فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۶۱ تا ۴٬۸۸۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
طولانی شدن فرایند اجرا که به موجب شروع فرایند اقدام با تأمین زیرساخت های آن بوده، غالباً سبب نارضایتی تدریجی ساکنین از نوسازی بافت محل سکونتشان شده و بدین دلیل که هیچ آگاهی و مشارکتی نیز در آن نداشته اند، حمایت خود را از نوسازی حذف کرده و همکاری های لازم را مبذول نمی دارند. این امر سبب شکست یا طولانی تر شدن بسیاری از طرح های نوسازی و نیز عدم تحقق طرح های بعدی شده است. تحقیق حاضر با هدف اولویت سنجی مداخله در بافت فرسوده به منظور مشارکت حداکثری مردم و افزایش رضایت آنان از فرایند اقدام در بافت فرسوده صورت گرفته است. در این تحقیق که توصیفی - تحلیلی است، با شرح و بسط دو مفهوم بافت فرسوده و مشارکت، مدل تحلیلی پژوهش با روش مطالعات اسنادی و کتابخانه ای تدوین شد. سپس با استفاده از مشاهدات میدانی، پرسشنامه بسته و باز و مصاحبه های اکتشافی به بررسی ابعادی از مدل تحلیلی پرداخته شده است که در فرآیند نوسازی، بیشترین تأثیر را بر مشارکت ساکنین در نوسازی بافت فرسوده دارند. پس از بررسی روایی پرسشنامه از طریق سنجش روایی محتوایی و همچنین سنجش پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ1 و از طریق آزمون بارتلت2 و شاخص KMO3 در سطح بالایی (85/0) مورد تأیید قرار گرفته است. جهت تعیین حجم نمونه موردی پرسشنامه نیز از جدول گرجسی و مورگان4 استفاده شده و در نتیجه با توجه به جمعیت ساکنین محله 386 نفر به صورت توزیع تصادفی، مخاطب پژوهش قرارگرفته اند. در نهایت پس از بررسی و تحلیل پرسشنامه به روش نظریه داده بنیان، نتایج نشان دهنده آن هستند که به منظور آغاز فرآیند تدوین، طرح و اجرای مداخله در بافت های فرسوده شهری به شیوه مشارکتی اولویت با بعد اجتماعی و سپس زیرساختی، کالبدی و کاربری های مورد نیاز محله است و اقداماتی جهت تحقق این امر پیشنهاد شده است.
بازخوانی فرم حیاط و فضاهای وابستة آن با استفاده از دستور زبان شکل در معماری در یک صد خانة دورة قاجار شهرکاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی در شکل گیری فضاهای مسکونی وجود دارند1 که در تمامی آنها حفظ روابط فضایی مهم و تأثیرگذار است. این پژوهش برآن است که در یکصد خانه از دوران قاجار در کاشان, روابط فضاهای باز، بسته و نیمه باز را با استفاده از دستور زبان شکل شناسایی کرده و براساس این روابط بتواند به طراحی های متنوع دست یابد. دستورزبان های شکلی نظام های تولیدکننده ای هستند که برپایة مجموعه ای از قاعده های شکلی به زایش طراحی منجر می شوند. یک دستورزبان شکلی که دارای دو بعد تحلیلی و طراحی است، شامل قاعده های شکلی و موتور زاینده ای است که از یک شکل پایه شروع شده و مکرراً قاعده ها را انتخاب و پردازش می کند. در این پژوهش سه فضای حیاط (فضای باز)، فضای بسته و ایوان مورد توجه قرار گرفته اند. بر مبنای این سه عنصر، پلان ها شامل سه حالت یک حیاطه، دوحیاطه، مجموعه ای خواهند بود2. روابط فضایی به وسیلة الگوریتم ها و قوانین سازنده تعریف شده و شکل های پایه و به دنبال آن مجموعه ای از قوانین، در دستورزبان شکل وارد می شوند. در واقع با مجموعه ای متشکل از تعداد متناهی قاعده و شکل، امکان تولید تعداد نامتناهی راه حل طراحی فراهم می شود. تفسیر خانه های سنتی شهرکاشان به وسیلة دستور زبان شکل منجر به ایجاد طرح های جدیدی می شود که در درخت تصمیم گیری، نمایش داده شده است. هدف از انجام این پژوهش نیل به طرحی نو با جوهره و معنای معماری سنتی خانه های قاجار است.
چیدمان کتیبه نگاری: مطالعه ی ویژگی های تاریخی، هنری و سبک شناسی کتیبه های نستعلیق سنگی سردر بناهای قزوین (دوره ی قاجار)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی مجسمه سازی و برجسته کاری ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی خوشنویسی و کتابت ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی هنرهای صناعی تزئینی وغیره ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
بی شک، قزوین یکی از مهم ترین مراکز خوشنویسی و کتیبه نگاری ایران در دوران اسلامی است و وجود نمونه های متعدد و ممتاز از کتیبه های خوشنویسی باقی مانده (از روزگار سلجوقیان تا پایان عهد قاجار) در بناهای مختلف این شهر خود گواهی است بر این مدعا. در همین زمینه و بر اساس پژوهش های میدانی نگارنده، در زمینه تاریخچه و گونه شناسی کتیبه های نستعلیق در ایران، کتیبه های سنگی سردر بناهای شهر قزوین که در عهد قاجار تهیه و نصب شده اند، از نظر عیار خوشنویسی (ترکیب بندی حروف و کلمات)، کیفیت انتقال خط و گرته برداری، همچنین شیوه حجاری از جمله شاخص ترین نمونه های موجود ایران از دوره قاجار به شمار می آیند.
