فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۸۱ تا ۲٬۵۰۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
معماری به عنوان یکی از جلوه های هنر، سهم ویژه ای در انتقال اصول و ارزش های نظری هر جامعه بر عهده دارد. معماری را می توان تنظیم رابطه درون و بیرون متأثر از ماهیت دو وجه آن دانست. آثار معماری به ویژه زمانی که صحبت از معماری اسلامی در میان باشد، تجلی بخش سنت اسلامی است که در ادوار مختلف، به صورت های متفاوتی در آثار مختلف تجلی یافته است. این آثار با هر شکل و کارکردی که باشند، بر اصولی واحد استوارند، تحت عنوان اصول معماری ایرانی از آنها یاد می شود. این اصول به تعبیر دکتر پیرنیا و دکتر فلامکی است که در گونه های مختلف معماری نمود پیدا کرده است. بر همین اساس معمار مسلمان، سعی در متجلی کردن این اصول در ساختار معماری خود داشته و در این باره از راهکارهای مختلفی نیز بهره جسته است. هدف پژوهش نحوه نمودپذیری اصول معماری ایران و همچنین ریشه یابی آنها از دیدگاه دکتر پیرنیا و دکتر فلامکی است. تحقیق حاضر از حیث ماهیت کیفی بوده و داده ها با ابزار کتابخانه ای شامل کتب و نشریه های تخصصی گردآوری شده است. نتایج نشان می دهد که معماری ایران دارای ویژگی هایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است و اصول معماری آن برگرفته از مبانی اعتقادی و ایدئولوژیک اسلامی هستند و معمار مسلمان با علم به این مبانی و در جهت تجلی آنها در آثار خویش، از این اصول بهره گرفته است.
بررسی و تحلیل شاخص های مسکن در شهر مشهد
منبع:
شهرسازی ایران دوره چهارم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶
164-184
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی و افزایش جمعیت در کشورهای در حال توسعه مشکلات متعددی را در بخش های مختلف از جمله مسکن ایجاد کرده است. بررسی شاخص های مسکن اعم از کمی و کیفی در برنامه ریزی ها و توسعه مسکن در شهرها بسیار مفید است. مشهد بعنوان پایتخت معنوی و دومین کلانشهر کشور مشکلات متعددی را در بخش مسکن دارد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به ارزیابی و تحلیل شاخص های مسکن شهری در شهر مشهد پرداخته شده است. جامعه آماری در این پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 384 نمونه در کل شهر است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش تاپسیس (Topsis)، رگریسیون و ضریب پراکندگی و برای ترسیم نمودارها از نرم افزارSPSS و نقشه ها از نرم افزارArc-GIS کمک گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در سطح بندی مناطق ۱۳ گانه با توجه به شاخصهای 6 گانه و متغییرهای 22 گانه و نهایتاً شاخص ترکیبی بدست آمده از مدل TOPSIS مناطق شهر مشهد از نظر برخورداری از شاخص های بهداشت، اقتصاد، کالبدی، رفاهی،تاسیسات و استحکامی دارای میانگین 34/0 بوده که نشان از پایین بودن امتیاز شاخص ها می باشد و تا رسیدن به حد مطلوب که عدد (1) یک است راهی طولانی در پیش دارد. این شاخص در دو منطقه 9 و 11 بالای میانگین و در یازده منطقه دیگر کمتر از میانگین است که نشان دهنده نابرابری، ناهمگنی و عدم تعادل در بین مناطق شهرداری است. تحلیل رگرسیونی انجام گرفته نیز نشان می دهد شاخص های بهداشتی، تاسیساتی و رفاهی بیشترین و در اولویت بعدی به ترتیب شاخص های، اقتصادی،کالبدی و استحکامی در بخش مسکن در شهر مشهد مؤثر بوده اند. لذا با استفاده از نتایج حاصل شده مناطق نامناسب بعنوان گروه های هدف باید در دارای اولویت برنامه ریزی قرار گیرند.
تدقیق جایگاه و فرآیند هیجان های فردی در چارچوب تعاملی انسان و محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
19 - 35
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: محیط می تواند سبب ایجاد هیجان های مثبت و منفی در شهروندان گردد. بخش مهمی از اهمیت هیجان به دلیل تأثیری است که بر رفتار افراد دارد. زیرا هیجان یکی از اجزاء اصلی رفتار اجتماعی است و استخراج پاسخ های هیجانی یکی از بهترین راه های فهم تجربه و ادراک است. مروری توصیفی بر مطالعات انجام شده نشان می دهد تاکنون به جایگاه و سازوکار فرایندهای هیجانی در تعامل انسان و محیط کمتر توجه شده است. تدقیق جایگاه هیجان در چارچوب تعامل انسان و محیط در لایه ای عمیق تر، مستلزم کشف سازوکار هیجان و ارتباط آن با تعامل انسان- محیط است که دغدغه این پژوهش است. هدف: هدف پژوهش آن است که به کمک حوزه های مطالعاتی مکمل به جایگاه فرآیندهای عاطفی و هیجانی در چارچوب تعامل انسان و محیط دست یابد. روش: روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی است. در مرحله اول، با تحلیل مقایسه ای پژوهش های صورت گرفته، مدل اولیه تعامل انسان و محیط ارائه و سپس از طریق تحلیل محتوای مطالعات حوزه روانشناسی هیجان، سازوکار فرآیندهای هیجانی استنتاج شده است. محصول نهایی تحقیق، تدقیق جایگاه فرآیند هیجانی در مدل جامع تعامل انسان و محیط است. یافته ها: در چارچوب پیشنهادی ارائه شده مشخص شد علاوه بر دو فرآیند شناختی و تفسیری تأثیرگذار بر رفتار که تحت تأثیر شرایط ادراک کننده و شرایط محیط فیزیکی روی می دهد، وقتی فرد در محیط با پتانسیل هیجانی قرارگیرد، فرآیندهای هیجانی روی می دهد که یا می تواند در سطح ادراک هیجانی باقی بماند و یا درصورت ایجاد انگیختگی توسط محرک هیجانی به تجربه هیجانی منجرگردد. در نهایت تجربه و یا ادراک هیجانی می تواند تحت تاثیر فرآیندهای مرحله بالاتر به ترتیب منجر به رفتار و احساس خاصی در محیط و یا ارزیابی عاطفی آن گردد. نتیجه گیری: کیفیت عاطفی و هیجانی ادراک شده از محیط نیز هم تحت تأثیر ویژگی های محیطی احساس شده و هم ویژگی های فردی است و می تواند یکی از مهم ترین مؤلفه های سه گانه رفتاری باشد که ضرورت توجه و تنظیم محرک های هیجانی محیط را برای طراحان و برنامه ریزان محیطی نشان می دهد.
