ر ادبیات مدیریت امروز بر اهمیت خط مشی به عنوان الگوی رفتاری سازمان های دولتی و به طور مشخص نظام اداری، تأکید شده است. از آن جا که حیات مؤثر نظام اداری در گرو "اثربخشی " این الگوی رفتاری است، به این معنا که باید خط مشی های مطلوبی طراحی و اجرا شود که به عملکرد مؤثر نظام اداری منجر شود، این مقاله ابتدا به تبیین مفهوم "مطلوب " در فرایند خط مشی گذاری، و از این منظر به تجزیه و تحلیل و ارزیابی خط مشی پرداخته است. سپس با بررسی ادبیات موجود سعی کرده است نگرش ها و الگوهای خط مشی گذاری را معرفی کند و با توجه به هدف مقاله، مبانی فکری نگرش اقتضای استراتژیک را تبیین نماید. نویسنده با نتیجه گیری از مباحث، نگرش اقتضای استراتژیک را به عنوان نگرش مطلوب خط مشی کذاری در نظام اداری مطرح می کند و پرورش خط مشی با استفاده از این نگرش را توضیح می دهد. مقاله در پایان با مبنا قرار دادن نگرش اقتضای استراتژیک خط مشی گذاری، مشکلات خط مشی گذاری مطلوب در نظام اداری را بیان می نماید. خط مشی، خط مشی گذاری مطلوب، تجزیه و تحلیل خط مشی، ارزیابی خط مشی، نگرش خط مشی گذاری، الگوی خط مشی گذاری، نگرش ا قتضای استراتژیک، نظام ا داری، پرورش خط مشی.
احمد مطر از شاعران برجسته عراقی است که در جهان معاصر عرب شهرت بسیار دارد. از آنجا که قرآن کریم و متون دینی مرجع اصلی الهام همه شاعران است، احمد مطر نیز از این قاعده مستثنی نیست. وامگیری قرآنی در شعر او که برخاسته از درک و خرد هوشمندانه اوست، شیوه ای منحصر به فرد دارد. این مقاله بر آن است تا به سؤالهای زیر پاسخ دهد:
1. آیا نظریه تناص (بینامتنی) در رابطه با اشعار وی قابل توجیه است؟ 2. وامگیری احمد مطر از قرآن کریم، آشکار است یا پنهان؟ 3. آیا همه اقتباسهای او مقبول است؟ 4. آیا «حل یا تحلیل استهزایی» با تقلید از ساختار فواصل آیات قرآن در اشعار او دیده می شود؟ 5. آیا «وامگیری تلمیحی» در شعر وی نمودی دارد؟
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شخصیت در سکوت میان کارکنان و ایجاد بی تفاوتی سازمانی اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان بود که به روش تمام شماری، همگی جزو نمونه تحقیق محسوب شدند (92=n). گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های شخصیت (دنوی و اُسوالد، 2012)، سکوت کارکنان (برینزفیلد، 2009) و بی تفاوتی سازمانی (دانایی فرد و همکاران، 1389) انجام گرفت. از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج، حاکی از وجود ارتباط معکوس و معنادار میان وظیفه شناسی، تجربه پذیری و برون گرایی با سکوت و بی تفاوتی سازمانی بود. یافته های حاصل از تحلیل مسیر نیز نشان داد شخصیت بر سکوت کارکنان و بی تفاوتی سازمانی تأثیری مستقیم دارد و از طریق سکوت کارکنان نیز بر بی تفاوتی اثر غیرمستقیم می گذارد. با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت کارکنان وظیفه شناس، تجربه پذیر و برون گرا، در مقابل مشکلات سازمان سکوت نخواهند کرد و به آینده سازمان حساس خواهند بود. در نتیجه اگر سازمان ها به دنبال ایجاد فرهنگ اظهار نظر در سازمان هستند، باید شخصیت را به عنوان بخشی از فرایند برنامه ریزی منابع انسانی در نظر بگیرند.