در این فرصت، با بررسی و معرفی کتیبه های نستعلیق سنگی سردر شش بنای شاخص شهر قزوین از دوره قاجار شامل: مسجد النبی (1223ه.ق)، مسجد مدرسه سردار (1231ه.ق)،آب انبار حاج کاظم(1256ه.ق)، حمام صفا(1259ه.ق) و مسجد سبز (1263ه.ق)،آب انبار خان(1285ه.ق)، ویژگی های تاریخی،هنری و محتوایی این کتیبه ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و علاوه بر شناسایی بانیان، معماران، خوشنویسان و حجاران کتیبه های قزوین، سبک کتیبه نگاری نستعلیق خوشنویس برجسته این دوران «ملک محمد قزوینی» را بر اساس نمونه های موجود بررسی خواهیم کرد.
ارزیابی الگوی تعاملات شهروندان با پروژه های اراضی عباس آباد تهران با تاکید بر رویکرد شهروندی فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دو دهه اخیر بخش عظیمی از ارتباطات انسانی از فضاهای حضوری به مجازی منتقل شده است. رویکرد شهروندی فضایی با هدف سنجش این موضوع در زمینه برنامه ریزی شهری ایران در این پژوهش بکار گرفته شده است. به همین منظور پروژه های بزرگ مقیاس شهری به عنوان یکی از عرصه های سیاست گذاری انتخاب شده است. از آن جایی که احداث پروژه های بزرگ مقیاس اراضی عباس آباد در تهران بدون مشارکت شهروندان صورت گرفته، این سوال مطرح است که آیا توسعه این اراضی با مطالبات شهروندان هم خوانی دارد؟ به منظور پاسخگویی به این سوال ژئومدیا "عباس آباد ما" به عنوان ابزار این رویکرد طراحی و بکار گرفته شد. ژئومدیا شامل دو بخش است: پیمایش آنلاین که نظر 510 کاربر ژئومدیا در خصوص پروژه ها را مورد سنجش قرار داد که با استفاده از تحلیل آمارt تک نمونه ای میزان رضایت شهروندان از پروژه های عباس آباد مثبت ارزیابی شد. در بخش دوم، 136 کاربر به صورت مشارکت فعال میزان استقبال خود را از هر پروژه نشان داده اند. نهایتا این روش ابزاری است که منجر به افزایش مشارکت و کمک به شفاف سازی اطلاعات، تسهیل در بهره وری اطلاعات در حل مسائل شهری شده است.
تدوین دستور زبان طراحی قلمروهای فضایی مسکن به منظور بهبود تعامل اعضای خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱۵۴
۵۸-۴۱
حوزههای تخصصی:
آسایش خانواده و فراهم آمدن امکان ارتباط و تعامل مناسب اعضای خانواده با یکدیگر و حتی با سایر نزدیکان، نیازمند طراحی مناسب سازمان فضایی مسکن می باشد. با توجه به نیازهای متفاوت هر کدام از اعضای خانواده در هر سن و موقعیت، فضاهای مسکن باید به گونه ای طراحی گردند تا علاوه بر پاسخ گویی به نیازهای جسمی و روانی هر یک از اعضاء، مانع ارتباط مناسب آن ها نیز نگردد زیرا بی توجهی به این مقوله، سبب تقویت فردگرایی و وارد آمدن صدمات جبران ناپذیری به بنیاد خانواده خواهد شد. با در نظر گرفتن نقش معماری به عنوان زمینه ساز شکل گیری نوع خاصی از رفتارها، هدف تحقیق، ارائه نحوه طراحی معماری به گونه ای می باشد که طی آن، نه تنها فضای کالبدی مسکن به عنوان مانعی در مسیر تعاملات بین فردی خانواده عمل نکرده، بلکه به عنوان زمینه ساز شکل گیری تعاملات خانواده نیز مطرح گردد. جهت نیل به این هدف، داده های حاصل از متون و پرسش نامه های باز تهیه شده به روش کیفی_ تحلیل محتوی متن_ مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفت. در نهایت دستور زبان طراحی قلمروهای فضایی مسکن به منظور بهبود تعامل اعضای خانواده در حوزه های طراحی قلمروهای فردی، قلمروهای جمعی، فضاهای ارتباطی و مفاصل و هم چنین موقعیت قلمروها نسبت به یکدیگر و نسبت به ساختار کلی مسکن مورد مطالعه و تدوین قرار گرفت.
بررسی معماری خانه های سنتی قاجار در نهبندان با تأکید بر خانه نعمت الله تقوی
حوزههای تخصصی:
خانه های سنتی موجود در بافت تاریخی نهبندان واقع در استان خراسان جنوبی که به لحاظ قدمت دوره قاجار تا اوایل پهلوی را در برمی گیرند، تاکنون کمتر مورد پژوهش قرارگرفته و بسیاری از این آثار در معرض تخریب اند. لذا بررسی این ابنیه به عنوان میراث مهم بشری بر اهمیت انجام پژوهش می افزاید. محور اصلی مقاله حاضر معرفی معماری خانه تقوی به عنوان یک اثر مهم از دوره قاجار در نهبندان است که به سبک چهار ایوانی و خانه باغ ساخته شده و کاربرد قوس های جناغی آن را از دیگر بناهای شهر متمایز ساخته است. این بنا تحت تأثیر شرایط محیطی و فرهنگی بسیار ساده و دارای تزئینات اندک است که می توان گفت معماری قاجار در این بنا به گونه ای متفاوت نمود یافته است.
