تفسیر مصباح الهدی مجموعه درس های تفسیری زلال و روشن آیه الله میرزا جواد آقا تهرانی(ره) است که به همت آقای دکتر محمد باقر نوراللهیان و باعنایت مؤسسه معارف اسلامی امام رضا(ع)، نگاشته شده است. این مقاله به معرفی این تفسیر و بیان ویژگی های علمی و بخشی از حیات پر نور استاد و مراحل احیای این اثر عظیم می پردازد.
در اقتصاد متعارف، اذعان می شود که رشد اقتصادی و توزیع عادلانه تر درآمدها، اهدافی هستند که دستیابی همزمان به آنها امکان پذیر نیست؛ زیرا حرکت در راستای توزیع عادلانه تر درآمدها، تمایل کل به پس انداز را کاهش می دهد. اما بر اساس الگوهای رشد بهینه، به نظر می رسد، بالاترین رشد اقتصادی هنگامی برای یک سیستم محقق می شود که در توزیع امکانات و منابع تولید بین کلیه نسل ها بیشترین توجه به عدالت معطوف شود؛ زیرا هرچه نسل های حاضر درتخصیص بهینه امکانات بین خود و دیگر نسل ها، اهمیت بیشتری برای خود قائل باشند، حجم منابع در دسترس برای کل سیستم کاهش خواهد یافت و بنابراین رشد اقتصادی درنرخ پایین تری تثبیت خواهد شد. آن چیزی که این سازوکار را فراهم می کند، ارجحیت گذاری زمانی نسل حاضر بر مقدار مصرف نسل های آتی است که ازطریق اعمال نرخ های تنزیل بالاتر فراهم می شود و در نتیجه، عدالت بین نسلی (بین زمانی)، بیشتر مخدوش شده و حجم بهینه پس انداز، کمتر و بنابراین رشد اقتصادی کمتری محقق می شود.
برازش تجربی مدل برای اقتصاد ایران و حل الگو از روش بهینه یابی پویا، حاکی از آن است که، چنانچه سیاستگذار اقتصادی در یک افق برنامه ریزی بتواند از طریق سیاست های مناسب اقتصادی و اجتماعی، عدالت بین زمانی بیشتری را محقق کند و ارجحیت زمانی اجتماعی را به نرخ 5 درصد کاهش دهد، مقادیر واقعی تولید سرانه، مصرف، پس انداز و ذخیره سرمایه سرانه به ترتیب معادل 5/6 درصد ، 2/2 درصد و 2/4 درصد افزایش خواهند داشت. بنابراین نتایج تجربی حاکی از اثر مثبت توجه به عدالت بین زمانی بر رشد اقتصادی می باشد.
هدف از انجام این تحقیق مطالعه مفهوم ذهنیت در دو فعل وجهی «باید» و «توانستن» در زبان فارسی و همچنین بررسی مفهوم گوینده محوری در مقابل محتوا محوری در این حوزه می باشد. در مقاله حاضر ضمن ارائه شواهدی از گویشوران بومی زبان فارسی مفهوم ذهنی بودن دو فعل وجهی «باید» و «توانستن»، پدیده تعدد معنا با توجه به جنبه های معناشناختی و کاربردشناختی این افعال و همچنین دلیل همگرایی صوری معانی الزامی، پویایی و معرفتی در این دو فعل وجهی را مورد مطالعه قرار داده ایم. نتیجه این مطالعه حاکی از این است که مرز بین عینیت و ذهنیت در افعال وجهی کاملاً مشخص نیست و این دو از یکدیگر تفکیک ناپذیرند. به علاوه، درک جامع و کامل مفهوم عبارات وجهی محصول یکپارچگی عناصر بافتی و دانش دایره المعارفی ما از جهان پیرامون می باشد و نهایتاً اینکه اشتقاق معنای معرفتی از معنای الزامی تنها با معیارهای معناشناختی مبتنی بر شرایط صدق امکان پذیر نیست بلکه جنبه های کاربرد شناختی نظیر تضمن گفتگویی نیز در این فرایند نقش دارند.
