ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۷۶۱ تا ۶٬۷۸۰ مورد از کل ۵۲۸٬۴۲۲ مورد.
۶۷۶۱.

بررسی تطبیقی تکنیک های شخصیت پردازی در دو رمان «پیرمرد و دریا» ارنست همینگوی و «تنگسیر» صادق چوبک براساس نظریه لئونارد بیشاپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
داستان، شخصیت در کنش است. هرچه شخصیت ها قوام بیش تری می یابند، نشانه های تازه تری از ویژگی های آن ها آشکار گشته، و همین امر باعث بروز واکنش هایی از آن ها نسبت به یکد یگر می شود که با آن چه پیش تر در ذهن وجود داشته کاملا متفاوت است. لذا شخصیت برآیند دو تکانه است. تکانه فردیت بخشی و تکانه نوعی یا تیپ سازی. ارنست همینگوی در رمان پیرمرد و دریا و صادق چوبک در رمان تنگسیر از شیوه های مشترک و گوناگونی در شخصیت پردازی رمان خود استفاده کرده اند که عبارتند از ارائه شخصیت های باورکردنی، کاربرد اندک نام ها در فصل آغازین داستان، اشخاص با انگیزه نامشخص، توصیف فیزکی و روانی شخصیت، دادن اطلاعات از طریق شخصیت های فرعی، بیان سابقه روانی شخصیت، شخصیت پردازی مختصر و مفید، شخصیت های تصادفی، شخصیت های واسطه، ویژگی های همیشگی شخصیت. هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی تکنیکهای شخصیت پردازی در دو رمان پیر مرد و دریا و تنگسیر صادق چوبک است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان تکنیک های مختلف، حقیقت مانندی و باورپذیری شخصیت، توصیف شخصیت، آوردن اشخاص با انگیزه نامشخص بسامد بالایی در این دو رمان دارند.
۶۷۶۲.

شناسایی و اعتباریابی موانع و بسترهای اجرای موفق خصوصی سازی بوسیله ی صندوق های قابل معامله در بورس (ETF)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۰
هدف: خصوصی سازی دارایی های دولتی از طریق صندوق های قابل معامله در بورس به عنوان روشی نوین، توجه کشورهای بسیاری را به خود جلب کرده است و اغلب از آن به عنوان ابزار دموکراتیک سازی اقتصاد یاد می شود. به کارگیری این شیوه باعث افزایش عمق بازار سرمایه و رونق بورس خواهد شد و زمینه توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی را فراهم می نماید. هدف این پژوهش شناسایی موانع و بسترهای حیاتی در اجرای موفق این شیوه از خصوصی سازی است. در اجرای فرآیند خصوصی-سازی امکان بهره مندی از شیوه های مختلف وجود دارد که ازجمله ی آن می توان به ظرفیت بورس و ابزارهای مختلف آن اشاره نمود. صندوق های قابل معامله (ETF) به عنوان یکی از روش های نوین خصوصی سازی، امکان مشارکت عموم مردم در فرآیند خصوصی سازی را فراهم می آورند و به رونق بیشتر بازار سرمایه کمک می نماید. بااین حال به علت نوظهور بودن صندوق های(ETF) و نوین بودن استفاده از آن در فرآیند خصوصی سازی، لازم است قبل از استفاده از این شیوه در کشور، این ابزار موردمطالعه دقیق قرار گیرد؛ چراکه اجرای موفق این مدل مستلزم وجود بسترهای مناسب و رفع موانع ساختاری، قانونی و اجرایی است. پژوهشگران به این باورند که اگرچه بورس اوراق بهادار و ابزارهای مالی نوین مانند ETF پتانسیل بالایی برای تحول در فرآیند خصوصی سازی دارند، اما بدون رفع چالش های مرتبط، ممکن است نتایج مطلوب حاصل نشود؛ لذا این مقاله به بررسی این موانع و بسترهای حیاتی می پردازد تا کمکی جهت پر کردن خلأ مطالعاتی در این زمینه باشد. روش: روش تحقیق به صورت ترکیبی (کیفی-کمی) طراحی شده است. در مرحله اول، با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ تن از خبرگان حوزه اقتصاد، مالی و بورس، مجموعه ای از موانع و بسترهای کلیدی شناسایی شد. در مرحله دوم، به منظور اعتبارسنجی و اولویت بندی یافته های کیفی، از روش دلفی فازی و توزیع پرسشنامه میان ۱۷ خبره استفاده شد. این رویکرد ترکیبی به تقویت اعتبار نتایج و دستیابی به یافته های معتبر و قابل اتکا کمک شایانی کرد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مهم ترین مانع در اجرای موفق خصوصی سازی از طریق صندوق های ETF، دست اندازی های گسترده دولت در اقتصاد و بازار سرمایه است. دخالت دولت به اشکال مختلف ازجمله دخالت در اقتصاد، دخالت در قیمت سهام، دخالت در مدیریت شرکت های خصوصی شده، و همچنین حضور غیرمستقیم دولت از طریق سهامداری شرکت های دولتی در صندوق هاست که می تواند استقلال عملکردی صندوق ها را تضعیف کند. در کنار آن سطح دانش و آگاهی پایین سرمایه گذاران، ریسک سرمایه گذاری را افزایش داده است. عدم تقارن اطلاعاتی، مدیریت سود، سطح پایین آگاهی و دانش مدیران مالی به ویژه در مورد بورس، مانع بزرگی بر سر راه موفقیت این مدل محسوب می شود. در مقابل، یافته ها بیانگر آن است که فراهم کردن بسترهای مناسب می تواند تأثیر بسزایی در موفقیت این مدل داشته باشد.ایجاد بسترهای مرتبط با صندوق های قابل معامله ازجمله سهولت انجام معاملات با ETF، تنوع بالای ترکیب دارایی ها، دانش و آگاهی مدیران صندوق ها، حجم ورود سرمایه به صندوق ها، امنیت صندوق ها و نظارت سازمان بورس و قدرت نقدشوندگی بالا در صندوق های ETF در کاهش ریسک سرمایه گذاران و افزایش جذب سرمایه گذاران و موفقیت روش بیشترین اثر را دارد. نتیجه گیری: پژوهش بر این نکته تأکید دارد که اجرای موفق مدل خصوصی سازی از طریق ETF مستلزم یک رویکرد جامع و نظام مند است. این رویکرد باید شامل اصلاحات قانونی برای کاهش دخالت های غیرضروری دولت، توسعه فرهنگ سرمایه گذاری و آموزش عمومی، تقویت شفافیت و نظارت مستقل، و همچنین تربیت نیروی متخصص در حوزه مدیریت صندوق های سرمایه گذاری باشد. این پژوهش با شناسایی دقیق موانع و بسترهای موفقیت، گامی مهم در جهت تدوین سیاست های آگاهانه و مبتنی بر شواهد در حوزه خصوصی سازی از طریق ابزارهای نوین مالی برداشته و به عنوان مرجعی مفید برای سیاست گذاران، نهادهای ناظر و پژوهشگران اقتصادی ارائه می شود.
۶۷۶۳.

