فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۰۱ تا ۵٬۲۲۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
معماری ایرانی اسلامی در پیشینه خویش لااقل پذیرای دو نظام کلی آموزش بوده است. یکی آموزش سنتی معماری است که ریشه در قرون و اعصار دارد و انتقال اطلاعات و مفاهیم در آن به صورت سینه به سینه و استاد و شاگردی انجام می پذیرفته و دوم نظام آموزشی آکادمیک در دوره های اخیر بر اساس الگوی مدارس اروپایی مانند مدرسه هنرهای زیبای پاریس است. آموزش معماری در سنّت پیشینیان از سرچشمه فرهنگ و در نگاه آرمانی توأم با اخلاق و فتوّت بوده است؛ عنصری که در نظام آکادمیک چندان مورد توجه و اهتمام قرار نگرفته و بدین سبب چالش استحاله معماری باهویت و اصیل به سمت معماری بی هویت و تقلیدی نمود فراوان پیدا کرده است. آموزش معماری یکی از عوامل مهم این استحاله به شمار می آید. چگونه می توان الگویی برای ترویج اخلاق در آموزش معماری ارائه نمود؟ این مقاله سر آن دارد تا با معرفی ویژگی های اخلاقی و معنوی حاکم بر محیط متقدم معماری، به مدل و ایده ای برای تدوین اصول اخلاقی و معنوی اسلامی در آموزش رشته شهرسازی و معماری دست یابد.
مطالعه تطبیقی الگوهای معماری و شهرسازی باغشهر طبس در دوره زندیه و باغشهر اصفهان در دوره صفویه
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به شهرسازی ایران، با مفهومی به نام توسعه شهری به معنی تغییرات در کاربری زمین و سطوح تراکم، جهت رفع نیازهای ساکنان شهر مواجه می شویم که در برخی از شهرها شباهت زیادی با باغشهر در معنای امروزی دارد. امروزه، عدم الگوگیری از ارزش های موجود در معماری و شهرسازی گذشته کشور، سبب بروز مشکلاتی در معماری و شهرسازی شده است. این در حالیست که با تأمل در معماری و شهرسازی سنتی ایران، می توان چنین الگوگیری هایی را در اعصار مختلف به وضوح مشاهده کرد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که توسعه باغشهر طبس در دوره زندیه و اصفهان در دوره صفویه از چه الگوی مشترکی تبعیت کرده است. برای دستیابی به این هدف، با بهره گیری از منابع مکتوب و مصور و استفاده از روش توصیفی -تحلیلی به مقایسه تطبیقی این دو باغشهر پرداخته شده است. یافته های حاصل از این تحقیق مهمترین تشابهات باغشهر طبس و اصفهان را نشان داده که به صورت: 1- الگوی توسعه شهر 2- نقاط ابتدایی و انتهایی محور توسعه 3- کاربری های همجوار محور توسعه 4- الگوی کلی پلان باغ های انتهایی محور توسعه 5- الگوی کلی ورود آب به شهر، است. به نظر می رسد با توجه به وجود چنین تشابهات و تأخر زمانی باغشهر طبس نسبت به باغشهر اصفهان، الگوی توسعه شهر طبس در دوره زندیه ملهم از اصفهان در دوره صفویه بوده است.
مقایسه گستردگی شهر تبریز در دوره های ایلخانی، صفوی و قاجار با استناد بر مستندات تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۱
57 - 70
حوزههای تخصصی:
شهر تبریز در بخشی از تاریخ سلسله ایلخانی و صفوی به عنوان پایتخت و در دوره قاجار به عنوان ولیعهد نشین به لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و همچنین معماری در سطح کشور از اهمیت و جایگاه منحصر به فردی برخوردار بوده است که متأسفانه سوانح طبیعی و مصنوع اعم از زلزله های پی در پی و جنگ با کشورهای قدرتمند همسایه باعث زیرورو شدن ساختار این شهر گردیده و امروزه ابعاد شهر تبریز در دوره های مذکور، مخصوصا دوره های ایلخانی و صفوی در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. از این رو مقاله حاضر در پی بررسی چگونگی گستردگی شهر تبریز در دوره های ایلخانی، صفوی و قاجار است تا از این طریق به این سؤال که شهر تبریز در کدام دوره از عظمت و گستردگی بیشتری برخوردار بوده است، پاسخ دهد. این مهم از طریق مقایسه ابعاد باروی شهر در دوره های مختلف امکان پذیر خواهد بود.
