مشکلات و معضلات فراوان موجود در کلانشهرها، اعم از گرانی زمین و مسکن، فشارهای روحی و روانی، آلودگی بیش از حد هوا، به عنوان عوامل دافعه و در مقابل ارزانی زمین و مسکن، پاکیزگی هوا، نبود مشکلات شهری و... در مناطق روستایی به عنوان عوامل جاذبه عمل کرده و شهر نشینان را به صورت خود جوش به سکونت در روستاهای پیرامون سوق می دهند. گاه شدت این تحرک وجابجایی فضایی جمعیت (مهاجرت معکوس) به گونه ای است که برخی از این روستاها با تغییر کارکرد، به صورت روستاهای خوابگاهی خودنمایی می کنند. بررسی چگونگی و چرایی این تحرک و جابجایی بین کلانشهر تبریز و روستاهای خوابگاهی و عوامل تأثیر گذار بر آن، هدف این نوشتار را تشکیل می دهد و فرض بر این است که در این امر، عواملی چون: نزدیکی به شهر و وجود امکانات ارتباطی مناسب، امکان تامین زمین و مسکن ارزان در روستا، نوع شغل و محل اشتغال مهاجران، تأثیر گذار باشند. پژوهش حاضر از نوع کاربردی، روش بررسی توصیفی - تحلیلی و شالوده مطالعه مبتنی بر عملیات میدانی (مشاهده مستقیم، تکمیل پرسشنامه های مختلف) است. نتایج مطالعه ضمن تصریح بر وجود ارتباط تنگاتنگ و بسیار نزدیک بین کلانشهر تبریز و روستاهای خوابگاهی مورد مطالعه، در شکل گیری مهاجرت معکوس نیز، درمقایسه با دیگر عوامل بر تأثیر گذاری بیشترعوامل: ""تامین زمین و مسکن ارزان در روستا"" و""نزدیکی به محل کار و فعالیت"" را تأیید کرد.
دین اسلام مختص مکان، قوم، نژاد خاصی نیست؛ بلکه، آن دین جهان شمولی است که این ویژگی را دارد که فراتر از زمان و مکان به حرکت درآید. در قرآن، با آیاتی روبه رو می شویم که بر شکست ناپذیری اسلام تاکید کرده و نوید غلبه بر سایر ادیان را می دهد. طبق بررسی انجام شده، منظور از غلبه در این آیات، نه تنها غلبه منطقی، بلکه غلبه همه جانبه و عملی اسلام، بر همه ادیان است. از این رو، زمانی فرا خواهد رسید که اسلام به عنوان دین جهانی جلوه خواهد کرد. درباره این که، بعد از این غلبه، آیا اسلام یگانه دین جهان آینده خواهد بود یا ادیان آسمانی دیگر، هر چند به طور کم و پراکنده در آن وجود خواهند داشت، باید گفت: طبق برخی از آیات قرآنی، ممکن است ادیانی با نام های چون: یهود تا روز قیامت باقی باشند، ولی آنها ادیان اختراعی هستند، که با این نام شناخته می شوند و نمی توانند به عنوان دین الهی در کنار اسلام مطرح شوند.
جرم و احساس ناامنی ناشی از آن در محلّه های شهری، به ویژه در کلانشهرها از نگرانی های مهم شهروندان است. امروزه، ناموفّق بودن نظام کیفری سنّتی (برپایه ی مجازات) در مقابله با روند فزاینده ی جرایم در جوامع مختلف آشکارشده و به همین سبب رویکردهای فراواکنشی همانند پیشگیری از جرم در سال های اخیر در کشورهای توسعه یافته بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است. هدف مقاله ی حاضر نیز بررسی رویکردی فراواکنشی با استفاده از سازوکار های شهرسازی در پیشگیری از جرم و کاهش احساس ناامنی شهروندان در محلّه های شهر است که هشت محلّه از منطقه ی هفده شهرداری تهران را به عنوان محدوده ی مطالعاتی مورد بررسی قرار داده است. روش پژوهش ترکیبی از روش توصیفی (از نوع پیمایشی) و تحلیلی است و داده های مورد نیاز به روش اسنادی و میدانی گرد آوری شده است. نتایج بررسی ها نشان داد از بین انواع جرایم، خریدوفروش موادّ مخدّر با40% نخستین رتبه را دارد و از نظر زمان وقوع جرم بیشتر جرایم با 35% در غروب و در فاصله زمانی آن با شب رخ می دهد. همچنین نتایج بررسی نشان داد، بین پیشگیری از جرم و نحوه ی استفاده از اراضی شهری ارتباط وجود دارد و از بین فضاهای شهری مورد مطالعه، آن دسته که کاربری های پیرامونی و بدنه آنها از ترکیب و تنوّع بیشتری برخوردارند، در سنجش با فضاهای مشابه که تنوّع کاربری کمتری دارند، پتانسیل جرم زایی پایین بوده و کمتر به عنوان محلّ وقوع جرم شناخته می شوند؛ همچنین این گونه فض اها احس اس امنیّت بیشت ری را به شه روندان می دهد. از نتایج دیگر اینکه با اتخ اذ راهبرد های مناسب در زمینه ی شهرسازی می توان به راهکاری ارتقای احساس امنیّت شهروندان و پیشگیری از جرم در محلّه های شهری دست یافت.