تأثیرپذیری انسان و طبیعت از یکدیگر از دیرباز اجتناب ناپذیر بوده است. با رشد نهادهای مدنی و ابزار فناوری، انسان در سطح گسترده ای در طبیعت تغییراتی ایجاد کرده که گاه سبب تهدیدهای محیط زیستی و اکولوژیکی شده است همین امر سبب گردید که بررسی مسائل محیط زیستی در ادبیات یکی از ضرورت های پژوهشی ادبیات تطبیقی گردد و گفتمانی در جهت فرهنگ سازی محیط زیستی برای حفاظت از آن شکل گیرد. ادبیات و به ویژه شعر به عنوان رسانه ای فرهنگی، تأثیرگذاری ویژه ای در حوزه های رفتاری و انگیزشی مخاطبان و بالا بردن سطح آگاهی و هوشیاری جامعه نسبت به محیط زیست دارد. در شعر معاصر نگاه متفاوت نیما و متأثران او، طرز برخورد با طبیعت را نسبت به شعر سنتی تغییر داد و دغدغه های محیط زیستی برخی شاعران معاصر به ویژه سهراب را واداشت تا با آثارشان به آگاهی بخشی و آموزش محیط زیست بپردازند. در این پژوهش که از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- تحلیلی از نوع اسنادی است، سعی شد نگاه شعر معاصر نسبت به محیط زیست و جایگاه و چگونگی آموزش محیط زیست در آن با محوریت اشعار سهراب سپهری، به عنوان آغازگر این جریان، مشخص گردد و این نتیجه به دست آمد که در شعر معاصر لزوم توجه به طبیعت و آگاهی بخشی برای حفاظت از آن سبب شد که از شعر به عنوان رسانه ای برای آموزش دهی ضمنی برای محیط زیست و رفتار صحیح با آن استفاده شود و این جریان با سهراب سپهری در شعر معاصر مطرح گردید.
مقاله پیش رو در تلاش است تا ابعاد جدیدی از نظریه هنجاری رسانه اسلامی را بگشاید. مولفه غایت شناسی یکی از تمایزات اساسی در میان نظریات محسوب می شود. البته هرچند یافتن و بحث پیرامون این مؤلفه سخت و مشکل می نماید، اما محقق با غور در میان منابع و متون اسلامی به ویژگی هایی دست یافته که در رویکردی همگرا به آینده رسانه، مناسب جهت سیاست گذاری رسانه به سوی الگوی آرمانی به شمار خواهد آمد و در نهایت، آن را به صورت نموداری جدید از ویژگی ها و تمایزات ارائه می دهد که تفاوت اساسی با سایر ویژگی های این مؤلفه نظریات هنجاری دارد.
این مؤلفه ها را می توان در قالب عدالت رسانه ای، روش سیاست گذاری علوی در رسانه، تجلی وجه حضور امام، مالکان رسانه؛ متقین و مستضعفین، و در نهایت اهداف و جهت گیری بر اساس دانش و حکمت تبیین نمود.
در جریان مبارزات مردم در سالهای 41 تا 43 که از شورش بر تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی آغاز شد و با تبعید امام در 13 آبان 1343 به ظاهر خاتمه یافت، شخصیتهای متعددی به ایفای نقشهای مثبت و منفی پرداختند.
این مقاله با هدف نقد روشمند کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران به نگارش در آمده است. بررسی شکلی، روشی و محتوایی اثر مهم ترین بخش مقاله است که در حول نقد روشی و محتوایی آن تمرکز یافته است. در متن، پیشنهادهای سازنده و توصیه های اصلاحی مناسبی برای بهبود ابعاد روشی و محتوایی اثر ارائه شده است. سرفصل این نکات به ترتیب زیر است: ضرورت بررسی انتقادی ادبیات موضوع، لزوم بررسی تاریخی و تبارشناختی مفهوم جریان شناسی در ادبیات سیاسی ایران، معرفی منابع علمی و آثار اصلی مورد استفاده برای نگارش جریان شناسی سیاسی و به طور کلی، توجه مناسب و پایبندی اصولی به معیارهای روشی در پژوهش های علوم انسانی که متأسفانه در این متن توجه درخوری به آن ها نشده است.
