فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۰۴۱ تا ۴٬۰۶۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۲ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
83 - 93
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی مناطق شهر ایلام از منظر نوشهرگرایان با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر میزان و درجه کنترل متغیرها میدانی، از لحاظ نحوه نظارت بر داده ها جزء پژوهش های توصیفی و از میان روشهای توصیفی از پیمایش بهره برده است. اطلاعات مورد نیاز در این پژوهش از طریق مصاحبه ساختارمند با استفاده از پرسشنامه 9 ارزشی توماس ال ساعتی جمع آوری شده است. جامعه هدف را در این پژوهش کارشناسان و متخصصین در بخش مدیریت و برنامه ریزی شهری در شهر ایلام تشکیل داد که نهایتاً 12 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند برای تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. معیارها با استفاده از مرور منابع بدست آمد. بر این اساس معیارهای افزایش تراکم در بافت، رعایت شبکه ترافیکی پیوسته، وجود گونه های مختلف مسکن، وجود و حفظ تقویت ساختارهای سنتی، وجود فضاهای باز سبز و توقف گاه، حمل و نقل عمومی، امنیت در بافت های شهری، کاربری های مختلط و توجه به مقوله پیاده مداری به عنوان معیارهای نوشهرگرایی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Expert choice ، روشAHP و آنالیز حساسیت انجام گرفت. یافته ها نشان داد که، بر اساس معیارهای نوشهرگرایی منطقه 1 با وزن نهایی(441/0) بیشترین امتیاز را به دست آورده، در نتیجه نسبت به مناطق دیگر شهر ایلام ارجحیت بالاتری دارد. مناطق 2 و 3 به ترتیب با وزن های (326/0) و (147/0) در اولویت های بعدی قرار می گیرند ومنطقه 4 با وزن نهایی (085/0)در اولویت چهارم قرار گرفت.
بررسی سبک های یادگیری دانشجویان رشته معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۵
49 - 64
حوزههای تخصصی:
سبک یادگیری به تفاوت های افراد در ترجیح روش های دریافت، سازمان دهی و پردازش اطلاعات در یادگیری مفاهیم تازه اشاره می کند. مطالعه حاضر باهدف تعیین سبک های یادگیری دانشجویان معماری مقطع کارشناسی بر اساس تئوری یادگیری تجربی کلب انجام شده است. پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است که به صورت مقطعی در سال 1396 در مورد کلیه دانشجویان رشته معماری دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل در مقطع کارشناسی سال اول تا آخر انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که پراکنش دانشجویان معماری به ترتیب سبک های یادگیری واگرا 5/60% و انطباق دهنده 25% است. یادگیرنده موفق در رشته چندوجهی معماری باید بتواند توانایی حرکت در کل چرخه یادگیری کلب و استفاده از سبک های مختلف یادگیری در مراحل مختلف امر طراحی را در خود تقویت نماید. لازم است تا اساتید با انتخاب راهکارهایی که پیشنهادشده است تلاش کنند تا نقاط ضعف دانشجویان با سبک های مقابل هم پوشش داده شود.
A Review on Desirable Urban Landscape for Women in Iran
حوزههای تخصصی:
Regarding the increasing presence of women in the community as a result of higher education developments, urban spaces have become more feminine and the significant influence of women in urban spaces and landscape is rapidly increasing following the impacts of lifestyle phenomenon, media and globalization. The increasing influence of women on urban spaces and landscapes intensifies the necessity of deep scrutiny. Recently, security is being considered as an important issue for women and women tend to be present at urban spaces more; however, all different types of space are not considered secured enough for women. The absence of women architects and urbanists in the professional community despite the large population of women graduate from Iranian universities accentuates the problem. This research seeks to understand whether urban spaces and landscapes can be regarded as feminine spaces. This paper a review research and the literature and the research problem are described by emphasis on library documentation research method.
ارائه چارچوب مفهومی ادراک گردشگران فرهنگی از سفر با تأکید بر معنویت «مطالعه موردی: اصفهان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال پانزدهم بهمن ۱۳۹۷ شماره ۶۸
49 - 58
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نیاز به کشف حقیقت و معنای هستی انسان را به حرکت و سفر بر روی کره زمین واداشت تا هم راستا با جستجو در مسیر شناخت، بعد غیرمادی و معنوی خویش را شکوفا نماید. جاذبه های فرهنگی همواره مورد توجه گردشگران بوده و شناخت فرهنگ و درک تاریخ و پیشینه مردمان یک سرزمین گردشگران را به مناطق فرهنگی سوق داده است. دریافتی که گردشگر فرهنگی، به عنوان یک انسان برخوردار از ابعاد غیرمادی، از سفر دارد، بر حواس پنج گانه، محیط و اجتماع مبتنی است و صرفاً به درک مادی محدود نمی شود؛ لذا بررسی مفهوم ادراک مبتنی بر مضامین معنوی در گردشگران فرهنگی ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف از انجام این پژوهش ارائه چارچوب مفهومی ادراک گردشگران فرهنگی میدان نقش جهان اصفهان از سفر، با تأکید بر معنویت است. روش تحقیق: این تحقیق به روش کیفی، شیوه توصیفی-تحلیلی و استفاده از اسناد کتابخانه ای و مشاهده مستقیم گردشگران خارجی در میدان نقش جهان اصفهان در بهار 1397 انجام گرفته است. نتیجه گیری: ادراک گردشگر فرهنگی در سطوح حواس پنج گانه، محیط و اجتماع در بستر معنویت به عنوان ماهیت وجودی انسان صورت می پذیرد. ادراک گردشگر فرهنگی که از عوامل فردی و محیطی در سایت فرهنگی متأثر است، متضمن معنویتی است که با تأکید بر وجد و شعف درونی، اتصال به خویشتن و هستی، دریافت نیروهای ماوراءالطبیعه، احساس آرامش، بازگشت به خویشتن و یافتن گمشده درونی در اتصال با خالق هستی بیان می شود.
