ربابه خاتون پیله فروش عضو هیات علمی مربی پایه 22، کارشناسی ارشد پژوهش هنر، گروه صنایع دستی دانشکده معماری هنر، دانشگاه کاشان 09121595306 (kh_ pilehforoush@yahoo.com صدیقه کیانی سلمی استادیار گروه جغرافیا و اکوتوریسم،دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان 09131283870، s.kiani@kashanu.ac.ir چکیده: هنرهای صناعی تبلور عینی فرهنگ و مظاهر هنری و ازنوع هنرهای کاربردی و مردمی با طرحها واصالتهای ویژه خود، همیشه چون عاملی مهم و اساسی درپیکره اقتصادی ایران مطرح بوده است. با توجه به جایگاه هنرهای صناعی به عنوان دومین عامل رشد تولید ناخالص ملی، سیاستهای حمایتی و هدایتی گسترده ای در زمینه توسعه آن صورت پذیرفته است که طبیعتاً گسترش آن، اثرات متفاوت و قابل توجهی بر جا می گذارد. با توجه به پیچیدگی و همچنین گستردگی فعالیتها در حوزه هنرهای صناعی اثرات ناشی از آن نیز ابعاد به هم پیوسته ی بسیاری دارندکه لازم است در توسعه اینگونه مشاغل به آنها توجه شود. آگاهی دقیق از وضعیت و اثرات ایجاد شده و نیز شدت و ضعف آن در هر یک از ابعاد، برنامه ریزان را قادر به ارائه برنامه ای متناسب و بهینه برای رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت خواهد نمود و ضریب موفقیت اینگونه مشاغل را ارتقا می دهد.روش تحقیق در این پژوهش، ازنوع توصیفی – تحلیلی است که با هدف بررسی وضعیت کارآفرینی فارغ التحصیلان هنرهای صناعی و تحلیل نقاط قوت و ضعف آن برای بهبود شرایط شغلی افراد فعال در این عرصه هنر صنعت، صورت گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه است..جامعه آماری پژوهش 230 نفر از فارغ التحصیلان زن رشته صنایع دستی دانشگاه کاشان است که تعداد 35 نفر به عنوان جامعه نمونه به طور تصادفی برگزیده شده اند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد میا نگین درآمد هنرمندان از میانگین در آمد جامعه بالاتر است .و این در حالی است که میانگین تجربه کاری فقط 2/5 سال است.
هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی تأثیر روش کلیدی و ترسیم معنایی در یاد آوری واژگان تخصصی رشته محیط زیست در زبان آموزان ایران است. به همین منظور هفتاد نفر از دانشجویان سطح متوسطه پایین از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با استفاده از آزمون تعیین سطوح بصورت پیش آزمون انتخاب و گروه های منتخب- به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در طول دوره هشت جلسه این هر دو گروه نخست متن از یک کتاب درسی را که توسط محقق به عنوان مواد آموزشی انتخاب شدند در تدریس آن مواد آموزشی در یکی از گروه ها از روش ترسیم معنایی و در دیگری از روش کلیدی استفاده شد. بعد از هر جلسه دانشجویان باید بلافاصله در یک آزمون برای اثر کوتاه مدت آموزش شرکت می کردند. یکی از گروه های آزمایشی که از روی تدریس ترسیم معنایی برخوردار بود و بعد از خواندن هر متن تمرین انجام می داد، گروه دیگر از طریق روش کلیدی بهره مند شدند که در پایان دوره دانشجویان در امتحان پایان ترم به عنوان اثر بلند مدت آموزش شرکت کردند. برای اندازه گیری اثر آموزش آزمون تی استفاده گردید. یافته ها و نتایج حاصل نشان داد که هر دو استراتژی یادآوری واژگان بهبود می بخشند. اما آزمون تی نشان داد که ترسیم معنایی اثر بیشتری از روش کلیدی در یادآوری واژگان دانشجویان سطح متوسطه پایین ایران دارد (P<.05).
