فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۰۱ تا ۴٬۶۲۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
بناهای تاریخی و عام المنفعه ایران بخشی افتخارآمیز از هنر معماری ایران و نیز زبان گویایی از فرهنگ غنی ایرانی حاکم بر آن هستند؛ یکی از این بناها حمام های سنتی است. حمام ها یکی از زیباترین، مردم وارترین، فنی ترین و متنوع ترین فضاها هستند که متأسفانه در کتب و مقالات ارایه شده پیرامون حمام، بیشتر جنبه اجتماعی و فرهنگی آن موردتوجه بوده و جنبه بهداشتی- درمانی آن و رابطه کالبد بنا با انسان کمتر موردتوجه قرارگرفته است. بنابراین هدف پژوهش این است که با رجوع به متون طب سنتی ایران به رابطه عناصر و اندام های حمام با سلامتی انسان و شکل گیری حمام درگرو تعادل ارکان اربعه (آب، باد، خاک و آتش)، مزاج و اخلاط (سودا، صفرا، بلغم، دم) بپردازد. طرح اصلی پژوهش بر این اساس شکل می گیرد که تأثیرپذیری شکل، ساختار و عناصر حمام های سنتی از انسان و تأثیرگذاری فاکتورهای طراحی حمام بر انسان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. تحقیق با این نظریه که نظام سلسله مراتبی در حمام از دستورات خاص طبی پیروی کرده، در پی بررسی این فرضیه است که معماری حمام های سنتی در راستای دو شاخه طب جسمانی و روحانی شکل گرفته که علاوه بر انطباق با ارکان و امزجه، در راستای تعادل اخلاط و ارواح انسان طراحی می شده است. این نشان دهنده ارتباط بین معماران و طبیبان است. این تحقیق در راستای بررسی فرضیه بر پایه روشی توصیفی و تحلیلی و با شهادت بر اینکه معماری به مثابه مکان زندگی انسان و امتداد وجودی اوست، با نگاهی به سلامتی او، کیفیت معماری را تبیین می کند. نتایج پژوهش بر این نکته صحه می گذارد که بین شکل و ساختار و عناصر حمام های سنتی و انسان رابطه دوسویه وجود داشته است. هدف این رابطه ایجاد محیطی متناسب با طبیعت انسان برای سلامتی جسم، روح و روان است و آن را می توان با بررسی معماری حمام های سنتی و استناد به مطالب ذکرشده در کتب طب سنتی ایران مشاهده کرد.
بازآفرینی اندیشه اسلامی در دگرگونی مسکن تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
13-20
حوزههای تخصصی:
استفاده از الگوی غیر اسامی وارد شده به معماری مسکونی ایران، متن معماری مسکونی را دچار گسیختگی کرده است. این شرایط در مناسبات اجتماعی دیده شده: رضایتمندی بصری، تغییر ترکیب و نحوه توزیع بافت مسکونی در قالب تخلیه مرکز شهر و محات قدیمی، رشد حاشیه نشینی بدون توسعه شهروندی جنب ههایی از گسیختگی فضای شهری هستند. تحلیل ادراک بصری شهروندان اسامی، جهت گیری سا کنین را از تحولات کالبدی محله نشان م یدهد. در این تحقیق مولف ههای ارزیابی ادراک ناظر، با توجه به معیارهای فرهنگ اسامی انتخاب شده و با تحلیل پدید ههایی از قبیل: فراوانی رخدادهای ضد اجتماعی و غیر اسامی، کاهش تعلق خاطر، گسیختگی بافت، نابسامانی و آشفتگی محیط بررسی شده که در مجموع ارزش کیفیت محیط را بیان میک نند. مطالعات آماری در گون ههای نوین ساختما نهای مسکونی تهران که به صورت مجتمع های بلند مرتبه طراحی شده اند، دنبال می شود. تحقیق انجام شده در جزییات ناهنجاری های اجتماعی مسکن با روش عاملی تحلیل شده اند. بررسی شامل فضاهای سکونتی است که تحت تأثیر جوامع غیر اسامی وارد طراحی شهری ایران شده است و هنجارها و مغایرت های مشاهده شده در رفتار سا کنین خانه های تک خانواری، خانه های چند واحدی و بالاخره مجتم عهای مسکونی مقایسه شده است. نتیجه نشان می دهد که مجتمع های مسکونی بلند مرتبه با رفتارهای ضد اجتماعی قرینند. بدین ترتیب ا گر عوارض و دستاوردهای توسعه مسکن را در دو دسته متمایز قرار دهیم و روند تغییرات آ نها را در طول زمان بررسی کنیم مجموعه آ نها همچون دو جریان متضاد به نظر خواهد رسید که یکی فرایند پویایی زندگی شهری و دیگری فرایند گسیختگی آن است. همچنین بافت های محله ای بدون هویت شاخص فرهنگ اسامی دارای ناهنجار یهای اجتماعی هستند و در صورت عدم برنامه ریزی کالبدی م یتواند به بحران هویتی در شکل اجتماعی منجر شود.
