ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۷۴۱ تا ۱۲٬۷۶۰ مورد از کل ۵۳۳٬۴۲۸ مورد.
۱۲۷۴۱.

نقد و ارزیابی ترجمه جلیل زاده از رمان «حبیبی داعشی» (با تکیه بر الگوی لادمیرال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۲
ارزیابی ترجمه، بررسی سطوح و واحدهای متن، سنجش و بررسی میزان توفیق مترجم در یافتن ترجمه این واحدها است. واژه نیز ابتدایی ترین و تأثیرگذارترین واحد ترجمه است که قابلیت برخورداری از سطوح مختلف معانی را داشته است؛ به همین دلیل معادل یابی دقیق آن اهمیت بسزایی دارد. برگردان واژه باید متناسب و همسو با بافت متن باشد، گاهی برگردان واژه و بار معنایی آن قابل ترجمه نیست. برای رفع یا کاهش درصد این چالش ها در ترجمه، می توان شیوه های مختلفی را به کار گرفت. لادمیرال نظریه پرداز مقصدمحور فرانسوی مؤلفه هایی را در این خصوص مطرح می کند که مترجم با گزینش واژه هایی به عنوان معادل، بین متن ترجمه شده و متن اصلی تعادل نسبی برقرار سازد. پژوهش حاضر درصدد است که با روش توصیفی- تحلیلی، ترجمه ستار جلیل زاده از داستان «حبیبی داعشی» نوشته هاجر عبداصمد را بر اساس نظریه های کاربردی لادمیرال که عبارت اند از: جابه جایی اجزای جمله، حق انتخاب مترجم، ابهام زدایی، تکرار، ناهمگون سازی، حذف، افزوده سازی، تفسیر حداقلی، چیستی ترجمانی و خوانایی، نقد و ارزیابی نماید. مقاله حاضر با پذیرش این اصل که مناسب ترین شیوه برای برگردان کتاب «حبیبی داعشی»، شیوه ای مقصدگرا و آزاد است، نظریه لادمیرال را منطبق ترین نظریه با این اصل دانسته و آن را معیار اصلی سنجش و بررسی ترجمه جلیل زاده قرار داده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که ترجمه جلیل زاده مطابق با این اصل، همسویی چشم گیری با نظریه لادمیرال به خصوص در مؤلفه های ابهام زدایی، خوانایی، افزوده سازی و تفسیر حداقلی دارد و مترجم توانسته، اثری متناسب با بافت فرهنگی و ادبی زبان مقصد ارائه نماید.       
۱۲۷۴۲.

نقش سنجی اسامی خاص در سیاحت نامه ابراهیم بیگ و بازنمود آن در ترجمه عربی بر اساس الگوی گیبکا و تکنیک های فرناندز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۸
اسامی خاص در متون ادبی، به ویژه در متون سفرنامه ای، تنها ابزارهای ارجاعی به افراد، مکان ها یا نهادها نیستند، بلکه می توانند کارکردهایی فراتر از شناسایی داشته باشند و لایه هایی از معنا، هویت، ایدئولوژی و حافظه فرهنگی را منتقل کنند. پژوهش حاضر با تمرکز بر رمان «سیاحت نامه ابراهیم بیگ» و بر اساس نظریه دو عمل گیبکا (2018)، به بررسی نقش های ثانویه ای پرداخته است که اسامی خاص در متن اصلی ایفا می کنند. این نقش ها شامل نقش اجتماعی، بومی سازی، معنایی، طنز، تعلیمی، کنشی، تلمیحی، آشکارسازی، بیانگری، آرزومندی، شاعرانه، مخفی گری و یادبودی هستند. در ادامه، ترجمه عربی این اثر با استفاده از چارچوب راهبردهای فرناندز (2006) تحلیل شده است تا میزان موفقیت هر یک از راهبردها در انتقال این نقش ها ارزیابی شود. یافته ها نشان داد که راهبرد «نسخه برداری» بیش از سایر راهبردها در انتقال برخی نقش ها، مانند نقش اجتماعی و بومی سازی، موفق عمل کرده است، اما در بازنمایی سایر نقش های اسامی اشخاص و نقش های چندوجهیِ اسامی مکان ها، ناکارآمد ظاهر شده است. تحلیل نهایی بر اساس نظریه «فضای سوم» سوجا (1996) نشان داد که بسیاری از مکان های فرهنگی که کارکردی فراتر از موقعیت جغرافیایی دارند، در ترجمه دچار تقلیل معنایی شده و به فضاهایی صرفاً جغرافیایی تبدیل شده اند. این پژوهش بر لزوم رویکردی نقش محور و بافت محور در ترجمه اسامی خاص تأکید دارد.
۱۲۷۴۳.