ارزیابی و تحلیل وضعیت شاخص های حکمروایی خوب شهری (مطالعه موردی: شهر گناوه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
79 - 94
حوزههای تخصصی:
وجود مسائل و مشکلات ناشی از رشد سریع شهرنشینی در کشور و عدم امکان مدیریت جامعه شهری با ابزارها و شیوه های سنتی موجود، ضرورت تغییر در شیوه مدیریت و اداره شهرها را دوچندان کرده است. این تغییر با استفاده از رویکرد حکمروایی خوب شهری قابل تحقق است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی و تحلیل وضعیت شاخص های حکمروایی خوب شهری در شهر گناوه می باشد. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و به منظور گردآوری اطلاعات، از روش های اسنادی و میدانی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را شهروندان شهر گناوه شامل 73472 نفر تشکیل می دهند. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 384 نفر و پرسشنامه ها به روش نمونه برداری تصادفی ساده تکمیل شده است. با توجه به مبانی نظری تحقیق و مطالعات پیشین، شاخص های تحقیق شامل؛ مشارکت، کارآیی و اثربخشی، ثبات سیاسی، دسترسی و اطلاعات، عدالت اجتماعی، مسئولیت پذیری، اجتماع محوری و قانون مندی می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Spss و آزمون های آماری تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس و رگرسیون چندمتغیره انجام گردید. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان می دهد از میان شاخص های مورد بررسی، بدترین وضعیت را شاخص دسترسی و اطلاعات با میانگین (34/2) و شاخص مشارکت با میانگین (78/2) بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند. شاخص کارآیی و اثربخشی با میانگین (72/2)، شاخص ثبات سیاسی (38/2)، شاخص عدالت اجتماعی (64/2)، شاخص قانونمندی (73/2) و شاخص اجتماع محوری با میانگین (37/2) هم پایین تر از حد متوسط (3) می باشند.به منظور، تأثیرشاخص های حکمروایی خوب شهری در تبیین رضایت مندی شهروندان از تحلیل واریانس بهره گرفته شد. بر اساس نتایج به دست آمده، 55 درصد از تغییرات حکمروایی خوب شهری، توسط ترکیب خطی متغیرهای مستقل (ابعاد هشت گانه حکمروایی) تبیین پذیر است. همچنین، نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد بین میزان رضایت از ابعاد هشت گانه شاخص حکمروایی و رضایت مندی نهایی از حکمروایی خوب شهری در سطح اطمینان بالای 99 درصد رابطه معناداری وجود دارد.
پرسپکتیوی از چالش های طرح بهسازی و مقاوم سازی مسکن روستایی (مورد: شهرستان گنبدکاووس)
منبع:
معماری شناسی سال چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۰
219-227
حوزههای تخصصی:
مسکن بعنوان یکی از نیازهای اساسی بشر، مستقیماً کیفیت زندگی ساکنین آنرا متاثر می سازد. از این رو تأمین مسکن مناسب، چالش مهمی در برنامه های توسعه کالبدی، اقتصادی و اجتماعی اکثر کشورها است. از طرفی، غالب طرح ها و سیاست های مسکن متمرکز حوزه مسکن شهری بوده و بخش عمده ای از ساکنین سکونتگاه های روستایی که در مساکن نامقاوم و نامناسب به لحاظ وضعیت سازه ای و معماری زندگی می کنند، کمتر مورد توجه دولت ها و نهادهای متولی امر قرار می گیرند. در ایران دولت به منظور بهبود کیفیت زندگی و کاهش خسارات بلایای طبیعی، طرح بهسازی و مقاوم سازی مسکن روستایی را در دستور کار برنامه های عمران روستایی خود قرار داد. به همین خاطر، لازم است به وضعیت موجود و آینده این طرح (پرسپکتیو طرح) در قالب بررسی و تحلیل چالش ها و موانع فراروی طرح بهسازی و مقاوم سازی مسکن روستایی در سطح روستاهای شهرستان گنبدکاووس پرداخته شود. این مقاله به لحاظ ماهیت موضوع و هدف از نوع مطالعات کاربردی و از نظر روش شناسی جزو تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. واحد سطح تحقیق روستا بوده و جامعه آماری آن، خانوارهای روستایی است که در طرح بهسازی و مقاوم سازی مسکن روستایی ثبت نام کرده یا نکرده اند، که در مجموع شامل 51547 خانوار بوده که تعداد 240 خانوار بعنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. گردآوری داده ها و اطلاعات به دو روش کتابخانه ای و میدانی (مبتنی بر پرسشنامه محقق ساخته) انجام گرفته که برای تجزیه و تحلیل آنها از نرم افزار آماری Excel و SPSS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که اگرچه این طرح با استقبال فزاینده و چشمگیر روستاییان منطقه روبرو شده و موجب نوسازی، بهسازی و مقاوم سازی مساکن روستایی آنان شده است؛ لیکن این طرح با چالش های عدیده ای از جمله نداشتن ضامن معتبر بانکی، زمان بر بودن فرایند اخذ وام، بالا بودن مبالغ افتتاح حساب بانکی، طولانی شدن دوره ساخت مساکن روستایی، بروکراسی اداری، گران شدن مواد و مصالح ساختمانی و بالابودن هزینه های ساخت خانه و دستمزدهای کارگری، روبروست.
