فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸٬۷۴۱ تا ۷۸٬۷۶۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
نگرش علامه طباطبایی به روایات ترتیب نزول
حوزههای تخصصی:
علامه طباطبایی(رحمة ا... علیه) از مفسران بزرگ شیعه، روایات ترتیب نزول را غیرقابل اعتماد می داند و معتقد است که باید از طریق اجتهاد و توجه به سیاق به ترتیب نزول آیات و سور قرآن دست یافت. ولی آیا در مقام عمل، مطابق با تئوری خود عمل کرده است؟ البته روایات ترتیب نزول از منابع قابل توجه در تعیین ترتیب نزول آیات و سور قرآن اند. برخی از مفسران برای تعیین ترتیب صرفاً به این روایات توجه دارند؛ ولی عده ای آنها را غیرقابل اعتنا می دانند و معتقدند از سیاق آیات و سور می توان به ترتیب نزول آنها پی برد.
علامه رویکردی تأییدی و تکمیلی نسبت به روایات دارند، ولی در مورد روایات ترتیب نزول اذعان می دارد که این روایات به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و دلایلی را نیز اقامه می کند که البته این دلایل جای نقد و بررسی دارد. از طرفی ایشان در تفسیر المیزان در همة موارد مطابق با تئوری خود عمل نکرده است و عملکردهایی متفاوت در مواضع مختلف دارد که در بعضی موارد اصلاً به روایت اشاره نمی کند و به اجتهاد اعتماد می کند، در مواردی از روایات به عنوان تأیید بر اجتهاد خود استفاده می کند و در مواردی به نقد روایت می پردازد که این گونه عملکرد دال بر این است که صرفاً به یک روش نمی توان تکیه کرد و باید روش تلفیقی اجتهادی - روایی را در پیش گرفت
حسابداری و فرآیند سیاسی
حوزههای تخصصی:
اثر خستگی شناختی و هوش هیجانی بر حل مسایل شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: برای بررسی اثر خستگی شناختی و هوش هیجانی بر حل مسایل شناختی، این پژوهش طراحی و اجرا شد.
روش: در این پژوهش مداخله ای کنترل شده، ابتدا بر اساس مقیاس حالت فراخلقی (TMMS)، از میان 408 دانشجو، 120 دانشجوی دختر و پسر دارای هوش هیجانی یک انحراف استاندارد بالاتر و پایین تر از میانگین انتخاب و به طور تصادفی در هشت گروه 15 نفره جایگزین شدند. آزمایش دارای دو مرحله بود. در مرحله اول بسته به موقعیت، آزمودنی ها در گروه های شاهد و آزمایش با مسایل تشخیصی قابل کنترل و غیرقابل کنترل رو به رو شدند و در مرحله دوم، برای مقایسه، گروه ها در موقعیت آزمون قرار گرفتند. در نهایت، داده ها به وسیله تحلیل واریانس سه راهه تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: عملکرد افراد دارای سطوح هوش هیجانی مختلف، یکسان نبود. به عبارتی، هوش هیجانی بالا نمایانگر عملکرد بهتر در حل مساله بود و از نظر سطوح هوش هیجانی، بین دختران و پسران تفاوتی دیده نشد. عملکرد حل مساله دختران (نسبت به پسران) بیشتر تحت تاثیر خستگی شناختی بود. قدرت حل مساله افرادی که خستگی شناختی را تجربه می کردند، تابعی از سطح هوش هیجانی آنها نبود.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های بالا، برای مطالعه عملکرد افراد در موقعیت حل مساله، تمرکز بر نقش متغیرهای هوش هیجانی و خستگی شناختی ضروری به نظر می رسد.