کاربرد تکنیک چیدمان فضا برای مقایسه تطبیقی میان ساختار فضایی بافت های تاریخی و توسعه های جدید شهری (نمونه پژوهش: بافت تاریخی و شهرک فرهنگیان گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار فضایی شهرها نتیجه فرآیندهای مختلفی از ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی است. با تغییرات این فرآیندها شکل های جدیدی از ساختار فضایی پدید می آید. بدین سان مقایسه ساختار فضایی دوره های مختلف می تواند بیانگر ابعاد اجتماعی، اقتصادی و شیوه های سکونتی دوره های مختلف را نشان دهد. تکنیک چیدمان فضا یکی از الگوهای قدرتمند نحو فضا است که می تواند الگوی فضایی را بر اساس بسترهای اجتماعی، اقتصادی تفسیر کند. بدین ترتیب در این پژوهش برای مقایسه تطبیقی میان ساختار فضایی بخشی از بافت تاریخی گرگان با بخش هایی از توسعه های نسبتاً جدید شهری گرگان استفاده شده است. هدف پژوهش شناسائی تمایز ساختار فضایی دو محدوده مذکور به لحاظ مؤلفه های تکنیک چیدمان فضا و تفسیر تمایزات آن در بستری است که منجر به تغییر الگوهای فضایی محدوده شده است. در این میان می توان الگوهای مطلوبی در هر دو ساختار فضایی شناسائی کرد که توسعه آن ها منجر به افزایش کیفیت محیطی می شود. بدین سان سؤال اصلی پژوهش اینگونه شکل گرفته است: چه تفاوت هایی میان بافت تاریخی و شهرک فرهنگیان شهر گرگان به لحاظ شاخص های چیدمان فضا وجود دارد؟ برای پاسخ به این سؤال، این پژوهش از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی برای توصیف و تفسیر مقایسه ها بهره می برد که مبتنی بر تکنیک چیدمان فضا تدبیر شده است. بر این اساس داده ها به شکل نقشه محوری در محیط نرم افزار Depthmap تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در بافت شهرک فرهنگیان شاخص های کنترل، همپیوندی و اتصال بطور میانگین از بافت تاریخی بیشتر و در شاخص عمق کمتر از بافت تاریخی بوده است. نتایج حاصل از تفسیر یافته های تحقیق بیانگر آن است که ارزش های طراحی حاصل از بستر اجتماعی زندگی سنتی در بافت تاریخی که فضای سکونتی با محرمیت بیشتر، جدایی گزینی، اختلاط کاربری کمتر، شبکه معابر سلسله مراتبی را شکل داده است، که در آن شیوه در مجموع به امنیت و آرامش بیشتری منجر می شده است؛ در بافت شهرک فرهنگیان به عنوان یک محدوده شهری جدید برنامه ریزی شده به ارزش های طراحی چون دسترسی، نفوذپذیری، و پیوستگی فضایی بالاتر و تسلط خیابان بر فضای زندگی تغییر پیدا کرده است. بر این حسب امروزه مردم به سکونت در فضاهایی با عمق کمتر و با دسترسی های بیشتر تمایل پیدا کرده اند.
بررسی تأثیر رؤیت پذیری میادین شهری بر امنیت روانی عابرین پیاده با بهره گیری از تکنیک آیزویست سه بعدی (نمونه موردی: میدان ساعت و میدان نماز شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۹ بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۵
121 - 134
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به گسترش و توسعه شهر و شهرنشینی، نیاز به امنیت در ابعاد گوناگون بیش از پیش و متفاوت با گذشته احساس می گردد. در این میان امنیت روانی به عنوان یکی از شقوق اصلی و تعیین کننده مفهوم امنیت در فضاهای شهری به شمار می آید و خود از مؤلفه های بسیاری متأثر می گردد. یکی از این متغیرها که بررسی تأثیر آن بر حس امنیت فضا، موضوع مقاله حاضر را تشکیل می دهد، رؤیت پذیری کالبدی محیط های شهری است. در این پژوهش هدف، بررسی ارتباط میان رؤیت پذیری کالبد میادین شهری - به مثابه گونه ای از فضاهای شهری- و میزان امنیت روانی فضاهای مذکور در ذهن عابران پیاده می باشد. در این راستا به بررسی و ارزیابی میادین ساعت و نماز شهر تبریز پرداخته شده است. در این پژوهش در جهت ارزیابی و تحلیل داده های بصری بر پایه حرکت طبیعی ناظر در فضای شهری، از تکنیک آیزویست 3 بعدی و نرم افزار Geoweb3D استفاده شده است. همچنین با بهره گیری از مدل سازی های متعامل دیجیتال (شبیه سازی شده توسط نرم افزار Unity3D) امکان ارزیابی تأثیر تغییرات کالبدی بر رؤیت پذیری و به تبع آن امنیت روانی محیط های مورد مطالعه فراهم گردیده است. در این مقاله از میان مولفه های مختلف تاثیرگذار بر امنیت روانی فضاهای شهری به چهار مولفه اندازه فضا، فرم فضا، آسایش بصری و نفوذپذیری به عنوان مهمترین فاکتورهای کالبدی تاثیرگذار بر امنیت روانی پرداخته شده است. نتایج حاصله از ارزیابی های صورت گرفته نشان می دهد، فضاهایی با شاخص های رؤیت پذیری مطلوبتر (نظیر حجم رؤیت پذیری، نحوه آرایش و چیدمان فرم های تعریف کننده ساختار حجمی فضا، مؤقعیت و نحوه تسلط نقاط ثقل قابل توجه در فضای درحال رؤیت و ...) بسیار بیش از دیگر مؤلفه های کالبدی، می توانند نحوه ادارک محیطی را دستخوش تغییر قرار داده و بر داشتن حس امنیت روانی تأثیرگذارند. این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی و توصیفی- تحلیلی بوده و در آن ضمن گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی و مطالعه میدانی (با تکنیک مصاحبه و پرسشنامه) از مدل سازی تحلیلی داده های بصری نیز استفاده گردیده است.