تحلیلی بر گونه شناسی انواع بادگیر بر اساس پلان در خانه های بندر لافت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱۵۷
۵۲-۳۷
حوزههای تخصصی:
بادگیر ها در سیمای شهرهای قدیمی مناطق گرم و مرطوب پس از مناره های مساجد، نقطه اوج خط آسمان شهر قلمداد می شوند. بادگیر که جزء جدایی ناپذیر خانه های لافت بوده در اکثر خانه ها به تدریج عملکرد خود را از دست داده است. اتاق هایی که در ارتباط با بادگیر بوده اند عملاً تبدیل به یک فضای بدون استفاده شده اند. در بسیاری از خانه ها تعمیر بادگیر صورت نمی گیرد و در بازسازی خانه ها این عنصر تخریب می گردد. در خانه های بافت جدید بندر لافت بادگیر جایی ندارد. در صورتی که بادگیر میراثی با ارزش از معماری سنتی ایرانی می باشد. لذا بررسی بادگیر های لافت به منظور جلوگیری از عدم حضور این عنصر در زندگی اهالی این بندر، ضروری به نظر می رسد. مسئله اصلی مطرح در این پژوهش، گونه شناسی بادگیر های لافت بر مبنای پلان در خانه ها می باشد. این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی، پس از معرفی بادگیر و تاریخچه آن به بررسی فرم پلان بادگیر ها و محل استقرار آن ها نسبت به موقعیت جغرافیایی و پلان خانه ها و تحلیل روابط حاکم بین اتاق بادگیر و سایر فضاها در خانه های بندر لافت می پردازد. در آخر به ارائه مطالبی جهت بهره گیری معماران، پیرامون عناصر و کیفیت فضایی اتاق بادگیر و تغییرات شکل گرفته در آن فضا ناشی از تغییرات سبک زندگی در طی سالیان می پردازد تا از این طریق بتوان گامی در جهت احیاء و بالا بردن کیفیات این فضا برداشت. این پژوهش پس از بیان وضع موجود بادگیر ها و تحلیل داده ها نتیجه می گیرد که اکثر بادگیر ها جهت بهره مندی بهتر از نسیم مطلوب دریا در سمت شمال قرارگرفته اند. همچنین بافت قدیم به سمت شمال دارای شیب است که این امر نیز کمک مؤثری به دریافت نسیم مطلوب دریا می نماید. فرم غالب پلان بادگیر های بندر لافت مربع بوده، عموماً حدود 3*3 متر مربع هستند. اهمیت عدم هم پوشانی بادگیر ها در سیمای کلی باعث قرارگیری بادگیر در گوشه و یا میانه پلان و برش از خانه گردیده است که در این مورد حالت میانه عمومیت دارد.
تحلیل مکان یابی ریزفضاهای مسکن معاصر ایرانی مبتنی بر سبک زندگی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۳
123 - 133
حوزههای تخصصی:
مسکن معاصر ایرانی در مقایسه با مسکن سنتی به لحاظ نوع و تعداد ریزفضاها تنوع چندانی ندارد اما باوجود افت کمی ریزفضاهای مسکن معاصر ایرانی، مکان یابی بسیاری از همین ریزفضاهای معدود نیز به درستی انجام نمی شود و غالباً به لحاظ عملکردی، تعارضاتی میان آنها بروز می یابد. این مقاله در صدد پرداختن به این مهم با استناد به متون دست اول دینی است و لذا شاکله اصلی این پژوهش مبتنی بر مسئله «چگونگی مکان یابی ریزفضاهای مسکن معاصر ایرانی از منظر اسلامی» است. پرداختن به این مسئله با استفاده از روشی ترکیبی انجام شده است؛ به این ترتیب که پس از گردآوری داده ها با روش اسنادی-کتابخانه ای، تحلیل آنها با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است و نهایتاً یافته های پژوهش با استفاده از روش استدلالی منطقی استخراج شده است. طبق این یافته ها، برای مکان یابیِ هر یک از ریزفضاهای مسکن معاصر ایرانی (شامل آشپزخانه، پذیرایی، اتاق خواب، سرویس بهداشتی و حمام) اصولی استنتاج شده است که طبق این اصول، مکان یابی ریز فضاها در اغلب الگوهای مسکن معاصر ایرانی به درستی انجام نمی شود و در این خصوص، تعارضات متعددی با سبک زندگی اسلامی مشاهده می شود.
Evaluation of ICT development in Isfahan’s region by Topsis method
حوزههای تخصصی:
Information technology by removing the barriers and omitting geographical boundaries washes out the physical distances and dissolves many problems. But at the same time this concern is existed that information technology causes more separation between social classes and so creates a society that divides into two groups that one group is "possessed" and the other "do not possessed" the technology. Accordingly, one of the main challenging issues that social universe has encountered with, is inequality of information and communication technology indicators among regions, which called "digital gap". In order to achieve standard development and to provide geographical and spatial justice, removing the digital gap between regions, and equal and public accessibility of geographical units must be considered as the main priority of planning in field of ICT. The presented research by purpose of spatial analysis and ranking of counties in Isfahan province tries to improve information and communication technology and reduce digital gap. The research method is descriptive- analytic and for ranking and rate of difference among counties the Topsis algorithm is used. The results show that level of possessing ICT was not equal among counties in a way that counties divided into four groups of very high, medium, low and very low, that only the counties of Isfahan is located in very high group. The dispersal coefficient between counties is 5% that confirms the difference in spatial distribution of indicators. And also there is a direct relationship between development of ICT and population and urbanization percentage, in a way that most of facilities are located in a counties with high percentage of urbanization. At the end some solution is suggested in order to remove the digital gap between counties.