هنجاریابی مقیاس تجدید نظر شده حافظه وکسلر در شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
بیمه جهیز
حوزههای تخصصی:
جهیز یا اثاث مورد نیاز خانه که زن آنها را با خود به خانه شوهر میبرد ، در زندگی خانوادگی چندان اهمیت دارد که زندگی بدون آن برای بسیاری از زوجهای جوان میسر نیست . گرچه اغلب ، برای پدر و مادر زوجه اثاث مورد نیاز خانه یا بخش اساسی آن را به وی تملیک میکنند ، ولی همواره فراهم کردن جهیز برای زوجه یا حتی پدر و مادر وی نیز در شرایط کنونی امکان پذیر نیست . بیمه جهیز راهکار و فرصت مناسبی است که خانوادهها بدون تحمل فشار اقتصادی و با برنامه دراز مدت برای خرید جهیز دخترشان ، سرمایه گذاری کنند ...
مطهری و سیاست در گفتوگو با هاشم صباغیان
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی دیدگاه شهید مطهری با دیدگاه متیو لیپمن درباره اهداف تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال چهاردهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۸
75 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، بررسی تطبیقی دیدگاه شهید مطهری با دیدگاه لیپمن درباره اهداف تعلیم و تربیت با نظر به نظریه تعلیم و تربیت اسلامی و نظریه تعلیم و تربیت تأملی و برنامه «فلسفه برای کودکان» است. با توجه به این هدف، با مطالعه کتابخانه ای، نخست، دیدگاه های هر دو اندیشمند درباره موضوع پژوهش استخراج شد و سپس میان دیدگاه های آنها براساس روش توصیفی استنتاجی، مطالعه تطبیقی انجام شد. مطهری و لیپمن بر تأمل، تفکر، اندیشه ورزی و تربیت عقلانی، به عنوان اهداف تعلیم و تربیت تأکید دارند؛ ولی این اهداف را غایی نمی شمرند؛ بلکه اهداف واسطی برای رسیدن به هدفی عالی تر در نظر می گیرند. مطهری بر آن است که هدف غایی تعلیم و تربیت، رسیدن به درجه بندگی خداوند و کسب مدارج معنوی است که در ذیل نظام ارزشی اسلام مطرح می شود؛ درحالی که هدف غایی «فلسفه برای کودکان»، آموزش کودکان و نوجوانان به منظور دستیابی به زندگی بهتر، با کیفیت تر، با تمدن، و شهروند دموکرات شدن است. نتایج نشان می دهد با وجود برخی اشتراکات تعلیم و تربیتی میان مطهری و لیپمن، ازآنجاکه این دو از نظام های ارزشی و انسان شناختیِ متفاوت متأثر هستند، دیدگاه های آنها درباره هدف غایی تعلیم و تربیت با یکدیگر تفاوت دارد.
روش شناسى حکمةالاشراق و حکمةالمتعالیة
منبع:
حوزه سال ۱۳۷۸ شماره ۹۳
حوزههای تخصصی:
پسامدرنیسم و فیلم
حوزههای تخصصی:
سنخ احکام جدید در عصر ظهور امام زمان(عج)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بر اساس روایات، امام زمان(عج) امری جدید می آورد که از یک سو سبب برداشت نادرست دوستان و از سوی دیگر، سوءاستفاده و تبلیغات منفی دشمنان شده است. پرسش این است که با توجه به اصول اسلام _ که شیعه امامیه نیز به آن معتقد است _ در تفسیر این روایات چه احتمال هایی قابل پذیرش اند و چه احتمال هایی پذیرفتنی نیستند. برخی احتمال ها در این باره مطرح شده اند که در این نوشتار بررسی می شوند و افزون بر آن، نگارنده نیز احتمال هایی را که موجه می داند مطرح می کند. در مجموع، هفت احتمال بررسی می شود که برخی از آن ها قطعاً مردودند؛ چون با اصول و محکمات کتاب و سنت سازگار نیست مانند این احتمال که حضرت حجت(عج) دین و شریعتی جدید می آورد که نه تنها دلیل و روایت معتبری ندارد، بلکه روایات معتبر متعددی برخلاف آن است و با اصول قطعی اسلام که امامیه هم بدان اعتقاد دارد، ناسازگار است؛ همچنین این که حضرت(عج) احکامی جدید تشریع کند نیز صحیح نیست؛ زیرا امامان(علیهم السلام) شارع نیستند. و نیز این که احکامی در نزد امام مهدی(عج) به ودیعت نهاده شده و ایشان هم آن ها را بیان می کند، بر اساس برخی امور تضعیف می شود.