سنجش میزان تطابق توسعه شهر قزوین با سیاست های توسعه درونی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۳
27 - 36
حوزههای تخصصی:
توسعه درونی شهر (میان افزا) به زمین های خالی، کاربری های منسوخ و ناسازگار و بافت فرسوده درون شهر و زیر ساخت آنها، به عنوان سرمایه و فرصت هایی برای توسعه می نگرد که با رشد پیرامونی و پراکنده شهر از جریان توسعه بدور مانده است. این شیوه با امکان افزایش جمعیت و کاربری های مورد نیاز به منظور توازن سرانه های کاربری، سبب توسعه و ارتقاء تعاملات اجتماعی و سرمایه های محلات می گردد. پژوهش حاضر با دستیابی به شاخص هایی به بررسی میزان تطابق توسعه شهر قزوین با رویکرد توسعه درونی پرداخته است. آن گاه تأثیر هریک از شاخص ها و وضعیت آنها به لحاظ استفاده حداکثر از ظرفیت های توسعه درونی، با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی[1]مورد سنجش قرار گرفت. نتایج پژوهش گویای این امر است که در توسعه شهر قزوین اگرچه امکان توسعه از درون وجود دارد، از ظرفیت های یاد شده در توسعه درونی شهر به خوبی بهره گرفته نشده است.
Organizing the Urban Landscape with Emphasis on Legibility, Using Visual Preference Technique (V.P.T) (Case Study: Khayyam Street of Qazvin)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Urban landscapes form the main parts of the city. One of these spaces is urban streets, in which social interactions and urban vitality reach its maximum quality and quantity. One of the principles and properties of urban landscape design is its intelligibility. A viewer who takes a look at an intelligible city and knows it can attract new emotional manifestations of city without damaging its original image. Orientation is also very easy for the viewer and he completely knows the environment he lives in. numerous characteristics influence the legibility of urban landscapes. The current research, which is a descriptive- analytic study, is designed to identify the factors influencing legibility of urban landscape and citizen participation as the main bases of visual preference technique. First we begin with concepts, ideas and attitudes of experts inside and outside the country about “landscape, legibility, urban streets” and identification of visual preference technique by investigating some foreign examples is done by collecting principles and characteristics to coordinate the components of city even more. Finally, considering the citizens (residents and non-residents) participation based on surveys and evaluations that have always carried thoughts and ideas about the environment, it was clarified that in different age groups, no fear should be held for the development of this technique. However, considering the new ideas of citizens, criteria are proposed to create and reinforce legible landscapes for the streets and urban landscapes.
بررسی عملکرد بازشوهای دوپوسته در ساختمان های سنتی نواحی سردسیری ایران؛ نمونه ی موردی: خانه قدکی و خانه گنجه ای زاده در تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری بومی در هر اقلیم با محیط پیرامون خود هماهنگ بوده و در تمامی خرد اقلیمها، فرمت و کالبد معماری از کل تا جزء در راستای پاسخگویی به شرایط محیطی و به منظور آسایش و راحتی انسان، شکل گرفته ا ست . در این راستا، حفظ ساختمان در برابر سرمای محیط و استفاده ی بهینه از نور خورشید به عنوان منبع گرما در نواحی سرد کشورمان، که طول دوره ی سرما بسیار طولانیتر از دوره ی گرما می باشد، همواره الویت طراحی معماران سنتی اینمناطق بوده است. پوسته های ساختمانی مرز بین فضای داخل و خارج ساختمان هستند و نقش مؤثری در کاهش مصرف انرژی بر عهده دارند. از میان پوسته ها و جداره های مختلف پرکاربرد در مناطق مختلف سردسیر، نماهای دوپوسته یکی از بهینه ترین انتخابها در مدیریت تعامل بین فضای داخلی و خارجی بوده است . ارزیابی نقشه ها و مشاهدات میدانی صورت گرفته از جداره ها و بازشوهای موجود در ساختمانهای سنتی شهر تبریز، که قدمت بیشتر آنها به دوران قاجار بر می گردد، حاکی از کاربست بازشوهای دو جداره ای است که به منظور ورود حداکثری نور و حداقل اتلاف حرارتی مورد استفاده قرار گرفته است. در این مقاله از روش تحقیق کمی با تکنیک های مدل سازی عددی برای یک نمونه ی موردی شاهد استفاده شده و هدف اصلی آن اعتبارسنجی به تفکر معماران سنتی بر مبنای مدلسازی عددی بازشوهای دوپوسته در ساختمانهای واقع در اقلیم سرد است. از اینرو، با شبیه سازی انرژی یک واحد آزمایشی شاهد به ابعاد 4×5 متر واقع در اقلیم سرد تبریز با هندسه، جانمایی و مشخصات مصالح بازشوهایی تقریباً منطبق بر بازشوهای خانه های قدکی و گنجه ای زاده، عملکرد نمای دوپوسته در کاهش مصرف انرژی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج شبیه سازی نشان می دهد که مصرف انرژی گرمایشی در واحد شاهد مورد نظر با استفاده از نمای دوپوسته و با در نظر گرفتن تمامی فرضیات بکار رفته در شبیه سازی ها حدود 64/42 % کاهش می یابد.