رویکردی کل نگر به "نسبت فرهنگ و طبیعت" در "منظر فرهنگی" (موردپژوهی: بم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد کل نگر به نسبت فرهنگ و طبیعت به شکل گیری مفهوم منظر فرهنگی انجامیده است که در آن فرهنگ و طبیعت به گونه ای جدایی ناپذیر در هم تنیده اند. با این وجود مرزبندی بین منظرهای طبیعی و فرهنگی که از نگاه جزءنگر ریشه می گیرد همچنان وجود دارد. هدف این مقاله بررسی چالش های این مرزبندی و تدوین مدلی کل نگر برای بازشناخت و دسته بندی منظر های فرهنگی است. پرسش اصلی این است که چه مولفه هایی در تبیین نسبت فرهنگ و طبیعت در منظر فرهنگی موثرند و ارتباط منطقی میان آن ها چگونه قابل تبیین است؟ بر این اساس مدل منظرهای فرهنگی مبتنی بر سه مولفه "میزان مداخله انسان در طبیعت"، " نوع مداخله ملموس یا ناملموس" و "زمان شکل گیری و ادامه حیات منظر" تدوین شده است. این مدل نظری دسته بندی منظر فرهنگی در مقیاس های مختلف را ممکن می سازد. برای تبیین مدل پیشنهادی، منظر فرهنگی بم به صورت موردی بررسی تحلیل شده است. در این بررسی مولفه های شکل دهنده به منظر فرهنگی در دو دسته مداخلات ملموس مبتنی بر اقتصاد و سکونت و مداخلات ناملموس مبتنی بر روابط اجتماعی، بر اساس علت مداخله انسان در طبیعت شناسایی شده است. در مطالعه بم، مدل پیشنهادی در سه مقیاس خرد (خانه- باغ)، میانی (کوچه- باغ) و کلان (شهر- باغ) تبیین شده است.
مسکن خوانش پذیر تبیین عوامل مو ثر بر خوانش پذیری مسکن در جهت ارتقای پیوند ساکن و مسکن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانه اصلی ترین مکانی است که انسان در تمام دوران زندگی اش با آن سروکار دارد. نخستین و مهم ترین جهانی است که آدمی درطول حیات خویش در آن سکنی می گزیند و شخصیت می یابد. هم چنان که انسان در حال رشد، تحول و شکوفایی است، خانه نیز فراتر از یک چهار دیواری خنثی، به تجربه در می آید و به نمادی از خود مبدل می شود. خودی که همواره در حال تغییر و تحول است. از این منظر، خانه مکانی برای «شدن» است، نه «بودن». همچون ساکن رشد می کند، شخصیت می یابد و این گونه در پیوند عمیق با ساکن قرار می گیرد. در راستای تحقق این امر، پژوهش حاضر، خانه ای «خوانش پذیر» را پیشنهاد می کند که تازه ترشدن آدمی در طول دوران، موجب خوانش های نوینی از آن می شود و می تواند با ساکن در دوره ها و حالات مختلف ارتباط برقرار کند. چنین خانه ای با فراهم کردن امکان تفاسیری متنوع و خلاقانه برای مخاطبانش به آیینه ای بدل می شود که در هر زمان هر بیننده به لحاظ شفافیت آن، عکس خود را در آن می بیند، با آن به گفت وگو می نشیند و نه تنها «درخانه » بلکه «با خانه» زیستن را تجربه می کند. لذا این پژوهش با هدف تبیین «عوامل مؤثر بر شکل گیری مسکن خوانش پذیر» در قالب تحقیقی از نوع کیفی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و تحلیل دیدگاه ها و نظریه های مرتبط، ابتدا به بحث «خوانش» پرداخته و با بررسی چگونگی فرایند ادراک و خوانش مکان، هم زمان دو مشخصه ی «تعین وقاعده مندی» و «عدم تعین و رازآمیزی» را در «خوانش پذیری» مسکن مهم می شمرد. از این منظر معانی بالقوه ای که در مسکن جاری هستند بایستی در حدی باشند که هم احتمال و پیش بینی آن ها با توجه به الگوهای عام و از قبل شناخته شده را بدهند (تعین) و هم به سبب پرسش انگیزی آفرینش معنای جدید را ممکن سازند (عدم تعین). درادامه پس از تبیین این دو مشخصه، براساس نسبت درست بین این دو، عوامل مؤثر برخوانش پذیری مسکن بیان می شود. براین اساس آشنایی، خوانایی و هم افزایی لایه های معنا در بخش تعین مسکن و عواملی چون معانی چندگانه و معانی عمیق هستی بخش در بخش عدم تعین و رازآمیزی مسکن معرفی شده اند. در این راستا، غنای حسی، تنوع و پیچیدگی فضاها و جزءفضاها در ارتباط با حضور معانی چندگانه و سکوت کالبد، حضور فضاهای سرنمونی و عناصر آشنایی زدا در ارتباط با معانی عمیق هستی بخش بیان شده اند.
Vernacular houses in Yazd: Natural elements(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given more than seven thousand years of urbanization and highly diverse topographic and geographical conditions, Iran is one of the treasures through the world's architectural history. Climatic diversity, on the one hand, and long history of living, on the other hand, has led to noteworthy and valuable achievement in architecture and urbanization within this country. However, these elements are less utilized in today architecture. Urban life, technological advances and excessive economical demands have extremely made people apart from the nature and formed their mind within an iterative mechanized order. Furthermore, human being is a part of nature and his/ her close relationship to the nature provides him/her with survival and longevity. In Iranian houses, a space indicating relationship between human and nature is courtyard. Central courtyards within vernacular houses in Yazd provided inhabitants with terrific living conditions and enhanced their living quality by utilizing natural elements such as water, wind, light, and plants. Today, due to providing more houses regardless of their quality, not only are natural elements ignored in human life; but also in many cases, buildings do not have essential features of living. This paper attempts to explore how to create and enter natural elements in apartments. This paper aims to investigate natural elements on vernacular houses in Yazd. A descriptive, analytic methodology along with a case study (vernacular houses in Yazd) were employed and data was collected through library and field research.