آموزش معماری؛ دانش محور یا آزمون محور!؟ (با تأکید بر آموزش فنی و حرفه ای)
حوزههای تخصصی:
نحوه آموزش و نوع ارزشیابی دو جزء مهم نظام آموزشی هستند. در رشته معماری به دلیل ماهیت چند وجهی آن و ارتباط آن با سایر حوزه های دانش این اهمیت دوچندان شده است. در این بین آموزش معماری در شاخه فنی و حرفه ای، به دلیل مرتبط بودن با صنعت و بازار کار و تربیت تکنسین ماهر و شایسته، اهمیت ویژه دارد. ارزشیابی در نظام های آموزشی در قالب امتحان و آزمون های مختلف کلاسی و در نهایت در آزمون ورودی دانشگاه ها نمود پیدا می کند. آزمون و ارزشیابی به عنوان یکی از ابزارهای یادگیری در فرآیند آموزش می تواند نقاط قوت و ضعف دانش آموزان را شناسایی کند. ولی باید توجه شود که این آزمون ها تنها برای صدور جواز عبور شاگرد از یک کلاس به کلاس دیگر و یا قبول شدن در آزمون ها نباشد. چرا که هدف والاتر در آموزش و پرورش، همچنان که از عنوانش پیداست تربیت فراگیر است. به نظر می رسد در سال های اخیر، قبولی فراگیران در امتحانات و آزمون های مختلف و در رأس آن آزمون ورود به دانشگاه، به دغدغه مهم معلمان، متعلمان و والدین تبدیل شده است و آموزش به سطح پایین تری از وجهه خود یعنی تعلیم(یاد دادن) بدون تربیت تنزل یافته است. فراگیران نیز بیش از آن که در پی آموختن دانش باشند، در پی آموختن راه و روش تست زدن و رد شدن از سد آزمون ها و امتحانات شده اند. بر این پایه این مقاله بر آن است که با روش تحقیق توصیفی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و میدانی، به معرفی سمت و سویی برای افزایش کیفیت آموزش معماری با تأکید بر آموزش در شاخه فنی و حرفه ای بپردازد که در آن به اهمیت بیشتر دانش افزایی از آزمون محوری تأکید شده است.
مدیریت ریسک و دفاع غیرعامل در سدسازی؛ با تاکید بر ریسک های حوزه حفاری سد مخزنی هراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۱ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
88 - 110
حوزههای تخصصی:
شناسایی و ارزیابی ریسک در پروژه های عمرانی یکی از موارد مهمی است که نقش بسزایی در موفقیت و یا شکست این پروژه ها خواهد داشت. در این میان، پروژه های سد سازی با توجه به ماهیت ابعاد و پیچیدگی های زیاد و نیز با دارا بودن ساختار فنی و محیطی پویا، دارای ریسک های متعددی هستند که با شناسایی و تحلیل آنها، و با انجام برنامه ریزی و شناخت عدم قطعیت ها به صورت ساختار یافته، می توان برای انواع ریسک ها پاسخی مناسب را اتخاذ و امکان دستیابی پروژه را به موفقیت افزایش داد. غفلت از شناسایی عدم قطعیت هایی که منجر به ایجاد ریسک می شوند و نیز عدم شناسایی ریسک های دارای اهمیت بالا میتواند بر اهداف پروژه تاثیرگذار باشد. چراکه سدها یکی از زیرساخت های کلیدی و سازه هایی هستند که جهت تامین آب شرب و مصرفی جوامع از قدیم الایام کاربرد داشته است. در این راستا و براساس مدل پنج حلقه جان واردن طبقه بندی تاسیسات حیاتی و حساس، تامین امنیت شبکه های آبرسانی و ذخیره و توزیع آب که همچون دستگاه گردش خون در بدن، امکان حیات و ادامهی فعالیت را در جامعه میسر میسازد، بخشی از مدیریت آبرسانی میباشد. با توجه به اهمیت تاسیسات آبرسانی، گاهی در عملیات تخریبی و خرابکاری دشمن، این تاسیسات به عنوان مراکز راهبردی مورد هدف قرار میگیرند که ممکن است منجر به آسیب جدی به جامعه و گاهی ایجاد بحرانهای امنیتی شود. دشمن اگر از طریق حملات فیزیکی قادر به آسیبرساندن نباشد، ممکن است با عملیات تخریبی یا آلودهسازی منابع، تاسیسات آبی را مورد حمله قرار دهد که جبران خسارت وارده یا جایگزین کردن آنها بسیار سخت و زمانبر خواهد بود. تدابیر لازم در حوزه مدیریت ریسک در زمان طرح وساخت و پدافند غیرعامل میتواند در زمان ساخت و بهره برداری سبب کاهش تاثیر عملیات دشمن و تامین امنیت پایدار سامانه های تامین آب مانند سدها و خطوط انتقال و مخازن آب شود. در این مقاله ضمن تجزیه و تحلیل این موضوع، الزامات پدافند غیرعامل در سدسازی مورد بررسی و واکاوی دقیق قرار گرفته و با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی و تکنیک دلفی، ریسک ها اولویت بندی می شوند و در نهایت راه کارهایی منطقی جهت مدیریت صحیح ریسک های مربوط به سد هراز مشخص گردد. نتایج و یافته های تحقیق که در پروژه سد مخزنی هراز به عنوان نمونه مطالعاتی و پایلوت بررسی گردید، نشان می دهد که ریسک های حوزه برق، ژنراتور و تاسیسات در بخش خطرات کلی ، انفجار، حفاری با جامبو و نصب قاب در اولویت قرار دارند که می بایست در خصوص کاهش احتمال وقوع و شدت تاثیر آنها اقدامات پیشگیرانه ای را انجام داد.
