در این مقاله، ساختار جملات مرکب زبان فارسی بر پایة نظریة «دستورِ نقش و ارجاع» بررسی می شود. این نظریه را، در سال 1997، رابرت دی. ون ولین و رندی جی. لاپولا مطرح کردند و، در سال 2005، ون ولین نسخة نهایی آن را ارائه داد. دستور حاضر سه نوع رابطه را با عنوان «هم پایگی»، «ناهم پایگی» و «هم وابستگی» بین جملات مرکب مطرح می سازد و سه سطحِ اولیة پیوند را «بند»، «کانون»، و «هسته» می داند. سه نوع رابطة احتمالی بین «واحدها» برقرار است. بنابراین، از ترکیب سطوحِ اولیة پیوند و روابط احتمالی، نُه رابطه در «دستور همگانی» این نظریه قابل تصور است؛ که الزاماً تمامیِ آن ها در همة زبان ها یافت نمی شود. در این مقاله، جملات مرکب زبان فارسی را تحت دو رابطة کلیِ هم پایگی و ناهم پایگی بررسی نموده و دو نوع رابطه را برای هم پایگی و نُه رابطه را برای ناهم پایگی معتبر دانسته ایم؛ که با ارائة مثال ها و نمودارهایی تبیین شده اند. مزیت تحلیل های زبانیِ این دستور نسبت به سایر نظریه های دستوری را می توان توجهِ هم زمان به سه سطح «نحوی»، «معنایی»، «کاربردشناختی» دانست. امری که در نظریه های دستوری دیگر مستلزم پژوهش های جداگانه ای است.
همچنان که افراد دارای باورها ، ارزشها و رفتارهای مشخصی هستند که شخصیت آنها را تعریف می کند سازمانها نیز دارای مفروضات و باورهای اساسی مشترکی هستندد که فرهنگ آنها را شکل می دهد . به عبارت دیگر فرهنگ سازمانی به منزله شخصیت سازمان بوده و زیربنای اساسی جهت تحول و تغییر تلقی می شود و مدیران باید رابطه آن را با فرهنگ ملی درک کرده و با بهره گیری از نقش استراتژیک آن در انسجام سازمانی بکوشند . ...
با افزایش انتشار و تولید اطّلاعات به شکل الکترونیکی و فراهم آوردن زیرساخت های لازم برای دردسترس قراردادن موجودی مخازن کتابخانه ها از طریق شبکه های رایانه ای، نوع دیگری از کتابخانه ها تحت عنوان «کتابخانه های مجازی» یا «کتابخانه های نامرئی» پا به عرصه وجود گذاشته اند. آشنایی کتابداران و اطّلاع رسانان با فرایند کار و طرز عمل این نوع کتابخانه ها میتواند کمک شایانی به رشد و ارتقای سطح علمی آنها داشته باشد. در این مقاله فرایند گردآوری، دسترس پذیر ساختن و ارائه اطّلاعات در یک کتابخانه مجازی به صورت مختصر ارائه میشود. هدف از ارائه آن آشنایی به طرز کار و مراحل پردازش اطّلاعات در کتابخانه های مجازی است که دورنمایی از فعالیت های داخلی و روند انجام کار را پیش روی خواننده قرار میدهد.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین آستانه بی هوازی به وسیله کنترل تغییرات شاخص درصد SPO2 (درصد اشباع هموگلوبین از اکسیژن) و مقایسه سه روش متداول در برآورد آستانه بی هوازی به وسیله پارامترهای گازی بود. 15 مرد فعال، داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و در سه جلسه مجزا با حداقل فاصله زمانی 48 ساعت سه آزمون فزاینده را انجام دادند. آستانه بی هوازی در آزمون تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی با روش های درصد SPO2، کنترل معادل تهویه ای اکسیژن، RER و V-Slope و در آزمون مرجع براساس تجمع لاکتات خون تعیین شد. در خلال انجام آزمون ها، گازهای تنفسی به طور نفس به نفس، ضربان قلب هر پنج ثانیه یک بار به طور دستی، مقدار لاکتات خون هر سه دقیقه یک بار و درصد SPO2 هر ده ثانیه یک بار اندازه گیری شد. همبستگی بین متغیرهای معادل با آستانه (ضربان قلب و سرعت دویدن) برآورد شده به وسیله روش های SPO2%، کنترل معادل تهویه ای اکسیژن، RER و V-Slope با آزمون مرجع به وسیله ضریب همبستگی پیرسون محاسبه و برای تعیین توانایی پیش بینی از آنالیز رگرسیون استفاده شد. تعیین اختلاف بین متغیرها نیز به وسیله آزمون t زوجی انجام گرفت. همبستگی معنی دار بین آستانه RER و آستانه لاکتات (1/0 P< ، 784/0 = R)، آستانه VE/Vo2 و آستانه لاکتات (1/0P<، 731/0 = R)، آستانهV-slope و آستانه لاکتات (05/0P< و 59/0 = R)، آستانه SPO2% و آستانه لاکتات (5/0 P<، 61 = R)، به دست آمد. بررسی ها نشان داد که می توان از تغییرات شاخص SPO2% برای تعیین آستانه بی هوازی استفاده کرد. همچنین برآورد آستانه بی هوازی براساس نسبت تبادل تنفسی بیشترین همسبتگی با برآورد آستانه براساس لاکتات خون را دارد . در این پژوهش بهترین روش در برآورد آستانه بی هوازی استفاده از پارامترهای گازی است.