Improvement of Existing Public Office Buildings in Nigeria from Users’ Perspective Using Lean Thinking – A Pictorial View(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper gives a pictorial view of the relevance of lean thinking, particularly the application of muda as a supplement to the sustainable improvement diagnosis technique of existing public office buildings, for a fuller assessment of users’ requirement in Nigeria. The impact of perceived muda was related to the triple bottom line of sustainable development on perceived job productivity and design features and estimated from endusers’ perspective, using diagnostic POE as data acquiring tool, while the confirmatory analysis was done through AMOS, SPSS and MS Excel to explain the relationship between the different variables. The findings showed that muda is inherent in public office buildings and it has highly significant causal effects of 0.66 and 0.76 respectively on perceived job productivity and design features; it also has strong effect sizes of 44% and 58% in explaining both their variances respectively. The result revealed that users require more improvement in facilities as against spatial plan and structures, while there is a medium and positive correlation of 0.48 between perceived job productivity and design features – implying that improvement in design features will consequently lead to improvement in perceived job productivity. The study concludes that lean thinking is relevant to building improvement and could serve as good supplement to the current improvement diagnosis of existing public office buildings, but not as a substitute since data were only collected from users who are not able to provide the required technical data that would otherwise warrant use of equipment.
مطالعه تأثیرات قنات بر ساختار کالبدی بافت محمدیه نایین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۶
97 - 115
حوزههای تخصصی:
شهرها و سکونتگاه های فلات ایران در پیوند و وابستگی عمیق و متقابل با منابع تأمین آب و نظام های حاکم بر آن ها شکل گرفته، پایدار شده و توسعه یافته اند. یکی از نمونه های بارز پیوند همه جانبه سکونتگاه و قنات در حاشیه کویر مرکزی ایران و در محمدیه شکل گرفته است. نظامی که بر پایه استحصال و هدایت آب های زیرزمینی توسط فن آوری قنات به وجود آمده و امروزه نیز با تغییراتی پابرجا مانده است. در محمدیه دو گونه قنات دیده می شود یکی قنات مزروعی که بلافاصله از مظهر وارد زمین های کشاورزی می شود (قنات حَنفَش) و دیگری قنات شهری- مزروعی که بعد از مظهر وارد بافت مسکونی شده و مسیر تقسیم و بخشایش آن شامل بعضی کاربری های خصوصی و عمومی می گردد. سپس قنات بعد از استفاده در بافت برای آبیاری وارد باغات و کشتخوان محمدیه می شود. هدف از پژوهش، تحلیل نقش و تأثیرات قنات بر مؤلّفه های ساختار کالبدی بافت محمدیه و همچنین بررسی تأثیر قنات در تغییرات ساختاریِ عناصر دسترسی به آب در مقیاس بناهای عمومی و خصوصی است. برای این منظور، از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بهره گرفته شده است و جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای، میدانی و مصاحبه شفاهی است. یافته های پژوهش حاکی از نمود تأثیرات قنات بر ساختار کالبدی محمدیه درمؤلّفه هایی از قبیل مکان یابی و انتخاب محل استقرار (در ارتباط با توپوگرافی و بستر طبیعی)،کلیت بافت (ارگانیک و کاملاً فشرده)، شکل گیری شریان های ارتباطی و شبکه معابر (تبعیت شبکه معابر از مسیر قنات و الگوی شکل گیری تدریجیِ ارگانیک) و شکل گیری فضاهای عمومی و واحدهای مسکونی است. به منظور استفاده از آب در مقیاس بناهای معماری، قنات محمدیه شامل شبکه تقسیم سازمان یافته ای است که در پیوند با نیازهای سکونتگاه شکل گرفته است و دربرگیرنده عناصر و فضاهای عمومی و خصوصی از قبیل خانه های مسکونی، گرمابه، مرکز محله، مسجد، گذرها و غسّال خانه می گردد. در هر یک از این بناها تأثیر قنات بر تفاوت های ساختاریعناصر دسترسی به آب، در قالب طراحی جوی (زیرزمینی و روزمینی)، حوض (روباز و سرپوشیده) و «کِه» (پایاب) قابل بیان است.
Comparative Study of architecture and landscape technologies in Charbagh Street in Safavid Era and Champs/Elysess Axis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
47-60
حوزههای تخصصی:
Iran has an arid climate which characterized by long, hot, dry summers and short, cool winters. Therefore, sunlight and its heating effects were important factors of Iranian architecture and gardens structural design. Textures and shapes were selected by architects to harness the light and supply a shadow in the summer. Water is very important in this climate, both in the architectural design and longevity of gardens. In addition to water, the plants in Iran had been particularly significant. In ancient civilization of Iran, plants have had special position. Supernatural powers that had been in trees such as life-giving, young giving, productivity and Immortality made them sacred for Ancient Iranian people. However, attending to supernatural power of plants was the importance reason that people regarded to plants and made some symbols such as “Life Tree” has income. In Zoroastrian religion books, more values have said about Supernatural cost of plants. Plants have a special value in Zoroastrian Fire Temples, religious ceremony and routine life. Therefore, garden and gardening were sacred for Iranian. The term Zoroastrianism is, in general usage, essentially synonymous with Mazdaism, have discovered dependent on Achaemenids Empire (559–330 BC) and there were in Pasargad. In the Islam tradition the garden as Paradise is, perhaps, even stronger, since the Quran (the central religious text of Islam) describes Heaven as a garden. Islam was spread to the Persians, and reciprocally the Muslims adopted the Persian style of garden. Therefore garden has been invaluable to Iranians. Persian Garden includes some types which one them is Garden City. Isfahan as the Capital of Safavid Dynasty has designed as a big garden according garden city model. Therefore, some solutions have used in urban design regarding Isfahan's arid climate. Safavid government followed the realization of cities ideal that rooted in Islamic beliefs and opinions. The investigations in historical perspective of Safavid cities indicates the importance of cities as the place for presence of symbols and signs. The Symbols which has remind as the ideological concepts, power of dominating government and also getting identity to the city. During the history of Safavid urban design, there were some direct and wide streets (Charbagh) which were the main factors of development and improvement of cities among urban functional and symbolic elements. In historical background of Isfahan garden city is pointed to construction of street (Charbagh) which has attracted the European tourists attention and it will investigate in this article. Initial section of this article is allocated to explain about historical background of Isfahan city in Safavid era and also Charbagh Street. Then this paper with emphasis on some historical documents and analytical studies, compares the Isfahan Charbagh Street with its similar sample in France (Champs-Elysées Street). The conclusion of this article indicates the similarity of Isfahan Charbagh Street and Champs-Elysées Street in some skeletal specifications and the way of formation. French Boulevards were constructed after Isfahan Charbagh in terms of time and they were formed after publishing itineraries and pictures of tourists from this place in Europe .