Glazed Transitional Space as a Passive Heating System (Case Study: Glazed Loggias in Semi-Arid climate)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The environmental concern, ensuring comfort for occupants, pushed us to search for the impact of glazed loggia on thermal comfort of adjacent space in Cons tantine climate, having s trong climatic cons traints. An experimental s tudy is undertaken and described in this paper. Analysis of the in situ results is also discussed. This work shows that in winter glazed loggia benefit largely from solar gains. In summer, it is a thermal regulating space, delaying diurnal peak of temperature towards the end of the day. Overheating can be avoided with natural ventilation and a good use of the relation glazed loggia-adjacent space. This result leads to the possibility of retrofitting glazed loggias in hard climates, such as in Constantine (Algeria). To define criteria being able to return this addition, favourable and adapted to the winter and the aestival thermal comfort of adjacent space, a simulation is carried. But the only inves tigation is discussed in this paper.
زیبایی شناسی و بازشناسی اصول آن در معماری اسلامی
حوزههای تخصصی:
ساختمان ها یکی از عناصر تأثیرگذار عوامل زیبایی منظر در یک شهر می باشند چرا که به دلیل مقیاس، فرم و خصوصیات ساختمانی، تأثیرات گوناگونی بر محیط از لحاظ بصری و سیمای شهری دارند. اما آنچه به نظر میرسد این مجموعه ها نتیجه تصمیم گیری ها و طراحی های شتابزده، یکنواخت و اجرای سریع در پاسخ به مسئله هستند؛ این است که امروزه در اغلب ساختمان ها همواره از توجه به بسیاری از اصول و معیارهای معماری و شهرسازی و ارتباط آن با نیازهای روحی و باطنی، هویت و حس زیبایی شناسی افراد کاسته شده است. زیبایی خاصیت وجود انسان و تمایل به آن از مختصات آدمی است، انسان همواره سعی می کند نمود زیبایی را در زندگی و فضاهای زیستن خویش در نظر بگیرد. از همین رو شناسایی معیارها و اصول زیبایی بخش معماری، دارای اهمیت والایی است. به کارگیری معانی ومفاهیم زیبایی شناسی اسلامی در فضاهای شهری، علاوه بر حس زیبایی شناسی منبعث از مفاهیم اسلامی در فضاهای زیستی شهری؛ سبب توجه و بازگشت به نظام ارزشی منطبق با هویت اسلامی در شهرسازی خواهد گردید. پژوهش حاضر تلاشی است بر پایه مطالعات کتابخانه ای برای شناخت زیبایی شناسی و اصول آن در معماری اسلامی. در راستای دستیابی به این هدف، روش پژوهش با استفاده از راهکار های ترکیبی می باشد که برای انجام آن از تکنیک های تحلیل-توصیفی استفاده شده است. در نتایج پژوهش نشان میدهد: تناسب و توزان، مقیاس، تکرار و تناوب، تقارن، تعادل، مرکزیت، هماهنگی، تشابه، تنوع و تضاد، نظم، نظم در بی نظمی، حرکت و آرامش، نور، آب، رنگ، شفافیت، فرم و صورت و تزئین عوامل اصلی ایجاد زیبایی بخش ساختمان ها در معماری اسلامی هستند.
«برنامه دهی معماری»؛ شکلی از «دیسیپلین یادگیری فرآیند طراحی» به منظور مدیریت کارگاه های طرح معمار
حوزههای تخصصی:
در زمینه ی آموزش معماری، توانایی طراحی فرآیندی تحلیلی به حساب می آید که به شدت متأثر از عوامل فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی هر سرزمین است. یکی از مهمترین اهداف آموزش معماری، ایجاد توانایی پژوهش و دیسیپلین یادگیری در فرآیند طراحی است زیرا باید معمارانی را پرورش دهد که بتوانند بر پایه ی شناخت ویژگی های فرهنگی سرزمین خود، به امر معماری در ایران بپردازند. روند آموزش معماری باید هدف دار انجام گردد زیرا دو محور اصلی که نقش اساسی در شکل گیری هدف معماری را ایجاد می کنند، یعنی «انسان» و «محیط»، نیاز به درک صحیح و شناخت کافی دارند و این شناخت تنها از طریق تحقیقات روشمند در حین فرآیند طراحی میسر می گردد. از این رو در این پژوهش سعی شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که آیا می توان برای کارگاه های طرح معماری، ساختار پژوهش محوری را تعریف کرد تا دانشجوی مبتدی در این فرآیند و تکرار آن در دروس «حوزه ی طراحی»، بتواند به یک دیسیپلین یادگیری در زمینه ی طراحی پژوهی دست یابد؟ از این رو، ساختار اصلی این پژوهش در قالب پژوهش کیفی از نوع کاربردی می باشد که از طریق گردآوری، تبیین و تحلیل اطلاعات با استفاده از ادبیات موجود در این زمینه مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای صورت پذیرفته است. بر اساس نتایج این پژوهش و تجارب شخصی نگارنده، «برنامه دهی پیش از طراحی» می تواند به عنوان ساختاری پژوهش محور به کمک آموزش بیاید زیرا برنامه دهی پیش از طراحی شکلی از طراحی پژوهی، فرآیند منظم جمع آوری «اطلاعات خام»، تحلیل و سازماندهی «اطلاعات کاربردی» است که طی آن، کلیه ی تأثیرات بر محیط مورد نظر بررسی می شود. این فرآیند، فرآیندی است منظم و با قاعده که با فرآیندهای علمی تفاوت دارد، زیرا با مردمی واقعی در مجموعه های واقعی و با مسائل پیچیده و خاص آنها سر و کار دارد بدین معنی که «جمع آوری اطلاعات»، واقعیات را در دسترس قرار می دهد و «تحلیل اطلاعات» به واقعیات معنا و مفهوم خاصی می بخشد که به عمل و برنامه یا تصمیمات طراحی منجر می گردد. در این فرآیند تحلیل، ارتباط بین «واقعیت ها» با مسئله ای مشخص را بیان می کند، به این طریق مشخص می شود که چگونه فرصت ها یا مسائل قرار است از طریق طرح، حل شوند.