دین، بخشی از سنت تلقی می شود و در تقابل با تجدد، این مسئله، قابل فرض است که چه نسبتی میان دو دسته مفاهیم سنتی و مدرن وجود دارد. با فرض این مطلب که مفاهیم سیاسی مدرن، غیر از مفاهیم موجود در سنت هستند، این نوشتار در صدد نشان دادن این مطلب است که نسبت بین این دو دسته مفاهیم، تباین نیست و می توان شاخص های مفاهیم مدرن را به سنت عرضه نمود و میزان برتافتن ظرفیت سنت در برابر آن شاخص ها را بررسی نمود.
پس از انقلاب اسلامی، جریان های فکری و سیاسی در راستای عملی نمودن نظریه های بومی، تحولات بین المللی و تشدید روند جهانی شدن، نسبت به گذشته به نحوی عمیق تر و اساسی تر به مفهوم توسعه پرداختند. جریان توسعه گرایان لیبرال پس از انقلاب و در پی تحول فضای گفتمانی از درون جدال های فکری و سیاسی دهه ی هفتاد سر بر آورد و اندک اندک زمینه را برای طرح مسائل نوسازی و توسعه کشور بیش از پیش فرآهم می دید. اگر بخواهیم با اتخاذ رویکردی ایجابی به فهم هر چه دقیق تر محتوی و بن مایه های فکری سیاسی جریان لیبرال توسعه گرا در ایران بپردازیم؛ به ناچار باید به آرا و آثار محمود سریع القلم و موسی غنی نژاد که در این جریان نقش فعال فکری سیاسی داشته اند، مراجعه نماییم. گفتمان توسعه در این جریان همواره می کوشد تا مفاهیم اصلی چون حکومت قانون، آزادی خواهی، اقتصاد بازار، جهانی شدن، دولت حداقلی و حقوق بشر را حول دال مرکزی «نوسازی لیبرالی» مفصل بندی نماید. پژوهش حاضر با استفاده از الگوی تحلیلی جریان-گفتمان و بهره گیری از ظرفیت های روش جریان شناسی و گفتمان، می کوشد تا نوع نگاه جریان توسعه گرایان لیبرال به گفتمان توسعه را ارزیابی نماید.
سوال اصلی مقاله حاضر این است که توسعه در گفتمان جریان توسعه گرایان لیبرال دستخوش چه تحولاتی شده است؟ در پاسخ به پرسش فوق می توان گفت که توسعه در گفتمان جریان توسعه گرای لیبرال با عام و جهان شمول دیدن روند نوسازی و گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن و دال مرکزی «نوسازی لیبرالی» بازنمایی شده است.
با توجه به پژوهش حاضر، دیدگاه این جریان در عرصه ی اقتصاد، سیاست و فرهنگ به شکل گیری گفتمان توسعه خواهی می انجامد که در آن، آزادی اقتصادی و توسعه ی سیاسی همبستگی شدید دارد. اگرچه آنها توسعه ی نهادهای مدنی سیاسی را در شرایط امروز مقدم بر آزادسازی های اقتصادی می دانند اما میان این دو ارتباط تنگاتنگی برقرار کرده و از ایده ی دموکراسی مطابق آزادی های فردی به عنوان یک ارزش سرنوشت ساز در اقتصاد یاد می کنند. در مقوله توسعه اقتصادی عمده ترین خواست این جریان، رساندن دولت به حد وظایف اساسی خود و رفع موانع از نظام بازار آزاد می باشد.