«بهشت ثانی» و «کوچه آراسته از خرمی»، شکل و جایگاه خیابان (ها) در جعفرآباد و قزوین صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمانی که قزوین به عنوان پایتخت شاه طهماسب انتخاب شد، دولتخانه و مجموعه ای از باغ ها، در اراضی موسوم به زنگی آباد ساخته شدند. با تخریب بخش وسیعی از مجموعه صفوی قزوین، آثار ناچیزی از آن باقی مانده است. این آثار ناچیز و منابع دیگر همواره دست مایه قرار گرفته اند تا شکل شهر و طرح دولتخانه و باغ های مجاور آن آشکار شود. با وجود این، به نظر می رسد اطلاعات موجود برای فهم طرح شهر صفوی و خصوصیات اجزای مهم آن همچون خیابان کافی نیستند و شکل، طرح و خصوصیات خیابان صفوی به اندازه کافی مطالعه نشده است. این مقاله به دنبال یافتن موقعیت و خصوصیات خیابان یا خیابان های دارالسلطنه قزوین است. شاعر دربار، عبدی بیگ شیرازی به دستور شاه، دارالسلطنه و از جمله باغ سعادت، کاخ ها و برخی خیابان ها و میدان ها را توصیف کرده است. این توصیفات، سندی مهم برای فهم فضاهای شهر جدیدی است که در زمان طهماسب در شمال قزوین ساخته شد. برخی از جهانگردانی که به قزوین رفته اند، مشاهدات خود را از دربار صفوی در بخش هایی از دست نوشته ها و ترسیم های خود شرح داده اند. از میان آن ها پیترو دلاواله، دن گارسیا فیگوئروا و انگلبرت کمپفر بیشتر از دیگران، اطلاعاتی درباره دارالسلطنه قزوین ارائه کرده اند. در این مقاله که روشی تفسیری و توصیفی تاریخی دارد، ابتدا شرح عبدی بیگ از خیابان های مجموعه مطالعه شده است. با شناخت فضاهای توصیف شده در شعر و تطبیق ویژگی های آن ها با ترسیم های کمپفر و نوشته های دلاواله و فیگوئروا، موجودیت و موقعیت خیابان یا خیابان ها و ارتباط آن ها با یکدیگر در بستر شهر قابل فهم است. بر این اساس به جز خیابان شمالی جنوبی و خصوصی درون باغ اطراف ارشی خانه و سایر خیابان های درون باغ ها، دو خیابان در بیرون باغ های خصوصی قابل شناسایی است: نخست، خیابانی نیمه عمومی که میان سردر عالی قاپو و سردر باغ اطراف ارشی خانه قرار دارد و دوم، خیابانی که سردر عالی قاپو را به شهر قزوین متصل می کند و انتهای جنوبی آن نزدیک جلوخان مسجد جامع بوده است.
بررسی مفاهیم نمادین رنگ در هنر نقاشی مصر باستان و منشأ آنها در طبیعت پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله انسان در طول تاریخ، به طرق مختلف از جمله هنر نقاشی به بیان احساسات و ذهنیات خود پرداخته است. در طول تاریخ، نقاشی اهداف مختلفی از امری مقدس در انحصار گروهی خاص تا وسیله گذراندن اوقات فراغت برای عموم انسان ها داشته است. همچنین نقاشی، حامل مفاهیم واقعی و سمبلیک بوده است. در برخی موارد واقعیت پیرامون آنچنان که بوده تصویر می شده و در سایر موارد تصاویری غیر واقعی با مفاهیمی سمبلیک تصویر می شده است. یکی از مهم ترین عناصر نقاشی، رنگ است که به شیوه های مختلف و در مفاهیم گوناگون به کار گرفته شده است. مصر باستان، یکی از بزرگترین و اولین تمدن های انسان است که آثار باستان شناسی و نقاشی های فراوانی از آن به جای مانده است. برخلاف مطالعات گذشته که صرفاً برمبنای علم زبان شناسی به بررسی مفاهیم سمبلیک رنگ ها در هنر نقاشی مصر باستان پرداخته اند، در این مقاله با استفاده از تحلیل نقاشی های مصر باستان، مباحث زبان شناسی و مفاهیم سمبلیک عناصر طبیعت به بررسی موضوع پرداخته شده است. ● هدف هدف این تحقیق بررسی مفاهیم سمبلیک رنگ ها در هنر نقاشی مصر باستان و منشأ این مفاهیم است. ● روش تحقیق باتوجه به حضور خدایان در نقاشی های همه ادوار تاریخی مصر باستان و همچنین ثبات مفاهیم آنها در طول تاریخ، به بررسی و تحلیل رنگ ها در تصویر خدایان مصر باستان پرداخته ایم. در ادامه به کمک چهار مورد، مفاهیم رنگ های اصلی در نقاشی های مصر باستان تحلیل شد. این موارد شامل داده های به دست آمده از تحلیل تصاویر خدایان، مهم ترین عناصر ثابت با رنگ های اصلی در نقاشی ها، معنی لغوی هر یک از رنگ ها و همچنین نمود این رنگ ها در محیط پیرامون مصر باستان می شود. در نهایت جهت تصدیق نتایج به دست آمده، باتوجه به اهمیت مفهوم مرگ از نگاه مردم مصر باستان، نقاشی های مراسم مومیایی کردن، عزاداری و داوری پس از مرگ که حامل مفاهیم مشابهی هستند را تحلیل کرده ایم. ● نتیجه گیری به کمک یافته های تحقیق مفاهیم سمبلیک هر یک از رنگ های اصلی در هنر مصر باستان مشخص شده و ارتباط آنها با طبیعت پیرامون موشکافی شد.
