با بهره گیری از رهیافت اقتصاد سیاسی بین الملل، این پژوهش به بررسی راهبرد سیاست انرژی روسیه در منطقه اوراسیا با تأکید بر نقش انرژی (نفت وگاز) به عنوان وَجه غالب در اقتصاد سیاسی و نیز روابط این کشور با اتحادیه اروپا می پردازد. روندهای موجود، بیانگر آن است که هیئت حاکمه روسیه با تدوین راهبرد بلندمدت این کشور، همواره به دنبال آن بوده اند که روسیه را به عنوان یک امپراتور نفتی و بازیگری که با ارتقای جایگاه خود، قادر به ایفای نقشی ژئوپلیتیک و کلیدی در عرصه انرژی است، مطرح کنند و از منابع انرژی روسیه و نیز انحصار خطوط لوله انتقال انرژی به عنوان ابزاری سیاسی و اقتصادی جهت تأمین منافع ژئوپلیتیکی این کشور در منطقه اوراسیا و به ویژه در روابط با اتحادیه اروپا بهره برداری کنند. امّا به نظر می رسد، این کشور برای رسیدن به چنین هدفی با موانعی اساسی و از جمله حضور قدرت های نافذ فرامنطقه ای همچون چین، امریکا و اتحادیه اروپا مواجه باشد؛ امری که در این پژوهش، قصد تبیین آن را داریم.
در طراحی الگوی توسعه جمهوری اسلامی ایران، موارد اختلاف متعددی در میان نخبگان وجود دارد؛ یکی از این موارد اختلافی، مبانی طراحی الگوی توسعه نظام ارتباطات و فضای مجازی به شکل اعم و مواردی مانند طراحی مبانی شبکه های اجتماعی بومی، به صورت خاص است؛
این مقاله به شناخت و واکاوی همین اختلاف ذهنیت ها در این حوزه می پردازد؛ اینکه آیامی توان فضای مجازی، اینترنت، رسانه های اجتماعی و به طور خاص شبکه های اجتماعی را براساس فرهنگ و هویت هر کشور، سیاستگذاری، مدیریت و برای توسعه برنامه ریزی کرد؟ و اگر ممکن است، اصول حاکم بر آن چه خواهد بود؟ و ... .
این مقاله، تفاوت عمده ای با عموم کارهای پژوهشی موجود در کشور دارد؛ عموم پژوهش های صورت گرفته در کشور، در این حوزه، با اتخاذ رویکردی ماتریالیستی و احتساب فرهنگ به مثابه یک متغیر وابسته در برابر متغیرهای مستقلی مانند فناوری، به دنبال یافتن نوع و عمق تأثیرات فضای سایبر، رسانه ها و شبکه های اجتماعی بر فرهنگ و هویت ما هستند.
در حالیکه در این مقاله، با استفاده از روش کیو، سعی براین بوده است تا ذهنیت های موجود در بین نخبگان، مدیران، سیاستگذاران، فعالان و دست اندرکاران حوزه فضای مجازی را نسبت به نقشی که می تواند فرهنگ و هویت، به مثابه یک متغیر مستقل بر ایجاد شبکه های اجتماعی بومی داشته باشد، را شناخت؛
در این تحقیق با تجزیه و تحلیل پرسشنامه هایی که در اختیار فعالان مؤثر فضای مجازی کشور قرار داده شد، به صورت روشن، در پایان 5 نوع ذهنیت نسبت به این مسئله (نقش فرهنگ و هویت ملی در شکل گیری شبکه های اجتماعی) یافته شد که ابعاد هرکدام از آنها در این مقاله به صورت اختصار ولی گویا توضیح داده شده است؛ امری که پیش از این در پژوهش های مشابه سابقه نداشته است. و در پایان این مقاله نیز براساس درکی که از این ذهنیت ها و نسبت مابین آنها پیدا شده، توصیه هایی عملیاتی برای سیاستگذاران کشور در این حوزه مطرح گردیده است.
