فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۰۱ تا ۵٬۵۲۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
نقد معماری گویی سایه به سایه معماران و دست اندرکاران حوزه ی معماری در حرکت است، و جزئی جدایی ناپذیر از آن به شمار می آید.بدین رو پیش از آن که چرایی آن را مورد سنجش قرار دهیم, ضرورت دارد چیستی آن را جستجو کنیم. با پذیرش این اصل کهغایت نهایی در بحث نقادی معماری راه یافتن به شیوه ای از اندیشیدن درباره معماری و از برای معماری است, پرسش اصلی که این پژوهش را هدایت کرده آن است که نقد معماری معاصر ایران نسبت به رویه های جهانی نقد از چه موقعیت و جایگاهی برخوردار است؟ این نوشتار با بررسی تاریخی- تحلیلی نقادی معماری در غرب و مقارن سازی آن با رویکرد های نقد معماری در ایران، به این نتیجه دست خواهد یافت که نقد معماری در ایران به سبب نداشتن سبقه ی تاریخی, تا حد زیادی به ضعف فلسفی دچار بوده، و وجود رویکردهای سنت گرا منجر به آن شده که نقد معماری در ایران در فضایی مابین نقد پوزیتیویستی و نقد تفسیری در رفت و آمد باشد. این پژوهش به شیوه ی پژوهش های کیفی مدون شده و در واکاوی پرسش مطرح در آن, گردآوری داده ها به طریق کتابخانه ای انجام پذیرفته و از روش تطبیقی برای تحلیل یافته های آن بهره گرفته شده است.
بررسی چگونگی بهره گیری از زمین در ساختمان های بومی بر اساس پارامترهای اقلیمی (نمونه موردی: روستاهای کندوان، دستکند میمند و بیه پیش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۰
89 - 100
حوزههای تخصصی:
یکی از دلایل تغییرات اقلیمی و افزایش مصرف انرژی، تأمین آسایش حرارتی در ساختمان ها است. از اقدامات اصولی کاهش مصرف انرژی این بخش، اصلاح بدنه ساختمان و تدوین مقررات می باشد. ایران کشوری است با اقلیم های متفاوت و متنوع، به طوری که دو منطقه هم جوار از شرایط آب و هوایی و در نتیجه معماری بومی یکسانی برخوردار نیستند. در این پژوهش با توجه به بررسی نمونه های معماری بومی به ضرورت بازبینی و بومی سازی مقررات ساختمانی تأکید شده است. یکی از شاخصه های اصلی معماری بومی نحوه برخورد ساختمان با زمین است که در مقاله حاضر نحوه فرورفتن ساختمان در زمین و یا ارتفاع از آن در سه اقلیم معتدل- مرطوب، گرم- خشک و سردکوهستانی کشور بررسی گردید. با مقایسه نمونه ها، ارتباط اقلیم هر منطقه با روش های مورد نظر تعیین شد. نتیجه گیری این بحث در قالب الگوی بومی نحوه استفاده از زمین جهت سرمایش و گرمایش ارائه گردید.
تدبیر چارچوب مدیریت دانش برای سیاست گذاری یکپارچه در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۱۹ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
57 - 70
حوزههای تخصصی:
توجیه ضرورت سیاست گذاری یکپارچه در شهرها، وجود عرصه های موضوعی سیاست گذاری و نیز سیاست گذاران چندگانه درگیر در برنامه ریزی و سیاست گذاری کلان شهری و تولید سیاست های غیریکپارچه و ناهماهنگ است. چنین سیاست هایی به عناصر و مسیرهایی غیریکپارچه و چندپاره، ناهماهنگ، متناقض و رقابتی می انجامند. منبعی مهم برای تنظیم سازوکارهای مناسب برای دستیابی به یکپارچگی و به پیامدهای مثبت آن، دانش و مدیریت دانش است، با این توجه که یک چالش اصلی سیاست گذاری کلان شهری نبود اطلاعات مناسب، کامل ، در دسترس و یکپارچه و وجود نامعلومی هایی است که سیستم مورد تصمیم گیری و سیاست گذاری را احاطه می کند. هدف این مقاله، ردیابی ابعاد یکپارچگی در سیاست گذاری کلان شهر تهران به منظور کمک به تدبیر چارچوبی انگاشتی برای تسهیل اثر مدیریت دانش در دستیابی به سیاست گذاری یکپارچه در برابر سیاست گذاری بخشی، پاره پاره و غیریکپارچه است و برای دستیابی به آن روشی با مسیر دوگانه توصیفی- تحلیلی با چگونگی یکپارچگی در سیاست گذاری و تحلیلی- تجویزی به منظور ارتقای یکپارچگی اطلاعات، دانش و سیاست گذاری، اختیار شده است. ارزش این مقاله کوشش در پرداختن به و به کارگیری هر دو انگاشت اصلی این مقاله، یعنی ""مدیریت دانش"" و ""سیاست گذاری یکپارچه"" و نیز اتصال این دو در برنامه ریزی کلان شهرهایی چون کلان شهر تهران که پیشینه ای چه پژوهشی و چه سیاست گذاری در این زمینه ندارند، است.