نقش باد در سلامت انسان در طب اسلامی و تأثیر آن در مکا ن یابی و ساختار شهر های سنتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال پنجم بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
43-57
حوزههای تخصصی:
اگرچه ب هطور مسلم مهمترین عامل مکان یابی شهر در دنیای گذشته منابع طبیعی و به ویژه کیفیت و قابلیت های عناصر چهارگانه آب و باد و خاک و آتش )تابش) در زندگی انسان بوده است؛ ولی جزئیات قاعد ههای این علم در هاله ای از ابهام قرار گرفته و امروزه تنها بر اساس علم تنظیم شرایط آسایشی بدن انسان و بدون توجه به آن مبانی به این کار مبادرت م یورزند. در این تحقیق بر آنیم تا نقش عنصر طبیعی باد را در سامت انسا نها با توجه به متون طبی سنتی و تأثیر آن در انتخاب مکان و ساختار شهرها تطبیق داده و بررسی نماییم. بدی نمنظور پس از بررسی متون دینی، فلسفی، طبی و تشریح اولوی تهای بادها از دو بعد جهت وزش و مبدأ وزش، شش پهنه اقلیمی تعدادی از شه رهای کهن و مهم و پرجمعیت از جهت وجود یا فقدان بادهای مطلوب یا نامطلوب ب هترتیب تنظیم شد. در پایان با مطالعه ساختار نمون های از شهر های با باد مطلوب و نمونه ای از بادهای نامطلوب شیوه بهر همندی یا مقابله شهر های سنتی با باد، مورد مطالعه قرار گرفت. روش بررسی مبانی طبی، تفسیری و استدلالی و در حوزه شواهد مصداقی، مورد پژوهشی و تحلیل منطقی است. نتایج ب هدست آمده نشان می دهد باد ب هخاطر تأثیر مستقیمی که بر سامت انسان دارد یکی از عناصر اولویت مند در کامیابی شهر و ساختار آن و معماری بومی هر منطقه است. مبانی رومی نشان از پرهیز و گریز شهر ها و معماری یونان، از باد م یدهد، در صورت یکه در معماری و شهرسازی اسامی ایرانی و مبانی حکمی و آیات و احادیث توجه به باد ها ارزشمند و یکی از عوامل ارتقای سامت دانسته شده است. در متون از باد شمال و شرق )هنگام غروب( و باد غرب )هنگام صبح( به نیکی یاد شده است. ولی در نگاه کلی باد غرب و جنوب دارای مضرات زیاد دانسته شده است، چرا که از گرما برخاسته و بیماری زاست. این تحقیق شیوه توجه به با دهای مثبت و منفی را در ساختار 16 شهر مورد مطالعه قرار داده است.
A comparative analysis on thermal performances of Conditioned and free running houses (Case study in moderate climate of Babolsar, Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال پنجم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
1-12
حوزههای تخصصی:
There has long been a concern that evaluating building thermal performance on the basis of energy loads is inappropriate to achieve overall energy efficiency of houses, particularly passive houses, in temperate climates. Passive buildings designed to be free running may achieve better results in an appropriate evaluation system. The main objective of this study is to investigate differences between thermal performances of houses in different operation modes. The paper illustrates a relationship between indicators of building performance in free running and conditioned modes. Simulation is used to compare the predicted performances of conditioned and free running houses, respectively on the basis of annual energy requirements (MJ/m2) and Degree Discomfort Hours (DDH) in temperate climate of Babolsar, Iran. Despite a strong relationship between these two indicators, some significant differences become clear leading to a discussion of the persistent technical problems and issues, which are encountered when attempting to optimize an efficient architectural design. The result of this study persuades the architects to pay more attention to the process of building energy efficient design regarding to the building operation mod. Application of this result in the building labelling system can promote the passive building design which is an important step to achieve objectives of sustainable development.