ادراک طبیعت در خانه های دوره قاجار در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور طبیعت در فضا، ادراک و تعامل انسان با محیط را تسهیل می سازد. هدف پژوهش حاضرنیز کشف نحوه ادراک انسان از طبیعت در معماری است. نمونه مورد مطالعه، خانه های سنتی تبریز در دوره قاجار می باشد. رویکرد پژوهش، نظرات اندیشمندان اسلامی در خصوص ادراک محیط اعم از اعتباری محیط می باشد. در مطالعات نظری در خصوص ادراک و حضور طبیعت در خانه های سنتی، مدلی تبیین شده، سپس مدل از طریق پیمایش با افرادی که تجربه زیسته در خانه های سنتی را داشته اند، تدقیق گشته است. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش تحلیل معادلات ساختاری و تحلیل محتوا می باشد. یافته ها در بخش نظری آشکار ساخت که انسان مطابق سطوح ادراکی خویش در مراتب حسی و وهمی مفاهیمی را اعتبار می کند که می تواند با ارتباط معرفتی با حقایق در مرتبه ادراک عقلی، به نتایجی واقع بینانه دست یابد، نهایتا با گذر داده های ادراکی از کانون قلب، انگیزش عمل فراهم می گردد. سنجش این مساله در خانه های سنتی تبریز در رویکردهای هماهنگی با اکوسیستم، پیوستگی با طبیعت، تشابه با طبیعت و ارتقاء طبیعت آشکار ساخت که انسان در سایه تجربه نفس بر سود و زیان مقارن با مادیت و معنای عناصر طبیعی و شبه طبیعی در مرتبه ادارک اعتباری به ادراک مطلوبی از طبیعت نائل گشته و ارتباطی تعاملی و تلفیقی با طبیعت برقرار می سازد. سپس در مواجهه با رویکردهای تکمیلی منطبق بر امور معقول و اهداف غایی، کمال ادراکی انسان در محیط رقم خورده، ترکیب فهم و عاطفه در گذر زمان با تاثیر بر محیط به تولید و بازتولید بستر کمالی انسان می انجامد.
The Assessment of some Contextual Architecture Factors with an Approach to Culture and Identity in the State and Public Buildings of Pahlavi Era (Case Study: Oil Cinema, Oil Industry College and National Bank)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۱, Issue ۲ - Serial Number ۴۰, Spring ۲۰۲۱
21 - 30
حوزههای تخصصی:
Important subjects in architecture is the design of buildings according to their contexts. This context can include his torical, physical, cultural- social, or climate aspects. Abadan is a city that its basic s tructure has been formed in the Pahlavi era. This city has been attracted to the local architecture in this period. Also, it has been influenced by the modern s tyle. The method of this research is applied and a survey one with an emphasis on the ques tionnaire. The main purpose of the present s tudy is to es timate the relationship between culture and identity factors of the contextual architecture of three important buildings of the Pahlavi era such as oil cinema(Taj), oil indus try college, national bank building in Abadan, and modern architecture of Europe. The research data has been gathered according to the ques tionnaire. Cronbach has been used to get the validity of the research. The number and the type of sampling are through the snowball method. SPSS, K.S, and the single tes t have been used for the research analysis in the present s tudy. The research results show that the amount of tes t level in all cases is less than 0/05. Therefore, the normal trend of data has been rejected. Moreover, there is no relationship between the building indicator with 3.87 and level of 0/000 and the plan indicator with 3.82 and the level of 0/000 in the aforementioned buildings. In this case, the use of the indicators of building and plan in the architecture of the Pahlavi era in comparison to European modernism has been less important.
Harvesting Daylight in High-rise Office Buildings Using Phyllotaxis Model(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۱, Issue ۳ - Serial Number ۴۱, Summer ۲۰۲۱
13 - 26
حوزههای تخصصی:
Various researches have introduced methods to use daylight in office buildings in the Middle Eas t zone, but none of them have ever considered the use of plant leaf arrangement, called phyllotaxis, as a comprehensive solution for harves ting daylight. The idea of the Phyllotaxis Tower has been raised for several years but the main ques tion of this research is whether using the phyllotaxis model is capable of exploiting daylight in high-rise buildings or not. So, in response to this ques tion, the main aim of the research was set to evaluate daylight efficiency in high-rise office buildings by presenting an exemplary and phyllotaxis-inspired design. The research method is encompassed several s teps including, s tudying the literature on the subject firs tly, then modeling a prototype building based on the Biomimicry Problem-Based approach, and eventually computer simulation to evaluate the performance of the proposed building. The results show that office units can get daylight illuminance of 500 lux at 50% of operating time per year in addition to proper performance on four single days of different seasons of the year. Furthermore, the sample building obtained label B of energy consumption from S tandard No. 14254 presented by the Ins titute of S tandards and Indus trial Research of Iran, which has been compared with the energy label of 45 office buildings in the same location and same climate conditions, based on the figures are defined on the aforementioned s tandard and has the bes t performance among them.
