فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۰۱ تا ۵٬۷۲۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر ویژگی های طراحی کالبدی فضاهای باز مجموعه های مسکونی، بر میزان پاسخ دهی محیطی آنها انجام شده است. پیشینه پژوهش در طراحی محیط نشان می دهد که ویژگی های کالبدی فضاهای باز مسکونی می تواند بر میزان مطلوبیت آنها تأثیرگذار باشد و کیفیت زندگی اجتماعی ساکنین را تحت تأثیر قرار دهد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحقیق پیمایشی، ارزیابی ساکنین مجموعه های مسکونی از میزان پاسخ دهی سه طرح مختلف «خطی»، «منفرد» و «فضای باز میانی» در شهر همدان مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که تفاوت معنی داری میان معیارهای قابلیت انعطاف پذیری و خوانایی طرح در سه گونه مورد مطالعه وجود ندارد؛ ولی در معیار کیفیت جلوه بصری طرح، تفاوت معنی داری در بین سه طرح مشاهده می شود. در مجموع می توان گفت، ساکنین مجموعه های مسکونی مورد مطالعه، فضای باز محل زندگی خود را پاسخگوی نیازها و ارزش های مورد نظر خود نمی دانند. شاید مهم ترین دلیل این باشد که اغلب در برنامه ریزی و ساخت مسکن انبوه، برای کم کردن هزینه ها، به کیفیت طراحی و ساخت فضاهای مابین ساختمان ها کمتر توجه می شود. طراحی فضاهای باز مجموعه های مسکونی با فراهم آوردن بستر شکل گیری زندگی اجتماعی، به شکل معناداری کیفیت و مطلوبیت محیط زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد.
ارائه مدلی برای تبیین پارامترهای تاثیرگذار در معنای مکان در محیطهای آموزشی (نمونه موردی: مقایسه معنای مکان در دانشکده معماری و غیر معماری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان باطنی معماری جریان جست و جوی آدمی برای یافتن پایگاه وجودی و آشکار کردن معنا از طریق نمادهای معماری است. بر این اساس درک معنای محیط و روند شکل گیری آن و نیز پارامترهای تاثیر گذار بر آن می تواند در خلق محیطی مطلوب که هدف اصلی معماری است تاثیرگذار باشد. این مقاله سعی بر آن دارد که پارامترهای تاثیرگذار در شکل گیری معنای مکان در محیط های آموزشی دانشگاهی را به دست آورد. جامعه آماری این پژوهش متشکل از 100 دانشجو مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه های مختلف که شامل 80 دانشجو در رشته معماری و 20 دانشجو در رشته های فنی است. ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات در این تحقیق کمی و کیفی، شامل پرسشنامه باز و مصاحبه عمیق در قالب یک اسکیس شناختی از دانشجویان در رابطه با تعریف دانشکده مطلوب از نظر ایشان است. همچنین از آنها خواسته شد که فضاهایی از دانشگاه های محل تحصیلشان که از نظر ایشان معنی دار بوده است را ذکر نمایند و دلایل معنی دار بودن این فضاها را نیز توضیح دهند. پس از گردآوری گزاره های ارائه شده، شروع به دسته بندی و کدگذاری آنها نموده و از میان آنها «ابعاد » استخراج گردید. از جمع بندی ابعاد، «وجوه » و از جمع بندی وجوه، «پارامترها » به دست آمد. در نهایت مدلی سه وجهی شامل پارامترهای فیزیکی، عوامل ذهنی و پارامترهای آموزشی ارائه می شود که می توان گفت عوامل تاثیرگذار بر معنای مکان در محیط های آموزشی دانشگاهی از این مدل پیروی می کنند. در پایان با استفاده از تحلیل روایی به نحوه ادراک و تجربه مکان توسط دانشجویان معماری و دانشجویان رشته های فنی از محیط آموزشی خود پرداخته می شود.