برنامه ریزی راهبردی در راستای بهبود کیفیات فضایی منظر پیاده راه ها در شهر تهران (مطالعه موردی: پیاده راه 17 شهریور)
حوزههای تخصصی:
پیاده راه ها، به عنوان فضایی برای افزایش ارتباطات و تعاملات اجتماعی شهروندان، باعث تقویت زندگی جمعی، افزایش حس تعلق به مکان و دستیابی به اعتدال بین مفهوم سواره و پیاده می شود. همچنین پیاده راه ها، هم ابزار و هم مکان هایی برای تبلور و احقاق حق عابران و شهروندان می باشند. هدف پژوهش حاضر برنامه ریزی راهبردی برای بهبود کیفیات فضایی پیاده راه 17 شهریور تهران می باشد.برای این امر از مدل های SWOT و AHP استفاده شده است. نوع پژوهش حاضر، کاربردی– راهبردی و روش انجام آن توصیفی–تحلیلی است. در انجام پژوهش حاضر علاوه بر مطالعات کتابخانه ای از روش پیمایشی نیز استفاده شده است. برای جمع آوری و ارزیابی اطلاعات پیمایشی پژوهش حاضر، تکنیک دلفی و مصاحبه با کارشناسان و مسئولین امر به کار گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که راهبرد تدافعی برای بهبود کیفیات فضایی پیاده راه 17 شهریور دارای اولویّت می باشد. بدین نحو که نقاط تهدید و ضعف باید کاهش پیدا کند و برای این امر نیز از نقاط قوت و فرصت در جهت افزایش اثرات مثبت کیفیات فضایی پیاده راه 17 شهریور در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیط زیستی استفاده شود. برخی از راهبردهای تدافعی شامل برنامه ریزی در جهت هدایت راهبردی اقدامات لازم الاجرا در پیاده راه 17 شهریور و چشم اندازی سازی این اقدامات جهت جلوگیری از خرده اقداماتی که منجر به اغتشاش فضایی در محدوده می شود، شناسایی و حفاظت از بناهای ارزشمند در فضای پیرامون پیاده راه و نوسازی آنها به خصوص جداره های بلافصل محدوده، افزایش فعالیت های فرهنگی و آئینی و همچنین برگزاری مسابقات و جشنواره های فرهنگی، تدوین طرح زیست محیطی برای محدوده در جهت جلوگیری از آلودگی آب های زیرزمینی، دفع و جمع آوری مناسب پسماندهای بیمارستانی و سایر مسائل مربوط به کیفیّت و بهداشت محیط محدوده.
تأملی بر مسایل و مشکلات شهرهای جدید با تأکید بر شهر جدید رامشار (زابل)
حوزههای تخصصی:
گسترش شهر نشینی، توسعه شهر های موجود، ظهور شهرهای جدید و وقوع تحولات عمیق در سیما و کالبد شهرها از جمله مهمترین رویدادهای دو قرن اخیر محسوب می شوند. نتیجه آشکار انقلاب صنعتی و رشد اقتصادی مبتنی بر سرمایه در کشور های غربی، وقوع چنین رویدادی بوده و این رخداد پس از رواج صنعت و توسعه شیوه سرمایه داری به سایر سرزمین ها از جمله کشورهای توسعه نیافته نیز راه یافت. بدون تردید پدید آمدن تراکم جمیعتی ناشی از شیوه جدید زندگی، بر کلیه جنبه های حیات فردی و اجتماعی مردمان تأثیرات شگرفی داشته و دست اندرکاران امر را در حوزه های عمل و تئوری مشغول خویش ساخته است.همایش ها و سمینار های مختلفی که در این زمینه برگزار شده و می شوند، شاهدی بر اهمیت مسأله و تلاشی در جهت ارائه راهکارهای جدید و حتی اصلاحاتی کلی در امر شهرسازی و شهرهای جدید است. این مقاله با مطالعه و آنالیز مسایل و مشکلات شهرهای جدید و بویژه بررسی موردی شهر جدید رامشار در مجاورت شهر زابل به کنکاش در زمینه تنگناهای شهرهای جدید و وضیعت این شهر و ارایه راهکارهای لازم پرداخته است
چیدمان کتیبه نگاری: کتیبه شناسی: کتیبه های عربی در ایران
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی مجسمه سازی و برجسته کاری ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی خوشنویسی و کتابت ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی هنرهای صناعی تزئینی وغیره ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
کتیبه نویسی در اصطلاح خوشنویسی از نخستین سده های دوره ی اسلامی رایج شد. در اوایلِ ایرانِ دوره ی اسلامی، همانند سایر کشورها، زبان عربی زبان پایه جهت نگارش متون منثور و مذهبی در ابنیه و اشیا بوده است. نشانه های به کار رفته بر روی قبورِ ایرانی در صدر اسلام نیز به زبان عربی کتابت شده بودند. قاعده ی کلی جهت ساختار متون کتیبه ها در مساجد، آرامگاه ها، مناره ها و سازه های شهری مانند دیوارها، پل ها و آب انبارها شامل : بسم الله، فعل (عموما اَمَرَ بِبَناها که به معنای ""دستور داده شد تا ساخته شود"" است)، اشاراتی به بنا، نام و عناوین حامی و پشتیبان، تاریخ و نام هنرمند است. علاوه بر کتیبه های تاریخی، کتیبه های مذهبی و دینی از جمله آیات قرآنی، احادیث، اشعار، ادعیه و عبارات پرهیزکارانه نیز به زبان عربی بودند. برخی از متون قرآنی در تمام ادوار تاریخی در انواع ابنیه استفاده میشده و محبوب بوده است. سپس احادیث نیز محبوب شدند. اکثر احادیث به این دلیل انتخاب می شدند که با کاربرد ساختمان ها مناسب تر بودند و اغلب براساس تعصبات مذهبی بر روی کتیبه ها نگارش می شدند و با روی کار آمدن فرقه ی بعدی، در متن کتیبه ها تغییراتی ایجاد می شد. اشعار مذهبی عربی نیز در کتیبه های بناهای ایرانی استفاده می شدند.
