در این مقاله، رویکرد ساخت گرایی اجتماعی در حوزه فلسفه و جامعه شناسی علم معرفی و بررسی می شود. از دید فلسفی، ساخت گرایی اجتماعی با شکست فلسفه های علم استاندارد، چه اثبات گرا و چه ابطال گرا و مطرح شدن تزهایی مانند نظریه بار بودن مشاهدات، تعین ناقص نظریات و قیاس ناپذیری پارادایم ها، رقیب فلسفه های استاندارد علم است.از لحاظ تاریخی، ساخت گرایی اجتماعی، در دو جریان جامعه شناسی معرفت و جامعه شناسی علم ریشه دارد و به دنبال رسیدن به فهمی درست و کامل از علم در زمینه اجتماعی آن است. با توجه به جایگاه ساخت گرایی اجتماعی، در بررسی این رویکرد تلاش شده است از متون جامعه شناسی، در کنار متون فلسفه علم استفاده شده، انواع بر ساخت گرایی اجتماعی، ادعاها و نتایج هر کدام، به دقت بررسی گردند.در نهایت، انتقادهای مطرح شده درباره ساخت گرایی اجتماعی و پاسخ های آنان بررسی می شوند تا نقاط ضعف و قوت این جریان مشخص گردند.
جنبش های اجتماعی در زمره پدیده های اجتماعی تاثیرگذار دوران مدرن قرار می گیرند. جامعه شناسان جنبش های اجتماعی را از عوامل مهم دگرگونی و تغییرات اجتماعی تلقی می کنند، هر چند در زمینه میزان تاثیرگذاری آنها اجماع نظر ندارند. جامعه شناسان کنشگرا اعتبار بیشتری برای این پدیده قائل هستند. جنبش های اجتماعی را می توان بر اساس محوریت افکار و ایدئولوژی ها، مکانیسم تاثیرگذاری، تعداد اعضاء، تکیه گاه طبقاتی و دوره های تاریخی طبقه بندی نمود. در این نوشتار جنبش های اجتماعی بر اساس اهداف، محوریت ایدئولوژی ها و مکانیسم تاثیرگذاری در دو طیف عمده کلان نگر و خردنگر قرار گرفته اند. جنبش های اجتماعی از لحاظ ساخت، اهداف، کنشگران و مکانیسم عمل جمعی متفاوت از سازمان های نهادی و بروکراتیک هستند. هر چند بعضاً جنبش های اجتماعی و زمینه های شکل گیری آنها را با تئوری های انقلاب تبیین کرده اند و دیدگاه های نظری جنبش ها با انقلاب ها با هم تداخل دارند، با این حال از مارکس و دورکهایم تا نسل جدید جامعه شناسانی نظیر تورن، اسملسر در تبیین این پدیده جمعی مدرن نظریه پردازی کرده اند. مارکس از زاویه طبقاتی، دورکهایم از زاویه پدیده های جمعی دوران گذار، تورن و اسملسر از دیدگاه اکسیونالیستی و ساختی به تبیین جنبش ها پرداخته اند. جنبش های اجتماعی در سیر تکامل خود ممکن است به احزاب سیاسی تبدیل شوند. حالت عکس و قهقرایی جنبش ها نیز به واسطه تغییر شرایط و دستیابی به اهداف، ریزش اعضاء و فشارهای ساختاری ممکن است روی دهد.