ریسک در تولید محصولات کشاورزی به عنوان یک عامل منفی از دیدگاه تولید کنندگان محسوب می شود. لیکن، وجود ریسک تا آنجا که با ایجاد درامد متناسب هزینه های ریسک راجبران نماید مانع از تمایل تولیدکندگان به کشت محصولات نمی گردد. تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت جبران ریسک تولیدکنندگان گندم در استان های ایران و رتبه بندی این استان ها به لحاظ ریسک سیستماتیک با استفاده از الگوی قیمت گذاری دارایی سرمایه (CAPM) و بکارگیری اطلاعات تولیدی وزارت جهاد کشاورزی در دوره 1394-1387 انجام شده است. در این راستا، ابتدا پرتفوی کشوری گندم براساس ریسک و بازدهی تولید این محصول در استان های مختلف تشکیل شد و آنگاه ریسک تولید در هر استان نسبت به ریسک این پرتفوی محاسبه گردید. نتایج مطالعه نشان داد استان یزد با ضریب 45/0 کم ریسک ترین و استان مازندران با ضریب 26/1 پرریسک ترین استان های تولیدکننده گندم می باشند. از نگاه جبران ریسک، درآمد حاصل از تولید این محصول در 14 استان کشور بگونه ای است که ریسک تولیدکنندگان جبران می شود. از این نظر تولید گندم در استان کردستان مناسب ترین و تولید این محصول در جنوب استان کرمان بدترین وضعیت را دارند. علاوه براین، نتایج نشان می دهد عامل اصلی عدم جبران ریسک در برخی استان ها عملکرد کم تولید گندم و در نتیجه قیمت تمام شده بالای محصول در این استان ها می باشد. براین اساس، تمرکز بر بهبود بهره وری گندم در این مناطق توصیه می شود.
دفتر انقلاب اسلامی آن قدر بزرگ و نفیس و پربار است که شرح آن در مجال های کم و فرصت های کوتاه ممکن نیست و همچنین هنوز ناتمام و بگشوده است و هر دم پربارتر و پرمایه تر می شود. یکی از شگفتی های حاصل از انقلاب اسلامی این است که با وجود انواع دشمنی، توطئه و کارشکنی بیگانگان در مسیر توسعه و رشد جامعه انقلابی ایران، پیشرفت های ارزنده و تحسین برانگیز علمی و فنی در کشور را شاهدیم.توسعه آموزش و پژوهش، شکوفایی صنعتی، انقلاب نرم افزاری اسلامی، گسترش نشر و مطبوعات و کتاب خوانی، پیشرفت های حیرت آور در زمینه نانوتکنولوژی، تحولات عظیم در صنعت خودروسازی، پیشرفت های عظیم پزشکی، جایگاه ممتاز در عرصه سلول های بنیادی، دستیابی به فضا و فناوری ساخت و پرتاب ماهواره و... همگی برگ های زرینی از دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصه علم و فناوری اند که افق های روشن تری را نیز در مقابل ما خواهد گشود.
نقش بازار سهام برای رونق بخشیدن به اقتصاد کشور هایی همچون ایران که از یک سو با حجم عظیم سرمایه های سرگردان و از سوی دیگر با کمبود منابع سرمایه گذاری مواجه اند، قابل توجه است. لذا شناخت عوامل تاثیر گذار بر رفتار بازار سهام می تواند گام موثری در جهت دهی سرمایه در اقتصاد ایران محسوب شود. لذا اهمیت آن در اقتصاد کشور روزبه روز بیشتر شده و از این رو مورد توجه مقامات اقتصادی قرار گرفته است. بنابراین تبیین ارتباط بین سیاست های پولی و مالی که در توضیح تحولات بازار سهام از اهمیت خاصی برخوردار است، برای سیاست گذاری های بهتر ضروری خواهد بود.
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر شوک های سیاست پولی و مالی بر بازار سهام ایران است. برای تخمین مدل از الگوی خود رگرسیون ساختاری و داده های فصلی 1389:4-1370:1 استفاده شده است. نتایج حاصل از تخمین مدل بیانگر این است که در کوتاه مدت شوک مخارج دولت تاثیر مثبت و در بلند مدت، اثر منفی بر رشد شاخص قیمت سهام دارد. اثر شوک عرضه پول بر رشد شاخص قیمت سهام در کوتاه مدت و بلندمدت مثبت است. البته در کوتاه مدت این تاثیر گذاری بیشتر از بلند مدت است، به عبارتی اثر گذاری سیاست پولی بر شاخص قیمت سهام سریع تر از اثر گذاری سیاست مالی است. همان طور که نتایج تجزیه واریانس خطای پیش بینی نشان می دهد، در بلند مدت بیشترین نوسانات شاخص قیمت سهام توسط شوک سیاست مالی توضیح داده می شود. با توجه به این امر، تلاش برای ایجاد انظباط مالی در دولت و پرهیز از اعمال سیاست های مالی غیر منتظره و پیش بینی نشده از اهمیت زیادی در بازار سهام ایران برخوردار است.