در قرون اولیه اسلامی، کتیبه های ابنیه با خط زاویه دارِ کوفی در دنیای اسلام نگارش می شدند. در آغاز قرن چهارم هجری قمری/دهم میلادی این خطِ ساده به شیوه های مختلف و با نقش و نگارهای متفاوت نگارش شد. جابه جایی از خط زاویه دار به خط منحنی در نگارش کتیبه ها در ابنیه را می توان پیش از قرن ششم هجری قمری/ دوازدهم میلادی مشاهده کرد. مشهورترین خط منحی جهت کتیبه نگاری در قرون بعدی خط ثلث بود.
کندوکاوی پدیدارشناسانه در راستای شناخت یک انگاره کهن در معماری ایرانی- اسلامی؛ نمونه های موردی : میدان توپخانه (تهران)، میدان نقش جهان (اصفهان)،پارک لاله (تهران)، باغ شاهزاده (ماهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر و اغلب در پناه تفکر مدرنیزم در عرصه های معماری و شهرسازی، آثار و بافت هایی به وجود آمدند که آفرینندگان آنها، بیش از هر چیز، به آوانگارد و نوآورانه و حتی غریب بودن آنها به خود می بالیدند. اصرار نوگرایان به ایجاد محیط هایی با استانداردهای یکسان برای انسان ها، با ویژگی های متفاوت، سبب شد فضاهای زیست شهری مدرن گرایش به سردرگمی، هرج ومرج، پریشانی و ابتذال پیدا کنند. حال آنکه با گذشت زمان و نمایان شدن مسایل چنین ساخت وسازهایی -که بی اعتنا به تاریخ و فرهنگ بومی ملت ها تداوم می یافتند- لزوم بازبینی ریشه ای در این زمینه آغاز و سعی شد مبانی اصیلی برای آثار و عناصر محیطی پیدا شود؛ مبانی ریشه داری که بتواند ارتباط قطع شدة بین مخاطب و محیط بومی را دوباره برقرار کند. با مطرح شدن مباحث روان شناسی محیطی، تاریخ و فرهنگ بومی و امثالهم کهن الگوها (آرکی تایپ ها) به عنوان یکی از مهم ترین و تعیین کننده ترین موضوع ها در زمینه طراحی فضاهای انسان ساخت مطرح شدند. کهن الگوها را ""انگاره های بنیادین، اصیل و پایداری"" تعریف کرده اند که حاصل تجمیع تجربه های هزاران سال تاریخ، تجربه و خاطرات جمعیِ بشری بوده و در حافظة پنهان و ناخودآگاه انسان ذخیره شده اند. در پهنة فرهنگی ایران نیز، به واسطة سابقة تاریخی آن، بلاجبار می باید انگاره های بنیادین یا کهن الگوهای متعددی وجود داشته باشند که توانسته اند این جامعة بزرگ و رنگارنگ را، در مجموعه ها و عناصر محیطی نسبتاً منسجم از نظر کالبدی، در پی قرون متمادی، در کنار هم حفظ کرده و گروه های اجتماعی را به هم پیوند بزنند. از این رو مقالة حاضر، تلاش دارد به این سؤال پاسخ دهد که آیا مدل و انگارة دوقطبی «بالا - پایین» را می توان یک کهن الگو یا انگاره بنیادین پایدار در ایران دانست؟ آیا وجود احتمالی این انگاره تنها به گذشته ها تعلق دارد؟ همچنین آیا این انگاره در فضای زیست انسان و طراحی فضاهای معماری و شهری زمان ما هم دیده می شود؟ برای همین منظور ضمن اشاره به مفهوم محور ذهنی/عینیِ بالا- پایین، و نشان دادن رابطة حیاتی آن با مفاهیم زبانی، انگاره های ارزشی و رفتاری، و الگوهای ساخت فضاهای مختلف معماری بومی، سعی شده است با کنکاش در نمونه ها و مصادیق مختلف، وجود این کهن الگو یا انگاره بنیادین ثابت شده و کاربرد آن مورد واشکافی قرار گیرد. برای رسیدن به این مهم از روش توصیف تحلیلی - توصیفی و به طور خاص از روش تحلیل محتوا و استنباطی استفاده شده، در بخش نظرسنجی، جهت کمّی کردن اطلاعات پژوهشی و برای سنجش نظر عمومی، با استفاده از فرمول کوکران در هر نمونه مطالعاتی، پرسش نامه هایی به روش نمونه گیری تصادفی توزیع و به روش توصیفی تحلیل شده است. نتایج حاصل از نظرسنجی ها نیز نشان می دهند که ادراک فضاهای سنتی و حتی مدرن ما هنوز مستقیماً از مفاهیم زبانی و انگاره های بنیادین تأثیر پذیرفته و کهن الگوی مورد نظر در این پژوهش همچنان در زندگی امروزة ما حضوری غیرقابل تردید دارد.