Reassessing African Religion: Misconceptions, Marginalization, and the Impact of Western Thought(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۶۶
This paper explores the nature of African religion and the role of the role of Western misconception in influencing it. Historically, African religion has served as a yardstick of the values, principles, and philosophies that shape the daily lives and ethical frameworks guiding the African societies. It embodies a unique belief system, a reverence for a Supreme Being, and a deep connection to community and nature, among many others. However, the advent of Western institutional religion significantly altered this dynamic. Western thought systems often dismissed African religious practices as fetishistic, primitive, and inhumane among many other negative attributes, thereby marginalizing their religious practices and replacing them with Western Christian practices. Hence, this influence has as a result alienated and marginalizing the African people from their indigenous religion, which as well alters their Identity. Ironically, these Western practices promoted values and principles similar to those inherent in African philosophy but classified superior, so as to strip the Africans of their identity for easy control. In it on this note that this seminar paper critically examines these narratives, highlighting the authenticity, richness, and sanctity of African religion. With the intension of exposing the original nature of African religion, employing the method of conceptual and critical analysis, this seminar paper argues that African religion, far from being fetishistic embodies the totality of the reality of the African people; it is a sophisticated embodiment of moral principles, belief systems, spirituality, and a deep connection to the world.
۱۲۷۴۴.

خداناباوری همدلانه در بوته نقد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۶۴
,ویلیام رو با ارائه خوانشی جدید از استدلال قرینه ای شر بر آن است تا مبتنی بر اصل معرفتی خویش که «صدق یک گزاره را شرط ضروری در پذیرش عقلانیت آن نمی داند»، نظریه «خداناباوری همدلانه» را ارائه نماید و از «دوستانه گی معرفتی» در معقولیت باور به وجود خدا دفاع نماید. اگرچه چهل سال بعد، این نظریه را مورد بازبینی قرار می دهد و تنها به «دوستانه گی اخلاقی» معتقد می گردد. در این پژوهش، با روشی تحلیلی انتقادی، در پی ارزیابی نظریه خداناباوری همدلانه معرفتی یا اخلاقی و چالش های آن هستیم. یافته های پژوهش، نشان می دهد که با صرف نظر از ابهام در معنای معقولیت در اصل معرفتی رو، «دوستانه گی معرفتی» در یکسانی شواهد و ادله خداباوری و خداناباوری، پارادوکسیکال است و در «موقعیت شواهد برتر»، با چالش نسبی گرایی در معقولیت مواجه است و نظریه تعیّن ناقص نیز نمی تواند این معضل را توجیه کند. «دوستانه گی اخلاقی» نیز رویکردی هنجاری و معطوف به عمل کرد خداناباوران است و عقلانیت نظری را به عقلانیت رفتاری فرو می کاهد و به نظر می رسد می توان آن را در زمره الحاد جدید شمرد که مستلزم تضعیف خداباوری است.
۱۲۷۴۵.

تحلیل شأن عبادات در عملکرد معرفتی نفس (با تکیه بر اندیشه های صدرالمتألهین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
معرفت مهم ترین بعد وجودی انسان است و سایر ساحت های انسانی در ارتباط با ادراک و شناخت، اهمیّت می یابد. در دیدگاه ملاصدرا هر نفسی شایستگی لازم برای شناخت حقایق اشیاء را به حسب فطرت دارد. همچنین نفس دارای امکان استعدادی و قوه ی لازم برای کسب علوم است و داده های مورد نیاز آن برای ادراک توسط ابزاری به نام بدن تأمین می-شود و نفس با در اختیار گرفتن این داده ها، عمل ادراک را انجام می دهد. اما در این میان موانعی وجود دارد که بین نفس و حقایق عقلی حایل می شود که تا این موانع رفع نگردند، حقایق علوم از لوح عقلانی بر لوح نفسانی نقش نمی بندد. مسئله نوشتارحاضر اینست که در اندیشه صدرالمتألهین مهمترین موانع کدامند و چگونه می توان آنها را کنار زند؟ از اینرو با اتخاذ روش توصیفی و تحلیلی بدین نتیجه انجامیده است که اولین مانع، وجود جسم و ماده واشتغال نفس به تدبیر قوای جرمانی است. مانع دوم ظلمت ذاتی است که به خاطر کدورت امیال و انباشتگی است که بر اثر کثرت گناهان در صورت نفس ناطقه رخ می دهد. رفع این موانع توسط احکام شرعی و عبادات صورت می گیرد و غرض از اعمال و ریاضات بدنی این است که روح از عوارض حسّ و از امور مادی ظلمانی رها شود، هرچند رفع مانع امری سلبی وعدمی است وبالاصاله مقصود نیست. از اینرو فلسفه ی تشریع عبادات از بین بردن موانع موجود بر سر راه نفس برای رسیدن به تکامل و فیض علمی است. درصورت رفع موانع، مطابق حرکت جوهری، نفس بعنوان مقتضی در مسیر تکاملی خود راه می پیماید
۱۲۷۴۶.