Amoebic Urbanization in Nigerian Cities (The Case of Lagos and Ota)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper investigates the relationship between the Lagos Megacity and Ota Township, a small township on its periphery. The study exامینes linkages between and Lagos in terms of growth, urban development as well as mobility. 553 questionnaires were administered to household heads across the 12 residential districts of Ota Township. Survey was carried out by systematic random sampling. Classified traffic counts were also taken at strategic locations along the four main axial roads in Ota. The data collected were analysed with descriptive and inferential statistical methods including cross-tabulation and correlation analysis. Findings of the research have shown that the proportion of inter-city traffic from Ota directed towards Lagos is about 48% of total inter-city traffic generated. More than 40% of Ota residents migrated from Lagos and still commute daily to the megacity. The paper concludes by recommending strategies for better synergies between Ota Township and the Lagos megacity. These include the implementation of integrated master planning, effective environmental management and traffic policies for the township as well.
نقش هویت ساز قاعده لاضرر در شکل گیری الگوی معماری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱
19-30
حوزههای تخصصی:
معماری اسلامی - ایرانی در فرهنگ تشیع میراث گران قدری است که از نسل های گذشته به یادگار گرفته شده و نمونه های ارزشمند آن در نظام برنامه ریزی، طراحی و مدیریت شهرهای تاریخی ایران به خوبی قابل مشاهده و بازشناسی می باشند. رابطه معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی با مبنای نظری، اصول فقهی اسلام، و آیات کتاب آسمانی و کلام وحی، گنجینه ای ارزشمند در هدایت و توسعه معماری و شهرسازی معاصر ایران خواهد بود. مروری بر تجربه های عملی و پایه های نظری آن ها در حوزه های معماری و شهرسازی و مدیریت شهری نشان دهنده آن است که تبین رابطه اصول نظری و مشخصات کالبدی از از پیش نیازهای تحقق و اجرایی شدن یک سبک و گرایش معماری است؛ بر مبنای چنین رویکردی است که می توان موضوع مورد نظر این پژوهش را در بستر آیات قرآنی و تفاسیر معتبر مورد تحلیل و بررسی قرار داد. سوال اصلی پژوهش آن است که هویت در معماری اسلامی چیست؟ و این تعریف در شکل گیری معماری اسلامی چه جایگاهی دارد؟ بایسته های تحقق قاعده لاضرر و لاضرار در اسلام، در بستر شکل گیری معماری اسلامی چیست؟ معماری اسلامی بر بستر عناصر هویت ساز چگونه شکل میگیرد و این عناصر چه جایگاهی در معماری اسلامی دارند؟ روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله، روش استدلال منطقی است. پس از ترسیم چارچوب نظری پژوهش، منابع علمی و تخصصی با روش مقایسه تطبیقی تحلیل شده، فرصت ها و چالش های حاصل از آن به بحث گذاشته می شود. این پژوهش نیازمند برخوردی کیفی است ازاین رو بر مبنای پارادایم آزادپژوهی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و مطالعات میدانی در روند مقاله استفاده خواهد شد. دستاوردهای پژوهش نشان دهنده آن است که رعایت اصول ده گانه مورد بحث می تواند به مثابه تجلی قاعده لاضرر و لاضرار در اسلام در نظام معماری و شهرسازی، به خصوص در هدایت و برنامه ریزی طرح های توسعه شهری، معرفی شود.
نقش رویکرد دارایی مبنا در توسعة پایدار محلی (مطالعه موردی: محله امامزاده حسن تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی و مدیریت در مقیاس کلان شده است. این امر ضرورت توجه به سطوح پایین تر و داشتن نگاه از «پایین به بالا» را به منظور حل پایدار مسایل شهری، بیش از پیش آشکار ساخته است؛ زیرا در خردترین واحد شهری یعنی محله، ابعاد زندگی ملموس تر بوده و توجه همه جانبه و جامع نگر، گریزناپذیر به نظر میرسد. در این راستا توجه به سرمایههای محلی در برنامهریزی و طراحی شهری جایگاه ویژهای یافته است. چنانچه رویکرد داراییمبنا به عنوان رویکردی با تکیه بر سرمایهها و پتانسیلهای محلی به عنوان جایگزین رویکرد