در این تحقیق رابطه بین دلبستگی بزرگسالان و کنش وری ازدواج در 52 زن و شوهر ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است. زوجین پرسشنامه هایی در خصوص سبک دلبستگی ساختار خانواده و سازگاری زناشویی خود تکمیل کردند. تحلیل نتایج نشان داد که رابطه قوی و مهمی بین سبک دلبستگی (خصوصا جفت شدن سبکهای دلبستگی زن و شوهر با یکدیگر)، ساختار خانواده و سازگاری زناشویی وجود دارد به نحوی که نشان دهنده اهمیت دلبستگی زوجین به عنوان مولفه ای مهم در شکل گیری روابط خانوادگی است. روابط بین سبک دلبستگی ساختار خانواده و سازگاری زناشویی برای زنان قوی تر از مردان بوده و چنین به نظر می رسید که زنان بیشتر تحت تاثیر شوهرانشان قرار گرفته باشند تا شوهران تحت تاثیر زنانشان. بحث و نتیجه گیری مقاله عمدتا بر دو موضوع اهمیت کشمکش فاصله در روابط ناسازگار زناشویی و تعبیر و تفسیر تفاوتهای جنسی مشاهده شده متمرکز شده است.
مانسون برگرفته از واژه موسم عربی به معنای فصل است. مانسون ها نسیم های دریایی شدید هستند که بخصوص در آسیای جنوبی و بخشهایی از آفریقا دیده می شوند و تقریباً 6 ماه از سال را از جانب شمال شرقی و 6 ماه دیگر را از جنوب غربی می وزند. مؤلفه غربی باد در مانسون های تابستانی غالب است و آنها گرایش قوی به همگرایی‘ صعود و ایجاد باران دارند. برعکس‘ مولفه شرقی باد در مانسونهای زمستانی غالب بوده و اینها گرایش به واگرایی و نشست هوا دارند و سبب خشکسالی می گردند. مانسون های تابستانی و زمستانی هر دو نتیجه ای از اختلافات روندهای سالیانه دمای حاکم بر خشکی و دریا هستند. سرزمین ایران در خاورمیانه قرار دارد و محدود به دریای عمان‘ خلیج فارس و دریای خزر است. ایران دارای سرزمینی ناهموار است که دور تا دور آنرا کوهستان فرا گرفته و حوضه مرکزی آن مرکب از بیابانها و کوهها است؛ ایران از سطح دریا ارتفاع داشته و در امتداد سواحل شمالی و جنوبی دارای دشتهای ناپیوسته کوچک می باشد. مطالعه مقادیر داده های بارش شهرهای مختلف ایران در ماههای ژوئن تا سپتامبر ( از 11 خرداد تا 8 مهر) طی سالهای 1960 لغایت 1990 نشان می دهند که منطقه جنوبشرقی ایران بواسطه رشته کوههای بشاگرد‘ کوه جبال بارز و هامون جازموریان‘ اقلیم مانسونی دارد. حتی اگر مانسون تابستانی هند قوی باشد‘ تاثیر آن بر بخشهایی از کویر لوت و دشت کویر مشهود است. بنابراین ایران اساساً دارای اقلیم خشک یا نیمه خشک بوده‘ اما در امتداد سواحل خزر دارای اقلیم جنب حاره ای و در جنوبشرقی دارای اقلیم مانسونی است.
تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه ریزی آموزش کارکنان و در واقع نخستین عامل ایجاد و تضمین اثربخش کارکرد آموزش و بهسازی است که اگر به درستی انجام شود مبنای عینی تری برای برنامه ریزی به عنوان نقشه اثربخشی فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن با نیازهای سازمان، حوزه های شغلی و کارکنان و درنهایت اثربخشی آن افزایش خواهد یافت. این مقاله به شناخت نیازهای آموزشی مهارتهای مدیریتی مدیران ستادی، فرمانداران و معاونین استانداری گلستان و ارائه یک برنامه آموزشی ویژه آنان پرداخته است. اصطلاح مهارت که در این نوشتار مورد استفاده قرار گرفته است اشاره به تواناییهایی دارد که الزاماٌ ذاتی نیست اما قابل پرورش است. بخصوص در نحوه انجام وظیفه مشخص و نه در توانایی بالقوه او، انعکاس مییابد بنابراین ضابطه اصلی مهارت اقدام موثر در شرایط متغیر است. اساس این روش بر این اصل استوار است که مدیریت موثر نیازمند مهارتهای سه گانه قابل اکتساب میباشد و ضرورت باز شناختن صفات و کیفیتهای ویژه در مدیران را رد میکند و احتمالا برای مشاهده عمل مدیریت و ادراک آن شیوه سودمندتری ارائه میدهد. این روش ثمره مشاهده مستقیم مدیران در حین کار و بررسی نتایج پژوهشهایی است که عملاٌ در زمینه مدیریت است صورت پذیرفته است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، پیمایشی است که با کمک پرسشنامه محقق ساخته و اسناد و مدارک موجود، نیازهای آموزشی مهارتهای مدیریتی نمونة 104 نفری (فرمانداران، معاونان استانداری، رئیس ادارات استانداری، مدیران ستادی استانداری و سرپرستان بانکها به تعداد 36 نفر و همچنین 69 نفر از مدیران عالی و میانی دستگاه های اجرایی استان گلستان را نشان میدهد. در پایان با توجه به یافته ها، پیشنهادات کاربردی ارائه شده است.
آلبر کامو، نویسنده و متفکر فرانسوی که در سال 1957 به دریافت جایزه نوبل ادبی فائق آمد، از جمله نویسندگانی است که تأثیر قابل توجهی بر جریان روشنفکری و نویسندگی ایرانی داشته است. کامو را جزء نویسندگان پوچ گرا بر می شمارند که در آثارش به مفاهیمی همچون بیهودگی، مرگ، خودکشی و طغیان می پردازد. صادق هدایت نیز یکی از نویسندگان و روشنفکران ایرانی است که مفهوم مرگ به طور ویژه بر آثارش سایه انداخته است. از آن جایی که برخی صادق هدایت را دنباله رو کامو در فلسفه پوچی می دانند، بررسی تطبیقی مفهوم مرگ که یکی از اساسی ترین مفاهیم در آثار هر دو نویسنده است، ارزشمند می نماید. هر یک از دو نویسنده مورد بحث با توجه به اعتبار بالای خود در مقیاس ملی و بین المللی، مورد بررسی های ادبی و فلسفی قرار گرفته اند. این تحقیق نیز خواهد کوشید تا به نوبه خود با رویکردی تطبیقی، از ورای اندیشه کامو و هدایت به بررسی و بحث مفهوم مرگ بپردازد و به دنبال پاسخی برای این سؤال باشد که این دو نویسنده در مسیر پوچ گرایی به کدام مقصد می اندیشند و نقاط مشترک یا اختلاف این مقاصد چیست.
یکی از اسباب سقوط تعهدات تبدیل تعهد است. تبدیل تعهد عملی است حقوقی که به موجب آن تعهد قبلی ساقط شده و تعهد جدیدی که در ارکان با آن متفاوت است جایگزین آن می شود. این نهاد حقوقی سابقه ای در فقه و حقوق اسلامی نداشته و تحت این عنوان شناسایی نشده است. تبدیل تعهد دارای وجوه اشتراک و افتراق با نهاد های مشابه مانند ضمان، حواله، انتقال دین و انتقال طلب می باشد. عده ای عقد ضمان و حواله را از مصادیق تبدیل تعهد می دانند و معتقدند با وجود این عقود، دیگر نیازی به مواد ۲۹۲ و ۲۹۳ قانون مدنی و اقتباس تبدیل تعهد از حقوق بیگانه نبوده است. درمقابل، برخی این دو را یکی ندانسته و قائل به تفاوت آنها در ماهیت و آثار و احکام هستند. در حقوق ایران، ضمان و حواله در زمره عقود معین است و احکام ویژه ای دارد. سوال اساسی این است که ماهیت عقودی مثل ضمان و حواله چیست؟ ضمان مصداق تبدیل تعهد است یا انتقال دین؟ حواله مصداق تبدیل تعهد است یا انتقال دین یا انتقال طلب؟ و مشمول بند ۲ ماده ی ۲۹۲ ق.م. است یا بند ۳؟ این نوشتار در پی آن است که برای سوالات مزبور پاسخهایی استدلالی فراهم آورد.