مطالعه تطبیقی نقش فرهنگ ساز پلیس زن در امنیت اجتماعی با تأکید بر الگوی پلیس اجتماعی در کشورهای درحال توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹۰
زمینه و هدف: نیروی پلیس به عنوان یکی از نهادهای اصلی در جوامع، نقش بی بدیلی در حفظ امنیت، اجرای قوانین و شکل دهی به هنجارها ایفا می کند. این پژوهش به بررسی نقش فرهنگ ساز پلیس زن در امنیت اجتماعی با تأکید بر الگوی پلیس اجتماعی در کشورهای هند، رواندا و برزیل می پردازد.  روش: پژوهش کاربردی حاضر از نظر ماهیت، تحلیلی توصیفی با استفاده از رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل مضمون انجام شده است و داده های پژوهش نیز از گزارش های رسمی دولتی و بین المللی، مقالات علمی و مطالعات موردی از برنامه های پلیس اجتماعی در کشورهای هدف استخراج شده است. به منظور افزایش اعتبار یافته ها، از سه روش اعتبارسنجی متخصصین پژوهش، مقایسه تحلیلی یافته ها با داده های خام پژوهش و  بازرسی خارجی بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که مشارکت زنان در پلیس اجتماعی دارای کارکردهایی در پنج محور اصلی است که شامل «حمایت از گروه های آسیب پذیر»، «پیشگیری از جرم و کاهش خشونت»، «افزایش اعتماد عمومی به پلیس»، «مشارکت فعال جامعه» و «ارتقای جایگاه زنان در نیروی پلیس» است. نتایج: پلیس اجتماعی، به ویژه با حضور زنان، نقش مهمی را در افزایش امنیت عمومی، کاهش خشونت ها و ارتقای اعتماد عمومی به پلیس در جوامع مختلف ایفا می کند. برای ارتقای امنیت عمومی در ایران، تقویت پلیس اجتماعی، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، امری ضروری است و حضور زنان در نیروی پلیس اجتماعی، به طورحتم به بهبود امنیت کمک خواهدکرد. آموزش های تخصصی در زمینه های ارتباطی و حساسیت های جنسیتی برای افسران پلیس و نیز استفاده از فناوری هایی همچون نرم افزارهای تلفن همراه و همکاری با سازمان های مردم نهاد برای تقویت امنیت مؤثر است. همچنین، برای موفقیت پلیس اجتماعی، ایجاد زیرساخت های مناسب، هماهنگی نهادها و تمرکز بر پیشگیری بلندمدت از جرم، امری ضروری است. 
۱۲۷۴۷.

شرایط اعمال ولایت بر نکاح صغار(شرطیت عدم وجود مفسده یا وجود مصلحت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف پژوهش: بررسی حقوقی ولایت بر تزویج صغار در فقه و قانون مدنی با هدف یافتن راهکاری برای حمایت از کودکان و تعیین شرایط و محدودیت های اعمال این ولایت توسط ولی قهری.  روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین ترتیب که با مطالعه و تدقیق در منابع فقهی (مانند نصوص روایی و سایر ادله) و مقررات قانونی (مانند ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی)، مبانی و نظریات مربوط به ولایت بر تزویج صغار توصیف و سپس به صورت تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.  یافته ها: - دلایل فقهی ولایت بر تزویج صغار قطعی است و در قانون مدنی ایران (ماده ۱۰۴۱) نیز این امر صریحاً پیش بینی شده است. - اعمال این ولایت توسط ولی قهری، مطلق نیست و باید شرایطی رعایت شود. - با توجه به تغییرات اجتماعی مانند سبک زندگی و عرف، تزویج صغیر در عصر حاضر نه تنها پسندیده نیست، بلکه در بسیاری از موارد باعث آسیب های جبران ناپذیر به کودک می شود. - مطابق مبانی فقهی، اعمال ولایت بر نکاح صغیر مشروط به دو شرط اساسی است: اول، عدم وجود مفسده برای کودک و دوم، احراز غبطه و مصلحت او توسط اهل خبره.  نتیجه گیری: در نتیجه، اگر ولی قهری در نکاح صغیر، غبطه و مصلحت وی را رعایت نکند، بطلان نکاح حکمی است که با مبانی فقهی سازگار و قابل دفاع می باشد. این شرطیتِ احراز مصلحت توسط کارشناسان، به عنوان راهکاری حقوقی برای پیشگیری از آسیب های احتمالی و حمایت از حقوق کودکان پیشنهاد می شود.
۱۲۷۴۸.

کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی گروه آموزشی علوم تربیتی و راه کارهای ارتقای کیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی درونی گروه آموزشی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهای جهت ارتقای کیفیت آموزش آن در سال تحصیلی 03- 1402 در دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه انجام شده است. پژوهش به جهت نوع هدف کاربردی و از لحاظ نوع داده مورد جستجو، از نوع پژوهش های کمی می باشد که با روش پیمایشی از نوع مقطعی انجام ستفاده از نمونه گیری طبقه ای و بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان با آلفای (05/.)، 250 دانشجو به عنوازیابی درونی به عوامل اهداف و تشکیلات و راهبردهای یاددهی- یادگیری و پایین امتیاز به عامل امکانات و تجهیزات آموزشی تعلق گرفت. از مجموع شش عامل مورد بررسی، سه عامل تشکیلات ؛ راهبردهای یاددهی- یادگیری و دانشجو معلمان در سطح مطلوب، دو عامل، رشته های تحصیلی و اعضای هیات علمی در وضعیت نسبتاً مطلوب و یک عامل امکانات و تجهیزات در سطح نامطلوب ارزیابی شد.
۱۲۷۴۹.

ارائه مدل مدیریت مدارس یادگیرنده در مدارس دولتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۲
مدارس دولتی در ایران با توجه به ویژگی های ساختاری و مدیریتی خود، که متأثر از ساختار متمرکز مدیریت آن است، با اصول سازمان یادگیرنده فاصله دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مدیریت مدارس یادگیرنده در مدارس دولتی شهر تهران است. رویکرد پژوهش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی، از طریق نمونه گیری هدفمند با 22 نفر از خبرگان وزارت آموزش وپرورش و مدارس شهر تهران تا دستیابی به اشباع نظری مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمّی نیز از طریق نمونه گیری در دسترس، 351 پرسش نامه بین مدیران مدارس دولتی شهر تهران توزیع شد. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، برای اکتشاف مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با استفاده از تئوری داده بنیاد از طریق نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمّی، برای آزمون مدل ارائه شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شد. در بخش کیفی پس از انجام مصاحبه های کیفی و کدگذاری ها، عوامل علّی، زمینه ای، مداخله ای، راهبردها و پیامدهای مدیریت مدارس یادگیرنده مشخص شد. در بخش کمّی نیز نتایج مبیّن معنا داری مدل های اندازه گیری و معادلات ساختاری بود که درنهایت مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با 6 بعد اصلی و 17 مقوله فرعی و 221 شاخص تأیید شد. مدیران وزارت آموزش وپرورش و تمامی ذی نفعان مدارس با توجه به عوامل علّی و شرایط زمینه ای و مداخله ای و اتخاذ راهبرد هایی در زمینه توانمندسازی منابع انسانی، توسعه مدیریت دانش و یادگیری، یادگیری تیمی و مشارکتی، شبکه ارتباطات یادگیری و مدرسه خودارزیاب، مسئول و پاسخ گو از مزایای مدیریت مدارس یادگیرنده بهره مند خواهند شد. 
۱۲۷۵۰.

The Effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction on Worry, Cognitive Distortions, and Depression in Students with Insomnia Symptoms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۶۴
Objective: Insomnia, marked by difficulty falling or staying asleep, affects many students and contributes to increased worry, cognitive distortions, and depression, exacerbating their overall well-being and academic performance. This study evaluates the effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR) in reducing worry, cognitive distortions, and depression in students with insomnia symptoms. Method: The research utilized a quasi-experimental design with a pretest-posttest control group. The statistical population consisted of university students in Ardabil Province during the 2023-2024 academic year. A total of 34 students were purposefully selected based on predefined criteria (e.g., insomnia symptoms) and then randomly assigned to either the intervention group (n = 17) or the control group (n = 17). The research instruments included the Insomnia Severity Index (2001), the Penn State Worry Questionnaire (1990), the Cognitive Distortions Questionnaire (2004), and the Beck Depression Inventory (1996). The intervention group participated in eight weekly sessions of 90-minute MBSR, while the control group received no intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance with SPSS-27. Results: The results indicated that MBSR significantly reduced worry (F = 46.86), rejection in interpersonal relationships (F = 30.07), unrealistic expectations in relationships (F = 41.54), misperception in interpersonal relationships (F = 30.38), and depression (F = 41.20) among students with insomnia symptoms (P < 0.001). Conclusion: The results highlight the potential of MBSR as a valuable non-pharmacological intervention for managing insomnia and associated psychological challenges in academic settings. Given its effectiveness, further research could explore long-term benefits and applicability across diverse student populations and settings.
۱۲۷۵۱.

بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم: یک مرور نظام مند

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
مقدمه: ظهور هوش مصنوعی به عنوان نیرویی تحول آفرین، پارادایم های سنتی آموزش را دگرگون ساخته و به ویژه نظام های تربیت معلم را با فرصت ها و چالش های نوین روبه رو کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای روش ها و محتوای آموزشی دوره های تربیت معلم است. روش: این پژوهش با رویکرد مرور نظام مند و مبتنی بر دستورالعمل PRISMA انجام شد. پایگاه های اطلاعاتی ScienceDirect، Springer، IEEE و SID برای جست وجوی مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ مورد استفاده قرار گرفتند. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۲۷ مقاله مرتبط انتخاب و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مطالعات منتخب نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم در پنج محور اصلی قابل طبقه بندی است: ۱) توسعه سواد هوش مصنوعی و صلاحیت های دیجیتال معلمان، ۲) شخصی سازی یادگیری و بازخورد هوشمند، ۳) استفاده از هوش مصنوعی مولد در تولید محتوا و طراحی تدریس، ۴) ارزیابی عملکرد و شایستگی های تدریس با رویکرد داده محور، و ۵) چالش های اخلاقی و زیرساختی. نتایج تطبیقی نشان داد نظام های آموزشی پیشرو بر شایستگی های انتقادی و اخلاقی تمرکز دارند، در حالی که در کشورهایی مانند ایران توجه بیشتری به ابعاد فناورانه و زیرساختی معطوف است. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر ظرفیت بالای هوش مصنوعی در بازآفرینی فرآیند تربیت معلم از طریق آموزش انطباقی، محتوای غنی و ارزیابی های دقیق است. با این حال، تحقق این ظرفیت نیازمند سرمایه گذاری در توسعه سواد هوش مصنوعی، تدوین چارچوب های اخلاقی و ایجاد زیست بوم آموزشی یکپارچه است. این پژوهش بر لزوم گذار از رویکرد ابزاری به رویکردی پداگوژیک و یکپارچه در سیاست گذاری های تربیت معلم تأکید دارد.
۱۲۷۵۲.

بررسی رابطه تفکر خلاق و یادگیری زایشی و میانجی نقش هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۶
مقدمه و هدف: توجه به ابعاد نوین آموزش عالی و توسعه مهارت های فکری دانشجویان، اهمیت بررسی عواملی چون تفکر خلاق و یادگیری زایشی را دوچندان می سازد. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین تفکر خلاق و یادگیری زایشی و میانجی نقش هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 3800 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده و تعداد 350 نفر بعنوان حجم نمونه انتخاب شد. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای بود. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه پرسشنامه تفکر خلاق تورنس (1990) ، پرسشنامه یادگیری زایشی دهقان (1399) و پرسشنامه هوش معنوی گینگ (2008) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری بر پایه نرم افزارهای SPSS27 و PLS3 استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که تفکر خلاق و یادگیری زایشی با نقش میانجی هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. تفکر خلاق با یادگیری زایشی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. تفکر خلاق با هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت معناداری دارد. در نهایت مشخص گردید که هوش معنوی با یادگیری زایشی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: تفکر خلاق به عنوان یکی از عوامل کلیدی یادگیری زایشی نقش مهمی در بهبود فرایندهای یادگیری دانشجویان ایفا می کند. علاوه بر این، هوش معنوی نیز به عنوان یک متغیر میانجی، موجب تقویت رابطه بین تفکر خلاق و یادگیری زایشی می شود و خود نیز به طور مستقیم بر یادگیری زایشی اثر مثبت دارد. 
۱۲۷۵۳.

رابطه عامل هاى شخصیتى با روابط فرازناشویى: نقش میانجى کیفیت رابطه زناشویى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۷
روابط فرازناشویی شکلی از رابطه عاطفی بین یکی از زوجین با فردی دیگر در خارج از چارچوب های رسمی پذیرفته شده است که در بلندمدت به آسیب دیدگی شکل، محتوا و ساختار روابط زناشویی منتهی می گردد. پژوهش حاضر  با هدف تعیین نقش میانجی کیفیت روابط زناشویی در روابط عامل های شخصیتی با روابط فرازناشویی صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود. از جامعه زوجین شهر تبریز در سال 1401، تعداد 300 نفر انتخاب شد. در این پژوهش برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه شخصیتی 5 عامل بزرگ، نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی، ATIS) و کیفیت زندگی زناشویی (QMI) استفاده شد. نتایج نشان داد روان رنجورخویی  به واسطه  کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/10 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و مثبت تبیین نماید. برونگرایی  به واسطه  کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/09 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و منفی تبیین نماید. اثر گشودگی به تجربه بر روابط فرازناشویی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی از نظر آماری معنی دار نیست. وظیفه شناسی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/11 و توافق پذیری به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادرند 0/09 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و منفی تبیین نمایند. بنابراین، کیفیت زندگی زناشویی قادر است روابط عامل های شخصیت و روابط فرازناشویی را میانجی گری کند.
۱۲۷۵۴.

اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۳۹
مقدمه: میزان بالای کورتیزول در بدن یکی از عوامل خطر برای بیماری های قلبی عروقی است. بنابراین این تحقیق با هدف اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی انجام شد. روش: در این مطالعه، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری، تعداد 30 نفر از زنان دارای بیماری قلبی-عروقی مراجعه کننده به مطب یکی از متخصصان قلب وعروق شهر قم در سال 1402، که به روش در دسترس به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. معیارهای ورود شامل ابتلا به بیماری قلبی-عروقی، داشتن سن حداقل 40 و حداکثر 55 سال و معیارهای خروج غیبت در دو جلسه از برنامه آموزشی بود. میزان سطح کورتیزول، گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از آزمون اندازه گیری شد. تعداد 12 ﺟﻠﺴﻪ به ﻣ ﺪت ۲ ﺗﺎ ۳ ﺳﺎﻋﺖ در هفته برای گروه مداخله انجام شد. یک ماه پس از آن در مرحله پیگیری میزان سطح کورتیزول خون در زمان ناشتا و ساعت 8 صبح اندازه گیری شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 24 آنالیز شد. یافته ها: میانگین سطح کورتیزول خون برای گروه آزمایش (مقابله درمانگری) در پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون کاهش داشت. همچنین بین مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بین گروه درمانی و گروه کنترل در میزان کورتیزول تفاوت وجود دارد. بنابراین میزان کورتیزول بین گروه آزمایش (مقابله درمانگری) و گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد(P<0.05). نتیجه گیری: اثر مقابله درمانگری باعث کاهش کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی می شود. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده در حوزه تأثیر گروه درمانی بر بهبود عملکرد بیماران قلبی عروقی، لذا پیشنهاد می شود این درمان برای بهبود کیفیت زندگی این افراد در جنبه های دیگر نیز به صورت گسترده اجرا شود.
۱۲۷۵۵.

واکاوی تجارب زیسته معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی در فرایند تدریس در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۳
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرصت ها و چالش های حرفه ای معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی در فرآیند تدریس در مدارس ابتدایی انجام شد روش ها : این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پژوهش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه پژوهش، معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی شاغل در مدارس ابتدایی استان آذربایجان غربی بودند که از میان آنان، 15 معلم از شهرستان های پیرانشهر، اشنویه، نقده و مهاباد به صورت هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری و تثبیت مضامین ادامه یافت. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته صورت گرفت. برای سنجش دقت و صحت یافته ها، از چهار معیار لینکلن و گوبا شامل اعتبار درونی، قابلیت اعتماد، تأیید و انتقال پذیری استفاده شد. بازبینی مشارکت کنندگان و هم سنجی داده ها با همتایان به تقویت اعتبار درونی کمک کرد. همچنین با ثبت مراحل تحقیق و استفاده از نقل قول های مستقیم، قابلیت تأیید و انتقال پذیری نتایج افزایش یافت. به منظور سنجش پایایی داده ها، دو مصاحبه با فاصله دو هفته ای بازآزمون شد و انسجام پاسخ ها تأیید گردید. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد کلایزی نشان داد که این معلمان با پنج چالش اساسی شامل «موانع فیزیکی محیط کار»، «نگرش منفی مدیران و والدین»، «فشار برای اثبات توانمندی»، «کمبود منابع آموزشی» و «کلیشه های اجتماعی» مواجه هستند. با این حال، تجربه زیسته آنان بیانگر وجود پنج فرصت مهم در حرفه معلمی بود: «فرصت های ارتباطی و روانی»، «ارتقای نگرش و انگیزه در محیط کاری» و «رشد حرفه ای»، «تقویت فرهنگ پذیرش و عدالت آموزشی» و «بهره گیری از فناوری و راهبردهای نوین تدریس». نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد نظام آموزشی کشور نیازمند بازنگری در سیاست های زیرساخت های فیزیکی، آموزش مدیران و کارکنان و حمایت های حرفه ای از معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی است. بر اساس تجارب زیسته مشارکت کنندگان، اتخاذ رویکردهایی برای کاهش فشارهای روانی، مقابله با کلیشه های اجتماعی و تقویت فرصت های حرفه ای می تواند گامی مؤثر در تحقق عدالت آموزشی باشد.
۱۲۷۵۶.

تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیات علمی در پساکرونا با تأکید بر تدریس: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۴
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس صورت گرفت. این پژوهش با ماهیت عمل گرایی و رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد و داده های پژوهش طی دو مرحله (کیفی، کمّی) جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند از نوع روش صاحب نظران کلیدی و معیار «اشباع نظری» با 21 نفر از اعضای هیئت علمی و خبرگان دانشگاهی مصاحبه بدون ساختار انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. در بخش کمّی به منظور جمع آوری داده ها پرسش نامه تدوین شده در اختیار گروه کانونی متشکل از 10 نفر از اعضای هیئت علمی قرار داده شد. برای تعیین ارتباط بین نشانگرها و دستیابی به الگوی ساختاری - تفسیری آن از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که نشانگرهای هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس شامل اخلاق حرفه ای، رغبت و تمایل به یادگیری بیشتر، تغییر در باورها و نگرش نسبت به تدریس، به روز بودن، همراهی با فراگیران، حرفه ای گرایی مشارکتی، تغییر و تحول در شیوه های تدریس، حمایت عاطفی و علمی از سایر مدرسان در تدریس آنلاین، خودراهبری در یادگیری، سواد رسانه ای، شبکه سازی و همکاری، حضور فعال در رسانه های جمعی و بهره گیری از آن ها، روابط مربی گری، بهبود روابط اجتماعی، خودباوری و انعطاف پذیری بود. نتایج نشان داد استادان با پذیرش تغییرات و بهره گیری از فرصت های جدید می توانند هویت حرفه ای خود را در مسیر رشد و تطابق با شرایط جهانی تقویت نمایند. در نهایت، ایجاد فضای دوستانه و ارتباطات مثبت بین اعضای هیئت علمی منجر به فضایی خواهد شد که دانشجویان و اعضای هیئت علمی با همدیگر ارتباطات مثبت و احساس تعلق نسبت به محیط دانشگاه داشته باشند.
۱۲۷۵۷.

پدیدارشناسی دیدگاه دانش آموزان دوره متوسطه اول در ارتباط با معلم خوب: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۷
هدف پژوهش حاضر تحلیل تجربه و ادراک دانش آموزان متوسطه در رابطه با خصوصیات و ویژگی های معلم خوب است. این پژوهش در رده پژوهش های کیفی است که با روش پدیدارشناسی و در چارچوب پارادایم تفسیری انجام شد. جامعه ی مشارکت کنندگان دانش آموزان یک دبیرستان دولتی پسرانه دوره اول متوسطه بودند که از بین آن ها 33 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند استخراج و به روش تحلیل محتوا کیفی هدایت شده گرانهیم و لاندمن با رویکرد استقرایی تحلیل شد. برای تأمین روایی و پایایی پژوهش از روش ارزیابی لینکلن و گوبا (1985) استفاده گردید. یافته ها در قالب دو مقوله اصلی (ویژگی های دانشی و مهارتی، ویژگی های منش) و پنج مقوله فرعی (تدریس اثربخش، مدیریت مؤثر کلاس درس، مربی گری مهارت های زندگی، خصوصیات رفتاری، خصوصیات اخلاقی) و 77 مفهوم ارائه شدند. در نهایت، نتایج پژوهش معلم خوب را فردی مدیر، باسواد، قابل اعتماد، مسئولیت پذیر، اجتماعی، صمیمی، همدل و فهمیده می داند که نقش وی با خروج دانش آموزان از مدرسه به پایان نمی رسد، بلکه فراتر از مدرسه، این نقش در زندگی روزمره معلم جهت تقویت و توسعه این ویژگی ها همواره باید با او همراه باشد. نتایج پژوهش همچنین، در راستای ارتقای کیفیت معلمان و پیشرفت دانش آموزان، بر ضرورت توجه به مقوله های استخراجی تأکید می کند و این مقولات را به عنوان راهنمایی جهت طراحی برنامه های درسی آموزش معلمان در دانشگاه های مربوطه و مخصوصا در بحث آموزش ضمن خدمت آن ها، در نظر می گیرد.
۱۲۷۵۸.