نیازمبنا، در چند دهه اخیر از سوی صاحبنظران مطرح شده و نتایج موفقیتآمیزی به دنبال داشته است. در این پژوهش پس از معرفی توسعه پایدار محلی و رویکرد داراییمبنا در توسعه اجتماع محلی به بررسی نقش این رویکرد در توسعه پایدار محلی از دو جنبه کالبدی و اجتماعی پرداخته میشود. در واقع فرضیه تحقیق بر این استوار است که سرمایه های اجتماعی و کالبدی در دستیابی به توسعه پایدار محلی نقش و تأثیر دارند. شاخصهای مورد بررسی از مطالعات و تجربیات داخلی و جهانی استخراج شده و با روش پیمایش و تحلیل پرسشنامه در محله امامزاده حسن شهر تهران، مورد سنجش قرار گرفته است. برای تعیین وجود یا عدم همبستگی میان سرمایه اجتماعی و کالبدی با پایداری محلی به شاخصشناسیهای معتبر نسبت به کمینمودن متغیرهای مربوطه استناد شد. آزمونهای همبستگی میان متغیرهای مذکور حاکی از وجود رابطه بین سرمایههای محلی و پایداری محلی است. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر شاخصهای توسعه پایدار محلی و سرمایههای اجتماعی و کالبدی در این مطالعه نشان میدهد سرمایه اجتماعی در دستیابی به توسعه پایدار محلی، عاملی است که به طور مستقیم بر تمایل به مشارکت سازمان یافته ساکنان (با ضریب 477/0) و کیفیت محیط کالبدی (با ضریب369/0) تأثیرگذار است؛ در حالی که سرمایه کالبدی به واسطه سرمایه اجتماعی با ضریب448/0 بر این دو عامل تأثیر دارد.
معماری منظر : دیسیپلین و خلاقیت
حوزههای تخصصی:
معماری به روایت فردوسی
وجوه تمایز و تشابه باغ بیرمآباد و فتح آباد کرمان با یکدیگر و باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باغهای کرمان همچون بخش عمدهای از میراث گران بهای آن، مهجور و مغفول مانده و بسیاری از آنها به غارتِ جهل و طمع و
بیتوجهی رفته اند. باغ فتح آباد و بیرم آباد متعلق به دو دوره تاریخی که در دو ناحیه از شهر کرمان قرارگرفته اند، به لحاظ ساختار، وجوه تشابه فراوانی با یکدیگر دارند. این باغها از معدود و شاید تنها باغ های ایرانیِ موجود هستند که در آنها دو عمارت وجود دارد و این سبب شده تا تفاوت هایی با الگوی شناخته شده باغ ایرانی داشته باشند. لذا در این نوشتار تلاش میشود با تحلیل ساختار باغ، به برخی نقاط اشتراک و افتراق آنها با یکدیگر زیر چهار عنوان : ساختار باغ، استقرار ابنیه، تقسیمات فضایی و ارتباط با طبیعت اشاره شده و در خلال آن فرضیاتی برای دلایل و نتایج فاصله گرفتن آنها از الگوی باغ ایرانی و میزان تأثیر وجود دو عمارت و چند محور بر آن، به بحث گذاشته شود.
شناخت ساختار کالبدی قلعه روستای خورانق با رویکرد تأثیرپذیری از الگوهای رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش سعی بر آن دارد که ضمن معرفی اجمالی ساختار کالبدی قلعه روستای خورانق، اقدام به شناسایی رفتارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ساکنان نماید و از این رهنمود به دنبال این پرسش است که آیا مفاهیم اجتماعی، رفتارهای فرهنگی و شرایط اقتصادی، در شکل گیری کالبدی قلعه مؤثر بوده است یا خیر و اگر مؤثر بوده در چه حد، شکل قلعه را تحت تأثیر خود قرار داده است؛ قلعه ای که علاوه بر قدمت زیادش، از معدود قلعه های کاملاً مسکونی (بدون سیستم حکومتی) یزد و حتی ایران شمرده می شود. این قلعه منحصربه فرد و بسیار نادر، هم اکنون کاملاً خالی از سکنه است و هیچ یک از ساکنان قدیمی در آن سکونت ندارند تا بتوان از طریق آن ها به مطالعات میدانی و دریافت تأثیر رفتارهایشان بر کالبد پرداخت. همچنین بدان سبب که منابع کمی نیز درباره آن وجود دارد، تنها راه ممکن، اظهار نظر از طریق آثار کالبدی باقی مانده است؛ البته نمی توان تجربه های زیست معدود ساکنان در قید حیات قلعه را نیز نادیده گرفت. هدف این پژوهش آن است که ضمن شناخت یک نمونه بکر معماری بومی، به تأثیر متقابل رفتارها و باورهای ساکنان و کالبد معماری بپردازد. این مقاله بر پایه نتایج کاوش های بسیار محدود باستان شناسی، تحقیقات میدانی، مطالعات تاریخی و بررسی انتقادی متون، نتیجه خواهد گرفت که کالبد قلعه، که در طول زمان بر پایه طرحی منسجم، به دور هسته ای مرکزی پیچیده شده است، بر پایه فلسفه ای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی شکل گرفته؛ به طوری که شناخت کالبد، بدون شناخت مفاهیم در پس آن، میسر نیست و این دو، موجودیتی جدانشدنی اند.
