فردی شدن به این معناست که افراد در جریان افول نهادهای اجتماعی، جهان زندگی خود را بازتولید کنند. تحقیق حاضر با تمرکز بر نهاد خانواده، تغییرات جمعیت شناختی در ایران را بررسی می کند، تغییراتی نظیر افزایش آمار طلاق و کاهش شدید نرخ باروری که نشان می دهد خانواده ی ایرانی دستخوش دگرگونی شده است. در تحقیق حاضر، این دگرگونی با استفاده از شاخص های فردی شدن خانواده مفهوم سازی و بررسی شده است. با توجه به اهمیت و جایگاه خانواده در ایران، هدف، یافتن پاسخ این سؤال است که آیا می توان از فردی شدن خانواده در ایران سخن گفت یا خیر؟ به همین منظور روند تغییرات جمعیت شناختی خانواده با تأکید بر شاخص های طلاق، باروری و ازدواج در فاصله ی سالهای 1335 تا 1393 به شیوه ی روند پژوهی بررسی شده است؛ این بررسی بر اساس داده های مرکز آمار ایران و مجموعه ای از گزارش های معتبر ملی در دو سطح کشوری و استانی انجام شده و در جریان آن رابطه ی بین شاخص های جمعیت شناختی فردی شدن خانواده با مجموعه ای از شاخص های توسعه ی اجتماعی نیز به لحاظ آماری مقایسه شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که تغییرات جمعیت شناختی خانواده ی ایرانی در راستای فردی شدن هر چه بیشتر عرصه ی خانواده، روند مشخصی دارد؛ این تغییرات در تمامی 31 استان کشور مشاهده شده، اما شدت و اندازه ی تغییرات در استان ها بیش از آنکه به تفاوت های فرهنگی و جغرافیایی مربوط شود، تابع سطح توسعه ی اجتماعی و اقتصادی است.
نویسنده، سنت را به معناى دین و تمدن دینى گرفته و به بررسى تضادهاى تجدد با سنت پرداخته است. وى جمودگرایى و التقاط را دو وجه افراط و تفریط، در برخورد با مسئله سنت و تجدد، مىداند و این مسئله را از دیدگاه شهید مطهرى پى مىگیرد.
جهانی شدن مفهومی است ناظر بر فشرده شدن جهان، تشدید آگاهی جهانی، فرایند وابستگی متقابل جهانی و آگاهی از جهان به عنوان یک کلیت یکپارچه. از این پدیده به عنوان عامل گسست بین فضا - زمان و مکان، به عنوان سه عنصر هویت ساز نیز تعبیر و تفسیر میشود. جهانی شدن گرچه فرصت های جدید و ظرفیت های بالقوه قابل ملاحظه ای را به همراه دارد، اما ذاتاً همراه با تهدیدات جدی است. از جمله میتوان به ایجاد بحران هویت در جامعه اشاره کرد. این مقاله با الهام از نوع شناسی کاستلز(Castells)، از هویت در جامعه مدرن شامل هویت مشروع کننده، آزماینده و مقاومتی، که جهانی شدن را به خصوص با تضعیف رابطه میان فهم دینی، عمل دینی و اعتقادات دینی به عنوان مقدمات پیدایش هویت دینی، ابتدا منجر به ظهور هویت مردد، پس ترکیبی و در نهایت هویت غیردینی میشود. با پیدایش هویت غیر دینی، نقش تعلیمات دینی در تربیت افراد در جامعه به عنوان یک معیار ارزشی فراگیر کمرنگ شده ، به حداقل خود رسیده ویا بیتاثیر میشود. این مقالة یک کار تحلیلی است، ضمن پذیرش این ادعا که جهانی شدن امری پویا، روبه جلو و در حال شدن است، آن را نوعی فرایند غیر دینی میداند.
