امروزه یکی از موضوعات بحث برانگیز، هوش مصنوعی می باشد؛ که به طور گسترده به عنوان قابلیت یک ماشین برای انجام عملیات هوشمندانه مانند استدلال، یادگیری، ارتباط و سایر رفتارهای هوشمندانه تعریف می شود. هدف اصلی تحقیقات در حوزه هوش مصنوعی، تولید سیستم هایی است که به شکلی شبیه به انسان عمل کنند و دارای ویژگی هایی مانند آگاهی، تفکر و اخلاق باشند. بنابراین ضرورت دارد که در سیستم های هوش مصنوعی که قادر به تفکر و آگاهی هستند، اخلاق مصنوعی وجود داشته باشد تا آن ها به هیچ کدام از موجودات زنده به طور مستقیم یا غیرمستقیم آسیب نرسانند. در غیر این صورت، نبود پایه اخلاقی برای این سیستم ها می تواند مشکلاتی را برای انسان ها و موجودات دیگر به وجود بیاورد. در اسلام اخلاق در زمینه رفتار و اعمال انسان ها در نظام جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین، هنگام طراحی و استفاده از هوش مصنوعی، رعایت اصول اخلاقی اسلامی می تواند بهبود و کیفیت کارکرد سیستم های هوشمند را تضمین کند. پرسش اصلی در پژوهش حاضر این است که در زمینه هوش مصنوعی چه چالش های اخلاقی وجود دارد؟ لذا هدف این مقاله تبیین چالش های اخلاقی در زمینه هوش مصنوعی با رویکردی بر اخلاق اسلامی می باشد.
هدف این مقاله، توصیف شیوه زندگی و وضعیت قامت دانشجویان دانشگاه الزهرا و ارتباط آنها با یکدیگر بود. بدین منظور تمام دانشجویان (261 زن) دانشگاه الزهرا که در نیمسال دوم تحصیلی 83-1382 واحد تربیت بدنی (1) را می گذراندند، به صورت هدفمند انتخاب شدند. بنابراین جامعه آماری منطبق بر نمونه آماری بود. پرسشنامه محقق ساخته شیوه زندگی توسط شرکت کنندگان تکمیل و وضعیت بدنی دانشجویان تحت آزمون استاندارد نیویورک از طریق دستگاه اسپاندیلومتر و صفحه شطرنجی بررسی شد. در تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون خی دو استفاده شد. نتایج نشان داد نزدیک به نیمی از آزمودنی ها کیف خود را با شانه راست بدن حمل می کنند و وزن کیف بیش از نیمی از آنها متوسط بود. بیشتر دانشجویان در هیج فعالیت بدنی شرکت نداشتند و حدود 30 درصد آنها از کفش های ورزشی استفاده می کردند. حدود نیمی از آنها کمردرد، درد عضلات پشت، سرشانه و گردن داشتند. بیش از نیمی از آنها هنگام استراحت به صورت چهارزانو می نشستند. بیشتر آنها دارای افت شانه در سمت راست بودند. بین وضعیت نشستن دانشجویان به هنگام مطالعه با پای پرانتزی، نحوه حمل کیف با افت شانه، وضعیت خوابیدن با پشت گود و گرد، نوع کفش با شست کج و همچنین بین ورزش و دردها کمر و عضلات شانه ارتباط معناداری وجود داشت.
این پژوهش، با هدف اصلی تأثیر استفاده از پادکست به عنوان ابزاری برای یادگیری مشارکتی انجام گرفت که به طور ویژه تأثیر این ابزار بر مؤلفه های یادگیری مشارکتی شامل؛ همبستگی متقابل مثبت، مسؤولیت پذیری فردی، پردازش گروهی، مهارت های اجتماعی و تعامل، مورد توجه بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی است که با روش تک آزمودنی گروهی بررسی گردید و از نظر هدف، از نوع کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی بود. نمونه آماری، شامل 35 نفر از دانشجویان ترم دوم کارشناسی رشته مدیریت آموزشی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی این دانشگاه بود که واحد مقدمات تکنولوژی آموزشی را انتخاب کرده بودند. این افراد با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل؛ پرسش نامه یادگیری مشارکتی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن نیز تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (شامل محاسبه میانگین، انحراف استاندارد و خطای انحراف میانگین) و آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای) انجام شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که به کارگیری پادکست به عنوان ابزاری نوین در فرآیند آموزش، بر مؤلفه های همبستگی متقابل مثبت، مسؤولیت پذیری فردی، پردازش گروهی، مهارت های اجتماعی و تعامل در فرآیند یادگیری مشارکتی در میان دانشجویان مؤثر است.