احتمال هایی که به نظر نگارنده موجه است بدین قرارند: الف) بیان دوباره احکامی که پیامبر(ص) ابلاغ کرده است؛ ب) تفسیر اسلام متناسب با شرایط زمان ظهور؛ ج) بیان زیرمجموعه ها و مصادیق عناوین عام کتاب و سنت.
لایه های روش شناختیِ منطق استفهامی و کاربرد آن در تحلیل نظام های رده بندی دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، بر مفهوم «روش شناسی» و تفاوت آن با «روش» تأکید می شود و در چارچوب این تفاوت گذاری، لایه های دخیل در پژوهشِ استفهامی مشخص می گردد. هدف آن است که با مشخص کردنِ این لایه ها، زمینه کاربردِ منطقِ استفهامی در تحلیلِ نظام های رده بندی دانش، به عنوان بدیلی برای منطق استقرائی و قیاسی که نوعاً منطق اغلبِ پژوهش ها در این حوزه هستند، ارائه شود. روش: تحلیل مفهومی. یافته ها: منطق استفهامی به دنبالِ تبیینِ واقعیتِ مستقل از کنشگرانِ اجتماعی نیست، بلکه قصد فهمِ نحوه برساختِ پدیدارهای اجتماعیِ این کنشگران را دارد. این مواجهه تفسیرانگارانه و برساخت انگارانه کمک می کند رده بندی دانش را به عنوان یک برساخت اجتماعی تحلیل کنیم. چنین تحلیلی نشان می دهد که نظام های رده بندی، نظام های عینیِ مطلقِ استعلایافته از زمان و مکان نیستند، بلکه نظام هایی هستند که شرایطِ فرهنگی و اجتماعیِ حاکم بر تولیدشان، آنها را مقید و مشروط می سازد. هر نظامِ رده بندیِ دانش، محدود به حدودِ هستی شناختی و معرفت شناختی خاص خودش است و باید رده بندی های «دیگر»، مبتنی بر حدود هستی شناختی و معرفت شناختیِ «دیگر» را نیز به رسمیت شناخت و برایشان حق حیات قائل شد.
اصالت/ارزش: از طریق معرفی لایه های روش شناختی منطق استفهامی، راه های بدیل و جدیدی را برای بررسی و تحلیل نظام های رده بندی دانش، به عنوان سازه هایی تفسیری و معنایی، پیش پای متخصصان و حرفه مندان کتابداری و اطلاع رسانی می گذارد.
رابطه آموزه های دینی والدین و رشد اخلاقی کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین آموزه های دینی والدین در رشد اخلاقی کودکان دبستانی صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی مقطعی از نوع همبستگی بود. بر این اساس از میان تمام دانش-آموزان دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 94 93 نمونه ای به حجم 60 نفر (30 نفر دختر و 30 نفر پسر) با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سنجش دینداری خدایاری فرد، آزمون رشد اخلاقی کلبرگ و پرسشنامه محقق ساخته تربیت دینی استفاده شد. یافته های پژوهش از طریق آزمونهای همبستگی و خی دو (مجذور کا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نشان داد که بین دینداری والدین و رشد اخلاقی کودکان رابطه معناداری وجود دارد 497/0 r = و مراحل رشد اخلاقی کودکان 7 تا 12 سال با الگوی کلبرگ مطابقت دارد به گونه ای که به موازات بالا رفتن سن، سطح استدلال اخلاقی آنان نیز رشد می یابد و بین تربیت دینی والدین و رشد اخلاقی کودکان دبستانی رابطه معنادار وجود دارد 9/27 x2 = . هم چنین یافته ها نشان داد که تفاوت آماری معنادار در نیرومندی همبستگی بین دینداری والدین و رشد اخلاقی دانش آموزان برای دختران و پسران وجود دارد 001/0 p
بررسی تأثیر مزاج های چهارگانه طب اسلامی بر سبک رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۲۶ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
59 - 85
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، اثرگذاری مزاج های بلغم، صفرا، سودا و دم، بر سبک های رهبری تحول گرا، تبادل گرا و عدم مداخله که متأثر از ویژگی های رفتاری افراد است، مورد مطالعه قرار گرفت. بنگاه های مستقر در پارک علم وفناوری شهر پردیس، به عنوان جامعه آماری درنظر گرفته شده و 462 نفر، درقالب 80 شرکت و در دو بخش کارمندان و مدیران، به عنوان حجم نمونه، مطالعه شدند. مدل پژوهش ازطریق نرم افزار اسمارت پی ال اس تحلیل شد. براساس یافته های پژوهش، مزاج های صفرا و سودا بر سبک رهبری تحول گرا مؤثرند که البته اثرگذاری این دو مزاج دارای تفاوت معنی دار است و شدت اثرگذاری مزاج صفراوی بیشتر از مزاج سوداست. از سوی دیگر، مزاج های سودا و دم، بر سبک رهبری تبادل گرا اثرگذارند. اثرگذاری این دو مزاج نیز دارای تفاوت معنی دار بوده و شدت اثرگذاری مزاج سوداوی، بیشتر از مزاج دم است. همچنین، مزاج های بلغم، سودا و دم، بر سبک رهبری عدم مداخله مؤثرند و نیز دارای تفاوت معنی دار در اثرگذاری بوده و به ترتیب، مزاج های بلغم، دم و سودا، دارای بیشترین اثرگذاری هستند. بنابر نتایج حاصل، تحول در فرایند گزینش مدیران و سنجش مزاج آنها جهت انتصاب مناسب در جایگاه های مدیریتی باتوجه به ویژگی های مزاجی، بسیار ضروری است.
ارائه یک مدل جهت اندازهگیری، ارزیابی و رتبهبندی عملکرد مالی شرکت های آب وفاضلاب شهری
حوزههای تخصصی:
نظر به اینکه ارزیابیهای مالی با بیان موقعیت کنونی سازمان در بین شرکتها و ایجاد فضای رقابتی، شرکتها را برای دستیابی به سطحی بالاتر از عملکرد ترغیب میکنند و با شناسایی نقاط ضعف و قوت فعالیتهای انجام شده، نسبت به اصلاح و بهبود امور اقدام مینماید، این مقاله ابتدا به معرفی تجزیه و تحلیل صورتهای مالی و بررسی چند روش ارزیابی عملکرد مالی از میان روشهای متعددی می پردازد که تاکنون به منظور ارزیابی مالی پیشنهاد شده است. تکنیکهایی که مورد بررسی قرار گرفتهاند، عبارتند از: هزینهیابی بر مبنای فعالیت، مدل جایزه مالکوم بالدریج، کارت امتیازی متوازن، جایزه کیفیت اروپایی (مدل تعالی سازمانی)، ارزش افزوده اقتصادی و... علاوه بر این نقش اساسی شرکتهای آب و فاضلاب در زندگی اجتماعی و اعتبارات و منابع مصرف شده در این بخش، ایجاب میکند سیستم ارزیابی عملکرد مالی متناسب با صنعت آب و فاضلاب طراحی گردیده و شاخصهای مرتبط با آن مد نظر قرار گیرند. بنابراین با مقایسه مدلهای ارائه شده، بر پایه دادهها و نسبتهای مالی بهدست آمده جهت 33 شرکت آب و فاضلاب شهری، مدل ارزیابی عملکرد مالی را به روش اقتصاد سنجی و تابع تولید مرز قطعی ارائه و با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی تصحیح شده ، اقدام به رتبهبندی این شرکتها نموده ایم، که در نتیجه شرکتهای فارس، تهران و خوزستان رتبههای اول تا سوم را کسب کردند. در انتها پیشنهاداتی را جهت بکارگیری ارزیابی مالی در بودجهبندی شرکتها ارائه دادهایم.