مطالعه و بررسی معماری دستکند ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱۵۶
۱۱۰-۹۷
حوزههای تخصصی:
معماری دستکند گونه خاصی از معماری است که در آن هیچ مصالحی برای تولید فضا استفاده نمی شود و برخلاف اصول معماری متعارف مسائل ایستایی در این نوع معماری چندان مورد بحث نیست. این نوع معماری را می توان به نوعی تولید فضا از طریق ایجاد فضاهای منفی در بستر کوه و سنگ دانست که از ترکیب فضاهای پر و خالی متولد می شود و به نوعی پاسخگویی به نیازهای اقلیمی بشر است. فضاهای دلخواه در این نوع معماری با برداشتن توده صخره ای با روش کاستن از بستر اصلی خود به وجود می آید، بنابراین فضای مورد نظر به اشکال متفاوت می تواند ایجاد شود. این شاهکار معماری به گونه های متفاوتی در نقاط مختلف ایران زمین قابل مشاهده است. با توجه به مطالعات محدودی که در زمینه معماری دستکند انجام گرفته، نگارندگان در این نوشتار سعی بر آن دارند تا ضمن ارائه چیستی این نوع معماری بومی، به فلسفه و عوامل شکل گیری و گونه شناسی آن بپردازد تا زمینه مطالعاتی را برای محققان در این حوزه مطالعاتی به وجود آورد. روش تحقیق در این مقاله بر اساس فعالیت های میدانی می باشد که شامل بازدیدهای میدانی است که از تعداد زیادی از مجموعه آثار معماری دستکند در نقاط مختلف ایران به عمل آمده، همچنین مطالعات کتابخانه ای در راستای این موضوع نیز مکمل فعالیت های میدانی بوده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ایجاد مجموعه آثار معماری دستکند به عوامل متعددی از جمله شرایط اقلیمی و جغرافیایی، دفاعی و امنیتی، ماندگاری و جاودانگی، دینی و مذهبی بستگی دارد که در بستری از شرایط فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به وجود آمده است. همچنین معماری دستکند را به لحاظ شکل ظاهری (وضعیت قرارگیری)، فرم داخلی (نوع پوشش) فضاها و نوع کاربری (آیینی تدفینی، اقامتی سکونتگاهی و مخفیگاهی پناهگاهی) می توان به صورت های مختلف تقسیم بندی نمود.
اولویت بندی ساختمان های عمومی محله در زمان بحران با رویکرد پدافند غیرعامل با استفاده از تکنیک دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ششم بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
53-64
حوزههای تخصصی:
تاریخ زندگی بشر همواره دستخوش عواملی بوده که امنیت و آرامش او را به مخاطره می انداخته است. امان گرفتن از بلایا و مخاطرات طبیعی از یکسو و تنازعات بشری از سوی دیگر انسان را وا داشته است تا در کنار تأمین همه نوع نیازمندی روزمره، به راه های کسب امنیت بیشتر اندیشیده و چارجویی نماید. پدافند غیرعامل جزء اصول جدایی ناپذیر جنگ ها و در زمان بحران محسوب می شود به طوری که در جهان امروز بسیاری از کشورها که در عرصه فناوری نظامی صاحب نام هستند، به موازات پیشبرد تحقیقات و تولید سامانه های هوشمند و پیشرفته نظامی، توجه ویژه ای به اقدامات دفاع غیرعامل نیز دارند. محات و ساختمانهای عمومی آن از دیدگاه پدافند غیرعامل برای حفظ حیات و تداوم فعالیت های خود این شرایط ملزم به رعایت معیارهایی خاص می باشند. به جهت دستیابی به این معیارها شناخت تهدیدات و اولویت بندی ساختمانهای عمومی محلی براساس آیتم های گونا گون می تواند به تولید آن کمک شایانی نماید. این اولویت ها بیان می نماید کدام کاربری حساس تر، آسیب پذیرتر ودر زمان بحران بیشتر می تواند مورد استفاده قرار گیرد. هدف ازاین پژوهش اولویت بندی ساختمان های موجود در محله براساس حوزه ضرورت عملکردی، میزان کاربرد در بحران و میزان حساسیت دشمن می باشد. تکنیک مورد استفاده دراین پژوهش دلفی بوده و جامعه آماری تحقیق شامل کلیه متخصصان حوزه پدافند و معماری است که از آنها 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. نتایج تحقیق حا کی از آن است که اعضای پانل در اولویت بندی کاربری ها براساس میزان حساسیت دشمن اولین اولویت حمله را به مرا کز انتظامی، پست برق، گاز و منابع آب اختصاص دادند. در اولویت بندی براساس حوزه ضرورت عملکردی درمانگاه ها، مترو، آتش نشانی، پست برق، گاز، منابع آب و مرا کزانتظامی را عملکرد ضروری و هم چنین در اولویت بندی براساس میزان کاربرد در زمان بحران عملکرد مرا کز خرید، درمانگاه ها، مترو، آتش نشانی، پست برق، گاز و مرا کزانتظامی را نیز به صورت حفظ عملکرد موجود در نظر گرفته و بر روی آن به اجماع رسیدند.
الگوی سازه ای و حرکتی سقف های باز و بسته شونده منحنی شکل توسط میله های متحرک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ششم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
27-37
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر سق فهای باز و بسته شونده به دلیل قابلیت های آن ها در دستیابی به یک معماری انعطاف پذیر و پویا مورد توجه معماران و مهندسان قرار گرفته است. مشارکت انواع ساختما نها از جمله مرا کز ورزشی، استخرها در ایجاد یک معماری پایدار، تطبیق پذیری با شرایط محیطی، کاهش مصرف انرژی، و پاسخگویی مناسب به الزامات عملکردی یک بنا در جهت آسایش کاربران آن، استفاده از این گونه سقف ها را در فضای معماری افزایش داده است. ساخت بسیاری از این بناها به دلایل سازه ای و زیباشناسی با انواع فرم های منحنی ساخته می شود. از سوی دیگر، طراحی سقف های باز و بسته شونده بر روی سقف با سطوح و سازه های منحنی به سبب ماهیت ظاهری آن ها نسبت به سطوح مسطح پیچیده تر می باشد. در این مقاله سعی شده است که الگویی از نحوه باز و بسته شدن سقف به همراه مجموعه ای از ساختار سازه ای و مکانیزم مکانیکی مناسب به عنوان استخوان بندی سازه ای و حرکتی که قابلیت استفاده در سطوح منحنی را داشته باشد، ارائه گردد. ایده طرح استفاده از میله های متحرک بر روی سقف با سطوح منحنی و قوسی با دهانه متوسط و حرکت دورانی آن ها می باشد.