تبیین مفهوم سلسله مراتب شکلی-فضایی در الگوی سکونتگاهی قاجار(نمونه موردی :خانه های اعیانی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۲
251 - 263
حوزههای تخصصی:
اصل سلسله مراتب یکی از اصلی ترین مفاهیم در معماری است. همچنین فضای سکونت از جمله عملکردهایی است که وجود اصل سلسله مراتب در آن بسیار ضروری است. با این حال در طول دوره های مختلف و با گذشت زمان، نمود این اصل در خانه های ساخته شده در سبک های گوناگون معماری ایرانی به صورت های متفاوتی بروز یافته است. . ترتیب قرارگیری فضاها در کنار یکدیگر و اضافه شدن برخی فضاها به ساختار فضایی خانه و همچنین تحولات فضایی آن ها در طول دوره های مختلف، به تبع نمایش این اصل در معماری چنین فضاهایی را دستخوش تغییرانی نموده است. این پژوهش که به دنبال یافتن مولفه های سلسله مراتب شکلی فضایی و بررسی کیفی و کمی آن در زبان الگوی بناهای قاجار تهران می باشد، به بررسی شواهد و مدارک تاریخی و فرهنگی موجود می پردازد. نمونه های مورد مطالعه در این تحقیق خانه های سنتی مربوط به دوره قاجار در تهران و نتیجه حاصل مقایسه و ارائه تجزیه و تحلیل نهایی بر اساس نمونه های مورد مطالعه خواهد بود. هدف از این پژوهش تبیین مفهوم سلسله مراتب فضایی و مقایسه نگاه شکلی به گونه در الگوی سکونت گاهی قاجار می باشد، همچنین بررسی چگونگی سیر تغییرات سلسله مراتب در تحولات خانه ها در دوران قاجار هدف دیگری است که این پژوهش به دنبال پاسخی برای آن خواهد بود. روش تحقیق در این پژوهش روش ترکیبی است و با مراجعه به میراث فرهنگی و مطالعات منابع موجود، فهرستی از خانه ها جمع آوری و از میان آن ها تعدادی بعنوان نمونه به روش بحرانی و احتمالی غیرهدفمند جهت مطالعه انتخاب شده اند. مطالعه از رجوع به منابع و مطالعات کتابخانه ای و میدانی و همچنین لکه گذاری و اصلاح نقشه ها شروع و سرانجام با تجزیه و تحلیل کالبدی و ساختاری فضاها و رسم تناسبات و هندسه هر خانه به جمع بندی نهایی رسید. در گام بعد از داده های حاصل از نمودارهای توجیهی و نرم افزار UCL Depth Map با روش نحو فضا (Space Syntax) به منظور استخراج یافته ها استفاده شده و در نهایت بعد از جمع آوری داده ها، تحلیل صورت گرفت . نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که سه شاخص عمق، اتصال و هم پیوندی در سه دوره قبل از ناصری، ناصری و بعد از ناصری به مرور زمان با کاهش درونگرایی، عمومیت و یکپارچگی همراه بوده اند.
ارزیابی تأثیر توسعه معماری میان افزا بر مشارکت اجتماعی شهروندان در بافت های تاریخی (مطالعه موردی: گذر تاریخی محمدیه شهر قزوین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
83 - 102
حوزههای تخصصی:
توسعه معماری میان افزا با پرداختن به توسعه در درون و بازتوسعه محدوده، بااستفاده از پتانسیل های آن (مانند تاریخی بودن) سعی در بهره برداری از زمین های بلااستفاده و فرسوده در بافت شهری، از طریق خلق و یا بازسازی فضا، جهت جلوگیری از خزش شهری و بهبود شرایط بافت داشته و در شهرهایی نظیر قزوین که دائما در حال افزایش جمعیت بوده و موانع طبیعی و مصنوعی سبب محدودیت جهات گسترش آن شده، مهم تر می نماید. چون توسعه معماری میان افزا، میان بافت و در ارتباط مستقیم با جامعه شکل می گیرد، مشارکت اجتماعی به معنای فعالیت های ارادی افراد جهت ارتقاء حیات اجتماعی خود، به عنوان پتانسیلی در تمامی مراحل توسعه مدنظر قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش پرداختن به بیان چگونگی رابطه میان دو متغیر فوق بااستفاده از روش تحقیق همبستگی می باشد. پس از مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی، شاخص ها، مؤلفه ها و گویه هایی برای متغیرها تبیین، مدلی مفهومی جهت توجیه همبستگی آن ها ارائه و مطابق آن پرسشنامه ای تدوین و توزیع شد که با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ، میزان پایایی آن تعیین و با استفاده از روش SPSS، ضریب پیرسون معادل 0.830 (نشان از همبستگی بالا و مثبت متغیرها) و ضریب معناداری معادل 0.000 (نشان از رابطه ای معنادار میان متغیرها)، محاسبه شد. نتیجه این پژوهش بیان می دارد که مفهوم توسعه معماری میان افزا با هدف تأمین نیازهای همه جانبه کاربران و با توجه به پتانسیل های موجود در محل، سبب ایجاد اعتماد و ارتقاء حس رضایت در افراد و نتیجتا منجر به گسترش همکاری و استفاده از توانایی های بالقوه آنان شده و افزایش مشارکت اجتماعی را در تمامی مراحل سبب می شود.
بازخوانی بارزه های معماری بومی در مسکن روستاهای ساحلی بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روستاهای ساحلی استان بوشهر به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب در ارتباط با خلیج فارس و در مواردی وجود اراضی مناسب کشاورزی، قدمتی طولانی دارند و ازاین رو دربردانده میراثی غنی از معماری بومی اند. این معماری در عین سادگی و بی پیرایگی، اصول و ویژگی هایی در خودش نهفته دارد که شامل شیوه های ساخت وساز، طراحی هم ساز با اقلیم، ویژگی های کالبدی و نحوه بهره برداری از منابع بومی می شوند. این پژوهش با هدف شناخت معماری بومی در نواحی روستاهای ساحلی استان بوشهر و استخراج الگوهای آن در جهت تدوین دستورالعملی برای طراحی، ویژگی های بافت روستایی و معماری بومی این نواحی را بررسی کرده است. به منظور دستیابی به شناخت الگوهای معماری بومی در روستاهای ساحلی استان بوشهر، مسکن بومی در روستاهای جزیره شیف و سالم آباد و اولی شمالی تحلیل شدند. موارد بررسی شده در بافت و بناهای روستایی در حوزه هایی چون تراکم بافت و جهت گیری معابر، ویژگی های کالبدی معماری، دستگاه های ساختمانی و راهکارهای ایجاد آسایش اقلیمی دسته بندی گردیدند. این موارد از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از انواع روش های پیمایشی در سه روستای ذکرشده برداشت گردیدند. ویژگی های کالبدی فضایی در نمونه های انتخاب شده تحلیل و بارزه های معماری در هریک از روستاها مقایسه شدند. نتایج این پژوهش دربردارنده مشخصات اصلی معماری بومی در این نواحی اند که رهنمودهایی برای طراحی ارائه می دهند. لزوم رعایت تناسبات انسانی در بخش های سکونتی و ورودی ها، تعریف فضای باز بینابینی در میان توده های ساختمانی، توجه به جهت گیری اقلیمی در توده گذاری ها و جزئیات معماری، لزوم بهره گیری از بازشوهای متعدد و سبک سازی سازه از مشخصات اصلی معماری بومی روستاهای ساحلی اند.
