در این نوشته، دستنویس های آثار شیخ طوسی که در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی نگهداری میشوند و نیز نگارش های پیرامونی آن ها ـ اعم از ترجمه، تلخیص و گزاره، معرفی شده اند.
هدف: هدف این پژوهش، مقایسه پیامدهای درمانی روش ماتریکس بر شدت اعتیاد و سلامت روان زنان و مردان سوء مصرف کننده مت آمفتامین می باشد. روش: برای انجام این پژوهش از میان 121 بیمار پذیرفته شده در مراکز درمانی نگهدارنده، 91 نفر از بیمارانی که شرایط حضور در پژوهش را دارا بودند بطور تصادفی انتخاب و در دو گروه جداگانه برحسب جنسیت (گروه مردان 48 نفر و گروه زنان 43 نفر) قرار گرفتند. در ادامه پژوهش، 9 نفر از مردان و 4 نفر از زنان از پژوهش خارج شدند. شاخص شدت اعتیاد و سلامت روان قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: نتایج این پژوهش، تفاوت معناداری را در هیچ کدام از خرده مقیاس های شدت اعتیاد بین زنان و مردان مصرف کننده شیشه پس از درمان نشان نداد. اما این تفاوت در نمرات سلامت روان مشاهده شد. افسردگی زنان در مقایسه با مردان کاهش بیشتری داشته و اضطراب مردان در مقایسه با زنان کاهش بیشتری داشت. نتیجه گیری: درمان ماتریکس در سلامت روان مردان و زنان تاثیر متفاوتی دارد.
هدف این مقاله، بازنگری تحولات تاریخی و پیامدهای جدید یکی از مفاهیم متضاد در نظریه پسا استعماری است. مطالعه مفهوم سابالترن نخست با تعاریف اولیه این مفهوم روبرو می شود همانطور که در ابتدا توسط فعال سیاسی مارکسیست ایتالیایی آنتونیو گرامشی در کتاب شناخته شده ی «یادداشت های زندان» مورد استفاده قرار گرفت. بعدها، این مفهوم جدید توسط منتقدان و مورخانی که خود را به عنوان اعضای گروه مطالعات سابالترن تعریف می کردند مورد بررسی و تفسیر قرار گرفت. تمرکز ویژه ای در این مرحله بر روی بینش کلیدی پیشینیان گروه، رانجیت گوها و بر آخرین فرض ها و ایده های ارائه شده توسط منتقد برجسته ی پسا استعماری، گایاتری اسپیفاک، عمدتا در مقاله مفهومی او «آیا می توانم سابالترن صحبت کنم؟» گذاشته شده است: این مقاله در نهایت به برخی از دلالت های کنونی سابالترن می پردازد تا مفهوم آن را در شرایط پسا مدرن آشکار سازد. تجزیه و تحلیل در این مرحله متمرکز بر ایده های کلیدی مطرح شده توسط محقق پست مدرن، ژان بودریار، و منتقد پسا استعماری، هومی بابا می باشد.
هتک حیثیت، یکی از مهمترین انواع خسارت معنوی است که در این مقاله، قابلیت جبران و روش های آن در نظام حقوقی ایران وانگلستان مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است. این مفهوم اگرچه در قوانین ایران تعریف نشده لکن با توجه به منابع قانونی موجود مانند قانون اساسی، قانون مسئولیت مدنی و سایر قوانین، تردیدی در مطالبه آن به خصوص برای اشخاص حقیقی و حقوق خصوصی وجود ندارد و برای جبران آن، به روش های عینی و غیر مالی مانند عذرخواهی، انتشار حکم در جراید، حق پاسخگویی متقابل و همچنین جبران مالی تصریح شده است. با این حال در رویه قضایی، جبران این خسارت، به خصوص از طریق مالی آن، کمتر پذیرفته شده است. برعکس در نظام حقوقی انگلستان، روش غالب جبران خسارت هتک حرمت شامل افترای کتبی و شفاهی به صورت دادن مبلغی پول است که به تناسب مورد، در قالب جبران معادل، سمبلیک، خسارات تحقیر آمیز یا خسارت تنبیهی صورت می گیرد و تنها روش عینی، استفاده از قرار منع است.
