"به منظور بررسى روایى مقیاس نومیدى بک، نسخه انگلیسى آن، با رعایت اصول مربوط به ترجمه آزمونهاى روانى، از انگلیسى به فارسى برگردانده شد.سپس، آزمون به دست آمده، همراه با آزمون افسردگى بک، روى گروهى از دانشجویان رشتههاى مختلف که به صورت تصادفى خوشهاى انتخاب شده بودند، اجرا گردید.نتایج حاکى از آن بود که بین مقیاس نومیدى و آزمون افسردگى بک، همبستگى معنىدارى در جهت مثبت وجود داشت.علاوه بر این، افراد داراى افسردگى بالا و شدید نسبت به افراد داراى افسردگى پایین و خفیف، در مقیاس نومیدى بک، نمرات بالاترى کسب نمودند و تفاوت آنها از لحاظ آمارى معنىدار بود.این یافتهها حاکى از روایى همزمان مقیاس نومیدى بک در بین دانشجویان مىباشد.همچنین، با استفاده از روش بازآزمایى، پایایى بالایى براى مقیاس فوق پیدا شد. ضریب همسانى درونى(آلفاى کرونباخ)مقیاس نیز نسبتا بالا بود و پرسشهاى مقیاس با نمره کل آزمون همبستگى مثبت و معنىدار داشتند.با انجام تحلیل عاملى روى دادههاى به دست آمده بر اساس مقیاس نومیدى بک، پنج عامل زیر استخراج گردید:1-یأس در دستیابى به خواستهها؛2- عدم اطمینان به آینده؛3-بدبینى؛4-نومیدى در مورد آینده؛5-انتظار منفى نسبت به آینده.
"
گاه داین با شرایطی از دین خود صرف نظر می کند. این امر به لحاظ ساخت عمل حقوقی شاید آن را مشروط یا معلق کند. هر دو فرض بر مبنای نظریه ایقاع بودن و عقد بودن ابرا جای بحث و بررسی دارد. برمبنای نظریه ای که ابرا را عقد می داند، ابرای مشروط با مشکل خاصی روبه رو نیست اگرچه انشای آن به گونه ای که معلق بر حصول شرط باشد، با دیدگاه اکثریت فقیهان که تنجیز را از شرایط انشای عمل حقوقی می دانند، تعارض پیدا می کند. بر مبنای نظریه ای که ابرا را ایقاع می داند، وجود شرط عوض در ابرا با چند ایراد روبه روست. برخی از این ایرادها ناظر به ساختار و طبیعت ایقاعی ابرا بوده و برخی از آنها با مقتضای ابرا و اثر اصلی آن مرتبط و برخی هم بر طبیعت شرط و مبنای الزام آوری آن مبتنی است. در این مقاله، با استفاده از مطالعات فقه مقارن و به روش تحلیلی به نقد و بررسی دیدگاه های فقهی در مذاهب مختلف اسلامی در این زمینه و ارزیابی ادله آنها می پردازیم تا از رهگذر این بازپژوهشی به نتایج روشن تر و مستدل تری در خصوص دیدگاه فقهی ناظر به این مسئله نائل شویم.
هدف پژوهش حاضر بررسی جنبه های از توسعه منابع انسانی د ر دانشکده های علوم رفتاری و اجتماعی دانشگاهی تهران است دانشگاه تهران به منظور تحقق اهداف خویش نیازمند برنامه ریزی در توسعه منابع انسانی است بهره گیری از الگوهای رایج در توسعه منابع انسانی و اتکا به روش های منطقی و علمی جهعت بهبود کیفیت منابع انسانی و تحقق اهداف سازمانی الزامی است در این پژوهش شاخص های آموزش چرخش شغلی ارزشیابی عملکرد و کار راهه شغلی از توسعه منابع انسانی در نظر گرفته شده است تا با بررسی آنها در بخش خدمات آموزشی دانشکده های روانشناسی و علوم تربیتی علوم اجتماعی مدیریت اقتصاد و تربیت بدنی وضعیت موجود بررسی و فاصله آن تا وضعیت مطلوب مشخص گردد روش پژوهش پیمایشی از نوع کاربردی است جامعه مورد مطالعه را کلیه کارکنان (بخش خدمات آموزشی) دانشکده های مورد اشاره تشکیل داده اند یافته ها نشان می دهد که وضعیت توسعه کارکنان بخش خدمات آموزشی این دانشکده ها در وضعیت نامطلوبی است و با اهداف و رویکرد های توسعه منابع انسانی بسیار فاصله دارد.
جایگاه و اهمیت مثنوی در بیان موضوعات عرفانی و اقبال مخاطبان به آن موجب شد شرح نویسی بر این منظومه ی مهم آغاز شود و اندک اندک به عنوان جریانی ادبی- عرفانی در زمانها و مناطق گوناگون رواج یابد. شروح مثنوی هر یک با رویکرد و ساختاری متفاوت برای شرح سروده های مولانا نگاشته شده اند. گرچه این شروح فواید ادبی و عرفانی ای دارند اما کاستیهای مهمی نیز در آنها به چشم می خورد. از جمله مهمترین این کاستیها بی توجهی شارحان به مشرب عرفانی مولاناست. مهمترین نکته در باب مشرب عرفانی مولانا آن است که وی از مشایخ سنت اول عرفانی به شمار می رود و بنابراین دیدگاههای وی با ابن عربی که از عرفای سنت دوم است بکلی تفاوت دارد. بر این اساس به کارگیری مبانی و موضوعات سنت دوم برای تبیین آراء و نظریات مولانا مقرون به صواب نمی نماید. این مقاله با روشی تازه شروح مثنوی را بررسی و تحلیل کرده و کوشیده است یافته هایی تازه در این باب به دست دهد. بر این اساس مهمترین شروح مثنوی از آغاز تا امروز از حیث توجه به مشرب عرفانی مولانا بررسی شده اند و آشکار گشته است که تقریبا همه ی شروح مرتکب این اشتباه شده اند و مشرب عرفانی مولانا را به سنت دوم عرفانی انتساب داده اند. البته این شروح در میزان و شیوه ی به کار بستن مبانی و موضوعات سنت دوم در شرح مثنوی مختلفند.