اهداف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین مشارکت روستایی و وضعیت فقر در ابعاد متفاوت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سطح دهستان سراوان واقع در شهرستان رشت در استان گیلان می باشد. متغیرهای پیش بین تحقیق را مشارکت در ابعاد متفاوت اجتماعی، سیاسی و خدماتی کالبدی، شیوه نگرش به مشارکت و شیوه عمل به مشارکت و متغیر ملاک را فقر در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تشکیل می دهد.
روش: نوع تحقیق به صورت کاربردی-توسعه ای است و روش مطالعه اسنادی، تحلیلی و پیمایشی است. جهت تکمیل اطلاعات موجود از ابزار پرسش نامه استفاده شده است. به منظور بررسی مؤلفه های فقر در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به رابطه بین این دو متغیر مشارکت و فقر با استفاده از مدل رگرسیون چند گانه در نرم افزار SPSS صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق کل خانوار روستایی دهستان سراوان است، با استفاده از جدول مورگان تعداد۳۷۰ نمونه انتخاب شد.
یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از این موضوع است که بین فقر در ابعاد مختلف و میزان مشارکت رابطه وجود دارد؛ به این معنی که به ازای افزایش هر واحد در مشارکت به میزان ۶۴۹/۰ واحد در ابعاد اجتماعی فقر، ۷۵۶/۰ واحد در ابعاد اقتصادی و ۷۲۸/۰ واحد نیز در ابعاد سیاسی فقر کاهش پیدا می کند؛ به عبارتی، با افزایش هر یک از شاخص های مشارکت، شیوه عمل به مشارکت و نحوه نگرش نسبت به مشارکت در بعد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، فقر کاهش پیدا می-کند.
محدودیت ها و راهبردها: از جمله محدودیت های سر راه تحقیق در این پژوهش آشنانبودن و ترس روستاییان از روند مشارکت بوده است.
اصالت و ارزش: با توجه به این پژوهش می توان به این نتیجه دست یافت که روستاییان می توانند در سرنوشت خودشان نقش بسزایی داشته باشند. بنابراین، باید جهت توان مندسازی آن ها و دخیل کردنشان در امر مشارکت کوشا بود.
زمینه: در سال های اخیر، روان شناسان و روان پزشکان در زمینه اختلال سلوک به دنبال ارزیابی و کارایی مداخله های روان شناختی بوده اند. در این خصوص، فراتحلیل با یکپارچه کردن نتایج حاصل از انجام پژوهش های مختلف، میزان اندازه اثر روش های درمان را مشخص می کند. هدف از پژوهش حاضر نیز ارزیابی میزان اثرگذاری مداخله های روان شناختی بر کاهش نشانه های اختلال سلوک با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل است.
روش: به این منظور از فراتحلیل به عنوان یک فن آماری جهت تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه کردن یافته های پژوهشی مرتبط با درمان های مؤثر بر اختلال سلوک استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش های انجام شده در ایران در حوزه درمان های مؤثر بر اختلال سلوک است و نمونه آماری شامل پژوهش های انجام شده در این حوزه در داخل ایران است. به این منظور 13 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود، انتخاب و فراتحلیل روی آن ها انجام گرفت. ابزار پژوهش چک لیست فراتحلیل بود.
یافته ها: نتایج نشان داد میزان اندازه اثر درمان های روان شناختی بر کاهش نشانه های اختلال سلوک (p<0/001) برابر با 94/0 است که معادل 51/5 =D است و بر اساس جدول تفسیر کوهن به معنی اندازه اثر بزرگ یا بالا است.
نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت بر اساس نتایج این فراتحلیل درمان های روان شناختی بر کاهش و درمان نشانه های اختلال سلوک در کودکان و نوجوانان تأثیر بالایی داشته است.
معلم یکی از ارکان مهم نظام آموزش و پرورش است و نقشی ماندگار و وظایفی اثرگذار در فرایند تعلیم و تربیت دارد. یکی از مهم ترین آنان، هدایتگری معلم است. تلقی از نقش معلم در دنیای مدرن با دو رویکرد «معلم به مثابه انتقال دهنده دانش» و «معلم به مثابه فروشنده دانش» است. در اندیشه اسلامی، «انگاره معلم به مثابه فروشنده» تأیید نمی شود و در منطق قرآن هر نعمتی، مسئولیتی را به همراه دارند. علم، قدرت و امکانات، به همراه مسئولیت و تکالیف است و علم مقوله ای مقدس و مانند نور دانسته شده و به همین دلیل دیدگاهِ «معلم به مثابه فروشنده دانش» مردود است؛ اما انگاره دوم که معلم را «به مثابه انتقال دهنده دانش» دانسته نیز به طور مطلق تأیید نمی شود، زیرا در تعلیم و تربیت اسلامی، معلمی شغل انبیا است و از معلم به مثابه مربی، الگو و اسوه یاد شده است که علاوه بر تعلیم، در هدایت و تربیت متربیان نیز نقشی فعال و مؤثر دارد. براساس دیدگاه تعلیم و تربیت اسلامی هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که آیا معلم علاوه بر انتقال مفاهیم و محتواهای آموزشی، هدایتگر و هادی هم هست؟ پاسخ به این پرسش همراه با این فرضیه که معلم هادی است، در نظر گرفته شد و برای اثبات فرضیه مزبور به آیاتی از قرآن کریم استناد می شود. مهم ترین نتیجه بحث حاضر که با روش کیفی و توصیفی- تحلیلی انجام گرفت، آن است که براساس دلالت آیات، معلم نقش هدایتگری دارد. از این رو، جایگاه و کارکرد معلم در تربیت متربیان انکارناپذیر است.