تخصیص بهینه منابع کمیاب به فعالیتها و پروژه های سود آور و حصول اطمینان از فزونی بازده سرمایه گذاری برای هزینه های تامین مالی در نهایت افزودن بر ثروت صاحبان سهام از وظایف مهم مدیران به شمار می آید . به همین دلیل در سالهای اخیر ، تئوریهای متعددی درباره روشهای تخصیص دارایی ها ارائه شده است که از جمله این تئوری ها می توان به مدل های بررسی سیکل عمر محصول و ماتریس محصول / بازار در متون مدیریت استراتژیک اشاره کرد . محققان این رشته معتقدند با مدیریت صحیح ، امکان افزودن به ارزش شرکت وجود دارد و به موفقیت شرکتهایی استناد می کنند که توانسته اند با بکارگیری مدلهای تخصیص استراتژیک ارزش اوراق بهادار خود را افزایش دهند ، در حالی که بنا به تئوریهی مالی بازارهای کارای عمل تخصیص منابع را بگونه ای بهینه انجام داده ، سرمایه گذاران از اعمال خاص مدیران بهره چندانی نمی برند . در این مقاله پس از بیان نظریه های مدیریت استراتژیک در مورد تخصیص بهینه ی دارایی ها به دیدگاه نظریه پردازان مالی در این رابطه اشاره شده و منازعه میان آنها مطرح خواهد شد .
در گستره شعر شهر گفته می شود ظهور «شهرسروده »های نو در ادبیات جهان و ازآن میان در ادبیات فارسی و عربی متأثر از ادبیات غرب است. ادبیات فارسی و عربی پیوندی دیرینه داشته اند؛ در دوران معاصر نیز تعامل میان این دو همچنان ادامه یافته است. جستار حاضر به بررسی تطبیقی شهرسروده های سهراب سپهری در ادب پارسی و احمد عبدالمعطی حجازی در ادب عربی می پردازد.
این پژوهش، پس از گذری کوتاه بر زندگی و شعر سهراب سپهری، طبیعت سرای برجسته ایران، و با بیان مختصری از زندگی احمد عبدالمعطی حجازی، شاعر برجسته مصری، در آغاز به معرفی اجمالی بدوی گرایی و اصول و مبانی مطرح در آن می پردازد و سپس با مطالعة جهت گیری سهراب سپهری و عبدالمعطی حجازی، نسبت به شهر و روستا، تبلور و نمود بدوی گرایی و ویژگی های مکتب رمانتیسم در شعر دو شاعر بررسی خواهد کرد. مهم ترین ابعاد مورد توجه در گستره اندیشه های مطرح در سروده های دو شاعر عبارت اند از اظهار غربت و اندوه به دلیل ازمیان رفتن گذرگاه روستا، نکوهش شهر و مظاهر مدنیت موجود در آن، ستایش روستا به عنوان زادگاه نخستین نوع بشر و خانه و کاشانه ای که از دیرگاه شوق وصالش را داشته اند، و آرمان سیاحت و سفر درقالب سفر واقعی یا خیالی؛ بخش پایانی مقاله نیز به بیان چگونگی نمود بدوی گرایی و رمانتیسم در اندیشه دو شاعر اختصاص یافته است.
یکی از مؤلفه های اصلی فلسفه پاتنم مخالفت با رئالیسم متافیزیکی است. بنا به قول مشهور، استدلال مبتنی بر نظریه مدل و استدلال مغز در خمره دو استدلالی هستند که پاتنم علیه رئالیسم متافیزیکی طرح کرده است. علاوه بر این دو، برخی معتقداند «پدیده نسبیت مفهومی» پاتنم نیز استدلالی مستقل علیه رئالیسم متافیزیکی ست. پدیده ی نسبیت مفهومی وضعیتی ست که در آن، دو جمله ی ظاهراً ناهم خوان هم زمان صادق اند. در آثار مختلف پاتنم مؤیداتی برای این قول وجود دارد، اما در جایی تقریری کامل و صریح از این استدلال نقل نشده است. در این مقاله، نخست تقریری از استدلال مبتنی بر پدیده نسبیت مفهومی علیه رئالیسم متافیزیکی ارائه خواهیم کرد. سپس نشان خواهیم داد که چنین استدلالی از استدلال مبتنی بر نظریه مدل و استدلال مغز در خمره مستقل نیست. بنابراین نمی توان چنین استدلالی را در عرض دو استدلال اصلی پاتنم در نظر گرفت. عدم استقلال این استدلال دو نتیجه در پی خواهد داشت: نخست آن که پذیرش این استدلال منوط به پذیرش دست کم یکی از دو استدلال قبلی پاتنم است؛ دوم آن که هر نقدی علیه دو استدلال مشهور پاتنم به مثابه نقدی علیه این استدلال خواهد بود.