ازدیاد روزافزون مواد زائد آلی حاصل از فعالیت های مختلف در کشور، یکی از عوامل اصلی آلودگی محیط زیست می باشد. امروزه با توجه به پایین بودن بازده بهره گیری روش های سنتی، هزینه بالای دفن مواد زائد و آلودگی های زیست محیطی، استفاده از روش های مدرن نظیر هضم بی هوازی برای تولید بیوگاز متداول شده است. بیوگاز جمع آوری شده از فرآیند هضم بی هوازی، بعنوان یک منبع انرژی تجدیدپذیر مشابه با گاز طبیعی ولی با مقدار متان و ارزش حرارتی کمتر قابل استفاده می باشد. اما امروزه با کمک فن آوری های تصفیه و آماده سازی مناسب، دسترسی به بیوگاز با خصوصیات کاملا مشابه با گاز طبیعی امکان پذیر شده است [1]. در حال حاضر بیوگاز بعنوان یکی از منابع عمده تامین انرژی الکتریکی و حرارتی و ضمنا یک گزینه مناسب برای استفاده در موتور چهار ضربه ای، موتور دیزل، موتور استرلینگ، توربین گاز، میکرو توربین گازی و پیلهای سوختی جهت تولید برق می باشد [2]. استفاده از بیوگاز به علل متفاوتی که به مزایای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی آن بر می گردد، در نیروگاههای تولید همزمان برق و حرارت برای تولید انرژی مورد توجه جهان واقع شده است [4و3]. تولید بیوگاز از فن آوری هضم بی هوازی و کاربرد آن در نیروگاههای CHP در ایران می تواند ضمن تامین قسمتی از انرژی مورد نیاز کشور، حرکت در راستای توسعه پایدار را نیز محقق سازد. در این مقاله به ضرورت توسعه نیروگاههای تولید همزمان برق و حرارت بیوگازسوز در کشور، با توجه به بررسی هایی که از جنبه های اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی صورت گرفته است، پرداخته می شود. همچنین برای اثبات اهمیت ضرورت احداث اینگونه نیروگاهها از دیدگاه اقتصادی محاسبات لازم برای یک نیروگاه بیوگاز تولید همزمان برق و حرارت بصورت مطالعه موردی انجام گردیده است.
استوارترین و مطمئن ترین روش در شرح آیات، راهیابی به عمق معنای واژگان قرآن است که راه را برای تبیین مراد خدای حکیم هموار می سازد. این روش در میان مستشرقان نظیر ایزوتسو و برخی از محققان اسلامی به کار گرفته شده است. پژوهش حاضر به معناشناسی مفهوم صبر در قرآن در سه گام معناشناسی واژگانی، میدان های معناشناسی و مطالعات متنی می پردازد. در گام اول با ارائه تعریف معناشناسی صبر و تبیین جهان بینی آن از دیدگاه قرآن، به مقایسه مفهوم صبر در قرآن با مفهوم صبر در پیش از اسلام می پردازد. در گام دوم میدان های معناشناسی و گستردگی معنایی واژه در قرآن بررسی می شود. و در گام سوم به مطالعات متنی صبر در قرآن پرداخته می شود. تعریف صبر و شبکه معنایی و واژه های کلیدی و کانونی و جهان بینی صبر در قرآن در این گام تبیین می گردد. نتیجه بررسی معناشناسی واژگانی صبر بر پایه معنای اساسی و با مطالعه جهان بینی و فرهنگ قومی عرب جاهلی پیش از اسلام، نخست این است که این واژه پیش از اسلام نیز کاربرد داشته و معنای اصلی واژه صبر و دیگر واژه های مترادف آن، همان استقامت و بردباری است و تطورات معنایی واژگانی نداشته است. ولی بر اساس جهان بینی اسلامی، این واژه تطور معنایی والای اخلاقی داشته و ارزش های معنوی دنیوی و اخروی برای آن ترسیم شده است.
این نوشتار، در تلاش است آرا و افکار پروتاگوراس، مؤسسّ و نخستین سوفیست را اصطیاد نموده و سپس به تجزیه و تحلیل آنها بپردازد.نویسنده اثبات خواهد کرد که رویکرد انسانگرایانه پروتاگوراس، فردمحورانه خواهد بود؛ افزون بر اینکه نگاه مبتنی بر احساس او نیز در نهایت به محوریت افراد بشر باز خواهد گشت و همچنین آمیخته بودن با تناقضهای متعدد، حذف خدا از صحنه زندگی و نسبیّتگرایی در اخلاق از برجستهترین پیامدهای انسانمحوری خواهد بود.
