تلویزیون یکی از مهمترین ابزارهای جامعه پذیری در جوامع مدرن است و سریال های تلویزیونی یکی از بهترین ابزارهای انتقال و تغییر ارزش ها در زندگی اجتماعی. در پس ظاهر «خنثی» و «معصوم» این سریال ها، رفتارهای گفتمانی به نمایش در می آیند که حکم تعریفی تلویحی از واقعیت اجتماعی را دارند و در نهایت نحوه فاعلیت ذهن ما را تعیین می کنند. هدف این مقاله، تحلیل نشانه شناختی شیوه های بازنمایی ازدواج در سریال های تلویزیونی بوده است. بدین منظور با استفاده از روش نشانه شناسی، به بررسی پنج سریال تلویزیونی پربیننده ایرانی در دو دهه مختلف (70 و 80) پرداخته شد. نتایج نشان داد که در این سریال ها با دست کم، سه گونه بازنمایی ازدواج در این سال ها روبرو بوده ایم: ازدواج سنتی، ازدواج نیمه سنتی و ازدواج مدرن. هر یک از این شیوه ها با دلالت های رسانه ای مختلفی رمزگذاری شده اند.
:شهرهای خلّاق به عنوان مراکز نوآوری، خلّاقیت و تبدیل ایده به ثروت، قلمداد می گردند. از آن جا که ایده و نوآوری عناصر اصلی رقابتی در عصر جهانی شدن، هستند؛ داشتن شهر خلّاق، آرزوی هر جامعه ای است. اما، به واقع شهر خلّاق چگونه شهری است و چه ویژگی ها و شاخص هایی دارد؟ شرایط لازم برای این که شهری خلّاق باشد چیست؟ چگونه خلّاقیت شهروندان باعث توسعه می گردد؟ این تحقیق با بررسی تحلیلی موضوع سعی در پاسخ دادن به سئوال های مذکور دارد. روش تحقیق پژوهش مورد نظر توصیفی- تحلیلی با رویکرد کیفی بوده و هدف مقاله حاضر دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش یعنی، یافتن شرایط لازم برای شهرهای خلاق و راهبردهای آن می باشد.اساس اقتصادی شهرهای خلاق بر پایه فرهنگ و منابع فرهنگی است و از مفاهیمی چون صنایع فرهنگی، صنایع خلّاق و اقتصاد خلّاق سخن به میان می آید. جذب و پرورش استعدادها و ایده ها نیازمند محیطی تنوع پذیر، بردبار و باز است. اگر شهری موفّق به جذب افراد خلّاق و به کارگیری آن ها در مدیریت، اقتصاد و صنایع فرهنگی باشد می تواند در صحنه رقابت و توسعه اقتصادی نیز موفّق عمل نماید. در این میان کلانشهر تبریز، نقش و جایگاهی ویژه در عرصه ملّی و بعضاً بین المللی ایفا می نماید و سهم عمده ای در بروز فعالیت های نوآورانه و عرصه اقتصاد خلاق دارد و به لحاظ دارا بودن پیشینه تاریخی و فرهنگی، وجود آثار تاریخی- مذهبی در سطح شهر و دارا بودن امکانات و پتانسیل های زیست محیطی جهت جذب گردشگران داخلی و خارجی، اولین بودن این شهر در تمام زمینه ها، توسعه مناطق آزاد و صنعتی، طرح ساختاری مناسب اقتصادی و سابقه اقتصادی مطلوب، زیرساخت های حمل و نقل عمومی و خصوصی، داشتن ارتباط با سایر نقاط جهان از طریق ارتباط از راه دور و دیگر ارتباطات، قابلیت تبدیل شدن به یک شهر خلاق را دارد