پایان پذیری سوخت های فسیلی و بحران های زیست محیطی محققان را بر آن داشته تا به دنبال سوخت های جایگزینی باشندکه هم تجدیدپذیر بوده و هم آلودگی کمتری ایجاد کنند. سوخت های بیولوژیک و مخصوصا بیودیزل به عنوان یک سوخت جایگزین در موتورهای دیزل فعلی می باشد. بیودیزل استرهای اسید چرب است که از روغن های گیاهی یا چربی های حیوانی تولید بیودیزل می شود، اما این روغن ها به عنوان غذا مطرح بوده و نمی توانند منابع مناسبی برای تولید سوخت باشند. در این میان میکروجلبک ها با قابلیلت رشد سریع و تولید حجم بالای روغن می توانند به عنوان منبعی برای تولید بیودیزل، می توانند مطرح باشند. میکروجلبک ها نسبت به گیاهان روغنی دارای درصد روغن بیشتری می باشند و قابلیت پرورش در آب و هوای مختلف را دارند. فرآیند تولید بیودیزل از میکروجلبک شامل سه مرحله پرورش، روغن کشی و تبدیل روغن به بیودیزل می باشد که در این تحقیق به نحوه انجام این سه مرحله پرداخته شده است.
"
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر سطح تحصیلات والدین بر مهارتهای اجتماعی و مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون صورت پذیرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع گذشته نگر بوده و جامعه ی آماری آن را 129 دانش آموز 7 تا 12 ساله مدارس استثنایی شهر تهران مبتلا به نشانگان داون در سال تحصیلی 86-1385 و والدین شان تشکیل دادند. این دانش آموزان به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای از مناطق آموزش و پرورش استثنایی شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب شهر تهران انتخاب شدند و سپس پرسش نامه در اختیار والدین آن ها قرار گرفت. جهت تحلیل دادهها از واریانس تک متغیره استفاده شد.
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین سطح تحصیلات مادر و میزان مهارتهای اجتماعی دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون تفاوت معنی دار وجود دارد (001/0>P). در حالی که بین سطح تحصیلات پدر و مهارتهای اجتماعی این دانش آموزان تفاوت معنی داری مشاهده نشد (06/0=P). هم چنین بین سطح تحصیلات والدین و مشکلات رفتاری دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون با مقدار احتمال 52/0=P برای مادران و با مقدار احتمال 46/0=P برای پدران تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: از یافتههای به دست آمده میتوان نتیجهگیری کرد که بین سطح تحصیلات مادران و میزان مهارتهای اجتماعی دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون رابطه ی مستقیم و مثبتی وجود دارد.
"
موضوع اصلی این مقاله، بررسی تفاوت تجارب وحیانی و عرفانی است. نگارنده، پس از بررسی عامل اهمیت یافتن تجارب عرفانی در دورة جدید، به بررسی دو دیدگاه ساختیگروی و ذاتگروی در زمینة تجربة دینی پرداخته و تأثیر این بحث را در تفاوت تجارب عرفانی و وحیانی نشان داده است. طبق ذاتگروی، میان تجارب دینی، هستة مشترکی در کار است که تفاسیر و زبان و معارف فاعل تجربه، در آن تأثیر ندارد؛ ولی ساختیگروی میگوید که هیچ تجربة تفسیر نشدهای در کار نیست. نگارنده نشان داده است که طبق هر دو دیدگاه، تجارب وحیانی از سنخ دیگری هستند.