جُستار حاضر در پی آن است تا به بررسی گروهی از کلمات بپردازد که در جمله، مرجع ضمیری مذکور (پیوسته یا گسسته) هستند و در صورت حذف ضمیر می توانند جایگزین آن شوند و نقش آن را برعهده گیرند؛ ازاین رو، ما این دسته واژه ها و گروه های اسمی را «هم نقشِ ضمیر» نامیده ایم. ضمایری که این گروه واژه ها مرجع آن ها هستند بعد از اسم، حرف اضافه و فعل به کارمی روند و غالباً در سه نقش مضافٌ الیهی، متمّمی و مفعولی ظاهر می شوند؛ با این توضیح که نقش مفعولی آن ها، به ویژه در سوم شخص مفرد، دارای تفاوت هایی با دو نقش دیگر است. به باور ما، همین تفاوت ها سبب شده است که برخی دستورنویسان آن را با یک کاربرد ویژه و امروزی در گویش فارسی تهرانی مقایسه کنند و به اشتباه آن را «ضمیر فاعلی» بنامند. همچنین، کوشیده ایم تا در این مقاله نشان دهیم که نقش دستوری ضمایر پیوسته در جمله های بیانگر حالت انفعالی و احساسی، چیزی جز مفعول، متمّم یا مضافٌ الیه نیست و نقش دستوری اسم یا ضمیر گسسته در ابتدای این جمله ها نیز «هم نقش ضمیر» است؛ امّا قراردادن اسم یا ضمیر گسسته به جای ضمایر پیوسته در این گونه جمله ها در اغلب موارد باعث «نادستورمندی» جمله می شود. در این مقاله همچنین نشان داده شده که نقش دستوری ضمایر پیوسته در جمله های بیانگر حالت انفعالی و احساسی، چیزی جز مفعول، متمّم یا مضافٌ الیه نیست و نقش دستوری اسم یا ضمیر گسسته در ابتدای این جمله ها نیز ""هم نقش ضمیر"" است؛ امّا قرار دادن اسم یا ضمیر گسسته به جای ضمایر پیوسته در این گونه جمله ها در اغلب موارد باعث « نادستوری شدن» جمله می گردد.
سید محمد غروی در خلال سال های اخیر اضافه بر تدریس و تحقیق و تالیف و نظارت و مشاوره دادن به کارهای علمی، استاد راهنما یا مشاور و یا داور ده ها رساله کارشناسی ارشد و سطح 3 و 4 بوده. ضمن آنکه مقالاتی در مجله نور علم، حوزه و دانشگاه و معرفت و یا مصاحبه های علمی در مجلات حوزوی ارائه نموده است. و اکنون نیز در خلال کارهای علمی و تدریس مدیریت گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و موسسه امام خمینی را بعهده دارد.طی گفتگویی نظر ایشان را در مورد جایگاه خانواده در اسلام مورد بررسی قرار می دهیم.
در نگاه رایج متاثر از نظریه واقع گرایی، حقوق بین الملل صرفا ابزاری مدرن در خدمت قدرت های بزرگ است تا دستیابی به اهداف آنان قانونی جلوه کند و تا زمانی مورد احترام است که برای منافع ملی سود آور باشد. در واقع پشت نقاب زیبا و فریبنده حقوق بین الملل سیاست های مداخله گرانه و منافع خودخواهانه پنهان است. در مقابل شاخه سولیداریسم مکتب انگلیسی بدون انکار نقش محوری حاکمیت دولت ها، درشکل گیری اجماع جهانی بر هنجارهای حقوق بین الملل وکم رنگ شدن خط فاصل میان جامعه داخلی و بین المللی تمرکز دارد و به عنوان یکی از پایه های نظری پارادایم حکمرانی خوب، با تاکید بر هنجارهای حقوق بین الملل بشر دولت ها را به سمت رعایت استانداردهای حکمرانی سوق می دهد. این که آیا رویکرد مکتب انگلیسی به حقوق بین الملل توانسته استانداردهای حقوق بشر و حکمرانی مطلوب در جامعه بین المللی را ارتقاء بخشد؟ سوال این مقاله است که با بهره گیری از روش گردآوری داده ها از نوع اسنادی از طریق کتاب ها، مقالات، سایت ها و منابع اینترنتی، به این نتیجه رسیدیم که گرچه نظام حقوقی بین الملل مشتمل بر قواعد افقی و مبتنی برهمکاری تابعان است. اما دولت ها به موجب همین قواعد و هنجارهای مشترک جامعه بین المللی را می سازند و با محدود نمودن خود به رعایت این مقررات، تخطی از موازین حقوق بشر و استانداردهای حکمرانی را غیرمجاز می دانند و به لحاظ حفظ اعتبار و مشروعیت بین المللی خود به راحتی حاضر به کنارگذاشتن آنها نیستند.