برداشت صحیح از نمونه ها در ایده پردازی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از نمونه ها توسط دانشجویان در طراحی معماری رواج دارد، اما مرز کپی برداری و برداشت صحیح روشن نیست. سوال این است که برداشت صحیح چیست و چگونه می توان رابطه بین ایده طراحی را با نمونه ارزیابی نمود؟ در این پژوهش با هدف کشف تعریف برداشت صحیح، ابتدا ساختاری به عنوان سطوح بهره گیری از آثار بر اساس طبقه بندی سطوح اندیشه از به یادآوردن، فهمیدن، بهکاربستن، تحلیل کردن، ارزیابی کردن تا آفریدن تدوین می شود. بر اساس این ساختار، تحلیل می شود که الگوهای برداشت صحیح موجود در ادبیات کدام سطح را دربردارند. با بررسی کلیه روشهای ارزیابی برداشت، چهار تعریف از برداشت صحیح بر اساس چهار رویکرد فرآیند برداشت، خلاقیت ایده، اجتناب از درجازدن و برداشت ساختاری ارائه میشود و برای هر تعریف روشی برای ارزیابی رابطه بین ایده و نمونه معرفی میشود. نتایج پژوهش نشان می دهد برداشت صحیح فراتر رفتن از سایر سطوح مواجهه با اثر و رسیدن به سطح آفریدن است که نتیجه آن شباهت ساختاری با نمونه، تکرار نشدن ویژگی های نامطلوب و ارتقای بداعت و کیفیت ایده طراحی است. ارزیابی بداعت و کیفیت ایده طراحی و نوع شباهت بین ایده و نمونه توسط داوران خبره به عنوان روش ارزیابی پیشنهاد می شود.
مقایسه گره های سنتی و الگوهای معاصر اسلامی با تمرکز بر کاربرد در معماری معاصر
حوزههای تخصصی:
گره اسلامی یکی از الگوهای هندسی مشهور در هنر و معماری اسلامی است که به دلیل پیچیدگی در ترسیم و گستردگی الگوها، در نزد معماران اسلامی فنی مهم و در نزد مستشرقین و پژوهشگران هنر اسلامی امری ناشناخته بوده است. با وجود اسناد مکتوب و آثار به جامانده از سنت معماری اسلامی- به دلیل ناآشنایی پژوهشگران غربی با اسناد به جامانده- در سده اخیر تلاش هایی برای باز اختراع روش های ترسیم گره های اسلامی از سوی برخی پژوهشگران غربی صورت گرفته که منجر به تعریف روش های گوناگون ترسیم و طراحی گره های اسلامی با تکیه بر ویژگی های متعدد این الگوها شده است. سؤال تحقیق آن است که چه اختلافی میان روش های معاصر و نمونه های سنتی با توجه ویژه به کاربرد معاصر گره ها وجود دارد؟ زیرا این روش ها با وجود تلاش برای ارائه الگوی جامع از ترسیم گره های اسلامی، به نتایج متفاوتی از گره های سنتی اسلامی می رسند که توجه به کاربردهای ویژه در معماری نظیر تأثیرات انحنای بستر بر هندسه ی گره های ترسیمی، به آشکاری این اختلافات کمک می کند. در این مقاله با بررسی هر یک از روش های سنتی و معاصر ترسیم گره های اسلامی و تحلیل تفاوت موجود میان الگوهای سنتی و معاصر در توجه به هندسه ی بستر در گره سازی با استفاده از روش های تحلیلی- توصیفی هندسی، به توضیح مفهوم چندزمینه گی و گونه ی گره های دست گردان در گره سازی سنتی به عنوان خصوصیتی منحصربه فرد در الگوهای کهن گره سازی اسلامی، دست می یابیم و مشخص می شود که این مفهوم در راهبرد معماران سنتی برای توجه به زمینه و طراحی یک گره مختص بستری خاص بوده است. این مهم در کاربرد گره های اسلامی در سطوح منحنی و با توجه به بسترهای غیرمسطح بهتر شناسایی می گردد. به این ترتیب به کار بردن گره سازی اسلامی در معماری معاصر زمانی می تواند به عنوان امتداد سنت گره سازی سنتی تلقی گردد که روش های موجود در راهبرد چندزمینه گی به کمک طراحی گره های اسلامی بیاید.