بازشناسی گونه های از نقاشی ایران به مثابه هنر اسلامی تحت گفتمان قدرت حاکم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم دی ۱۴۰۰ شماره ۱۰۳
89 - 98
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: طی چهل سال اخیر نظام جمهوری اسلامی ایران همواره در نظر داشته تا با ژرفابخشی به مفهوم واژگان هنر اسلامی در نقاشی، از این مکانیسم بصری بهره بهینه ای ببرد و مبتنی بر آن توان معنادهی به گفتمان خویش را تحکیم کند. این موضوع سبب اطلاق عنوان هنر اسلامی به گونه هایی از نقاشی شده است. گونه هایی که چه به یادگارمانده از سده های پیشین تاریخی (در پنج گرایش نگارگری، تذهیب، گل ومرغ، نگارگری نو و نقاشی قهوه خانه ای) و چه نشأت گرفته از رویدادهای سیاسی-اجتماعی همین دوران، اگرچه دارای محتوا و اصول زیبایی شناختی مختص به خویش هستند، لیکن همگی تقریباً یکسان و مشابه در اذهان عامه تجلی می یابند.هدف پژوهش: بر همین اساس، پژوهش حاضر در پی کسب شناخت دال هایی برآمده که تحت گفتمان نظام در این گونه ها به نحوی مفصل بندی شده اند تا دلالت گر معنایی اسلامی باشند.روش پژوهش: بر مبنای نظریه گفتمان لاکلا و موفه و تحلیل کیفی محتوایی تلاش شده تا تمامی عناصر گفتمانی گونه های مورد بحث مشخص شوند.نتیجه گیری: بررسی ها نشان می دهند که گونه های «نقاشی ایرانی»، «نقاشی سنتی»، «نقاشی انقلاب» و «نقاشی دفاع مقدس» به ترتیب دارای دال های: 1. اشراقی، عرفانی و حماسی 2. اخلاقی، معنوی و الوهی 3. عقیدتی، تبلیغی و حق طلبانه 4. ارزشی، آرمانی و پایدارمدارانه هستند. دال هایی که چون همگی حول دال مرکزی گفتمان قدرت یعنی اسلام شیعی سامان یافته اند، بنابراین سبب پنداشته شدن همگی این گونه ها تحت عنوان هنر اسلامی شده اند. به گونه ای که هریک در ساحت های معنایی متفاوت از اسلام تاریخی-تمدنی، اسلام دینی-تعلیمی، اسلام حاکمیتی و اسلام سیاسی نه تنها منجر به پربارشدن و تجلی سایر دال های گفتمانی نظام شده اند، بلکه تحقق بخش اهداف سیاسی گوناگونش نیز بوده اند.
دستیابی به الگوی ساخت مسکن وتراکم متناسب با رویکرد حفاظت آب در مقایسه دواقلیم کم بارش وپربارش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
203 - 223
حوزههای تخصصی:
با توجه به کمبود آب قابل شرب و هم چنین افزایش میزان تقاضا از منابع آب به دلیل رشد جمعیت، بسیاری از شهرهای ایران، در تامین آب با دشواری هایی روبرو هستند. استراتژی های حفاظت آب که شامل جمع آوری آب، احیا آب، مدیریت آب و ذخیره سازی آب برای مصارف شرب و غیر شرب است، راه های عملی در کاهش بحران فرآینده تامین آب برای شهروندان می دهد. لازم است الگوی ساخت مسکن وتراکم به لحاظ حفاظت آب نیز بهینه باشد. در این مقاله نمونه هایی بر اساس الگوهای ساخت مسکن پیشنهادی طرح جامع یزد در اقلیم کم بارش و سپس دو نمونه نیز در شهر های ساری و گرگان به عنوان مناطق پربارش انتخاب شد و به روش کمی، میزان ذخیره سازی آب باران و احیاء آب خاکستری محاسبه گردید. نتیجه ارزیابی ها نشان می دهد که در شهری مانند یزد ، حدود 57 درصد و در شهرهای پر بارش حدود 70 درصد تقاضا برای آب کاهش می یابد. در شهرهایی با بارش مناسب به دلیل هزینه احیاء آب می توان با تاکید بر راهبرد جمع آوری آب باران به رویکرد حفاظت آب رسید. به عنوان مثال در گرگان 13/12 درصد و در ساری 15/61 درصد نیاز سالانه آب ساکنین از بارش قابل تامین است. در شهر یزد که حجم آب باران استحصالی کمتر از یک درصد مصرف و قابل توجه نبوده، استراتژی احیاء آب کاراتر است؛ لذا رویکرد حفاظت آب به منظور کاهش هزینه های احیاء آب، افزایش نفر در هکتار و ایجاد تراکم بیشتر ساختمانی می باشد و الگوی مناسب ساخت مسکن ایجاد کاربری ذخیره سازی آب در طراحی مسکن شامل تغییر ترکیب فضاهای مسکن، ایجاد خانه های راست گوشه جهت ایجاد تراکم بیشتر، طرح سکونت گاه ها به صورت مجتمع و متمرکز است. لازم است سیاست های طرح های جامع مسکن یزد که سبب کاهش تراکم از127 نفر در هکتارسال 1335 به 32/8 نفر در هکتار در سال 1395 شد، بازنگری شود. الگوی مناسب ساخت مسکن وتراکم در شهرهای گرگان و ساری برخلاف شهر یزد طراحی سکونت گاه ها به صورت غیر متمرکز و کاهش تراکم نسبی جمعیت و نفر در هکتار و افزایش سرانه زمین می باشد.