تحقیق حاضر ضمن توصیف جاذبه های گردشگری شهرستان اسفراین به بررسی موانع گرایش گردشگران ورزشی به جاذبه های طبیعی گردشگری این شهرستان پرداخته است. در این پژوهش، 70 نفر از کارشناسان ورزشی و گردشگری شهرستان، استان و همچنین ورزشکاران و مربیان کشتی باچوخه شهرستان که دارای سابقه ی گردشگری ورزشی بودند، به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. به علت محدود بودن جامعه ی آماری، نمونه با جامعه برابر بود. اطلاعات لازم به وسیله ی: 1.پرسش نامه ی محقق ساخته ی مشخصات فردی؛ 2. پرسش نامه ی محقق ساخته ی 17 سؤالی که با مقیاس لیکرت اندازه گیری شده بود، گردآوری شد. برای ارزیابی روایی این پرسش نامه به افراد صاحب نظر در حوزه ی مدیریت ورزشی و گردشگری مراجعه شد و با استفاده از دیدگاه های آنان اصلاحات لازم در پرسش نامه انجام شد و برای بررسی پایایی پرسش نامه، ضریب آلفای کرونباخ (89/0) توسط آمارگر تأیید شد. از آمار توصیفی برای مشخصات آزمودنی ها مانند سن، میزان تحصیلات و سابقه ی کاری استفاده شد و در آمار استنباطی، از روش تحلیل عاملی تأییدی با چرخش واریماکس برای تعیین مهم ترین موانع گرایش گردشگران ورزشی شهرستان به جاذبه های طبیعی از دیدگاه کارشناسان حوزه ی ورزش و گردشگری استفاده شد. با توجه به یافته های پژوهش، ""عدم وجود برنامه ای جامع و هماهنگ برای توسعه ی گردشگری ورزشی شهرستان"" با بار عاملی 81/0 مهم ترین مانع از دیدگاه کارشناسان ورزشی و گردشگری انتخاب شده است و ""عدم تخصیص منابع مالی مناسب و کافی برای برنامه های گردشگری ورزشی"" با بار عاملی 78/0 به عنوان دومین مانع و ""عدم حمایت مسئولین گردشگری استان"" با بار عاملی 75/0 به عنوان سومین مانع تشخیص داده شده است. چهارمین مانع، ""کمبود نیروی متخصص گردشگری"" با بار عاملی 73/0 و پنجمین مانع، ""عدم وجود یک مرکز واحد تصمیم گیری و برنامه ریزی"" با بار عاملی 70/0 تشخیص داده شده است.
همگام با رشد اقتصادی در هر کشوری، هدف اصلی دولت ها گسترش عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه درآمد، ثروت و ایجاد امنیت و رفاه در سطح جامعه است. از مهم ترین ابزارهای این کار، توسعه نظام تأمین اجتماعی است. نظام تأمین اجتماعی در هر کشوری با فراهم آوردن شرایطی می تواند عامل رشد اقتصادی نیز باشد. ازآنجاکه بیمه های اجتماعی از مهم ترین اجزاء تأمین اجتماعی محسوب می گردند، هدف از این تحقیق بررسی رابطه میان بیمه های اجتماعی و رشد اقتصادی از دیدگاه نظری و تجربی است. بر پایه نظریه های موجود می توان دلایلی برای تأثیرگذاری متقابل میان بیمه های اجتماعی و رشد اقتصادی یافت. همچنین یافته های پژوهش تجربی حاضر بااستفاده از داده های دوره 1387- 1352 و به کارگیری روش هم گرایی انگل–گرنجر نشان می دهد که میان مقادیر حقیقی مخارج بیمه های اجتماعی و تولید ناخالص داخلی ایران هم گرایی متقابل وجود دارد. روش خود رگرسیون برداری نیز نشان می دهد رشد مخارج بیمه های اجتماعی، درصد قابل ملاحظه ای از تغییرات رشد تولید ناخالص داخلی را توضیح می دهد.
تعلیم و تربیت نقش مهمی در رفتار فردی و اجتماعی دارد و تاثیر زیادی در فرآیند رشد و توسعه یک کشور برجا می نهد. تعلیم و تربیت علاوه بر انتقال علم و دانش، ارزشهای دیگری را نیز از جمله نظم و انضباط ، تعهد و احساس مسؤولیت در جوانان تقویت می کند و آنان را به سوی پژوهش، خلاقیت و ابتکار سوق می دهد. در کشور ما ، وظیفه آموزش و تربیت افراد جامعه در سطوح عالی بر عهده حوزه و دانشگاه است. به لحاظ اهمیت خاص و جایگاه ویژه دو نهاد آموزشی حوزه و دانشگاه در کشور ما و اهداف و سیاستهایی که این دو نهاد بر عهده دارند، انجام کارهای مقایسه ای در مورد آنها بسیار ضروری است. این مقاله با استفاده از منابع مختلف علمی و دیدگاههای تعدادی از استادان حوزه و دانشگاه، به بررسی و تحلیل نظام آموزشی حوزه و دانشگاه، تحلیل و تبیین نقاط ضعف و قوت آنها می پردازد. در این مقاله، پس از بیان مقدمه و هدف، به دوره ها و مراحل تحصیل، شیوه های تدریس، چگونگی انتخاب استاد و دروس در حوزه و دانشگاه، پرداخته خواهد شد و سپس این دو نظام مورد مقایسه قرار خواهند گرفت. در پایان، پیشنهادهایی برای رفع عیبهای نظام آموزشی حوزه و دانشگاه ارایه شده است
در کلان شهرهای کلمبیایی، برای پیش برد اهداف توسعه اجتماعی و شرایط فیزیکی، مداخلاتی کوچک مقیاس مانند ساخت پارک های محله ای یا زمین های بازی صورت گرفته است. تحولات اجتماعی و فضاییِ «مدلین» (Medellin) ـ هم در مرکز شهر و هم در سکونتگاه های غیررسمی حومه شهرـ آن را از یکی از نقاط خطرناک درگیری های مسلحانه مواد مخدر، به نمایشگاهی مثال زدنی برای توسعه و ارتقای شهری فراگیر، تبدیل کرده است.
