بیداری نخستین گام در سیر و سلوک است و تا بیداری رخ ندهد حرکت در مسیر عرفان آغاز نخواهد شد. بیداری در برخی از متون عرفانی پیش از قرن هفتم، با نام «یقظه و انتباه» ذکر شده است و اولین منزل سیر و سلوک به شمار آمده است. در برخی دیگر از متون بی آن که به اصطلاح یقظه و انتباه اشاره شود، تلویحاً در ضمن مقام توبه به آن پرداخته شده است و در پاره ای از آثار نیز بیداری و جایگاه آن مغفول مانده است. یقظه و انتباه مرحله ای مهم و سرنوشت ساز در سیر و سلوک است. خط قرمزی است که دوران پیش از توبه و پس از آن را جدا می کند و با توجه به تنّوع و تعدّد عوامل ایجاد آن از جذابیت خاصی برای پژوهشگر مباحث عرفانی برخوردار است. خواجه عبدالله انصاری از نویسندگانی است که در منازل السائرین با موشکافی خاصی به یقظه و انتباه پرداخته، عوامل آن را به دقت دسته بندی کرده است. در این مقاله ضمن بررسی عوامل یقظه و انتباه در منازل السائرین، جایگاه یقظه و انتباه در تحول روحی عارفان تذکره الاولیاء عطار نیشابوری تبیین می شود. بسیاری از حکایت های نقل شده درباره یقظه و انتباه عارفان را در تذکره الاولیاء می توان با دسته بندی خواجه عبدالله انصاری تبیین و تحلیل کرد.
کثیرة هی الدراسات التی تناولت شعر مولانا وحافظ بالبحث والدراسة، حتی یخیل للباحث فیه أنّه لم یعد شیء من هذا الشعر إلا وأخذ نصیباً وافراً من البحث والدراسة. ولکن حین ننظر فی شعر مولانا وحافظ ثم نلقی نظرة إلی أبحاث الباحثین، نشاهد هناک شیئا من الأدب الإیرانی الإسلامی الذی ما اهتم الباحثون به إلا قلیلاً، وهی الأشعار العربیة عند مولانا وحافظ الشیرازی التی تحکی عن سعة البال والفکرة والمقدرة علی اللغة العربیة، لاسیما عند مولانا جلال الدین الرومی. ومع إعادة النظر إلی أشعارهما نری أنّ أشعارهما مملوءة بالحکم التی تنبع من التعالیم القرآنیة وفیه أیضا التأثر بالآداب العربیة ولاسیما العصر العباسی، مع سهولة فی شعرهما العربی، کما نشاهد سعة الخیال وبعض أغراض الشعر العربی عندهما.
یحاول هذا المقال أن یوازن بین الأشعار العربیة لجلال الدین الرومی وحافظ الشیرازی، ویقدّم من زوایة جدیدة جوانب من تجربتهما الروحیّة، لتقریبهما من القارئ الذی لم تتح له فرصة الاطلاع علی سیرتی صاحبیهما.