ارزیابی تاثیر عوامل محیطی بر رضایتمندی بیمار و همراه بیمار در اتاق های استراحت بیمارستان های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
251 - 264
حوزههای تخصصی:
مطالعات مختلف تایید می کنند که ارزیابی شاخص های کیفیت محیطی داخلی، در کاربری های حساسی مانند ساختمان های درمانی، نقش مهمی را در حفظ سلامت، رضایت و بهبود بیماران ایفا می کند. تنوع نیازهای مختلف بهره برداران(بیمار، همراه بیمار و کارمندان)، شرایط فیزیولوژیکی و حساسیت های ذهنی ایشان، اهمیت انتخاب روش مناسب مطالعه این کاربری را افزایش می دهد. هدف اصلی این پژوهش بررسی کیفیت محیط داخلی اتاق استراحت بیمار به منظور شناخت مهمترین شاخص کیفیت محیط داخلی تاثیرگذار بر رضایت کاربر و مقایسه شرایط محیطی با استانداردهای موجود در این زمینه است. در پژوهش حاضر از دو روش اندازه گیری میدانی داده های فیزیکی و پرسشنامه رضایتمندی کاربر، برای سنجش کیفیت محیط داخلی بیمارستان استفاده شده است. سنجش کیفیت محیط داخلی عموما با استفاده از 4 شاخصه ی اصلی حرارت، نور، صوت و کیفیت هوای داخلی مورد پژوهش قرار می گیرد. به این منظور در پنج بیمارستان واقع در شهر تهران 482 پرسشنامه از بیماران و همراهان بیمار، جمع آوری شد. اندازه گیری متغیرهای محیطی مانند دمای هوای خشک، رطوبت نسبی، شدت روشنایی، تراز شدت صوت، غلظت ذرات معلق، در فضای اتاق استراحت بیمار، به صورت همزمان با تکمیل پرسشنامه توسط کاربران مطابق با پروتکل های مشخص، توسط پژوهشگر انجام می شود. بر اساس نتایج، بیشترین مطابقت با استاندارد در کیفیت هوای داخلی و کمترین در کیفیت صوتی بر اساس استاندارد سازمان جهانی بهداشت مشاهده شده است. نتایج نشان داده اند که همبستگی قابل توجهی بین دو شاخص حرارتی و نوری با کیفیت محیط داخلی به ترتیب به میزان 0/59 و 0/42 وجود دارد. این در حالی است که دو شاخص صوتی و کیفیت هوای داخل، باوجود میزان همبستگی بالا با کیفیت محیط داخلی (به ترتیب 0/62 و 0/67)، منبع داخلی دارند. مقایسه ی فراوانی نمونه های موردی که در داخل محدوده ی استاندارد دمایی (23-26 درجه سانتی گراد ) با سایر موارد، نشان دهنده ی افزایش 11 درصدی نارضایتی کاربران به واسطه عدم رعایت این بازه است. با توجه به اینکه کیفیت صوتیِ غالب نمونه های موردی خارج از حد استاندارد است، لیکن 30 تا 40 درصد از کاربران، رضایت نسبی از وضعیت صوتی را گزارش کرده اند. کیفیت روشنایی نیز، با توجه به روشنایی بیش ازحد استاندارد در غالب نمونه های موردی، میزان رضایت کاربران را به طور میانگین در بالاترین محدوده رضایت ثبت کرده است.
ارائه الگوریتمی برای فرآیند بهینه سازی معماری پارامتر تناسبات مقیاس در طراحی یک سطح غشایی فرم آزاد توسط افزونه گالاپاگوس پلاگین گرس هاپر
حوزههای تخصصی:
با پیدایش کامپیوترها و پیشرفت در روشهای محاسباتی، پژوهشهای گستردهای در زمینه بهینهسازی صورت گرفتهاست. نتایج حاصل از مطالعات و بررسیهای پژوهشهای موجود در زمینه بهینهسازی معماری، حاکی از این بود که بدلیل کیفی بودن بسیاری از پارامترهای معماری و دشواری در تبدیل آنها به پارامترهای کمی در جهت ورود دادههای عددی به محاسبات کامپیوتری، بسیاری از این پارامترها کمتر مورد توجه بودهاند. هدف این پژوهش، ارائه الگوریتمی برای فرآیند بهینهسازی معماری پارامتر تناسبات مقیاس در طراحی یک سطح غشایی فرمآزاد میباشد. برای این منظور، مفهوم بهینهسازی معماری و روشها و نرم افزارهای مورد استفاده در این حوزهها مورد بررسی قرارگرفت و با تعریف یک سری الزامات فرضی، یک سازه غشایی از نوع چادری مخروطی با فرم آزاد طراحی و فرمیابی شد. درنهایت، یک سری از مولفههای کیفی پارامتر تناسبات مقیاس به مولفه-های کمی ترجمه شده و بهینهسازی معماری در دو حالت کمی(توسط افزونه گالاپاگوس) و کیفی(با نظر طراح) مطابق الگوریتم ارائه شده تا دستیابی به نتیجه مطلوب انجام گرفت. ملاک اصلی حصول به نتیجه مطلوب تایید طراح میباشد. درواقع، نرم-افزارها و محاسبات در جهت صرفهجویی در زمان و انرژی به کمک طراح میآیند لیکن در نهایت این نظر طراح است که کل فرآیند را هدایت میکند.