Reading a Home: An Application of Rapoport's Viewpoint in Iranian Architecture Studies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this paper, a house is assumedas an expression of culture. It has been tried to study a Qajar1 house in Tabriz, in terms of its ties with cultural context.Methods and viewpoints of Amos Rapoport have been used in order to identify and peruse the circumstance of this relationship. The main reason for using Rapoport's viewpoints to understand Salmasi House, as a case study, in addition to contribute to cognition of this house and its relations, is presenting a method to understand many Iranian architecture samples. To explain the ties between built environment and culture, Rapoport has proposed several definitions and approaches according to environment-behavior studies. To study the house, Rapoport's has used a three-step approach, including, dismantling, analyzing, and synthesizing. At first, according to these approaches, two concepts of culture and built environment have been dismantled to variables and components. Then relationship among the variables and relationship among the components have been analyzed. At the final step, the variables have been reassembled and synthesized. Their interrelationships and their ties have been established, in order to understand the essential linkage between house form and its cultural context. The required data has been collected from three sources, direct interview with former inhabitants of Salmasi house to acquainting life and quality of behavior in house. Preliminary studies to acquainting the context of case studies, study the form of the house. The results indicate the adjustment of the form of Salmasi House with wishes, needs and totally cultural characteristics of its inhabitants.
تأثیر تقسیمات کشوری جدید بر پراکنده رویی شهری (مطالعه موردی: شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۱۹ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
103 - 116
حوزههای تخصصی:
پراکنده رویی شهری به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه های برنامه ریزان شهری در دوران معاصر است که تحت تأثیر مجموعه ای پیچیده از عوامل مختلف قرار دارد. از جمله این عوامل، دولت و تصمیمات سیاسی است. شهر با تغییر جایگاه در سطوح تقسیمات کشوری، از روند رشد آرام خود خارج شده و از طریق برخی عوامل برون زا به سمت گسترش افقی هدایت می شود. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا تغییر در تقسیمات کشوری می تواند در بروز پدیده پراکنده رویی در شهر تأثیرگذار باشد؟ و این اثرگذاری از طریق چه عواملی صورت می گیرد؟ شهر بجنورد، که در سال 1383 پس از تقسیم استان خراسان، از مرکز شهرستان به مرکز استان ارتقاء یافت، به عنوان نمونه موردی انتخاب گردیده است. برای اندازه گیری میزان پراکنده رویی شهر بجنورد با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مقادیر عددی 15 متغیر در 27 ناحیه شهری سال 1383 و 31 ناحیه شهری سال 1390 استخراج گردید. سپس متغیرها در چهار عامل تراکم، دسترسی، مرکزیت و اختلاط کاربری دسته بندی شدند. مقایسه نتایج در دو دوره فوق نشان می دهد که در مجموع، پراکنده رویی شهر بجنورد افزایش یافته است. رشد مهاجرت ها، گسترده شدن ساختار دولت، لزوم تأمین خدمات متناسب با نقش و عملکرد منطقه ای این شهر، و افزایش سرسام آور قیمت زمین و مسکن، از علل تأثیرگذار بر گسترش کالبدی شهر پس از مرکزیت بوده است.