اخلاق روزنامه نگاری از مباحث مطرح در قلمرو علم جامعه شناسی، علم ارتباطات و اخلاق کاربردی است. در این عرصه، این سؤال مطرح میشود که«اخلاق» چه جایگاهی در بسیاری از مشاغل و ازجمله روزنامه نگاری دارد؟ آیا اصولاً «اخلاق» و«اصول اخلاقی» میتواند بر روزنامه نگاری حاکم باشد؟ اگر آری، اخلاق روزنامه نگاری دارای چه مشخصه هایی است؟ وظایف اخلاقی یک روزنامه نگار چیست؟ بایدها و نبایدهای اخلاقی در عرصه رسانه های مکتوب، به ویژه برای یک روزنامه نگار شاغل در آن کدام هستند؟ و آسیب ها و چالش های اخلاقی پیش روی روزنامه نگاری چیست؟
این مقاله، در تلاش است تا به اجمال به سؤالاتی از این دست پاسخ دهد و بایدها و نبایدهای روزنامه نگاری طرح نماید.
برونو بتلهایم، روانکاو و روان شناس اتریشی که اصول روان کاوی خود را از مکتب فروید آموخته بود، در معروف ترین اثر خود، کاربردهای افسون، به بررسی قصه های پریان پرداخته است. وی با توجه به رویکردهای روان کاوی فروید این نمونه داستان ها را تحلیل می کند و بر اهمیت قصه در رشد روانی کودک تأکید می ورزد. در این نوشتار برآنیم با توجه به آرای بتلهایم و فروید به تحلیل روان کاوانه هفت قصه پریان ایرانی بپردازیم.
نمونه های مورد مطالعه در این پژوهش هفت قصه پریان از چهار مجموعه اند: قصه های «احمد صیاد»، «باغ گل زرد»، و «خروسک چینی» از جلد اول قصه های ایرانی؛ «آقاحسنک»، و «هفت برادر و یک خواهر» از جلد دوم قصه های ایرانی؛ «شاهزاده و آهو» از سومین مجلد آن؛ و «ملک محمد و صنم گلعذار» از جامع الحکایات. نتیجهبررسی نشان می دهد که با توجه به شباهت ساختاری و محتوایی قصه های پریان در سراسر جهان، تحلیل های روان کاوانه برونو بتلهایم از قصه های پریان در کتاب کاربردهای افسون قابل تعمیم به قصه های پریان ایرانی نیز هست و اصول خوش بینی، لذت در برابر واقعیت، سحر و جادو، جایگزین سازی، برون افکنی، دگردیسی ، نظم دادن به آشفتگی، دستیابی به یکپارچگی و یگانه کردن طبیعت دوگانه، راه حل تعارض های ادیپی، دستیابی به استقلال، خیال پردازی و تلاش برای دستیابی به بلوغ کامل در قصه های ایرانی دیده می شود. این مقاله نمونه ای عملی از کاربرد نظریات بتلهایم برای تحلیل روان کاوانه قصه های ایرانی است. تحلیل این قصه ها سبب ادراک بالاتری از داستان ها می شود و همچنین در بررسی مراحل رشد کودکان از طریق قصه به کار می آید و زمینه های مطالعات تطبیقی ادبیات را نیز فراهم می آورد.
خِرد در اندیشه زردشتی نقش اصلی و محوری دارد و با وجود آفریدگار بزرگ یکی است. کُل آفرینش جهان، از ابتدا تا پایان، با خِرد رهبری می شود. در این مقاله، ابتدا خِرد در متون باستانی ایران (فارسی باستان، گاهان اوستا و اوستای نو) سپس در متون پهلوی نظیر بندهش، گزیده های زادسپرم، و متن دست نویس م.او 29) بررسی شده است. آن گاه چهار نوع خِرد (خِرد همه آگاه، خِرد افزونی، خِرد پرهیزگاران و خِرد غریزی یا آسن خِرد) در متون اوستا و پهلوی مقایسه شده است.
جنگل های پهن برگ خزری یکی از بهترین و با ارزش ترین جنگل های ایران است که به دلیل وجود دریای خزر در شمال و سلسله جبال البرز در حاشیه جنوبی ، شرایط خاصی پدید آمده که متعاقب آن پوششی انبوه و متنوع از گونه های پهن برگ درختی و سایر گونه های علفی مستقر شده است . از طرفی جنگل های خزری در حقیقت باقیمانده جنگل های دوران سوم زمین شناسی است و گونه هائی از قبیل انجیلی ، بلند مازو ، لرگ ، سفید پلت و غیره که در جنگل های خزری یافت می شوند در اروپا جزء فسیل های دوران سوم محسوب می شوند ...
