راستای مکانیکی اندام تحتانی به طور کلی بر ثبات مفصل زانوی ورزشکاران اثر دارد. تحقیقات اشاره دارند که پرونیشن مچ پا در شیوع آسیب ACL مؤثر است، ولی مطالعه ای در زمینه کنترل عصبی -عضلانی ورزشکاران دارای پرونیشن افزایش یافته مچ پا در رابطه با آسیب ACL صورت نگرفته است. ازاین رو هدف از این تحقیق، بررسی برخی عوامل خطرزای عصبی- عضلانی مرتبط با آسیب ACL در افراد دچار ناهنجاری پرونیشن مچ پا بود.
پانزده ورزشکار دارای پرونیشن افزایش یافته مچ پا و پانزده ورزشکار سالم به صورت هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. سیگنال های الکترومیوگرافی با استفاده از الکترود سطحی از چهار عضله (گلوتوس مدیوس، لترال همسترینگ، واستوس لترالیس و سولئوس) ثبت شد.
نتایج آزمون MANOVA نشان داد در عضلات گلوتئوس مدیوس (029/0=P) و بایسپس فموریس (001/0P=) در مرحله فیدفورواردی و در عضله گلوتئوس مدیوس (005/0P=) در مرحله فیدبکی، بین دو گروه تفاوت معنا دار وجود دارد و در فعالیت فیدفورواردی و فیدبکی عضلات واستوس لترالیس و سولئوس بین دو گروه ارتباط معنا داری وجود ندارد (05/.≤P). بنابراین ناهنجاری پرونیشن مچ پا با تغییر عملکرد عصبی - عضلانی عضلات گلوتئوس مدیوس و لترال همسترینگ، می تواند به عنوان عامل خطرآفرین در بروز آسیب های ACL دخیل باشد.
استدلال شرط بندی پاسکال، به عنوان یکی از استدلال های مشهور بر اثبات وجود خداوند و یا دست کم، لزوم ایمان به خدا، همواره در معرض بحث و بررسی های فراوان بوده است. این استدلال در فضای فکری جهان اسلام نیز مطرح بوده و از طریق امام محمد غزالی، به ایمه اطهار (ع) نسبت داده شده است. دقت در صورت بندی این استدلال آن گونه که پاسکال ارایه داده است و نص حدیثی که می توان آن را ریشه این استدلال تلقی کرد، نشان می دهد که این دو، تفاوت های بنیادین با یک دیگر دارند؛ تفاوت هایی که سبب می شود اشکالات وارد بر شرط بندی پاسکال به صورت بندی حدیثی آن وارد نباشد. در این مقاله تلاش شده تا در مرحله اول، به برخی اشکالات وارد شده بر شرط بندی پاسکال جواب داده شود و در مرحله دوم، نشان داده شود که چگونه تفاوت های موجود در صورت بندی دو استدلال، آن ها را از هم متمایز می کند و اشکالاتی که بی جواب می مانند به صورت بندی حدیثی استدلال وارد نمی شوند.