تحلیلی بر جهت گیری، جانمایی و فضاهای سرویس دهنده بادگیرها در مساکن بومی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱۵۳
۴۶-۳۵
حوزههای تخصصی:
بادگیر در مساکن بومی یزد یکی از راهکارهای دستیابی به آسایش برودتی در مقابل گرمای طاقت فرسای فلات مرکزی ایران است. بادگیر به دلیل عملکرد سرمایشی و نقش آن در تهویه طبیعی در بخش های تابستان نشین خانه ها ساخته می شد. به جرأت می توان گفت هیچ دو بادگیری در یزد وجود ندارد که در پلان و نما و مقطع و جزئیات دقیقاً یکسان باشند. ارتباط بادگیر با تالار و حیاط مرکزی نقش مؤثری در عملکرد آن داشته است. در این تحقیق 24 خانه در یزد با تأکید بر جانمایی و طراحی بادگیرهایشان مورد بررسی قرار گرفته است و این خانه ها نیز از میان خانه های حیاط مرکزی یزد که ارزش تاریخی دارند انتخاب شده اند. جمع آوری اطلاعات با برداشت میدانی صورت گرفته و تحلیل اطلاعات نیز با استنتاج منطقی و دسته بندی اطلاعات در نرم افزار excel انجام شده است. دسته بندی بادگیرها بر مبنای سه پارامتر در این مقاله مورد توجه بوده است: 1- جهت گیری بادگیرها 2- موقعیت آن ها در خانه و چگونگی ارتباط آن ها با فضاهای تابستان نشین 3- طراحی پلان بادگیرها بر مبنای دریافت بهینه باد غالب. طراحی پلان بادگیرها و تفکیک کانال بادگیر به کانال های فرعی در بادگیرهای مختلف، متفاوت است و معمار با توجه به چگونگی پلان خانه و جهت باد غالب و اینکه بادگیر عملکرد سرمایش تبخیری با حوض آب را خواهد داشت یا نه؛ آنگاه پلان بادگیر را بر مبنای عملکرد بهینه آن تعریف می کرده است. فرضیه های تحقیق این بود که در تمامی خانه های یزد زیر بادگیر، حوض آب وجود دارد و مساحت بادگیر به تناسب مساحت تالار در نظر گرفته می شده و اینکه تمامی آن ها رو به باد غالب دارند و کشیدگی آن ها شمال شرقی- جنوب غربی است. فرضیه های ذکر شده رد شدند و دلایل عدم اعتبار آن ها در نتیجه آورده شده است.
مفهوم معماری در برهه گذار از دوره ساسانیان به دوران اسلامی، درآمدی بر تاریخ مفهومی معماری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقطیع تاریخ معماری ایران به پیش و پس از اسلام، امری اعتباری است که اگرچه روزگاری زاینده و کارآمد بود، اکنون به قالبی تکراری بدل شده است. ازجمله پیامدهای این تقطیعِ قالبی غفلت از معماری، خود برهه گذار از دوره ساسانیان به دوران اسلامی است. پی بردن به گسستگی ها و پیوستگی های حقیقی در فرهنگ ایرانی در این سوی و آن سوی این مرز، نیازمند تحقیق و تدقیق بیشتر است؛ تحقیقی که ناگزیر باید از مفروض نگرفتن وجود این مرز آغاز شود. انسان ها پیش و پس از معماری و در هنگام معماری کردن به آن می اندیشند و درباره آن سخن می گویند. سخن گفتن ایشان درباره معماری گواهِ فهم آنان از معماری است. مفهوم معماری امری ثابت و بی زمان نیست و در طی تاریخ دگرگون می شود. از راه های شناخت معماری ایران در برهه گذار، تحقیق درباره مفهوم معماری در این دوره است؛ آن چنان که در سخن ایرانیان آشکار شده است. در این تحقیق، ضمن معرفی تاریخ مفهومی و پیشنهاد وارد کردن آن به مطالعات معماری ایران، به تاریخ مفهومی معماری ایران در برهه گذار می پردازیم. کار تاریخ مفهومی معماری برهه گذار را از واژه ها و الفاظ آغاز می کنیم؛ اما در آن بازنمی مانیم، بلکه به واژه ها و معانی و حوزه های معنایی به منزله مدخلی برای شناخت تغییر و تحول فرهنگیِ معماری می نگریم. منابع اولیه این تحقیق منابع پهلوی و فارسی و عربی، از اواخر دوره ساسانیان تا اوایل دوران اسلامی است. رویکرد آن تاریخ مفهومی و چهارچوب نظری آن نظریه حوزه های معنایی است. در این تحقیق، روشن می شود که مردم ایران زمین در برهه گذار از حوزه معنایی معماری، با مقوله معنایی آبادانی یاد می کنند و تلقی آنان از معنای آبادانی اعم از تلقی امروزی ما از معماری است. همچنین آشکار می شود که با ورود اسلام به ایران، در این حوزه معنایی، تغییری اساسی رخ نداده است.
Urban art, Landscape phenomenon, Citizens, Social space («هنر شهری» به مثابه پدیده ای منظرین در جامعة امروز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروز در ادبیات «هنر شهری» کشورمان یا اهداف آثار هنر شهری را در تأثیرات آن بر ارتقای کیفیت منظر شهر مبنای تعریف قرار می دهند و یا انواع آثار هنری حاضر در شهر را به عنوان هنر شهری قلمداد می کنند. اما نکته قابل تأمل این است که در پژوهش های صورت گرفته مشخص نیست هنر شهری چیست؟ چگونه بر کیفیت منظر شهر اثر می گذارد؟ و آیا همه آثار هنری موجود در شهر موجد چنین کیفیاتی می شوند؟
با گسترش حضور آثار هنری در سطح شهرهای کشور و عدم موفقیت حداکثری آنها در حصول اهداف تعیین شده به نظر می رسد هنر شهری از جوهره اصلی خود فاصله گرفته و مقهور اعمال سلیقه هایی شده است که گاه آنها را تا حد تزیین و بزک شهر تقلیل داده است. از این رو نه تنها حضورش در شهر هدفمند نبوده، بلکه منجر به اغتشاشاتی نیز شده است.