قانون اساسی یکی از مهم ترین مفاهیم در حقوق عمومی است که تئوری ها و برداشت های متعددی از آن توسط حقوقدانان و نیز اندیشمندان علم سیاست و فلسفه ارائه شده است. جان رالز فیلسوف سیاسی و نظریه پرداز عدالت، در تئوری کلان خود درباره عدالت به برخی از مفاهیم حقوقی مرتبط با نظریه خود پرداخته است. یکی از این مفاهیم، قانون اساسی است که رالز با دقت نظر ستودنی، به این مفهوم پرداخته است. او کوشش کرده است با استفاده از تئوری های حقوق اساسی خصوصاً در امریکا به این مفهوم بپردازد و به تعریف، مشخص کردن لایه های آن، مشروعیت و نیز اصلاح آن بپردازد. از آنجا که فهم قانون اساسی در امریکا، بدون بررسی دادرس اساسی ناممکن است، رالز ضمن بررسی قانون اساسی به نقش مهم این نهاد در توسعه و تفسیر قانون اساسی نیز پرداخته است. قانون اساسی، در اندیشه رالز به اندازه ای اهمیت دارد که او دموکراسی را نیز در پرتو این مفهوم می بیند در این مقاله، کوشش شده است با بررسی آثار رالز فهمی از نظریه قانون اساسی او ارائه شود. روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و با تأکید بر آثار رالز تلاش شده است تا مفهوم قانون اساسی در اندیشه پیچیده او مشخص شود. پرسش اصلی این تحقیق آن است که قانون اساسی در اندیشه رالز به چه معنا است و چه جایگاهی دارد؟ فرضیه این تحقیق بر آن استوار است که بدون فهم نظام اندیشه رالز و مفاهیم کلیدی مانند لیبرالیسم اساسی و عدالت نمی توان جایگاه قانون اساسی را در اندیشه او درک و فهم کرد.
هدف اصلی این پژوهش تأثیر وسهم هر یک از عوامل فردی، روان شناختی و سازمانی در پیش بینی شایستگی کارکنان شهرداری کرج است. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه مورد پژوهش عبارت از از تمام کارکنان (زن و مرد) شاغل در شهرداری های شهر کرج در سال 1394 است. نمونه آماری شامل 300 نفر از کارکنان است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسش نامه های خلاقیت سازمانی، جو سازمانی، ارزیابی شایستگی مدیران، توانمندسازی روان شناختی، هوش هیجانی و انگیزش شغلی استفاده شد. نتایج آلفای کرونباخ حاکی از پایایی مناسب ابزار اندازه گیری بود. نتایج نشان داد که بین توانمندسازی روان شناختی با شایستگی، و شایستگی با جو سازمانی و هوش هیجانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، ولی بین شایستگی با خلاقیت رابطه معنی داری یافت نشد. نتایج پژوهش نشان داد که مدل طراحی شده براساس متغیرهای فردی نتوانست به صورت معناداری تغییرات شایستگی را تبیین کند (78/1 F= و 05/0 P> ). از بین متغیرهای وارد شده به مدل (هوش هیجانی، خلاقیت، انگیزش شغلی و توانمندسازی روان شناختی) تنها متغیرهای توانمندسازی روان شناختی و هوش هیجانی وارد مدل شده و توانستند تغییرات شایستگی را تبیین کنند (561/92 F= و 01/0 P< ) و عوامل سازمانی نیز توانستند به صورت معناداری تغییرات شایستگی را تبیین نمایند (95/30= F و 01/0> P ). یکی از پیشنهادهای علمی به دست آمده از این تحقیق این است که مدیران شهرداری کرج می توانند با افزایش سطح شایستگی کارکنان براساس سهم و تأثیرهر یک از عوامل فردی، روان شناختی وسازمانی بر میزان بهره وری سازمان خود بیافزایند. نتایج این تحقیق کاربردهایی برای بهبود شایستگی کارکنان شهرداری کرج دارد که در این مقاله به آن ها پرداخته می شود.