به موازات رشد سریع دیدگاه حرفه ای، رویکرد فعلی تشکیلات ورزش جهان به آموزش و ارتقای مربیان، رو به توسعه است. آنان از ارکان اصلی در آموزش، رهبری و هدایت تیم اند و نقش مهمی در پرورش ورزشکاران ایفا می کنند. هدف از انجام این تحقیق مطالعة نظام آموزش، ارزیابی و ارتقای مربیان ورزش کشورهای منتخب و ارائة الگوی پیشنهادی است. این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده و در جمع آوری اطلاعات از منابع موجود در کتابخانه ها و مروری بر اسناد موجود و مطالب اینترنت استفاده شده است. در ایران وزارت ورزش تلاش های مفیدی درخصوص آموزش، ارزیابی و ارتقای مربیان انجام داده است؛ لیکن عدم رویکرد سیستمی موجب شده تا همگامی آن با سیستم های پیشرفتة جهان با اشکال های متعددی مواجه گردد. در استرالیا دربارة آموزش مربیان مطالعات گسترده ای انجام شده و نوشتار هایی در باب چارچوب، سرفصل، محتوی و معیارهای آموزش و ارتقای مربیان نگاشته شده است. در انگلستان ویراست های متعددی از نظام آموزش مربیان ارائه شده و محتوای آموزشی جدیدی برای سطوح مختلف مربیگری در حال تدوین است. در ایالات متحده با توجه به سیستم آموزشی حاکم، معیارها و برنامه های آموزشی مربیان تدوین و در حال به روزرسانی است. در کانادا نیز مطالعات گسترده ای انجام شده است، به طوری که برنامةپیشرفت مربیان و ورزشکاران هر رشته تدوین و این برنامه های آموزشی به سایر کشورها نیز ارائه می شود. نتایج مطالعات نشان می دهد رویکرد سیستمی و هماهنگی با انجمن های قاره ای و جهانی مربیان از نیازهای عاجل مربیگری ورزش کشور است و تأسیس بنیاد بین المللی مربیان از ضروریات آن است. در این راه بهره گیری از تجارب کشورهای منتخب و نظام های مربوط مفید خواهد بود.
آثار هنری و ادبی به منزله آیینه ای هستند، که عادات، رسوم، ارزش ها، باورها و ... را در جامعة معاصر خود، نمایش می دهند؛ بنابراین بهترین منبع برای دریافت و استدراک ویژگی ها و مشخصات فرهنگی مردم هر عصر به شمار می آیند. یکی از مسائل رایج در جوامع سنتی، وجود تبعیض میان زن و مرد است که در آثار ادبی به شیوه های گوناگون منعکس شده است. انتساب صفاتی چون دانایی و توانایی به مردان و زنان را ضعیفه و متعلقه دانستن از نمودهای این تبعیض جنسیتی است. در این راستا، نگارنده با هدف نشان دادن جایگاه زن در جامعه سنتی ایلام به بررسی منظومة «والیه» (682 بیت) از مجموعة اشعار حشمت منصوری (به ێان ده ئاسوو) به شیوه کتابخانه ای و تحلیلی پرداخته است. نتیجة پژوهش نشان
می دهد که مهمترین مشکلات زنان در جامعه سنتی عبارتند از: فقر مادی، ازدواج زود هنگام، محدودیت تحصیل، عدم توجه به خواسته های زنان و ... .
بنابر اهمیت روز افزون تامین آب در کشور، مدیریت منابع آب از اهمیت والایی برخوردار است. پیش بینی بارندگی به عنوان یکی از مهمترین پارامترهای اقلیمی از اهمیت و یژه ای در استفاده از منابع برخوردار است. برای پیش بینی بارش می توان از سری های زمانی استفاده کرد. تحقیق حاضر در سه ایستگاه منتخب (اهواز، آبادان، دزفول) از استان خوزستان به منظور مقایسه دقت مدل های باکس- جنکینز صورت گرفته است. برای این منظور از داده های بارندگی ماهانه سه ایستگاه هواشناسی استان به مدت 48سال، (1340-1387)، استفاده شده است. با استفاده از روش رگرسیون داده های ناقص برآورد و همگنی داده ها توسط آزمون توالی ها بررسی شد. با استفاده از مدل های باکس -جنکینز سری زمانی بارش بررسی و بهترین مدل برازش داده شد .صحت و دقت مدل ها براساس آمارهای AIC و تحلیل نمودار توابع خود همبستگی و خود همبستگی جزئی تأیید گردید. مدل مناسب بارش فصلی اهواز 12(2،1،0) (0،1،2)ARIMA و آبادان 12 (0،1،1) (0،1،2)ARIMA و دزفول 12(0،1،1) (1،1،2) ARIMAبدست آمد. نتیجه این مطالعه نشان می دهد که این مدل ها از دقت تقریبا خوبی برای پیش بینی بارش فصلی برخوردار بودند.