ورود تکنولوژی و صنعت به ایران و بازتاب مولفه های آن در شکل گیری معماری معاصر ایران در سال های 1304-1357
حوزههای تخصصی:
ظهور شیوه ها و ابزار مدرن و رشد تکنولوژی، تولید انبوه کالا و فضاهای کالبدی، موجب گذار ایران از جامعه کشاورزی و تجارت به جامعه صنعتی می شود. با ورود عناصر معماری مدرن به ایران، می توان تغییرات وسیعی در سبک معماری معاصر این دوره مشاهده نمود. زمینه های تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی از جمله عواملی هستند که در شکل گیری آثار معماری بسیار موثرند. معماری معاصر ایران در بستری شکل گرفته است که از جریان مدرنیته، صنعتی شدن و جهانی شدن به طور مداوم تاثیر پذیرفته است. نوشتار پیش رو با طرح این پرسش ها که چه جریان هایی بر ورود ایران معاصر به جوامع صنعتی تاثیرگذار بوده است؟ و تکنولوژی ساخت چه تاثیری بر روند شکل گیری و سیمای معماری معاصر ایران داشته است؟ به بررسی نقش تکنولوژی و ساخت در معماری معاصر ایران می پردازد. این پژوهش از منظر ماهیت، پژوهشی کیفی است و به ارزیابی و تحلیل محتوای شیوه ی ورود تکنولوژی و صنعت به ایران اشاره دارد و اهداف آن واکاوی بازتاب مولفه های تکنولوژی و صنعت در فرآیند شکل گیری معماری معاصر ایران است. به منظور دست یابی به اهداف مشخص تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای و بهره گیری از منابع معتبر به شیوه استنباطی و استنتاجی به تحلیل مفاهیم ارایه شده منطبق بر آثار شاخصی از معماری معاصر ایران پرداخته می شود. از بررسی های صورت گرفته می توان به این نتیجه دست یافت که در این دوران روی آوردن به صنعتی سازی، ضرورتی اقتصادی به دلیل نیازمندی های ناشی از دگرگونی وضعیت جهانی بود . در بررسی آثار شاخص معماری دوران پهلوی به تعامل توجه به انتظام بناهای سنتی و بهره گیری از مظاهر معماری مدرن دست میابیم که در شیوه اجرا و ساخت قابل مشاهده است و نیز شرایط، با ثبات اقتصادی و سیاسی در جامعه، در خلق چنین بناهایی تاثیرگذار بوده اند.
تحلیل محتوای رویکرد مجله آپوزیشنز نسبت به تئوری معماری پس از مدرنیسم (1984-1973)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم فروردین ۱۴۰۰ شماره ۹۴
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بی گمان جریان مدرنیسم در اواخر سده بیستم با نقدهای بسیاری در نشریه های معماری روبه رو بوده است. این نقدها هم موجب شکل گیری معماری پست مدرن بوده اند و هم دیگر جریان های هوادار مدرنیسم را نمایندگی کرده اند. مجله آپوزیشنز به عنوان معتبرترین مجله معماری، در اواخر سده بیستم نویسندگان و نقدهای گوناگونی از هر دو طیف را در بر گرفته است. با طرح این «پرسش» که «مجله آپوزیشنز در طول سالیان نشر خود چه رویکردهایی از نقد مدرنیسم را نمایندگی می کرده است؟» تلاش می شود تا جایگاه آپوزیشنز در مسیر شکل گیری تئوری معماری پس از مدرن مورد مطالعه قرار گیرد. می توان این «فرضیه» را مطرح کرد که آپوزیشنز با طیف گسترده نویسندگان، که هرکدام بعدها از سردمداران شکل های مختلف تئوری معماری پس از مدرن بوده اند («پیتر آیزنمن»، «کِنت فرامپتون»، «رِم کوله اس»، «رافائل مونئو»، «دنی س اسکات براون»، «مانفردو تافوری»، «برنارد چوم ی» و دیگ ران)، می تواند نمونه خوبی برای ارزیابی جریان حاکم بر تئوری معماری در آن دوره مهم باشد.هدف پژوهش: عبارت است از واکاوی اندیشه های منتقدانی که در یک بازه زمانی تأثیرگذار، تئوری معماری پس از مدرن را رقم زده اند.روش پژوهش: چارچوب نظری مقاله به کمک شیوه استدلال منطقی به نگارش درآمده و برای تحلیل یافته ها از نمونه گیری «تمام شماری» در روش پژوهش «تحلیل محتوا» استفاده شده است.نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان گفت آپوزیشنز تعاملی دوسویه با جریان های تئوری معماری پس از مدرن و نقشی اثرگذار بر شکل دادن به آنها داشته است. تلاش برای تئوری پردازی - و نه تاریخ نگاری معماری - با رویکردی تفسیری در تحلیل جریان های روز معماری ناشی از اهمیت چنین نقشی برای نویسندگان آپوزیشنز است. در سال های میانی انتشار مجله، نئومدرنیست ها و ستایش از اقتصاد آزاد، جهانی سازی و تکنولوژی بیشتر به چشم می خورد، ولی در سال های ابتدایی و انتهایی، به تأثیر از رویکرد منطقه گرایی انتقادی پست مدرنیست ها واژه های زیرمتن گرایی، فرهنگ و جامعه، کلیدواژه های آپوزیشنز را شکل داده اند.
خوانش عوامل مؤثر بر شکل گیری اتمسفر فضایی مساجد معاصر با تکیه بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ شماره ۹۵
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: علی رغم تعاریف متعد د ی که د ر محافل د انشگاهی تا کنون از مسجد ارائه شد ه است، بی شک تعریف مسجد بد ون د رنظرگرفتن مخاطب آن تعریف کاملی نخواهد بود ، زیرا یکی از اصلی ترین کارکرد های مساجد ایجاد بستری برای برقراری ارتباط معنوی بین انسان و خالق یکتاست. این ارتباط از ابتد ایی ترین نوع مسجد تا مساجد امروزی بخشی جد ایی ناپذیر از کارکرد مساجد بود ه است. از این رو انسان و اد راک او د ر این فضای مقد س اهمیت فراوانی می یابد . تجربه های اصیلی که د ر فضاهای انسان ساخت شکل می گیرند تجربیاتی هستند که تحت تأثیر عوامل متعد د ی به وجود آمد ه اند ؛ تجربیاتی که معماران و پد ید ارشناسان به آن اتمسفر می گویند . این پژوهش به د نبال شناخت عوامل تأثیرگذار بر اد راک مخاطب از اتمسفر فضای مساجد است.سؤال و هد ف پژوهش: هد ف از انجام این پژوهش «شناخت عوامل تأثیرگذار بر اد راک مخاطب از اتمسفر فضای مساجد » است و سعی د ارد به این پرسش پاسخ د هد که چه عواملی د ر انتقال اتمسفر فضایی یک مسجد می توانند تأثیرگذار باشند .روش پژوهش: این پژوهش به روش کیفی انجام شد ه است. از لحاظ سرشت د اد ه ها، متنی، معنایی و ناساختمند ، از لحاظ منطق اند یشید ن، استقرایی و از لحاظ سطح تحلیل، از نوع تفسیری است. راهبرد انتخابی د ر این پژوهش راهبرد نظریه د اد ه بنیاد و تحلیل ها به روش کد گذاری سیستماتیک اشتراوس و کوربین با کمک نرم افزار MaxQDA انجام شد ه است.نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان از این د ارند که د ر اد راک مخاطب از اتمسفر فضای مساجد ، طراح با تد ابیری چون به حد اقل رساند ن د رگیری حواس مخاطب و یا به کارگیری صحیح نماد ها و نشانه ها و بهره مند ی از نصوص د ینی می تواند تا حد ود ی (و نه به صورت قطعی) د ر راستای شکل د اد ن به اتمسفر فضایی مسجد د خیل باشد . عواملی چون تجربیات احساسی مخاطب هنگام مواجهه با فضا، جریان های فکری حاکم، وقایع تاریخی و شرایط جغرافیایی موضوعاتی خارج از کنترل شخص طراح د ر شکل د اد ن به اتمسفر فضای مساجد هستند . از این رو عوامل مؤثر بر انتقال اتمسفر فضایی یک مسجد د ر بخش هایی قابل کنترل و د ر بخش هایی غیرقابل کنترل هستند . د ر نتیجه هیچ گاه نمی توان اد عا کرد که معماری به تنهایی بتواند عامل تأثیرگذاری د ر انتقال اتمسفر فضای مسجد ی باشد .