بررسی اصول ساماندهی فضاهای فرسوده شهری با رویکرد گردشگری- تفریحی (نمونه موردی دریاچه 22 بهمن بندرعباس)
حوزههای تخصصی:
ساماندهی محلات سبب تسهیل و بهبود تعاملات عالی انسانی می گردد و شرایط خاصی را برای سرگرمی و گردشگری ایجاد می کنند و این پتانسیل را دارند که اقتصاد محلی و منطقه ای را بارور نمایند. وجود دریاچه 22 بهمن در شهر بندرعباس، به جای اینکه به فرصتی برای توسعه گردشگری، تفریحی تبدیل شود، با ورود فاضلاب به آن و عدم ساماندهی به تهدیدی برای سلامت ساکنین تبدیل شده است. در این تحقیق ضمن بررسی ویژگی های دریاچه مورد نظر و تحلیل نقاط قوت و ضعف، فرصت ها وتهدیدهای قابلیت های محیطی آن، سعی بر ساماندهی و ارائه طراحی مجتمع گردشگری، تفریحی دریاچه 22 بهمن شده است تا علاوه بر حل معضلات کنونی دریاچه باعث رونق گردشگری در منطقه گردد. این پژوهش با استفاده از روش های توصیفی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی، سعی بر آن دارد که پس از بررسی ادبیات موضوع شامل ساماندهی فضاهای گردشگری- تفریحی، ویژگی های دریاچه مورد نظر و قابلیت های محیطی آن بررسی گردیده، و سپس سه پروژه به بعنوان نمونه جهت الگو برداری بررسی و برمبنای آن ها آلترناتیو طراحی ارائه شده است.
معماری مصرفی؛ تحلیلی معناشناختی بر پدیده مصرف در مراکز بزرگ خرید شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ شماره ۵۹
17 - 28
حوزههای تخصصی:
فرهنگ معاصر و به عبارت بهتر فرهنگ جامعه مدرن آکنده است از اخلاق مصرف، مشخصه ای که در دوره اخیر با گسترش نقش بازار آزاد (برآمده از نئولیبرالیسم اقتصادی) و افزایش نقش تصویر در فرایندهایی از بازی های معنایی پسامدرن شکل دیگری به خود گرفته است. از سوی دیگر فضاهای تجاری و مال ها، امروز به دلیل ماهیت سرپوشیده شان بیش از گذشته مرز بین مطالعات معماری و شهرسازی را کمرنگ کرده و تحلیل های اجتماعی-مکانی خاص خود را می طلبند. این موضوع با توجه به نقش فضاهای عمومی شهری و معماری در زندگی روزمره افراد جامعه از یک سو، و تغییر معنای تولید شده در محیط های پساصنعت و پسامدرن از سوی دیگر، اهمیت بیشتری می یابد و لزوم پرداختن به موضوع مصرف، خصوصاً از زاویه ای معناشناختی در مطالعات معماری و شهری را ایجاب می کند. هدف : این پژوهش در حوزه ای میان رشته ای به دنبال ارایه یک چارچوب برای تحلیل معنای محیطی مبتنی بر نظام تولید و مصرف فضا در مراکز خرید بزرگ شهری است. همچنین سؤال مقاله عبارت است از اینکه چگونه می توان معنای محیطی را از دریچه نظام تولید-مصرف فضا در مال ها و مراکز خرید مورد تحلیل قرار داد؟ روش تحقیق : برای پاسخ به سؤال فوق با روشی مبتنی بر استدلال منطقی و تحلیل محتوا چارچوبی اولیه برای تحلیل معناشناختی فضاهای مصرفی معماری تدوین شده و معانی ادراکی و تداعی گرایانه ناظر بر انواع مصرف فضا را مبتنی بر عناصر ثابت، نیمه ثابت و غیرثابت آنها در مراکز تجاری (با نگاهی به تهران معاصر) دسته بندی می شوند. نتایج : نتایج این پژوهش نشان می دهد علی رغم اینکه طراحان این مراکز تلاش زیادی برای ایجاد فضایی با کیفیت (به زعم خود) و تولید معانی تداعی گر در ذهن مخاطبین، پیش از ورود به فضا و استفاده از آن، انجام داده اند، لیکن آنچه پس از تجربه فضا توسط مخاطبان و مصرف آن در خلال زندگی روزمره باقی می ماند، نه معانی تداعی گرایانه کامل و اصیل بلکه بیشتر معانی ادراکی مبتنی بر تصویرهای بزک شده و کولاژگونه پسامدرن است. همچنین به نظر می رسد حضور «فقرا» و «اقلیت های فرهنگی» در مراکز اغنیا، با سبک زدایی از سبک های منحصر به فرد تولید شده به واسطه نوع کالاها، کیفیات معماری و موقعیت جغرافیایی این مراکز، نظام معنایی تولید شده به واسطه الگوهای سرمایه داری را متزلزل و دست خوش تغییر می کند.