تدوین چارچوب کیفی توانمندسازی استعدادهای متخصص نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما: رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف: این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی کیفی برای توانمندسازی استعدادهای متخصص مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما انجام شده است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر داده ها کیفی و مبتنی بر رویکرد داده بنیاد نظام مند و از نظر روش اجرا اکتشافی مبتنی بر رویکرد استقرایی است. مشارکت کنندگان در پژوهش، کلیه متخصصان و خبرگان آشنا به موضوع توانمندسازی استعدادها و بومیان دیجیتال در دانشگاه ها و رسانه ملی و سازمانهای رسانهای بودند. برای جمعآوری اطلاعات، از مصاحبه نیمهساختاریافته و برای تحلیل دادهها، از روش کدگذاری های باز، محوری و انتخابی در چارچوب نظریه داده بنیاد نظام مند استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب کیفی توانمندسازی استعدادهای متخصص، مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما، مشتمل است بر ۱۸۲ کد باز و ۲۷ کد محوری در قالب شرایط علی، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها. این چارچوب بیانگر آن است که برای توانمندسازی استعدادهای متخصص، مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما، بایستی دید کلان به موضوع داشت و عوامل به دست آمده را به صورت یکجا و کلی مدنظر قرار داد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که توانمندسازی استعدادهای متخصص، مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما، می تواند در تحقق اهداف سازمان صداوسیما، پیامدهای مثبت و اثرگذاری در پی داشته باشد. چارچوب ارائه شده از نظر خبرگان، از اعتبار کافی برخوردار است و می تواند به عنوان چارچوبی کاربردی، برای توانمندسازی استعدادهای متخصص، مبتنی بر نسل بومیان دیجیتال در سازمان صداوسیما استفاده شود.
۶۷۶۴.

