تحلیل هرمنوتیکی-معناشناختی شعر «در آستانه» احمد شاملو با رویکرد هانس گئورگ گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تکیه بر هرمنوتیک فلسفی هانس گئورگ گادامر، شعر بلند «در آستانه» احمد شاملو را در چارچوب معناشناسی ادبی بررسی می کند. در این راستا، چهار مؤلفه کلیدی نظریه گادامر یعنی «پیش فهم»، «تاریخ مندی»، «بازی/ دیالوگ» و «هم آمیزی افق ها» مبنای تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش کیفی-تفسیری بوده و ابتدا لایه های زبانی و تصویری شعر استخراج شد. سپس این لایه ها با مفاهیم یادشده تحلیل و نتایج به صورت استنتاجی در چهار گام سامان دهی شد. نتایج نشان می دهد: ۱) سازوکار «بازی زبانی» خواننده را وارد دیالوگی پویا می کند و پیش فهم های او را به چالش می کشد؛ ۲) تاریخ مندی متن و خواننده در هم آمیزی افق ها معنایی سیّال خلق می کند؛ ۳) این سیّالیّت امکان تأویل های چندلایه و بازتاب تجربه زیسته فردی و جمعی را فراهم می سازد؛ ۴) فرآیند «هم آمیزی افق ها» نشان می دهد که معنا محصول گفت وگوی مداوم متن و خواننده است. رویکرد گادامری، ابزاری کارآمد برای معناشناسی شعر شاملو و گشودن افق های تازه در نقد ادبیات معاصر به شمار می رود.