پُرواضح است زنان نقش بی بدیل و مؤثری در توسعه سیاسی و فرهنگی جامعه خویش داشته و مشارکت اجتماعی آنان در تعیین سرنوشت سیاسی کشورها، با اهمیّت و تأثیرگذار است. ایفاء چنین اثرگذاری هایی در اجتماع، در برخی از بانوان همراه با اشتغال و کار بوده است. در طول تاریخ و سیرِ گذرای وضعیّت زنان شاغل در عرصه اجتماع، گاه مصائب و معضلاتی ناخواسته بر آنان وارد آمده که نیاز به حمایت بیشتر برای آنان به نسبت مردان را توجیه ساخته است. در ایران نیز به مانند بسیاری از کشورهای دیگر، مقنن در پی بهبود شرایط شغلی برای بانوان محترمی که در جامعه، گاه به فراخور وضعیّت خویش، ناگزیر به انجام کارهای بیرون و درون خانواده هستند، مبادرت به ایجاد تمهیدات و تسهیلاتی نموده است که در سپهر حق های بشری، غالباً عنوان «تبعیض روا» یا مثبت را بر تارک خویش نگریسته است. در برخی از اسناد و معاهدات حقوق بشری نیز می توان تأکید و حمایت از اِعمال تبعیضات مثبت را مشاهده نمود و کشورهای مختلفی نیز این اسناد را تنفیذ و در قوانین داخلی تصویب نموده اند. در راستای اِعمال تبعیض روا و بهبود شرایط زنان، در سال 1395، مجلس شورای اسلامی، قانون کاهش ساعات کار بانوان شاغل دارای شرایط خاص را به تصویب رسانید که کمک شایانی به زنان شاغل دارای شرایط خاص محسوب می گردد. در این نوشتار، نگارنده به بررسی این مطلب می پردازد که برقراریِ چنین امتیازاتی تا چه میزان برای ایجاد برابری و فرصت های شغلی برای زنان در چارچوب حقوق بشر، مطابق و مؤثر می باشد و این قانون را تا چه میزان می توان تبعیض مثبت در جهت ارتقاء حقوق زنان دانست.
تردیدی نیست که حمایت از کپی رایت به خصوص در فضای رو به رشد مجازی نه تنها موجب حفظ حقوق مؤلف خواهد شد، بلکه تأثیر چشمگیری در جذب سرمایه گذاری خارجی، نوآوری و به اشتراک گذاری آثار به عنوان عواملی مؤثر در رشد و توسعه کشور خواهد داشت. با ورود آثار فضای فیزیکی به فضای مجازی، حقوق مادی و معنوی تعریف شده برای مؤلف در فضای فیزیکی به فضای مجازی تعمیم یافته است؛ با وجود این، ماهیت خاص فضای مجازی و ظهور آثار جدید در این فضا باعث گردیده که گستره حقوق مؤلف دستخوش تغییراتی شود. برای مثال در اتحادیه اروپا حق تکثیر، شمول گسترده تری یافته و تکثیر موقت را نیز در بر می گیرد و یا قانون آمریکا حق اجرای عمومی را محدود به آثار صوتی ضبط شده می نماید. حقوق معنوی مؤلف نیز در برخی نظام های حقوقی مانند ایران به صورت عام و در برخی دیگر مانند آمریکا فارغ از فضای فیزیکی یا مجازی به صورت خاص و صرفاً برای پدیدآورندگان آثار هنرهای تجسمی شناسایی شده است. استثنائات فضای مجازی نیز مشابه فضای فیزیکی است، اما حق تکثیر موقت یا ذخیره سازی به عنوان بخش جدایی ناپذیر از فرایند استفاده از اثر در فضای مجازی، به حوزه استثنائات حق مؤلف اضافه شده است. در پژوهش حاضر موضوع حقوق مادی و معنوی مؤلف در فضای مجازی و تمایز آن با فضای فیزیکی در سه حوزه قضایی ایران، آمریکا و اتحادیه اروپا مورد بررسی قرار می گیرد.