سلبریتیزه شدن جامعه ایرانی و گرایش به ارزش های نئولیبرال در بستر اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۷
در طول یک دهه اخیر، در نتیجه حضور پررنگ شبکه اجتماعی اینستاگرام در جامعه ایرانی، افراد عادی فرهنگ سلبریتی را دگرگون کرده اند. یکی از پیامدهای زیست افراد در بستر اینستاگرام و سلبریتیزه شدن جامعه، گرایش به ارزش های نئولیبرال است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سلبریتیزه شدن جامعه ایرانی در بستر اینستاگرام و گرایش به ارزش های نئولیبرال انجام شده است. روش به کاررفته برای انجام پژوهش نیز توصیفی و از نوع معادلات ساختاری و جامعه آماری آن، دربردارنده کاربران اینستاگرام است که به روش تصادفی ساده انتخاب شده و داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته سلبریتیزه شدن و ارزش های نئولیبرال گرد آوری شده است. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار سمپل پاور، 384 نفر انتخاب شده که برای اطمینان یابی، این تعداد به 400 نفر افزایش یافته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اِس پی اِس اِس و برای ترسیم الگوی معادله ساختاری و معیارهای برازش مدل از نرم افزار اِیموس گرافیک استفاده شده است. برپایه یافته های پژوهش، سلبریتیزه شدن جامعه ایرانی در بستر اینستاگرام با گرایش به ارزش های نئولیبرال، رابطه مثبت و معناداری دارد؛ افزون براین، ابعاد شخصی سازی، تنوع یافتگی، و رسانه ای شدن از متغیر سلبریتیزه شدن بر گرایش به ارزش های نئولیبرال کاربران ایرانی اینستاگرام تأثیرگذار بوده اند. سرانجام، براساس یافته های پژوهش، گرایش عمومی به فرهنگ سلبریتی در بستر اینستاگرام در میان کاربران ایرانی، به گسترش ارزش های نئولیبرال انجامیده است و هرچه جامعه ایرانی در معرض سلبریتیزه شدن قرار گیرد و اِقبال عمومی به فرهنگ سلبریتی افزایش یابد، گرایش به ارزش های نئولیبرال نیز افزایش خواهد یافت. همچنین، نتایج پژوهش نشان می دهد که سلبریتی ها، به عنوان موتور پیشران سرمایه داری نئولیبرال در جامعه ایرانی، نقشی ساختاری در نهادینه کردن ارزش های نئولیبرال دارند.
۶۷۶۵.

پزشکی سازی، استعمار بدن زنانه و سرمایه گذاری بر اضطراب تناسلی زنان: مورد مطالعه لابیاپلاستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۵
جراحی های زیبایی از جمله لابیاپلاستی در ایران رو به افزایش است. از آن جا که اندام جنسی در معرض نظارت و قضاوت عمومی نیست، و کسب مقبولیت و شمول اجتماعی با این جراحی موضوعیت ندارد، افزایش تقاضای آن قابل تأمل است و نیاز به بررسی جداگانه دارد. این مطالعه با هدف بررسی نقش جراحان در برساخت اندام جنسی زنانه ایده آل و به هنجارسازی و گسترش مداخلات پزشکی زیبایی با تأکید بر لابیاپلاستی انجام شد. روش مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوا بود و داده ها  از ویدیوهای تبلیغاتی با موضوع لابیاپلاستی که در صفحات اینستاگرام 12 پزشک متخصص زنان و زایمان منتشر شده، جمع آوری شد. تعداد نمونه بر اساس شیوه اشباع نظری تعیین شد. در مرحله تحلیل، داده ها کد گذاری، و کدهای مشابه کنار هم قرار داده شدند و از کدهای مشابه، زیرطبقات و طبقات استخراج شدند. یافته های مطالعه نشان داد که پزشکان در ویدیوهای تبلیغاتی شان، در برساخت اندام جنسی زنانه آرمانی مشارکت و از اندام جنسی زنانه که منطبق با شکل ایده آل نباشد، بیماری نمایی می کنند. آن ها برای حل مشکل زنان جراحی لابیاپلاستی را ترویج می کنند و خود را به عنوان قهرمان و منجی به تصویر می کشند که با جراحی، طیف وسیعی از مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی زنان را حل می کنند. بررسی ویدیوهای تبلیغاتی جراحان نشان می دهد که با پزشکی شدنِ زیبایی اندام جنسی زنانه، نقش پزشک درمانگر به پزشک مشاطه و نقش بیمار به زیباجو تغییر یافته و الگوی جدیدی از رابطه پزشک-بیمار خلق شده است. در تبلیغات لابیاپلاستی، پزشکی به عنوان یک کسب و کار دیده می شود که در آن پزشکان با دور شدن از پروفشنالیسم، به تبلیغ کالای زیبایی مشغولند، منش کاسب کارانه جای گزین  آلتروییسم شده و از قواعد و اقتضائات بازار پیروی می کنند. مطالعه حاکی از آن است که پزشکی سازی بدن زنانه، شرایط را برای استعمار بدن زنان فراهم کرده است؛ و با عروج پزشکی تجاری، جراحان با پاتولوژیک نشان دادن زشتی لابیامینور بر اضطراب تناسلی زنان، سرمایه گذاری می کنند.
۶۷۶۶.

The Impact of Shadow Banking on the Transmission of Monetary Policy in Iran: A DSGE Model Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۵۰
Monetary policy is one of the most important tools for policymakers to influence macroeconomic variables including production. However, implementing this policy sometimes yields unintended consequences. Understanding monetary policy transmission mechanisms is therefore critical for effective implementation. Research following the 2008-2009 financial crisis indicates that the shadow banking activity can disrupt the monetary policy transmission and weaken its effectiveness. An analysis of Iran’s financial system reveals increasing shadow banking activity. This paper therefore examines how shadow banking affects monetary policy transmission in Iran using a DSGE model that innovatively incorporates the shadow banking sector. We compare two scenarios: a financial system without shadow banking and one including shadow banking. The effects of two contractionary monetary policies—interest rate increase and reductions in money supply growth—on GDP, investment, and inflation were analyzed under each scenario. The findings indicate that shadow banking diminishes monetary policy’s impact on all three variables by weakening the credit channel of monetary policy transmission. In the scenario without shadow banking, In the scenario without shadow banking, all three variables will decline in response to the monetary shock of decreasing money supply growth. However, in the scenario with shadow banking, investment levels are not declining but rising. The impact of monetary policy on output and inflation is diminished in the presence of shadow banking. In the case of interest rate shocks, the results also indicate a negative impact of shadow banking on the effectiveness of monetary policy.
۶۷۶۷.