تحلیل گستره نبوت حضرت موسی علیه السلام بر اساس استنباط فرآیندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۱
از میان یازده فرضی که در مقاله امکان اعلام نتیجه بر اساس آنها اعلام گردید فرض اول مورد پذیرش واقع شد. با پذیرش جریان اصل در اعتقادات، و پذیرش عمومات، اطلاقات و قواعد مخالف اصل، عدم تاثیر مقیدات ادله عام، پذیرش ادله خاص دال بر جهانی بودن نبوت حضرت موسی علیه السلام، نپذیرفتن بقاء ادله عام ذکر شده در مرحله پنجم، و انکار دلالت ادله خاص ذکر شده در مرحله هفتم می توان جهانی بودن نبوت حضرت موسی علیه السلام را نتیجه گرفت و با وجود ادله عام و خاص مقبول و مورد پذیرش، نوبت به ابراز نظر بر اساس اصل عملی نمی رسد. روش تحلیل تعلیمی ضمن مراحل هشتگانه استنباط سبب شد اولا نسبت به هر مرحله به صورت جداگانه تامل صورت بگیرد ثانیا برآینده نظر در هر مرحله سبب تولید نتیجه کلی و نهایی گردد و ثالثا نظریات رقیب نیز بر اساس این مراحل مذکور تولید گردد.
۱۲۷۵۹.

جمهوری اسلامی ایران و راهبرد حفظ و تقویت جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکایی در جنبش ها و انقلاب های اسلامی و عربی (مطالعه موردی: انقلاب مصر در سال 2011 میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۴۴
پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر تقویت جهت گیری های ضدآمریکایی در ایران، انگیزه های ضداستبدادی و ضداستعماری در منطقه و به ویژه در بین جنبش ها و انقلاب های عربی و اسلامی را بیش از پیش افزایش داد. درواقع علاوه بر آثار و پیامدهای انتشار و صدور شعارهای ضداستعماریِ انقلاب ایران بر سایر کشورها و جوامع پیرامونی، جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته در تلاش بوده تا ضمن تبیین تجربیات ملّت ایران در مواجهه با آمریکا و قدرت های غربی، جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکاییِ جنبش ها و انقلاب های اسلامی و عربی را حفظ و تقویت نماید. نمونه ای از این تلاش ها در جریان وقوع خیزش ها و انقلاب های پی درپی در کشورهای عربی و به ویژه در مواجهه با تحولات انقلاب مصر در سال 2011 میلادی روی داد. درواقع این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال است که جمهوری اسلامی چگونه در دوران پیش و پس از پیروزی انقلاب مصر، راهبرد حفظ و تقویت جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکایی را دنبال کرده است؟ بررسی های این پژوهش نشان می دهد که چگونه هم زمان با آغاز تحولات انقلابی در مصر، مقامات جمهوری اسلامی در بالاترین سطح و در سخنرانی های متعددی تلاش کردند تا انگیزه ها و جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکایی انقلاب را حفظ و تقویت نمایند. بر این اساس جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر اهمیت موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی خاص مصر در جهان اسلام، سوابق مبارزه با استبداد و استعمار در این کشور، روحیه آزادی خواهی مردم مصر و برجسته سازی نقش مصر در مبارزه علیه رژیم صهیونیستی تلاش کرد تا با ارائه تحلیل از ماهیت ضداستعماری انقلاب مصر، روشنگری نسبت به سیاست های تفرقه افکنانه ی دولت های غربی، هشدار نسبت به بازگشت به گذشته و ربوده شدن انقلاب توسط بیگانگان و جریان های نفوذی و غرب گرا، شناسایی گروه های مرجع و مؤثر در انقلاب (علما، نخبگان سیاسی و احزاب، جوانان، ارتش) و ارائه راهکار به آنان، دعوت به «نظام سازی» و «تمدن سازی اسلامی» در برابر تمدن غرب و خلق و بازتعریف مفاهیم (انگاره سازی)، جهت گیری های ضدآمریکایی و ضداستعماری را در انقلاب مصر تقویت نماید.
۱۲۷۶۰.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طراحی پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۲ بودند. در این تحقیق، ۴۵ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (هر کدام ۱۵ نفر) و یک گروه کنترل (۱۵ نفر) جایگذاری شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل فرم ۲ افسردگی بک (BDI-II) (۱۹۶۱)، مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) و مقیاس اجتناب تجربه ای (EAQ) گامز و همکاران (۲۰۱۱) بودند. گروه آزمایش اول ۹ جلسه طرحواره درمانی هیجانی و گروه آزمایش دوم ۸ جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را به صورت هفتگی دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری در میانگین های پس آزمون مربوط به تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای در سه گروه در سطح ۰۵/۰ مشاهده شد (۰۵/۰>p). همچنین، یافته ها نشان داد که بین بین اثربخشی مداخلات بر تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای تفاوت معناداری وجود نداشت (۰۵/۰<p)؛ بنابراین، می توان نتیجه گیری کرد که هر دو نوع مداخله قادر به بهبود تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای بودند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان