با توجه به اینکه چندین سال از استفاده و گسترش سیستم های آبیاری تحت فشار می گذرد و در سالهای گذشته حجم عظیمی از توان اجرایی، اعتبارات و فعالیت دولت به این کار اختصاص یافته است، جمع بندی نقاط قوت و ضعف این عرصه از فعالیت های بخش کشاورزی می تواند راهنمایی برای تعیین راهبردهای آینده باشد. از این رو در مطالعه حاضر به ارزیابی و تحلیل فعالیت هایی که در زمینه توسعه آبیاری تحت فشار در سالهای اخیر در استان خراسان انجام شده است پرداخته می شود. در این راستا با استفاده از اطلاعات حاصل از تکمیل پرسشنامه بهره برداران و جمع آوری اطلاعات از ارگان های مربوط، ضمن بررسی خصوصیات اجتماعی - اقتصادی بهره برداران، عملکرد طرح توسعه آبیاری تحت فشار در استان خراسان طی سال های برنامه دوم توسعه مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که عوامل اجتماعی - اقتصادی و فنی در پذیرش این سیستم موثر بوده و سرمایه گذاری در طرح ملی برنامه دوم توجیه اقتصادی مطلوبی داشته است. لذا برنامه ریزی مطلوبتر برای بهبود فعالیت ها در این زمینه توصیه می شود
هدف از انجام این پژوهش، بررسی فعالیت های مربیگری و ارتباط آنها با برخی ویژگی های شخصی مربیان ورزش نوجوانان و جوانان اراک بود. جامعه آماری تحقیق، کلیه مربیان رشته های مختلف ورزشی این شهرستان بودند (110 نفر) که از بین آنها 86 نفر به صورت تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه ارزیابی فعالیت های مربیگری در 13 حیطه بود (8874/0 = ?). برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضرایب همبستگی اسپیرمن و پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد فعالیت های مربیان از لحاظ آموزش، سازماندهی فعالیت ها، ایفای نقش مربیگری، ارتباط با بازیکنان، دانش آمادگی جسمانی، دانش فنی ورزش مربوطه، ایجاد انگیزه در بازیکنان، ارزیابی بازیکنان، ایمنی تمرینات و شناخت وظایف قانونی، در حد خوب و از لحاظ ارتباط با والدین، مراقبت از صدمات و نوتوانی و بازتوانی صدمات در حد متوسط است. هم چنین نتایج نشان داد بین ایفای نقش مربیگری و درجه مربیگری (342/0 =r)، بین ایفای نقش مربیگری و سابقه مربیگری (35/0 =r)، بین دانش فنی رشته ورزشی و سن (39/0 =r)، بین آموزش و سابقه بازیگری (303/0= r)، بین دانش آمادگی جسمانی و رشته تحصیلی (29/0 = r)، بین دانش آمادگی جسمانی و سن (346/0 = r) و بین ارتباط با بازیکنان و سن مربیان (363/0 = r) رابطه آماری معنی داری وجود دارد. بین دیگر متغیرها چنین رابطه ای یافت نشد (05/0 P<).
تفسیر تستری از منظر تاریخی به قرن سوم هجری باز می گردد که از نزدیک ترین تفاسیر قرآن به عصر نزول است. رنگ و لعاب عرفانی و نیز اشتمال آن بر جنبه های کلامی و ادبی از سوی دیگر بر اهمیت آن می افزاید. مهم ترین جنبه این تفسیر، صبغه عرفانی آن است که همواره عارفان و عالمان پس از او به آن توجه داشته اند و بر آنان تأثیر گذاشته است. تستری ضمن تأکید بر صبغه عرفانی، از حدیث و لغت نیز بهره برده است. او در کنار توجه به باطن و تأویل عرفانی آیات، و تمرکز بر آن، به مدد قواعد ادبی و احادیث نبوی، تفسیر ظاهری را نیز مغفول نگذاشته است. تأویلات تستری بدون قاعده و معیار نیست. استفاده های مکرر از نگاه انفسی در آیات آفاقی و نیز آیات ناظر به روابط بشری نشان از قاعده مندی این روش دارد. به دست دادن تبیین رحمانی و اخروی از آیات عذاب و آیات مربوط به دنیا از دیگر قواعد عرفانی است که وی از آن بهره برده است. استفاده از رویکرد موعظه ای در ذیل برخی آیات راجع به صبر، رضا و توکل و ... نیز از جمله رویکردهایی است که بعد از وی نیز دنبال شده است. این مقاله با نشان دادن ضابطه مندی تأویل عرفانی وی، در صدد به دست دادن معیارهایی در این زمینه است.