بررسی و شناخت مبانی طراحی داخلی بر مبنای ادراک نابینایان و کم بینایان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه که از مرور مباحث مرتبط با معماری ویژه نابینایان و کم بینایان 1 بر می آید، به نظر می رسد که طی گذر زمان و با وجود نیازهای فراوان، هنوز توجه چندانی به این مهم به خصوص در بخش طراحی داخلی نشده است. از این رو شناخت و تحلیل رفتارهای افراد نابینا و کم بینا، نیازها و خاطرات آنها و بهره گیری از نتایج این تحلیل ها بر کیفیت طراحی فضای داخلی و معماری می افزاید. لذا هدف از پژوهش حاضر، تحلیل فضای معماری داخلی متناسب با ادراک و ناتوانی های کودکان، افراد نابینا و کم بینا است. روش تحقیق حاضر بر مبنای استدلال منطقی است که در وهله اول به معرفی افراد نابینا و کم بینا می پردازد و در ادامه به نحوه ادراک و دامنه آنها از فضا اشاره می کند. سپس سعی می کند تا با بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت طراحی فضای داخلی و در نظر گرفتن چالش های موجود در هر زمینه، برای هر عامل راهکاری در راستای تقویت طراحی فضاهای داخلی ویژه نابینایان پیشنهاد دهد. در نظر گرفتن این الگوها و پیشنهاد های طراحی می تواند گامی مؤثر در افزایش کیفیت فضای داخلی نابینایان باشد.
شناخت، تحلیل و گونه شناسی برج های کشتخوانی میبد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۳ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱۴۶
۷۶-۵۹
حوزههای تخصصی:
شهر میبد همچون سایر شهرهای باستانی ایران دارای نظام شهرسازی ساسانی براساس کهن الگوی کهندژ، شارستان و بیرونه می باشد. کشتخوان ها، خارج از حصار شارستان، در میان آبادی ها (بیرونه ها) شکل گرفته اند و از همان آغاز با حیات شهر ارتباط تنگاتنگی داشته اند و در این میان کشاورزی و دامداری به عنوان اصلی ترین شیوه معیشت ساکنان در شکل گیری باغ شهر میبد نقش مهمی را ایفا می نمود به گونه ای که با گسترش شهر و شکل گیری آبادی ها (بیرونه ها)، نیاز به فضاهایی بود که در امر کشاورزی و باغداری یاری رسان کشاورزان باشند و در نهایت موجب پیدایش برج های کشتخوانی در میان کشتزارها و باغات گردید و این امر حکایت از اهمیت برج ها در بعد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن زمان دارد. از آن جایی که در گستره مطالعات تاریخی ایران این موضوع تقریباً از چشم پژوهشگران پوشیده مانده است، در این نوشتار ده نمونه از این گونه آثار که در سطح منطقه میبد پراکنده هستند با روش میدانی و مصاحبه با آگاهان محلی شناسایی گردیده و سعی بر آن شده است تا در دو گام، معرفی و تحلیل این گونه معماری صورت گیرد. در ابتدا با معرفی فضاهای تشکیل دهنده یک برج کشتخوانی به بررسی پیشینه شکل گیری، نحوه نامگذاری و عوامل مؤثر در مکان یابی برج ها پرداخته می شود و سپس رابطه معماری با این گونه از منظر کالبدی-محیطی بررسی می گردد. در پایان دیده می شود که برج های کشتخوانی، عناصری چند عملکردی با ترکیب دو کالبد گمبه و میل هستند و چنین اندیشه جامع گرایی از نظر محیطی، کالبدی، عملکردی و غیره تنها در استادکار معمار می تواند متجلی شود که خود نیز با این شیوه معیشت (کشاورزی) عجین شده و به آن مبادرت ورزیده باشد تا بتواند تجربه و دانش بومی خود را سینه به سینه از نسلی به نسل بعد منتقل سازد. واژگان کلیدی:
سنجش میزان آسیب پذیری بافت های شهری در مواقع بروز بحران زلزله (مطالعه موردی: نواحی شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۰
5 - 18
حوزههای تخصصی:
آسیب پذیری را می توان مجموع سه عامل مقاومت فیزیکی بافت، عدم امکان امداد رسانی و عدم توان بازگشت پذیری شهر پس از بحران دانست. در این پژوهش، کوشش شده است تا میزان آسیب پذیری نواحی شهر قزوین با تعریف معیار های محیطی،جمعیتی-اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، با استفاده از روش های تصمیم گیری چند شاخصه مورد ارزیابی قرار گیرد. این سنجش ابتدا با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی صورت گرفت. به دلیل برخی از محدودیت های این روش، نتایج حاصل دور از واقعیت عینی به نظر می رسید. این مسئله که تصمیم گیری تنها براساس برآورد ذهنی و تقریبی تصمیم گیر باشد، امری اشتباه است؛ لذا این ارزیابی با روش دیگری که مبتنی بر مقادیر کمی متغیرهاست صورت پذیرفت. نتایج به دست آمده از روش، به واقعیت نزدیک تر است. در شهر قزوین3 ناحیه دارای آسیب پذیری زیاد، 9 ناحیه آسیب پذیری متوسط و 7 ناحیه آسیب پذیری کم می باشند. اولویت دهی به برنامه ها و تخصیص منابع در راستای کاهش آسیب پذیری نواحی با آسیب پذیری بالا از مهم ترین اقدامات پیش از بحران است.