هلاکو پس از پیروزی های بزرگ در ایران و بین النهرین و تابع ساختن آسیای صغیر و ارمنستان حکومتی دودمانی در سرزمین های مفتوحه پدید آورد که درآغاز تابع صوری دربار مرکزی مغول بود و بتدریج به استقلال کامل سیاسی دست یافت. تاسیس حکومت ایلخانی و فرمانروایی آن بر ایران، پس از سقوط عباسیان از منظر فرایند تکامل هویت سیاسی ایران بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. با این حال چگونگی تاسیس حکومت ایلخانان موضوعی است که نیازمند بررسی و بازبینی دوباره است. در بسیاری پژوهش های تاریخی عمدتا تاسیس حکومت ایلخانان را بر پایه روایت تاریخنگاری ایرانی دوره مغول در چارچوب ماموریت هلاکو خان به سوی غرب و با اجازه و هماهنگی دربار مرکزی مغول بیان کرده اند، اما برخی پژوهشگران نیز با دیده ابهام و پرسش به این نظر پرداخته اند. از این روی این مقاله با عنوان «فرایند تاریخی تشکیل حکومت ایلخانی» با چنین رویکردی به روش توصیفی و تحلیلی به بررسی فرایندی تاریخی می پردازد که در آن هلاکو خان در قامت خانزاده ای جهانگشای به فرمانروایی با دعوی جهانداری تبدیل شد و در متون تاریخنگاری ایرانی در سیمای پادشاهان اسطوره ای و باستانی ایران معرفی شد.
بدینسان این مقاله پس از مقدمه به بررسی موضوع در چارچوب اوضاع ایران در آستانه لشکرکشی هلاکو خان، اهداف لشکرکشی هلاکو به سوی غرب، بازتاب اهداف جهاندارانه ماموریت هلاکو به سوی غرب در تاریخنگاری ایرانی، مرگ منگو قاآن و پیامدهای آن در ایران، شکست عین جالوت و فرمانروایی هلاکو بر قلمرو باستانی ایران و پایان شکست ناپذیری مغولان و نگرش ایرانمداری هلاکو می پردازد.
هدف اصلی این مقاله بررسی تجارت مسلمانان و عوامل پیشرفت آن در جامعه اسلامی در طی قرون اول تا سوم هجری می باشد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که تجارت از ارکان مهم اقتصاد است. پژوهش درباره ی فعالیت های اقتصادی مسلمانان به ویژه در قرون اولیه ی اسلام اهمیت بسیاری دارد. گسترش اسلام در سرزمین های دوردست تحولات اقتصادی مهمی را طی قرون اول تا سوم هجری به دنبال آورد و سرزمین های اسلامی را به یکی از مراکز مهم تجاری دنیای آن روز بدل نمود. تجارت مکه مقارن ظهور اسلام از رونق بالایی برخوردار بود. در قرن اول مسلمانان مشغول گسترش قلمرو اسلامی بودند. تجارت بیشتر در این دوره جنبه داخلی داشت. از اوایل قرن دوم تجارت در توسعه اقتصادی جامعه ی اسلامی نقش مهمی پیدا کرد و به تدریج در سرزمین های اسلامی رونق یافت. به-طوری که از اواسط قرن دوم جنبه ی جهانی یافت. عواملی چون گسترش قلمرو اسلامی، روابط با سرزمین های دیگر، افزایش جمعیت و تولیدات، بازارها، اصناف، گسترش ضرب سکه و ایجاد شرکت های تجاری به رشد اقتصادی جامعه اسلامی کمک کرد و در شکوفایی و پیشرفت بازرگانی موثر بودند.