علی رغم اتفاق نظر اکثر دانشمندان بر وقوع پدیده گرمایش جهانی، لیکن شک و تردیدهایی در خصوص وقوع این پدیده محیطی از سوی برخی از دانشمندان مطرح می شود. آنان گرمایش جهانی را با این استدلال زیر سؤال می برند که دمای ثبت شده در ایستگاه ها شایستگی نمایندگی روند دما را ندارد. زیرا با گذشت زمان و افزایش جمعیت شهرها و نیرومند شدن جزیره ی گرمایی، دمای ایستگاه ها بازتاب جزیره ی گرمایی است نه گرمایش جهانی. برای رفع این شبهه، می توان موضوع را با رویکردی متفاوت ارزیابی کرد و به جای بررسی دما،گرمایش جهانی را از روی تغییرات ستبرای هواسپهر، ردیابی نمود. بدین منظور داده های شبکه ای ارتفاع ژئوپتانسیل تراز هزار و تراز پانصد هکتوپاسکال نیمکره شمالی از 11/10/1357 تا 09/10/1392 به مدت 12782 روز از تارنمای NCEP/DOE برداشت گردید. نقشه های ستبرا برای هر روز محاسبه و سپس نقشه میانگین ستبرای هر روز برای کل نیمکره فراهم شد. این محاسبات برای تمامی 12782 روز انجام شد و سری زمانی میانگین وزنی ستبرای هواسپهر نیمکره شمالی بدست آمد. سری مذکور علاوه بر نیمکره شمالی برای ایران نیز محاسبه شد و رفتار آن با سری های زمانی میانگین دماهای کمینه و بیشینه ایران ارزیابی گردید. بررسی ها نشان داد که طی دوره بررسی شده (1392-1357) میانگین ستبرای نیمهزیرین هواسپهر نیمکره شمالی حدود 13 متر افزایش داشته است. سال 1377 نقطه عطفی در تغییرات ستبرای هواسپهر نیمکره شمالی است. در این سال جهشی در سری زمانی ستبرای هواسپهر نیمکره شمالی دیده می شود. بررسی ها نشان داد که تغییرات ستبرای هواسپهر نیمکره شمالی در تمامی عرض های جغرافیایی یکسان نیست. در مناطق حاره بسیار ناچیز و در عرض های جغرافیایی بالا، بسیار شدیدتر بوده و دارای روند افزایشی معنادار می باشد. بررسی رابطه بین ستبرای هواسپهر نیمکره شمالی و ایران نشان می دهد که در طی دوره 35 ساله ستبرای هواسپهر ایران حدود 7/2 متر بیش از میانگین ستبرای نیمکره شمالی، افزایش یافته است. یعنی سرعت روند افزایش گرمایش ایران بیش از میانگین نیمکره شمالی است. سری زمانی دمای کمینه نسبت به دمای بیشینه رابطه بهتری را با سری زمانی میانگین ستبرای هواسپهر نیمکره شمالی نشان می دهد. در حالی که سری زمانی دمای بیشینه نسبت به دمای کمینه رابطه قوی تری با سری زمانی ستبرای هواسپهر ایران دارد. از سوی دیگر بررسی سری دمای کمینه و ستبرای هواسپهر ایران نشان داد که رفتار دمای کمینه در قبل و بعد از سال 1371 تغییر یافته و این می تواند بازتاب دهنده افزایش وردش پذیری دمای کمینه در فاز دوم باشد. در مجموع بررسی ها نشان داد که با هر درجه افزایش میانگین دما در ایران، حدود 17 متر بر ستبرای هواسپهر ایران افزوده شده است.
شاهنامة فردوسی از همان آغا ز طیّ ادوار مختلف مورد استقبال و توجّه بی نظیر گروه های گوناگون قرار گرفته، به گونه ای که در طول تاریخ ادبیّات ایران از هیچ اثری به اندازة شاهنامه ، گزیده نویسی و برای آن نظیره گویی نشده است. این گزیده ها را می توان در نسخه های مستقل و با عنوان «برگزیده» ، «خلاصه» و «منتخبات» شاهنامة فردوسی و یا در قالب جُنگ ها و سفینه ها، ابیات منقول در آثار منظوم و منثور آمیخته به نظم مورد بررسی قرار داد. در این مقاله، ضمن احصا و دسته بندی گزیده های شاهنامه، سیر تطّور تاریخی گزیده-نویسی و منتخبات ابیات شاهنامه مورد توجّه قرار گرفته و معلوم شده است که تا عصر اخیر بخش عمده ای از منتخبات شاهنامه، در خارج از مرزهای ایران فراهم آمده و غالباً گلچین ابیات شاهنامه در ایران، در برخی جنگ ها و آثار منظوم و منثور در دوره های مختلف تاریخی آمده است. رواج گزیده نویسی در عصر حاضر، حاصل خدمات ارزندة فروغی در زمینة شاهنامه پژوهی و تعیین سال 1313 به عنوان سال هزارة فردوسی است. این امر فعالیّت های گسترده ای را در بزرگداشت فردوسی و معرّفی شاهنامه در سطح جهان به دنبال داشت و انتشار چندین شاهنامة کامل و تهیة منتخباتی را در ایران سبب گردید.
هدف این مقاله، ارائه الگویی برای تبیین چگونگی تأثیر دین داری درونی بر تصمیم گیری اخلاقی در کسب وکار است. مجموعه تحقیقات کمّی به روش نظام مند جستجو و برمبنای معیارهای مشخص، انتخاب شدند. سپس با تحلیل و ترکیب این تحقیقات، نشان داده شده است که دین داری درونی هم به صورت مستقیم، و هم از طریق تقویت متغیرهایی چون تکلیف محوری و احساس گناه ناشی از رفتار غیر اخلاقی و تضعیف متغیر اخلاق ماکیاولی، بر تصمیم گیری اخلاقی تأثیر مثبت می گذارد. نزدیک به 80 درصد تحقیقات کمّی، این تأثیر را مثبت و معنادار گزارش کرده و آن را در گروه مصرف کنندگان بیشتر از مدیران ارشد و متخصصان و در افراد خودشیفته، ثروتمندتر، بدطینت و چالش های اخلاقی فعال، ضعیف تر دانسته اند. در پایان، پیشنهاد شده است تا در تحقیقات آتی بیشتر از روش های طولی/ آزمایشی/ مداخله ای بهره گرفته شود، به ادیان غیرمسیحی بیشتر پرداخته شود و نیز از متغیرهایی چون عشق به پول، تعهد به بهبود اخلاقی و شدت اخلاقی ادراک شده، به عنوان میانجی و از متغیرهایی چون نوع شغل، میزان رسمیت، نوع سازمان، فشار اجتماعی برای دین داری، توانایی های شناختی و ایجاد فرصت برای رفتار غیراخلاقی نیز به عنوان تعدیل کننده استفاده شود.