سنجش تاب آوری کالبدی نواحی شهری (نواحی منطقه 7 شهرقم)
حوزههای تخصصی:
سوانح طبیعی و غیرطبیعی از جمله مخاطراتی است که از دیرباز حیات جوامع و زیستگاه های بشری را با خطر مواجه نموده است و چه بسیاری سکونتگاه هایی که به یکباره و در نتیجه سوانح و بلایای طبیعی، از بین رفته اند. بر همین اساس توانایی مقابله سوانح و مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی را می بایست یکی از عوامل کلیدی توسعه پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی جوامع بشری دانست. بر همین اساس نظریه پردازان، برنامه ریزان و مدیران شهری تلاش نموده اند تا به طریق مختلف سکونتگاه و زیستگاه های بشری را از گزند حوادث و سوانح در امان دارند که مجموعه تلاششان بطور کلی تحت سه دسته رویکرد مدیریت بحران، پدافند غیر عامل، تاب آوری قابل تقسیم بندی می باشد. تاب آوری شهری، یکی از عواملی است که می تواند منجر به تحقق پذیری پایداری در شهرها گردد، و می توان آن را با شاخص های چون انعطاف پذیری، قابلیت بازگشت پذیری، تغییرپذیری در مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، نهادی، کالبدی مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. در این پژوهش سعی شده است، شاخص های مؤلفه ی کالبدی تاب آوری شهری را که می تواند در تاب آوری شهری بکار گرفته شوند شناسایی شده تا به کمک آن بتوان نواحی منطقه 7 شهر قم را نسبت به تغییرات و بحران های پیش رو انعطاف پذیر نمود. سامانه پژوهش حاضر از نوع کمی بوده که از تدابیر مطالعه اسنادی و میدانی به منظور گردآوری اطلاعات است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) در محیط نرم افزاری GIS 10.3 و با استفاده از افزونه model Builder صورت پذیرفته است. همچنین پژوهش حاضر را به لحاظ هدف می بایست در زمره پژوهش های کاربردی و به لحاظ روش در زمره پژوهش های توصیفی به شمار آورد. نتایج مطالعات حاضر حکایت از آن دارد، که از میان مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی، نهادی، زیست محیطی، کالبدی، مؤلفه ی مورد بررسی، مؤلفه ی کالبدی دارای بیشترین آسیب پذیری را در سطح منطقه می باشد. همچنین از میان نواحی 11 گانه منطقه 7 شهر قم، نواحی 1 و 6 و 7، کمترین امتیاز تاب آوری، و نواحی 4 و 5 و 8، بیشترین امتیاز تاب آوری را در سطح منطقه 7 شهر قم کسب کردند. و باتوجه به معیارهای مطرح شده در مؤلفه ی کالبدی، میانگین تاب آوری کالبدی شهری منطقه7 شهر قم از نوع متوسط نیز می باشد.
طراحی مجتمع مسکونی پایدار با تاکید بر روان شناسی محیطی از بعد حس تعلق به مکان
حوزههای تخصصی:
تحول صنعتی، انسان را از زندگی در طبیعت به زندگی در شهر کشانید. با پیشرفت فناوری، الگوی زندگی دستخوش دگرگونی شد، به نحوی که بادگیرها، سایبان ها و نورگیرها در ساختمان جای خود را به تاسیسات گرمایشی و سرمایشی دادند به این ترتیب تکنولوژی آسایش و راحتی روزافزونی را برای انسان ها فراهم کرده است. رشد شتابان شهرها، افزایش جمعیت شهری و در پی آن ساخت و ساز مسکن در قالب مجتمع های مسکونی و رشد نامناسب و ناهمساز کالبدی، به علاوه نگاه کمی گرایانه به عناصر کالبدی، پیامدهایی نظیر از دست رفتن مکان، بیگانگی انسان با مکان و در نهایت کاهش حس تعلق به مکان را در پی داشته است.حس تعلق به عنوان یکی از شاخص های نوپای عرصه ی معماری در دهه های حاضر مطرح بوده که تاثیر آن در ارتباط هرچه بیشتر مصرف کنندگان با تولیدات معماری باعث پرداخت به این موضوع شده است، تا تولیدات معماری بتواند ارتباط عمیق تر و کاراتری با مصرف کنندگان را داشته باشد حس تعلق به معنای پیوندی محکم و عاملی تاثیر گذار میان مردم و مکان با اجزاء تشکیل دهنده آن است که این پیوند به صورت مثبت بوده و سبب گسترش عمیق ارتباط و تعامل فرد با محیط می گردد و با گذر زمان عمق و گسترش بیشتری می یابد لذا با توجه به اینکه محیط، یکی از عوامل موثر در ایجاد حس مکان و احساس تعلق کاربران است؛ ضرورت انجام مطالعات گسترده در باب شناسایی عناصر کالبدی، حس مکان در ابعاد کمی و کیفی جامعه احساس می شود. از دیدگاه روانشناسی محیطی انسان ها به تجربه حسی، عاطفی و معنوی خاص نسبت به محیط زندگی نیاز دارند. سوال اصلی تحقیق این است که آیا این نیازها از طریق تعامل صمیمی و نوعی هم ذات پنداری با مکانی که در آن سکونت دارد قابل تحقق است. روش تحقیق بصورت توصیفی- تحلیلی با توجه به مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است. هدف از ارائه پژوهش حاضر بررسی تاثیر روانشناسی محیطی در طراحی مجتمع های مسکونی پایدار با نگاهی ویژه به حس تعلق به مکان می باشد.