ارزیابی مؤلفه های مؤثر تاب آوری اجتماعی سکونتگاه های روستایی در شرایط بحرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۵۸
۱۴۵-۱۳۱
حوزههای تخصصی:
وقوع مخاطرات طبیعی از جمله سیل و زلزله با توجه به شرایط محیطی و جغرافیایی کشور همواره منجر به آسیب های جدی مالی و تلفات انسانی گسترده ای گردیده است و این در حالی است که نگرش های جاری و حاکم بر مدیریت بحران عمدتاً بر مدیریت انفعالی بحران و یا کاهش آسیب پذیری های کالبدی توجه دارند و حال آنکه تقویت زمینه های اجتماعی می تواند نقش بسیار مؤثری بر میزان تاب آوری سکونتگاه های انسانی در برابر مخاطرات بحران زا داشته باشد. بر این اساس هدف این پژوهش تدوین مدلی جهت سنجش میزان مؤلفه های اجتماعی سکونتگاه های انسانی و اجتماعات محلی با تأکید بر سکونتگاه های روستایی در مواجهه با مخاطرات طبیعی و شوک های احتمالی است و به منظور سنجش مدل، تاب آوری اجتماعی پنج روستا از حوزه روستایی منطقه اقبال غربی استان قزوین مورد ارزیابی قرار گرفته است. تدوین شاخص های سنجش مؤلفه های اجتماعی سکونتگاه های انسانی در برابر مخاطرات طبیعی بر اساس مفهوم تاب آوری و ویژگی های اجتماعی سکونتگاه های تاب آور در برابر بحران تدوین گردیده است و پس از جمع آوری داده ها در قالب پرسشنامه میدانی و یا تحلیل های مکانی با استفاده از ابزارهای تحلیل مکانی و قابلیت های نرم افزار GIS سنجش مؤلفه های اجتماعی فرهنگی بر اساس قابلیت های تحلیل مکانی و با بهره گیری از داده های مکانی و غیرمکانی به صورت توأمان صورت پذیرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که میزان تاب آوری اجتماعی فرهنگی روستاهای بررسی شده در ابعاد مورد بررسی بسیار پایین بوده و تفاوت های معناداری میان سطوح تاب آوری در ابعاد مختلف و در بین روستاهای بررسی شده مشاهده می گردد. همچنین تحلیل همبستگی میان ابعاد بررسی شده بیانگر همبستگی مستقیم میزان تاب آوری اجتماعی ساکنین با میزان دانش و آگاهی و انگیزش های درونی و فردی ساکنین است.
ارزیابی تأثیر فضای کالبدی روستاها بر سرمایه اجتماعی، اقدامات کارآفرینانه و خرده فرهنگ های راجرز با رویکردی مقایسه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۶۰
۱۳۲-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه که ایران نیز یکی از آن ها محسوب می شود، هرگاه از توسعه و پیشرفت بحث می شود، اصولاً توجه به ویژگی ها و عوامل انسانی، پراکندگی جمعیتی و نیز بافت روستایی این قبیل کشورها، اهمیت فراوانی دارد. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی تأثیر فضای کالبدی روستاها بر سرمایه اجتماعی، اقدامات کارآفرینانه و خرده فرهنگ های راجرز با رویکردی مقایسه ای در بین چهار روستای شهرستان کنگاور صورت گرفته است. جامعه آماری این بررسی389 نفر از ساکنین چهار روستای شهرستان کنگاور است که براساس جدول مورگان و به روش تصادفی 185 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن با نظر برخی از مدیران سازمان کشاورزی استان کرمانشاه و اعضای هیئت علمی دانشگاه تعیین شد. به منظور برآورد پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که به ترتیب 86/0 و 88/0 و 85/0 به دست آمد. همچنین مدل رگرسیونی توأم به منظور بررسی اثر مؤلفه های سرمایه اجتماعی بر اقدامات کارآفرینانه اثرات مثبت و معنا داری را نشان داد. در نهایت با توجه به یافته های پژوهش پیشنهادهای کاربردی ارائه گردید از جمله: تقویت همدلی و پیوندهای کاری و همسایگی در روستاها جهت آبادانی بیشتر و کاهش مهاجرت به شهر در روستاهای کشور.