این مقاله درصددد است مهم ترین جنگ سلجوقیان با امپراتوری بیزانس را مورد بازکاوی و بررسی قرار دهد. تصرف ایران توسط ترکان سلجوقی و پیشروی آنان به سوی آناطولی، دو قدرت برتر منطقه را در برابر هم قرار داد. این رویارویی علی رغم برتری بیزانس به پیروزی قاطع سلجوقیان انجامید. این مقاله با نگاه تحلیلی به سیاست سلجوقیان و رومیان در آناطولی، سعی دارد ریشه های نارضایتی مردم منطقه از رومیان را تشریخ کند و چگونگی زمینه پذیرش سلطه ترکان را بیان کند. در قسمتی دیگر به رویارویی دو سپاه، ترکیب جمعیتی نیروها، تاکتیک ها و سلاح های طرفین و عملکرد آن ها در جنگ پرداخته است. در قسمت پایانی نیز پیامدهای پیروزی نبرد ملازگرد از جمله تشکیل دولت سلجوقیان روم، تضعیف نفوذ مسیحیان در آناطولی، ترک شدن منطقه و آغاز جنگ های صلیبی می پردازد. این مقاله با استناد به مطالب مورخان مسلمان عرب، ایرانی و ترک داده های قابل توجهی ارایه می دهد.
میان عبارت اشغال سفارت امریکا و عبارت تسخیر لانه جاسوسی استکبار جهانی فاصله ای به بزرگی یک ایدئولوژی قرار دارد و بسته به این که شخص دارای چه ایدئولوژی و مکتبی باشد، تفاوت می کند. برای ما ایرانیان تسخیر لانه جاسوسی گامی بلند در جهت حراست از انقلاب اسلامی و استیفای حقوق پایمال شده مردم است و هرچه رسانه ها و سازمانهای جهانی سعی کنند آن را مورد مذمت قانونی و دیپلماتیک قرار دهند، مردم ایران از وقوع دومین انقلاب خود پشیمان نخواهند شد. تاریخ، شاهد است که تحت عنوان مصونیت دیپلماتیک، محموله های دیپلماتیک و آداب دیپلماسی، چه مظالم و فجایعی که بر سر ملل مظلوم مشرق زمین، به ویژه مسلمانان، نرفته است. اکنون باید جاسوسخانه بودن سفارت امریکا در تهران و به ویژه برنامه ریزیها و فعالیتهای براندازانه آنها علیه انقلاب و حکومت نوپای جمهوری اسلامی، به عرصه پژوهشهای مستند تاریخی رسیده و روشنفکران و اندیشمندان جهان از انگیزه های برحق ملت ایران در حمله به سفارتخانه امریکا مطلع شوند. با مطالعه این مقاله، با برخی از جنبه های این رویداد مهم تاریخی آشنا می گردید.
برای تحقق عدالت و رعایت بیطرفی قاضی، قانونگذار تمهیدات مختلفی را در قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی نموده است. در این زمینه، به عنوان ایراد ردّ دادرس، حسب بند «د» ماده 91 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، دادرس نباید سابقا در موضوع دعوای اقامه شده به عنوان دادرس یا داور یا کارشناس یا گواه اظهارنظر کرده باشد، تا بیطرفی قاضی رعایت شده و عدالت حاصل شود. هدف این پژوهش، بررسی شرایط ایراد ردّ دادرس بر اساس عدم اظهارنظر قبلی دادرس در موضوع دعوی میباشد که با روش تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و توجه ویژه به آراء قضایی و نظریات مشورتی اداره حقوقی قوّه قضائیه و... انجام شده است. نتایج حاصله از این پژوهش عبارتند از: عبارت قانونگذار در خصوص «اظهارنظر قبلی» و «موضوع دعوی» برای رسیدگی به عنوان دادرس دارای ابهام میباشد و به نظر میرسد اظهار نظری مشمول منع است که در موضوع حکمی دعوی اتخاذ شده و مؤثر در تصمیم گیری ماهوی باشد.