وقتی فرایندهای دگرگون کننده از طریق مداخلات فضایی در مقیاس های مختلف پدیدار می شوند، مجموعه ای از برنامه ریزی ها و مدارک توسعه شهری را پایه ریزی می کنند که ضمن تغییر قوانین شهری، بر فهم شهروندان از شهر تأثیر می گذارد که به توسعه شهری و درک تبعیضات اجتماعی به عنوان یکی از موانع اصلی توسعه، رویکردی جامع دارد. بر همین اساس، برنامه توسعه شهری اخیر با سه هدف اداره شهر و بهبود عملکرد اقتصادی آن، از بین بردن فقر و تضاد طبقاتی و تغییر چهره شهرـ در سطح ملی و بین المللی ـ تنظیم شده است. در این نوشتار بخشی از برنامه توسعه شهری مدلین، با معرفی پروژه های کوچک مقیاس اجرا شده در آن که تأثیر شگرفی در شرایط زندگی شهروندان داشته است، بیان می شود.
مساله عینیت یکی از عمیق ترین مسائلی است که همواره ذهن عموم متفکران را متوجه خود ساخته است. دو فیلسوف برجسته اسلامی و غربی، ملاصدرا و کانت، این مساله را به نحو عمیق تری مورد کنکاش قرار داده اند. این جستار در صدد بیان این موضوع است که مسائل پیرامون معرفت در نظرگاه ملاصدرا تنها بر مبنای اصول هستی شناختی وی (ذو مراتب بودن هستی و به نحو اخص نفس انسان) و ابداعات خاصی که بر محوریت اتحاد عاقل و معقول مبتنی است از قابلیت توجیه بیشتری برخوردار است و در این راستا چگونگی و نتایج بدیع و عمیق این راه حل هستی شناختی و مقایسه آن با راه حل معرفت شناختی کانت را پی می گیرد.
علاوه بر دیدگاههای عارفانه سنایی، که در حدیقه و آثار دیگر وی مشهود است، دیدگاه کلامی او نیز حائز اهمیت است. یکی از این موضوعات مهم، موضوع عرش و لامکان بودن خداوند است. متکلمان دیدگاههای مختلفی را در این باره مطرح کرده اند و عرفای اسلامی نیز در بحث و تفسیر آیه «الرحمن علی العرش استوی» به تاویل روی آورده اند و عرش را قلب و دل دانسته اند، اما سنایی، عارف بزرگ قرن ششم دیدگاهی متفاوت با عارفان دارد. وی استوای بر عرش را به معنای استیلا می داند، نه جای نشستن خدا، و معتقد است که خداوند چون خود آفریننده مکان است، در مکان نمی گنجد و تجسم و تشبیه در او راه ندارد.
این مقاله ابتدا به اهمیت مجلات در ارتباطهای علمی و بحران پیش روی کتابخانهها برای اشتراک این مجلات میپردازد. سپس رویکرد به مجلات دسترسی آزاد را به عنوان روشی جدید در ارتباطهای علمی مورد توجه قرار میدهد، پیش زمینة ظهور این مجلات را بررسی میکند، مسائل مرتبط به آنها را ارائه میدهد و در نهایت نگرانیهای مربوط به آنها را بیان مینماید و میپذیرد که جنبش دسترسی آزاد با وجود تاریخچة اندک خود، تأثیری بسزا در وضعیت ارتباطهای علمی در سطوح علمی، دانشگاهی و جوامع انتشاراتی داشته است.
گنجینه ی جیحون یکی از مهمترین مجموعه ی بازمانده از هنر فلزکاری دوره ی هخامنشی است که شامل 180 شیء از جمله زیورآلات و پیکرک های آیینی و لوحه های تعویذ و ... می باشد. شاخص ترین اثر این مجموعه ارابه ای طلایی با چهار اسب، ارابه ران و مسافر می باشد. در این پژوهش تلاش بر این است تا براساس ساختار اصول فنیِ تحلیل های پیشین از قطعه های طلایی و نقره ای دوره ی هخامنشی در مجموعه ی موزه ی بریتانیا که با آزمایش های مختلف از جمله آزمایش سیستم میکروسکوپ الکترونی و طیف سنجی پرتو ایکس کار شده اند، به مطالعه ی ساختارِ اثر مذکور پرداخته شود. برای اینکه ضروری بود درباره ی کاربرد این شیء در ایران، مطالعاتی براساس منابع موجود انجام گیرد. روش پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی می باشد که اصلی ترین نتیجه ی آن پی بردن به انواع گوناگونی از تکنیک های زرگری و رشد مداوم تولید اشیاء سه بُعدی پیچیده است که تصویر کاربردی ارابه های زمان خود را مشخص می کند. پیشرفتی که در ادامه بیانگر چگونگی سیستم هنری منسجم و یکپارچه در دوره ی هخامنشی است. زیرا هنر این دوره، فرم های ساخت، نقوش و تزیینات و موفقیت های اساسی بسیاری از تمدن ها را در خود جای داده بود که همه در تکوین شیوه ی هخامنشی سهمی عمده داشته اند.