ایجاد فضای کاشانه در پرورشگاه با تأسی از حس مکان؛ بررسی موردی: مجتمع خدمات بهزیستی پرورشگاه آمنه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱۴
97 - 115
حوزههای تخصصی:
کودکان بی سرپرست به دلیل محرومیت از محبت خانواده و دوستان دارای مشکلات هویتی- شخصیتی فراوانی هستند و محیط پرورشگاه به عنوان کاشانه ای که در آن سکنی گزیده اند، تنها همراه همیشگی آنان محسوب می گردد. بنابراین احساس تعلق خاطر به چنین مکانی به دلیل نقشی که حس مکان در شکل گیری هویت کودکان ایفا می کند، به مراتب نسبت به کودکان عادی از اهمیت بیشتری برخوردار است. پژوهش پیش رو بر آن است تا ما را در راستای پاسخ دادن به این پرسش رهنمون گردد که «تأثیر حس مکان در ایجاد فضای مطلوب اقامتی کودکان بی سرپرست چگونه است؟». بنابرین ابتدا در بخش نظری به مطالعه منابع کتابخانه ای پرداخته شده و در ادامه با تحقیق میدانی و بر اساس یافته های بخش نظری، راهکارهای عملی ارائه گردیده است. از این رو پس از بررسی معضلات کودکان در محیط های پرورشگاهی، ضرورت ایجاد حس مکان جهت رفع برخی از این مشکلات مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه حس مکان و عوامل شکل دهنده آن و نقش هر یک از این عوامل در بهبود فضای پرورشگاه بیان گردیده است. از نتایج بررسی موارد مذکور می توان به اهمیت عوامل کالبدی، مشارکت در طراحی مکان و عوامل فعالیتی- تعاملی جهت بهبود فضای پرورشگاه برای ایجاد حس مکان و فضای کاشانه در طراحی مکان مطلوب اقامتی- پرورشی اشاره نمود. به همین منظور راهکارهای ارائه شده، دسته بندی گردیده است و در انتها جهت بررسی عملی عوامل ذکر شده، مجتمع خدمات بهزیستی شیرخوارگاه آمنه به عنوان نمونه موردی تحلیل شده است.
آشنایی و تحلیل باغ های تاریخی روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۴ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱۴۹
۳۶-۱۵
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن شناسایی و معرفی باغ های تاریخی روستایی ایران، تلاش می نماید ویژگی های این باغ ها را ارائه و آن ها را مورد بحث و بررسی قرار دهد. روش تحقیق در این مقاله عمدتاً مبتنی بر مراجعه به مصادیق بوده است. در کنار این شیوه از منابع مکتوب مرتبط نیز جهت تکمیل اطلاعات مورد نیاز استفاده شده است. در ابتدای مقاله فهرستی از بیش از شصت باغ تاریخی روستایی (خانی) که از نقاط مختلف ایران شناسایی شده اند ارائه و ضمن تعیین موقعیت و قدمت این باغ ها، اطلاعات کلی کالبدی شامل مساحت، شیب و طرح و سازماندهی فضایی آن ها تبیین می گردد. در ادامه هفت نمونه از این مصادیق شامل باغ های افضلیان گناباد، سرهنگ آباد زواره، طاباغاباغی خوی، علی آباد بجنورد، نوری کرمان، نشاط نیشابور و صدری تفت به تفصیل بیشتر معرفی و ویژگی های معماری آن ها مورد توجه قرار می گیرند. در این بررسی مشخص گردیده است که از یک طرف فراوانی و از طرف دیگر شرایط وضع موجود این باغ ها از نظر سلامت و امکان تشخیص جزئیات، آن ها را مستعد بررسی ها و مطالعات جدی تر می نماید. بررسی این باغ ها نشان داد که طرح آن ها از نقطه نظر الگو و سازماندهی فضایی واجد تنوع فراوان است، در این میان هم الگوهای مشابه باغ های تاریخی شهری و مشهور ایران مشاهده گردید و هم الگوهای بعید و کمتر شناخته شده در میان آن ها یافت شد. مجموعه این یافته ها اهمیت پژوهش در حوزه باغ های روستایی را هم به جهت شناخت بهتر و بیشتر از انواع مصادیق باغ ها که کمتر شناخته شده هستند و هم به دلیل امکان شناخت بهتر و بیشتر از مصادیق مشابه باغ های مشهور ایرانی که امروزه در دسترس نیستند، دو چندان می کند. شرایط موقعیت مکانی این باغ ها نیز در کنار روستاها یا زیستگاه های مناطق مختلف حاوی پیام های آموزنده ای از قبیل دوام و بقا و زندگی مستمر آن ها است. در انتها نگارنده ضمن طرح سؤالاتی جهت تحقیقات آینده اهمیت مطالعه و تحقیق در خصوص این مصادیق معماری ایرانی را بیش از پیش مورد تأکید قرار می دهد.
