در مورد جریان های شیعی در افغانستان می توان گفت؛ که در طول تاریخ این کشور، به دلیل نبود رهبری واحد، عدم یکپارچگی جغرافیایی، عدم انسجام درونی و چندگانگی قومی، بسته بودن فضای حاکم بر هزاره جات، فشارهای همسایه های پشتون، تاجیک و ازبک، بی سوادی و در نهایت حکومت های ملوک الطوایفی که در هزاره جات وجود داشت؛ و هر میر هزاره در صدد حفظ موقعیت و قلمرو تحت نفوذ خود بوده اند؛ نمی توان یک راهبرد کلانی برای جریان های سیاسی شیعیان افغانستان ذکر کرد. ولی با این وجود، در کل می توان از عملکرد شیعیان در هر دوره تاریخی، با در نظر داشت شرایط خاص آن زمان، راهبرد خاصی را بدست آورد که آن را دنبال می کرده اند. اگر بخواهیم به طور نمونه، راهبردهای سیاسی شیعیان، از شکل گیری افغانستان با جغرافیای فعلی را، مورد بررسی قرار دهیم؛ مشاهده می کنیم که آن ها هر دوره تاریخی، راهبردهای متفاوتی را در پیش گرفته اند. از زمان احمدشاه ابدالی تا زمان عبدالرحمن، شیعیان افغانستان دو راهبرد را دنبال می کرده اند: در عرصه ارتباط با دولت مرکزی، برای دوری از برخورد با آن، راهبرد همکاری و حمایت از دولت مرکزی را در پیش گرفته بودند و در عرصه داخلی خود، جهت حفظ خود مختاری حکومت های ملوک الطوایفی حاکم بر هزاره جات؛ راهبرد خود مختاری داخلی و جلوگیری از دخالت دولت مرکزی در امور داخلی هزاره جات را دنبال می کردند. بعد از سرکوب تاریخی شیعیان توسط عبدالرحمن تا دوران حکومت امان الله خان، به دلیل از بین رفتن بیش از 62% جمعیت این مردم و همچنین از دست دادن سرزمین و رهبران مذهبی و قومی خود و وجود جو خفقان حاکم، آن ها اجباراً، راهبرد انزوا را در پیش گرفتند. پس از حکومت امان الله تا کودتای سال 57 کمونیست ها، جریان های شیعی، راهبرد مبارزه برای احیای هویت و بدست آوردن موقعیت اجتماعی و سیاسی از دست رفته خویش را دنبال می کردند. بعد از کودتای کمونیستی، جریان های شیعی علاوه بر آنکه راهبرد مبارزه مسلحانه با رژیم کمونیستی را در پیش گرفته بودند از ورای آن، برقراری عدالت اجتماعی و سهیم شدن در قدرت سیاسی کشور را دنبال می کردند. در پی پیروزی مجاهدین، برای مشارکت در معادلات سیاسی کشور، راهبرد وحدت درونی، بالا بردن توان نظامی و تعامل با گروه های دیگر قومی و مذهبی راهبرد جریان های شیعی را تشکیل می داد. و در نهایت بعد از تحولات اخیر کشور و حضور شیعیان، در بالاترین ارکان قدرت، راهبرد تثبیت موقعیت سیاسی خویش در ساختار قدرت کشور را پی گیری می کنند. از این رو راهبردی را که جریان های شیعی در انتخابات ریاست جمهوری 93 دنبال می کنند نیز، راهبرد تثبیت موقعیت سیاسی شیعیان، در بالاترین ارکان قدرت کشور می باشد.
در سال های اخیر شاهد نوعی آنومی اخلاقی در سطوح مختلف جامعه و مبدل شدن آن به نوعی نا سازگاری اخلاقی در سطح عمومی جامعه هستیم. در فرایند این تغییر و تحول، یکی از شیوه هایی که به مراتب کاربرد ان نیز افزایش یافته است، مقاومت فرهنگی است. یکی از نشانه های مقاومت فرهنگی ناسزاگویی و بدزبانی و افزایش خشونت در گفتار است. در این پژوهش از نظریه بوردیو( برای متغیر سرمایه فرهنگی)، فوکویاما و کاکس ( برای متغیر اعتماد اجتماعی) و رابرتسون و گیدنز ( برای متغیر جهانی شدن) استفاده شده است. از این حیث، هدف پژوهش حاضر، تحلیل جامعه شناختی و ارائه ی نشانه های افزایش ناسزاگویی در گفتار است. با توجه به هدف ذکر شده، نوع روش تحقیق، روش کمی (پیمایشی) است. که در بین 384 نفر از جوانان سطح شهر رشت، با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده اند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که عوامل اجتماعی و فرهنگی به ترتیب شامل متغیرهای اعتماد اجتماعی، جهانی شدن فرهنگی و سرمایه فرهنگی توانسته اند 24/0 درصد و عوامل فردی به ترتیب شامل پایگاه اقتصادی و اجتماعی، وضعیت تأهل، سن و جنسیت توانسته اند، 22/0 از واریانس ناسزاگویی در گفتار پاسخگویان را پیش بینی نمایند.
مطالعات زیادی در خصوص عوامل موثر بر مدیریت سود و میزان همبستگی بین آنها صورت گرفته است، اما بکارگیری عوامل موثر در جهت پیش بینی مدیریت سود کمتر مدنظر بوده است. در این تحقیق، توانایی پیش بینی الگوریتم های تخمینگر بردار پشتیبان، تخمینگر حداقل درجه و شبکه عصبی فازی در کشف مدیریت سود بررسی شده است. جامعه آماری این تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1385 الی 1391 است. نتایج بررسی فرضیه ها حاکی از آن است که الگوریتم تخمینگر بردار پشتیبان و تخمینگر حداقل درجه و شبکه عصبی فازی به ترتیب بیشترین دقت را در پیش بینی مدیریت سود را دارند.
purpouse: The aim of this study was to improve the organizational vitality and environmental performance of the university by implementing green management in the administrative, educational and research units of the free universities of Mazandaran province in the academic year of 2019-20. Methodology: Method in terms of practical purpose and in terms of data collection among descriptive research was correlational and in terms of method was mixed exploratory research. The statistical population consisted of 21 experts, specialists, experts in the fields of educational management and psychology, which was done using purposive sampling method and using the principle of maximum diversity to achieve theoretical saturation using semi-structured interviews. For validity and validity of the data, two methods of reviewing participants and reviewing non-participating experts in the research were used. The statistical population in the quantitative part included all faculty members, senior, middle and operational managers and officials of administrative, educational and research units of free universities in Mazandaran province in 1950. In the quantitative part, 321 people were selected as a statistical sample by relative random sampling method based on Cochran's formula. Findings: Data in the qualitative part were extracted through the implementation of Delphi technique with a semi-structured questionnaire and in the quantitative part through the implementation of researcher-made questionnaires of green management, organizational vitality and environmental performance on the statistical sample. The validity of the questionnaires was confirmed in terms of content and structure. Reliability was estimated and confirmed by Cronbach's alpha coefficient with 87%. Used. Results: Exploratory and confirmatory factor analysis showed that green management (six dimensions) has an effect on organizational vitality (seven dimensions) and environmental performance (seven dimensions) and organizational vitality has an effect on environmental performance. Also, organizational vitality played a mediating role in the impact of green management on environmental performance. Discussion: The development of economy, industry and green innovation requires culture building and efforts of every committed and responsible citizen of the country and as a matter of governance, all elements of the system must adhere to it.