طراحی فضاهای مسکونی بر پایه اصول روان شناسی محیطی در شهر اهواز (نمونه موردی:منازل ویلایی تایپ B در شهرک مسکونی نفت اهواز)
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد سریع جمعیت،متاسفانه شاهد بحران کمبود فضای شخصی و خلوت برای افراد در جامعه در رابطه با موضوع مسکن می باشیم.مسکن به عنوان یکی از دیده های واقعی،نخستین مسئله ای است که بشر همواره با آن دست به گریبان بوده و در تلاش برای دگرگونی و یافتن پاسخی مناسب،معتدل و اندیشیده، برای آن است.در روان شناسی محیطی به تاثیر متقابل رفتار،عوامل و شرایط فیزیکی معماری و فضاهای محیط پیش از دیگرجنبه ها اهمیت داده است.با توجه به این رویکرد،کیفیت فضایی آن باید به گونه ای باشد که فرد به آن تعلق داشته و هویت فردی خود را آن بازیابد تا در آن به آسایش برسد.هدف از نگارش این پژوهش طراحی فضاهای مسکونی بر پایه اصول روان شناسی محیطی و کشف مولفه های موثر بر رفتار ساکنین در فضاهای مسکونی می باشد.پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، ماهیت وگردآوری داده ها مطالعاتی(توصیفی)-استباطی(تحلیلی) و از نوع کمی-کیفی می باشد که روش های مختلف تحقیق پیمایشی-قیاسی استفاده می شود.پرسشنامه به نقش سه پارامتر موثر بر فضای مسکونی به وسیله طیف لیکرت اعتبار م دهد.برای تحلیل داده های پرسشنامه در نرم افزار آماری spss ازآزمون همبستگی پیراسون و رگرسیون خطی،ارتباط سه پارامتر مشخص گردیده و پس از برآیندها،فرضیه های پژوهش را مورد آزمون t-test قرار می دهیم.یافته های نوشتار حاضر بیانگر آن است که شناخت عوامل تاثیرگذار روان-شناسی محیط در ایجاد فضاهای مسکونی باعث درآیش بر آسایش و آرامش انسان می شود و پیوستگی ابعاد روانی انسان با معماری و نقش کالبدی محیط در ایجاد آرامش و شاد زیستن سود بخش است.در این راستا با طراحی بناهایی که اصول پایداری در فرآیند طراحی آن مورد پروا قرار می گیرد می توان موقعیت منحصر به فردی را بابت ارتقا سلامت فردی و اجتماعی کاربران در شهر ایجاد کرد.
بررسی تاثیر ویژگی های محیطی شهرها بر بهزیستی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
41-59
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله طرح شواهد عینی در خصوص وجود ارتباط بین محیط مصنوع و بهزیستی ذهنی است . بر اساس نتایج این مقاله، بهزیستی ذهنی و محیط مصنوع در هفت زمینه با یکدیگر ارتباط پیدا می کنند: سفر ، اوقات فراغت ، کار ، روابط اجتماعی ، رفاه مسکونی ، واکنش های احساسی و عاطفی و بالاخره حوزه سلامت. در این مقاله همچنین با توجه مطالعات علمی انجام شده، راهبردهای ارتقاء بهزیستی ذهنی از طریق اقدامات شهرسازی نیز ارائه شده است. از جمله ، راهبردهای پیشنهادی عبارتند از: بهبود شرایط برای انجام سفرهای توام با فعالیت بدنی (پیاده روی و دوچرخه سواری)؛ افزایش امکانات حمل و نقل عمومی همزمان با محدود کردن استفاده از خودروهای شخصی؛ تسهیل دسترسی به امکانات و خدمات در سطح شهر؛ توسعه وگسترش فناوری های نوین به منظور ارتقاء کیفیت زندگی برای همه گروه ها و اقشار اجتماعی ؛ کاربست و ترکیب عناصری از طبیعت در مناظر شهری ؛ وجود فضاهای عمومی و شهری قابل دسترس برای عموم مردم، ساماندهی ، نظم و نگاهداشت مناسب فضاهای شهری ، وجود پوشش گیاهی، اجرای راه کارهایی برای کاهش آلودگی صوتی همچون گسترش پوشش گیاهی در جداره بزرگراهها و مسیرهای حمل و نقل ؛ زیبا سازی بناها و فضاهای عمومی با توجه به نیازها و ترجیحات ساکنین ؛ تأمین مسکن و وسایط حمل و نقل عمومی برای گروه های آسیب پذیر به منظور کاهش نابرابری های اجتماعی-مکانی در گستره شهر.