واکاوی نشانه شناسی لایه ای و ادراک معانی در معماری خانه های سنتی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
بیان مسئله: مطالعات معماری روی خانه های سنتی شهر یزد نشان می دهد که این ساختمان ها از لایه های مختلف معنایی تشکیل شده اند که شامل لایه دسترسی، لایه ساخت و لایه زیباشناختی می شوند. این لایه ها از طریق استفاده از عناصر فرهنگی و مفهومی، ساختارهای مختلفی را در خود جای داده اند. اما مسئله اصلی این است که چگونه این لایه ها، با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی، مفهوم بخشی به فضاهای مسکونی ایجاد و در تداوم و ارتباط با فرهنگ محیطی خود موفق عمل کرده اند؟ این مسئله نقش به سزایی در طراحی معماری مسکونی امروزی با تأکید بر ارتباط فضا و فرهنگ را بررسی می کند.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل مفهوم بخشی فضاهای مسکونی در خانه های سنتی شهر یزد با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی است. این پژوهش به بررسی چگونگی ایجاد مفهوم بخشی در لایه های مختلف معماری خانه ها، ارتباط آن با فرهنگ محلی و تأثیر این مفاهیم در طراحی فضاهای مسکونی امروزی می پردازد. همچنین، این پژوهش به منظور ارائه راهبردهایی برای افزایش اثربخشی طراحی فضاهای مسکونی معاصر، با تأکید بر استفاده از الگوها و معانی نهفته در خانه های سنتی، انجام شده است.روش پژوهش: در این پژوهش، از روش تحقیق کیفی با استفاده از مطالعه تطبیقی و تحلیل محتوا با رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی استفاده شده است. داده ها به صورت توصیفی و از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی، جمع آوری و در مراحل تعبیر، تفسیر و ارزیابی از رویکرد تفسیری استفاده شده است. نتیجه گیری: در این پژوهش، با استفاده از رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی، معماری خانه های سنتی در شهر یزد بررسی شده است. نتایج حاکی از توانایی خاص این خانه ها در بهره گیری از عناصر معماری و رمزگان برای ارتقای ارتباطات اجتماعی و فرهنگی درون و برون خانه است. این تداخل معانی و کارکردها، هماهنگی داخلی و ارتباط با فرهنگ محلی را تقویت می کند. از نظر نشانه شناسی، خانه های سنتی یزد به عنوان الگوهایی ارزشمند می توانند در طراحی های معاصر و بهبود فضاهای مسکونی بهره مند شوند.
۶۷۶۸.

Advancing Global Connectivity Through Low Earth Orbit Satellite Systems(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۸
Background: Satellite systems which orbit in Low Earth Orbit (LEO) are one of the innovative solutions to enable the connectivity in segregated geophysical parts of the world which are left out of the digital society, as they provide almost instantaneous, high-speed connections. Despite progress made there are barriers to deployment including lack of scalability, high costs, traffic management, and environmental vulnerability. Objective: The aim of the present study is enhancing the overall throughput and concurrently – steaking the LEO satellite networks reliable operation in various applications with usage of the effective traffic control and adaptive routing techniques meanwhile taking into account the costs and other factors. Methods: Quantitative and qualitative research was used in this study in which both theoretical and simulations of LEO satellite networks were used. The traffic engineering was done using Software-defined networking (SDN), whereas bio-inspired routing, including bee colony optimization algorithms, were evaluated for adaptive routing. Parameters like latency, throughout, packet loss, and costs that are exhibited to change with conditions like atmospheric interferences were also considered. Results: The results proved that the current latency can be cut by up to 60%, packet lost by up to 90%, with operating expenses slashed beyond 85% and resource utilization beyond 85%. Improved routing techniques improved transmission reliability over dynamic network loads; simulations have validated the environmental suitability of LEO networks. Conclusion: The article offers a coherent framework for the appropriate design of LEO satellite networks and discusses their ability to address the digital divide and guarantee economic, effective, and highly accessible computing access globally.
۶۷۶۹.