قلمروهای تفاهمی، بررسی موردی: ایجاد تلارپیش در ماسوله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه تاریخی سکونت در مجموعه های زیستی از جمله در ایران، نشان می دهد که رفتارهای قلمروی برای ساکنان، برنامه ریزان و طراحان، محترم و همه در تفاهم و توافقی ضمنی و گاه رسمی، به رعایت لوازم زیستن در چنین شرایطی ملزم بوده اند. در این نوشتار، سطوحی از رفتارهای قلمروی با عنوان «قلمروهای تفاهمی» یا «وفاق ضمنی» که وجه مشخصه شان عدم مالکیت حقوقی مدعیان بر این قلمروها بوده، معرفی و دسته بندی شده است. قلمرو هایی که نقشی مهم در شکل گیری ساختارهای ارگانیک بافت های تاریخی داشته و می تواند در چهار سطح با عناوینِ قلمرو متأثر از اهلیت در مکان، قلمرو متأثر از نظام دسترسی، قلمرو متأثر از حدود همسایگی و قلمرو متأثر از نظام برگزاری مراسم آیینی و مذهبی، مورد شناسایی قرار گیرد. روش تحقیق در این نوشتار کیفی و بررسی مصداقی موضوع تحقیق، شرایط ایجاد تلارپیش در شهر تاریخی ماسوله است که با حضور در مقر رفتاری واقعی و در تناظر با سطوح قلمروی برشمرده شده، مورد واکاوی قرار گرفته است. نتایج بررسی نشان می دهد رضایت عمومی، رضایت همسایگی، ایجاد مزاحمت نکردن در مسیرهای دسترسی و همچنین، ایجاد مزاحمت نکردن برای برگزاری مراسم آیینی علم بران ماسوله، از جمله مواردی است که متقاضی ایجاد تلارپیش در شهر تاریخی ماسوله می بایست از دیرباز، به رعایت آن ها اهتمام می ورزیده اند. قلمروهای تفاهمی در ذهنیت جمعی مردمان ایران زمین، حضوری پایدار داشته و مورد توافقی فراگیر بوده است؛ لذا می توان با روزآمدسازی ساز و کارهای به کارگیری آن، در تدوین تدابیر بومی مداخله در مکان های تاریخی بسیار کمک رسان باشد.
تحلیل کیفیت پیاده روهای شهری با تاکید بر مولفه های سلامت: مطالعه موردی خیابان هفده شهریور مشهد
حوزههای تخصصی:
از آنجا که شهروندان بخش عمده ای از زندگی خود را در تعامل با محیط شهری سپری می کنند، تحلیل اثرگذاری این محیط بر جنبه های گوناگون زندگی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار گشته است. از جمله این جنبه ها که می تواند توسط محیط شهری به چالش کشیده شده و یا تهدید گردد سلامت می باشد. مباحث نوینی چون شهر سالم، پیاده مداری و جز آن بازنمون هایی از توجه به این جنبه ها می باشد. شرایط کالبدی-فضایی پیاده روهای شهری، به طور خاص،تاثیر به سزایی در میزان سلامت محیط برای شهروندان دارد.این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین ویژگی های محیط کالبدی و میزان سلامت محیط، همچنین یافتن روشی جهت ارزیابی سلامت محیط شهری در پی پاسخگویی به این سوالات است:1-مهم ترین چالش های پیش روی سلامت شهروندان استفاده کننده ازپیاده روها کدامند؟2-چه معیارهایی در ارتقا و بهبود سلامت پیاده روهای شهری دخیل اند؟3- با اتکا به این معیارها چگونه می توان میزان سلامت پیاده رو شهری را ارزیابی نمود.روش تحقیق، ترکیبی بوده و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و پیمایش به انجام رسید.به کمک چک لیست پژوهشگر-ساخته داده های مورد نیاز از150 نفر از عابران محور هفده شهریور و 50 مسئولان و کارشناسان مربوطه، به عنوان نمونه پژوهشی گردآوری شد. یافته ها نشان داد وضعیت محور هفده شهریور از نظر معیارهای سلامتی در مجموع بد و پایین بوده که موجب کاهش میزان رضایتمندی استفاده کنندگان از فضا، کاهش میزان استفاده از محیط و در نتیجه افول بیشتر کیفیت محیط گردیده است.هر چهار بعد اصلی سلامت، یعنی سلامت جسمانی، اجتماعی، معنوی و روانی واجد نقش و سهم به سزایی در تعیین میزان سلامت محیط شناسایی گردیدند. در محور هفده شهریور، سلامت جسمانی و اجتماعی در بدترین شرایط و سلامت معنوی و روانی در شرایط بهتری قرار دارد. راهکارهای مختلف کالبدی وفیزیکی برای ارتقاء سلامت شهروندان در این محور پیشنهاد گردید.