سابقه حضور زرتشتیان در یزد به نخستین ایام ورود اسلام به ایران باز می گردد. تهاجم تیمور و گسترش مصائب آن ها در خراسان و نواحی شمالی باعث شد تا یزد با ویژگی هایی چون امنیت نسبی و مسافت زیاد از مراکز تحول خیز به کانون معتبری در جذب زرتشتیان تبدیل شود. علاوه بر تسری چنین رویکردی به دوران بعد، حیات اجتماعی زرتشتیان عهد ناصری از چند منظر حائز اهمیت می نمود که عبارت اند از تشدید فشارهای اکثریت بر اقلیت، بازتاب حمایت انگلیس از پارسیان هند در روابط آن ها با زرتشتیان ایران، و ظهور دولت مردانی نظیر امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار که طیفی از تلاش اصلاح طلبانة خود را به رعایت حقوق اقلیت ها اختصاص دادند و زمینه مناسبی را در تعاملات بعدی حکومت گران با زرتشتیان فراهم آوردند. بر این اساس، نوشتار حاضر می کوشد تا مبتنی بر اسنادی نویافته از نحوه برخورد حکومت گران با زرتشتیان به دو سؤال اساسی پاسخ دهد؛ اقدامات امیرکبیر در بهبود وضع این اقلیت تا چه حد به ارتقای اعتبار آن ها انجامید؟ هم طراز با نگرش های اصلاح طلبانة عهد ناصری، حمایت انگلیس و کارکرد انجمن اکابر پارسیان چه تأثیری در لغو جزیه از زرتشتیان داشت؟
در مساله مناط نیاز به علت تا قبل از صدرالمتالهین شیرازی دو نظر وجود دارد نظر متکلمین و نظر حکما بنابر نظر اول حدوث زمانی و بنابر نظر دوم همان لااقتضائیت نسبت به وجود و عدم یا تساوی نسبت با وجود و عدم که از آن به امکان تعبیر می شود مناط نیاز به علت است حکما اصل علیت را نیز با استناد به همین امکان اثبات می کنند می گویند چون هر ماهیتی نسبتش با وجود و عدم مساوی است در خروج از حد استوا و تلبس به وجود محتاج مرجح است که همان علت باشد اما از نظر صدر الدین شیرازی بنابر اصالت وجود و اعتباریت ماهیت مناط نیاز به علت در وجود ممکنات است نه در ماهیتشان و این مناط عبارت است از تعلقی بودن وجود آنها وی از این امر به امکان فقری تعبیر می کند صدرالمتالهین البته در بسیاری از کتب خویش در مساله مورد بحث از باب مماشات با قوم از نظریه امکان ماهوی در باربر حدوث زمانی دفاع می نماید اما رای اختصاصی او بنابر تصریح خودش در مواضعی دیگر از کتبش همان امکان فقری است که در مقاله بدان اشاره شده است.
در این مطالعه، اثرات نوسان قیمت نفت بر رفاه خانوارها در دهک های مختلف درآمدی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به قابلیت های مدل تعادل عمومی قابل محاسبه نسبت به مدل های تک معادله ای، این روش انتخاب، و همچنین از معیار تغییرات معادل (EV) به منظور ارزیابی تغییرات رفاه خانوارها استفاده شده است.
نتایج نشان می دهد که اثر نوسانات قیمت نفت بر درآمد، هزینه و رفاه خانوارهای شهری، بیشتر از خانوارهای روستایی بوده و به عبارتی، وابستگی درآمد خانوارهای شهری به قیمت نفت، بیش از خانوارهای روستایی است.
همچنین افزایش قیمت نفت نسبت به کاهش آن، تأثیر بیشتری بر رفاه، درآمد و هزینه خانوارها دارد. نسبت EV به کل مخارج برای ثروتمندان و فقرا تقریباً یکسان است که نشان می دهد با کاهش قیمت نفت، فشار یکسانی به فقرا و ثروتمندان وارد می شود.
در این مقاله داده های بارش روزانه زاهدان از اول ژانویه 1966 تا آخر دسامبر 2005 میلادی برای شناسایی تیپ های بارشی زاهدان بررسی گردید. ابتدا روزهای بارشی استخراج شده و هفت پارامتر بارشی و چهار پارامتر زمانی برای آنها تعریف گردید. سپس بر اساس پارامترهای بارشی و زمانی تعریف شده برای 901 روز بارشی، یک ماتریس 11*616 تشکیل شد. یک تحلیل خوشه ای پایگانی با روش ادغام وارد ( Ward ) روی ماتریس پارمترهای بارشی(7*616) اعمال گردید و بر اساس آن در زاهدان پنج تیپ بارشی شناسایی شد. تیپ های بارشی زاهدان عبارتند از: 1- تیپ بارش متوسط، شدید و پُر رخداد 2- تیپ بسیار کم بارش، خیلی کوتاه مدت، پُر رخداد و خیلی آرام 3- تیپ کم بارش، طولانی مدت و آرام 4- تیپ پُربارش، کم رخداد، طولانی دوام 5-تیپ خیلی پُربارش، کم دوام و خیلی شدید. این تیپ های بارشی بطور مشخصی ویژگیهای بارش در زاهدان را نمایش می دهند.