Toward a Phylogenetic Taxonomy of the Iranian Languages: A Focus on Kurdish Varieties and Other Related Dialects(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۹
Because of their objective measurement and unambiguous correspondences, syntactic parameters are used as comparanda for deep comparison and relatedness of language varieties. The Parametric Comparison Method (Longobardi & Guardiano, 2009) is based on the hypothesis that syntactic parameters are appropriate traits to use as comparanda for contrastive analysis and distance measurement of language pairs and then to provide language taxonomy. This article addresses the syntactic distance and genealogical taxonomy of language varieties that are closely related genealogically, geographically, and culturally. To analyze relatedness and genealogical issues of Kurdish language varieties and the Persian language, abstract grammatical rules, modeled as syntactic parameters which are applied in the domain of determiner phrase (DP), are used as comparanda. The results show that Laki and Lori are at a close distance from Sorani, and on the other hand, Kurmanji and Kɪrdki are also close syntactically. According to the tree achieved from the syntactic distances, Kurmanji is at one end of the spectrum and Persian is at the other end. Thus, it can be concluded that some preliminary deductions regarding the phylogenetic taxonomy of the Iranian languages and dialects, with a focus on Kurdish language varieties and other related dialects, can be proposed.
۶۷۷۰.

Negotiated Syllabus and EFL Learners’ Engagement, Motivation, and Autonomy: Exploring Teachers and Learners’ Perceptions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۷
This study investigates the impact of negotiated syllabi on English as a Foreign Language (EFL)   learners’ motivation, engagement, and autonomy through a mixed-methods approach. Participants included 120 EFL learners, divided into experimental and control groups. Quantitative data were collected via motivation, autonomy, and engagement scales administered pre- and post-intervention, while qualitative data were gathered through semi-structured interviews with a subset of learners from the experimental group. ANCOVA result indicated that learners in the negotiated syllabus group exhibited significantly higher levels of motivation, engagement, and autonomy compared to the control group. Thematic analysis of interview data revealed eight primary themes, including increased relevance of course content, collaborative learning, and enhanced responsibility. Participants reported feeling more invested in their learning due to active involvement in course design, which fostered a sense of ownership and agency. These findings have implications for EFL curriculum development, highlighting the potential benefits of integrating learner input into syllabus design to improve educational outcomes. Future research should further explore learner-centered approaches across diverse EFL contexts.
۶۷۷۱.

Comparative Study of Sportspersonship, Competitive Anger and Aggression among Professional and Recreational Female Football Players(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۱
Objective : This study aims to provide a comparative analysis of Sportspersonship, competitive anger, and aggression among professional and recreational female football players in Iran. Method: Utilizing an applied, causal-comparative design, data were collected from 330 participants—150 professional players from the Iranian Women’s Premier League and 180 recreational players active in Tehran. Three validated instruments were employed: the Sportspersonship Questionnaire Vallerand and Brière (1), the Competitive Anger Scale Maxwell and Moores (2) and the Aggression Questionnaire Buss and Perry (3). statistical analyses were conducted using SPSS 24. One Sample T-Test and independent t-test were used. Results : The findings of the study showed that the levels of aggression, anger, and violence in professional and recreational female soccer players are significantly higher than average. There is a significant difference between the levels of anger and violence among professional and recreational female soccer players. The results revealed that professional players exhibited significantly higher levels of competitive anger than recreational players. However, no significant differences were found between the two groups in terms of Sportspersonship. Conclusions : These findings underscore the need for targeted psychological and behavioral interventions to address competitive anger and promote ethical behavior, particularly in professional women’s football. Emphasizing Sportspersonship and ethical conduct can contribute to a healthier sporting culture and mitigate the normalization of aggressive behaviors in both competitive and recreational contexts.
۶۷۷۲.

نسبت مسئله اجتماعی به امنیتی از منظر پارادایم مدرن و پست مدرن (با تاکید بر آرای امیل دورکیم و ژاک دریدا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش به بررسی نسبت میان مسائل اجتماعی و امنیتی از منظر دو پارادایم مدرن و پست مدرن پرداخته و دیدگاه های امیل دورکیم و ژاک دریدا را به عنوان نمایندگان این دو رهیافت تحلیل می کند. هدف پژوهش، تبیین تأثیر این دو دیدگاه در شناخت، تفسیر و مدیریت مسائل اجتماعی و امنیتی و ارائه راهکاری برای بهره گیری از تقابل این نظریات در سیاست گذاری است. این مطالعه با رویکرد توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، آرای دورکیم و دریدا را مقایسه کرده و مدلی نظری برای تبیین نسبت مسائل اجتماعی و امنیتی ارائه می دهد. در چارچوب مدرن، مسائل اجتماعی پدیده هایی عینی اند که در صورت ناکارآمدی نهادهای اجتماعی، به تهدیدات امنیتی تبدیل می شوند. دورکیم بر اصلاح تدریجی نهادها و کنترل نابهنجاری ها تأکید دارد. در مقابل، رویکرد پست مدرن دریدا، امنیت را مفهومی سیال و برساخته گفتمانی می داند که امنیتی سازی بیش ازحد، خود عاملی در بازتولید ناامنی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ترکیب تحلیل کارکردی دورکیم با واسازی دریدا، چارچوبی جامع برای مدیریت مسائل اجتماعی و امنیتی فراهم می کند. اصلاح نهادهای اجتماعی از یک سو و پرهیز از امنیتی سازی غیرضروری از سوی دیگر، می تواند به سیاست گذاری های کارآمدتر منجر شود. این پژوهش بر ضرورت رویکردی ترکیبی تأکید دارد که همزمان اصلاح نهادی و بازاندیشی در گفتمان های امنیتی را دنبال کند.
۶۷۷۳.