نمادپردازی در باغهای ایرانی در دوره اسلامی و ارتباط آن با باورهای مذهبی سازندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱
47-55
حوزههای تخصصی:
باغسازی ایرانی همواره ارتباطی نزدیک با باورهای مذهبی و اعتقادات سازندگان داشته و این مهم در نمادهای استفاده شده در باغ قابل بررسی است. از اینرو در این مقاله ابتدا به بررسی نمادها، انواع آن و چگونگی ظهور و نمایش عناصر نمادین در باغسازی ایرانی پرداخته شده است. سپس باتوجه به وجود ارتباط مستقیم میان نمادهای استفاده شده و تقدس باغ، گیاه و باغسازی با باورهای مذهبی سازندگان، این مهم در دو بخش مجزا- قبل و بعد از اسلام- به تفصیل بررسی شده است. هدف اصلی این مقاله معرفی و شناسایی نمادهای استفاده شده در ساختار کالبدی و فضایی باغ ایرانی (بعد از اسلام) و مطالعه چگونگی ارتباط آنها با باورهای مذهبی سازندگان، بخصوص ارتباط با ایده تجسم باغ تمثیلی از بهشت جاویدان، است. در این مقاله از روش تحقیق تاریخی-تفسیری استفاده شده است و روش تجریه و تحلیل اطلاعات به صورت کیفی و به روش استنباطی می باشد. نتیجه گیری این مقاله گویای این مهم می باشد که ساختار کالبدی و فضایی باغ ایرانی در قبل و بعد از اسلام از اصولی مشابه پیروی می کرده است لیکن نمادهای استفاده شده در باغسازی ایرانی پس از اسلام دارای معانی متفاوتی بوده که در راستای تجسم باورهای مذهبی اسلامی، بخصوص بهشت و توصیفات قرآن در اینباره، می باشد.
معماری اندیشه، از ایده تا کانسپت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۷
25 - 34
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به جایگاه« ایده» و «کانسپت» در معماری و چگونگی تبدیل اندیشه و خیال بر پایه متن به فضای معماری، می پردازد. روش پژوهش در این تحقیق به صورت تحلیل محتوا با تکیه بر نشانه شناسی لایه ای وتحلیل سه گانه پانوفسی در تمامی لایه های هم نشین است. فرآیند حاصل از این تحقیق به این نتیجه دست یافته است که ایده، تفکر اولیه و غالب طرح بوده و استراتژی برخورد با آن است در حالیکه کانسپت به معنادار کردن ایده و تحقق پذیری آن می پردازد و به نوعی تاکتیک محسوب می شود. ایده پس از عبور از متن، بینامتنیت، زیباشناسی، نشانه شناسی، زبانشناسی، فلسفه و روانشناسی به کانسپت های متعدد می رسد. سپس در فرایندی پیچیده، مسیر خود را از اشراق آغاز کرده و در سلسله مراتبی خاص آن را به حکمت، علم و دانش، تقلیل داده و به فرم تبدیل می کند.