مطالعات تطبیقی اقتباس، شاخه ای از ادبیات تطبیقی است که به مناسبات بین دو رسانه نظر دارد. عمده ترین تحقیقات در این زمینه، بررسی و نقد فیلم های اقتباسی است. در نقد سنتی اقتباس، میزان وفاداری فیلم به موضوع داستان کتاب معیار اصلی قضاوت است اما در مطالعات اقتباسی نوین، خلاقیت کارگردان اقتباس کننده در خوانش متن ادبی و انتخاب معادل های سینمایی، تعیین کننده موفقیت فرایند اقتباس بینارسانه ای است. تأکید پژوهش حاضر بر این است که حتی در اقتباس های به ظاهر وفادار، بیان سینمایی ممکن است معنای دیگری به موضوع داستانی مکتوب بدهد و باید نقش رسانه را در تولید معنا در نظر گرفت. این موضوع در مورد مطالعاتی «مقایسه تطبیقی داستان و فیلم داش آکل» قابل طرح است. تحقیقاتی که درباره «داش آکل» صادق هدایت و داش آکل مسعود کیمیایی به نقد و بررسی پرداخته اند کمتر به شیوه معناسازی یا خلق درون مایه با عناصر روایی سبکی منحصر به رسانه سینما توجه کرده اند. به همین دلیل حتی اگر یافته های قبلی نکات درستی را طرح کرده باشند این یافته ها در مجموعه منسجمی از یک نوع مطالعه تطبیقی جای نمی گیرند و تفاوت معناسازی بین متن ادبی و متن سینما را در کلیت دو متن نشان نمی دهند.
زمینه و هدف: طرح واره های ناسازگار اولیه الگوی اصلی بسیاری از اختلالات شخصیت هستند، مقایسه طرح واره های ناسازگار اولیه در بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت اجتنابی می تواند پشتوانه ای قوی برای آسیب شناسی روانی و طرح واره درمانی فراهم آورد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه ی طرح واره های ناسازگار اولیه در مبتلایان به اختلال اجتنابی و افراد بهنجار انجام شده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی، 45 نفر از بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت اجتنابی و 45 نفر از افراد بهنجار در شهر اردبیل مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسش نامه ی طرح واره ی یانگ (Young Schema Questionnaire) و پرسش نامه چند محوری بالینی میلون (Millon Clinical Multiaxial Inventory) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS (Ver 17) و آزمون آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین طرح واره های ناسازگار اولیه در بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت اجتنابی و افراد بهنجار تفاوت معنی داری وجود دارد. علاوه بر آن تفاوت معنی داری در طرح واره های حوزه بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت های مختل، گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (001/0>P) و دیگرجهت مندی (007/0=P) در دوگروه مورد مطالعه دیده می شود.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده طرح واره های ناسازگار اولیه در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی ناکارامد می باشند. با شناسایی طرح واره های فوق پیش از ابتلای فرد به اختلال های شخصیت اجتنابی و اندازه گیری شدت این طرح واره ها می توان راهبردهای مداخله ای مناسبی را در جهت کاهش این طرح واره به عمل آورد.
در این پژوهش تاثیر آموزش های شناختی – رفتاری بر میزان رضایت زناشویی زوجین مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش 30 زوج ( 60 زن و مرد ) از بین کلیه ی والدین دانش آموز دختر مدارس ابتدایی ناحیه ی 2 شیراز در سال تحصیلی 87-88 که داوطلب شرکت و دارای شرایط لازم بودند، انتخاب و به روش تصادفی خوشه ای در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. پرسشنامه ی رضایت زناشویی انریچ پیش از شروع آموزش های شناختی و رفتاری در مورد هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش 15 ساعت ( 5 جلسه سه ساعته ) تحت آموزش های شناختی – رفتاری استخراج شده از محتوای پرسشنامه ها قرار گرفتند. در این مدت بمنظور حذف اثر آزماینده، گروه کنترل تحت آموزش های نا مربوط قرار داشت. ( آموزش هایی غیر از آموزش خانواده، مانند روش تربیت درست فرزندان و غیره ) پس از پایان دوره ی آموزشی دوباره پرسشنامه ی رضایت زناشویی در مورد هر دو گروه اجرا شد و با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس دو سویه، یافته های بدست آمده از اجرای بار دوم پرسشنامه ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش های شناختی – رفتاری موجب افزایش رضایت زناشویی زوجین می گردد و در سطح 05/0 معنی دار است. به بیان دیگر، آموزش خانواده به صورت معنی داری موجب افزایش رضایت زناشویی شده است و معلوم شد که جنسیت زوجین تاثیری بر میزان اثر بخشی آموزش های شناختی ندارد