بر اساس دیدگاه اسطوره شناسی ساختاری، اسطوره ها از طریق عناصر میانجیی که ارائه می کند، می کوشد تضادّی را از میان بردارد که میان جفت های متقابل برقرار است. عناصر میانجی مزبور در مسیر این تقابل، پیوسته در رفت و آمد است و می کوشد از طریق مبارزه و یا آمیختگی با یک سو یا هر دو سوی تقابل، راه وحدتی بیابد تا تضادّ موجود را خنثی یا دست کم کم رنگ تر کند. در این نوشته به معرّفی نظریه ساختاری لوی استروس در تحلیل اسطوره خواهیم پرداخت و با تحلیل نمونه وار داستان جمشید، میزان کاربرد نظریه را در بررسی اسطوره های ایرانی نشان خواهیم داد. بر این اساس، یمه/جم اسطوره ای است که برای بیان کوشش ذهن هندوایرانی در رفع تقابل مرگ و زندگی شکل گرفته است و پس از رفت و برگشت در دو سوی تقابل؛ یعنی تعارض میان اصل میرایی انسان و آرزوی دست یابی به زندگانی جاویدان، اگرچه نمی تواند تناقض موجود را بتمامی از میان بردارد، در نهایت به تجسّمی آمیخته از هر دو مفهوم مرگ و زندگی بدل می شود که آن را «مرگ زنده» نامیده ایم.
چنانچه اولیای دم متعدد باشند و همگی بر قصاص قاتل، اخذ دیه و یا بخشیدن او توافق کنند، بنا بر خواست جمعی آنان عمل می شود. پرسش اینجاست که اگر برخی از اولیای دم خواستار قصاص باشند و برخی دیگر خواهان دیه یا بخشیدن قاتل، چگونه باید عمل کرد؟ همچنین در صورتی که برخی از اولیای دم، صغیر، مجنون، غایب و یا ساکت باشند، آیا دیگر وارثان می توانند در مورد تقاضای قصاص، اخذ دیه یا عفو تصمیم گیری کنند؟ در پاسخ به این پرسشها و دیگر مسایلی که ناشی از تعدد اولیای دم است، از سوی فقیهان نظرات متفاوتی ارائه شده است. قانون مجازات اسلامی مقرر داشته است که برای استیفای قصاص، موافقت جمعی اولیای دم مورد نیاز است ولی اگر برخی از آنها خواهان قصاص و دیگران خواستار دیه باشند، خواهان قصاص می تواند با تامین سهم دیگر اولیای دم، قاتل را قصاص کند. قانون گذار متذکر مواردی نشده است که برخی از وارثان، صغیر، مجنون، غایب و یا ساکت باشند. دیوان عالی کشور در یک رای وحدت رویه، مقرر داشته است که اولیای دم کبیر می توانند با تامین سهم صغار از دیه شرعی، قاتل را قصاص کنند. چنانچه میان اولیای دم، غایب و ساکت وجود داشته باشد و دیگر اولیای دم خواستار قصاص باشند، آنها می توانند با تامین سهم اولیای دم مجنون، غایب و ساکت، استیفای قصاص کنند. ولی چنانچه اولیای دم حاضر و دارای اهلیت، خواستار دیه باشند، به نظر می رسد وجهی برای زندانی کردن قاتل تا بالغ شدن و رشد صغیر، بهبودی مجنون، حضور غایب و یا اظهارنظر ساکت وجود نداشته باشد. البته وصی، قیم و یا حاکم به حسب مورد ممکن است برای صغیر، مجنون و یا غایب، تقاضای دیه کند؛ ولی به مصلحت آنها نیست که سهم اولیای دم را که خواستار دیه هستند و یا قاتل را عفو می کنند، از اموال شخصی صغیر، مجنون، و یا غایب پرداخت کنند.