چیدمان نقد هنری: موزه پست مدرن؛ داگلاس کریمپ (بخش سوم)
حوزههای تخصصی:
تحول هویت اجتماعی، پیامد معماری و شهرسازی نوگرا در شهرهای نفتی خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول سدة گذشته تقابل با غرب باعث مقاومت هایی در برخی کشورهای پیرامونی شده و بحث های جدی در حوزة هویت آنها ایجاد کرده است. در ایران نیز ابزار این تقابل در ارایة چارچوبی متمرکز به صورت هویت ملی دیده شده که نادیده گرفتن هویت های منطقه ای را در پی داشته است. حال آنکه هر یک از این نقاط دارای ویژگی های خاص و حتی رویارویی متفاوتی با نوگرایی بوده اند که خوزستان به واسطه اکتشاف نفت و تجربة منحصر به فردی در نوگرایی، یکی از این مناطق است.
لذا این پژوهش با این فرض که نظریة هویت اجتماعی دارای قابلیت هایی است که می تواند این نقیصه را پوشش دهد سعی می کند با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از اسناد کتابخانه ای و بایگانی ها به ارایة الگویی از هویت در قالب هویت اجتماعی بپردازد که علاوه بر ابعاد هویت ملی ایران همچون دین و سیاست، ویژگی های منطقه ای هویت ساز از جمله فرهنگ، تمدن، سنت و محیط هر منطقه از کشور و قابلیت تبیین تحولات ایجاد شده در هر هویت را نیز در بر داشته باشد. سپس با استفاده از آن، سؤال اصلی پژوهش که چگونگی تأثیر معماری و شهرسازی نوگرا بر تحول هویت در شهرهای نفتی خوزستان است را پاسخ می دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که جامعة عشایری و روستایی خوزستان به راحتی جذب تمدن غرب شده و با آن سازگار شده اند که منجر به تحول تدریجی هویت سنتی و شکل گیری هویتی جدید در شهرهای نفتی شده است. تعمیم این موضوع برای کشور ما - که بخش عمده ای از آن را مردم عشایری و روستایی تشکیل می داده است – می تواند در ایجاد نگاهی نو به هویت یابی معماری و شهرسازی مفید باشد.
رویکردی نوین به بازآفرینی شهر خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال چهارم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲
54-63
حوزههای تخصصی:
تحول بازآفرینی شهری، داستان تعامل و گاه تضاد اولویت های اقتصادی و فرهنگی بوده و این موضوع دربسترتغییر پارادایم ها و الگوهای حاکم برنظام های سیاسی-اقتصادی و تحولات اجتماعی رخ داده است. نقش فرهنگ دربازآفرینی شهری نسبت به دیگر عوامل تغییر معناداری داشته است؛ چنانچه در دهه های اخیر تاکیدات فرهنگی اصلی ترین رویکرد در بازآفرینی شهری شده است. دراین میان نظریه شهرخلاق که در چارچوب تحولات اجتماعی-اقتصادی عصر حاضر جهانی شدن را در محتوای اصلی خود داراست، از سویی توجه ویژه به سرمایه های انسانی و اجتماعی دارد و از سوی دیگردر قالب پرداختن به ویژگی های مکانی، سعی درایجاد رقابت اقتصادی، انسجام اجتماعی و تنوع فرهنگی دردستیابی به تصویری یکتا از شهر را دنبال می کند. لذا پرداختن به ظرفیت های این نظریه در عرصه بازآفرینی میتواند چشم اندازهای جدیدی را پیش روی سیاستگزاران این عرصه در کشورمان قرار دهد. پژوهش حاضر به دنبال تدقیق ادبیات شهر خلاق و تبیین جایگاه آن دربازآفرینی فرهنگ مبناست بدین منظور با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی تئوری شهر خلاق و راهبرد های برآمده از آن را مورد بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش بیانگرآن است که توجه به دو عامل اصلیِ فرهنگ و اقتصاد(رقابت) در بستر ویژگی های مکانی، نظریه شهر خلاق را در راستای بازآفرینی شهری قرار داده است. این تحقیق سازوکار چنین ارتباطی را در قالب یک مدل مفهومی ارائه نموده است؛این مدل مفهومی می تواند راهبردهایی در عملیاتی نمودن نظریه شهر خلاق به عنوان رویکرد مداخله در بافتهای هدف برنامه های بهسازی و نوسازی شهری ارائه دهد.