زمینه: با رشد دانش و آگاهی در مورد ضرورت فراهم سازی برنامه درسی عمومی برای افراد با نیازهای ویژه، طرح همگانی یادگیری به عنوان یک رویکرد آموزشی رایج در آموزش وپرورش ویژه مطرح شد. هدف طرح همگانی یادگیری، کاهش موانع بالقوه یادگیری و افزایش فرصت های یادگیری برای دانش آموزان با نیازهای ویژه است. طرح همگانی یادگیری با متناسب سازی محیط، استفاده از مواد و وسایل آموزشی انعطاف پذیر، ارایه راهبردهای آموزشی متنوع، فراهم سازی فرصت های مشارکت برای همه دانش آموزان و فراهم کردن شرایط پاسخ دهی به روش های گوناگون، زمینه رشد و شکوفایی استعدادهای بالقوه همه دانش آموزان را فراهم می کند.
این نوشتار، خلاصهاى از کتاب جهانىشدن و جهان سوم است. هدف نویسندگان کتاب، پر کردن شکاف بین تحقیقات نظرى و تجربى در زمینه توسعه، جریان سرمایه، مهاجرت، بهداشت، محیط زیست، فرهنگ و مذهب در جهان سوم و تعامل یا تقابل آن با پدیده جهانى شدن است.
دوره غیبت در تاریخ حیات شیعه نقطه عطفی به شمار می آید چراکه جامعه شیعه را دچار حیرت ساخت.یکی از مسائل مستحدثه برای جامعه شیعی چگونگی ارتباط و همکاری با حکومت های مستقربود که از نظر کلامی ، غاصب و جائر تلقی می شدند.این مقاله در صدد پاسخ به این پرسش برآمده که فقیهان شیعه دوره آل بویه در ارتباط با این مساله جدید چگونه می اندیشیدند؟چگونه رفتار می کردند؟مبانی سیاسی، فکری و رفتاری آنها کدام است ؟ در پاسخ به این پرسش ها فقیهان در عین غصبی دانستن حکومت های مستقر، برای بیرون رفت از بحران مبتلا به جامعه شیعی به همسازگری وهمکاری روی آوردند.از این رو، با بهره گیری از متون مختلف، فقیهان به دو دسته معتقدان به «همکاری محدود مشروط»و «همکاری مبسوط مشروط»تقسیم شده اند.
هدف مقاله ی حاضر تبیین جایگاه زنان در نظام مالکیت زمین است. سوال اصلی تحقیق این است: چه عواملی تبیین کننده ی ظهور اربابان زن در غرب ایران است؟ روش تحقیق حاضر کیفی است، شیوه ی گردآوری داده ها بر پایه اسناد و منابع کتابخانه ای بوده و روش تجزیه و تحلیل گراندد تئوری است. در روند تجزیه و تحلیل بر اساس نمونه گیری هدفمند مشخص شد تعداد قابل توجهی از مالکان زمین در کرمانشاه، در دوره مورد بحث، زن بوده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد افول جامعه ی ایلی، جایگاه زنان در جامعه ی ایلی، قانون ارث در اسلام، قانون ثبت اسناد، مهم ترین شرایط علّی تبیین کننده ی ظهور اربابان زن هستند. حضور زنان در نظام مالکیت زمین پیامدهای متعددی داشته است. نقدی شدن بهره مالکانه، زن سالاری، ادعای جایگاه ارباب بزرگ از جمله مهم ترین پیامدهای ظهور اربابان زن بود.
در دنیای معاصر، به ویژه در شهرنشینی، تغییرات چشمگیری رخ داده که زندگی را کنار همسایگان با آسیب های متعددی مواجه کرده است. در این پژوهش، با مطالعه کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی، سه آسیبِ معاشرت و تعامل سازنده نکردن با همسایگان، ضعف مشارکت همگانی در مدیریت مجتمع و مزاحمت های همسایگی را در زندگی آپارتمانی بررسی می کنیم و راهکارهای اخلاقی می دهیم. مهم ترین راهکارها عبارت اند از افزایش آگاهی همسایگان از جایگاه یکدیگر و حقوق متقابلشان، رعایت اصول اخلاقی در مدیریت مجتمع، درک درست از اجتناب ناپذیر بودن برخی اذیت ها در زندگی همسایگی، پایبندی همگان به اخلاق همسایگی و بالاخره یاری گرفتن از مراجع قانونی (آخرین راهکار) با تلاش برای احیای دوستی و برادری.
قرآن کریم استوارترین سند برجای مانده از رسالت پیامبر اسلام است. از این رو هم بداهت عقل و هم صراحت نقل آن را مهم ترین معیار و مرجع در نقد سایر گزاره های دینی می داند. در این نوشتار سعی شده است با جستجوی شواهد قرآنی روایات «باب شکر» کافی شریف میزان سازگاری این روایات با آیات قرآن سنجیده شود. این پژوهش ضمن آنکه نشان می دهد که تمامی 30 روایت این باب با آیات کتاب خدا همساز هستند و از این طریق نمونه هایی ملموس و عینی از موافقت حدیث با قرآن را عرضه می دارد، شیوه ای جدید در عرضه روایات بر قرآن را نشان می دهد که با کنار هم نهادن آیات و ایجاد ملازمه میان آن ها انطباق روایات با آیات به دست می آید و این انطباق گاه تا حد جزئیات روایات پیش می رود.