Türkiye’s Energy Diplomacy under Justice and Development Party 2002–2025(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۵
Türkiye’s energy diplomacy suffered from political volatility and shifting priorities since World War II, but the AKP’s 2002 electoral victory marked a transformative shift. The research aims to answer the question of what has been the strategies of the Justice and Development Party (AKP) in the field of energy diplomacy to solve the country’s energy challenges? Using a mixed-methods approach (qualitative case study and quantitative statistical analysis) to assess its energy diplomacy the purpose is to determine how energy diplomacy has evolved under AKP rule and its implications for Türkiye’s energy security and geopolitical influence. Findings reveal a three-tiered strategy: (1) diversifying energy sources, suppliers, and routes to reduce dependency; (2) expanding transit infrastructure to position Türkiye as a Eurasian energy hub; and (3) leveraging energy ties to enhance geopolitical influence. These measures stabilized supply, attracted investment, and elevated Türkiye’s strategic importance. By integrating domestic reforms with assertive diplomacy, the AKP transformed Türkiye into a key player in global energy politics, balancing economic needs with geopolitical ambitions.
۶۷۷۴.

بررسی تاریخی تعامل خواتین مغول و متصوفه در عصر ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۲
یکی از ملاک های مهم در ارزیابی فرهنگ و تمدن عصر ایلخانی، توجه و یا عدم توجه به زنان و جایگاه آنان در عرصه های مختلف اجتماعی است. مناسبات خواتین با مشایخ تصوف از مهم ترین مؤلفه هایی است که جریان اسلام گرایی را در جماعت های تحت حاکمیت ایلخانان، مانند مسیحیت و بودایی، به شکل فزاینده ای گسترش داد. خاتون های مغول به عنوان یکی از عناصر تأثیرگذار در حکومت ایلخانان، سهم مهمی را در حمایت مالی و معنوی از تصوف و مشایخ صوفیه برعهده گرفتند. این مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی با هدف واکاوی مناسبات خواتین مغول با مشایخ صوفیه، به دنبال پاسخی مستدل به این پرسش است که خاتون های عصر ایلخانی چه راهبردی با متصوفه زمانه خویش داشتند. مسائل مختلفی در بررسی مناسبات خواتین مغول در قبال متصوفه قابل تأمل است. جایگاه آزادانه خواتین در امور گوناگون جامعه با وجود آزادی مذهبی و تساهل ایلخانان در تعامل با جماعت های اسلامی و غیراسلامی از عواملی بود که روند مناسبات خواتین با شیوخ متصوفه را تسریع می کرد. سنت های نهفته نیرومندی در جامعه ایرانی وجود داشت که بر عملکرد خاتون های مغول در تعاملات با متصوفه تأثیرگذار بود. مؤلفه هایی چون اهدای تحف و تبرک جستن از متصوفه، حمایت متقابل معنوی مشایخ از خواتین و... ازجمله اقداماتی بود که در بررسی تعامل خواتین مغول در قبال متصوفه در پژوهش حاضر موردبررسی قرار می گیرد.
۶۷۷۵.

جایگاه و نقش خاندان نصیری اردوبادی در دیوانسالاری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
دیوان سالاران در گستره تاریخ ایران همواره در تثبیت، ماندگاری و پیوستگی حکومت ها سهم چشمگیری داشتند. آنان پس از هر جابجایی در قدرت سیاسی خواه ناخواه برای از سر گرفتن چرخه امور اداری و دیوانی دوباره به درگاه فراخوانده و به خدمت گرفته می شدند. بیشتر این دیوان سالاران آموزه ها و تجربه های کاری خود را به فرزندان آموخته و این شغل را در نسل های پسین خاندان تداوم می بخشیدند. ازجمله خاندان نصیری طوسی اردوبادی بیش از دو سده در تشکیلات دیوانی صفویان به خدمت پرداختند. پژوهش کیفی پیش رو بر آن است با روش توصیفی - تحلیلی و با بررسی موردی آن خاندان و بر پایه نسخه های خطی و منابع دست اول برخی مسائل را در این رابطه تبیین نماید. نخست آنکه، اردوبادی ها در این دوره دارای چه جایگاه های دیوانی بوده و الگوهای حاکم بر شیوه های دستیابی آنان به آن مناصب دیوانی چه بود. دیگر آنکه سهم اردوبادی ها در تکوین ادبیات دیوانی آن عصر چه بوده است. یافته ها نشان داد که آنان توانستند در نظام سلسله مراتبی عصر صفوی هم با «استحقاق» و شایستگی های فردی و هم با وابستگی به شبکه خاندانی خود به این مناصب دست یازند. همچنین این خاندان با پیوستگی، انتقال و تداوم سنتهای دیوانی آموخته ها و تجربه های دیوانی خود را به نسل پس از خود انتقال و به گواه منابع و نسخه های خطی نقش و سهم چشمگیری در تکوین ادبیات دیوانی آن روزگار داشته و میراث گرانسنگ و ماندگاری از خود برجای نهد.
۶۷۷۶.