Comparative Modeling of Summer and Winter Courtyard in Cold Climate(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال پنجم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
23-34
حوزههای تخصصی:
Energy efficiency is one of the most important lessons which may be learnt from all kinds of traditional buildings especially in oriental countries such as Iran. It is very important to explain and rethink about courtyard as an invaluable archetypes in traditional architecture of Iran. Literature review of the paper show that courtyard in general, is a place in which family in all kinds, gather for inter-generation relationships. In traditional architecture of Iran courtyard enjoys some practical functions as well as metaphorical ideas. This paper is to make a comparative modeling of summer courtyard and winter courtyard for cold climate with particular reference to Iranian cold climate in North West parts in which most of winter times, conventional courtyards are useless because of harsh climate. Thus the research focuses on analyzing temperature of courtyard in once in case – winter courtyard; and then in control – summer courtyard. Methodology of the paper focuses on case – control techniques in which one sample plays the role of case and the other sample is considered as control. Ardebil traditional houses selected as case studies of the research for modeling. The results of the paper emphasize on efficiency of winter courtyard in comparison with summer courtyard.
ارزیابی عملکرد دهیاری ها در توسعه روستایی (مطالعه موردی: دهیاری های شهرستان ایوان، استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۴ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱۴۹
۱۱۹-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
فارغ از موفقیت یا ناکامی، تاریخ روستایی ایران سرشار از مثال هایی متفاوت در باره شیوه های مدیریت در مناطق مختلف آن است. مدیریت روستایی در ایران به شیوه های گوناگونی تحقق یافته است. این مدیریت همچنین فراز و فرودهای زیادی را به لحاظ قانونی و ساختاری تجربه کرده است. با این حال، فقدان مدیریت مؤثر روستایی در بیشتر روستاها مشکلات زیادی برای روستائیان در دوره های مختلف تاریخ گذشته به ویژه قبل از دهه 1340 به وجود آورده است. لازم به یادآوری است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، سازمان ها و ارگان های مختلفی برای مدیریت روستاها تشکیل شدند از جمله: شوراهای اسلامی روستایی، خانه همیار و دفتر عمران روستایی. هر کدام از موارد نام برده شده در کارنامه خود دارای موفقیت یا ناکامی هایی بوده اند، منتها کفه ناکامی گاه سنگین تر از موفقیت بوده است.فقدان یک نظام مدیریت جامع روستایی و ناکامی اجتماعی سازمان ها و ارگان های متولی، از مهم ترین عوامل بسیاری از مشکلات روستایی بوده اند. بعد از سال ها آزمون و خطا، بالاخره در سال 1374 قانون «شوراها» و بعد در سال 1377 قانون «دهیاری ها» به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیدند تا مسؤلیت ها را به گروه مدیران جدید روستایی بسپارند. این پژوهش با هدف ارزیابی عملکرد دهیاری ها در توسعه روستایی در شهرستان ایوان غرب، استان ایلام صورت گرفته است. نوع تحقیق بنیادی- کاربردی و روش انجام آن اسنادی – پیمایشی است. بعد از تهیه چارچوب نظری و بررسی پیشینه، برای کسب اطلاعات لازم اقدام به تهیه دو نوع پرسشنامه و انجام عملیات میدانی شده است. جامعه نمونه شامل 200 خانوار و 16 دهیار در 16 روستا می باشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات این تحقیق نشان داد که: * دهیاران در تعامل با نهادهای دولتی و شوراها موفق عمل کرده اند. * تفاوت معناداری بین عملکرد دهیاران در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی دیده نشد. * آموزش و سطح تحصیلات در عملکرد دهیاران نقش داشته است. * ضعف امکانات دهیاری، مشکلات اقتصادی مردم و اخذ عوارض و کمک های نقدی و یدی از مهم ترین مشکلات پیش روی دهیاران بوده است.