مشروعیت اساسىترین و قدیمىترین مسأله حاکمیتها در طول تاریخ زندگى اجتماعى بشر بوده و هست. مهمترین مسأله در حوزه بحث مشروعیت سیاسى، الهى یا مردمى بودن مشروعیت است؛ ناهمسازهاى حل ناشدنى که نیروى عظیمى از افکار و اندیشهها را صرف خویش کرده است.
در نوشتار حاضر سعى بر آن است تا با باز خوانى مفاهیم اساسى این بحث از زاویه و دیدگاهى نو و با تبیین خیالى بودن ناهمسازه فوق، این بحثها را که از محل نزاع خارج گردیده، از نو سازماندهى کند.
جغرافیای سیاسی کشورهای پیرامون ایران، همیشه تاثیر مهمی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی، داشته اند. در طول دوره های مختلف، بسیاری از ائتلاف ها و پیمان های نظامی در فضاهای جغرافیایی اطراف ایران، شکل گرفته است. اهمیت ایران از نظر ژئوپلتیک، موجب شده تا هر نوع پیمان نظامی- امنیتی بر روابط ایران با سایر کشورها تاثیرگذار باشد. یکی از پیمان های مهم جهانی که در محیط جغرافیایی پیرامونی ایران ظرف 60 سال گذشته شکل گرفته است، پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) می باشد. انتظار می رفت که با انحلال پیمان ورشو، سازمان ناتو نیز رو به ضعف نهاده و در نهایت کنار گذاشته شود. ولی با تلاش های ایالات متحده، نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد، بلکه حوزه ماموریت های ناتو و دامنه نفوذ آن گسترش یافته است.
تغییر در ماموریت های گذشته ناتو و ایجاد وسعت سرزمینی و جغرافیایی برای ایفای نقش بیشتر پیمان آتلانتیک شمالی، پاسخ دولت آمریکا برای حفظ ناتو در مسیر برنامه های آتی ایالات متحده در سطح جهان بخصوص منطقه قفقاز و آسیای جنوب شرقی بوده است. می توان اهداف ناتو را در شرایط کنونی در مقولاتی نظیر تضعیف قدرت روسیه و از میان بردن زمینه های بازسازی اقتدار گذشته آن، تثبیت هژمونی و برتری آمریکا در حوزه نفوذ روسیه و همچنین تسلط بر منابع انرژی جستجو نمود. بر این اساس چهار حوزه جدید به عنوان وظایف ناتو از سوی اروپا و امریکا در حال پی گیری است:
اهداف جدید ناتو برای گسترش به سمت جغرافیای سیاسی مناطق شرق و جنوب، واکنش دولت های دیگر نظیر روسیه، چین و ایران را برانگیخته است. حضور گسترده ناتو در فضای جغرافیایی کشورهایی مانند افغانستان و نیز شروع برخی مذاکرات همکاری میان ناتو و کشورهای جنوب خلیج فارس در اوایل سال 1387، واقعیتی مسلم و انکار ناپذیر می باشد. این وضعیت می تواند سناریوهای مختلفی را در حوزه امنیتی جغرافیای پیرامون ایران رقم بزند که قدر مسلم آن "" خطر و تهدید بودن "" حضور ناتو برای جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. بنابراین جمهوری اسلامی ایران می بایستی نسبت به مقاصد جدید این پیمان نظامی به اندازه کافی حساس بوده و طرح ها و برنامه های آن را زیر نظر داشته باشد.
در این مقاله سعی می شود تا ضمن بررسی روند تشکیل ناتو، تاثیر توسعه و گسترش آن به حوزه های جغرافیایی پیرامون مرزهای ایران و نیز اثرات آن بر امنیت ملی کشور، بررسی و ارزیابی گردد.