رساله اَضحویه ابن سینا که اثرى است درباره معاد، از برخى جهات با سایر نوشته هاى او متفاوت است. این تفاوت عمدتا به سبب دو رأى صریحى است که ابن سینا درباره معاد جسمانى و نیز در باب گزاره هاى اعتقادى دین، یعنى نصوص اعتقادى قرآن و روایات، در این رساله ابراز کرده است. این دو رأى که هر دو مورد اعتراض مخالفان او بوده و البته مبتلا به اشکال است، در نوشته هاى دیگر او دست کم بدین شیوه تکرار نشده است. این مقاله به روش تحلیلى توصیفى عهده دار معرفى این رساله و مرورى بر بخش هاى مختلف آن، همراه با نقد و بررسى نکات اختصاصى آن است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی مفهوم وجهه در فرهنگ ایرانی و به کاوش درباره مفهوم «رو» و ارتباط آن با «آبرو» در جامعه ایرانیان فارسی زبان است. داده ها به شیوه قوم نگاری گفتار، یعنی از طریق بررسی کاربرد واژه «رو» و اصطلاح ها و باهم آیی های آن در گفت وگوهای روزمره، وبلاگ ها، فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی گردآوری و سپس در بافت کاربردی خود تحلیل معنایی و کاربردشناختی شده اند و در پرتو نظریه های غالب وجهه، تحلیل و بررسی شده اند. بررسی ها نشان می دهد وجهه در فرهنگ ایرانی دو بُعد دارد: یکی «آبرو» که انگاره عمومی و مثبت فرد و گروهی را که فرد عضو آن است، نشان می دهد و در آن بیش از همه بر به رسمیت شناخته شدن توانمندی ها، مهارت ها و شایستگی ها، شأن اجتماعی و تمایز بین دو قلمرو بیرون و درون تأکید می شود و دیگری، «رو»، که منِ خصوصی یا فردی است و آن بعد از انگاره فرد را نشان می دهد که منفی است و می بایست پنهان شود. نتایج همچنین نشان می دهند که از کاربردهای مهم «رو نشدن»، «پررویی» و «رودادن» سرکوب فردیت و ابراز وجود است که با عنوان هایی مثل شرم، حیا، فروتنی و شکسته نفسی در نظام توقعات و انتظارات اجتماعی ارزش اخلاقی مثبت محسوب می شوند. کاربردهای «رو» و «آبرو» با حفظ یا تهدید وجهه و قضاوت های ادب/بی ادبی در ارتباط اند، ولی نه آن گونه که در نظریه ادب براون و لوینسن (1987) پیش بینی شده است. این اصطلاح ها راهبردهای زبانی نیستند، بلکه ارزش های نظم اخلاقی هستند که ادب و بی ادبی بر مبنای آن ها سنجیده می شود و در هر موقعیت با راهبردهای مختلف بیان می شوند.
نگاره های متعددی با موضوع معراج پیامبر اسلام (ص)، در نگارگری ایران خلق شده است؛ اما آثار تولیدشده با توجه به ویژگی های سبکی نگارگری ایران و متأثر از شرایط فکری زمانه و دیدگاه حامیان، ازنقطه نظر شیوه، کیفیت و روایت با یکدیگر متفاوت اند. در این زمینه، از دوره صفوی دو نگاره معروف و شاخص با ویژگی های منحصربه فرد و برجسته ، موجود است که عبارت اند از: نگاره معراج نسخه خمسه اثر سلطان محمد و نگاره معراج نسخه فال نامه تهماسبی منسوب به آقامیرک. در هر دونگاره، سفر معنوی پیامبر (ص) در میانه راه، زمانی که فرشتگان به استقبال او آمده اند، به تصویر درآمده است؛ اما کاربست عناصر تصویری و تمهیدات تجسمی در این نگاره ها، یکسان و یک شکل نبوده، به طوری که هر نگاره، بیانگر روایت و کیفیت هنری متفاوتی است. سؤال اصلی مقاله این است که عناصر بصری، تصویری و تمهیدات تجسمی در هر نگاره، در راستای چه روایتی ظهور و سامان یافته و بیانگر چه معنا و کیفیتی هستند؟ به هدف پاسخ به این پرسش، ابتدا عناصر تصویری و بصری دو نگاره، جزءبه جزء با یکدیگر مقایسه گشته و سپس شرایط فکری و هنری تولید نگاره ها، بررسی شده است. روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی– تطبیقی است و اطلاعات، از منابع کتابخانه ای جمع آوری شده است.