بررسی رضایت مندی روستائیان از کیفیت مساکن جدید روستایی (مطالعه موردی: شهرستان شفت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۴ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۱۵۱
۹۴-۸۱
حوزههای تخصصی:
مسکن نقش بسیار مهمی در کیفیت زندگی جامعه بشری داشته و بخشی بزرگی از هزینه های زندگی خانوارها را به خود اختصاص می دهد. با توجه به بالا بودن تأمین هزینه مسکن، دولت ها معمولاً برای کمک به تأمین مسکن به ویژه برای خانوارهای کم درآمد از طریق احداث مسکن اجتماعی و اعطای وام های کم بهره اقدام می کنند. در ادامه سیاست های توسعه روستایی کشور، اعطای وام کم بهره مسکن روستایی سال های اخیر زمینه ساخت تعداد قابل توجهی از بناهای مسکونی را در سراسر روستاها پدید آورده است و بالا بودن حجم این ساخت و سازها تغییراتی محسوسی را در چهره ظاهری و کیفیت سکونت روستایی ایجاد کرده است. به منظور آشنایی با چگونگی این تغییرات، مقاله حاضر میزان رضایت مندی روستائیان را از کیفیت ساخت و سازهای جدید مسکونی مورد بررسی قرار می دهد. داده های به کار گرفته شده در تحقیق حاضر از طریق بررسی میدانی و تکمیل پرسشنامه در ده روستای شهرستان شفت از استان گیلان بدست آمده است. یافته های مهم تحقیق نشان می دهد که خانوارهای روستایی استفاده کننده از وام مسکن روستایی در محدوده مورد مطالعه از کیفیت مسکن جدید رضایت بالایی دارند. رضایت مندی از مسکن جدید مواردی چون کیفیت بهتر فیزیکی و مقاومت بیشتر آن در برابر حوادث طبیعی، نمای بیرونی بهتر، مصالح و امکانات مناسب به کار رفته در داخل بنا، محافظت بهتر در برابر عوامل طبیعی، تسهیلات و امکانات رفاهی و به طور کلی احساس راحتی و آسایش بیشتر را در بر می گیرد. نتایج آزمون کروسکال والیس در این تحقیق نشان داد که میزان رضایت مندی روستائیان از کیفیت مسکن جدید با توجه به موقعیت جغرافیایی، اندازه جمعیتی روستاها، مساحت مسکن جدید، مدت زمان ساخت مسکن و محل سکونت قبلی خانوارهای روستایی متفاوت می باشد.
شناسایی شاخص های مؤثر بر مشارکت زنان در طرح های توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع مشارکت و کاربرد آن در علوم مختلف خصوصاً شهرسازی و برنامه های توسعه شهری چندین دهه است که مورد توجه صاحبنظران و اندیشمندان قرار گرفته و از جمله عوامل و مؤلفه های موفقیت طرح های شهری به شمار می آید . اما در اکثر موارد بیان این موضوع و کاربرد آن منحصر به گروه های خاص در جامعه بوده و از توجه مستقیم به زنان به عنوان نیمی از جمعیت شهروندی بازمانده است . با توجه به این موضوع ، لزوم استفاده از مشارکت زنان در طرح های توسعه شهری به عنوان فرصتی در شهرسازی امروزه مطرح می شود. اما استفاده از این فرصت و قابلیت بالقوه در جوامع مختلف نیازمند برخوردی مطالعه شده و محلی است . پیشینه این موضوع با گرایش ایده مشارکت در امور مختلف از جمله شهرسازی از اواخر دهه ۱۹۵۰ در امریکا آغاز و دامنه کاربرد آن به تدریج در دهه های بعد و در کشورهای دمکراتیک وسیع شد. از سوی دیگر ایده مشارکت زنان در امور شهری از دیدگاه های فلسفی مانند فمنیسم و به دنبال آن اصطلاحاتی مانند جنسیت و توسعه مطرح شد ، اما موضوع مورد توجه در این نوشتار ، تعامل مثبت و کارا بین این دو موضوع خصوصاً در حوزه شهرسازی است. بر این اساس دو فرضیه اصلی این پژوهش به شرح زیر است : الف مشارکت زنان یک فرآیند پویاست که مراحل مختلفی را شامل بوده و تحت تأثیر عوامل متعدد است . ب افزایش آگاهی بیشترین تأثیر را بر میزان مشارکت زنان در امور شهری دارد. جهت آّزمون این فرضیات ابتدا مبانی نظری مربوط به مشارکت زنان و توانمندسازی ارایه شده و جهت تدوین پایگاه نظری پژوهش، براساس نظریات و دیدگاه های مرتبط مدل نظری فرآیند ارتقای مشارکت زنان در قالب یک فرایند پویا و شامل چهار مرحله اصلی ظرفیت سنجی، نهادسازی، بسترسازی و پایش مطرح شده است . سپس با ارزیابی کمی، میزان هم سویی مؤلفه های مشارکت زنان و طرح های شهری مشخص شده؛ دو مؤلفه نهادسازی و آگاهی بیشترین تأثیر را بر فرآیند تهیه و اجرای طرح های شهری دارد که تأییدی بر درستی فرضیه های پژوهش است . روش تحقیق این پژوهش در بخش های اول و دوم مبانی نظری توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی ، کتابخانه ای بوده که با مراجعه به مدارک موجود و جمع آوری آنها صورت گرفته است. در نهایت نتیجه گیری از طریق تحلیل و ارزیابی مؤلفه های مستخرج از مبانی نظری با استفاده از روش دلفی و با تکیه بر نظرات کارشناسی صورت گرفته و براساس نتایج حاصل از این ارزیابی میزان تأثیر مؤلفه های مشارکت زنان بر فرآیند تهیه و اجرای طرح های شهری تعیین شده است .