این پژوهش به تحلیل عوامل مؤثر بر اشتغال در ایران به تفکیک نُه بخش در دوره 1390-1353 پرداخته است. بر اساس نتایج به دست آمده از برآورد الگوهای پویای توابع اشتغال به روش ARDL، در تمام بخش های اقتصادی، تولید اثر مثبت و سرمایه سرانه به عنوان شاخصی از هزینه نسبی استفاده از نیروی کار اثر منفی بر اشتغال داشته است. در ضمن، بهره وری کل عوامل تولید به عنوان شاخصی از فناوری، فقط در بخش های کشاورزی، صنعت، آب، برق و گاز، ارتباطات و سایر خدمات بر تقاضای نیروی کار اثر منفی و معنادار داشته است. بدین ترتیب، افزایش رشد تولید نقش مهمی در افزایش اشتغال دارد؛ ولی از اثرات منفی افزایش سرمایه سرانه و پیشرفت فناوری بر اشتغال نباید غافل شد. پیش بینی انجام شده بر اساس توابع اشتغال بخشی، نشان می دهد که در صورت تحقق متوسط رشد اقتصادی 8 درصد در سال، طی برنامه ششم توسعه، متوسط سالانه خالص ایجاد اشتغال حدود 949 هزار نفر خواهد بود و نرخ بیکاری به 9 درصد تنزل خواهد یافت.
What follows is an attempt to see Otto the phenomenologist within wider developments in the field, and to take account of some recent criticisms. Everything that is said falls under the general headingof 'introduction to the study of religion'(or 'meta-religionswissenschaft') Within this wide field, we shall be specifically concerned with the possibility of a systematic phenomenology of religion, and with that phenomenology of religion which takes its starting point from Otto's awareness of the numinous in its non-rational and rational forms and manifestations. In addition to this central insight of Otto's and deriving to a large extent from it, are the morphological categories which can be traced back further than Otto to Chantepie de la Saussaye (1869-1937). These categories form part of classical phenomenology of religion down to Friedrich Heiler (1892-1967). We shall come back to these categories after looking at Otto's numinous as the starting point for a global phenomenology.
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش اجرای مدیریت دانش بر افزایش بهره وری نیروی انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی و از حیث هدف نیز کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به تعداد 680 نفر را شامل می شود. روش نمونه گیری در این مطالعه، تصادفی طبقه ای بوده که از طریق جدول نمونه گیری مورگان به تعداد 245 نفر محاسبه شده است. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه مدیریت دانش و بهره وری می باشد. پرسشنامه مدیریت دانش بر اساس مدل پروبست و همکاران بوده و هفت مؤلفه (شناسایی دانش، کسب دانش، توسعه دانش، تسهیم دانش، نگهداری دانش، استفاده از دانش و در نهایت ارزیابی مدیریت دانش) در بر می گیرد. پرسشنامه بهره وری به صورت محقق ساخته بوده، که بر اساس مدل اچیو طراحی شده است و حاوی شاخص های (اعتبار تصمیمات، شناخت شغلی، بازخورد عملکرد، سازگاری با محیط، رضایت از محل کار و انگیزه) می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها پس از تست نرمال بودن با استفاده از آزمون کلموگروف-اسمیرنف، از آزمون رگرسیون دوگانه و چندگانه استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که هر یک از هفت عامل پیاده سازی مدیریت دانش (شناسایی دانش، کسب دانش، توسعه دانش، تسهیم دانش، نگهداری دانش، استفاده از دانش، و در نهایت ارزیابی مدیریت دانش) بر افزایش بهره وری کارکنان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز مؤثر می باشد. و به ترتیب اولویت عامل نگهداری دانش دارای بیشترین مقدار (33/0) است و قوی ترین سهم یگانه برای تبیین متغیر ملاک را فراهم می کند و می تواند 33 درصد از تغییرات متغییر بهره وری نیروی انسانی را پیش بینی کند. سپس به ترتیب اولویت، استفاده از دانش (31/0)، ارزیابی مدیریت دانش (27/0)، کسب دانش (17/0)، شناسایی دانش (10/0)، تسهیم دانش (08/0) و در نهایت توسعه دانش (06/0)، در کل سطح معنا داری مدل، با مقدار 25/13F= و با دوربین واتسن (06/2) و سطح معنا داری (000/0=Sig) مورد تأیید می باشد.
با توجه به تأثیرگذاری شگرف هزارویک شب بر عرصه های مختلف ادبی و فرهنگی ملل جهان، این پژوهش با هدف بررسی نقش هزارویک شب در شکوفایی نمایش نوین عربی، نزد پیشگامان این هنر صورت گرفت. بدین منظور پس از بررسی ریشه ها و خاستگاه های نمایش و شکل های مختلف هنرهای دراماتیک در کشورهای عربی، به معرفی هزارویک شب و قابلیت های نمایشی آن پرداخته شد. همزمان با شکل گیری تئاتر نوین عربی و پایه ریزی آن توسط نمایشنامه نویسان بزرگ عرب، موج تازه ای از تأثیرگذاری هزارویک شب بر ادبیات عربی و این بار در عرصه ی هنر نمایش به وجود آمد که بررسی و معرفی مهم ترین نمایشنامه هایی که براساس این کتاب نوشته شده اند، بخش بعدی این پژوهش را تشکیل می دهد. دستاورد این تحقیق اثبات قابلیت های نمایشی هزارویک شب از طریق بررسی نمونه ها و همچنین معرفی موج تأثیرپذیری نویسندگان عرب در دوره ی شکوفایی نمایش از نیمه ی قرن نوزدهم به بعد، نزد آنان است و بدین صورت ثابت می کند که توجه پیشتازان عرصه ی نمایش عربی و پایه گذاران آن، بیش از ادبیات اروپا به میراث تاریخی ادبیات عربی به طور عام و هزارویک شب به طور خاص بوده است.