کارگاه های طراحی شهری هسته اصلی آموزش رشته؛ بررسی موردی: مقایسه موضوعات کارگاه های درسی و اولویت های جامعه حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۳ شماره ۱۳
93 - 112
حوزههای تخصصی:
طراحی شهری به عنوان فعالیتی میان رشته ای در جهانی که کیفیت هایش اسیر کمیت ها شده بودند، سربرآورد تا جامعه را به وسیله ارتقای کیفیت های از دست رفته، بهبود بخشد. این امر در گرو شناخت صحیح اهداف رشته و روش های حصول به آن بود. برنامه های آموزشی متعددی برای تحقق اهداف مورد انتظار این رشته در سراسر دنیا و از جمله ایران پیشنهاد شد. دو جامعه دانشگاهی و حرفه ای بازوهای اصلی دستیابی به اهداف این رشته اند و هماهنگی این دو در تحقق اهداف رشته نقش اساسی دارد. لذا برای شناخت بهتر اهداف و انتظارات طراحی شهری، اسناد نظری متعددی بررسی و نظرات صاحبان اندیشه این رشته جمع بندی گردید و از آنجا که موضوعات مطروحه در کارگاه های طراحی شهری به عنوان مهمترین بخش آماده سازی دانشجویان برای ورود به حرفه طراحی شهری اهمیت زیادی دارد، هماهنگی موضوعات اولویت دار در جامعه حرفه ای و پروژه های کارگاه های طراحی شهری در دانشگاه های ایران مورد کنکاش و مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان از هماهنگی در بعضی موارد و ناهمخوانی در بعضی دیگر دارد. به گونه ای که اصلاح برخی رویکردها و شیوه های موجود جامعه حرفه ای و علمی طراحی شهری در ایران اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. به علاوه جامعه حرفه ای در موارد بسیاری درک کاملی از ماهیت مسایل روز طراحی شهری نداشته و نظام آموزشی نیز اقدام مؤثری برای رفع این نقصان نکرده و نتوانسته است خلأهای نظری این رشته را در عرصه حرفه ای پوشش دهد و ابهام در مفاهیم آن را متناسب با ویژگی های بومی رفع نماید.
بازنگری فرآیند طراحی (رمزگشایی «قیاس» به عنوان روش اصلی آفرینش فضا و فرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱۸
71 - 80
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به منظور بررسی روش های «آفرینش فرم و فضا»، ابتدا «فرآیند طراحی» و مراحل کلی دوگانه ی آن یعنی «تحلیل» و «ترکیب» مطالعه شد ه است. سپس این روش ها در آرای برخی نظریه پردازان معاصر مقایسه و نقد شده، آثار موفق برخی از طراحان معاصر و روش طراحی آنان با روش های بالا مقایسه و به این ترتیب روش های طراحی و آفرینش فرم در محیط مصنوع بازنگری شد ه است. یافته اصلی این پژوهش این است که «قیاس» به معنای ارزیابی و سنجش فرم نهایی(مرحله «ترکیب») با مولفه های تحلیلی (مرحله «تحلیل») به عنوان یکی از مراحل و عوامل اصلی روش های آفرینش فرم و فضا محسوب شده که بر اساس چگونگی تخیل و تصور طراح می تواند طیفی از «مستقیم»، «عینی»، و «درونی»، تا «غیر مستقیم»، «ذهنی»، و «برونی» را در فرآیند طراحی شامل شود. همانطور که «قیاس» دارای این درجات «درونی» و «برونی» است، مولفه های «تحلیل» نیز از درجه «درونی» (برنامه، سایت) تا «برونی» (نمونه ها، پدیده ها) قابل تشخیص هستند.
تاثیر وجود پیش ورودی بر رفتار حرارتی فضای اصلی در اقلیم گرم و خشک ایران (بررسی خانه های قدیمی شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضاهای موجود در بناهای سنتی کویری ایران هریک به دلایلی به وجود آمده اند که نحوه و میزان استفاده از آنها در فصول مختلف سال خود بیانگر علت وجود آنهاست. این فضاها عمدتاً با رویکرد اقلیمی طراحی شده اند . برخی از این فضاها محل اصلی زیستن و برخی نیز مکان قرارگیری خدمات پشتیبان فضاهای زیست می باشند . این پژوهش با هدف بررسی رفتار حرارتی فضاهای واسط و میانی (میاندر) و پیش ورودی ها در خانه های سنتی اقلیم گرم و خشک و تاثیرشان بر سازگاری یا ناسازگاری با منطقه آسایش حرارتی انسان انجام شده است.
