نگرانی های تاریخی از نقض تفکیک قوا، سوءاستفاده از صلاحیت تفسیر قانون و ادعای جامع و مانع بودن قوانین موضوعه، موجب تردیدهایی در به رسمیت شناختن تأسیس تفسیر قانون و به ویژه تفسیر قانون اساسی شده است تا جایی که برخی به نفی مطلق صلاحیت تفسیر قانون از سوی هر مرجعی غیر از قانون گذار معتقد شده اند. تأمل در واقعیات عرصه عملی اجرای قانون اساسی نشان می دهد صرف نظر از وجود ابهام، اجمال و تعارض در نصوص قانون اساسی و نواقص طبیعی این قانون، وجود برخی ویژگی های خاص در قانون اساسی، موجد ضرورت، اهمیت و لزوم مضاعف و متمایز تفسیر این قانون نسبت به سایر قوانین و مقررات در نظام حقوقی است. کلی بودن، انتزاعی بودن، ثبات و صبغه اخلاقی مفاد قانون اساسی در کنار جایگاه و کارکرد ویژه این قانون، از جمله این ویژگی های خاص است. به این موارد باید فقر منابع و ادبیات حقوق اساسی را نسبت به ادبیات تخصصی سایر شاخه های دانش حقوق افزود.
خواجه نظام الملک در سیرالملوک سعی دارد با گزینش طرحی از عدالت که به دایره ی قدرت یا چرخه ی عدالت معروف است، با جلوگیری از ظلم بر رعیت قدرت حاکمیت را تحکیم بخشد. در این پژوهش تلاش شده است با طرح این برداشت رایج از عدالت، مقایسه ای تحلیلی از متن سیرالملوک با نظرات کلامی ابوالحسن اشعری در این باب مطرح شود. از این رو، با تجزیه و تحلیل حکایات سیرالملوک و استناداتی از اشعری، نظرات این دو درباره ی عدالت، مسئولیت و حساب رسی حاکمان و صحابه ی پیامبر اسلام مورد بررسی و پژوهش قرار می گیرد. یافته های این پژوهش مشخص می کند که خواجه نظام الملک در مقام وزیر در باب عدالت نظریاتی متفاوت از اشعری ارائه کرده است و اساساً گفتمان عدالت در سیرالملوک با مبانی کلامی ابوالحسن اشعری از یک سنخ نیست، و با نوع استدلالات اشعری، بنا به کارکرد متفاوت آن، نمی تواند هم آهنگ باشد.
ارتباط وثیق دو مقوله «دین» و «اخلاق» که گزاره های مشترک فراوانی دارند، از جمله مسائلی است که به طور جدی، مطمح نظر اندیشمندان و متفکران بوده است. در این مقاله، ابتدا برای احتراز از خلط بحث، غرض از «دین» و «اخلاق» مشخص شده و سپس رابطه «دین» و «اخلاق» در سطوح چهارگانه، ترسیم گشته است؛ این سطوح عبارت است از: سطح اول: ارتباط مضمونی؛ سطح دوم: ارتباط به لحاظ اعتبار و حجیت و ابتنای یکی بر دیگری در این جهت؛ سطح سوم: کمک دین و اخلاق به اجرا و تحقق خارجی یکدیگر، فارغ از دو سطح قبل؛ سطح چهارم: کمک به شناسایی حیطه و مضمون یکدیگر. تفکیک این سطوح، به فهم بهتر رابطه «دین» و «اخلاق»، کمک شایانی خواهد کرد که در این مقاله به آن پرداخته شده است.