امروزه نگاه متفاوت به آینده باعث شده که انسان هوشمند به دنبال یافتن آینده نباشد، بلکه با بهره گیری از ابزارهای گوناگون آینده مطلوب خود را بسازد. از سوی دیگر الگوی جدید اسکان بشر، مناطق کلان شهری، به واسطه ویژگی ها و پیچیدگی های چندوجهی، شرایطی ایجاد نموده که عمدتاً معایب این گونه از سکونت گاه ها بر محاسن آن پیشی می گیرد. پژوهش حاضر با بهره گیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روش های متداول و مورد پذیرش آینده نگاری است، با استفاده از نرم افزار میک مک به تحلیل مؤلفه های توسعه کلان شهر کرج پرداخته است. بدین منظور ابتدا ۳۷ مؤلفه از میان اسناد فرادست استخراج شده و با استفاده از روش دلفی مدیران، ماتریس اثرات متقاطع مؤلفه ها تشکیل گردیده است. سپس با استفاده از میانگین گیری ۱۵ ماتریس به دست آمده، ماتریس نهایی تشکیل شده و از طریق نرم افزار میک مک نسبت به تحلیل آن اقدام شده است. بر اساس نتایج مدل، کلان شهر کرج سیستمی ناپایدار بوده و «ساماندهی محورهای ویژه گردشگری با استفاده از کیفیت های محیطی و کریدورهای دید و منظر» و تا حدودی «توسعه مجموعه های کارکردی مختلط پیرامون ایستگاه های مترو و قطار شهری» به عنوان عوامل تنظیم کننده عمل می نمایند. هیچکدام از مؤلفه های توسعه کرج از نگاه مدیران، به عنوان عامل هدف قابل تعریف نمی باشد. این مسئله نشانگر چندجانبه بودن مسئله توسعه کلان شهر کرج از نگاه مدیران است. «توسعه زیرساخت های الکترونیک شهری» و «ایمن سازی شهر در مقابل حوادث غیرمترقبه» در وضعیت بسیار نزدیک به محور مخاطره (ریسک) قرار دارند. «توسعه صنعت گردشگری» و «توسعه درونی (میان افزا) شهر» بیشترین میزان تأثیرگذاری بر فرآیند توسعه کلان شهر کرج را خواهند داشت.
هدف این پژوهش، بررسی رابطه مزاحمت های سایبری با آسیب پذیری روانی و افکار خودکشی در دانشجویان دختر و پسر بود. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 120 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای در سال تحصیلی 95-96 از بین دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه لرستان انتخاب و در این پژوهش شرکت کردند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های اطلاعات جمعیت شناختی، آسیب پذیری روانی، افکار خودکشی و مزاحمت سایبری استفاده شد. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون وz فیشر تحلیل شد. نتایج نشان داد، در میزان همبستگی نمره کلی افکارخودکشی با زیرمؤلفه های مزاحمت سایبری (قلدری و قربانی) بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد و همچنین بین دو گروه در متغیرهای آمادگی برای خودکشی با قربانی و تمایل به خودکشی واقعی با قلدری تفاوت معنی داری وجود دارد. در مجموع نتایج این پژوهش نشان می دهد که ممکن است مزاحمت های سایبری، افکار خودکشی و آسیب پذیری روانی را به دنبال داشته باشد و در این بین میزان افکار خودکشی دختران نسبت به پسران تفاوت معنی داری وجود دارد. بنابراین مزاحمت سایبری می تواند یک عامل خطر بین فردی باشد که در افزایش احتمال افکار مرتبط با خودکشی به ویژه در دانشجویان نقش داشته باشد.
اگر با دقت به آنچه که اخیرا در زمینه ارزیابى سیاست هاى اقتصاد کلان در حال انجام است توجه شود شیوه کاملا متمایز و مشخصى ملاحظه مى شود که جان تیلور آنرا"اقتصاد کلان دستورى جدید" نامیده است. این روش جدید، که ایده هایى را تقریبا از اغلب مکاتب اقتصادى مطرح در اقتصاد کلان براى ارزیابى هاى سیاستى به کار مى گیرد را نمى توان به مکتب خاصى مربوط دانست. الگوها و مفاهیمى که چارچوب کلى اقتصاد کلان دستورى جدید را تشکیل مى دهند، ازجمله فعالترین، محرک ترین زمینه هاى اقتصاد کلان در عصر جدید هستند که تا قبل از دهه 1970 حتى در فرهنگ لغات اقتصاد کلان نیز وجود نداشته اند. براى مثال مى توان به مواردى از قبیل از: 1) الگوهاى سیاستى. 2) قواعد سیاستى. 3) مبادله هاى سیاستى اشاره نمود که در این مقاله اقتصاد کلان دستورى جدید با تاکید بر موارد فوق مورد تجزیه و تحلیل قرار مى گیرد
هدف اصلی این پژوهش، بررسی ویژگی های روان سنجی فرم فارسی مقیاس سخت کوشی، شامل پایایی، روایی و تحلیل عاملی اکتشافی مقیاس بود. 283 دانشجوی دانشگاه تهران در دو گروه ورزشکار (124=n) و غیرورزشکار (159=n) با اجرای مقیاس سخت کوشی، مقیاس سلامت روانی و مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی در این پژوهش شرکت کردند. پایایی بازآزمایی مقیاس سخت کوشی بر اساس نتایج دو بار اجرای آزمون در مورد دو گروه نمونه محاسبه و با ضرایب همبستگی از 77/0 تا 88/0 تایید شد. همسانی درونی مقیاس سخت کوشی بر حسب ضرایب آلفای کرونباخ در مورد دو گروه نمونه محاسبه و با ضرایب همبستگی از 65/0 تا 78/0 تایید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، علاوه بر عامل کلی سخت کوشی، سه عامل را برای مقیاس سخت کوشی تایید کرد. روایی همزمان مقیاس سخت کوشی بر اساس ضرایب همبستگی نمره های آزمودنی ها در این مقیاس با نمره های آنها در زیرمقیاس های بهزیستی روان شناختی، درماندگی روان شناختی، کمال گرایی مثبت و کمال گرایی منفی بررسی و تایید شد.