با توجه به تاثیر مثبت اندیشی بر جوانب مختلف زندگی افراد، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سبکهای دلبستگی و سبکهای مقابله با استرس در پیش بینی مثبت نگری دانشجویان بود. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اراک بودند که از بین آنها 160 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات موجود بوسیله آزمون دلبستگی بزرگسال کولینز و رید ( RASS )، آزمون مقابله با موقعیت استرس زا اندلر و پارکر ( CISS )، و پرسش نامه مقیاس حالت عاطفی مثبت و منفی ( PANAS ) مورد ارزیابی قرار گرفت. به منظور آزمون فرضیه ها، از آزمون های آماری همبستگی پیرسون وتحلیل رگرسیون چند متغیری استفاده شده است. همچنین، تجزیه و تحلیل دادهای پژوهش حاضر با نرم افزار SPSS-16 صورت گرفت. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن و سبک مقابله ای مسئله مدار با مثبت نگری همبستگی مثبت و بین سبک دلبستگی ناایمن و سبک مقابله ای اجتنابی و هیجان مدار با مثبت نگری همبستگی منفی و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که سبک دلبستگی ایمن 27 درصد و سبک مقابله ای مسئله مدار 37 درصد از مثبت نگری دانشجویان را پیش بینی می کند. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که سبک دلبستگی و سبک مقابله ای عامل مهمی در پیش بینی مثبت نگری دانشجویان هستند و توجه به نقش تجارب اولیه کودکی و مهارتهای حل مساله در برنامه های آموزشی ضروری است.
لذت به عنوان محوری ترین کیفیت نفسانی که غالب حالت ها و ملکات درونی و تحرکات جوانحی و افعال جوارحی آدمی را متأثر می سازد و زیرساختی برای بسیاری از خواسته ها وتمایلات او به شمار می آید، فیلسوفان مسلمان را بر آن داشته تا ماهیت و عناصر شکل دهندة آن را مورد کاوش نظری و تأمل عقلانی و تجربی قرار دهند، نظر به تفاوت برجسته ترین دیدگاه های ارائه شده و اهمیت موضوع در انسان شناسی فلسفی بر آن شدیم ضمن تجزیه و تحلیل آرای مطرح، به مقارنه و مقایسه آن ها بپردازیم. از میان این نظریات سه دیدگاه علمی بنیانی برای دیگر آرای مطرح شده محسوب می شوند، نظریة بازگشت انگاری به حالت طبیعی که برای نخستین بارتوسط محمدبن زکریای رازی عنوان شد؛ نظریة آسایش انگاری اخوان الصفّا و نظریة سازگاری ادراکی لذت با موقعیت و شرایط نفسانی طبیعی انسان که از سوی مشهور فیلسوفان مسلمان طرح شده است. با انتقاد از دو دیدگاه نخست، نظریة سوم را نزدیک به واقعیت یافته ایم، لیکن آن را نیازمند تکمیل دیده ایم.
یکی از نویسندگان حوزه کودک و نوجوان ایران، هوشنگ مرادی کرمانی است که بیش از دیگر نویسندگان به فرهنگ مردم در آثارش توجه آگاهانه داشته است. وی در بیشتر آثارش از انواع ادبیات عامه ازجمله اشعار عامه بهره گرفته است؛ به گونه ای که کاربرد اشعار عامه و طنز از ویژگی های مهم سبک این نویسنده است و بازتاب این اشعار در هر کدام از داستان های طنزآمیز وی نیز به گونه ای خاص است؛ با توجه به این امر در پژوهش حاضر بازنمایی اشعار عامه در شش اثر داستانی طنزآمیز هوشنگ مرادی کرمانی برمبنای نظریه تحلیل گفتمانی ون لیوون کانون توجه بوده و از روش توصیفی تحلیلی برای بررسی و تحلیل استفاده شده است. دیدگاه ون لیوون برپایه بررسی کنشگران اجتماعی شکل گرفته است. وی مؤلفه های مختلفی را برای بررسی این کنشگران ارائه می دهد. در این جستار با توجه مؤلفه های حذف و ذکر مشخص شد کنشگران اصلی اشعار عامه در آثار داستانی طنز هوشنگ مرادی کرمانی، معمولاً ذکر می شوند و در بیشتر موارد روستاییان کنشگر فعال هستند و افرادی با اصالت شهری بیشتر نقش پذیرنده و منفعل را دارند. همچنین کودکان و نوجوانان نیز معمولاً در نقش پذیرنده و منفعل ظاهر می شوند. زنان در برخی موارد نقش منفعل و در برخی موارد نقش فعال را بر دوش می کشند. مؤلفه تشخص زدایی و تشخص بخشی و تعیین ماهیت نیز در بازنمایی کنشگران اشعار عامه دیده می شود که تأکید نویسنده بر نقش روستاییان در حفظ اشعار عامه را نشان می دهد.