تأثیر تجربه راضی از سفر بر نیت بازید مجدد: واکاوی نقش مشارکت و شادی گردشگر و هم آفرینی ارزش (مورد مطالعه: گردشگران اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۸
احیا و توسعه صنعت گردشگری و بررسی عوامل مؤثر بازدید مجدد گردشگران از مقصد در هر اقتصادی اهمیت شایانی دارد؛ بنابراین این مطالعه درصدد بررسی تأثیر تجربه راضی از سفر بر نیت بازدید مجدد گردشگران با توجه به نقش میانجی مشارکت و شادی گردشگر و با در نظر داشتن نقش تعدیلگر هم آفرینی ارزش است. جامعه این پژوهش گردشگران در اصفهان هستند که با استفاده از فرمول کوکران، ۴۰۰ نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه است که به روش در دسترس توزیع و گردآوری شد. در این پژوهش، ابتدا روایی (شامل محتوا و روایی همگرا) و پایایی (آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی) سنجش و بررسی شده است که پایایی و روایی تأیید شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که تجربه رضایت بخش از سفر بر مشارکت و شادی گردشگران تأثیر مثبت و معناداری دارد و هر دو عامل (شادی و مشارکت گردشگر) نیز بر تمایل آن ها برای بازدید مجدد تأثیر مثبت و معناداری می گذارند. هم آفرینی ارزش قادر است اثرگذاری تجربه گردشگر بر مشارکت گردشگر را تعدیل کند. یافته های این پژوهش به مسئولان صنعت گردشگری کمک می کند زمینه هایی را برای بازدیدمجدد از طریق فراهم کردن تجربیات راضی از سفر، افزایش مشارکت و شادی و هم آفرینی ارزش برای گردشگران فراهم کنند.
۶۷۷۷.

تأثیر محدودیت زمانی بر تضعیف حقوق اشخاص در رسیدگی به دعاوی مدنی و اداری: تحلیل تطبیقی در نظام های حقوقی ایران و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۷
محدودیت زمانی و اثرآن بر تضعیف حقوق اشخاص در دعاوی اداری تفاوت های بنیادینی با حقوق خصوصی و کیفری دارد. در ایران، عدم قانون صریح برای مرور زمان در دعاوی اداری و تعمیم تفاسیرحقوق خصوصی و کیفری، بااصل 34 قانون اساسی تعارض ایجاد می کند. این جستار باروشی تطبیقی-تحلیلی با مطالعه قوانین، رویه قضایی و دکترین حقوقی ایران و فرانسه، این پرسش بنیادین رامطرح می نماید که چگونه مرورزمان در دعاوی اداری می تواند ثبات حقوقی و حقوق بنیادین اشخاص را متوازن کند؟شایان ذکر است که پیچیدگی های رویه ای و عدم آگاهی شهروندان از مهلت های قانونی، دسترسی به دادرسی منصفانه را دشوار کرده است. در فرانسه، نظام دادرسی اداری با ساختار سلسله مراتبی (دادگاه های اداری و شورای دولتی) و مهلت های محدود (دوماه برای اعتراض) به دنبال تعادل میان ثبات حقوقی و حمایت ازحقوق فردی است. پذیرش عذرموجه درفرانسه این محدودیت ها را تعدیل می کند. تفاوت اصلی دعاوی مدنی و اداری دراهداف آن هاست؛ اولی بر ثبات روابط خصوصی و دومی بر حفاظت از حقوق اشخاص در برابر قدرت عمومی تمرکز دارد. در ایران، فقدان رویه قضایی منسجم و پیچیدگی های شکلی، حق دادخواهی را تضعیف می کند. قانون گذاری صریح، آموزش عمومی درباره مهلت های قانونی، پذیرش عذرموجه و تقویت نظارت قضایی در دیوان عدالت اداری، با الهام از فرانسه، می تواند عدالت و دسترسی به دادرسی را بهبود بخشد و تعادل میان کارآمدی نظام اداری و حقوق شهروندان را تضمین کند. نظام عدالت اداری فرانسه نیز، با برخورداری از دادگاه های تخصصی، رویه های شفاف، و نهادهای فوق العاده ای مانند رفره لیبرته، تلاش دارد که تعادل میان اقتدار عمومی و حقوق فردی را حفظ کند.
۶۷۷۸.

