فتح ایران توسط اعراب تحولی عمیق در ایران پدید آورد. این حادثه موجبات تغییر ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور را فراهم آورد. در مواجهه با وضعیت جدید جریان های گوناگونی در ایران شکل گرفتند؛ در این میان کسانی بودند که با نفی و انکار شرایط جدید سعی کردند همچنان با اتکا به عناصر و مؤلفه های هویت ایران باستان خود را معرفی نمایند ازجمله آن ها موبدان هستند. مسأله ما در این پژوهش این است که موبدان در واکنش به این وضعیت جدید چه تدابیری اتخاذ کردند و اینکه سهم آن ها در حفظ و احیای میراث ایرانی چه میزان بوده است؟ با بررسی منابع تاریخی، جغرافیایی و ادبی درمی یابیم که موبدان در حفظ، احیاء و گسترش دین زرتشتی، زبان فارسی، آگاهی تاریخی، آداب و سنن و فرهنگ ایرانی در دوران جدید سعی و تلاش وافری نمودند. اگرچه آن ها به عنوان حافظ دین بهی نتوانستند جلوی اسلامی شدن ایران را بگیرند ولی در عرصه ی تاریخ و فرهنگ تلاش آن ها به بار نشسته و بدین ترتیب در تداوم میراث ایرانی (هویت ایرانی) در دوران اسلامی نقش کلیدی ایفا کردند. در این جستار سعی شده است با روش تبیینی (علّت یاب) و تفسیری تفهمّی (معناکاو) به «چرایی» و «چگونگی» تداوم ایرانیت در دوران اسلامی پاسخی درخور داده شود.
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و تبیین اثرات تصویر ذهنی گردشگران داخلی شهر
اصفهان بر توسعه گردشگری آن است. جامعه آماری این پژوهش، گردشگرانی هستند که تجربه
سفر به شهر اصفهان را دارند. از آنجاییکه جامعه آماری نامحدود بوده ، بنابرابن برمبنای روش
تعیین حجم نمونه کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری تعیین گردیده و از طریق
نمونهگیری (غیراحتمالی) در دسترس انتخاب شدند. بهمنظور گردآوری دادهها از پرسشنامههای
استاندارد بر اساس طیف لیکرت (پنج گزینهای) استفاده شد. روایی پرسشنامه به روشصوری -
محتوایی و پایایی آن با محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ برای هر متغیر محاسبه شد . برای تجزیه و
تحلیل دادههای گردآوریشده و بررسی مدل مفهومی، از روشمدلیابی معادلات ساختاری و با
برازش مدل و تحلیلهای لازم صورت گرفت . در نهایت، با اصلاح AMOS استفاده از نرمافزار
مدل مفهومی، برازش خوبی برای الگوی نظری طراحیشده، حاصل شد. بنابراین، می توان اظهار
داشت که ویژگیهای فردی بهواسطه تصویر ذهنی بر رفتار گردشگری، دستاوردهای گردشگری
و توسعه گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد.
رابطة میان قرآن و کتاب مقدس، از جمله موضوعاتی است که همواره مورد توجه مستشرقان و قرآن پژوهان بوده است. در این میان آنجلیکا نویورت در این باره دیدگاهی متفاوت از اسلاف خود مطرح ساخته است. از دیدگاه نویورت، روایت های کتاب مقدس در قرآن به صورت های گوناگونی بازتاب و نمود داشته که تمام این نمودها ناشی از وجود فضای معرفتی ای است که قرآن در آن نازل شده است. نویورت این فضای معرفتی را دورة باستان متأخر نامیده که بسیاری از معارف الهیاتی و دینی عهد باستان را به میراث برده است و قرآن به عنوان مجموعه ای شفاهی و پویا با این سنت ها در ارتباط و تعامل بوده و به گفت وگو و مناظره با آنها پرداخته است. داستان موسی علیه السلام از جمله مواردی است که نویورت به بررسی آن پرداخته و سعی در تبیین دیدگاهش به صورت مطالعات موردی دارد. این مقاله سعی بر آن دارد دیدگاه نویورت را بررسی و در ضمنِ داستان حضرت موسی علیه السلام آن را واکاود. بازتاب روایت های کتاب مقدس بدون تأثیرپذیری قرآن از این کتاب، دیدگاهی است که از بررسی پژوهش های نویورت قابل دستیابی است.