محمد بن زکریای رازی از اشخاص برجسته در تاریخ علم دوره اسلامی است که در آثار محققان به داشتن نگرش ضدِ ارسطویی و روش تجربی در علومی چون پزشکی و کیمیا شناخته شده است. از همین رو، برخی از پژوهشگران روش عقلی رازی را ستوده و او را هم طراز دانشمندان عصر جدید دانسته اند. اما مسئله ای که کمتر بدان پرداخته شده است، رابطه میان این رویکرد عقلی و آن گرایش تجربی است؛ به عبارت دیگر چگونه «عقل» و «تجربه» در فردی چون رازی با هم جمع شده اند و رابطه میان آن دو به چه ترتیب بوده است؟ در پژوهش حاضر با بررسی جامع نظرات رازی در باب «عقل» و «تجربه»، این نتیجه به دست آمد که تفاوت فکری و روش متمایز علمی رازی نسبت به دیگر دانشمندان دوره خود، به ویژه فیلسوفان مشایی، از تعریف متفاوت او از عقل بشری و تعیین جایگاه آن در زندگی انسان ناشی می شود. به عبارت دیگر اتکای رازی به تجربه نه تنها با گرایش عقلی او در تضاد نیست، بلکه این اندیشه او برآمده از تاکیدش بر نقش عقل و سهم برابر همه انسان ها از آن است. مولفه های جهان فکری او نیز با ملاحظه تعریف او از عقل قابل توضیح است، تعریفی که شاکله جهان بینی علمی وی را تشکیل داده است.
تحلیل و بررسی فعالیت های علمی یک جامعه، نقش مهمی در برجسته کردن نقاط ضعف و قوت این گونه فعالیت ها دارد و زمینه را برای کاهش موانع پیشرفت علمی فراهم می کند. این مقاله به منظور تحلیل روش ها و موضوعات مقاله های علمی - پژوهشی چاپ شده در مجلات جغرافیایی ایران در 5 سال (از ابتدای سال 1388 تا انتهای سال 1392) تهیه شده است. واحد نمونه این تحقیق، مجموع مقاله های چاپ شده در سه مجلة «جغرافیا و توسعه»، «تحقیقات جغرافیایی» و «فضای جغرافیایی» است که 596 مقاله را شامل می شود. معیارهای انتخاب مجلات نمونه عبارتند از: داشتن درجه علمی - پژوهشی، چاپ منظم و متوالی مجله طی سال های مطالعه شده، فراگیربودن عنوان مجله برای موضوعات جغرافیای انسانی و طبیعی و انتخاب یک مجله از دانشگاه آزاد اسلامی. تحقیق حاضر بر این فرض استوار است که فضای حاکم بر جغرافیای ایران بر جغرافیای کمّی و آماری تکیه دارد و موضوعات نظری و تبیین دیدگاه های تئوریک، جایگاهی در نوشته های جغرافیایی ندارند. روش تحقیق در این مطالعه، روش تحلیلی از نوع فراتحلیل است و شیوة جمع آوری اطلاعات، اسنادی است. نتایج نشان می دهد کوشش مسئولان نشریه ها، موجب چاپ مداوم و روند صعودی در تعداد مقاله ها است. رویکرد غالب در مقاله ها، رویکردی پوزیتیویستی و مطالعات پایه و نظری بسیار اندک است. موضوع بیشترین مقاله ها در هر سه نشریه در حوزة اقلیم شناسی است و روش مطالعات هم بیشتر از نوع اسنادی است. ناهمگونی و بی عدالتی فضایی در تحقیقات جغرافیای کشور بسیار محسوس است. تنها ده درصد از مطالعات، دربردارنده مطالعات ملی است. همة مقاله ها آزمون نظریه های موجود را دربردارد و نظریة جدیدی ارائه نشده است. سه مجله در 10 شاخص، نکات مشترک زیادی داشتند و به همین دلیل، نتایج حاصل از این تحقیق به سایر مجلات جغرافیایی کشور تعمیم داده می شود.