امروزه عصر ارتباطات انسانی است و ریشة بسیاری از مسائل و مشکلات فرهنگی اجتماعی جامعه، بی توجهی به ارتباط صحیح با دیگران است. دقت در سیرة زندگی اهل بیت (ع) و تأسی به شیوة رفتاری و سبک زندگی آن بزرگواران همواره می تواند ما را در رسیدن به الگوی مطلوب و اتخاذ روش صحیح زندگی و ارتباط صحیح با دیگران رهنمون سازد. از میان تاریخ تحولات شیعه، بدون شک سفر امام رضا (ع) به ایران از مهم ترین حوادث محسوب می شود. هرچند این سفر با اصرارهای مأمون، خلیفة وقت عباسی، صورت پذیرفت؛ اما در عمل دارای آثار و پیامدهای درخشانی برای ایران بود. در مقالة حاضر تلاش شده است با نگاهی تحلیلی بر مدل ارتباطات انسانی «برلو» به عنوان نظریه پرداز حوزة ارتباطات، سیرة ارتباطی امام رضا (ع) در سفر مدینه تا مرو بررسی شود. مطابق این مدل، چهار ویژگی اصلی ارتباط گر یعنی مهارت ارتباطی، نگرش ها، سطح دانش و موقعیت فرهنگی و اجتماعی فرد، در سیرة رفتاری ایشان در این سفر قابل مشاهده است.
مقایسه های اجتماعی یکی از منابع اساسی کسب اطلاعات در باره خود هستند. این پژوهش با هدف بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس جهت گیری مقایسه اجتماعی انجام شد. 211 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه شهر نوشهر در سال تحصیلی 95-1394 به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند و نسخه فارسی مقیاس جهت گیری مقایسه اجتماعی و خرده مقیاس های خودکارآمدی و خوش بینی پرسشنامه سرمایه روانشناختی را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس مقدماتی 71/0 بدست آمد. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی به روش تحلیل مولفه های اصلی دو عامل توانایی و عقیده شناسایی شد. ضریب آلفای کرونباخ برای عامل توانایی 72/0، عامل عقیده 80/0 و نسخه فارسی مقیاس جهت گیری اجتماعی 80/0 به دست آمد که از نظر آماری معنادار بود. روایی مقیاس نیز با استفاده از روش های روایی وابسته به ملاک و روایی سازه تایید شد. همچنین تحلیل عاملی تاییدی نشان دهنده برازش مدل دو عاملی مقیاس بود. با توجه به نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که این مقیاس از پایایی و روایی مطلوبی در جامعه ایرانی برخوردار است و در پژوهش های مرتبط با مقایسه اجتماعی می توان از آن استفاده کرد.
هدف پژوهش حاضر تولید چندرسانه ای آموزش حساب آموز و تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی عملیات جمع و ضرب است. این مطالعة نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. نمونة پژوهش شامل 30 دانش آموز دختر پایة سوم ابتدایی ناتوان در یادگیری ریاضی شهر اراک است که از طریق نمونه گیری تمام شمار انتخاب و در دو گروه آزمایش (n=15) و کنترل (n=15) به صورت تصادفی جایگزین شدند. به مدت 12 جلسه گروهآزمایشباچندرسانه ای حساب آموز وگروهکنترلباروشمتداول آموزش دیدند. ابزار جمع آوری داده ها برای متغیر پیشرفت تحصیلی (جمع، ضرب) آزمون ایران کی مت بود.نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که استفاده از چندرسانه ای آموزشی حساب آموز در مقایسه با روش آموزش متداول در پیشرفت تحصیلی جمعدانش آموزان دختر با ناتوانی یادگیری ریاضی مؤثر بوده است؛ اما در پیشرفت تحصیلی ضرب تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشده است. با توجه به یافته های به دست آمده از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که چندرسانه ای حساب آموز در بهبود ناتوانی یادگیری ریاضی مؤثر است.