هدف این مقاله بررسی دیدگاه هربرت بلومر در بارة روش شناسی تحقیقات کیفی است. او یکی از اندیشمندان برجستة مکتب شیکاگوست که اصطلاح «تعامل گرایی نمادی» را ابداع کرده است. او از روش کیفی طبیعت گرایانه طرف داری میکند که واکنشی است در برابر سیطرة جامعه شناسی کارکردی- ساختاری و روش های کمّی در علوم اجتماعی. دیدگاه او سبب شد رویکردی تفسیری در علوم اجتماعی تقویت و گسترش یابد. در کانون آثار بلومر، نوع رابطة روش های علوم طبیعی و اجتماعی قرار دارد. او به نقد روش شناسی اثبات گرا و کاربرد تکنیکهای کمّی در تحقیقات جامعه شناسی میپردازد. او روش های کمّی را روش مینامد و استدلال میکند که استفاده از تحلیل متغیر معمولاً، نقش اساسی فرایندهای تفسیری را در شکل گیری رفتار انسان نادیده میگیرد. سرانجام، انتقادات وارد بر دیدگاه بلومر نیز در این مقاله ارائه میشوند.
امکان تامین مالی در بازار سرمایه و حق فروش اوراق بهادار به عموم، تکلیف متقابلی را برای ناشران ایجاد کرده است، «تکلیف افشای اطلاعات». اکثر نظام های حقوقی ضمانت اجراهای متعددی را برای نقض مقررات افشا ایجاد کرده اند. این مقاله ضمن بررسی ابعاد حقوقی و مالی افشای اطلاعات که نقش مهمی در تعیین قیمت عادلانه اوراق بهادار و حفظ بازاری کارآ و منصفانه ایفا می نماید، به مطالعه مسئولیت مدنی اشخاصی که از این مقررات تخطی کرده اند، می پردازد. در این راستا حقوق آمریکا نیز به عنوان نظام حقوقی پیشرو در بازارهای اوراق بهادار بررسی شده است. در حقوق آمریکا سیستم مسئولیت مدنی محض ناشر برای جبران خسارات زیان-دیدگان از نقض مقررات افشای اطلاعات در معاملات اوراق بهادار به کار گرفته می شود، شیوه ای که به نظر می رسد در حقوق ایران نیز بتواند کارآمد باشد.
امروزه مدیریت ریسک به همان اندازه کسب حداکثر بازده برای سرمایه گذاران مهم و حیاتی است؛ لذا بررسی الگوها و ابزار مدیریت ریسک برای سرمایه گذاران سودمند و قابل توجه است. این مطالعه به دنبال آن است تا با استفاده از دو روش الگوریتم بهینه سازی محلی و سراسری و با تکیه بر الگوهای مدیریت ریسک مارکویتز، ارزش در معرض ریسک و ارزش در معرض ریسک احتمالی، اوزان بهینه پورتفوی ها را با هدف حداقل کردن ریسک در سطوح مختلف بازده بیابد، مرزهای کارای آن را رسم کند و مورد مقایسه قرار دهد. برای این منظور، پس از آزمون نرمال بودن توزیع بازده شرکت های انتخاب شده، الگوهای برنامه ریزی غیرخطی پارامتریک برای هر سه الگوی مدیریت ریسک معرفی شده و با استفاده از الگوریتم های بهینه سازی ""حداقل سازی محدودیت دار"" نرم افزار Matlab، تابع بهینه سازی بر اساس روش گرادیان و الگوریتم شبیه سازی بازپخت مرزهای کارا رسم و مورد مقایسه قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهند که تفاوتی در استفاده از الگوهای مارکویتز، ارزش در معرض ریسک و ارزش در معرض ریسک احتمالی (در حالت پارامتریک) وجود ندارد، مرزهای کارای آنها بر روی یکدیگر قرار می گیرد، ضرایب بهینه پورتفوی یکسان است و در نتیجه نتایج مشابهی را ارائه می دهند. همچنین، توصیه می شود برای بهینه سازی الگوهای مدیریت ریسک از روش های سراسری در کنار روش های محلی جهت اطمینان بیشتر استفاده شده و در صورتی که هدف سرمایه گذار، بهینه سازی در حداقل زمان ممکن باشد، جهت دستیابی به اوزان بهینه از روش های محلی استفاده شود.