یافته ها حاکی است که کاربست عناصر تصویری و تمهیدات تجسمی، منجر به بروز روایت رمزی، عرفانی و تأویلی در نگاره خمسه و روایت شیعی، تبلیغی و صریح در نگاره فال نامه شده است. در بروز چنین حالت، کیفیت و روایتی، شرایط فکری- مذهبی و هنری- حمایتی دوران تولید هر یک از نگاره ها، نقش برجسته و مهمی داشته است.
به نظر می رسد روح حاکم بر اندیشه های کی یرکگور در باب مولفه های معنابخش بر پایه باورهای دینی بنا شده است. به عقیده او هر انسانی از رهگذر ظهور فردیت، دست به گزینش یکی از سپهرهای زیبایی شناختی، اخلاقی و دینی می زند و زندگی معنادار را در یکی از این سه جستجو می کند. پرسش پایه جُستار حاضر این است که چگونه می توان بر اساس سه سپهر هستی داری در اندیشه کی یرکگور معنای زندگی را تحلیل کرد؟ دستاوردهای این جُستار به قرار زیر است: در مقابل سؤال از اینکه زندگی انسان در کدام سطح معنای بیشتری دارد، سه سبک مختلف زندگی ارائه می شود؛ به این صورت که فرد طالب زیبایی به دنبال بیرون راندن امر اخلاقی و دینی است، در حالی که زندگی اخلاقی شامل زندگی زیبایی شناسانه هم می شود و زندگی دینی شامل امور زیبایی شناسی و اخلاقی می شود؛ مهم این است که کدام یک از سپهرهای سه گانه حقیقتاً می تواند معنادار باشد؟ چنین به نظر می رسد که کی یرکگور سپهر دینی را کامل ترین سپهر می داند. برغم معناداری زندگی دینی، کی یرکگور ترسیم این زندگی معنادار را فارغ از تعالیم وحیانی مسیحیت و در راستای ظهور فردیتی که در مواجهه با خدا حاصل می شود، قابل تبیین می داند که با انتخاب یکی از این انحاء می توان معنایی برای زندگی جعل کرد گرچه بدون پیشرفت در سپهر دینی، زندگی هایمان فاقد معنای حقیقی است. بنابراین، از آنجایی که خود تصریح دارد که بدون معنا ما در وضعیت نا امیدی و ضعف وجودی قرار داریم، نتیجه می گیریم که زندگی معنادار از دیدگاه کی یرکگور همخانه با زندگی دینی است و معنا را باید در این سپهر جست.
اصناف توزیع کننده کالا و خدمات از دیرباز سهم قابل توجهی را در اداره امور اقتصادی به خود اختصاص دادهاند. از اینرو توسعه متناسب این بخش عظیم از نظام اقتصادی، امری اجتناب ناپذیر است. نظام اقتصادی اسلام ضمن برخورداری از عالیترین اهداف، آموزههای سودمند و کارآمدی را شامل میشود. توسعه نظام صنفی برای رسیدن به یک الگوی صنفی اسلامی مسألهای است که به گواهی تمدن اسلامی، برای یک جامعه اسلامی با اهداف متعالی خود از اهمیت فوقالعادهای برخوردار بوده و توسعه آن بسیار ضروری است. اما در عمل شاهدیم، با گسترش اصناف و تحولات متعدد در سایر بخشهای اقتصادی و غیر اقتصادی، بسیاری از آموزهها و ارزشهای اسلامی در حوزه تجارت به فراموشی سپرده شده و از اینرو لزوم بازنگری آن در حوزههای سیاستگذاری و اجرا، امری اجتناب ناپذیر شده است. برای دستیابی به نظام صنفی توسعه یافته از منظر اقتصاد اسلامی باید به هر یک از چهار رکن اجرای آموزههای فقهی و اخلاقی اسلام در حوزه اصناف، سیاستگذاری و برنامهریزی صحیح اقتصادی، نظارت صحیح بر واحدهای صنفی و مکان یابی، همچنین فضاسازی صحیح بازارها و اماکن صنفی جامه عمل پوشاند.