مقاله به زبان عربی: آرمانگرایی خیال در شعر سهراب سپهری و عبّاس بیضون (بررسی مقایسهای) (طوباویّه الخیال فی شعر سهراب سپهری و عبّاس بیضون (ذراسه مقارنه))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی قصاید شاعر ایرانی «سهراب سپهری» و شاعر لبنانی «عبّاس بیضون» بیانگر این است؛ خیالی که این دو شاعر بدان متکی هستند، خیالی وسیع است که با عوامل روانی در ارتباط میباشد، و این خیالِ تجسّم یافته در ذهن این دو، بسیاری از اوقات به شکل «ما فوق واقع» و در چارچوب خیال ادبی و رمزی و علمی مطرح میگردد. چیزی که در این بررسی تطبیقی مورد اهتمام است، تلاش در جهت واکاوی بعد خیالی ـ روانی در نزد این دو شاعر است؛ یعنی واکاوی آن ملکهی خلاّق ( = خیال) که توان خود را از حالات روانی دو شاعر مدد میگیرد.
بر این اساس، مقالهی حاضر در پی آن است که به روش تحلیلی ـ توصیفی در مکتب آمریکایی به آرمان گرایی خیال در نزد این دو راه یابد. چنین پژوهشی مستلزم آن است که میان تخیّل آرمانگرایانه و تأمّل در عالم ماوراء طبیعت به عنوان دو عنصر در هم تنیده در ضمنِ تجربهی سهراب و عباس رابطهای یافت گردد. سؤالی که در اینجا مطرح میشود و در پی پاسخگویی به آن هستیم در این جمله خلاصه میشود: مهمترین ویژگیهای مشترکی که در رابطه با آرمانگرایی خیال در شعر سهراب و عبّاس وجود دارد و ما را به مقایسه این دو شاعر وا داشته چیست؟
نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان میدهد، آرمانگرایی خیال در شعر سهراب و عباس ناشی از تأثیرپذیری عمیق این دو از عوامل روحی مشترکی است که در باب پدیدههای طبیعی، انقلابی بزرگ با ابعاد رؤیایی سرشار از بار صوفیانه در ضمیرشان برانگیخته است. ویژگی بارز خیال این دو شاعر که -متکی بر آرمانگرایی روحی و نفسی است- توسّل جستن همسان - از جهت معنا و لفظ- در کاربرد مضامین مشترکی است که براساس رموز صوفیانه و نگرش آرمانگرایانه به رنگ و مکان و زمان و واقعیتهای علمی دارند، بیآن که از هم متأثر شده باشند.
نقد تطبیقی حکایت های بهارستان جامی با داستان های مینیمالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأکید و تمرکز فرمالیست ها بر خَلق فُرم های نو با کمک استراتژی های کلامی، خالقان آثار ادبی را بیش از پیش به سوی مسائل مربوط به فُرم و تکنیک کشاند. نویسندگان این عرصه با بهره مندی از شگردهایی چون بی پیرایگی و سادگی زبان و مفاهیم،غافل گیری،به کارگیری تِمِ جذّاب، خلاصه گویی و کمال ایجاز وواقع گراییبه آفرینش گونه ای داستانی نائل شدند که بر مبنای فُرم و ظرافت های تکنیکی و بیان موضوع در کمترین حجم ممکن برای نفوذ به عمق آگاهی و عواطف خواننده خَلق شد که به مینیمالیسم شهرت یافت. در برخی آثار کلاسیک نثر فارسی همچون «بهارستان» جامی، حکایت های کوتاهی وجود دارد که در پنداشت بعضی پژوهشگران شباهت های فراوانی با داستان های مینیمال دارند و قابل انطباق با مشخّصه های مینیمالیسم می باشند. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی وجوه تشابه و تفاوت حکایت های کوتاه «بهارستان» جامی و مشخّصه های مینیمالیسم را بررسی کرده است و نشان داده است که به رغم نظر برخی از پژوهشگران، حکایت های کوتاه «بهارستان» جامی نه تنها با داستان های مینیمالیستی کاملاً قابل انطباق نیستند، بلکه در کنار شباهت های ظاهری و صوری، تفاوت های بارزی نیز میان آنها وجود دارد.