مسئولیت بین المللی دولت ها در ارتباط با کاربست سلاح های مبتنی بر هوش مصنوعی در درگیری های مسلحانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۵
با تحولات چشمگیر در فناوری ها، به تدریج از هوش مصنوعی به جای انسان در درگیری های مسلحانه استفاده می شود. استفاده از سلاح های خودمختار مجهز به هوش مصنوعی در مخاصمات مسلحانه، مفاهیم سنتی ما از مسئولیت را به چالش کشانده و چگونگی انتساب مسئولیت بین المللی را به دولت ها نمایان ساخته است؛ چراکه مفاهیم سنتی ما از مسئولیت و اصول مسئولیت بین المللی دولت مبتنی بر رفتار انسانی تبیین شده است و تطبیق آن با رفتار مبتنی بر هوش مصنوعی نیازمند بررسی جدید است. ازاین رو، مقالهٔ حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، به بررسی پیامدهای مسئولیت بین المللی دولت ها در کاربست هوش مصنوعی نظامی در مخاصمات مسلحانه و جبران خسارت حاصل از عملکرد آن ها می پردازد. در مواجهه با نظارت بر عملکرد فناوری های نظامی هوشمند، این مقاله درصدد پاسخ به این سؤال است که مسئولیت بین المللی دولت ها در رابطه با نقض حقوق بین الملل هنگام استفاده از هوش مصنوعی نظامی در چه وضعیت هایی محقق می شود؟ نگارنده با بررسی طرح مسئولیت بین المللی دولت به این نتیجه می رسد که نه کاربردهای معاصر هوش مصنوعی و نه تجسم های واقعاً خودمختار آیندهٔ آن هیچ مانع مفهومی در چهارچوب حقوق مسئولیت ایجاد نمی کند و نه تنها رفتارهای متخلفانهٔ تسلیحات مبتنی بر هوش مصنوعی در میدان نبرد را می توان به دولت نسبت داد، بلکه مسئولیت دولت می تواند قبل از به کارگیری هوش مصنوعی در مراحل توسعه یا تدارک آن و در طول چرخه حیات آن ایجاد شود.
۶۷۷۹.

مفهوم و مصادیق داده شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۸
در روزگار ما، استفاده از فضای مجازی گریزناپذیر شده است. قانون گذاری و حفاظت از حقوق کاربران نیز از ملزومات زیست مجازی است. در این میان، تعریف داده شخصی، به عنوان معیاری برای تعیین داده های مشمول قوانین حفاظت از داده ها، اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا تا زمانی که داده به شخصی خاص مربوط نباشد، گویی حریم شخصی نقض نشده است و در نتیجه، نیازی هم به حمایت نیست. حال سؤال این است که چه داده هایی شخصی به حساب می آیند؟ آیا می توان مصادیق قطعی داده شخصی را مشخص کرد؟ در پاسخ می توان گفت برای تعیین داده شخصی باید بررسی و تحلیل موردی انجام داد و نمی توان به وضع قاعده ای کلی بسنده کرد؛ زیرا بسته به عواملی نظیر امکانات، زمان، ماهیت داده، هزینه شناسایی، پیشرفت های فناوری و هدف پردازش داده، شخصی یا ناشناس بودن داده تفاوت می کند. در باب تعیین مصادیق قطعی داده شخصی نیز، هرچند نمی توان به قطعیت حکم کرد، برخی موارد خاص، مانند نام خانوادگی به همراه شناسه های دیگر و داده مستعار با احتمال شناسایی بالا، اغلب در اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا داده شخصی به حساب می آیند. در این مقاله، قوانین و رویه قضایی اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا، به عنوان سیستم های حقوقی مؤثر و پیشرو در حوزه حفاظت از داده ها، در راستای تعیین معیاری برای تشخیص داده شخصی و مصادیق آن بررسی شده است.
۶۷۸۰.

چالش های قضایی نهاد نظارت الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۵
نهاد نظارت الکترونیکی به موجب ماده 63 قانون مجازات اسلامی و ماده 557 قانون آیین دادرسی کیفری هر دو مصوب ۱۳۹۲، وارد نظام حقوقی ایران شد. این نهاد در مرحله اجرا با چالش هایی در دستگاه قضایی مواجه شد که بدین شرح است: تعیین محدوده جابه جایی محکومان، استفاده حداقلی محاکم از ظرفیت تدابیر نظارتی و دستورهای مراقبتی در احکام ناظر بر نظارت الکترونیکی، ابهام در برخی عبارات قانونی از قبیل «حبس های تعزیری» در تبصره دو ماده 62 قانون مجازات اسلامی و «شرایط مقرر در تعویق مراقبتی» در ماده 62 قانون پیش گفته، استفاده از نظارت الکترونیکی برای محکومان به حبس بالای پنج سال در جرائم مواد مخدر و در نهایت امکان سنجی پذیرش درخواست نظارت الکترونیکی در فاصله قطعیت حکم حبس تا پیش از اجرای آن. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، نظرات مختلف درباره چالش های پیش روی نظارت الکترونیکی را تبیین می نماید. یافته های این پژوهش نگارندگان را وادار ساخت تا به منظور برطرف نمودن این چالش ها، پیشنهادهایی در خصوص اصلاح ماده 62 قانون مجازات اسلامی و دستورالعمل تعیین محدوده مراقبتی محکومان مصوب 1401 ارائه نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان