در این مطالعه میزان اختلاف تمرکز صنعتی با میزان یکنواخت آن در صنایع کارخانه ای ایران بررسی می شود. جهت انجام این بررسی، تجزیه و تحلیل مدل ها با استفاده از روش مقطعی و برای 94 صنعت با کدهای چهار رقمی ISIC در دو سال 1378 و 1386 انجام گرفته است. مشاهدات نشان می دهند تعدیل تمرکز صنعتی به سمت مقدار یکنواخت آن به صورت تعدیل جزئی است. معنادار و کوچکتر از یک بودن ضریب متغیر وقفه ای تمرکز در مدل ها حاکی از تعدیل ناقص تمرکز به سمت وضعیت یکنواخت است. این نتیجه برای زیرمجموعه ای از صنایع شامل 47 صنعت با دسته بندی شدت تبلیغات بالا و پایین نیز مشاهده شده است. علاوه براین، مقایسه شاخص تمرکز هرفیندال- هیرشمن در این صنایع حاکی از آن است که سطح تمرکز صنعتی در اکثر صنایع (63 درصد) در این دوره زمانی کاهش یافته است. نتایج به دست آمده در دسته بندی صنایع بر اساس شدت تبلیغات شاهدی قوی در تأیید نظریه ساتن مبنی بر وجود رابطه ای معکوس بین تمرکز صنعتی و اندازه بازار برای صنایع با هزینه اولیه ورود برون زا (شدت تبلیغات کم) می باشد، این نتیجه در صنایع با هزینه اولیه ورود درون زا (شدت تبلیغات بالا) تأیید نشد.
دولت ایران در اغلب سال های دوره 1358-1389 با کسری بودجه مواجه بوده که عمدتاً از طریق خلق پول تأمین مالی شده است. از لحاظ نظری، تردیدهای بسیاری در مورد آثار حقیقی کسری بودجه و مالیات تورمی وجود دارد؛ به طوری که هر دو نتیجه کاهش و افزایش در مصرف، سرمایه گذاری، خالص صادرات و کل مخارج تأیید شده اند. در این مقاله، با استفاده از مدل خودبازگشت برداری ساختاری همگرا، تأثیرپذیری طرف تقاضای اقتصاد ایران از تأمین مالی تورمی در این دوره، بررسی می شود.
کسری بودجه، اختلاف «کسری بودجه عملیاتی» از «مازاد تراز سرمایه ای» است. بر این اساس، نتایج نشان می دهد که «کسری بودجه عملیاتی» و «مازاد تراز سرمایه ای» در کوتاه مدت بر مصرف، سرمایه گذاری و خالص واردات، تأثیر مثبت می گذارند. بنابراین، تغییرات اجزای طرف تقاضا الزاماً با کاهش یا افزایش کسری بودجه هم جهت نیست؛ بلکه منبع تغییر در کسری بودجه، تعیین کننده آثار آن است. کاهش کسری بودجه از طریق تکانه مازاد تراز سرمایه، آثاری شبیه سیاست افزایش کسری بودجه عملیاتی دارد. به علاوه، نتایج نشان می دهد که کسری بودجه عملیاتی در بلندمدت، تأثیری بر اجزای تقاضا ندارند.
مکمل بودن مالیات تورمی و سرکوب مالی در کوتاه مدت و بلندمدت تأیید می شود. همچنین شواهد نشان می دهد که افزایش «کسری بودجه عملیاتی» و افزایش «مازاد تراز سرمایه ای» موجب افزایش مالیات تورمی و سرکوب مالی می شوند. علاوه بر این، مشخص می شود که اگرچه کسری بودجه در بلندمدت بر تقاضا تأثیر ندارد؛ اما دو پیامد آن- مالیات تورمی و سرکوب مالی- در کوتاه مدت و بلندمدت در جهت مخالفِ یکدیگر مصرف، سرمایه گذاری، خالص واردات و مخارج کل را تحت تأثیر قرار می دهند.
پژوهش حاضر باهدف بررسی موانع بکارگیری روش ها و فنون تدریس فعال در فرآیند یاددهی - یادگیری از دیدگاه معلمان تدوین گردیده است. روش تحقیق حاضر توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان دوره ابتدایی پسرانه منطقه 14 تهران در سال تحصیلی 98-97 که به تعداد 694 نفر بودند، تشکیل دادند. با توجه به اندازه جامعه و با توجه به جدول کرجسی و مورگان تعداد نمونه پژوهش، 248 نفر انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده های تحقیق، پرسشنامه ی موانع تدریس فعال بود. به منظور تحلیل داده ها ابتدا از آمار توصیفی استفاده شد و سپس با توجه به ماهیت فرضیه پژوهش از آزمون کولموگروف-اسمیرونوف، آزمون فریدمن و آزمون T تک نمونه ای استفاده شد. یافته ها نشان داد که موانع بکارگیری روش ها و فنون تدریس فعال شامل عدم تسلط مدرسان، ضعف در برقراری ارتباط آموزشی، فضای ناکافی آموزش، محتوای نامناسب کتاب های درسی و کمبود امکانات آموزشی در فرآیند یاددهی - یادگیری تأثیرگذار است و همچنین نتایج آزمون فریدمن نشان داد که بین اولویت متغیرهای پژوهش در هر پنج عامل تفاوت معنی داری وجود دارد. کلیه عوامل بالاتر از میانگین بودند و بر این اساس عامل ضعف در برقراری ارتباط آموزشی دارای بیشترین اولویت و عامل عدم تسلط مدرسان دارای کمترین اولویت بود. با توجه به نتایج تحقیق می توان گفت که عوامل مذکور مانع از اجرای روش های تدریس فعال در فرآیند یاددهی- یادگیری می شوند.
«بر اساس اخبار رسیده از ساعت 11 صبح امروز افراد گارد جاویدان فرودگاه مهرآباد را محاصره کردند. نیمساعت بعد چند هلیکوپتر در فرودگاه به زمین نشست و شاه که از کاخ نیاوران آمده بود در فرودگاه پیاده شد. ساعت 12 ظهر امروز شهباز، هواپیمای اختصاصی شاه در حالی که یک جت بوئینگ 747 و دهها هلیکوپتر آن را اسکورت میکردند از فرودگاه مهرآباد پرواز کرد و شاه را به خارج برد.»1
تعهد شغلی و انگیزش، تعهد شغلی و رضایت شغلی، تعهد شغلی و روحیه، تعهد شغلی و کیفیت حیات شغلی، تعهد شغلی و مسئولیت، تعهد شغلی و وجدان کار، مطالب بررسی شده در این مقاله است.
این تحقیق، متون موجود در یک حوزه چندرشتهای- مهاجرت در اواخر زندگی - را بررسی، و اثربخشی 12 پایگاه کتابشناختی در نمایهسازی این متون را ارزیابی میکند. 5 مجله- سه عنوان در موضوع پیریشناسی اجتماعی، یکی در موضوع جامعهشناسی روستایی، و دیگری در حوزه علوم منطقهای- 40 درصد مقالات بهچاپرسیده در این زمینه را شامل میشوند. رشتههایی که بیشترین آثار درباره مهاجرت در اواخر زندگی را منتشر میکنند، لزوماً آنهایی نیستند که بهترین پوشش نمایهای را فراهم مینمایند. بعلاوه، 4 پایگاه اطلاعاتی چندرشتهای، هر یک پوشش نمایهای بهتری نسبت به هر نمایه تکموضوعی فراهم میکنند. درجه همپوشانی نسبتاً کم بین این 12 پایگاه اطلاعاتی دلالت بر این دارد که محققانی که درباره موضوعاتی مانند مهاجرت در اواخر زندگی کار میکنند، هنوز باید به گستره وسیعی از ابزارهای کتابشناختی- هم تکرشتهای و هم چندرشتهای- متکی باشند.