پس از محاصره اصفهان به سال 1134ه.ق توسط محمود افغان، به پیشنهاد محمد قلی خان شاملو- وزیر اعظم- و محمد آقای خواجه یوزباشی آقایان ، چنین تصمیم گرفته شد که پسر سوم شاه سلطان حسین (تهماسب میرزا) به همراه اسماعیل آقای خواجه جبادار باشی (للـه تهماسب میرزا) ، محمد علی خان پسر اصلان خان ، محمدعلی خان مکری تفنگ چی آقاسی، رجب علی بیک ناظر سابق، میرزا صادق واقعه نویس و جمعی از غلامان خاصه و آقایان خواجه و حاجی هاشم تبریزی به همراه دویست نفر از اهل تبریز، در شب بیست و دوم شعبان سال 1134 ه . ق /1722 م ، مخفیانه از اصفهان به سوی آذربایجان بیرون روند.
تهماسب میرزا و همراهان ، پس از عبور از کاشان ، به قزوین وارد گشتند در عمارت دولتخانه این شهر اسکان داده شدند .
می نویسند مردم قزوین با شوق و ذوق فراوان از شاه زاده صفوی ، امید نا امیدی های خود ، و همراهانشان ، استقبال کردند ، به این امید که مرهمی باشند بر زخم های فراوانی که در این برهه از تاریخ کشور از سوی دشمنان این آب و خاک بر آنها و سایر شهرهای ایران وارد شده بود؛ غافل از اینکه پس از استقرار تهماسب و همراهان بر اریکه های قدرت و اطلاع از سقوط قطعی اصفهان و تسلط محمود افغان غلزایی بر اصفهان و اطراف آن ، در سی ام ماه محرم سال 1135ه . ق ، به جای چاره جویی و فعالیت برای نجات ایران و مردم ستم دیده اصفهان و پیرامونش ، با همراهان «... کور و کر... خود مشغول به شرب خمر و انواع فسوق گردیده ، امرای نمک به حرام مطلقاً از مقدمه اصفهان و تصرف افغان ، به خاطر نرسانیده ، به همان [عادت گذشته] به لهو و لعب و فسق و فجور اشتغال داشته، سکه به اسم نواب میرزا زدند» .
محمود افغان پس از دریافت خبر جلوس بر تخت و اعلام پادشاهی تهماسب دوم در قزوین ، اشرف را که عمو زاده اش بود ، به همراه سردار معروفش امان الهپ خان ، به منظور سرکوبی تهماسب و مردم قزوین ، به این شهر اعزام نمود . تهماسب و همراهان ، بدون اطلاع مردم شهر، شبانه از قزوین به تبریز فرار کردند و مردم بی پناه این شهر را به افغان ها تسلیم نمودند .
در این یورش افغان ها، مردم قزوین غافل گیر شدند و ورود افغان ها را به شهر به اجبار پذیرا گشتند ، ولی بر اثر ظلم و ستم آنان و حاکم افغانی این شهر - سیدال خان- بر آنها شوریدند و شبانه اکثر افغان ها را ، که در منزل قزوین به زور ساکن شده بودند ، به قتل رسانیدند و ما بقی افغان ها پس از اجبار ، روز مقاومت ، صف محاصره را شکستند و به سوی اصفهان عقب نشستند . قیام مردم قزوین در واقع الگو و سرمشق شورش های دیگر مردم ایران و اصفهان علیه افغان ها شد ، که جرقه اش در ابتدا از قزوین آغاز شده بود و در نهایت به قتل محمود انجامید .
نگارنده در نظر دارد درباره قیام دلاورانه مردم قزوین و نقش این شهر در سقوط دولت محمود افغان و روی کار آمدن اشرف ، مطالبی ارائه دهد تا شاید قبول اهل نظر افتد .