این نوشتار با توجه به مبانی فلسفه وجودی و روان شناسی وجودی ویکتور فرانکل به تبیین دیدگاه وی در پاسخ به دو مسئله: 1. ماهیت انسان چیست؟ 2. نیازهای اصیل روحی انسان چیست؟ میپردازد. فرانکل ماهیت انسان را متشکل از سه بعد جسم، روان و روح میداند که هسته مرکزی آن، روح و پوشش رویی آن، تن و روان است. عناصر اصلی ساحت روحانی انسان، ترکیبی است از معنویت، آزادی و مسئولیت که بدون در نظر گرفتن این عناصر، سخن گفتن از ماهیت انسان سخنی ناتمام و بیفرجام است. در پاسخ به سؤال دوم به تبیین مهم ترین نیازهای بخش روحانی انسان پرداخته و آنها را در قالب شش نیاز: نیاز به پویایی اندیشه، نیاز به معنا، نیاز به تعالی خویشتن، نیاز به ابدیت و جاودانگی، نیاز به دین و نیاز به گروه دوستی عاطفی طبقه بندی میکند.
پوشش سر در هر قوم و ملتی بیانگر مراتب و جایگاه اجتماعی اشخاص در آن جوامع می باشد. همواره ارتباط مستقیمی میان پوشش سر و منزلت اجتماعی افراد جامعه در تاریخ ایران برقرار بوده است. پوشش سر در تاریخ پوشاک ایران به عنوان یکی از مباحث فرهنگی و اجتماعی جایگاه مهم ولیکن ناشناخته دارد. انسان ایرانی در طول تاریخ، هنر و خلاقیت، شخصیت، موقعیت و منزلت اجتماعی خویش را با پوششی که بر سر نهاده و گاه از خود دور ساخته ابراز کرده است. استفاده از پوشش سر که از نمودهای فرهنگی در زندگی انسان هاست در ادوار گوناگون تاریخ دچار دگرگونی هایی گشته و همواره دارای تنوع چشمگیر بوده است.
هدف این مقاله بررسی پوشش سر و انواع آن (زن و مرد) در دوره تیموریان می باشد که از برخی جنبه های فرهنگی یکی از دوره های درخشان در تاریخ ایران بوده است. با توجه به رونق هنر نگارگری در این دوره، مشاهده ینگارگری های کتب تاریخی آن دوره مهم ترین شیوه در بررسی این مقاله بوده است. چنین به نظر می رسد که این نگاره ها جزئیات قابل توجهی در رابطه با پوشش سر در آن دوره به نمایش می گذارند. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی می باشد و مطالب حاضر به شیوه ی کتابخانه ای گردآوری شده است. سؤال اصلی این است که پوشش سر مردان و زنان در دوره تیموریان از چه ویژگی های برخوردار بوده است؟
مرگ یک عزیز یا یک شخص مهم در زندگی حادثه ای است که همواره در نزدیکان فرد ازدست رفته منجر به فرایند سوگواری می شود. سوگ اثرات فراگیری بر فرد داغدار دارد و سنجش آن مستلزم در اختیار داشتن ابزارهای مناسب می باشد. پرسشنامه تجربه سوگ (GEQ) توسط بارت و اسکات (1998) به منظور سنجش واکنش های سوگ، طراحی و ساخته شد. پژوهش حاضر کوشیده است تا پس از آماده سازی مقیاس یاد شده، اعتبار و روایی این پرسشنامه را در گروهی از دانشجویان ایرانی دارای تجربه سوگ مورد سنجش قرار دهد. در این تحقیق 348 آزمودنی مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج تحلیل مولفه های اصلی نشان دهنده هفت عامل و 34 سؤال بود. این عوامل از همسانی درونی قابل قبولی برخوردار بودند (ضرایب آلفای کرونباخ بین 86/0 و 40/0 متغیر است). عوامل این پرسشنامه روایی همگرای مناسبی با دو خرده مقیاس افسردگی و جسمانی سازی SCL-25 (01/0p) و GHQ - 28 (01/0p) نشان دادند. همچنین الگوی نمرات GEQ در دو جنس متفاوت به دست آمد.