Impacts of Islamic- Iranian Identity on Mental health outcomes in traditional houses(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
30-46
حوزههای تخصصی:
Introduction: Nowadays, mental health of people has become a complex issue. So that the world health organization has proposed different solutions for health improvements. There has been an increase in mental disorders and depression in different communities and the importance of mental health has been neglected in many cases. It has been stated that social structure and culture play a fundamental role in the formation of some diseases such as depression and stress disorders. Therefore, further investigation is required for the relevance of the two important issues of mental health and culture. UNESCO defines culture “a set of distinctive spiritual, material, intellectual and emotional features of a society or a social group that in addition to art and literature, it encompasses lifestyles, ways of living together, value systems, traditions and beliefs.” Architecture's role in the expression of beliefs and culture, which are the expression of human identity, are believed to be an undeniable role. Therefore, the culture of any society, is the basis of the societies' architecture, in a way that it is the reflection of the community's culture. Iran's traditional architecture is the identity of faith, divine nature of goodness and deep passion. Given the link between mysticism and art in Iranian culture, the principles of Islamic art, especially architecture, influenced by the mystical dimension of Islam. Islamic civilization is based on peace and peaceful houses. According to the Quran, home is a place of rest and peace. So the first aim of building a house is to provide a place for human comfort. In recent years, with the change of lifestyles, the concept of home and residence has been changed. Therefore, the concept of home that was responsive to the needs of the life of human beings, has been changed as a mechanical product. This study endevours to exploit the principles of appropriate home from reliable sources such as Quran and Shi'a jurisprudence and investigate these principles in Iranian-Islamic traditional houses in order to reach a suitable guideline for contemporary houses with regards to Iranian-Islamic culture for mental health improvements of people. Literature review Mental health issue is less addressed in the researches and also there is not enough attention toward increasing mental health and stabilizing it. In most of the essays there are some sorts of solutions which are referring to a cure after happening this mental damage while, it is possible to figure out a solution for preventing this important modern issue which is preventable. Therefore, a sort of architecture which is connected to the life of people and also is a part of this life would have an undeniable effect on stabilizing the mental health. The cultural identity of the society could be considered as an important factor for the mental health of each person. Iranian-Islamic culture in contemporary houses are the most important issue in society needs mental peace and human separation from their culture leads to alienation from the original values of the community. One of the most important strategies in the design of contemporary architecture inspired by the principles of respect for the traditional homes of Iranian-Islamic culture that has defined the overall stability of international sustainability. Generally the features of Iranian culture, not only helps mental health but also helps the sustainability of architecture. According to Iranian culture, house is not just a shelter for residents, moreover, it should induce relaxation. The human sense of independence and external noise is not transmitted to the interior of the house.Traditional Islamic architecture reflects the enduring idea of archetype in the past, present and future through continuous image with timeless character wherein the act of creation on the part of some vast horizons disappear, to be together. Since sustainability has all the comprehensive features to meet the human, psychol
گونه شناسی مسجد-مدرسه های ایران، بر اساس شیوه دسترسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت های مذهبی در ایران به منظور آموزش امور دینی و مذهبی در فضایی مذهبی، به کمک زمینه فراهم شده به وسیله مسجد-آرامگاه ها و مسجد-خانقاه ها، دست به ساخت کالبدی جدید به نام مسجد-مدرسه زده اند. نحوه شکل گیری این کالبد خاص و خصوصیات آن مورد مطالعات متعددی قرار گرفته است، با این وجود به نظر می رسد این کالبد هنوز آموزه های بسیاری برای معماری معاصر ایران داشته باشد. در مقاله شیوه های قابل استفاده برای گونه بندی بررسی شده و شیوه تفسیری برای گونه بندی مناسب تشخیص داده شد. بر این اساس کالبد و ساختار مسجد-مدرسه ها مطالعه شده و سعی شد گونه بندی مناسبی بر اساس نحوه قرارگیری و ارتباط بین دو فضای آموزشی و نیایشی برای این فضای عبادی آموزشی پیشنهاد شود. پژوهش حاضر بر اساس نتایج به دست آمده این نوع کالبد معماری را به سه گروه کلی تقسیم و گونه بندی می کند. در این تحقیق از روش تحقیق توصیفی، تاریخی- تحلیلی استفاده شده و اطلاعات مورد نیاز از طریق منابع مکتوب و کتابخانه ای و مطالعات میدانی جمع آوری شده است. مسجد-مدرسه های گونه اول، در منطقه مرکزی ایران -شامل اصفهان، کاشان و یزد- و با نگاه ریزبینانه به شریعت اسلامی، بر اساس جدایی فضای نیایشی و آموزشی ساخته می شده اند. مساجد گونه دوم ساده تر و مختصرتر هستند و با گستردگی جغرافیایی وسیع، در موقعیت هایی با حساسیت سیاسی و اجتماعی پایین تر طراحی و اجرا می شده اند. گونه سوم از دو گونه دیگر متأخرتر بوده و ترکیب کامل مسجد و مدرسه در آن کاملاً پذیرفته شده است. این گونه در تهران و در دوره قاجار بسیار مورد توجه قرار گرفته و مساجد آن تا حدی متأثر از مسجد-مدرسه مروی هستند. بررسی ارتباطات موجود میان زمان و مکان و ساختار مسجد-مدرسه ها نشانگر تأثیر اعتقادات و حساسیت های مذهبی، میزان هزینه و فضای در نظر گرفته شده برای بنا و پیروی از شیوه ساخت مسجد-مدرسه های مشهور در شیوه ساخت مسجد-مدرسه هاست.