تبیین شاخص های جانمایی پیاده راه های شهری بر اساس اهداف توسعه پایدار اجتماعی با استفاده از روش ANP (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۲
19 - 30
حوزههای تخصصی:
توجه به پیاده و پیاده مداری از ضروریات برنامه ریزی شهری در راستای توسعه پایدار است. زمانی که صحبت از قدم زدن در فضاهای شهری به میان می آید، بیشترین ارتباط بین پیاده و مقوله توسعه پایدار، در بخش اجتماعی احساس می شود. این مقاله در پی آن است تا شاخص هایی را تبیین نماید که برای جانمایی پیاده راه در شهرهای ایران مناسب بوده و از طرفی اهداف توسعه پایدار اجتماعی را نیز دربر داشته باشد. استخراج شاخص های مورد نظر طی یک فرایند نظام مند انجام شده است. تلفیق شاخص های اجتماعی توسعه پایدار و شاخص های ایجاد پیاده راه توسط ماتریس گولر، انتخاب خیابان برتر از میان هشت نمونه مورد مطالعه به کمک فرایند تحلیل شبکه ای و ارائه پیشنهاداتی برای آن از جمله موارد طی شده در این فرایند است. در انتها نیز نکاتی برنامه ریزانه برای ایجاد یک پیاده راه پایدار بیان می شود.
راهکارهای طراحی معماری به منظور افزایش ایمنی نیروگاه ها در برابر پدیده های طبیعی، محیطی و رخدادهای درونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اصول مهم در طراحی نیروگاه های برق هسته ای اتخاذ تدابیر ایمنی و پیشگیرانه جهت حفاظت از کارکنان، جوامع انسانی نزدیک نیروگاه، محیط زیست و سیستم های نیروگاه در برابر حوادث ناشی از انتشار پرتوهای رادیواکتیو است. رشته های مهندسی متعددی با کار یکپارچه و هماهنگ در بالابردن استانداردهای ایمنی نیروگاه ها نقش دارند. طراحی معماری نیز یکی از عوامل تأثیرگذار در بالابردن ایمنی ساختمان های نیروگاه است. اما همواره این سؤال اساسی مطرح بوده که طراح معمار باید بر چه راهکارهایی در طراحی تمرکز کند که بتواند ایمنی نیروگاه را افزایش دهد. برای پاسخ این مقاله ابتدا به تعریفی از مقوله ایمنی در نیروگاه ها و بیان اهداف اساسی ایمنی می پردازد. سپس با بیان خطرات گوناگون تهدیدکننده نیروگاه ناشی از پدیده های طبیعی، محیطی و رخدادهای درونی، راهکار دفاع در عمق به منظور حفظ ایمنی را مورد بررسی قرار می دهد. در ادامه با بررسی و تجزیه و تحلیل طراحی ساختمان های اصلی نیروگاه در حال ساخت EPR به عنوان نمونه موردی با بالاترین استانداردهای ایمنی حال حاضر اروپا، به دنبال راهکارهای اصولی و اساسی طراحی معماری در جهت بالا بردن سطح ایمنی ساختمان ها در برابر خطرات مختلف می پردازد. نتایج نشان می دهد که طراح می باید ترکیب اصول گوناگونی نظیر چیدمان و جانمایی فیزیکی مناسب فضاها، طراحی فضای حایل و ساختارهای اضافی و جداسازی فیزیکی فضاها را همواره در فرآیند طراحی مورد توجه قرار دهد تا بتواند حفاظت مناسبی از ساختمان های نیروگاه در برابر خطرات داخلی و خارجی صورت داده و بدین ترتیب منجر به افزایش ایمنی نیروگاه شود.