بررسی پیوند حیاط مرکزی و طبیعت در پایداری محیطی ابنیه سنتی اقلیم گرم و خشک ایران
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات رایج در عصر حاضر توسعه پایدار می باشد. حیاط مرکزی به عنوان یکی از عناصر معماری سنتی ایران واجد ویژگی هایی است که از منظر مبانی و ارکان توسعه پایدار قابل بررسی می باشد. حیاط مرکزی نشاندهنده رابطه ای حکیمانه میان انسان و طبیعت است که با نگرش احترام به طبیعت و حفاظت از محیط زیست شکل گرفته است. تاکنون مطالعات بسیاری در خصوص حیاط مرکزی در معماری سنتی ایران انجام شده است که موید ویژگی های ارزنده این فضای شاخص ابنیه اقلیم گرم و خشک ایران می باشد. پژوهش حاضر بر آن است تا این عنصر معماری را از منظر رکن محیطی توسعه پایدار مورد مداقه قرار دهد. در این راستا به شیوه توصیفی- تحلیلی از طریق مطالعات کتابخانه ای، ابتدا توسعه پایدار و ارکان آن تشریح گردید و سپس با معرفی حیاط مرکزی و پیوند آن با عناصر طبیعت به ارزیابی این رابطه حکیمانه در قالب پایداری محیطی پرداخته شد. نتایج بررسی های انجام شده نشان می دهد که حیاط مرکزی در پیوند با عناصر طبیعی کاملا با اهداف محیطی توسعه پایدار همگرا می باشد.
تجلی مفاهیم سنتی در معماری معاصر (بررسی مبانی نظری و آثار معمار ژاپنی کنگو کوما)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین مسائل معماری معاصر نحوه ارتباط با معماری سنتی می باشد. این موضوع از آن جهت که به متغیر های بیشماری مرتبط است بسیار غامض و کلی می نماید و از آنجا که سال هاست دغدغه معماران بوده است به نظر نمی رسد راه حل قابل اجماعی را در بین خبرگان معماری ایجاد ننموده باشد. در تحقیق حاضر برای روشن نمودن ظهور مبانی سنتی در معماری معاصر به آثار یک معمار و گفته های وی اشاره و سعی شده است در عمل به انعکاس مبانی در آثار توجه گردد. نمونه منتخب یک معمار ژاپنی به نام کنگو کوما است. هر چند نمی توان اشتراک چندانی بین مبانی و آثار معماری ژاپنی و ایرانی در نظر گرفت اما از آنجا که کشورهایی همچون ژاپن، چین، هند، پاکستان، مصر و ترکیه همچون ایران سابقه انقطاع از سنت و ورود به مدرنیزم را دارند و برخی ه مچون ژاپن تا ح دی توانسته اند توازن و انطباق مناسبی در ظهور سنت در آثار معاصر ایجاد نمایند می تواند مورد توجه قرار گیرد. دیدگاه کلی حاکم بر پژوهش بر ساختی- تفسیری است، متودولوژی پژوهش کیفی و راهبرد پژوهش توصیفی-تطبیقی می باشد. روش تحلیل داده ها ن یز استقراء است. داده های کیفی از سویی شامل گزاره ها و مصاحبه های معمار و نظرات کارشناسان در ارتباط با آثار معمار و از سوی دیگر تصاویر آثار معمار می باشد. روایی و پایایی این پژوهش نیز از طریق توصیف ضخیم و آوردن تصاویر موید متعدد حاصل شده است. در این پژوهش مشاهده شد طراح نه بصورت تبعیت صوری بلکه با دریافت محتوای سنت ژاپنی و انعکاس آن در معماری امروز به مسأله طراحی پاسخ گفته و از آنجا که کمال در سنت ژاپنی پرهیز از دخالت در طبیعت به هر نحوی است در معماری نیز تقوا در بکارگیری مواد جسیم ارزش محسوب می گردد.
بازشناسی و تحلیل شکل گیری فرم کالبدی محلات زرگنده و دروس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساختار فضای شهری در گذر از دوره های زمانی مختلف و تحلیل ویژگی های بافت منجر به شناخت شکل گیری رفتار و الگوهای رفتاری در ساختار کالبدی می شود و این مسئله شرایطی را ایجاد می کند که برنامه ریزی برای بروز و ظهور الگوهای رفتاری متنوع بر پایه تحلیل فضایی فراهم گردد. چیدمان فضایی یکی از روش هایی است که در درک فضا و فرم کالبدی کاربرد دارد و به سبب تحلیل فضا و تأثیرگذاری فضا بر رفتار انسان در فضای شهری دارای اهمیت و جایگاه بالایی می باشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است و ابتدا با انجام مطالعات کتابخانه ای (بررسی کتب، مقالات علمی و اسناد) به تبیین چارچوب نظری پرداخته شده است و سپس فرم کالبدی با نرم افزار Depthmap (که بر اساس مبانی تکنیک چیدمان فضا طراحی شده) تحلیل گردیده. هدف از تحقیق حاضر بررسی، مقایسه و تحلیل شکل گیری ساختار فضایی- کالبدی متفاوت این دو محله در دوره های زمانی مختلف و تأثیر آن بر الگوهای رفتاری است. از نتایج پژوهش حاضر آن است که ساختار شطرنجی و منظم (محله دروس) امکان دسترسی بیشتری به کاربری ها می دهد اما باعث پراکندگی کاربری ها و الگوهای رفتاری می شود. در بافت شطرنجی محلات دارای کاربری های متنوع هستند اما در بافت ارگانیک (محله زرگنده) نظام کالبدی انسجام بیشتری در این شکل گیری کاربری ها به وجود می آورد و این مسئله زمینه ساز شکل گیری الگوهای رفتاری متنوع و متعدد می گردد.
ارزیابی آسایش حرارتی تطبیقی در خانه های مسکونی اقلیم گرم و خشک، مطالعه موردی: استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختمان ها باید به گونه ای ساخته شوند که در شرایط مختلف آب وهوایی در عین اینکه شرایط آسایش حرارتی قابل قبول و حتی لذت بخش را برای ساکنان به ارمغان می آورند، سطح بالایی از کارایی انرژی را داشته باشند. اگرچه که امروزه نیاز به آسایش حرارتی کاربران با بهره گیری از تجهیزات مکانیکی تامین می گردد. اما واقعیت این است که در هر شرایط اقلیمی، با طراحی مناسب بنا می توان تا اندازه ای، شرایط مطلوب آسایش را فراهم کرد. و تنها زمانی که شرایط آب وهوایی غیرقابل تحمل است از تجهیزات مکانیکی بهره گرفت. اما چگونه می توان دانست چه شرایطی سخت و غیر قابل تحمل است؟ بی تردید وجود معیاری مناسب کمک خواهد کرد. یگانه معیار قابل قبول، انسان است. از اینرو در نقاط مختلف دنیا، پژوهش های میدانی متعددی در این زمینه انجام شده است. مقایسه ی بین نتایج نشان می دهد، اولا در سراسر جهان مردم می توانند در طیف وسیعی از محیط های حرارتی، به آسایش دست یابند. دوم اینکه در محیط های مورد بررسی، بین پیش بینی های جدیدترین و بهترین شاخص های حرارتی و چگونگی احساس گرمایی افراد، اختلاف واضحی وجود دارد. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این مسئله، به کمک انجام مطالعات میدانی در اقلیم گرم و خشک ایران است و اهداف آن، ارائه ی دمای خنثی و دامنه ی شرایط محیطی قابل قبول برای ساکنان خانه های مسکونی در کرمان و اقلیم های مشابه، مقایسه ی دمای خنثی در خانه های فاقد و دارای سیستم سرمایش مکانیکی و کشف رابطه ی بین دمای خنثی و دمای داخلی، و مهم تر از آن رابطه ی دمای خنثی و دمای بیرون از ساختمان، خواهد بود. نتایج نشان می دهد که همبستگی قابل قبولی بین دمای خنثی و میانگین دمای داخلی ساختمان و از آن مهم تر بین دمای خنثی و دمای خارجی ساختمان برقرار است. همچنین با توجه به نتایج ارائه شده مشاهده می شود که ساکنان خانه های مورد بررسی، در دمای بالاتری نسبت به آنچه در استانداردهای بین المللی مثل ایزو ۷۷۳۰ منتج شده از نظریه متوسط آرای پیش بینی شده (PMV) فانگر، بیان شده است، احساس راحتی می کنند.
بازشناسی و تدقیق علت وجودی و نقش کارکردی شناشیر در بافت تاریخی بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال پانزدهم فروردین ۱۳۹۷ شماره ۵۸
77 - 88
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : معماری گذشته ما همواره پاسخ گوی نیازهای کاربران خود بوده که این پاسخ گویی خود را در قالب عناصر معماری با ویژگی های گوناگون به نمایش می گذارد. به نظر می رسد امروزه نیز برای حل بسیاری از مشکلات خود می توان این عناصر را مورد استفاده و بازآفرینی قرار داد. در این باره باید بیان کرد که برای بازآفرینی این عناصر به شناختی دقیق نیازمندیم تا نقش و کارکرد این عناصر نزد ما تدقیق شود. به نظر می رسد که این نقش ها در ارتباط با عنصری از معماری بومی بوشهر به نام شناشیر در پژوهش های پیشین درست و به صورت مشخص بیان نشده است. هدف : در این پژوهش سعی بر آن است تا بر خلاف پژوهش های پیشین که در آنها شناشیر تنها از یک بعد بررسی شده است، هم زمان از ابعاد مختلفی بررسی شود تا بتوان ریشه ها و دلایل وجودی شناشیر را به منظور احیای آن، شناخت، چرا که احیای این گونه از عناصر برای حل بسیاری از مشکلات امروزمان مانند : مصرف بسیار زیاد انرژی به منظور کاهش و تعدیل شرایط محیطی در اقلیم گرم و مرطوب و مشکلات حاصل از یکسان سازی در مناطق مختلف کشورمان، ضروری است. روش تحقیق : بدین منظور با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای، بررسی های میدانی و بیان دلایل عقلانی (استدلال های شهودی_بازتابی) نقش اصلی شناشیر شناسایی، تناقض های موجود در پژوهش های پیشین بیان و کارکرد های ضمنی شناشیر بیان می شود. نتیجه گیری : در این راستا باید بیان داشت که در اکثر پژوهش های پیشین شناشیر به عنوان فضایی برای استفاده از جریان باد و فضایی برای زیستن معرفی شده است اما در این پژوهش، فرضیه هایی بیان و با استفاده از استدلال های عقلانی اثبات می شوند که نشان می دهد شناشیر محل یا مکانی برای گذراندن وقت یا انجام فعالیتی نبوده که شرایط آسایش در آن اهمیت داشته باشد بلکه شناشیر عنصری بوده است که استفاده از حداکثر جریان هوا را در اتاق های 6 دری و 5 دری به همراه داشتن ایمنی و همچنین حفظ محرمیت فراهم می کرد. در این پژوهش بیان می شود که شناشیر فواید دیگری هم چون سایه اندازی بر روی جداره و حیاط مرکزی داشته یا رابط بین فضاهای طبقات بالا هم بوده و ... ولی هیچ کدام دلیل اصلی به وجود آمدن شناشیر نبوده بلکه فوایدی بوده که ساکنان خانه در کنار عملکرد اصلی شناشیر (که در بالا بیان شد) از آن بهره مند می شدند.