برای این منظور پس از طبقه بندی پلان های خانه های سنتی یزد با رویکرد گونه گونی فضاهای بسته، واسط و باز، و همچنین درصد بازشوهای هر کدام، به ارزیابی رفتار حرارتی آنها بسته به ضرورت وجودی انواع فضاهای مذکور پرداخته شد. سپس بر اساس طبقه بندی های به دست آمده از گونه های متنوع، به صورت موردی نمونه ای رایج تر در محیط نرم افزار design builder شبیه سازی شده و نمودارها و اطلاعات مرتبط با اختلاف درجه حرارت فضاهای میانی و فضاهای بسته درونی برای تحلیل و بررسی حرارتی حاصل گردید.
بررسی نمودارها بیانگر تاثیر مثبت پیش فضاها، به ترتیب در گرمایش و سرمایش فضاهای اصلی در فصول زمستان و تابستان بوده است. لازم به ذکر است که شبیه سازی شرایط در نرم افزار مذکور در دو ضلع جنوبی و شمالی بنا و مطابق با نحوه استفاده ساکنین از این فضاها در فصول مختلف صورت گرفته است. تاثیر مثبت فضاهای میانی و واسط ما بین فضاهای باز و بسته خود نشان از امتیاز به کارگیری این ایده در طراحی های جدید این اقلیم می باشد تا علاوه بر استفاده از تجهیزات و علم روز، از الگوه ای طراحی معماری سنتی و تجربیات ارزشمند حاصل از صدها سال تجربه مداوم پیشینیان نیز بهر هگیری مناسب به عمل آید.
بازشناسی منزلت مسجد کبود در ساختار شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسجد کبود از آثار ارزشمند تبریز است که از دیرباز جایگاه والایی در میان مردم شهر و رهگذران داشته است. این مسجدعضوی اززنجیره حیات شهر کهن بوده که بستری را برای مراودات و تعاملات اجتماعی فراهم می آورد و در دوران پهلوی باشکل گیری تغییرات جدید شهری، این جایگاه دستخوش تغییرات اساسی گشت. هدف از این پژوهش، حصول راه کاری در جهت بازیابی منزلت از دست رفته مسجد کبود در زنجیره حیات شهری تبریز است؛ از این رو با استفاده از راهبرد تحقیق تفسیری، نقشه های تاریخی تبریز و اسناد مرتبط با آن مورد تحلیل قرار گرفته است. مقاله حاضر در ابتدا شناختی از مسجد کبود و ریشه های شکل گیری آن ارائه می دهد، سپس به تحلیل جایگاه آن در زنجیره و ساختار حیات شهری در ادوار مختلف تاریخی پرداخته و در ادامه با بررسی وضعیت کنونی مسجد کبود در بافت شهر، نارسایی های پدید آمده را بیان می دارد. سرانجام راه کار احیای مطلوب مسجد کبودبا توجه به کیفیت تاریخی شهر و در ارتباط با محور تاریخی- فرهنگی تبریز در آن دیده شد که با ایجاد گشایشی نمادین در پیشگاه مسجد کبود به عنوان فضای شهری، که محل گذار جاده ابریشم بوده، سعی در بازیابی هویت تاریخی مسجد، بافت و شهر تبریز گردد.
Community Participation: The Lost Link of the Rural Informal Settlements Relocation Projects, Kerman Province, Iran (Case Studies: Band-Chah-رضا Village, Chah-Dad-Khoda Village, Ghassem-Abad Village and Shahid-Karami-Shadab Village)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although in most of the rural development plans, relocation of informal settlements is often considered as an efficient solution to increase safety of rural communities against natural and man-made disasters, such as, earthquakes, fire hazards, floods, etc. an evaluation of recent experiences in the relocation projects show that the relocated community is often unsatisfied with the new residential areas. In most cases, the new residential areas are advantageous in compare to the informal settlements in terms of utility infrastructures and architecture design but the public remain reluctant to migrate to the new place. This paper, tries to evaluate the role of Community participation in the process of informal settlements relocation projects in Kerman province, an Iranian south-eastern state, by measuring people's evaluation of their own participation in the process of decision-making during five key relocation phases, namely, choice of new location, methods of relocation, architectural design of the new areas, construction procedures and supervision on the whole project. Questionnaire survey was employed to gather these data and was followed by statistical analysis (by SPSS software) in order to approve meaningful relationships. The results showed that lack of community participation had been responsible for a number of uninhabited settlement projects and some unfinished construction projects during the whole relocation process.