، در حال رقابت برای ارائه ی محیط های یادگیری و تحقیقاتی جذاب می باشند و در این رقابت، فضاهای باز از توجه کمتری برخوردار هستند. حضور در محیط های بسته دانشگاهی منجر به خستگی ذهن، حواس پرتی، بی حوصلگی، خطای ذهنی و کاهش کارایی می شود. زمانی که نیازها و آرزوهای دانشجویان در بستر فرهنگی دانشگاه پاسخ داده شود منجر به افزایش کیفیت زندگی در آن محیط می شود و امکان فعالیت های اجتماعی، آموزشی و تفریحی را فراهم و برای دانشجویان محیط بهتری از لحاظ کیفیت زندگی زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد می کند. هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد تاثیرگذار بر کیفیت زندگی فضای باز دانشگاهی از دیدگاه متخصصان می باشد. پژوهش به صورت پیمایشی و با استفاده از روش دلفی انجام شده است. پس از مرور محتوایی پیشینه پژوهش، در مرحله اول روش دلفی مصاحبه باز پاسخ با جامعه آماری27 نفر از متخصصان و به روش نمونه گیری گلوله برفی تا حد اشباع نظری پیش رفت. سپس با کمک تکنیک کدگذاری باز و محوری و جدول هدف و محتوا، پرسش نامه محقق ساخت تهیه و توسط متخصصان در دو مرحله تکمیل گردید؛ در نهایت نتایج به روش تحلیل عامل Q در نرم افزار SPSS استخراج شد. نتایج حاصل نشان داد که از نظر متخصصان به ترتیب اهمیت، 5 بعد کالبدی، آسایش محیطی، عملک ردی – فعالیت ی، اجتماع پذیری و معنایی – ادراکی با افزایش رفاه و کیفیت زندگی در فضای باز دانشگاهی و با ایجاد یک محیط ایده آل، تعامل بین افراد را افزایش می دهند و فرصت هایی برای فعالیت های ضروری، اجتماعی، آموزشی و تفریحی برای افراد ایجاد می کنند و به شکل گیری حس اجتماع، دلبستگی به مکان، حس امنیت و سلامت روانی و جسمانی کمک می کنند.