راهکارهای تأمین آسایش محیطی در مدرسه بر اساس ویژگی های پایدار معماری بومی (نمونه موردی بندر گرم و مرطوب چابهار)
حوزههای تخصصی:
با توجه به بحران انرژی و آلودگی های زیست محیطی ناشی از آن، حفظ پایداری محیط زیست و بهره گیری از منابع انرژی پاک بیش ازپیش اهمیت یافته است. بنابراین توجه به معماری بومی و بهره گیری از اصول آن در راستای حفظ پایداری محیط زیست ضروری است. در مناطق حاشیه دریای عمان و چابهار مطالعات مناسبی برای شناخت ارزش های معماری بومی منطقه صورت نگرفته است. بناهای بومی مورد بی توجهی قرارگرفته و تعداد بسیار معدودی از آن ها برجای مانده اند. از طرفی یکی از مهم ترین نیازهای کاربری شهری و روستایی این منطقه، نیاز به فضاهای آموزشی و مدارس است. در مدارس نوساز یا در حال ساخت از ساختمان های یک شکل که توجهی به اقلیم و فرهنگ منطقه ندارد، بهره گرفته می شود. از پیامدهای این امر به وجود آمدن مسائلی همچون چون عدم ارتباط مناسب کاربر با محیط، سطح آسایش پایین در محیط، مدرسه سازی بدون رعایت مسائل اقلیمی، صرف انرژی بسیار زیاد برای تأمین شرایط آسایش محیطی، انزوای معماری بومی و عدم توجه به محیط زیست و اقلیم در فرایند ساخت وساز است. تحقیق حاضر با هدف شناخت و معرفی الگوهای پایدار معماری بومی در بندر گرم و مرطوب چابهار و ارائه راهکارهای طراحی مدرسه بر مبنای الگوهای به دست آمده، انجام شده است. شناخت معماری پایدار بومی و بهره گیری از اصول آن در معماری نوین، نقش مهمی در جهت تأمین آسایش کاربران و حفظ محیط زیست خواهد داشت. روش تحقیق حاضر بر پایه مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی بوده است. همچنین بامطالعه و بررسی نمونه های موجود از معماری بومی منطقه به معرفی الگوهای پایدار این بناها پرداخته شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش در قالب راهکارهای تأمین آسایش محیطی در مدرسه بر مبنای الگوهای معماری بومی منطقه گرم و مرطوب چابهار ارائه شده است. این نتایج حاوی اصول پایدار معماری همساز با اقلیم گرم و مرطوب بوده است که بهره گیری از آن حتی در معماری انواع دیگر ساختمان های این منطقه نیز میسر است.
مطالعه تطبیقی تجربیات سیاستی کشورهای منتخب آسیایی در زمینه ی توزیع متوازن جمعیت شهری
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مقایسه تجربیات کشورهای منتخب آسیایی در زمینه ی توزیع متوازن جمعیت می پردازد و تلاش خواهد کرد نشان دهد کدام پاردایم های برنامه ریزی فضایی جمعیتی در توزیع بهینه تر جمعیت نتایج بهتر و مؤثرتری داده است. روش تحقیق، تحلیل اسنادی است و از اسناد معتبر در زمینه برنامه ریزی های دولتی استفاده شده است. به طور کلی چهار نوع پارادیم برنامه ریزی با توجه به اقتصاد جمعیت فضا تشخیص داده شد: الف) دولت های غیرمتمرکز با پارادایم تمرکززادیی سیاسی – اقتصادی (ژاپن)، ب) دولت های متمرکز با پارادایم مداخله مستقیم در مدیریت جمعیت فضا (چین و اندونزی). ج) دولت های متمرکز با پارادایم تمرکززدایی اقتصادی (ایران و کره جنوبی) و د) دولت نیمه متمرکز با پارادایم اولویت بخشی به توسعه ی روستایی. نتایج نشان می دهد دولت های غیرمتمرکز با رویکرد تمرکززدایی اداری – سیاسی و اقتصادی نتایج مثبت تری از توسعه ی برابر در سطح ملی و توزیع بهینه ی جمعیت به دست داده اند. بررسی ها نشان داد عدم وجود هماهنگی بین بخش های کلان، میانی و خرد، فقدان اراده سیاسی لازم برای اجرای طرح های آمایش سرزمین و عدم پایش برنامه ها آمایش سرزمین و توزیع فضایی جمعیت از جمله مهمترین موانع عدم موفقیت راهبردهای توزیع بهینه جمعیت است. در کشورهای با نظام متمرکز برنامه ریزی کلید اصلی توفیق برنامه ها ایجاد هماهنگی های بین بخشی و پایش مداوم برنامه ها است.
جهانی سازی و منطقه گرایی در معماری معاصر: تعامل یا تقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۱
15 - 27
حوزههای تخصصی:
جهانی سازی فرایندی پیچیده و چند وجهی است که فشردگی فزاینده زمان و مکان و سرعت بخشیِ تعاملات بین فرهنگی را سبب شده، همسانی و همگونی را تداعی می کند. منطقه گرایی دیدگاهی تحلیلی و انتقادی است که بر حفظ ویژگی های خاص مکان و برجسته نمودن تفاوتها، تأکید دارد. مقاله می کوشد تا از رهگذر مطالعه و تدقیق دو فرآیند جهانی سازی و رویکردهای نوین منطقه گرایی، نوع رابطه میان آنها در اثرگذاری بر معماری معاصر را مورد کنکاش قرار دهد. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و متکی بر تکنیک تحلیل محتوا می باشد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که درونمایه چند وجهیِ جهانی سازی نشان از وجود نوعی همزمانی روندهای همگون ساز و ناهمگون ساز در ماهیت این فرایند دارد و رویکردهای نوین منطقه گرایی نیز، در پی ایجاد تنوع در حین سود بردن از مزایای جهانی اند. بنابراین مابین پدیده های مذکور، تعاملی دوسویه در جریان است که حاصل آن، شکل گیری نوعی معماری پیوندی و تعامل جهانی–منطقه ای در معماری معاصر است.