ترافیک به عنوان یکی از پدیده های نوین شهری، جایگاه خاصی را در مدیریت شهری به خود اختصاص داده است. دیدگاه های جامعه شناسی و علوم ارتباطات مشخص کرده که برقراری یک نظم ترافیکی صرفا با به کارگیری اصول فنی مرتبط نبوده بلکه ضروری است که با به کارگیری اصول فرهنگی و رفتاری و جلب نظرات مردم و همکاری آنها با پلیس در قالب تعمیق تعاملات اجتماعی پلیس مردم را تشویق و رهنمون به رعایت قوانین ترافیکی کند. این مهم دربردارنده اصل سرمایه اجتماعی پلیس راهور است .
آنچه اهمیت دارد این است که سرمایه اجتماعی به نظامی از مشارکت، آگاهی، اعتماد و شبکه ای از هنجارها اطلاق می شود که موجب هماهنگی و کارایی پلیس راهور و شهروندان خواهد شد. عموماً سرمایه اجتماعی موجب شناخت انتظارات اجتماعی و افزایش مشارکت و مناسبات بین آنها می شود.
در این تحقیق چارچوب های تعاملات و سرمایه اجتماعی رابرت پاتنام، جیمز کلمن گیدنز، فوکویاما و کریشنا برای بررسی و تجزیه و تحلیل میزان سرمایه اجتماعی پلیس راهور و تدوین الگوی مناسب استفاده می شود. نتایج حاصله از تحقیق پیمایشی بوده و داده های به دست آمده از دو جامعه آماری رانندگان و افسران راهنمایی و رانندگی نشان می دهد مردم خواهان ارتباطات انسانی با پلیس راهور بوده و این موضوع را در رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی بسیار موثر می دانند.
از ویژگى هاى برجستهء داستان هاى آنتون چخوف، نویسندهء نوآور ر وسیه، ساده نویسى وکوتاه نویسى است. آثارش حجم کم، زبان شیوا و واژه هاى پرمعنا دارند. در این مقاله ابتدا به چگونگى فعالیت ادبى نویسنده و انتشار آثار اولیهء وى با اسامى مستعار و سپس به ویژگى هاى محتوایى و نحوهء به کار گیرى کلمات و عبارانى که داراى مفاهیم درونى اند اشاره مى شود، پس از آن ساختار داستان هاى اولیهء او "مرگ! کارمند،، "چاق ر لاغر" و "بوقلمون صفت " مورد بررسی قرارمی گیرند. از ویژگى هاى ساختارى داستان هاى چخوف، مى توان به وجودقهرمان هاى پشت صحنه که نقشى سازنده در گسترش جریان اثر دارند، اشاره کرد. چخوف در داستان هاى اولیهء خود، گاهى بدون اشاره به شکل ظاهرى قهرمان و یا با اشاره هاى بسیارکوتاه، یعنى فقط در حد یک یا چند کلمه، به بررسی شخصیت آنان مى پردازد.
رشد فزایندة روابط بین المللی و اختلاف های ناشی از آن از یک سو، و پاسخگونبودن قواعد حل تعارض سنتی از سوی دیگر، موجب طرح دکترینی جدید موسوم به «قانون کشور دارای نزدیک ترین ارتباط» شده است که قابل اعمال بر دسته های ارتباط اموال، مسئولیت مدنی و جز آن است. این دکترین، متضمن آن است که هر دعوایی به طور مستقل، در پرتو عناصر ارتباطی اش رسیدگی شود که همین امر، موجب می شود دادگاه ها به روش استقرایی، برای هر پرونده قاعده ای متناسب و خاص اعمال کنند که نزدیک ترین ارتباط با قرارداد را دارد. به نظر می رسد از این دکترین، در اسناد بین المللی و قوانین داخلی کشورهای مختلف استقبال شده است. مادة 968 قانون مدنی که به موضوع قانون حاکم بر قراردادها اختصاص دارد، حاوی پذیرش این قاعدة حل تعارض سنتی است که بر قرارداد، قانون محل انعقاد آن، حاکم خواهد بود مگر آنکه طرفین عقد، خارجی بوده و قانون دیگری را انتخاب کرده باشند. به نظر می رسد این قاعدة سنتی نمی تواند پاسخگوی مقتضیات تجارت جهانی در عصر کنونی باشد و باید قانونگذار همگام با تحولات کنونی در عرصة قواعد بین المللی حل تعارض، دربارة پذیرش این دکترین در حوزة قراردادها تجدید نظر کند.