شناسایی معیارهای موثر و بررسی اثرات الگوی هندسی بر کاهش تنش انرژی ژئوپاتیک در معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال پنجم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
121-136
حوزههای تخصصی:
اهداف: امواجی تحت عنوان ژئوپاتیک، ناشی از اختلال در میدان های الکترومغناطیسی، شایع ترین عامل در بروز برخی بیماری های مزمن جسمی و روحی انسان هستند؛ لذا هدف کلی پژوهش معرفی معیارها و راهکارهایی نوین در حوزه معماری و بررسی الگوی هندسی معماری واستو، به منظور پیشگیری و کاهش آسیب های ناشی از حضور انسان در مجاورت تنش ژئوپاتیک در ساختمان و به تبع آن، حفظ و ارتقای سطح سلامت جسمانی و روانی افراد است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع بنیادی بوده و در دو مرحله صورت گرفته است؛ در وهله اول اطلاعات از طریق مطالعه منابع اسنادی- پژوهشی گردآوری شده و با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. سپس تاثیر الگوی هندسی در معماری واستو به عنوان یکی از عوامل موثر در کاهش تنش ژئوپاتیک، با استفاده از روش شبیه سازی بررسی شده است. یافته ها: یافته های حاصل از بررسی نتایج تحقیقات و مطالب مندرج در منابع محدود، شکل و هندسه ساختمانی، مواد و مصالح، جهت گیری فضاها و ارزیابی بستر طراحی را به عنوان مهم ترین عوامل موثر بر کاهش و کنترل تنش ژئوپاتیک در حوزه معماری شناسایی نموده و الگوی هندسی ارایه شده در معماری واستو را تایید می نمایند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش ضمن ارایه بهترین الگوی هندسی در معماری، چگونگی کنترل و تعدیل تنش های ژئوپاتیک طی سه مرحله طراحی معماری شامل مطالعات پیش از طراحی، اجرای پروژه های معماری و نهایتاً پس از ساخت و بهره برداری را بیان داشته و آگاهی معماران از مبانی تنش ژئوپاتیک را امری الزامی می داند.
برنامه ریزی کاربری زمین در راستای توسعه پایدار محله ای با تأکید بر بهینه سازی مصرف انرژی (مطالعه موردی: محله دروس، تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۲
5 - 18
حوزههای تخصصی:
با توسعه شهرها، کاربری اراضی به عنوان بخش مهمی از برنامه ریزی، محلات را دستخوش تغییرات کرده است. برای پاسخگویی به معضلات توسعه های جدید، نظریاتی نظیر توسعه محله ای پایدار مورد توجه قرار گرفته است. یکی از چالش برانگیزترین بحث های توسعه محله ای پایدار، انرژی است. به دلیل نقش چیدمان کاربری ها در مصرف انرژی، برنامه ریزی کاربری با رویکرد توسعه پایدار محله ای و تأکید بر بهینه سازی مصرف انرژی می تواند موجب حفظ و ارتقا پایداری شود. پژوهش حاضر تلاشی جهت توسعه مفهوم محله پایدار، بهینه سازی مصرف انرژی و ارتباط آن با برنامه ریزی کاربری زمین است. دروس از محلات برنامه ریزی شده تهران است. روش تحقیق پژوهش، تحلیلی و مدل آن AHP1 است. با استفاده از پرسش نامه، مطالعات میدانی ، نرم افزار GIS2 و موارد دیگر زیرمعیارهای برنامه ریزی کاربری با رویکرد بهینه سازی مصرف انرژی در دروس اولویت بندی می شوند. در قالب نتایج تحقیق، برنامه کاربری زمین محله و یافته های قابل تعمیم پژوهش ارائه شده است.
ارزیابی و تحلیل کارکردپذیری طرح های معماری مسکن در اندازه کوچک؛ نمونه موردی: مجموعه پنجاه هزار واحدی غدیر مسکن مهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۰ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
95 - 104
حوزههای تخصصی:
شناخت و بررسی مسکن منوط به شناسایی و تحلیل عوامل تاثیرگذار بر آن است. برای بررسی مسکن، اصول و معیارهای فراوانی در نظر گرفته می شود که به جنبه های کیفی و کمّی مسکن می پردازند. محققان، اغلب مسکن را در محدوده ای فراتر از واحد مسکونی، نظیر واحد همسایگی و یا محله مورد بررسی قرار می دهند. تحقیق حاضر نیز از منظر کارکردپذیری به موضوع مسکن مهر پرداخته و شاخص های ارزیابی آن را تدوین نموده است. توجه به مساله کارکردپذیری در واحدهای مسکونی مهر که عمدتاَ دارای مساحت کوچکی هستند، در میزان رضایت استفاده کنندگان بسیار تاثیرگذار است. دامنه این تحقیق، پروژه های پنجاه هزار واحدی غدیر را شامل می گردد. در این تحقیق، 10 گونه مختلف آپارتمانی از طریق نظرسنجی از خبرگان معماری مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد کارکردپذیری مسکن بیشترین رابطه را با موقعیت قرارگیری فضاهای مختلف و ارتباط بین آنها در پلان دارد که حکایت گر اهمیت نقش هندسه پلان در تامین کارکردپذیری می باشد. نکته مهم دیگری که از این پژوهش حاصل شد، اهمیت کارکردپذیری نشیمن و پذیرایی در ارزیابی کل مسکن می باشد. تحقیق در نهایت، راه کارهایی را برای ارتقای شاخص های کارکردپذیری مسکن، نظیر تنظیم نسبت ابعادی فضاها با یکدیگر و چگونگی کاهش فضاهای بلا استفاده ارایه می دهد.