عقد بیع به عنوان یکی از مهمترین عقود معوض، هر یک از طرفین را ملزم به انجام تعهداتی در برابر طرف دیگر می نماید. در کنوانسیون وین، بایع ملزم به انجام تعهداتی در برابر خریدار می باشد. سؤال این است که آیا عرف در تعیین تعهدات بایع در کنوانسیون بیع بین المللی کالا مؤثر است؟ طرفین قرارداد، الزامی به پیش بینی و ذکر تمام جزئیات عقد ندارند، بلکه کافی است که راجع به ارکان و موضوع اصلی قرارداد به توافق دست یابند و این عرف و مقررات تکمیلی است که به تعیین سایر جزئیات و آثار قراردادی (تعیین حقوق وتعهدات متعاقدین وحدود آن) می پردازد. ماده 220 و 225 قانون مدنی نیز مهمترین مؤید این مدعا است. عرف در کنوانسیون وین نیز نقش مؤثری دارد؛ زیرا در کنوانسیون، متعاقدین علاوه بر اینکه ملتزم به هر گونه عرف مورد توافق و رویه معمول به میان خود هستند، فرض بر این است که به عرفی که نسبت به آن آگاه بوده اند ویا می بایست آگاه بوده باشند و آن عرف در تجارت بین الملل به نحو وسیع و گسترده ای شناخته شده است و طرفین قراردادهای مشابه در آن نوع تجارت خاص به طور منظم آن را رعایت می نمایند، به نحو ضمنی بر قرارداد خود حاکم ساخته اند. در این پژوهش به بیان تأثیر عرف و عادت در تعیین تعهدات بایع در کنوانسیون بیع بین المللی کالا خواهیم پرداخت. از استقرا در مقررات کنوانسیون، به این نتیجه کلی و شاخص دست می یابیم که در فرض عدم وجود توافق مبنی بر تعیین تعهدات بایع، با توجه به ماده 9 کنوانسیون، بدون تردید عرف ورویه معمول به میان متعاقدین، تعیین کننده تعهدات بایع خواهند بود. بنابراین در صورت عدم وجود توافق متعاقدین مبنی بر التزام به عرف خاصی ونیز فقدان رویه معمول به میان آنها راجع به تعهدات بایع، چنانچه شرایط عرف مورد اشاره در بند 2 ماده 9 کنوانسیون وجود داشته باشد، بایع ملتزم به رعایت آن خواهد بود. درنهایت درصورت عدم وجود عرف تعیین کننده بایع بر اساس مقررات تکمیلی کنوانسیون ملزم به انجام تعهدات خود است. مشابه همین وضعیت درحقوق ایران نیز وجود دارد.
پژوهش حاضر به بررسی اعتبار الگوی ارزشیابی سیپ در ارزیابی عملکرد مراکز آموزشی می پردازد. روش پژوهش، پیمایشی است. جامعه آماری را 90 نفر از مدیران وکارشناسان مراکز آموزشی شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران تشکیل می دهند که با بررسی جامعه آماری و مطابقت شرایط آنها با نیازهای تحقیق، تعداد60 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز تحقیق توسط پرسشنامه گرد آوری شده است. پایایی پرسشنامه به وسیله آلفای کرونباخ تعیین گردیده که ضریب 87/. سطح خوبی از پایایی را نشان می دهد. همچنین برای اطمینان از روایی محتوایی نیز از روش توافق متخصصان استفاده شده است. پس از جمع آوری اطلاعات مورد نظر، میزان اعتبار الگوی سیپ به وسیله تحلیل عاملی ارزیابی گردید و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از آزمون دوجمله ای، آزمون تأییدی فریدمن، آزمون همبستگی و آزمون t استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ابعاد چهارگانه الگوی سیپ و معیارهای بیست گانه آن مورد قبول واقع شده و توانایی این الگو در ارزیابی عملکرد مراکز آموزشی تأیید گردیده است. همچنین بین ابعاد، معیارها و متغیرهای یاد شده رابطه معناداری نیز مشاهده گردید که حاکی از آن است که هر یک از متغیرهای آشکار به طرز معناداری متغیرهای پنهان مربوط را مورد سنجش قرار می دهد