بررسی وجود نظم شبه تناوبی در ساختار هندسی پتکانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظم شبه تناوبی با اینکه در دنیای غرب بسیار نوظهور است، اما تسلط معماران ایرانیِ دوره تیموری بر نظم شبه تناوبیِ ده محوری، مورد قبول جامعه علمی جهان است. در این مقاله قصد داریم تا با بررسی وجود نظم شبه تناوبیِ هشت محوری در ساختار هندسی پتکانه، این موضوع را اثبات نماییم که معماران ایرانی علاوه بر شناخت نظم شبه تناوبیِ ده محوری، بر اصول نظم شبه تناوبیِ هشت محوری نیز مسلط بوده اند. لذا سوال اصلی این پژوهش این است که؛ آیا پتکانه دارای نظم شبه تناوبیِ هشت محوری است؟ در این راستا، در سه سطح، به بررسی وجود نظم شبه تناوبی در ساختار پتکانه پرداخته شده است. در بررسی های صورت گرفته به این نتیجه رسیدیم که اولاً؛ پتکانه در هسته مرکزی، دارای نظم شبه تناوبی است، لذا می توان ادعا نمود که معماران ایرانی از دوره ایلخانی (و نه تیموری) با نظم شبه تناوبی آشنایی داشته اند، ثانیاً؛ در توسعه و گسترش پتکانه، معماران ایرانی توانسته اند، با ایجاد ابداعاتی خلاقانه در ساختار هندسی آن، این ساختار هشت محوری را در زمینه های چهار محوری منطبق نمایند که این موضوع گویای تلفیق یک نظام هندسیِ منطبق بر ساختار طبیعت با نظام هندسیِ عملکردی پلان معماری است.
Assessment of Bicycle Use as a New Practical Strategy to Achieve Sustainable Development (Case study:Bahonar Street, Tehran,Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In recent decades, urban planning has tended to humanist urbanism. In this regard foot travels and bicycle use are the two strategies that urban planners and transportation engineers are using them as adequate alternatives for making cities more people friendly. Using bicycle is known as a strategy that has a great role in decreasing traffic among developing countries in recent decades. These countries have taken great steps by reducing traffic congestion and environmental pollutions to reach the sustainable development using comprehensive legislations in this context. This paper aims to assess and analyse the successful countries’ experiences specifically Holland and Denmark as countries that have eliminated extensive amount of traffic difficulties by using bicycle transportation system. Also, investigating this form of transportation regarding the improvement of bicycle use culture in the case study of Niavaran district will be conducted. This article has been implemented in the basis of library–based phase of the research, case study method and observation for its field study phase. Tosum up, the findings of this study comprise the feasibility of bicycle use in the mentioned case study; in which despite of district¢s high slope, efficient proposals have been used to achieve sustainable development.
Effective Constructivism for the Arch-Design Studio(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim of this paper is to search and find ways and methods of constructivism teaching and learning ideas in teaching the architectural design studio. The objective is to extract all the positive things constructivism has to offer the architectural design studio for efficient teaching and effective learning. Although there are similarities in the curricula of training architects all over the world, but educators go about it in their own convenient and suitable ways and styles. And this is leading to inadequacy in the standards of teaching the arch-design studios in the contemporary world. The topic has become very relevant and timely as arch-educators and other stakeholders are of the opinion that something has to be done to improve the ways and methods of training architects, especially the teaching of the arch-design studio. Through exploration of critical analytical review of literatures and interviews, this paper finds ways and methods of constructivism in teaching the arch-design studio. These ways and methods are critically explored through the research themes of collaboration, integration, adaptability and motivation. By teaching and learning with constructivism ideas in the arch-design studio the students would be grounded in designing with creativity ideas and therefore we can have professionals that design and build creatively, functionally, satisfactorily and safely. It means we can have real buildings and places that satisfy our clients, the society and in harmony with the environment.