Purpose: The aim of this research was investigate the effect of participative management and self-regulation on conflict management of managers with mediate role of spiritual transcendence. Methodology: The present study is applied in terms of purpose and in terms of implementation, it was descriptive-correlation. The research statistical population was the male and female teachers of one and two districts of Urmia city in 2019-20 academic years. According to the Cochran’s formula, 343 people were selected as the sample by the stratified sampling method based on the service area. The research instruments was the questionnaires of participative management (Feyzi & et al, 2009), self-regulation (Bouffard & et al, 1995), conflict management (Thomas & Kilmann, 1974) and spiritual transcendence (Piedmont, 1999). Data were analyzed with methods of Pearson correlation coefficients and structural equation modeling in SPSS-19 and Smart PLS-3 software. Findings: The findings showed that participative management and self-regulation on spiritual transcendence, and participative management, self-regulation and spiritual transcendence on conflict management had a positive and direct effect. Also, participative management and self-regulation with mediating spiritual transcendence on conflict management had a positive and indirect effect (P<0.05). Studies have shown that the research the model had the fit well. Conclusion: Spiritual transcendence was a good mediator between participatory management and self-regulation with conflict management, so according to the results to improve conflict management of managers can improve the level of their participative management, self-regulation and transcendence through training workshops.
تلعب المجلات فی یومنا المعاصر دورا هاما فی انتقال المعلومات العلمیة العالقة. والمجلات إضافة إلى دورها فی الاستعمالات العلمیة، تبیّن معطیات المجتمع العلمی فی أوسع نطاق من حیث العالم والوطن والمنطقة وتعتبر لوحة من الحیاة العلمیة للمجتمع. تحلیل المحتوی والإحصاء منهجٌ دراسیٌّ یستعمل لدراسة موضوعیة ومنتظمة وکمّیة للمحتوى الظاهر للرسالات الارتباطیة ولوصف نطاق وسیع من النصوص. تعتبر مجلة آفاق الحضارة الإسلامیة المحکّمة واحدة من المجلات المعتمدة والمهمة فی مجال الحضارة الإسلامیة فی إیران والتی وصل نشرها إلى عدد 13 وتمّ طبع 84 مقالة فیها من 152 کاتبا وکاتبة بشهادة جامعیة معتبرة ومن 39 جامعة ومؤسسة تعلیمیة. هذه المقالة تطرقت إلى دراسة إحصائیة وتحلیلیة لعدد کاتبی المقالات وشهاداتهم ومدى التعاون بینهم والمراکز والمؤسسات الناشطة فی المجلة و... . ومن هذا المنطلق حصلت المقالة على النتائج التالیة: إنّ 33 مقالة کتبت بصورة منفردة و51 مقالة أیضا کتبت بصورة مشترکة و32 مقالة من المقالات المشترکة کتبت بتعاون الزملاء الجامعیین و19 مقالة بتعاون الأشخاص المختلفین من الجامعات المختلفة. یختص نصف موضوعات المقالات بالنقد وتحلیل النصوص. کتب 14 مقالة بواسطة أعضاء هیئة التحریر بمتوسط 38/9 وهو عدد مقبول. وقد أستفید من 2353 مصدرا فی المجموع والمتوسط لکل مقالة یکون 1/28 وهو أیضا عدد مقبول. وکذلک 1928 مصدرا یعنی 94/81 بالمئة منه له متوسط عمری أکبر من 14 سنة.