کتاب «آیین قرائت وکتابت قرآن کریم در سیره نبوی را می توان در زمره مطالعات قرآنی- حدیثی دانست که مؤلف آن کوشیده است ضمن توصیف چگونگی بنیان گذاری قرائت و کتابت قرآن از سوی رسول خدا، الگوهای اسوه حسنه را در مباحث آموزش و ترویج قرآن برای نسل جوان امروز جهان اسلام تبیین و تحلیل کند. نویسنده در نوشتار حاضر، کتاب مذکور را در بوته نقد و بررسی قرار داده است. از این رو، در ابتدا پرسش های اساسی مد نظر نویسنده کتاب و نیز مهم ترین نتایج بدست آمده وی را برمی شمارد. سپس، ساختار کتاب را با ذکر بخش ها و فصول کتاب و محتوای آن ها تشریح می کند. در انتها، برخی ایرادات کتاب را مطرح می نماید.
غذا در کنار سایر مؤلفه های فرهنگی، مثل آداب ورسوم و زبان، یکی از عناصر اساسی جاذبه فرهنگی گردشگری به شمار می رود. با وجود این، به اهمیت جاذبه های گردشگری غذا در برنامه ریزی مقاصد گردشگری کمتر توجه شده است. این مقاله به بررسی تأثیر ظرفیت های گردشگری غذا در مرکزیت فضایی مقاصد گردشگری می پردازد. بدین منظور از رویکرد تحلیل شبکه مقاصد گردشگری و مدل جاذبه در استان مازندران استفاده شده است. بنابراین تعاملات فضایی گردشگری غذا بین شهرستان های استان با توجه به تعداد و تنوع جاذبه ها و زیرساخت های گردشگری آن ها و عامل فاصله به منزله عامل محدودکننده روابط فضایی گردشگری تعیین شد و شاخص های مرکزیت درجه، مرکزیت بردار ویژه و مرکزیت بینابینی با استفاده از نرم افزار یوسینت محاسبه و در محیط جی آی اس به نقشه تبدیل شد. نتایج نشان می دهد که گردشگری غذا می تواند چشم انداز ظرفیت های توسعه گردشگری ناحیه ای را تغییر دهد؛ به طوری که شهرستان بابل به رغم برخورداری کمتر از زیرساخت های گردشگری در مقایسه با برخی شهرستان های استان مازنداران، بیشترین مرکزیت درجه گردشگری غذا را داشته و مناسب ترین ناحیه برای توسعه گردشگری غذا است. همچنین مناسب ترین مراکز برای استقرار مراکز نظارت بر کیفیت خدمات گردشگری غذا و تأسیس مراکز اطلاعات و هدایت گردشگران در شرق استان، شهرستان بابل و آمل و در غرب آن، شهرستان چالوس است.
هدف این پژوهش ارائه الگویی در مورد نقش پنج عامل بزرگ شخصیت در پیش بینی سبکهای مدیریت با واسطه گری مؤلفه های صبر بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام مدیران واحدهای مختلف سازمانها و ادارات دولتی شهر شیراز بود. از میان این افراد، 258 مدیر به روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و با تکمیل فرم کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت، مقیاس صبر و پرسشنامه سبک رهبری رابطه/ وظیفه مدار در این پژوهش شرکت کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که این الگو از برازش خوبی برخوردار است. هم چنین نتایج تحلیل بعد از برازش کامل داده های الگوی مورد نظر نشان داد پنج عامل بزرگ شخصیت به طور مستقیم و غیر مستقیم پیش بینی کننده معنادار سبکهای مدیریت است. مؤلفه های رضایت و استقامت صبر نیز در ارتباط میان شخصیت و سبکهای مدیریت نقش واسطه ای نشان داد. از یافته های این پژوهش می توان این گونه نتیجه گیری کرد که مؤلفه های صبر می تواند به عنوان متغیر واسطه ای تأثیر ویژگیهای شخصیتی منفی (مانند روان نژندگرایی) بر سبکهای مدیریت را تعدیل، و تأثیرات ویژگیهای شخصیتی مثبت (مانند توافق پذیری و گشودگی در تجربه) بر این سبکها را تقویت کند. بنابراین پیشنهاد می شود در حوزه مدیریت به منظور بهبود عملکرد مدیران راهبردهای آموزشی صبر مورد استفاده قرار گیرد.