بررسى انطباق طرح هاى توسعه و عمران جدید کشور با ویژگى هاى طرح ساختارى راهبردى (مطالعه موردى: طرح توسعه و عمران شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هفتم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۴
83 - 92
حوزههای تخصصی:
جایگاه معماری بومی در معماری معاصر یزد
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیشرفت روزافزون تکنولوژی در تمام موارد مرتبط با ساخت و ساز در ساختمان¬ها و رشد چشم¬گیر انواع مصالح،وسایل ساخت و ساز و ...،متأسفانه تغییراتی در بالاتر رفتن حال وهوا و کیفیت فضایی در معماری معاصر وجود ندارد؛ به گونه¬ای که فضاهای معماری امروزی به فضاهای تک بعدی و کم معنی تبدیلشده است.
از میان فضاهای پیرامونی، خانه بلافصل¬ترین فضای مرتبط با انسان است، که بطور روزمره از آن تأثیر می¬گیرد و بر او تأثیر می¬گذارد و توجه به کیفیت آن نیز می¬بایست همواره مدّ نظر قرار داشته باشد. نیاز انسان به مسکن یکی از نیازهای وی در طول تاریخ بشری است که امروزه با رشد جمعیت نیاز به مسکن بیش از پیش احساس می¬شود. یکی از مسئله¬های مهم مسکن معاصر مسئله¬ی کیفیت فضایی است. آنچه امروزه مسأله معماری معاصر به ویژه مساکن ماست این است که از بوم خود جدا شده و جایگاه معماری بومی در آن¬ها مشخص نمی¬باشد.
با دقت در مسکن سنتی ایرانی که بر اساس تکنولوژی بومی شکل گرفته ¬است به این موضوع پی می¬بریم که می¬توان با استفاده از تکنولوژی بومی در تمام نقاط خانه، حال و هوا و کیفیت¬های متفاوتی را بسته به کاربرد آن فضا بوجود آورد.
بنابراین با رجوع به تکنیک¬ها و روش¬های ساخت که با توجه به جزئیات، مصالح و همچنین هم¬نشینی آن ها و ترکیب مناسب اجزاء بدست می¬آید می¬توان به سمت کیفیت مطلوب در معماری معاصر پیش رفت. بدین منظور در این مقاله به منظور بررسی جایگاه معماری بومی در معماری معاصر یزد با یک مطالعه میدانی سعی بر آن دارد تا رویکرد به معماری بومی را به صورت مصداقی و عینی در نمونه¬های معاصر یزد مورد بررسی قرار دهد.
حفاظت از بافت تاریخی شهر و کاهش آسیب پذیری آن با تأکید بر بحران ناشی از زلزله
حوزههای تخصصی:
به رغم ارزش و اهمیتی که امروزه برای بناها و بافت های تاریخی مورد اتفاق نظر قرار گرفته است اما مقولة حفاظت از این ثروت های فرهنگی و تاریخی و چگونگی تحقق آن در کشور ما همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. متأسفانه آسیب پذیری این آثار در برابر طیف وسیعی از مخاطرات و عوامل آسیب رسان، بیش از آن که اندیشة حفاظت از این آثار را در برابر عوامل یاد شده بارورتر نماید، اندیشة حذف یا استحالة آنها را بارور نموده است. تداوم این نوع نگاه نسبت به بافت ها و بناهای تاریخی با موضوعیت کلی حفاظت در تعارض بوده و موجودیت بخش عمده ای از مواریث فرهنگی و تاریخی ما را در معرض آسیب بزرگ تری قرار داده است. در این نوشتار به بررسی و ارائة راهکارهایی مبادرت گردیده است که می تواند میزان خطرپذیری بافت ها و بناهای ارزشمند تاریخی در مقابل عوامل مختلف طبیعی و به ویژه بحران های ناشی از زلزله را کاهش داده و تلفات، خسارات و آسیب های ناشی از آن را تا حدود قابل توجهی بکاهد.