این مقاله پیشنهاد می کند امروز برای دستیابی به اهداف مورد نظر لازم است به «هنر شهری» به عنوان یک پدیده منظرین نگریست. زیرا به دو مؤلفه شهروند (انسان) به عنوان «مخاطب هدف» که آثار هنر شهری برای او خلق می شود و «فضای جمعی» به عنوان محیط شکل گیری ادراکات و تعاملات اجتماعی و نه صرفاً بستر حضور آثار وابسته است. در آخر نتیجه می گیرد در دوران معاصر، مناسب ترین بستر برای هنر شهری نه هر فضای شهری و فضای عمومی که فضای جمعی است تا ضمن برقرارساختن ارتباطات اجتماعی به عنوان والاترین هدف حیات مدنی بتواند مخاطبان هدفمند را به درک آثار هنری دعوت کند و در این فراخوانندگی به کیفیات شهری مورد نظر نایل شود.
مبانی فکری شکل گیری مکان تعاملات اجتماعی از منظر اندیشه اسلامی
حوزههای تخصصی:
مسئله تعامل اجتماعی در اندیشه غربی، به مکان های جمعی در جامعه وابسته است و دلیل توجه به مکان های شهری- جمعی از جمله خیابان ها، مراکز عمومی، میدان ها و دیگر موارد شهری- معماری، نشأت یافته از این مبانی است. تعریف تعامل اجتماعی در معماری غربی همگام با مکان جمعی شهری بوده و موجب شکل گیری نگرش های متفاوت در ایجاد این مکان ها و معماری آنها در مطالعه تطبیقی با اندیشه اسلامی شده است. یافتن مبانی فکری مفهوم تعامل اجتماعی در اندیشه اسلامی و نوع ویژگی های این مکانِ معماری، هدف اصلی این پژوهش است. نوع نگرش در این بحث واکاوی اساسی بحث تعامل اجتماعی از منظر فلسفه اسلامی و یافتن پاسخ این پرسش است که مبانی فکری محققان و اندیشمندان جامعه اسلامی در خصوص تعامل اجتماعی متأثر از چه چیزی بوده و در نهایت مبانی فکری شکل گیری مکان تعامل اجتماعی از منظر اسلام چیست. این تحقیق از نوع پژوهش های بنیادی- نظری است که به روش استنادی و استدلال منطقی پژوهش شده است. درک و تفهیم ارزش ها و مفاهیم برآمده از اندیشه اسلامی و رسیدن و استنباط اصولی که در نهایت عمل رفتاری را به همراه دارد، در خصوص مبانی نظری مکان تعامل اجتماعی از یافته های اساسی این تحقیق با توجه به اصول و نصایح موجود در منابع مطالعاتی اسلامی و اندیشه دانشمندان و محققان حوزه اندیشه اسلامی است. در ابتدا ارزش های معرفی و شناسایی شده توسط فرد و جامعه مقبول واقع گردیده و سپس از ناحیه نصایح و اصول دینی با توجه به نوع رایحه زندگی متّصل به مؤلفه های دینی در اجتماع، سنجیده و اصول یابی شده و سرانجام با توجه به مُحرز شدن این اصول به عنوان رفتاری عملی از جانب همان فرد و جامعه احراز می گردد. خانه و خانواده در مفهوم معماری اسلامی آغازگر تعامل اجتماعی است که در پرتو آن می توان به جامعه صالح که غایت آن مکان تعامل اجتماع است، رسید. این موضوعات در مکان معماری به واسطه فضاسازی های داخلی، مرکزیت قرار دادن فعالیت های خانواده در فضای اصلی و روابط و اختصاص دادن فضاهای گردشی- حرکتی با توجه به برخوردهای چهره به چهره قوی امکان پذیر می باشد که نمونه هایی از عمل به ویژگی های برآمده از اندیشه اسلامی در تعامل اجتماعی می باشند.
جستاری در کاربرد دفترچه فرایند به عنوان ابزاری کمک آموزشی در کارگاه طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دفترچه فرآیند به عنوان یک ابزار کمک آموزشی در کارگاه طراحی معماری، نشان دهنده مسیر اندیشه و نیز اقدامات انجام شده دانشجو در روند انجام پروژه طراحی و حاوی دست نگاره ها، نمودارها، و یادداشت های وی است. مقاله حاضر گزارشگر پژوهشی است که با هدف ارزیابی میزان اثربخشی دفترچه فرایند و راهیابی ارتقاء تأثیر آن در فرایند آموزش طراحی معماری انجام شده است. مقاله، پس از برشمردن پشتوانه های نظری دفترچه فرایند، در پرتو دو مفهوم "بار شناختی" و " طرحواره ذهنی " در روانشناسی آموزش، مستندات کاربرد دفترچه را در کارگاه طرح یک کارشناسی معماری مورد تحلیل قرار می دهد. جامعه مورد پیمایش، سه دوره از دانشجویان طرح یک دانشگاه فردوسی بودند و بازخورد آنان از طریق دو پرسشنامه باز و بسته گردآوری و بعنوان داده پژوهشی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان می دهد، اثربخشی آموزشی دفترچه فرایند به عنوان یک ابزار کمکی مفید، به رغم برخی کاستی ها، کاملا پذیرفتنی است. علاوه بر آن، در جمع بندی نهائی، راهکارهایی نیز برای تقویت فواید دفترچه و رفع کاستی های آن پیشنهاد می شود. راهکارهای پیشنهادی معطوف به آن هستند که دفترچه فرآیند نقش مؤثرتری در کاهش بار شناختی دانشجو و نیز تقویت توان تولید و تعمیق طرحواره های ذهنی او داشته باشد.