یکی از مباحث مطرح در ارتباطات سازمانی، «مسیر ارتباط» است که درواقع، جریان ارتباطات را در ساختار سازمانی نشان می دهد. حکومت علوی نیز به عنوان یک سازمان بزرگ، دارای ساختار و سلسله مراتب سازمانی و به تبع آن، ارتباطات سازمانی است. مفهوم «مسیر ارتباط سازمانی» دربردارندة مجموعه ای از ارتباطات میان فردی در ساختار یک سازمان است که در حکومت علوی، این نوع ارتباط به شکل چشم گیری دیده می شود. در این مقاله، سعی شده است سیرة ارتباطی امیرالمؤمنین (ع) با نظریه های مطرح در بحث ارتباطات مدیریت رایج بررسی تا وجوه مشترک و متمایز این دو مشخص گردد. پژوهش حاضر به شیوة «تحلیلی تاریخی»، داده ها را به روش کتابخانه ای گردآوری کرده و با رجوع به متون و منابع دست اول و معتبر اسلامی، صورت داده است. جریان ارتباطات با توجه به اینکه برخی از انواع ارتباطات در حکومت علوی بیشتر اهمیت داشته است، با مباحثی که امروزه در ارتباطات سازمانی مطرح می شود، تفاوت هایی دارد و البته به گونة یک شبکة ارتباطی پویا، می توان از آن یاد کرد؛ زیرا سرعت انتقال اطلاعات در این مسیر ارتباطی، در زمان خود بسیار بالا بود.
وجود نخستین اصل شناخت و به طریق اولی، موضوع مابعدالطبیعه است. ابن سینا به تبع ارسطو در وجودشناسی از «موجود» استفاده می کند. وجود برای ابن سینا برخلاف ارسطو، از مقولات و عرض نیست و اطلاقات گوناگون دارد و به پنج معنا بکار می رود: وجود خاص، وجودعام، «فعل وجود دادن»، «فعل بودن» و وجود رابط. توماس آکوئینی از واژه esse)) برای «وجود» بهره می گیرد و در کتاب های مختلف خود معانی برای آن می آورد که می توان آن ها را در هفت مورد جمع نمود: «فعل محض وجود»، «فعلیتِ وجود»، رابط قضایا، وجود به معنای ماهیت، وجود به معنای مقولات، وجود بالعرض و ذاتی و وجود بالقوه و بالفعل. وجود در معانی «فعل بودن» در ابن سینا با معنای «فعلیتِ بودن» در توماس با هم یکی هستند اما با دو بیان متفاوت. «وجود خاص» در ابن سینا نیز با «وجود به معنای ماهیت» و «وجود در مقولات» توماس جای بررسی و مطابقت دارد. بر این اساس، در این نوشتار برآنیم ضمن بررسی تطبیقی معانی وجود از دیدگاه این دو اندیشمند بزرگ، تفاوت ها و تشابه آن ها را بیان کنیم.
مهم ترین راه شناخت بشر در ادوار گذشته، مطالعه و پژوهش برروی آثار به یادگار مانده آن هاست و ازجمله آثاری که سهم بارزی در شناسایی فرهنگ و تمدن و بسیاری از مسائل گوناگون ادوار کهن ایران زمین داشته، نقوش مُهرها و آثارمُهری است. مطالعات این گونه داده ها، سال ها و بارها موردتوجه پژوهشگران باستان شناس و مورخ قرار گرفته و مقالات و کتب بسیاری درمورد این مقوله بی پایان منتشر شده است؛ چراکه مُهر و نقش آن پاسخ گوی برخی از پرسش ها، عامل جهت گیری صحیح تعدادی از پرسش ها و مطرح شدن پرسش های جدیدی در رابطه با مسائل اجتماعی، اقتصادی و ادراکات مردمان گذشته است. در برخی نقوش، هنرمند جهانِ خود را توصیف می کند و این گونه توصیف درحقیقت استفاده بهینه از نمادهاست. در موزه تخت جمشید مُهری سیاه رنگ وجود دارد که تفاوت اساسی با دیگر مهرهای منسوب به دوره هخامنشی دارد. این مُهر مسطح دو سو نقشی است که کمتر در هنر مُهرسازی مشاهده شده و در مُهرسازی هخامنشی نیز تاکنون منحصربه فرد است. این مُهر برای نخستین بار با در نظر گرفتن معیارهای مختلف مانند سبک هنری و نیز تفسیر نمادها، منتشر و مورد بازخوانی و ارزیابی قرار می گیرد. هدف اصلی در این مقاله، مستندسازی و معرفی نمادهای این مُهر است. همچنین نگارنده بر این است که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر کتابخانه ای بعد از توصیف کامل این مُهر به چند پرسش درباره این مُهر پاسخ دهد. نخست اینکه نقوش حک شده برروی مُهر با چه مفاهیمی به کار رفته است؟ چگونگی منشأ شناسی این نمادها و اینکه این اشکال، زاییده افکار و باورهای هخامنشیان بوده و یا نه، میراثی از یک فرهنگ بسیار قدیمی است؟
در کل دنیا بانوان از فضای مجازی بیشتر برای فعالیت های اجتماعی و سرگرمی استفاده می کنند همچنین بانوان خانه دار در ایران بیشترین مخاطبان فضاهای مجازی را تشکیل می دهند که همین امر مزایا و معایبی را با خود به همراه داشته است. هدف از انجام تحقیق کاربردی حاضر مروری بر چالش های فضای مجازی و آگاهی مادران نسبت به ان و تربیت شهروند مطلوب می باشد. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بود که با مراجعه به کتب و مقالات چاپی و دیجیتالی معتبر صورت گرفت. بر اساس مطالعات صورت گرفته و با توجه به پیشینه مطالعاتی نتایج تحقیق حاضر نشان داد که؛ هریک از چالش های به وجود آمده توسط نوجوانان و جوانان در فضای مجازی ناشی از اطلاعات اندک کاربران و سهل انگاری والدین بخصوص مادران نسبت آن است. از جمله راهکارهای ارائه شده در این تحقیق حساس بودن مادران نسبت به زمان، مدت زمان، شرایط لازم برای استفاده از اینترنت و آشنایی با انواع وب سایت ها و فعالیت های قابل قبول و غیر قابل قبول می باشد.
در این مقاله، جریان قاعده استیمان در حوزه حقوق عمومی با هدف تبیین مبنای مسئولیت مدنی دولت نسبت به اعمال کارگزاران خود مورد بررسی قرارگرفته است. این نوشتار، به این پرسش ها پاسخ می دهد که آیا قاعده استیمان اختصاص به روابط حوزه خصوصی دارد یا در حوزه حقوق عمومی نیز قابل اجراست؟ مبنای مسئولیت مدنی دولت نسبت به اعمال مستخدمان خود چیست و آیا می توان چنین مسئولیتی را با قاعده استیمان توجیه کرد؟ آیا مسئولیت دولت نسبت به اعمال کارکنان خود اصل است یا استثناء؟ نتیجه حاصله این بود که امام معصوم(ع)، فقیه جامع شرایط و کارگزاران دارای شرایط لازم، امین محسوب می شوند و از این رو، ضامن خساراتی نخواهند بود که حین انجام وظیفه بدون تعدی و تفریط به دیگران وارد می آورند. بلکه مسئولیت جبران آن با دولت است. همچنین، در مقام اثبات، امین تکلیفی جز ادای سوگند ندارد