آموزش خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هفتم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۴
37 - 48
حوزههای تخصصی:
طبیعت را چگونه به شهر وارد کنیم؟ ساختاری یا سرانه ای؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
چرایی پیدایش و گسترش بافت های فرسوده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرسودگی بافت های شهری یکی از معضلاتی است که از گذشته های دور شاهد آن هستیم، اما در چند دهة اخیر، ابعاد گسترده تری پیدا کرده است. اقدامات گوناگونی که به صورت نوسازی بافت های فرسوده شهری در جهان و از جمله در ایران صورت گرفته است، نتایج ناموفق یا با موفقیت کمتری داشته است. اینکه ""فرسودگی چیست؟"" و ""نوسازی بافت های فرسوده به چه معنی است؟"" پرسش هایی است که همواره پیش روی پژوهشگران بوده است. مطالعات نشان می دهد اقداماتی که تاکنون انجام شده است، نتوانسته نیازهای نوسازی بافت های فرسوده شهری را پاسخ گوید.
هدف این مقاله، به چالش کشیدن مسایل مربوط به فرسودگی و نوسازی و کوشش در جهت یافتن پاسخ پرسش های مطرح شده در بالا است. با دید انتقادی به رویکردهایی که تاکنون نسبت به فرسودگی و نوسازی بافت های شهری ارایه و به آنها عمل شده است، این مسئله بیش از پیش عیان می شود که درک درستی از فرسودگی و نوسازی وجود ندارد.
نتایج حاصل از پژوهش چندساله که بخشی از آن در این مقاله بیان شده، نشان می دهد هم پدیدة فرسودگی و هم برنامه نوسازی نیازمند تغییر روش و نگرش از تفکر جزء نگر به تفکر کل نگر است تا درک درستی از نوسازی حاصل شده و اقدامات صورت گرفته مفید واقع شود. در این رابطه، ""فرسودگی"" را پدیده ای بسیار پیچیده می دانیم که برحسب شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی یک جامعه تغییر می کند. ""نوسازی"" نیز به عنوان برنامه پیشگیری، کاهش اثرات و بازگرداندن بافت شهری فرسوده به حالت کارآمد، در صورتی شناخته می شود که ترمیم شبکه های آسیب دیده اجتماعی و اقتصادی و برقراری مجدد جریان های قطع شده را انجام دهد.
تبیین شاخص های عملکردی در طراحی فضاهای بیرونی محیط های آموزشی با رویکرد توسعه مدارس اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال سوم پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲
7-12
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین موضوعاتی که اساس آموزش در دهه های اخیر را تحت تأثیر قرار داده، تحقق اهداف فراگیر یادگیری بوده است. در این راستا تأکید بیشتر بر یاد گیری و نه تدریس، تشویق استقلال و ابتکار دانش آموزان، نگاه کردن به یادگیری به عنوان یک فرآیند، توجه به اینکه دانش آموزان چطور یاد می گیرند، تشویق بچه ها به برقراری ارتباط با دیگران و آموزگاران خود و تأکید بر زمینه ای که یادگیری در آن اتفاق می افتد، مدنظر قرار گرفته است. توجه به نقش فعال فراگیران، بر اساس تئوری هوش های چندگانه هوارد گاردنر قابل تعمیم به سایر جنبه های مؤثر بر یادگیری خواهد بود. طرح این فرضیه که فراگیران فعال در محیط های فعال می توانند به شکل خوداتکا فرایند یادگیری را تجربه کنند، منجر به تبیین اهداف توسعه محیط های یادگیری شده است. یکی از راه های نیل به این هدف، طراحی مدارس اجتماعی در قالب برنامه های آموزشی و زمینه فضایی وکالبدی متناسب با این برنامه آموزشی است. در این جستار با معرفی اجمالی مدارس اجتماعی و شناخت حوزه های فضایی در محیط های یادگیری، به ارائه شاخصه های عملکردی متناسب با مدارس اجتماعی پرداخته می شود. به این منظور، از روش تحقیق موردی و زمینه ای استفاده گردیده و جمع آوری اطلاعات از طریق کتابخانه ای و بررسی موردی صورت گرفته است. نتیجه این بررسی ارائه شاخصه های فضاهای بیرونی و نحوه تأثیر هر یک از این شاخصه ها در فرآیند پرورش مهارت ها و هوش های مرتبط با محیط های بیرونی است.